ویکیپدیا کوتهنوشت بهصورت وپ و یک دانشنامه برخط چندزبانه مبتنی بر وب با محتوای آزاد و همکاری باز است که با همکاری افراد داوطلب نوشته میشود و هر کسی که به اینترنت و وب دسترسی داشته باشد میتواند مقالات آن را ببیند و ویرایش کند نام ویکیپدیا واژهای ترکیبی است که از واژههای ویکی وبگاه مشارکتی و اِنسایکلوپدیا دانشنامه یا دائرالمعارف گرفته شدهاست هدف ویکیپدیا آفرینش و انتشار جهانی یک دانشنامه با محتوای آزاد به تمامی زبانهای زندهٔ دنیا است ویکیپدیای انگلیسی در تاریخ ژانویه دی به صورت مکملی برای دانشنامهٔ تخصصی نیوپدیا نوشته شد بنیانگذاران آن جیمی ویلز و لری سنگر هستند هماکنون بنیاد غیرانتفاعی ویکیمدیا پروژهٔ ویکیپدیا را پشتیبانی میکند میزبانهای اینترنتی اصلی این وبگاه در شهر تامپای فلوریدا هستند همچنین میزبانهای اضافی دیگری هم در شهرهای آمستردام و سئول به این وبگاه یاری میرسانند در میان تمام زبانهای ویکیپدیا تا دسامبر آذر بیش از میلیون صفحه وجود دارد که بیش از سی و هفت میلیون عدد از آنها مقاله است از زبانهای مشهور به ترتیب زبان انگلیسی بیش از میلیون سوئدی میلیون آلمانی میلیون هلندی میلیون فرانسوی میلیون روسی میلیون ایتالیایی میلیون اسپانیایی میلیون لهستانی میلیون ویتنامی میلیون و ژاپنی و پرتغالی و چینی هر کدام بیش از هزار مقاله دارند تعداد کاربران ثبتنام شده حدود میلیون نفر است که از میان آنها نفر مدیر هستند ویکیپدیا دربرگیرندهٔ زبان با بیش از مقاله و در کل دارای گونهٔ زبان ملل دنیا است اعتبار ویکیپدیا دائماً مورد اختلاف بودهاست برخی آن را بهخاطر انتشار رایگان ویژگی قابل ویرایش بودن سیاست بیطرفی و گستردگی عناوین ستودهاند همچنین ویکیپدیا به خاطر آسیبپذیری در برابر خرابکاری کیفیت غیریکنواخت سوگیری نظام مند بیثباتی و نیز به خاطر ترجیح اجماع بر اعتبار در سبک ویرایش مقالات نقد شدهاست در مقابل و ویکیپدیا توسط کاربرانی تهیه میشود که در پی رفع این نگرانیها هستند پژوهشگران در دو مطالعهٔ علمی به این نتیجه دست یافتهاند که خرابکاریها عموماً زودگذر هستند و ویکیپدیا نسبتاً به درستی سایر دانشنامهها است ویکیپدیا بر سیاست دیدگاه بیطرفانه تأکید میکند طبق این سیاست دیدگاههایی که توسط شخصیتهای برجسته ارائه شدهاند بدون هیچ تلاشی برای تأیید آنها بهطور خلاصه بیان میشوند از آن رو که هر داوطلب میتواند مقالهها را به سبک ویکی اضافه یا ویرایش کند تخریب و عدم اطمینان به صحت همهٔ مطالب از مشکلات همیشگی این دانشنامه بودهاست با این حال در موارد متعددی مقالههای ویکیپدیا را در رسانههای گروهی و مراکز علمی نقل کردهاند مقالههای این دانشنامه تحت مجوز حق تألیف آزاد گنو قابل دسترسی هستند نسخه زبان آلمانی و انگلیسی ویکیپدیا بهوسیله دیسکهای فشرده منتشر شده و نسخههای دیگر آن روی وبگاههای دیگر به صورت یا آینه قرار داده شدهاند با رشد روزافزون این دانشنامه گردانندگان آن در بنیاد ویکیمدیا چندین پروژهٔ مشابه دیگر همچون ویکیواژه ویکیکتاب ویکیگفتاورد و ویکیخبر را پدیدآوردند ویکیپدیا بهعنوان نسخهٔ تکمیلی و یا نسخه جدید نیوپدیا آغاز به کار کرد نیوپدیا پروژهٔ دانشنامهٔ رایگان و برخطی بود که مقالههایش به دست کارشناسان و از طریق یک جریان رسمی نوشته میشدند نیوپدیا در تاریخ مارس اسفند تحت مالکیت شرکت بومیس که یک شرکت پورتال وب بود بنیانگذاری شد شرکت بومیس که در سال بنیانگذاری شده بود یک پایگاه اینترنتی تفریحات شهوانی و دارای محتوای جنسی برای مردان بود و سرمایه نخستین دانشنامه آزاد نیوپدیا و جانشین آن ویکیپدیا توسط آن تا سال تأمین میشد پهنای باند و سرور استفاده شده برای پروژه ویکیپدیا توسط بومیس اهدا شد و بسیاری از کارمندان شرکت بومیس و نیز مدیرعامل این شرکت در ایجاد اولیه ویکیپدیا همکاری کردند اعضای برجستهٔ نیوپدیا عبارت بودند از جیمی ویلز رئیس شرکت و تصمیمگیرندهٔ نهایی و لری سَنگِر رئیس بخش ویرایش و نوشتار نیوپدیا و بعدها ویکیپدیا سنگر نیوپدیا را اینطور توصیف میکند که بین همه دانشنامههای موجود آن دوره تنها نیوپدیا دارای مطالب آزاد بود و محدودیت اندازه نداشت زیرا روی اینترنت قرار داشت ضمناً به خاطر ماهیت عمومی و محدودهٔ گسترده شرکتکنندگان بالقوهٔ خود بیطرف بود نیوپدیا دارای هفت مرحله بازنگری توسط کارشناسان متخصص در زمینههای مختلف بود ولی بعدها همگان به این باور رسیدند که این روند برای تولید مقالهها بسیار کند است شرکت بومیس که پایهگذار این دانشنامه بود نقشههایی برای تبلیغات داشت تا از طریق آن جبران سرمایه کند این دانشنامه در ابتدا دارای مجوز مطلب آزاد نیوپدیا بود ولی درست قبل از تشکیل ویکیپدیا و با اصرار ریچارد استالمن مجوز خود را تبدیل به مجوز حق تألیف آزاد گنو کرد ویکیپدیا برای نخستین بار در تاریخ ژانویه دی و فقط به زبان انگلیسی به نام به دنیای تازه اینترنت وصل شد ویکیپدیا از ژانویه یکی از قابلیتهای بهشمار میرفت به این صورت که نویسندگان عمومی میتوانستند مقالههای خود را در آن وارد کنند تا پس از مرور در نیوپدیا قرار گیرد ولی پس از آنکه هیئت مشورتی کارشناسان نیوپدیا مدل تولید آن را رد کرد از وبگاه نیوپدیا برداشته شد بعد از آن ویکیپدیا به صورت پروژهای جدا از نیوپدیا شروع به کار کرد سیاست که شبیه به سیاست پیشین بیطرفی نیوپدیا بود در همان ماههای اول برنامهریزی شد ویکیپدیا سریعاً شرکتکنندگانی از نیوپدیا اسلش دات و راهنماهای موتورهای جستجو بدست آورد در پایان سال اول به تعداد مقاله بین زبان خود رسید تا پایان سال تعداد زبانها به پایان سال به و در پایان به تعداد زبان رسید نیوپدیا و ویکیپدیا آنقدر کنار هم زیستند تا میزبان سِرور نیوپدیا از کار افتاد و در سال متون آن به ویکیپدیا منتقل شد ویلز و سنگر فکر استفاده از ویکی را به وبگاه ویکیویکیوب متعلق به وارد کانینگهام نسبت میدهند ویلز اینگونه بیان میدارد که او برای اولین بار در دسامبر فکر استفاده از ویکی را از جرمی رُزنفیلد که کارمند شرکت بومیس بود و یک ویکی مشابه را به او نشان داده بود شنید اما این واقعه بعد از آن بود که سنگر خبر وجود چیزی به نام ویکی را از کوویتز که یکی از استفادهکنندگان ویکی بود شنید و پیشنهاد ساخت چیزی مثل ویکی برای نیوپدیا را به ویلز داد از همینجا بود که تاریخ ویکی شروع شد پروژهای به نام گنوپدیا تحت همان ایدهٔ مطلب آزاد و نه تولید ویکی همراه با نیوپدیا شروع به کار کرده بود این پروژه متعاقباً غیرفعال شد و سازندهٔ آن ریچارد استالمن که بنیانگذار بنیاد نرمافزارهای آزاد است شروع به پشتیبانی از ویکیپدیا کرد کاربران اسپانیایی در فوریه از ترس تبلیغات تجاری و نبود کنترل در یک ویکیپدیای انگلیسیمحور از ویکیپدیا به روی رفتند کمی بعد در همان سال ویلز اعلام کرد که ویکیپدیا از این پس هیچ تبلیغی نشان نخواهد داد و وبگاه آن را به انتقال داد بعضی پروژهها به دلایل ویرایشی خاص به جاهای دیگری نظیر ویکیاینفو انتقال داده شدهاند در ویکیاینفو خبری از دیدگاه بیطرفانه نیست در تاریخ ژوئن خرداد بنیاد ویکیمدیا از بین ویکیپدیا و نیوپدیا شکل گرفت ویکیپدیا و پروژههای خواهرش تا به حال تحت ادارهٔ این سازمان ناسودبر کار کردهاند اولین پروژه خواهر ویکیپدیا در ماه اکتبر به یاد حملات سپتامبر برای یادآوری حوادث آن روز ساخته شد ویکیواژه که پروژهٔ فرهنگ واژهها بود در دسامبر ویکیگفتاورد که مجموعهای از گفتههای معروف بود درست یک هفته بعد از افتتاح ویکیمدیا و پروژه ویکیکتاب که مجموعهای از کتابهای رایگانی است که با مشارکت همگانی گردآوری شدهاند در ماه بعد به کار افتاد ویکیمدیا پس از آن شروع به تشکیل پروژههای جدیدی کرد که در زیر توضیح داده خواهند شد ویکیپدیا از ابتدا وضعیت خود را با شمارش مقالههایش سنجیدهاست در دو سال ابتدایی پیدایش خود روزانه در حدود مقاله یا کمتر به آن اضافه میشد ویکیپدیای انگلیسی در تاریخ ژانویه بهمن به سرعت مقاله رسید در سال مقالههای ویکیپدیا به نرخ رشد تقریبی تا مقاله در روز رسیدند در فوریه اسفند ویکیپدیا در تمامی زبانهای خود به میزان مقاله دست یافت در تاریخ سپتامبر شهریور مقالههای ویکیپدیا در زبان به یک میلیون رسید این دانشنامه روی وبگاه با استفاده از نرمافزاری به نام ویکی که به زبان جزیرهٔ هاوایی به معنی تند است ساخته شدهاست ویلز بر این باور است که ویکیپدیا باید به کیفیت دانشنامه بریتانیکا یا بهتر برسد و چاپ هم بشود جیمی ویلز بنیانگذار ویکیپدیا آن را اینگونه توصیف میکند ویکیپدیا کوششی برای آفرینش و پخش دانشنامهای با بالاترین کیفیت ممکن برای همه مردم روی زمین و به زبان مادریشان است دانشنامههای گوناگون دیگری روی اینترنت هستند یا قبلاً وجود داشتهاند در برخی از آنها مانند دانشنامه فلسفه استانفورد و نیوپدیا که دیگر وجود ندارد سیاستهای مقالهنویسی سنتی و مالکیت مقاله وجود دارند بهطور اتفاقی وبگاههایی مانند یا اوریتینگ وجود دارند که به مانند راهنماهایی کلی عمل میکنند و مقالههایشان توسط همگان نوشته و بازنگری میشوند پروژههایی همچون ویکیپدیا و همگی ویکی هستند و در همه آنها مقالهها به دست نویسندههای بیشماری نوشته میشوند و هیچ گونه بازنگری رسمی روی آنها اعمال نمیشود ویکیپدیا تبدیل به بزرگترین نوع دانشنامه ویکی چه از نظر تعداد مقالهها و چه از نظر تعداد واژهها شدهاست از بین تمامی دانشنامههای موجود ویکیپدیا به خاطر داشتن حق تألیف آزاد گنو متمایز گشتهاست ویکیپدیا مصرانه میخواهد تنها یک دانشنامه باقی بماند هدف آن تبدیل شدن به مجموعه کاملی از دانش بشری نیست مجموعه سیاستهایی تحت عنوان وجود دارند که مشخص میکنند چه اطلاعاتی نباید در ویکیپدیا گنجانده شوند این سیاستها تا به حال غالباً باعث مشاجره بر سر اضافه کردن حذف یا اصلاح مطلبی خاص شدهاند مجوز حق تألیف آزاد گنو که مقالههای ویکیپدیا با استفاده از آن عرضه میشوند یکی از مجموعه کپیلفت کپیرایت است که اجازه توزیع دوباره خلق آثار مشتق شده و استفاده تجاری از مطالب مقالهها به شرط ذکر نام نویسنده و ماندن اثر تحت مجوز را میدهد هنگامی که یک نویسنده اصل اثر خود را به پروژه تحویل میدهد حق تألیف او روی آن اعمال میشود ولی باید قبول کند که اثرش را تحت مجوز در اختیار عموم بگذارد ممکن است مطالب موجود در ویکیپدیا روی منابع دیگری که از این مجوز استفاده میکنند قرار بگیرند یا از آن منابع گرفته شده باشند مطالب ویکیپدیا از طریق انبارهای اطلاعاتی روی صدها منبع به صورت آینه یا قرار گرفتهاند اگر چه تمامی متون عرضه شده در ویکیپدیا از مجوز استفاده میکنند درصد بالایی از تصاویر و پروندههای صوتی ویکیپدیا رایگان نیستند اقلامی چون لوگوی شرکتها نمونهٔ آهنگها یا تصویرهای دارای حق تألیفِ خبری با درخواست استفاده منصفانه استفاده میشوند اقلامی نیز وجود دارند که با شرط عدم اشتقاق یا فقط برای ویکیپدیا به این دانشنامه داده شدهاند ویکیپدیا تا تا آذر دسامبر دربرگیرندهٔ زبان با بیش از ده مقاله بودهاست بهطور کلی ویکیپدیا دارای گونه زبان ملل دنیا و نزدیک به میلیون مقاله است زبانهای مختلف به صورت مستقل از هم کار میکنند ویرایشهای زبانی به بقیه زبانهای دیگر محدود یا وصل نشدهاند و فقط محدود به سیاستهای کلی نظیر دیدگاه بیطرفانه هستند با اینکه مقالهها و تصاویر بین زبانها به اشتراک گذاشته نشدهاند ولی اولی از طریق صفحاتی که در آنها درخواست ترجمه میشود و روی زبانهای بزرگتر قرار دارند و دومی از راه انبار عمومی ویکیپدیا حل شدهاند مقالههای ترجمه شده بخش کوچکی از مقالههای موجود همهٔ زبانها را تشکیل میدهند ویکیپدیای فارسی هماکنون با نوشتار شمارش زنده در ردهٔ هجدهم و در میان زبانهایی که عموماً در خاورمیانه تکلم میشود بالاتر از زبان ترکی استانبولی و زبان عبری قرار دارد آمار کلی ویکیپدیاها انتهای سال ویکیپدیاهای موجود به زبانهای خانوادهٔ زبانهای ایرانی از این قرارند ویکیپدیا توسط برنامه متنباز مدیاویکی روی دستهای از میزبانان وب مستقر در فلوریدا اجرا میشود مدیاویکی نسخه سوم این برنامهاست در ابتدا ویکیپدیا روی که توسط کلیفورد آدامز نسخه نوشته شده بود کار میکرد در ابتدا برای پیوندهایش از سرهمنویسی نگارش شتری استفاده میکرد ولی بعدها امکان استفاده از کروشه هم در آن ایجاد شد ویکیپدیا ژانویه در نسخه جدید خود فاز دوم پروژه از موتور پیاچپیویکی روی پایگاه داده مایاسکیوال استفاده کرد این نرمافزار که نسخه دوم به حساب میآمد توسط ماگنوس مانسک و مخصوص دانشنامهٔ ویکیپدیا نوشته شده بود به خاطر تقاضاهای زیاد به منظور بهبود کیفیت اصلاحات زیادی روی آن انجام شد سرانجام این نرمافزار توسط لی دانیل کراکر دوبارهنویسی شد این نرمافزار که نسخه شماره سه محسوب میشد در ژوئیه نوشته شد و مدیاویکی نامگذاری گردید مجوز استفاده از آن تحت گنو است و در تمامی پروژههای ویکیمدیا از آن استفاده میشود ویکیپدیا روی دستهای از میزبانهای وب لینوکس در فلوریدا و چهار مکان دیگر میزبانی میشود این وبگاه تا سال تنها روی یک سرور بود تا آنجا که تنظیمات میزبان آن تقسیم به چندین قسمت شد در ژانویه ویکیپدیا روی سرور مختلف در فلوریدا مشغول به کار بود پیکربندی آن عبارت است از یک بانک اطلاعاتی بزرگ تحت مایاسکیوال چندین میزبان خادم بانک اطلاعاتی و میزبان وب که با نرمافزار آپاچی کار میکنند و تا که تحت میزبان کار میکنند در سپتامبر گروه میزبانهای وب ویکیپدیا به بیش از عدد افزایش یافت و بنابر تقاضای مسئول مرکز دادهها تمامی میزبانها با موفقیت به ساختمان جدید واقع در مرکز شهر تامپا منتقل شدند تقاضاهای صفحهٔ وب ابتدا به میزبانان مخزن فرستاده میشوند درخواستهایی که قابلیت انجام شدن در این میزبانها را ندارند به دو میزبان متعادلساز که نرمافزار روی آنها نصب است فرستاده میشوند سپس تقاضاها برای یکی از میزبانهای وب آپاچی فرستاده میشوند تا مورد پردازش قرار گیرند میزبانهای وب صفحات را به شکل لازم پردازش میکنند برای افزایش سرعت صفحاتی که برای کاربران ناشناس پردازش شدهاند در یک فایلسیستم ذخیره میشوند تا زمانیکه از درجه اعتبار ساقط شوند این امر باعث عدم پردازش صفحات معمول شده و در نتیجه در زمان و انرژی صرفهجویی میشود ویکیمدیا ساخت شبکهای جهانی از میزبانان مخزن در کنار میزبان مخزن خود در فرانسه را آغاز کردهاست تا سرعت پاسخگویی را بالاتر ببرد در حال حاضر یک گروه میزبان جدید در هلند و در کره جنوبی شروع به کار کردهاند و پاسخگوی بخش بزرگی از ترافیک ویکیپدیا هستند رو به رشد وبگاه ویکیپدیا به صفحه وضعیت فرستاده میشود تقریباً هر کاربری میتواند مقالههای ویکیپدیا را ویرایش کند و تغییرات خود را سریعاً ببیند فکر ویرایش مقالهها بر این اساس شکل گرفته که همکاری کاربران با یکدیگر میتواند در بهبود کیفیت مقالهها در طول زمان تأثیر به سزایی داشته باشد همانطور که در توسعهٔ نرمافزارهای متنباز داشتهاست نویسندگان آن نیازی به داشتن مدارک رسمی یا تخصص در زمینهٔ موضوعی که ویرایش میکنند ندارند به آنها اخطار داده میشود که ممکن است مقالههای آنها توسط هر کس و به هر نحوی که میخواهد بیرحمانه مورد ویرایش قرار گیرند و توزیع شوند مقالههای آنها توسط هیچ شخص خاصی یا گروه تحریریهای بازنگری نمیشوند تصمیمگیری در مورد مطالب و سیاستهای ویرایشی ویکیپدیا با توافق عام و رأیگیری صورت میگیرد به دلیل بازبودن ویکیپدیا جنگهای ویرایشی که جنگهای بازنگری نیز گفته میشوند و مشاجرههای طولانی غالباً وقتی اتفاق میافتند که ویرایشگران با نظرات مختلف خود با هم به توافق نمیرسند اعضای انجمنهای ویکیپدیا روند ویرایشی آن را یک عمل دستهجمعی و نوعی جریان اجتماعی و تکامل تدریجی داروینی میدانند مقالهها همیشه در معرض ویرایش قرار دارند بدینگونه که ویکیپدیا هیچگاه مقالهای را تمام شده تلقی نمیکند تخریب مشکل دائمی ویکیپدیا بودهاست اما در این سایت اگر در مقالهای اقدام به تخریب ویا لجنپراکنی صورت پذیرد بلافاصله با اضافات دیگران تصحیح خواهد شد کاربران زیادی تا به حال به صورت اضطراری یا دائم از ویرایش مقاله در ویکیپدیا منع شدهاند ممکن است تخریب یا تخلف از سیاستها باعث منع اضطراری یک کاربر گردد در حالیکه تصمیم اخراج بلندمدت یا همیشگی توسط آقای ویلز یا کمیته داوری تخلفات جدی و دامنهدار اتخاذ میشود ویکیپدیا از طریق بنیاد ویکیمدیا برپا شد هزینههای ربع چهارم سال آن معادل دلار آمریکا بوده که آن مربوط به سختافزار است هماکنون بنیاد ویکیمدیا بر روی کمکهای خصوصی تکیه دارد و از رایزنهای مالی استفاده میکند رایزنی مالی سال موجب جمعآوری مبلغی بیش از میلیون دلار شد رئیس پیشین بخش ویرایش ویکیپدیا لری سنگر گفتهاست وجود مجوز جیافدیال بهعنوان ضمانت آزادی انگیزه خوبی برای کار در یک دانشنامه آزاد است پروفسور آندریا سیفولیلی در مطالعه ویکیپدیا بهعنوان یک انجمن اینطور مطرح میکند که هزینههای پایین شرکت در نرمافزار ویکی خود عامل فروگشایی برای توسعه جمعی است و دیدگاه ساختِ خلاقانه میزان شرکتپذیری را بالا میبرد ویکیپدیا را از منظر تجربهای اجتماعی در آنارشیسم یا دموکراسی نیز مورد بررسی قرار دادهاند بنیانگذار آن اینگونه پاسخ میدهد که حتماً قرار نیست اینطور باشد اگرچه ممکن است دستاوردش این بوده باشد در جستجویی که داخل ویکیپدیا انجام شد صفحهای پیدا شد که نویسنده آن اینگونه بیان داشته که ارزش این دانشنامه به خاطر آن است که ویکیپدیا انجمنی اجتماعی است به این معنا که میتوان از نویسندگان خواست تا از کار خود دفاع کرده یا آن را روشن سازند و بحثها سریعاً قابل مشاهدهاند ویرایشهای گوناگون ویکیپدیا غالباً دارای میزهای مرجعی هستند که اعضای انجمن در آنجا به پرسشها پاسخ میدهند ویکیپدیا به عنوان یک دانشنامه برخط همزمان به بسیاری از زبانها نوشته میشود و همکاران آن افرادی از سراسر جهان هستند و هر کسی میتواند به رشد آن کمک کند این دانشنامه از زمان تولد تاکنون رشد بسیار سریعی داشته و بزرگترین وبگاه دانشنامهای با بیش از در ماه است و بیش از کاربر فعال دارد که بر روی بیش از به کار میکنند در یک مقالهٔ تحقیقاتی منتشرشده در سال در پلاس وان طاها یاسری و همکاران با بررسی میزان مشارکت کاربران در طول شبانهروز سهم مناطق جهان را در ویرایش چند نسخهٔ مختلف ویکیپدیا تخمین زدند این بررسیها نشان دادند برای مثال غالب مشارکتهای انجامشده در ویکیپدیای فارسی از اروپا و آمریکای شمالی بودهاست یا مثلاً ویرایشهای انجامشده از آمریکای شمالی در ویکیپدیای انگلیسی بودهاند و برای ویکیپدیای انگلیسی ساده این مقدار بودهاست نیویورک تایمز از قول هاآرتص مینویسد هدف سازماندهان این دوره دو چیز بودهاست یکی اینکه بتوانند مردمی را که نقطه نظرات ایدیولوژیکی خود را به اشتراک میگذارند در ویرایش و نوشتن در ویکیپدیای عبری مشارکت دهند و از این طریق بتوانند افکار عمومی اسرائیل را تحت تأثیر قرار دهند و دیگری اینکه در ویکیپدیای انگلیسی ویرایش داشته باشند تا وجهه اسرائیل در سطح جهانی بهبود یابد نیویورک تایمز از قول روزنامه اسرائیلی آروتز شوا مینویسد آیلت شیکد عضو جنبش اسرائیل من یکی از سازماندهان دوره گفت که به کار بردن کلمهٔ اشغالی در مدخلهایی از ویکیپدیا که دربارهٔ تسخیر سرزمین فلسطین توسط اسرائیل در سال بحث میکنند دقیقاً از مشکلاتی است که وی امیدوار است که توسط تیمی جدید از ویرایشگران حل شود نیویورک تایمز از قول هاآرتص مینویسد انجمن ایشا جایزهای را برای بهترین ویرایشگر صهیونیست یعنی کسی که طی چهار سال آینده بتواند در بیشترین تغییرات صهیونیستی در ویکیپدیا مشارکت داشته باشد تعیین کرد این جایزه مسافرت با بالون ورزشی بر فراز اسراییل است ادعای ویکیپدیا مبنی بر دانشنامه بودن یا اینطور نشان دادن همیشه مایهٔ بحث بودهاست ویکیپدیا را همیشه به خاطر کمبود محسوس اطمینان فراگیری و قدرت کنترلکننده مورد انتقاد قرار دادهاند بسیاری از کتابداران دانشگاهیان و نویسندگان دانشنامههایِ رسمیتر بر این باورند که ویکیپدیا بهعنوان یک مرجع کاربردپذیری کمی دارد یا هرگز ندارد ویکیپدیا دست کم در برخی محیطهای دیگر از نظر کیفی مقبولیتی کافی دارد این دانشنامه برنده یک آزمایش مقایسهای توسط مجله آلمانی سِ تِ شدهاست بیشتر ستایش آن به دلیل مطالب آزاد و اجازه ویرایش توسط همگان است منتقدین بر این باورند که مجوز ویرایش همگانی ویکیپدیا را دانشنامهای غیرقابل اعتماد ساختهاست فیلیپ بردلی در مصاحبهای که با روزنامه گاردین در سال انجام داد گفت که او هرگز از ویکیپدیا استفاده نمیکند و هیچ کتابدار دیگری را نمیشناسد که این کار را انجام دهد مشکل اصلی عدم وجود قدرت کنترلکننده در ویکیپدیا است در کتب منتشرشده ناشر باید تضمین کند که اطلاعات کتابش درست است زیرا امرار معاش او بستگی به آن دارد اما با وجود چیزی مثل ویکیپدیا همه آن بر باد میرود تد پاپاس رئیس ویرایشگران دانشنامه بریتانیکا در مصاحبهای با گاردین اینطور میگوید که فرضیهٔ ویکیپدیا بر این استوار است که پیشرفت مداوم به کمال میانجامد این فرضیه هیچگاه ثابت نشدهاست دانا بوید در سال در بحثی پیرامون ویکیپدیا بهعنوان یک منبع دانشگاهی اینطور میگوید که ویکیپدیا هیچگاه یک دانشنامه نخواهد شد ولی حتماً در آینده تبدیل به منبع گستردهای از دانش میشود که برای اهداف مختلف ارزش زیادی خواهند داشت با اینحال هنوز هم دانشنامههای سنتی حق خود میدانند که هیچ مسئولیتی در قبال خطاهای احتمالی به گردن نگیرند رابرت مکهنری ویرایشگر سابق بریتانیکا در مقالهای تحت عنوان دانشنامهٔ مورد اعتماد ویکیپدیا را مورد انتقاد قرار دادهاست و مینویسد هر چند که ممکن است مقالهای در ویکیپدیا به درجه اعتبار بالایی دست یابد ولی تا ابد در معرض تغییر دخالتکنندگان بیاطلاع یا کمسواد قرار خواهد داشت آرون کرون مقاله تکذیبیهای در رد روشهای مکهنری نوشته و آنها را که نوعی فن تجاری به حساب میآید و در زبان انگلیسی مخفف سه واژه به معنای ترس عدم اطمینان و شک است اطلاق کردهاست رئیس بخش تحریریهٔ سابق لَری سَنگر در اواخر سال از ویکیپدیا به دلیل داشتن ماهیت ضد نخبه که باعث رد بازنگری رسمی میشود و در نتیجه موجب کاهش اعتبار مقالههای آن میگردد انتقاد کرد ویکیپدیا را به خاطر فراگیر نبودن مورد اتهام قرار دادهاند زیرا ماهیت آن داوطلبانه است و میتواند بازتاب جانبداریهای جهتدار نویسندگانش باشد دال هویبرگ رئیس بخش تحریریه دانشنامهٔ بریتانیکا اینطور بیان میدارد که مردم دربارهٔ چیزهایی مینویسند که به آنها علاقه دارند در نتیجه بسیاری از موضوعات پوشش داده نمیشوند ولی وقایع خبری با تمام جزئیاتشان ذکر میشوند مدخل مربوط به تندباد فرنسس پنج برابر بزرگی مدخل مربوط به هنر چین است و مدخل خیابان کورونیشن دو برابر مدخل مربوط به تونی بلر است لری سنگر رئیس بخش سابق ویرایش نیوپدیا در سال گفت هنگامی که به یک مسئله نسبتاً تخصصی میرسیم که خارج از علاقه مردم است اعتبار مقالهها بسیار غیرقابل اعتماد میشود در ماه مه سال خرداد مثال هویبرگ صحت خود را از دست داد مقالهٔ مربوط به هنر چین تقریباً سه برابر مقالهٔ مربوط به تندباد فرنسس شد و مقاله مربوط به تونی بلر در حدود بزرگتر از مقالهٔ خیابان کورونیشن گردید این نکته کاملاً روشن است که مقالههایی که در پرسش مطرح شده بودند تنها بهعنوان مثالهایی برای گرایش متمایل نویسندگان آورده شده بودند اگر چه میتوان از این مثالها برای نشان دادن روند رو به تعادل منطقی ویکیپدیا استفاده کرد ویکیپدیابه دلیل اینکه اجازه میدهد مقالههایش ضمن وقایع جاری به روز شوند یا مقالهای بر اساس رویداد روز خلق شوند ستایش شدهاست برای نمونه مقالهٔ مربوط به زلزله اقیانوس هند که اندکی بعد از وقوع آن در ویکیپدیای انگلیسی نوشته شد به سرعت توسط بعضی از مطبوعات چاپ شد به همین دلیل محدودهٔ موضوعی این دانشنامه میتواند بسیار وسیعتر از بقیه دانشنامهها باشد در سال نیچر نتایج یک داوری همتا را که مقاله علمی در بریتانیکا و ویکیپدیا را مقایسه کرده بود منتشر کرد این پژوهش نتیجهگیری کرد که درجه دقت ویکیپدیا به درجه دقت بریتانیکا رسیدهاست مجله تایم مینویسد که سیاست درهای باز که اجازه ویرایش را به همه میدهد مسبب این شدهاست که ویکیپدیا بزرگترین و احتمالاً بهترین دانشنامه در دنیا باشد که این شاهدی بر دیدگاه جیمی ویلز است اِمیگ و هِرینگ پروفسورهای دانشگاه ایندیانا در تحلیلی پیرامون دانشنامهها اینطور مینویسند که ویکیپدیا در قلمروهایی که توانایی بیشتری دارد همچون فناوری و وقایع جاری اطلاعات سنتی را به روز میکند قیاس خوبی که میتوان در مورد نقاط قدرت و ضعف ویکیپدیا انجام داد در مقایسه استانداردهای دادگاه و مدارک کارآگاهی است این حقیقت که هر کس میتواند ویکیپدیا را ویرایش کند این ادعا را که میشود تا حد مدارک دادگاه به آن اعتماد کرد مشکل میسازد با اینحال بازبودن آن به سوی خیل وسیع ویرایشگران این اجازه را به ویکیپدیا میدهد تا به وسعت و عمق خلاقیت و ارتباطاتی که باعث ایدئال شدن آموختن و جستجوی آراء میشوند برسد این روند بسیار شبیه به روشی است که در آن استفادهٔ بلندنظرانهتر از مدارک کارآگاهی میتواند باعث رسیدن به سرنخهای مهم و مدارک بیشتر بشود این روند میتوانست توسط استانداردهای سختگیرانهٔ دادگاهی در نطفه خفه شود روند ویرایشی ویکیپدیا اینطور فرض میکند که قرار دادن مقالات در معرض ویرایش همگانی باعث صحت مطالب میشود سانگر پیش از این با اشاره به قانون لینوس در مورد توسعه متنبازگفته بود با داشتن چشمهای زیاد خطاهای کمتری رخ خواهند داد مرورگران زیاد مقالههای ویکیپدیا باعث میشود تا مطالب خرابکارانه و جانبدارانه به سرعت واگردانی شوند جوی ایتو یکی از شخصیتهای برجستهٔ فناوری در مورد صحت مطالب ویکیپدیا اینطور مینویسد که هر چند این مسئله کمی بستگی به نوع رشته دارد پرسش این است که آیا مطلبی که از یک منبع اطلاعاتی دقیق به دست میآید درستتر است یا مطلبی که توسط صدها هزار نفر با امکان ویرایش دیده شده و هنوز باقیمانده در آزمایش غیررسمی که روی توانایی ویکیپدیا در کشف اطلاعات غیرصحیح انجام شد نویسنده اینطور بیان میدارد که این جریان مکانیسمی حقیقت یاب نیست بلکه بیشتر شبیه مکانیسم رایگیری است در نتیجه ممکن است مطلبی که اشتباه به نظر نرسد صحیح تلقی شود ویکیپدیا دارای انجمنی از کاربران است که هر چند نسبتاً کم هستند ولی بسیار فعال هستند اِمیگ و هِرینگ میگویند هنگامی که گروه اندکی از کاربران در یک سیستم باز ویرایشی به صورت یک کنسرت و همراه با هنجارهای توافقی کار میکنند میتوانند بر مطالب تولیدشده در سیستم تنوع حذف مطالب مشاجرات تناقضات و سازگاری نظر شرکت کنندگان کنترل کاملی داشته باشند ویرایشگران ویکیاینفو که ویکیپدیا روی وبگاه آنها شدهاست از این که بعضی افراد کاربران جدید را ناعادلانه جن یا کاربران مشکل ساز لقب میدهند و آنها را از ویرایش و نوشتار منع میکنند انتقاد میکنند انجمن ویکیپدیا به دلیل محول کردن ویرایش مقالهها به کاربرانی که مشکلات آن مقالهها را مطرح ساختهاند مورد انتقاد واقع شدهاست ویکیپدیا تا به حال توسط رسانهها مراکز علمی و دیگر منابع بهعنوان مرجع یا ضمیمه مورد استفاده قرار گرفتهاست سازمانهای خبری مقالههای ویکیپدیا را بهعنوان منبع نام بردهاند یا در گوشهٔ صفحهٔ وب خود برای کسب اطلاعات بیشتر ارجاعی به آن گذاشتهاند بعضی از آنها این کار را بهطور مرتب انجام میدهند بنابر فهرستی که توسط ویرایشگران ویکیپدیا تهیه شدهاست مقالههای ویکیپدیا بیشتر از همه جا در رسانههای خبری ذکر شدهاند در ردههای پایینتر تحقیقات علمی کتابها همایشها و دادگاهها قرار دارند ارجاعهای زیادی به مقالههای ویکیپدیا در بخش دیدگاههای بهتر روزنامهٔ علم قرار گرفتهاست اولین ارجاع این روزنامه پیوندی به مقالهٔ ویکیپدیا تحت عنوان لیدن بود پس از آن مقالههای زیادی به پیوندهای مشابه ارجاع دادهاند در رسانههای فارسی بسیاری از مقالات ویکی فارسی کپی و منتشر میشود و غالباً منبع آن نیز ذکر نمیشود در پایاننامههای دانشجویی به وفور از منابع ویکیپدیا استفاده میشود با این تفاوت که دانشجو ریفرنسهای ویکیپدیا را با نام خودش جا میزند و بسیاری از استادان نیز دانسته یا نادانسته مطالب را میپذیرند همین کار در خصوص مقالههای انگلیسی ویکیپدیا میشود البته موارد بسیار زیادی نیز بهخوبی منبع ویکیپدیا را میآورند در سالهای اخیر مراجعه به ویکیپدیای فارسی افزایش چشمگیری داشته که علت آن جلب اعتماد و همچنین مزایای متعددی است که سایت ویکیپدیا از آن برخوردار است آمار نشان میدهد که در سال میلادی در حدود نیمی از بازدیدهای کاربران ایرانی از نسخه انگلیسی ویکیپدیا انجام میشده و کمی بیشتر از نیمی از دیگر مراجعات به نسخه فارسی این دانشنامه جهانی بودهاست بررسی همین آمار برای سالهای پیاپی اما حکایت از استقبال فزاینده جامعه ایرانی از نسخه فارسی ویکیپدیا دارد بهطوریکه در سال در حدود درصد از مراجعات ایرانیان برای کسب اطلاعات از این دانشنامه به نسخه فارسی بوده و نسخه انگلیسی تنها حدود درصد از مراجعات از ایران را به خود جلب کردهاست طی این مدت البته تعداد مقالات نسخهٔ فارسی ویکیپدیا نیز رشد چشمگیری را نشان میدهد بهطوریکه شمار مقالات این دائرالمعارف فارسی از مرز هزار مقاله گذشته و از این نظر زبان پیشرو در میان زبانهای منطقه خاورمیانه است بر اساس یک بررسی در ژوئیهٔ از میان حدود هزار مقاله ویکیپدیای زبان فارسی مقاله در زمینههای سیاست سکس و مذهب در ایران فیلتر هستند از این میان بیشترین حجم به مسایل سیاسی و بیش از همه به انتخابات و جنبش سبز اختصاص دارد در سال فیلتر هدفمند مقالات ویکی دربارهٔ موضوعات مذهبی سیاسی جنسی یا غیره در ایران برداشته شد اما سرور فایلهای تصویری ویکی در ایران به صورت طولانی مدت از دسترس خارج شد و هنوز قابل دسترسی نیست از ساعت بامداد روز شنبه آوریل اردیبهشت دسترسی به پایگاه اینترنتی دانشنامهٔ ویکیپدیا به تمامی زبانهای آن و از آنجمله زبان ترکی استانبولی در این کشور قطع شد سازمان اطلاعات و فناوری اطلاعرسانی ترکیه در بیانیهای اعلام کرد که بعد از ارزیابیهای فنی و بررسیهای حقوقی بر اساس ماده قانون نظارت اینترنتی این تصمیم اتخاذ شدهاست خبرگزاری فرانسه به نقل از رسانههای دولتی ترکیه نوشتهاست که این محدودیت به دلیل ناموفق بودن ویکیپدیا در حذف محتوای مشوق تروریسم و حاوی اتهام همکاری ترکیه با گروههای تروریستی صورت گرفتهاست جیمی ویلز بنیانگذار ویکیپدیا در واکنش به این اقدام ترکیه در صفحه توئیتر خود تصریح کرد که دسترسی به اطلاعات از حقوق اساسی بشر است و خطاب به مردم ترکیه گفت که در جدال برای دستیابی به این حق همواره در کنار شما خواهم بود ویکیپدیا در ماه می خرداد دو جایزهٔ مهم را از آن خود کرد نخستین جایزه برای بود که توسط اعطا شد این جایزه به همراه یورو و دعوت از ویکیپدیا به جشنوارهٔ سال بعد اتریش بود دومی جایزه برای بخش انجمن بود همچنین ویکیپدیا نامزد جایزه بهترین کوشش از سوی شد در سپتامبر شهریور ویکیپدیای ژاپنی موفق به دریافت جایزهٔ ساخت وب از سوی انجمن تبلیغکنندگان ژاپن شد این جایزه معمولاً به افرادی اعطا میشود که سهم بزرگی در پیشبرد وب به زبان ژاپنی دارند و این بار جایزه به شرکتکنندگان دائم ویکیپدیای ژاپنی داده شد در سال گزارش تحقیقی مولتیاسکوپ نشان داد که ویکیپدیای هلندی با امتیاز پس از گوگل و جیمیل محبوبترین وبگاه اینترنتی به زبان هلندی بودهاست مجلهٔ تایم در گزارش سال خود جیمی ویلز را در گروه فرد تأثیرگذار سال اعلام کرد همچنین در همین سال ویکیپدیای روسی برندهٔ جایزهٔ رانِت روسی در بخش دانش و آموزش شد این جایزه از طرف دولت اعطا میشود همچنین ویکیپدیا جایزهٔ یک میلیون دلاریِ مدیریت پروژه را از همایش دکرت صفاجو دریافت کرد طی سالهای گذشته ویکیپدیا از طرف سازمان ملل متحد نیز بهعنوان عامل گسترش دانش به صورت مردمنهاد معرفی شده و حتی در راستای رشد و گسترش ویکی به این پروژه کمک شدهاست پلتفورم اهداف توسعه پایدار ویکیمدیا چندین پروژهٔ متن آزاد دارد که وظایف غیردانشنامهای را انجام میدهند از جمله سالنامهها یا وقایعنامهها به انگلیسی به از ریشهٔ کلمهٔ به معنی سال سندی برای ثبت مختصر تاریخ بود که در آن وقایع سال به سال بر اساس گاهشماری مرتباً نوشته میشد اگرچه این اصطلاح برای هر تاریخ مکتوبی میتواند استفاده شود ماهیت تمایزی بین سالنامه و تاریخ موضوعی وجود دارد که توسط رومیان باستان دستهبندی شده گفتار آولوس گلیوس بنا بر وریوس فلاکوس نقل شده که بر اساس علم ریشهشناسی عبارت تاریخ یا هیستوری از یونانی برابر با لاتین برای پرسیدن شخصاً باید تنها محدود به منابعی همچون توکیدید که از مشاهدات خود نویسنده نوشته شدهاند باشد در حالی که سالنامه وقایع مربوط به زمانهای قبل را که بر اساس سال تنظیم شدهاند ثبت میکنند وایت سالنامهها را از رویدادنامهها متمایز میکند رویدادنامه را شامل موضوعاتی مانند سلطنت پادشاهان و تاریخچهها میداند که هدف آنها ارائه و نتیجهگیری روایتی است که دلالت بر اهمیت اخلاقی وقایع ثبت شده دارد بهطور کلی آنالیستها سالنامه نگاران وقایع را با دقت ثبت میکنند و مطالب نوشتهها را بدون توجیه نوشته و به یک اندازه وزن میدهند محتوای آزاد یا اطلاعات آزاد هر کار عملی هنری یا کارهای خلاقانه دیگر است که مطابق با تعریف آثار فرهنگی آزاد است و محدودیت قانونی چشمگیری بر آزادی افراد در کاربرد توزیع تغییر و توزیع کارهای منتجشده از محتوا نداشته باشد محتوای آزاد از محتوای باز متمایز است در محتوای آزاد میتوان دست برد در حالیکه اگر محتوایی باز باشد اما آزاد نباشد ممکن است نتوان در آن دست برد در اینجا واژه محتوا طیف گستردهای از موسیقی تا کتاب و از نرمافزار تا چندرسانهها را دربرمیگیرد محتوای آزاد به آزادیهای زیر اشاره دارد محتوای آزاد همه کارهای در مالکیت عمومی و کارهای دارای کپیرایت که اجازهنامهشان آزادیهای برشمرده در بالا را محترم بدانند دربرمیگیرد از آنجا که در بیشتر کشورها قانون کپیرایت اجازه کنترل انحصاری به دارنده اثر میدهد محتواهایی که در مالکیت عمومی نیستند برای آنکه آزاد شوند باید صریحاً معمولا از درون اثر اعلام کنند که این محتوا دارای اجازهنامه آزاد است محتویات آزاد برای استفاده به منظور اهداف گوناگون آزادند تجاری و هر کس نیز میتواند از آن نسخهبرداری کند یا آن را تغییر دهد و توزیع کند اجازهنامهٔ مستندات آزاد گنو کریتیو کامانز و اجازهنامه بیاسدی نمونههایی از اجازهنامههایی برای محتوای آزاد هستند همچنین محتویات ویکیپدیا تحت اجازهنامهٔ کرییتیو کامنز از نوع ارجاع و اشتراک همسان منتشر میشود و تضمینکنندهٔ آزادی همیشگی محتویات است دانش آزاد یا همچنین دانش باز یا دانش علنی دانشی است که بتوان آن را به دست آورد تفسیر کرد و آزادانه اعمال کرد این قاعده میتواند بر حسب نیازهای اشخاص تنظیم شود و به خاطر منافع اجتماعی با دیگران به اشتراک گذاشته شود این اصطلاح به حرکت فرهنگی دانش آزاد اشاره دارد که از اصول موفقیت نرمافزار آزاد موفقیت تولید مشارکتکننده در توسعهٔ نرمافزار آزاد و ویکیپدیا و این عقیده که دانش باید بدون هیچ محدودیتی در دسترس و قابل انتشار باشد الهام گرفتهاست ترویجدهندگان دانش آزاد اعتقاد دارند که آزادی دانش تحت تأثیر اعتبار تلاشهاییست که برای محدود کردن یا کنترل انتشار اطلاعات یا دانش صریح روی اینترنت انجام میشود به همین دلیل تعریف دانش آزاد بر اساس تعریف نرمافزار آزاد و توسط بنیاد نرمافزار آزاد که به این موضوع اهمیت میدهد تنظیم شدهاست کاربران دانش آزاد آزادند تا طبق تعریف بنیاد نرمافزار آزاد آزادی و به ارائهٔ دیجیتال دانش آزاد نیاز دارد تا در یک قالب فایل آزاد که به صورت کامل توسط نرمافزار آزاد قابل ویرایش باشد قرار بگیرد دانش آزاد روشی است که همه افراد میتوانند در تولید دانش مشارکت داشته باشند مشارکت در دانش آزاد به این معناست که مردم هم تولیدکننده دانش هستند دانشمند مخترع هنرمند مکتشف و هم مصرفکنندگان هم آموزش دهنده و هم حامی محسوب میشوند کسب دانش و گسترش آن در این روش همگانی است دانش آزاد وابسته به هیچ شخص گروه یا حکومتی نیست دانش آزاد روشی تجاری نیست بلکه زنده ماندن دانش وابسته به مردم است و تولیدکنندگان دانش تنها با حمایت هواداران خود میتوانند به کارشان ادامه دهند دانش آزاد تنها به حمایت کسانی احتیاج دارد که به جز خود به جامعه خود هم اهمیت میدهند این روش حمایتی در جامعه نرمافزار آزاد که یکی از محصولات دانش آزاد محسوب میشود پیادهسازی شدهاست اصطلاح منابع آزاد به منابعی که روی یک دستگاه ارائه میشود اشاره دارد از جمله فایلهایی در قالب باز یا آزاد که شامل متن عکس صدا چند رسانهای و یا ترکیبی از آنها میشود که با نرمافزار آزاد قابل دسترسی هست و تحت مجوزی که به کاربران آزادی دسترسی مطالعه گوش کردن دیدن یا در غیر اینصورت تجربهٔ منبع برای یادگرفتنش کپیکردنش اجرا کردنش اقتباس و استفاده از آن برای هر منظوری و گسترش و به اشتراک گذاشتن بهبودها و کارهای اشتقاقی را بدهد منتشر شده منابع از این دست مورد توجه جنبشهایی است که با نرمافزار آزاد جنبش فرهنگ آزاد و دانش آزاد و سر و کار دارند و توسط جوامع آزاد به عنوان مثال برای یادگیری به یادگیری آزاد مراجعه کنید استفاده میشود بیانیه آزاد بعضی از ارزشهای مورد توجه چنین جنبشهایی را نشان میدهد اصطلاح منابع آزاد از بحثهای مربوط به دانش آزاد به عنوان تعمیمبخشی متولد شد دانش و یادگیری دستبهدست منتقل میشود دانش آزاد که مشارکت و توسعه از طریق یادگیری جامعه ساختارگرا را ممکن میسازد با استفاده از منابع آزاد از قید و بند مجوزهای بیش از حد محدود رهاست این اصطلاح به موضوعاتی مانند آزادی برای یادگیری به معنی آزاد کردن آموزش و یادگیری مربوط است که در کشورهایی که سیستم آموزش عمومی امکان پاسخگویی به تمام نیازها را ندارد مناسب است جامعهٔ مدنی را تشویق میکند و به آن اجازه میدهد تا ابتکار به خرج دهند و سیستمهای آموزش عمومی را بیفزایند ممکن است این استدلال آورده شود که مفهوم دانش آزاد و دانش غیرآزاد از وقتی که انسانها امکان ارتباط برقرار کردن پیدا کردند اطراف ما وجود داشتند مباحثات دانشگاهی پیرامون این مفاهیم چیز جدیدی نیست اگر چه در سالهای اخیر با ظهور اینترنت و در نتیجه سهولت همراه با دانش قابل انتشار این مباحثه به وجود آمده فهرستی از ارجاعات مرتبط و یادداشتهای تاریخی تکمیلی بعضی از صحبتها به سمت خروج از ایدههای منابع آزاد بالا و جوامع آزاد هدایت میکند که این ایدهها در طول ورکشاپهایی که در یک پروژهای که در اصل جوامع دانش آزاد و در آینده خطاب میشود اتفاق میافتد نیاز به اعطای دسترسی به منابع یادگیری برای جهان توسعهیافته یعنی منابع نیازمند دوباره متنی شدن و اقتباس برای دسترسی محلی اهمیت اصلی موضوع را نشان میدهد همچنین اگر مشتریهای چنین منابعی برای اقتباس و انتشار کارهای اشتقاقی بدون محدودیت آزاد باشند ممکن است سودمند باشد هدف اینست که مردم را در رابطه با محتوای باز و غیره تشویق کند تا باز را از آزاد تمیز دهد و کپیلفت را درک کند و منابع را بر اساس آن مجوز دهی کند تا کپی تغییر در هم کردن و به اشتراک گذاشتن آزاد یا خواندن نوشتن فرهنگ و جامعه را ممکن سازد احتمالاً در راستای همین مواضع صحبتهایی برای مثال در انجمنها و کنفرانسهای جوامع منابع آموزش آزاد پیرامون نرمافزار آزاد و فرهنگ آزاد یافت میشوند اینطور که به نظر میرسد پاسخ به موضوعات معاصر مرتبط با آزادی کاربران شامل عناوین پروانه عمومی همگانی گنو و مجوزهای کریتیو کامانز میشود که ادامه پیدا میکنند ویکی معمولاً به انواعی از تارنماها گفته میشود که به تمام بازدیدکنندههایش حتی گاه بدون نیاز به نامنویسی در تارنما اجازهٔ ویرایش افزودن یا حذف نوشتهها را میدهد معمولاً در ویکیها متنها با استفاده از یک زبان نشانهگذاری ساده نوشته میشوند و با کمک یک ویرایشگر متن غنی قابل ویرایش است به نرمافزارهای ویکی که پایهٔ چنین تارنماهایی را ممکن میسازند موتور ویکی گفته میشود موتور ویکی یک سامانه مدیریت محتوا است که ساختار نامستقیم کمی دارد و کاربران میتوانند بسته به نیازشان با تمام قسمتها مستقیماً کار کنند تفاوت این سامانهٔ مدیریت محتوا با سایر سامانهها ازجمله وبلاگها این است که در ویکی ایجاد محتوا بدون مالک یا رهبرِ تعریفشده انجام میگیرد و ساختار غیرمستقیم کمتری وجود دارد بنابراین ساختار در ارتباط با نیازهای کاربران است تاکنون بزرگترین ویکی ویکیپدیا بودهاست اما ویکیهای دیگری مثل ویکیکتاب نیز وجود دارند اولین ویکی در اینترنت را وارد کانینگهام در سال و با نام ویکیویکیوب ایجاد کرد منشأ واژهٔ ویکیویکی که در نام این وبگاه به کار رفتهبود از واژهٔ ویکی الهامگرفته از نام یکی از خطوط اتوبوسرانی یکی از خیابانهای جنوبی در هاوایی بود عبارت در زبان مردم هاوایی بهمعنی بدو بدو است اصطلاحهای ویکی و ویکیویکی برای شناسایی نوع ویژهای از فرامتنها پروندههای یا نرمافزارهای مشارکتگرای تولیدکنندهٔ آنها به کار برده میشود یک ویکی مجموعه صفحات وبی است که به هر کسی این اجازه را میدهد تا در تهیهٔ محتوای آن مشارکت کند یا دستکم هر کسی که به نرمافزار سرویسدهندهٔ ویکی دسترسی دارد وارد کانینگهام تولیدکنندهٔ اولین نرمافزار ویکی به نام ویکیویکیوب دربارهٔ ویکیها میگوید سادهترین پایگاه دادهٔ برخط که عملاً کار میکند خالق ویکی وارد کانینگهام در سال نوشت فقط وقتی میتوانیم از واژه ویکی برای نامیدن یک وبگاه استفاده کنیم که صفحاتش توسط کاربران قابل ویرایش باشد ویکیها به کاربران این اجازه را میدهند که بدون دانش برنامهنویسی برای وب اقدام به ایجاد صفحات اینترنتی دربارهٔ موضوعات مختلف بکنند برای این منظور ویکیها از قراردادهای سادهتری برای اصلاح ظاهر متونی که در ویکی گذاشته میشوند استفاده میکنند که این قواعد در هر ویکی متفاوت با دیگری است یکی دیگر از مزایای ویکیها آن است که هرگونه تغییر در صفحات ثبت میشود و صفحات قابل بازگرداندن به وضعیت قبل از تغییر هستند همچنین بسیاری از ویکیها نظیر ویکیپدیا این امکان را برای کاربران فراهم میکنند که محتوای یک صفحه را قبل و بعد از اِعمال چندین مرحله تغییر مقایسه کنند ویژگیای که به صورتهای مختلف در ویکیها دیده میشود قابلیت پیوند به صفحهای دیگر است چه آن صفحه موجود باشد چه نه در ویکیپدیا متنهای بهصورت ویکیپدیا به شکل پیوند درمیآیند و اگر صفحهٔ مربوط به متن موجود نباشد پیوند با رنگ قرمز نمایش داده میشود بهطور کلی همایشها و نشستهای مرتبط با ویکی موارد زیر هستند همایشهای دربارهٔ وبگاههای ویکی خاص و برنامهها موارد زیر هستند بر اساس چهارچوب پروژههای چندزبانهٔ بنیادِ ویکیمدیا در زبان فارسی نیز از یک نرمافزار ویکی استفاده شدهاست برخی از پروژههای فارسیِ این بنیاد از این قرارند سایر پروژههای ویکیمدیا مثل ویکیانبار ویکیداده و ویکیگونه چند زبانه هستند ابومحمد مُشرفالدین مُصلِح بن عبدالله بن مشرف متخلص به سعدی هجری قمری شاعر و نویسندهٔ پارسیگوی ایرانی است اهل ادب به او لقب استادِ سخن پادشاهِ سخن شیخِ اجل و حتی بهطور مطلق استاد دادهاند او در نظامیهٔ بغداد که مهمترین مرکز علم و دانش جهان اسلام در آن زمان به حساب میآمد تحصیل و پس از آن بهعنوان خطیب به مناطق مختلفی از جمله شام و حجاز سفر کرد سعدی سپس به زادگاه خود شیراز برگشت و تا پایان عمر در آنجا اقامت گزید آرامگاه وی در شیراز واقع شدهاست که به سعدیه معروف است بیشتر عمر او مصادف با حکومت اتابکان فارس در شیراز و همزمان با حمله مغول به ایران و سقوط بسیاری از حکومتهای وقت نظیر خوارزمشاهیان و عباسیان بود البته سرزمین فارس به واسطهٔ تدابیر ابوبکر بن سعد ششمین و معروفترین اتابکان سَلغُری شیراز از حملهٔ مغول در امان ماند همچنین قرن ششم و هفتم هجری مصادف با اوجگیری تصوف در ایران بود و تأثیر این جریان فکری و فرهنگی در آثار سعدی قابل ملاحظه است نظر اغلب سعدیپژوهان بر این است که سعدی تحت تأثیر آموزههای مذهب شافعی و اشعری و بنابراین تقدیرگرا است در مقابل نشانههایی از ارادت وی به خاندان پیامبر اسلام مشاهده میشود سعدی بیش از آن که تابع اخلاق بهصورت مطلق و فلسفی آن باشد مصلحتاندیش است و ازینرو اصولاً نمیتواند طرفدار ثابت و بیچونوچرای قاعدهای باشد که احیاناً در جای دیگری آن را بیان کردهاست برخی از نوگرایان معاصر ایران آثار او را غیراخلاقی بیارزش متناقض و ناهماهنگ قلمداد کردهاند سعدی تأثیر انکارناپذیری بر زبان فارسی گذاشتهاست بهطوریکه شباهت قابل توجهی بین فارسی امروزی و زبان سعدی وجود دارد آثار او مدتها در مدرسهها و مکتبخانهها بهعنوان منبع آموزش زبان و ادبیات فارسی تدریس میشده و بسیاری از ضربالمثلهای رایج در زبان فارسی از آثار وی اقتباس شدهاست او برخلاف بسیاری از نویسندگان معاصر یا پیش از خود سادهنویسی و ایجاز را در پیش گرفت و توانست حتی در زمان حیاتش شهرت زیادی به دست آورد آثار سعدی در اصطلاح سهل ممتنع سادهٔ دشوار است و در آنها نکتهسنجی و طنز آشکار یا پنهان ملاحظه میشود آثار وی در کتاب کلیات سعدی شامل گلستان به نثر کتاب بوستان در قالب مثنوی و نیز غزلیات گردآوری شدهاست علاوه بر این او آثاری در سایر قالبهای ادبی نظیر قصیده قطعه ترجیعبند و تکبیت به زبان فارسی و عربی نیز دارد غزلیات سعدی اغلب عاشقانه و توصیفکنندهٔ عشق زمینی است هرچند که وی غزلیات پندآموز و عارفانه نیز سرودهاست گلستان و بوستان بهعنوان کتابهای اخلاقی شناخته میشوند و علاوه بر فارسیزبانان بر اندیشمندان غربی از جمله ولتر و گوته نیز تأثیرگذار بودهاند سعدی در زمان حیات شهرت فراوانی داشت آثار او حتی در هندوستان آسیای صغیر و آسیای میانه به زبان فارسی یا به صورت ترجمه در دسترس مخاطبانش قرار داشت او نخستین شاعر ایرانی است که آثارش به یکی از زبانهای اروپایی ترجمه شدهاست بسیاری از شاعران و نویسندگان فارسیزبان از سبک وی تقلید کردهاند حافظ از جمله شاعرانی بوده که تحت تأثیر سبک سعدی به سرودن غزل پرداختهاست در ادبیات معاصر نیز نویسندگانی مانند محمدعلی جمالزاده و ابراهیم گلستان از او تأثیر پذیرفتهاند آثار سعدی بعدها به موسیقی هم راه پیدا کرد و بسیاری از غزلهای او را خوانندگانی چون تاج اصفهانی محمدرضا شجریان و غلامحسین بنان خواندند بهمنظور تجلیل از سعدی اول اردیبهشت روز آغاز نگارش کتاب گلستان در ایران روز سعدی نامگذاری شدهاست مهمترین واقعهٔ قرن هفتم هجری حملهٔ مغولها به ایران است حملهٔ مغول در سال هجری توسط چنگیز آغاز شد و در نهایت در سال هجری با تصرف بیشتر قسمتهای سرزمین ایران و عراق توسط هلاکو به سرانجام رسید این هجوم با ویران کردن شهرها سوزاندن کتابخانهها و غارت و کشتار مردم همراه بود چند میلیون نفر از مردم در این حملات کشته شدند و بسیاری از شهرها با خاک یکسان شدند نخستین سرزمینی که مورد هجوم واقع شد سرزمین فرارود بود و این حملات باعث شد تا بخشی از مردم به مناطق امنتر مانند فارس اصفهان هند و آسیای صغیر پناه ببرند سعدی در زمان حکومت اتابکان فارس یا سَلغُریان میزیست این سلسله از سال هجری شروع شد و نزدیک به صد و پنجاه سال بعد یعنی در سال هجری به پایان رسید ششمین و مشهورترین اتابک این سلسله ابوبکر بن سعد بود که در سال هجری به فرماندهی رسید و سال حکومت کرد پدر وی سعد بن زنگی تبعیت سلطان محمد خوارزمشاه را پذیرفته بود با از بین رفتن خوارزمشاهیان منطقهٔ فارس به سبب تدبیر ابوبکر بن سعد از تجاوز مغول در امان ماند وی با پذیرفتن اطاعت خان مغول اجازهٔ سلطنت در فارس یرلیغ را از جانب اوگتای خان امپراتور مغول دریافت کرد سپس هلاکوخان سرسلسلهٔ ایلخانان نیز حکومت وی بر فارس را پذیرفت او در سال هجری عدهای از سپاه خود را برای کمک به هلاکوخان در تسخیر بغداد گسیل کرد حملهٔ هلاکو به بغداد منجر به انقراض حکومت عباسیان و کشته شدن مستعصم آخرین خلیفهٔ عباسی شد اما ابوبکر بن سعد در سال هجری در شیراز درگذشت و پسرش سعد بن ابوبکر نیز در راه بازگشت از اردوی ایلخان در منطقهٔ تفرش درگذشت هلاکو در سال امیر انکیانو را به سمت فرماندار مغول در فارس منصوب کرد قرن ششم و هفتم هجری با اوجگیری تصوف مصادف میباشد که زمینهٔ گسترش آن از قرن پنجم هجری با پاسخگویی ابوحامد محمد غزالی به شبهات و ایجاد آشتی بین شرع و تصوف فراهم شدهبود در این دوران بسیاری از مشایخ صوفیه از جمله عبدالقادر گیلانی و شهابالدین عمر سهروردی ظهور کردند بسیاری از مکاتب صوفیه از جمله قادریه سهروردیه و کبرویه بنیانگذاری شدند و خانقاههای بسیاری ساختهشدند بسیاری از امرا وزرا و سلاطین ازجمله مستنصر عباسی طغرل سلجوقی و خواجه نظام الملک از مشایخ صوفیه حمایت کردند در این دوره عناصر صوفیانه در اشکال مختلف به شعر و نثر فارسی راه یافت و عالیترین مظاهر شعر تعلیمی در حدیقه سنایی و بعد از آن در اشعار عطار و مولوی نمایان شد سهروردی در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم فلسفهٔ اشراق را با استفاده از آثار صوفیه منابع فلسفهٔ یونانی و حکمت خسروانی پایهگذاری کرد فلسفهٔ اشراق هم مبتنی بر استدلال عقلی و هم سیر و سلوک عرفانی است او در صدد زنده کردن حکمت ایرانی در بین ایرانیانی بود که دین اسلام را پذیرفته بودند و ختم شدن حماسهٔ پهلوانی به حماسهٔ عرفانی یکی از ابعاد تحولی است که در این دوران به وقوع پیوست با روی کار آمدن حاکمان سلجوقی و پس از آن ایلخانی که علاقهای به شعر نداشتند سرودن مدیحه درآمدی برای شاعران ایجاد نمیکرد و در نتیجه قصیده که قالب متداول مدح در دوران پیشین بود کمکماهمیت خود را از دست داد در نقطهٔ مقابل از آنجا که غزل قالب مناسبی برای بیان مضامین عارفانه و عاشقانه است شاعران غزلسرا ظهور کردند و پایههای غزل استوارتر شد سنایی نخستین شاعری است که بهجد به سرودن غزل عارفانه و عاشقانه روی آورد و زمینه را برای تکامل آن در آثار شاعران بعد از خود از جمله عطار خاقانی نظامی سعدی مولوی و حافظ فراهم کرد از سوی دیگر روزگار سعدی مقارن با متداول شدن سبک عراقی در ادبیات فارسی است رواج سبک عراقی به اواخر قرن ششم هجری و روی کار آمدن سلجوقیان بازمیگردد در این دوره بسیاری از حکما و ادبا به مناطق مرکزی و جنوبی ایران مهاجرت کردند که به عراق عجم شهرت داشت این روند مهاجرت با هجوم مغول به ایران سرعت و شدت بیشتری گرفت با انتقال کانونهای تأثیرگذار بر زبان فارسی به مناطق مرکزی و جنوبی زمینهٔ بروز تغییرات در سبک سخنوری فارسی که به سبک خراسانی مشهور بود پدید آمد در این دوران با نفوذ زبان عربی در زبان فارسی بسامد استفاده از واژهها و ترکیبهای عربی در شعر و نثر فارسی بیشتر شد و نثر فنی متکلفانه نیز رواج پیدا کرد کتاب مقامات حمیدی نمونهای از این نوع نثر است در قرن ششم غلب زبان عربی بر فارسی به قدری زیاد شد که نویسندگان فارسیزبان به خلق آثار عربی روی آوردند و اگر هم به زبان فارسی مینوشتند آن را با کلمهها و ترکیبهای عربی میآمیختند بهطوریکه آثار این دوره پر از اشعار و اصطلاحات عربی و استدلالات قرآنی است نویسندگان این عصر در جستجوی سجع به استفاده از واژگان نامأنوس روی آورده بودند و صفت جوهری نثر که انتقال مفهوم به ذهن خواننده است بسیار کمرنگ شده بود در سدهٔ هفتم هجری از آنجا که حاکمان ایلخانی علاقهٔ زیادی به ثبت وقایع تاریخی داشتند زمینهٔ گسترش تاریخنگاری فراهم شد که از آن جمله میتوان به جامع التواریخ و تاریخ جهانگشا اشاره کرد در مورد زندگی سعدی اطلاعات قطعی بسیار کمی در دست است حتی قدیمیترین منابع بسیاری از اطلاعات خود را از آثار خود او اقتباس کردهاند اطلاعاتی که بسیاری از آنها به لحاظ تاریخی غیرممکناند و سعدی شاید بهمنظور تأثیر بیشتر کلام خود آنها را تغییر داده و با مبالغه و افسانه درآمیختهاست بنابراین هنوز تصویر دقیق و منسجمی از زندگی سعدی وجود ندارد بهویژه در مورد سالهای پیش از سال و پس از دانستهها متکی بر فرضیات است سعدی به احتمال زیاد در سال هجری قمری برابر با حدود خورشیدی و میلادی در شیراز زاده شدهاست با این حال برخی از صاحبنظران تولد وی را حدود سال هجری قمری میدانند با توجه به این که هیچ منبع تاریخی مستقلی در مورد زادروز سعدی گزارشی نداشتهاست هر دو تاریخ ذکرشده بر اساس استنباط صاحبنظران از آثار خود او به دست آمدهاست به عقیدهٔ یان ریپکا محتملترین فرضیه برای تولد سعدی بین تا میباشد که توسط عباس اقبال مورخ و ادیب معاصر طرح شدهاست هرچند حتی با این فرض نیز عمر سعدی بسیار طولانی میشود طبق قدیمیترین اسناد نام وی مصلحالدین ابومحمد عبدالله بن مشرف بن مصلح بن مشرف است نام کوچک سعدی مصلح از نام پدربزرگ پدریاش اقتباس شد پدر او ملازم دربار سعد بن زنگی اتابک فارس بود و همزمان به علوم دینی نیز اشتغال داشت سعدی از کودکی تحت تعلیم و تربیت قرار گرفت وی در آثارش ضمن یادآوری این تعالیم از عشق و آموزههای خردمندانهٔ پدرش به نیکی یاد میکند سعدی در دوازده سالگی پدرش را از دست داد و تحت تکفل پدربزرگ مادری خود مسعود بن مصلح الفارسی قرار گرفت او در دوران کودکی مقدمات علوم ادبی و شرعی را در شیراز آموخت سعدی به قولی خواهرزادهٔ قطبالدین شیرازی دانشمند و فیلسوف سرشناس است دوران کودکی و نوجوانی سعدی همزمان با اتابکی سعد بن زنگی در فارس بود که با یورش مغولها به ایران مصادف شد اوضاع نابسامان ایران در پایان دوران سلطان محمد خوارزمشاه و بهویژه حملهٔ سلطان غیاثالدین خوارزمشاه برادر جلالالدین خوارزمشاه به شیراز در سال هجری قمری سعدی را بر آن داشت که در روزگار جوانی شیراز را ترک کند و به بغداد برود سعدی حدوداً از سال قمری در مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد مشغول به تحصیل شد این مدرسه در سال هجری به دستور خواجه نظامالملک طوسی وزیر مشهور دربار سلجوقیان تأسیس شده بود در این مدرسه که به صورت شبانهروزی اداره میشد دانشجویان دروسی از قبیل صرف و نحو عربی قرآن فقه حدیث اصول طب فلسفه و نجوم را فرا میگرفتند هدف اصلی تأسیس مدارس نظامیه تربیت قاضی و فقیه و محدث اهل سنت بود امام محمد غزالی از سال هجری در آن تدریس میکرد و تأثیر وی در محتوا و نظام آموزشی در درازمدت حتی در زمان تحصیل سعدی هویدا بود چنانکه کتاب احیاء علومالدین یکی از مهمترین کتابهای درسی آن بهشمار میرفت این مدرسه و سایر مدارس نظامیه مروج فقه شافعی و کلام اشعری بود و مثل سدی در برابر تفکر اسماعیلیه عمل میکرد سعدی در مدت تحصیل در بغداد از حضور استادان بنام دوران خود از جمله سبط بن جوزی منظور ابن جوزی دوم نوادهٔ ابن جوزی مشهور است و شهابالدین عمر سهروردی صوفی مشهور بهره برد به استناد یکی از سرودههای سعدی او در این دوره از مدرسهٔ نظامیه شهریه دریافت میکردهاست سعدی پس از تحصیل در نظامیه شغل واعظی پیشه میکند که مستلزم سفر به مناطق مختلف و ارائه خطابه و ارشاد مردم بودهاست با توجه به شواهد متعددی که در بوستان و گلستان وجود دارد سعدی مدتی را در شهرهای مختلف شام مانند دمشق و بعلبک به سر برده و به کار تدریس و موعظه مشغول بودهاست مسلم است که سعدی به حجاز شام و آسیای صغیر سفر کردهاست با این حال نشانههایی از سفر به هندوستان ترکستان غزنین آذربایجان فلسطین چین یمن و آفریقای شمالی هم در سرودههای وی یافت میشود اما بهنظر میرسد که بعضی از این سفرها داستانپردازی باشند و بهطور منطقی پایهٔ نمادین و اخلاقی داشته باشند یان ریپکا سفر او به شرق ایران شامل ترکستان و هندوستان را بسیار بعید میداند این جهانگردی که مورد اشارهٔ خود سعدی نیز واقع شدهاست به روایتی سی سال به طول انجامید سعدی در حدود سال قمری به شیراز بازگشت و در خانقاه ابوعبدالله بن خفیف ساکن شد سعدی در این زمان به حاکم فارس اتابک ابوبکر بن سعد زنگی بسیار نزدیک شد و مانند پدر به دربار رفتوآمد پیدا کرد ذبیحالله صفا معتقد است که اشتغال سعدی در دربار به عنوان شاعر درباری نبودهاست در این دوران سعدی به تدوین و تصنیف اشعار و رسائل خود پرداخت با توجه به شواهدی که در کتاب بوستان وجود دارد سعدی در بازگشت از سفر تصمیم گرفت که سخنهای شیرینتر از قند به سوغات آوَرَد و بدین جهت کتاب بوستان را در سال قمری نوشت و به ابوبکر بن سعد زنگی حاکم وقت شیراز تقدیم کرد محمدعلی همایون کاتوزیان منتقد ادبی با توجه به شواهدی در گلستان معتقد است که سعدی پس از نگارش بوستان دچار نوعی افسردگی شد و با این فکر که عمر خود را به بطالت گذرانده و به ایام پیری رسیدهاست دست از کار کشید اما دوست یا دوستانی او را به نوشتن کتاب جدیدی مصمم کردند سعدی نگارش کتاب گلستان را کمتر از یک سال بعد از تدوین بوستان در اردیبهشت سال هجری شروع کرد و هنوز از گلِ بوستان بَقیتی موجود بود که نگارش آن را به پایان رساند بنابراین کتاب گلستان در مدت پنج یا شش ماه نوشته شد که به نظر محمدعلی همایون کاتوزیان شبیه به معجزه است و میتواند نشانی از فرح و انبساطی باشد که پس از یک دوره افسردگی بهصورت موقت بروز میکند سعدی این کتاب را تلویحاً به سعدبن ابوبکر زنگی ولیعهد جوان فارس تقدیم و ابراز امیدواری کرد که مورد پسند وی واقع شود یان ریپکا میگوید اینکه سعدی توانسته در این مدت کوتاه این دو اثر بلیغ را در نهایت کمال تصنیف کند از این مسئله نشات میگیرد که مطالبش را پیشتر نگاشته بودهاست سعدی تا پیش از نگارش بوستان و گلستان شاعری نامآشنا نبود اما نگارش این دو کتاب سرآغاز شهرت و بلندآوازگی او شد سعدی پس از سکونت در شیراز زندگی خود را صرف سرودن شعر و مراقبه کرد و روزگار خود را با تقدیم شعری یا نصیحتی به امیران و رعایا و طرفداران خود و پذیرش هدایای آنها میگذراند سعدی در گلستان میگوید که با دو وزیر دربار ایلخانی زمان خود یعنی شمسالدین محمد جوینی و عطاملک جوینی دوستی و مراوده داشت این دو اهل سخن و شعر بودند و با سعدی مکاتبات و ملاقاتهایی داشتند سعدی پس از بازگشت به شیراز یک بار به سفر حج میرود و در بازگشت از مسیر آذربایجان به دیدار این دو برادر نائل میشود آنها او را به دیدار اباقاخان پادشاه وقت ایلخانی بردند و او هم از سعدی خواست که او را نصیحتی کند سعدی در مدت اقامت خود در شیراز با بسیاری از افراد سرشناس معاصر خود از جمله شیخ صفیالدین اردبیلی دیدار کرد یان ریپکا گزارش این ملاقاتها را معتبر نمیداند قاضی نورالله شوشتری در کتاب قصص العلماء داستانی از ملاقات سعدی با خواجه نصیرالدین توسی در شیراز نقل میکند که طی آن خواجه نصیر به سبب قصیدهای که سعدی در رثای مستعصم خلیفهٔ عباسی سروده دستور فلک کردن او را میدهد و این شکنجه طی چند روز به درگذشت وی میانجامد با این حال بهنظر ابراهیم باستانی پاریزی اگرچه اصل فلک شدن سعدی بهواسطهٔ سرودن مرثیه برای مستعصم عباسی ممکن است واقعیت داشتهباشد اما جزئیات داستان ساختگی است چرا که نشانهای از سفر خواجه نصیر به شیراز در دست نیست و در عین حال سعدی تا سالها پس از درگذشت خواجه نصیر به حیات خود ادامه دادهاست تاریخ مرگ سعدی را در منابع گوناگون یکی از سالهای تا هجری قمری ذکر کردهاند اما مورد اعتمادترین روایت که سعید نفیسی طرح میکند این است که وی در ذیحجه سال هجری درگذشته و در همان خانقاهی که اقامت گزیدهبود به خاک سپرده شدهاست پیشتر عادت بر این بود که بیشتر بدون گفتگو داستانهای گلستان و بوستان را بخشی از سرگذشت سعدی قلمداد نمایند از معروفترین صاحبنظرانی که چنین رویکردی داشتهاند میتوان به هنری ماسه علیاصغر حکمت و محمد خزائلی اشاره کرد اما مطالعات نشان میدهد که برخی از این حکایات جنبهٔ تخیلی دارد و واقعی نیست یا دستکم در بیان آن مبالغه شدهاست بنابراین نمیتوان این داستانها را بهعنوان سرگذشت واقعی سعدی پذیرفت یکی از این سرگذشتها حکایت بتی دیدم از عاج در سومنات است که نمونهای از مقامهنویسی است و واقعیت ندارد سعدی اصولاً سفری به هندوستان نداشتهاست داستان از این قرار است که سعدی در بتخانهٔ سومنات مردم را در حال پرستش بتی میبیند که ادعا میشد صبحها دست خود را برای ستایش خداوند به سوی آسمان دراز میکند سعدی درمییابد که یک برهمن در درون بت پنهان میشود و با کشیدن ریسمانی دست بت را حرکت میدهد در همین حال برهمن هم درمییابد که سعدی متوجه موضوع شدهاست پس از بیم جان برهمن را میکشد و از راه هندوستان و یمن به حجاز میگریزد سعدی در مدت اقامت در دمشق به علت دلگیری از دوستان خود از آنها کنارهگیری میکند و سر به بیابان میگذارد اما اسیر فرنگیان میشود و در شهر طرابلس به کار اجباری گماشته میشود در این اثنا آشنایی او را میبیند و از صاحبانش میخرد این شخص سعدی را به شهر حلب میبرد و دختر خود را به عقد وی درمیآورد به استناد این حکایت برخی معتقدند که سعدی اسیر فرنگیان شده و به اروپا سفر کردهاست ضیاء موحد اصل داستان اسارت را قابل رد یا اثبات نمیداند اما بر این عقیده است که منظور سعدی از فرنگ اروپا نیست چون در آن دوران طی جنگهای صلیبی فرنگیان استحکاماتی را در سرزمین شام به وجود آوردهبودند که به اَفرَنج یا اَفرَنجیه شهرت یافتهبود و سعدی نیز به اسارت محافظان یکی از همین قلعهها درآمدهبود موحد برآورد میکند که این اتفاق البته در صورت واقعیت داشتن به احتمال زیاد بین سالهای تا قمری تا میلادی طی هفتمین مرحله از جنگهای صلیبی واقع شده باشد سعدی در گلستان حکایتی نقل میکند راجع به سفر خود به کاشغر در سالی که محمد خوارزمشاه با ختا صلح اختیار کرد بنا بر شواهد تاریخی این رخداد در سال هجری بودهاست وی در این سفر با پسری زیباروی که در حال یادگیری صرف و نحو عربی بود همکلام میشود پسر از وی درخواست میکند شعری از سعدی برایش بخواند و سعدی هم فیالبداهه ابتدا شعری عربی و سپس شعری فارسی برای او میخواند پسر نحوی سپس که متوجه میشود این شخص همان سعدی است از او تقاضا میکند که مدت بیشتری در آنجا اقامت کند اما سعدی بهرغم میل باطنی تقاضای او را نمیپذیرد سعدی در این سال سن کمی داشتهاست و غیرممکن بوده که آوازهاش در شهر کاشغر در ترکستان شرقی به این درجه رسیدهباشد از سوی دیگر شمس قیس رازی در کتاب المعجم که در سال هجری نوشته شدهاست هیچ عبارت یا شعری از سعدی را نقل نمیکند در حالی که به آثار بسیاری از دیگر شاعران آن دوران اشاراتی دارد از این رو سفر به کاشغر و ملاقات با پسر نحوی به احتمال زیاد تخیلی است سعدی در نظامیهٔ بغداد تحصیل کردهاست و هدف از تأسیس مدارس نظامیه پرورش افرادی بود که فقه شافعی و کلام اشعری را تدریس کنند همچنین تفکر اشعری در زمان و جغرافیای زندگی سعدی متداول بودهاست برخی پژوهشگران معتقدند که نشانههای اعتقاد سعدی به اشاعره در آثار او قابل تشخیص است و شکی در اشعریمذهب بودن او باقی نمیگذارد بهطور مثال سعدی قصیدهای دارد که در آن نخست پیامبر اسلام و سپس خلفای چهارگانه را ستوده و در آن از ادبیات و تعبیرات اهل سنت استفاده کردهاست اما در مقابل نشانههایی از ارادت وی به خاندان پیامبر اسلام مشاهده میشود و به همین دلیل برخی از علماء مانند قاضی نورالله شوشتری وی را شیعه قلمداد کردهاند وی مدعی است که سعدی در دیدار خود با خواجه نصیرالدین طوسی شیعه بودن خود را اظهار کردهاست نکتهٔ قابل توجه در بررسی مذهب سعدی این است که او اصراری به تبلیغ مذهب خود و زیر سال بردن سایر مذاهب نمیکند و بیشتر بهعنوان یک شاعر به انعکاس و تبیین اصول اخلاقی میپردازد اگرچه سفر به مناطق مختلف و همنشینی با حکیمان و دانشمندان نقش مهمی در شکلگیری عقاید سعدی دارد اما او بیش از هر چیز تحت تأثیر آموزههای مذهبی است که در شیراز و بغداد فرا گرفتهاست سعدی به پیروی از اشاعره فلسفه و هرگونه تفکر خارج از دایرهٔ تعالیم شرعی را گمراهی میداند و معتقد است که در هر امری باید تابع قرآن و حدیث بود سعدی تقدیرگراست و حتی افتادن برگی از درخت را ناشی از ارادهٔ خداوند میداند پس در تفکر وی خوبی و بدی در ذات انسانها سرشته شده و قابل تغییر نیست نکتهٔ بارز دیگری که در مورد عقاید سعدی میتوان یاد کرد نوعدوستی و تلاش برای اصلاح جامعه است این جنبه از تفکر او که از آن با عنوان حکمت عملی نام میبرند در اشعار و آثار سعدی نمود بارز و برجستهای دارد مفاهیمی از قبیل پرستش خدای یگانه نکوهش ریاکاری فروتنی خدمت به خلق انساندوستی کار و تلاش عدالت و مواردی از این دست در اشعار وی و بهویژه در بوستان به دفعات توصیه شدهاست سعدی خود را مصلحی اجتماعی و آموزگاری اخلاقی میداند که با پند و اندرز تلاش میکند در مقابل ظلم و نابرابری بایستد یا دست کم تا حدی از عوارض آن بکاهد او در طول عمر خود با دربار پادشاهان مختلفی در ارتباط بود اما آزادی اندیشه و آزادی قلم خود را از دست نداد و ترجیح داد در قصیدههای خود به جای ثنا گفتن امیران و وزیران آنها را پند و اندرز دهد سعدی را نمیتوان صوفی یا عارف قلمداد کرد اما در عین حال نمیتوان او را یکسره مخالف یا بیگانه با تصوف دانست تصوف و عرفان در قرن هفتم هجری بسیار رایج بود سعدی هم بهعنوان یکی از عالمان زمان خود بهواسطهٔ تحصیل در بغداد و نشست و برخاست با عارفان زمان خود نظیر شیخ شهابالدین عمر بن محمد سهروردی در معرض اندیشههای عرفانی قرار داشت او در گلستان میگوید که ابوالفرج جوزی او را به ترک سماع دعوت کرده بود و بههمین دلیل بدیعالزمان فروزانفر او را در زمرهٔ صوفیان دیندار متشرع قرار میدهد سعدی در حکایات گلستان و بوستان رویکردی دوگانه نسبت به مقولهٔ تصوف دارد گاهی به تمجید از عارفان میپردازد نظریهٔ تصوف و عرفان را تبیین میکند از آراء و روشهای اصولی تصوف برداشت میکند و بازتاب آن را در اخلاق و رفتار صوفیان بزرگ ابدال مانند جنید بغدادی شبلی نعمانی و بایزید بسطامی بهتصویر میکشد با این حال گاهی صوفیان را مردمی بیکار و بیعار و بیبندوبار میشمارد و به انتقاد از جماعتی میپردازد که تصوف را بهانهای برای تنپروری و شهوترانی قرار دادهاند رشید یاسمی زبانشناس بر این عقیده است که همهٔ غزلهای سعدی عارفانه است و تصویر عشق زمینی در اشعار سعدی وسیلهای برای رساندن مفهوم عشق حقیقی اهل تصوف است اما بسیاری دیگر از صاحبنظران از جمله محمدعلی فروغی همایون کاتوزیان و ضیاء موحد این نظر را رد میکنند حدود ده درصد از غزلهای سعدی عرفانی یا شبهعرفانی است اما حتی در این اشعار نیز شور و شعف عارفانه چنانکه در غزلیات مولوی هست وجود ندارد سیدعلی قاضی طباطبایی عارف شیعهٔ قرن سیزدهم و چهاردهم سعدی را اگرچه فردی حکیم و دانشمند میدانست اما معتقد بود که در اشعار او بویی از عرفان به مشام نمیرسد وی تنها از غزلی با مطلع به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست به عنوان غزلی آبدار و شیرین یاد کردهاست به عقیدهٔ روبن لوی استاد دانشگاه کمبریج فلسفهٔ سعدی عملی و عادی است و جنبهٔ متافیزیک ندارد سعدی دربارهٔ اندیشههای صوفیانه بهشکل جامع و دقیق سخن نمیگوید و نگاه او به عارفان برجسته به عنوان معلم اخلاق است و بههمین دلیل رویکرد سعدی با مولوی متفاوت است یان ریپکا نیز میگوید توجه سعدی نه به اندیشههای انتزاعی عارفانه بلکه به کاربرد آن در زندگی عادی معطوف بودهاست به نظر باربیه دومنار شرقشناس فرانسوی سعدی تمایل جدی به تصوف نداشت اما از آنجا که در عصرِ او تصوف مانند مذهب یک عامل تربیتی عمومی بود از آن برکنار نماند و از چاشنی تصوف در آثار خود بهره گرفت سعدی بیش از آن که تابع اخلاق بهصورت مطلق و فلسفی باشد مصلحتاندیش است و ازینرو اصولاً نمیتواند طرفدار ثابت و بیچونوچرای قاعدهای باشد که احیاناً در جای دیگری آن را بیان کردهاست مثلاً راستگویی یک ارزش است اما ممکن است شرایطی واقع شود که مصلحت دروغ گفتن را ایجاب کند سعدی در نخستین حکایت از فصل یکم گلستان شرایطی را تصویر کردهاست که در آن ارزش راستگویی زیر پا گذاشته میشود در غیر این صورت نادانی پادشاه و بیرحمی وزیرانش باعث کشتار بیمورد میشود سعدی در عالم واقع نیز بهطور مطلق از یک سری قواعد اخلاقی ثابت پیروی نکردهاست او از جمله شاعرانی است که چاپلوسی را نمیپسندد و ترجیح میدهد در قصیده به جای مدح گفتن تذکر بدهد او هلاکو خانی را که آخرین خلیفهٔ عباسی را به قتل رساندهاست تمجید و در همان زمان برای خلیفهٔ مقتول نیز سوگواری میکند حال آن که حاکم شیراز که سعدی او را نیز تمجید کردهاست برای شکست دادن همین خلیفه لشکری را به کمک هلاکوخان گسیل کردهبود سعدی در دورهٔ خود به هزالی و شاهدبازی معروف بودهاست علاوه بر هزلیات که در آن اشعاری در باب همجنسگرایی موجود است در بوستان و گلستان هم مطالب متعددی در همین زمینه وجود دارد خود سعدی از طرفداران جمال و رخ زیبا بود و از آن حظ روحانی میبرد بدیعالزمان فروزانفر استاد ادبیات فارسی معتقد است که سعدی در بیشتر غزلهای خود آشکارا و بیپروا جمالپرستی را تأیید کردهاست مهدی جامی روزنامهنگار سعدی را مانند بسیاری از شاعران دیگر آن دوران دارای گرایش به بچهبازی و دوجنسگرا میداند آرش نراقی نویسنده و مترجم نیز معتقد است که سعدی در آثارش از عشق ورزیدن با پسران با لذت و تحسین یاد کردهاست در مقابل محمد بقایی ماکان پژوهشگر ادبیات معتقد است که سعدی تنها ستایشگر زیبایی است و نباید اشعار جمالپرستانهٔ او را به مسائل جنسی مرتبط دانست با این حال سعدی در باب هفتم بوستان شاهدبازی را تقبیح میکند و پدران را پند میدهد که از افتادن فرزندان خود به دام نظربازان جلوگیری کنند وی ادعای صوفیانی را که عشقورزی به شاهدان را تجلی عشق به آفرینش پروردگار میدانند به چالش میکشد همهٔ آثار سعدی اعم از شعر و نثر در مجموعهای با عنوان کتاب کلیات سعدی جمعآوری شدهاست از بین آثاری که در این کتاب آمده بوستان و گلستان دو کتاب مستقل هستند گلستان به نظم و نثر مسجع و بوستان به نظم توسط سعدی تألیف شدهاست علاوه بر این غزلیات و هزلیات یا خبیثات نیز بهصورت مستقل به چاپ رسیدهاند سایر آثار سعدی که در کتاب کلیات آمدهاست عبارتند از قصاید مراثی ملمعات و مثلثات ترجیعات صاحبیه رباعیات و مفردات قصاید شامل قصیدههای عربی و قصیدههای فارسی است قصیدههای عربی در حدود هفتصد بیت است و در کل دارای مضامین غنایی یا مدح است قصیدههای فارسی نیز دارای مضامین موعظه و توحید و مدح است مراثی مشتمل بر چند قصیده در مرثیهٔ چند تن از رجال معاصر سعدی از جمله مستعصم آخرین خلیفهٔ عباسی ابوبکر بن سعد بن زنگی و سعد بن ابوبکر از اتابکان فارس است صاحبیه مجموعهای از قطعات فارسی و عربی است سعدی علاوه بر گلستان آثار دیگری نیز به نثر دارد که عبارتند از نصیحالملوک رسالهٔ عقل و عشق و مجالس پنجگانه همچنین در نسخههای چاپی پاکستان و هند کتاب شعر دیگری با نام کریما به سعدی نسبت داده شدهاست قالبِ این کتاب مثنوی است و در بحر متقارب سروده شدهاست اصالتِ این انتساب با توجه به قوی نبودن اشعار و موجود نبودن اسناد خطی از آن محل شک است علاوه بر این محمدعلی فروغی در تحقیقات خود در یکی از نسخههای خطی از کلیات سعدی با کتاب دیگری به نام معمیات مواجه شدهاست که حاوی قطعهٔ عربی و فارسی در لغز و معماست سعدی در زمان زندگی خود نسبت به جمعآوری و تدوین آثارش مبادرت میورزیدهاست چنانکه این کار در مورد گلستان بوستان و طیبات مسلم است علی بن احمد بن ابی بکر بیستون از جمله مشهورترین گردآورندگان کلیات سعدی است که در سال و نیز در سال هجری به این کار مبادرت کرد در این نسخه غزلیات سعدی بهترتیب الفبای حرف آخر ابیات مرتب شدهاند ترتیب قرار گرفتن فصول مختلف کلیات سعدی در نسخههای بعدی نیز کم و بیش از این نسخه اقتباس شدهاست تاکنون نسخههای مختلفی از آثار سعدی چه بهصورت مستقل و چه در قالب کلیات سعدی تصحیح و منتشر شدهاست نخستین کتاب تصحیحشدهٔ گلستان در سال توسط عبدالعظیم قریب آماده و منتشر شد نخستین نسخهٔ تصحیحشده کلیات سعدی نیز در سال توسط محمدعلی فروغی انتشار یافت که تا به امروز بهعنوان مهمترین منبع ارجاع به آثار سعدی محسوب میشود بعدها نسخههای دیگری از این کتاب توسط محققان دیگر از جمله سعید نفیسی محمدجواد مشکور خلیل خطیب رهبر و حسن انوری تصحیح شد معتبرترین نسخه از گلستان به تصحیح غلامحسین یوسفی است که مبنای آن هفده نسخه خطی و نسخههای چاپی معتبر بود با این حال این تصحیح نیز نظرات مثبت همهٔ منتقدان را برنیاورد و پس از آن دستِکم دو تصحیح دیگر از کلیات سعدی از بهاءالدین خرمشاهی و حسن انوری عرضه شد بوستان از آثار منظوم سعدی و یکی از شاهکارهای ادب فارسی بهشمار میآید این کتاب در نسخههای قدیمی سعدینامه نامیده میشد اما بعدها به بوستان شهرت یافت بوستان به نظم شعر نوشته شده و مشتمل بر حدود چهار هزار بیت شعر است قالب شعری آن مثنوی است و همانند شاهنامهٔ فردوسی در بحر متقارب سروده شدهاست بوستان کتابی اخلاقی و آموزشی است و سعدی آرمانشهر مطلوب خود را در آن به تصویر کشیدهاست چنانکه سعدی خود اشاره کردهاست نگارش آن را در هجری به پایان برده و به ابوبکر بن سعد زنگی تقدیم کردهاست بوستان با یک مقدمهٔ طولانی شروع میشود که در حمد خداوند ستایش پیامبر اسلام بیان دلیل نگارش کتاب و مدح ابوبکر بن سعد زنگی و سعد بن ابوبکر حاکمان وقت فارس سروده شدهاست این کتاب در ده فصل یا ده باب نوشته شدهاست که عبارتند از عدل احسان عشق تواضع رضا ذکر تربیت شُکر توبه و مناجات و ختم کتاب حجم این بابها متفاوت است و بهجز باب یکم و پنجم همگی با یک مقدمهٔ کوتاه شروع میشوند هر باب مشتمل بر حکایتهایی است که بهصورت پیدرپی نقل میشوند بر اساس نسخهٔ تصحیح شدهٔ غلامحسین یوسفی با احتساب دیباچه در مجموع حکایت در این کتاب نقل شدهاست حکایتهای بوستان از نظر پیچیدگی و ساختار یکسان نیستند برخی از ساختار داستانی پیچیدهتری برخوردارند و حوادث و اشخاص متعددی را در بر میگیرند درحالیکه برخی دیگر ساده و درحد حکایتوارهاند سعدی کتاب گلستان را در سال هجری قمری یعنی یک سال پس از نگارش بوستان نوشتهاست این کتاب به نثر آهنگین و آمیخته با نظم و در هشت فصل یا هشت باب نوشته شدهاست هشت باب گلستان عبارتند از سیرت پادشاهان اخلاق درویشان فضیلت قناعت فوائد خاموشی عشق و جوانی ضعف و پیری تأثیر تربیت و آداب صحبت گلستان یکی از تأثیرگذارترین کتابهای نثر در ادبیات فارسی است سعدی این کتاب را به سعد بن ابوبکر بن سعدی زنگی تقدیم کردهاست این کتاب مجموعهای از حکایتهای مستقل و حاوی اندرزها و جملههای قصار است اما هنر داستانگویی و ایجاز نگارنده مانع از آن میشود که وجه تعلیمی آن باعث ملالت خواننده شود سعدی در گلستان از پرداختن به تاریخنگاری و تذکرهنویسی پرهیز میکند و تنها به بیان امور مربوط به زندگی و منش اشخاص میپردازد کتاب گلستان را میتوان گزارش سعدی از جامعهٔ زمان خود دانست که در آن اوضاع فرهنگی و اجتماعی زندگانی مردم به صورت واقعی به تصویر کشیده شدهاست حکایتهای گلستان فراخور موضوع کوتاه یا بلند میشود در برخی از حکایتها شخصیتهای خیالی یا واقعی ثالثی وجود دارند و ایفای نقش میکنند اما در برخی از حکایتها نگارنده حاضر و ناظر است برخی از این رخدادها رخدادهای واقعی زندگی او و برخی فقط رخدادهای تخیلی است این کتاب به لحاظ سبک و سیاق در زمرهٔ مقامات جای میگیرد با این حال بهرغم این که دشوارنویسی و اطناب در مقامههای نویسندگان پیشین متداول بود حکایات گلستان موجز و تا سرحد امکان نزدیک به زبان عامه نوشته شدهاست داریوش رحمانیان استاد تاریخ با استناد به تعداد زیاد حکایاتی که در مورد سیاست در این کتاب موجود است این کتاب را صورتی از اندرزنامه سیاستنامه میداند و سعدی را پیرو سنت اندرزنامهنویسی قلمداد میکند سعدی در نگارش نثر آهنگین گلستان از جناس و تقارنهای لفظی و داستانی استفاده میکند اما دچار تکلف و تصنع نمیشود کلمهها و ترکیبهای پیچیده و دور از ذهن در گلستان به کار نمیرود و بههمین دلیل این کتاب از کتابهایی مانند مقامات حمیدی تاریخ وصاف و تاریخ جهانگشای جوینی سادهتر و روانتر است سعدی در گلستان سبک شخصی و فردی خود را برگزیدهاست که از حیث سادگی نگارش به ویژگیهای سبک خراسانی نزدیک است برخی از صاحبنظران گلستان را اوج آمیزش دو سبک نثر موزون خواجه عبدالله انصاری و قاضی حمیدالدین حمیدی بلخی میدانند کتاب گلستان یکی از نخستین کتابهای فارسی است که با استفاده از ماشین چاپ منتشر شد این کتاب نخستین بار در سال میلادی در تبریز به چاپ رسید غزلیات سعدی مجموعهٔ شعرهاییست که سعدی در قالب غزل سروده و تاکنون چندین تصحیح از آنها بهوسیلهٔ استادان زبان و ادب فارسی منتشر شدهاست سعدی حدود غزل دارد سعدی در سرایش غزلیات به زبان سنایی و انوری توجه ویژه داشتهاست بسیاری از صاحبنظران بر این عقیدهاند که غزل در اشعار سعدی و حافظ به اوج رسیدهاست محور بیشتر غزلهای سعدی عشق است سعدی از معدود شاعرانی است که غزلهای عاشقانهاش از ابتدا تا انتها عاشقانه باقی میماند غزلهای عاشقانهٔ سعدی به سادگی خلوص و زمینی بودن شهرهاند سعدی همچنین در سرایش غزلیات خود به وزنهای دوری اوزان طربانگیز مانند فَعَلاتُ فاعِلاتُن فَعَلاتُ فاعِلاتُن یا مُفتَعِلُن مَفاعِلُن مُفتَعِلُن مَفاعِلُن توجه ویژهای نشان دادهاست علاوه بر غزلهای عاشقانه سعدی غزلهای عارفانه و غزلهای پندآموز نیز سرودهاست فروغی در تدوین کلیات سعدی غزلهای پندآموز و عارفانه را از بقیهٔ غزلها جدا کرده و در فصلی مجزا با عنوان مواعظ آوردهاست غزلیات سعدی در چهار کتابِ طیبات بدایع خواتیم و غزلیات قدیم گردآوری شدهاست غزلیات قدیم را سعدی در دوران جوانی سروده و سرشار از شور و شعف است خواتیم مربوط به در دوران کهنسالی سعدی و دربرگیرندهٔ زهد و عرفان و اخلاقیات است بدایع و طیبات مربوط به دوران میانسالی و پختگی سعدیاند هم شور و شعف جوانی و هم زهد و عرفان را در بر میگیرند طیبات و بدایع به لحاظ هنری نیز به دو بخش دیگر برتری دارد در برخی از نسخههای کلیات سعدی غزلهای ملمع در بخش جداگانهای با نام ملمعات آمدهاست که به نظر محمدعلی فروغی یک تقسیمبندی جعلی است چون در نسخههای قدیمی مشاهده نشدهاست علی دشتی وجه تمایز سعدی از دیگر غزلسرایان را در طنین و ترنمی میداند که در اشعار و بهخصوص غزلیات وی وجود دارد به تعبیر وی موزونی و خوش آهنگی کلام در غزلیات سعدی به سادگی قابل توصیف نیست و آن را به یک منحنی یا دایره تشبیه میکند که در آن پیوستگی واژگان با هیچ زاویهای شکست برنمیدارد در مجموعهٔ آثار سعدی سه رساله با نامهای مطایبات مضحکات و خبیثات دیده میشود که به مجموعه آنها هزلیات گفته میشود مطایبات مجموعهای از لطیفهها و داستانهای جنسی است که در نگارش آنها از الفاظ جسورانه و بیان عریان و بیپروا استفاده شدهاست بافت کلام و تسلط زبانی در سرایش آنها بهگونهای است که میتوان اطمینان یافت شاعر آنها سعدی است خبیثات و مضحکات به نثر نوشته شدهاند و در نسخهٔ لرد گرینوی که سی سال پس از درگذشت سعدی نوشته شده و نسخهٔ اساس غلامحسین یوسفی و محمدعلی فروغی نیز بوده اثری از آنها نیست اما در نسخههای قدیمیتر از این نسخه این دو بخش نیز ضبط شدهاست و تردیدی در انتساب هر سه بخش به سعدی وجود ندارد یان ریپکا ایرانشناس اهل چک مجموعهٔ خبیثات را شامل مطالب خلاف ادب و نزاکت در مورد همجنسگرایی میداند منتها بر این باور است که سعدی این اشعار را بنا به درخواست مقامات عالیرتبهٔ زمان خود سرودهاست سرایش خبیثات باعث شهرت سعدی در هزالی و شاهدبازی شد سعدی اثر مستقلی به زبان عربی ندارد اما تعدادی از اشعار وی به زبان عربی سروده شدهاست این اشعار مرکب از تعدادی قصیده قطعه و تکبیت است مجموعهٔ آثار عربی سعدی در سال در قالب کتابی به نام اشعار عربی سعدی گردآوری شد و بههمراه ترجمهٔ فارسی آنها توسط انتشارات مرکز سعدیشناسی بهچاپ رسید به عقیدهٔ ادوارد براون شرقشناس اشعار عربی سعدی در سطح متوسطی قرار دارد موسی اسوار این شعرها را در مقایسه با شعر شعرای عربزبان هم عصر سعدی دارای جایگاه مناسبی میداند که از نظر مضمون و ساختار ارزشمندند به عقیدهٔ وی پارهای اشکالات نحوی در اشعار عربی سعدی بهچشم میخورَد بهطور کلی سعدی را میبایست از شاعران سبک عراقی بهحساب آورد با این حال نشانههایی از سبک خراسانی در آثار وی مشاهده میشود وی در دورهای که استفاده از انواع آرایههای ادبی توسط سخنوران رواج پیدا کردهبود به سادگی زبان رودکی و فردوسی روی آوردهاست سبک شعریِ سعدی از تخیل و تصویرآفرینی پیچیدهای بهره دارد و در عین حال بسیار ساده و روان است که حاصل از شیوهٔ موجز نرم و دلنشین بیان اوست سهل یعنی آسان و ممتنع یعنی محال یکی از مهمترین ویژگیهای آثار سعدی سهل و ممتنع بودن آنهاست معنی و مفهوم آثار سعدی به سادگی دریافته میشود و در ظاهر نگارش چنین جملات یا ابیاتی ساده بهنظر میرسد اما در عمل تقلید یا پدیدآوردن آثار مشابه دشوار یا غیرممکن میشود دلیل بروز این ویژگی در آثار سعدی پرهیز وی از تکلف و تصنع و در عین حال چیرگی کامل او بر زبان فارسی است با این ترفند سعدی توانستهاست مطالب پیچیده و دشواری را به سادهترین شکل ممکن بیان کند سعدی برخلاف مصنوعنویسان از اصطلاحات و عناصری که مردم در زندگی روزمره با آن سر و کار دارند بهوفور استفاده کردهاست زبان سعدی به زبان محاوره در روزگار خود بسیار نزدیک است و حتی از مثلهای متداول در زبان فارسی نیز بهره بردهاست یکی دیگر از عواملی که باعث سهل بودن آثار سعدی میشود گسترده بودن دایرهٔ واژگانی است هریک از کلماتی که سعدی بهکار میبرد نقش ویژهای در القای مفهوم دارد وی در عین حال از واژگان دشوار و مهجور کمترین استفادهٔ ممکن را کردهاست گذشته از حسن انتخاب کلمات سعدی بیشتر ارکان جمله را در جای اصلی خود قرار میدهد و به همین دلیل فهم جملات وی در قالب شعر یا نثر آسان میشود رعایت چنین قاعدهای با توجه به ضرورت شعر در رعایت وزن قافیه ردیف و مصراعبندی کار دشواری است که سعدی بهخوبی از عهده آن برآمدهاست سعدی در استفاده از آرایههای ادبی زیادهروی نکردهاست استعارهها و مجازهای سعدی بیشتر نزدیک به ذهن است و باعث ایجاد زیبایی و رعنایی در شعر میشود وی در انتخاب وزن برای اشعار خود نیز به ساده و روان بودن آن توجه داشتهاست چنانکه وزنهای ثقیل و پیچیده در اشعار او بهندرت بهچشم میخورَد ایجاز یعنی کوتاه کردن سخن و گفتن معنی بسیار در لفظ کم در دوران سعدی ادبیات فارسی به اطناب درازگویی متمایل شده بود و نویسندگان و شاعران بهمنظور هنرنمایی با افزودن جملات معترضه استفاده از واژگان مترادف و شگردهای دیگر کلام خود را طولانی میکردند یکی از ویژگیهای سبک سعدی بهکاربردن ایجاز است سعدی درحالیکه اطلاعات ضروری برای فهم موضوع را در اختیار خواننده قرار میدهد از دادن اطلاعات اضافی هم بهجد اجتناب میکند در گلستان و بوستان حکایتهای متعددی وجود دارد که در آنها از مقدمهچینی و تفصیل غیرضروری اجتناب شده و مطلب در نهایت با چند بیت یا چند جملهٔ کوتاه بیان شدهاست یکی دیگر از مهارتهای سعدی در بهکارگیری ایجاز حذف کردن بخشی از جمله است بهگونهای که ذهن خواننده ناخودآگاه بخش حذفشده را درج میکند و متوجه کمبود آن در جمله نمیشود یکی دیگر از ویژگیهای بارز سعدی شوخطبعی نکتهدانی و طنازی اوست در آثار گوناگون او اعم از غزلیات بوستان گلستان و غیره همهجا آثاری آشکار یا پنهان از نکتهسنجی و طنز سعدی میتوان یافت وی مفاسد و معایب جامعهٔ خود را با طنز ملایمی به تصویر میکشد و از آن انتقاد میکند تخلص نام هنریای است که شاعر برای خود برمیگزیند و در اشعار خود به خصوص در غزل از آن استفاده میکند بسیاری از شاعران از جمله سعدی با تخلص خود مشهورند سعدی تخلص خود را به واسطهٔ ارادتی که به سعد بن ابوبکر فرزند حاکم وقت شیراز داشت انتخاب کردهاست او در استفاده از تخلص بسیار جدی بوده و در از غزلیاتش از تخلص استفاده کردهاست تخلص اغلب در بیت آخر غزل قرار داده شده اما در مواردی نیز بعد از بیت تخلص یک یا چند بیت دیگر آمدهاست سعدی در درصد موارد تخلص خود را به صورت سوم شخص مفرد بهکار برده یعنی در این ابیات خبری از خود دادهاست و در بقیهٔ موارد از دوم شخص مفرد استفاده کرده و خودش را مخاطب قرار دادهاست سعدی از جمله شاعرانی است که با قرآن و حدیث آشنایی داشت و در آثار خود از آن بهره گرفت او چه در نثر و چه در شعر به آموزههای قرآنی توجه نشان دادهاست او همچنین از احادیث محمد پیامبر اسلام در اشعار خود استفاده کردهاست سعدی محدث زبردستی است که سالها به معانی و مفاهیم احادیث نبوی اندیشیده و آنها را بر چارچوب فکری خود منطبق کرده و در نهایت نتایج این امتزاج را در قالب نظم و نثر به مخاطبان خود ارائه کردهاست مفهومها مضمونها و عبارتهای قرآنی را در گلستان بوستان قصاید و حتی در غزلیات سعدی به وفور میتوان یافت سعدی مانند ادبای پیش از خود در بسیاری از موارد عین آیه یا بخشی از آن را به زبان عربی در شعر یا متن ذکر کرده یا تنها مفهوم آن را در بیان آوردهاست تا مخاطب خود را به درستی گفتهٔ خود مطمئن سازد یا او را به انجام یا اجتناب از کاری توصیه کند در اصطلاح به این روش بهره گرفتن از آیات و احادیث استفادهٔ استشهادی میگویند که هدف آن بهکار گرفتن جنبهٔ تعلیمی قرآن است در گلستان آیه از قرآن و حدیث از پیامبر اسلام بهصورت کامل نقل شده که در مورد متن اصلی به زبان عربی و در مورد ترجمهٔ فارسی آنها مورد استفاده قرار گرفتهاست اشاره به آیات و احادیث در آثار سعدی فراتر از این مقدار است چنانکه اشاره به آیات قرآن در گلستان و بوستان بهترتیب و مورد و اشاره به احادیث نبوی و مورد گزارش شدهاست اما سعدی علاوه بر این روش از آیات و احادیث برای ساختن تصویر شعری نیز استفاده کرده و توانستهاست با خلاقیت خود در ادبیات غنایی و احساسی نیز از آیات قرآن بهره بگیرد برای بهکارگیری این شگرد سعدی عبارات و اصطلاحات قرآنی را در مفهومی متفاوت به کار بردهاست امید مجد مترجم قرآن و شاعر این شگرد را استنباط ذوقی مینامد برای نمونه سعدی از عبارت اللیل یغشی النهار در آیهٔ سورهٔ اعراف استفاده کرده تا مردی سیاهپوست را توصیف کند که زنی سفیدپوست را در کنار آوردهاست سعدی به شاهنامه فردوسی علاقهمند بود و از آن تأثیر میپذیرفت چنانکه بارها از شاهنامه یاد کردهاست و اشارههای مختلفی به نامهای اساطیری شاهنامه ابیات شاهنامه و خودِ فردوسی م هجری داشتهاست این تأثیرپذیری را بهخصوص در کتاب بوستان میتوان دید که سعدی آن را در وزن و قالب شعری شاهنامه سرودهاست در بوستان میتوان بیتهایی را یافت که بافت کلام فردوسی را دارند و این نشاندهندهٔ انس سعدی با شاهنامه بودهاست علاوه بر این شباهتهای محتوایی و دیدگاههای فکری مشترک را نیز میتوان در آثار سعدی یافت سعدی به قصد پند و اندرز سیاسی بیش از همه چیز از داستانهای شاهنامه کمک میگیرد در بوستان حکایتی هست با این مضمون که کسی در محفلی از شعر سعدی تمجید میکند اما در عین حال وی را شاعری حماسهسرا قلمداد نمیکند سعدی در جواب این فرد پراکندهگو عنوان میکند که سَرِ جنگ ندارد وگرنه مجال سخن بر او تنگ نیست سعدی در پی آن دو حکایت حماسی نقل میکند و واژگانی مشابه واژگان شاهنامه را برای نامیدن سلاحها و حرکتهای جنگی بهکار میبرد با این حال علیرغم ادعای خود در آفریدن یک اثر حماسی ناموفق بودهاست سعدی دانشآموختهٔ نظامیهٔ بغداد است و بهواسطهٔ تحصیل در این مدرسه به صورت غیرمستقیم از تعالیم محمد غزالی م هجری بهرهمند شده و از او تأثیر پذیرفتهاست سعدی از وی با عنوان امامِ مرشد یاد میکند برخی از سعدیشناسان از جمله ضیاء موحد معتقدند که بررسی اندیشهٔ سعدی بدون در نظر گرفتن آثار غزالی به عنوان خاستگاه فکری و عقیدتی سعدی میسر نیست سعدی در یکی از حکایات گلستان جایی که مناظره یکی از علماء با یکی از ملاحده را نقل میکند بلافاصله پس از ذکر ملاحده عبارت لعنهم الله خداوند لعنتشان کند را مینشاند که تا حدی میتواند یادآور لحن شدیدی باشد که غزالی در ردیههای خود بر اسماعیلیه مینویسد همچنین یکی دیگر از نشانههای تأثیر غزالی بر سعدی حکایتی است که در آن سعدی دروغ مصلحتآمیز را بِه از راست فتنهانگیز میداند به احتمال زیاد این سخن از کتاب احیاء علومالدین برگرفته شدهاست ضیاء موحد مهمترین تفاوت سعدی با محمد غزالی را عشق به فرهنگ و زبان فارسی میداند و بر این رأی است که سعدی برخلاف غزالی که در مورد اسماعیلیه فتواهای بسیار سنگینی دارد چنین شدتی را از خود نشان نمیدهد سنایی م هجری نخستین شاعری است که به قالب غزل تشخص بخشید سعدی نیز در سرودن غزل به زبان سنایی توجه کامل داشتهاست بهطور خاص سنایی اولین شاعری بود که در غزل بهطور جدی تخلص را بهکار برد و چنانکه میدانیم سعدی هم کاربرد تخلص در غزل را تکرار کردهاست سعدی در چندین قسمت از ترجیعبند مشهور خود از غزلیات سنایی با همان وزن و قافیه استقبال کردهاست با برانداز کردن اشعار این دو شاعر میتوان دریافت که سعدی سبکی را به کمال رسانده که سنایی شروع کردهاست علیرغم پیروی سعدی از زبان سنایی در سرودن غزل نظر سنایی در مواردی مورد تعرض و انتقاد سعدی واقع شدهاست چنانکه سنایی در جایی به تمثیل گفته خفته را خفته کی کند بیدار اما سعدی چنین معنایی را باطل دانسته و به شعر گفتهاست که حتی از نوشتهای بر دیوار هم میتوان پند آموخت انوری م هجری مانند سعدی از نبوغ زبانی برخوردار بودهاست وی به زبان محاوره نزدیک شدهبود و از آرایههای ادبی پیچیده پرهیز میکرد این تکامل زبانی تأثیر بارزی بر اشعار سعدی داشت بهطوریکه بسیاری از غزلهای او را استقبال کردهاست توجه دقیق و مداوم سعدی به دیوان انوری و بهرهگیری از زبان و سبک او بهخصوص در قصیده انکارناپذیر است هرچند که ضیاء موحد سعدیشناس معتقد است که در تأثیر گرفتن سعدی از غزل عاشقانه انوری نباید اغراق کرد اما سیروس شمیسا استاد ادبیات فارسی سعدی را در غزل تابع تمام عیار انوری میداند از نظر وی سعدی هم به زبان ساده و همهفهم انوری توجه داشته و هم به پیروی از او از عشق صوری و زمینی مبتنی بر سوز و گداز و وصال و فراق سخن گفتهاست سعدی به زبان عربی مهارت داشت و بهواسطهٔ تحصیل در بغداد آثار و منابع عربی را مطالعه میکرد او اشعاری نیز به زبان عربی دارد که نشاندهندهٔ میزان تسلط او بر این زبان است ضیاء موحد بهرغم این پیشینه از سعدی او را بهجد مقید به فارسینویسی میداند و بر این باور است که سعدی در گزینش واژگان و رعایت ساختار زبان فارسی نهایت دقت را بهکار میبرد با این حال مواردی را به عنوان نمونه یادآوری میکند که سعدی از قواعد زبان عربی استفاده کردهاست به نظر او سعدی بیش از آن که در سرایش اشعار فارسی از زبان عربی متأثر باشد در سرایش اشعار عربی از زبان فارسی متأثر است در عین حال برخی از پژوهشگران مضمونهای انتخابی سعدی را برگرفته از برخی شاعران عرب تلقی کردهاند یکی از نظرهای جنجالی در این خصوص ادعای تأثیرپذیری او از مُتَنَبی است مُتَنَبی م هجری شاعر و ادیب عرب زبان عراقی در قرن چهارم هجری است که به عقیدهٔ حسینعلی محفوظ سعدی دیوان اشعار او را از برداشته و در انتخاب مضامین اشعار خود از او تأثیر پذیرفتهاست محفوظ از این نظریه در سال در قالب رسالهٔ دکتری در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی دفاع کرد که سپس مورد تأیید برخی از پژوهشگران ادبیات فارسی از جمله غلامحسین یوسفی واقع شد در مقابل برخی دیگر از پژوهشگران مانند علی دشتی و مهدی محقق این نظریه را رد کردند استدلال مخالفان این بود که مضامین مشترک مورد اشارهٔ محفوظ مضامینی عمومی است که مورد استفادهٔ بسیاری از شاعران دیگر قبل از متنبی نیز قرار گرفتهاست شواهدی وجود دارد که کلام سعدی در زمان زندگانی و همچنین پس از مرگ وی در هرکجا که به زبان فارسی سخن میگفتهاند شناختهشده بود سعدی در زمان حیات خود به عنوان سخنور و شاعر شهرت زیادی پیدا کرد و حتی در هندوستان آسیای صغیر و آسیای میانه نیز او را میشناختند و اشعارش را میخواندند ابن بطوطه جهانگرد سدهٔ هشتم هجری در گزارش سفر خود به چین از امیرزادهٔ شهر خنسا مینویسد که به شعر و موسیقی فارسی علاقهٔ زیادی داشت و در محفل او آوازی به زبان فارسی خوانده میشد این آواز چنان تکرار شد که ابن بطوطه آن را از بر شد و گزارش کرد امروز میدانیم که این شعر از سعدی است و به عبارتی دایرهٔ نفوذ شعر سعدی تا چین هم گسترش داشتهاست یادداشتهای ابن بطوطه همچنین نشان میدهد که زمزمهٔ اشعار سعدی در بین ملوانان چینی نیز مرسوم بودهاست بهنظر میرسد که سعدی از عالمگیر بودن شعر و کلام خود آگاه بوده چنانکه در جایی مدعی میشود کلام سعدی تأثیر انکارناپذیری در زبان و ادبیات فارسی داشتهاست آنچنانکه شباهت قابل توجهی بین زبان فارسی امروزی و زبان سعدی وجود دارد محمدعلی فروغی در اینباره میگوید گاهی شنیده میشود که اهل ذوق اعجاب میکنند که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن گفتهاست ولی حق این است که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن نگفتهاست بلکه ما پس از هفتصد سال به زبانی که از سعدی آموختهایم سخن میگوییم یعنی سعدی شیوهٔ نثر فارسی را چنان دلنشین ساخته که زبان او زبان رایج فارسی شدهاست شعر و نثر سعدی همواره بهعنوان یکی از منابع متداول برای آموزش زبان فارسی مطرح بودهاست کتاب گلستان سالیان زیادی به عنوان منبع آموزشی برای مکتبخانهها و مدرسهها مورد استفاده واقع میشدهاست به گفتهٔ ادوارد براون ایرانشناس مشهور بریتانیایی طی شش قرن و نیم هرجا به آموزش زبان فارسی پرداخته شده نخستین کتابهایی که به دست آموزنده دادهاند آثار سعدی بودهاست تکههای بسیاری از شعرها و حکایتهای سعدی در فارسی امروز بهصورت اصطلاح یا ضربالمثل بهکارمیرود تنها از کتاب گلستان بیش از عبارت به عنوان ضربالمثل وارد زبان فارسی شدهاست از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد این ویژگی تنها مختص گلستان نیست و در همهٔ آثار سعدی ملاحظه میشود چنانکه به گفتهٔ خطیب رهبر بیش از مورد از غزلهای وی نیز جنبهٔ ضربالمثل یافتهاست سعدی در زمان بودِش و پس از مرگ مورد توجه بسیاری از شاعران فارسیزبان قرار گرفتهاست همام تبریزی م هجری و نزاری قهستانی م هجری شاعران هم عصر سعدی بودند که به وی ارادت میورزیدند و از او تأثیر میپذیرفتند از همام تبریزی بیش از دویست غزل بر جای مانده که در بیش از هشتاد غزل با غزلیاتی از سعدی هموزن یا همقافیه است امیرخسرو دهلوی م هجری و امیرحسن دهلوی م هجری دو شاعر فارسیسرای هندی معاصر سعدی بودند که در سرایش غزل از سعدی پیروی میکردند پیروی امیرحسن دهلوی از سعدی به حدی است که به وی لقب سعدی هندوستان را دادهاند سیف فرغانی م هجری شاعر فارسیگوی دیگری است که در عصر سعدی و در آقسرا در آسیای صغیر میزیست وی شیفته غزلیات سعدی بود و برخی از غزلیات سعدی را پاسخ گفتهاست وی همچنین چندین قصیده در ستایش سعدی سروده و وی را سلطان سخن قلمداد کردهاست تأثیر سعدی بر حافظ م هجری نیز مشهود است وی عروض خود را بر مبنای اشعار سعدی گذاشته و حدود غزل با وزن و قافیه غزلیات سعدی سرودهاست همچنین در اشعار حافظ موارد بسیاری از تضمین از اشعار سعدی بهچشم میخورَد تعداد تضمینها استقبالها اقتباسها و مشابهتهای لفظی و معنایی در اشعار حافظ با اشعار سعدی به مورد میرسد حافظ در یکی از غزلهای خود بر جایگاه سعدی بهعنوان استاد سخن تأکید کرده و در عین حال خود را متأثر از سبک خواجو دانستهاست البته این بیت منسوب به حافظ است و عبدالعلی دستغیب نویسنده و منتقد آن را غیرقابل استناد میداند وی حافظ را بدون هیچ تردیدی از پیروان سبک سعدی میداند همچنین بسیاری از شاعران و نویسندگان پس از سعدی با الهام از کتاب گلستان یا به تقلید از آن آثاری را خلق کردهاند از جملهٔ این آثار میتوان به روضه خلد مجد خوافی نگارستان معینالدین جوینی م هجری بهارستان جامی م هجری منشآت قائم مقام فراهانی م هجری پریشان قاآنی م هجری و بسیاری آثار دیگر اشاره کرد با این حال هیچکدام از این آثار نتوانستهاند به موفقیت و جایگاهی مانند گلستان برسند تأثیر سعدی بر ادبیات فارسی در ادبیات معاصر نیز مشهود است برای نمونه تأثیرپذیری پروین اعتصامی از سبک شعری و اصطلاحات سعدی به خوبی دیده میشود ابراهیم گلستان از جملهٔ نویسندگان معاصر است که در سبک نویسندگی خود از سعدی تأثیر پذیرفتهاست او در نثر خود از جملات دارای وزن عروضی جملات کوتاه و آرایههای ادبی مانند جناس استعاره و مجاز استفاده کردهاست محمدعلی جمالزاده نویسنده و مترجم معاصر گرایش مشهودی به سادهنویسی و کاربرد زبان عامیانه در آثار خود داشت او در خلق آثارش به گفتهٔ خودش در مقام ساده نوشتن آنچه سهل و ممتنع میگویند و بارزترین نمونهٔ آن گفتهٔ سعدی است را در نظر داشتهاست زبان جمالزاده لحنی گزارشی و آمیخته با شوخی دارد و از شیوهٔ حکایتنویسی متون کلاسیک مانند گلستان سعدی پیروی میکند بهطوری که نکات اخلاقی با لحنی اندرزگونه اما با استفاده از چاشنی طنز به خواننده انتقال داده میشود محمد حجازی در داستانها و مقالات خود از سبک و زبانی ویژه استفاده میکرد که انشایی ساده و آهنگین داشت و از ترکیبهای غنایی سنتی آکنده بود او از زبان سعدی در گلستان پیروی میکرد و سعی داشت صورتی امروزی شده از آن زبان را در آثار خود بهکار بَرَد سعدی نخستین شاعر ایرانی است که آثار او به یکی از زبانهای اروپایی ترجمه شدهاست آندره دو ریه در سال میلادی بخشهایی از گلستان را به زبان فرانسوی ترجمه کرد در سال میلادی برگردان لاتین از گلستان منتشر شد در سال آدام اولئاریوس ترجمهٔ کاملی از بوستان و گلستان را به زبان آلمانی منتشر کرد او زبان فارسی را در ایران آموخته بود و ترجمهاش را به کمک یک ایرانی به نام حقوردی انجام داد در زبان انگلیسی نخستینبار در سال میلادی بخشهایی از گلستان توسط استیفن سالیوان ترجمه و با عنوان حکایات برگزیده از گلستان در لندن منتشر شد در سال میلادی نخستین ترجمهٔ انگلیسی کامل از این کتاب نیز توسط سر ریچارد برتون نوشته شد ترجمهٔ آثار سعدی به زبان فرانسوی و سپس دیگر زبانهای اروپایی زمینهٔ نفوذ ادبیات و جهانبینی سعدی در غرب را فراهم کرد بهطوری که آثار او پیش از نوگرایان ایرانی مورد توجه نوگرایان غربی قرار گرفت نوگرایان فرانسوی در قرن هجدهم میلادی آثار سعدی را نوعی انتقاد اجتماعی یافتهبودند که میتوانستند با توجه به ویژگیهای جامعهٔ خود از آن الگوبرداری کنند سبک ظریف سعدی و توجه او به حکمت و خرد عملی تأثیر مطلوبی بر خوانندگان اروپایی داشت و درک آثار او را برای مردم اروپا بیش از هر شاعر فارسیزبان دیگری تسهیل کرد ژان دو لا فونتن یکی از مشهورترین حکایتنویسان فرانسوی است که در خلق آثار خود به کلیله و دمنه انوار سهیلی و گلستان سعدی توجه داشتهاست وی در برخی از آثار خود بدون کموکاست از حکایات سعدی اقتباس کردهاست ولتر نویسندهٔ مشهور عصر روشنگری در فرانسه در بخشهایی از رمان فلسفی صادق تحت تأثیر گلستان سعدی بودهاست دنی دیدرو از نویسندگان بزرگ قرن هجدهم فرانسه است که آثار سعدی را ستایش کردهاست بهطور خاص باب نخست گلستان در سیرت پادشاهان مورد توجه وی قرار داشتهاست ویکتور هوگو و آندره ژید نیز از جمله متفکران و ادیبان فرانسوی بودند که تا حدودی از سعدی متأثر شدند گلستان تاکنون شش بار بهطور کامل به زبان فرانسه ترجمه شدهاست لازار کارنو ریاضیدان مشهور فرانسوی به سعدی علاقهٔ وافری داشت این علاقه به حدی بود که نام سعدی را بهعنوان نام میانی فرزندان خود برگزید فرزند وی نیکولا سعدی کارنو پدر علم ترمودینامیک و نوهٔ وی ماری فرانسوا سعدی کارنو رئیسجمهور فرانسه در سالهای تا است که نام میانی هر دو به افتخار سعدی انتخاب شدهاست گوته شاعر بلندآوازهٔ آلمانی یکی از شاعران اروپایی است که در خلق آثار خود به ادبیات شرقی و بهطور خاص ادبیات فارسی توجه ویژهای داشت گوته سعدی را میشناخته و در خلق آثار خود از سعدی تأثیر پذیرفتهاست یکی از کتابهای وی با نام دیوان غربی شرقی اگرچه بهطور مشهودی تحت تأثیر اشعار حافظ سرودهشده و در هیچکجای کتاب نامی از سعدی برده نشده اما بخشهایی از آن نیز حاوی اشعاری است که از بوستان و گلستان سعدی اقتباس شدهاست یکی از این اقتباسها داستان قطره بارانی است که با دیدن دریا خود را ناچیز میشمارد و به سبب این فروتنی صدفی او را در بر میگیرد و تبدیل به یک مروارید میشود این داستان بی کموکاست از قطعهای با مطلع یکی قطره باران ز ابری چکید در بوستان اقتباس شدهاست گوته این دیوان خود را با نقل فارسی و ترجمهٔ آلمانی یکی از اشعار گلستان به پایان بردهاست رالف والدو امرسون شاعر آمریکایی قرن نوزدهم میلادی به فرهنگ و زبانهای شرقی از جمله فارسی و عربی علاقه داشت و بهواسطهٔ مطالعهٔ ترجمهٔ آلمانی گلستان با سعدی آشنا شد وی مقالاتی در مورد سعدی نوشته و منتشر کردهاست در اشعار او نیز میتوان عباراتی یافت که تحت تأثیر گلستان سعدی سروده شدهاست وی معتقد بود که سعدی به زبان همهٔ اقوام و ملل سخن میگوید و سخنان او مانند شکسپیر سروانتس و هومر همیشه تازگی دارد وی دستورهای اخلاقی کتاب گلستان را قوانین عمومی و بینالمللی میدانست الکساندر پوشکین شاعر و نویسندهٔ نامدار روس و بنیانگذار ادبیات نوین روسی به فرهنگ و ادبیات شرق علاقهمند بود او منظومهٔ فواره باغچهسرای را با نگاهی جدی به ادبیات شرق نوشته و آن را با این عبارت آغاز کردهاست بسیاری چون من فواره را دیدهاند اما برخی از آنان در عالم وجود نیستند و دیگران نیز در بلاد دور سیاحت میکنند این عبارت برداشتی است از بیتهای و باب یکم بوستان سعدی او این مفهوم شاعرانه را بخشهای مختلفی از این اثر تکرار کردهاست ایوان بونین نویسنده و شاعر معاصر روس و برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات در گفتههای خود بارها به تأثیراتی که اشعار سعدی بر او گذاشته اشاره کردهاست به اعتقاد او سعدی سی سال از عمرش را صرف شناخت کرد سی سال سفر کرد و سی سال را نیز به اندیشیدن و خلق آثار اختصاص داد بونین نیز بخش عمدهای از زندگی خود را صرف سفر به نقاط گوناگون دنیا کرد و بهطور خاص سفرهای متعددی به سرزمینهای شرقی داشت او در سفرهایش کتابهای سعدی بهویژه گلستان را همراه داشت و مطالعه میکرد در آثار او ردپای مضمونها و نمادهای سعدی مشاهده میشود و در بعضی جاها به نام سعدی نیز اشاره شدهاست او در داستان مرگ پیامبر با صراحت از تأثیر سعدی میگوید و داستان را با سخنی از دیباچهٔ گلستان به پایان بردهاست او در این اثر به نام سعدی اشاره کرده و دربارهٔ او گفتهاست ما با بهره از اشعار شیخ سعدی که مانند دانههای مروارید در میان اشعار ما آمده خوش قلم شدیم تشبیه کلام سعدی به دانههای مروارید نیز برگرفته از خود سعدی است آثار سعدی در شبهقارهٔ هند به زبانهای اردو پنجابی سندی و سانسکریت منتشر شدهاست از آثار سعدی چنانکه مورد اشاره جواهر لعل نهرو نیز واقع شده در کتابهای درسی نظام آموزش و پرورش هندوستان و پاکستان استفاده شدهاست بهواسطهٔ این که زبان فارسی در مقاطعی از تاریخ به ویژه در زمان گورکانیان زبان رسمی هند بوده نسخههای خطی متعددی از گلستان بوستان و کلیات سعدی از هند بهدست آمده که به سفارش حاکمان وقت نوشته شدهاست علاوه بر این شاعران فارسیزبان هندی مانند امیرخسرو دهلوی و امیرحسن دهلوی نیز تحت تأثیر سعدی بودهاند در امپراتوری عثمانی آثار سعدی و بهویژه گلستان و بوستان از اقبال عمومی برخوردار بود اندیشمندان ترک ترجمهها و شرحهای متعددی بر این آثار نوشته و منتشر کردهاند برخی منابع کهنترین ترجمهٔ گلستان به ترکی را منسوب به سیف فرغانی شاعر قرن هفتم هجری میدانند در امپراتوری عثمانی علاوه بر شرحها دستکم هفت ترجمه ترکی از گلستان انجام شدهاست نخستین شرحی که به زبان عربی بر گلستان نوشته شده اثر یعقوب بن علی بروسوی فقیه و ادیب اهل عثمانی است که در قرن دهم هجری نوشته شده و در آن پس از متن فارسی عبارتهای گلستان ترجمه و شرح عربی آن آمدهاست از جمله ترجمههای متأخر آثار سعدی به زبان عربی میتوان موارد زیر را برشمرد در برخی از منابع فارسی و انگلیسی گزارش شده که این شعر بر سردر ورودی تالار ملل ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک با خط نستعلیق طلاکوب نقش بستهاست ولی این ادعا درست نیست و عکسی نیز از این شعر بر سردر نامبرده دیده نشدهاست با این حال در سال از سوی ایران فرشی از استاد صیرفیان به سازمان ملل متحد اهدا و در آن نصب شد که شعر بنیآدم در آن نقش بسته بود این شعر در پیام فارسی که در مجموعهٔ پیامهای فضاپیمای ویجر در مجموع پیامهایی به زبان برای فضاهای دوردست فرستاده شدهاست برگزیده شدهاست شواهد موجود در آثار سعدی نشان میدهد که او در نشستهای موسیقی شرکت میکرده و اصطلاحات و اسباب موسیقی را میشناختهاست اشعار به خصوص غزلیات او ساده و روان است مضمونِ مناسب دارد در وزنهایی سروده شده که با الحان و ضرباهنگ موسیقی ایرانی سازگار است و واجها و آواهای آن هم همنشینی دارند این ویژگیها باعث شدهاست که موسیقیدانها از قدیمالایام از اشعار سعدی برای ساختن ترانههای خود استفاده کنند ابن بطوطه در سفر خود به ترکستان خواندن آوازی را در محفلی نقل میکند که برگرفته از شعر سعدی است قدیمیترین قطعات موسیقی ضبطشده بر روی صفحات گرامافون هم نشاندهندهٔ قدمت بهکارگیری اشعار سعدی در موسیقی ایرانی است در بین خوانندگان معاصر تاج اصفهانی بیش از دیگران به سعدی علاقهمند بود او تأکید ویژهای بر مناسبخوانی داشت و بسیاری از قطعات آوازی خود را از اشعار سعدی برگزید محمدرضا شجریان نیز از خوانندگان پیشرو در خواندنِ اشعار سعدی است تمام ترانههای آلبوم پیوند مهر و بسیاری از ترانههای آلبومهای دیگر او از جمله نوا دستان دل مجنون بهار دلکش فریاد و در خیال از اشعار سعدی انتخاب شدهاست غلامحسین بنان محمودی خوانساری عبدالوهاب شهیدی اکبر گلپایگانی و محسن چاوشی نیز بارها اشعار سعدی را خواندهاند نمایشی با عنوان گلگشت در گلستان به کارگردانی داریوش مدبیان در سال در تهران بر روی صحنه رفت که روخوانی نمایشی گزیدهای از گلستان سعدی بود این نمایش اقتباسی یکی از محصولات کارگاههای نمایشی مدبیان بود که در سال برگزار شدهبود پری صابری نیز نمایشنامهای بر مبنای زندگی سعدی نوشت که در سال با عنوان باغ دلگشا نگاهی بر احوالات حکایات و شعر و شاعری شیخ سعدی به چاپ رسید سلطان فیلگردن نیز عنوان نمایشنامهٔ دیگری است داریوش ارجمند که بر اساس یکی از حکایات سعدی نوشته و منتشر کردهاست ماجرای این داستان ماجرای سلطانی است که از اسب میافتد و گردنش در بدنش فرومیرود طبیبان در درمان او راه به جایی نمیبرند تا اینکه یکی از طبیبان او را درمان میکند اما سلطان به طبیب پاداشی نمیدهد و او نیز برای تلافی دانههایی را به ملیجک میسپارد تا در عودسوزها بریزد و باعث میشود گردن سلطان دوباره در بدنش فرورود این نمایشنامه در قالب یک نمایش روحوضی نوشته شدهاست یکی از نخستین رمانهای فارسی مجموعهٔ سهگانهای است با عنوان شمس و طغرا که محمدباقر خسروی آن را در سال میلادی در کرمانشاه به چاپ رساندهاست یکی از شخصیتهای مهم این داستان تاریخی و عاشقانه سعدی است که مراسم ازدواج دو شخصیت اول داستان را برگزار میکند از حکایتهای بوستان و گلستان آثار مختلفی برای کودکان و نوجوانان بازنویسی و بازآفرینی شدهاست مجموعهٔ جلدی قصههای شیرین فارسی اثر فرهاد حسنزاده و هفتمین جلد از مجموعهٔ قصههای خوب برای بچههای خوب با عنوان قصههای گلستان و مُلستان اثر مهدی آذریزدی از جمله کتابهایی هستند که در این حوزه در ایران به چاپ رسیدهاند سعدی از دست خویشتن فریاد عنوان منتخبی از ابیات غزلهای سعدی به انتخاب عباس کیارستمی است که خوانشی جدید از اشعار سعدی محسوب میشود کیارستمی هر صفحه از کتاب را به یک بیت اختصاص داده و آنها را براساس قافیه و ردیف طبقهبندی کردهاست او در برخی از صفحات بر خلاف رویه معمول ابیات را به صورت سر و ته نوشتهاست این کتاب نه مقدمهای دارد و نه فهرستی با آغاز جنبش مشروطه در ایران انتقاد از سعدی در میان برخی از منورالفکران و روشنفکران رواج یافت منتقدان آموزههای اخلاقی و حکمی سعدی را کهنه و ناسازگار با هنجارهای اجتماعی جدید قلمداد کرده و مورد نقد قرار دادهاند در این روزگار که نبردی بین سنت و مدرنیته شکل گرفته بود سعدی به عنوان یکی از نمادهای سنت مورد هجمهٔ نوگرایانی مانند میرزا فتحعلی آخوندزاده میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی میرزا آقاخان کرمانی و دیگران قرار گرفت گروهی از منتقدان آثار سعدی را دچار تناقض و فاقد نظم سیستماتیک میدانند برای نمونه علی دشتی در کتاب قلمرو سعدی اطلاق کتاب اخلاقی به گلستان را مورد تردید قرار میدهد چراکه برخی از حکایات آن را فاقد هرگونه نکتهٔ تربیتی و برخی را حتی مخالف اصول اخلاقی میشمرد به عقیدهٔ وی هرچند که نکات اخلاقی و پند و اندرز بهوفور در گلستان بهچشم میخورَد اما این کتاب برخلاف دیگر کتابهایی که بهعنوان کتاب اخلاق شناختهمیشوند فاقد یک سیر مدون برای تبیین اصول اخلاقی از جهات و زاویههای مختلف است دشتی اگرچه به برخی تناقضگوییها در آثار وی اشاره میکند اما سخنوری سعدی را میستاید و خود را منتقد سعدی یا گلستان نمیداند چنانکه در کتاب قلمرو سعدی مینویسد هدف انتقاد گلستان نیست بلکه طرز پذیرش گلستان است اگر گلستان را چنانکه هست قبول کنند یعنی مجموعه ملاحظات و لطایف و پند و موعظه و بیان اوضاع روحی و اخلاقی زمان دیگر ایرادی باقی نمیمانَد یان ریپکا نیز نظر مشابهی دارد و سعدی را فاقد مکتب فلسفهٔ اخلاق و نظام منسجم فکری میداند گروهی دیگر از منتقدان نیز با تکیه بر برخی از حکایتها و اشعار سعدی دیدگاههای وی را مبتنی بر برخی از ضدارزشهای امروزی مانند تقدیرگرایی عدم برابری حقوق اجتماعی زن و مرد و مواردی از این دست میدانند احمد کسروی یکی از منتقدان جدی سعدی بهشمار میآید وی در کل حرفهٔ شاعری را کاری بیهوده و ضداجتماعی میدانست و دربارهٔ بیشتر شاعران ایرانی بدگویی میکرد و حتی دشنام میداد از نظر کسروی سعدی اندیشههای پست و بیخردانهٔ زمان خود را به قالب سخن ریخته و بهصورت پند و اندرز بیان کردهاست وی تیر نقد را به سمت گرایشهای جنسی سعدی نیز نشانه گرفته و او را از این منظر مورد سرزنش قرار دادهاست علی شریعتی نیز این انتقاد را به سعدی وارد کردهاست وی در کتاب زن در چشم و دل محمد که برگرفته از یکی از سخنرانیهای اوست در جایی که شواهدی مبنی بر روابط جنسی همجنسگرایانه در گذشته ارائه میکند به استناد برخی از حکایات سعدی از جمله حکایت مسجد جامع کاشغر و حکایت قاضی همدان به روابط عاشقانه سعدی با پسران اشاره و آن را تقبیح میکند آرش نراقی نویسنده و مترجم ایرانی نیز عشق ورزیدن و مغازله ورزیدنهای جنسی با کودکان و نوجوانان در اشعار سعدی را سزاوار تقبیح میداند وی اگرچه این موضوع را نوعی سنت ادبی در روزگار سعدی میداند اما معتقد است که او در آثارش از این مناسبات با لذت و تحسین یاد کردهاست میرزا آقاخان کرمانی ابیات عاشقانهٔ سعدی را مورد نقد اخلاقی قرار دادهاست اسماعیل خویی بر گرایشهای سازشکارانه و محافظهکارانهٔ سعدی انگشت گذاشته و از این لحاظ وی را سزاوار نقد میبیند بخشی از دیدگاههای انتقادی که متوجه آثار سعدی شده از جانب شاعران نوپرداز بوده که تلقی متفاوت و جدیدی از شعر و فرم پردازش آن داشتهاند احمد شاملو شاعر نوپرداز معاصر سعدی را اگرچه ناظم بزرگی میدانست اما معتقد بود که آثار وی با معیارها و استنباط امروزی از شعر مغایرت دارد وی معتقد بود که سعدی تابع احساس نیست و عمیق نمیاندیشد بلکه تنها مطالب را به زیبایی بیان میکند از نظر نیما یوشیج شاعر در پرداخت غنایی شعر به جای این که بگوید باید نشان دهد درحالی که به عقیدهٔ وی اشعار سعدی فاقد چنین ظرافتی در خلاقیت معنایی و مفهومی است برای نمونه به جای این که اندوه را غیرمستقیم به تصویر بکشد سر راست به سراغ واژگانی چون ناله گریه روز وداع و عبارتهایی از این دست رفتهاست همایون کاتوزیان تاریخنگار و منتقد ادبی معاصر حجم انتقادات و تبلیغات منفی نوگرایان معاصر به اشعار سعدی در سالهای بعد از را به حدی وسیع میداند که بسیاری از افراد بیآن که شعری از سعدی بخوانند آثار او را مزخرف قلمداد میکردند وی از این جریان به عنوان یکی از پدیدههای عجیب قرن بیستم در ایران یاد میکند و آن را پدیدهٔ سعدیکُشی در ایران مینامد البته حتی در این دوران نیز بزرگانی مانند فروغی بهار و دیگران به سعدی ارادت میورزیدند آرامگاه سعدی در شمال شرقی شیراز در دامنهٔ کوه پهندژ و در کنار باغ دلگشا واقع شدهاست این مجموعه با عنوان سعدیه نیز نامیده میشود محل دفن سعدی خانقاهی بود که او در سالهای پایانی زندگی خود در آن میزیست این خانقاه در نزدیکی سرچشمههای نهر رکنآباد واقع شدهبود در سال هجری قمری به حکم یعقوب ذوالقدر حکمران فارس بنای خانقاه شیخ تخریب شد در سال هجری قمری به دستور کریمخان زند یک ساختمان آجری در آنجا بنا شد که شامل طبقه بود طبقهٔ پایین دارای راهرویی بود که پلکان طبقه دوم از آنجا شروع میشد و مزار سعدی در محفظهای چوبی در اتاق شرقی راهرو قرار داشت این بنا و محوطهٔ آن در اثر مرور زمان رو به زوال گذاشت و در دهه خورشیدی به صورت بنایی مخروبه و کثیف و زیستگاه مگسها تبدیل شد در این زمان با توجه به اتمام بنای حافظیه علیاصغر حکمت رئیس وقت انجمن آثار ملی ایران به فکر احداث بنایی تازه و مناسب افتاد با تلاشهای وی طراحی و ساخت این عمارت جدید بر عهدهٔ محسن فروغی معمار ایرانی و علی صادق گذاشته شد هرچند آندره گدار معمار فرانسوی نیز بازدیدهایی از آن داشتهاست کلنگ احداث این بنا در سال به دست اشرف پهلوی زدهشد این بنا با صرف هزینه هزار تومان در سال آماده و در روز یازدهم اردیبهشت همان سال با حضور محمدرضا پهلوی و دکتر حسابی وزیر وقت فرهنگ افتتاح شد معماری بنای جدید سعدیه با استفاده از عناصر معماری ایرانی صورت گرفتهاست این بنا از یک ایوان ستوندار بلند و یک رواقِ کشیده تشکیل شدهاست رواق و ایوان بهصورت جانمایی شدهاند در محل برخورد ایوان و رواق که مزار سعدی در آن قرار دارد یک گنبد از کاشی فیروزهای تعبیه شدهاست آب قنات نیز در آبنمای موسوم به حوض ماهی در زیرزمین مجموعه جریان دارد این مجموعه در سال در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد در سال با ابتکار و پیگیری علیاصغر حکمت رئیس وقت انجمن آثار ملی ایران مجسمه بزرگی از سعدی ساخته و در میدان سعدی شیراز در نزدیکی دروازه اصفهان نصب و در سال همزمان با افتتاح آرامگاه سعدی رونمایی شد این تندیس اثر ابوالحسن صدیقی نقاش و مجسمهساز برجستهٔ ایرانی است و از جنس سنگ مرمر ساختهشدهاست کار ساخت این مجسمه که بیش از سه متر ارتفاع دارد یک سال و نیم به طول انجامیدهاست نصب این مجسمه در ابتدا با مخالفت و اعتراض برخی از متشرعین شیراز همراه بوده که آن را خلاف احکام اسلام میدانستند ولی در نهایت با میانجیگری علمای شیراز این اعتراضات خاتمه پیدا کرد علت انتخاب این محل برای نصب مجسمهٔ سعدی واقع شدن این محل در مبدأ ورود مسافران به شیراز بود اما به مرور زمان با ساخته شدن مسیرهای جدید مسافران کمتر این مسیر را انتخاب میکردند و این مجسمه امروز کمتر در معرض دید مسافران قرار دارد این مجسمه تا اواسط دههٔ در این میدان واقع بود اما با برچیده شدن تدریجی میدان مجسمه به میدان پیرنیا انتقال دادهشد مرکز سعدیشناسی از سال خورشیدی روز اردیبهشت را روز سعدی اعلام کرد و در یکم اردیبهشت خورشیدی در اجلاس شاعران جهان در شیراز نخستین روز اردیبهشت از سوی نهادهای فرهنگیِ داخلی و خارجی بهعنوان روز سعدی نامگذاری شد سکههای پانصد ریالی برنزی ایران از سال خورشیدی به نقش آرامگاه سعدی مزین شدهاست همچنین طرح پشت اسکناس ده هزار تومانی یکصد هزار ریالی نمایی از مقبرهٔ سعدی در شیراز میباشد گفتنی است که چاپ بیت نخست شعر بنیآدم اعضای یک پیکرند بر روی اسکناسهای یکصدهزار ریالی در سال موجب واکنشهای رسانهای شد و روایت صحیح این بیت از فرهنگستان زبان و ادب فارسی استعلام شد سال خورشیدی مصادف با هجری قمری هفتصدمین سالگرد تصنیف کتابهای گلستان و بوستان بود در این سال بهمنظور بزرگداشت سعدی به ابتکار علیاصغر حکمت وزیر وقت معارف مجموعه اقداماتی به عمل آمد برخی از مهمترین این اقدامات عبارت بودند از تاکنون در مورد سعدی منابع کمی به زبان فارسی گردآوری شدهاست از زمان سعدی تا حدود سال هجری خورشیدی آثاری که به سعدی اشاره میکنند از کلیگویی و داستانسرایی فراتر نمیروند در مورد سعدی منابع و شواهد بیرونی چندانی وجود ندارد و بههمین دلیل محققان اغلب به شواهد درونی یعنی آثار خود سعدی روی میآورند و تلاش میکنند زندگی وی را از نوشتههای خودش بهویژه بوستان و گلستان استخراج نمایند با این حال یکی از راههای کسب اطلاعات دربارهٔ سعدی مطالعهٔ روزگار و زمانهٔ اوست که با یورش مغولها به ایران همزمان بودهاست بهطور مثال تاریخ جهانگشای تاریخ وصاف و جامعالتواریخ سه اثر دست اول در مورد تاریخ این دوران هستند در عین حال میتوان از برخی تذکرهها سفرنامهها و مقدمههای نگاشتهشده بر آثار او نیز اطلاعاتی در مورد زندگانی سعدی بهدستآورد برخی از منابع تاریخی اگرچه به صورت مستقیم از سعدی نام نبردهاند اما وقایع تاریخی قرن هفتم هجری را که با حملهٔ مغول به ایران و پایان حکومت خوارزمشاهیان و خلافت عباسیان مصادف بود گزارش کردهاند کتاب تاریخ جهانگشای عطاملک جوینی م هجری که وزیر هلاکوخان و معاصر سعدی بود وقایع زمان ایلخانان را به تصویر کشیدهاست تاریخ وصاف را میتوان ادامهٔ تاریخ جهانگشای دانست که به قلم شرفالدین عبدالله شیرازی م هجری نوشته شدهاست چکیدهای از تاریخ تیرههای مغول و ترک و تاریخ فرمانروایی چنگیزخان و جانشینان او در کتاب جامعالتواریخ به قلم رشیدالدین فضلالله همدانی م هجری آمدهاست همچنین کتابهای الکامل فی التاریخ به قلم ابن اثیر م هجری معجمالبلدان اثر یاقوت حموی م هجری و طبقات ناصری نوشتهٔ منهاج سراج م هجری اطلاعات مهمی در خصوص چگونگی یورش مغول و چیرگی آنها بر سرزمین ایران را ارائه مینمایند نخستین نسخهٔ کلیات سعدی که امروزه در دسترس است نسخهای است که علی بن احمد بیستون سال پس از درگذشت سعدی یعنی در سال هجری نوشتهاست وی در خصوص چگونگی گردآوری و تنظیم دیوان توضیح میدهد و از نوشتههای وی چنین بر میآید که پیش از وی نسخههای دیگری از کلیات سعدی وجود داشتهاست وی در این مقدمه نام کامل سعدی را مولانا و شیخالشیوخ فی عهده و قدوهالمحققین افصح المتکلمین مفخر السالکین مشرف شرف المله و الحق و الدین مصلح الاسلام و المسلمین شیخ سعدیشیرازی قدس سره یاد کردهاست کتاب مجمعالآداب فی معجمالالقاب اثر ابن فوطی م هجری مورخ و راوی حدیث در قرن هفتم و هشتم هجری است که شرح حال افراد گوناگون در مکانها و زمانهای مختلف را شامل میشود بخش زیادی از این کتاب از میان رفتهاست و بخش باقیمانده مشتمل بر نزدیک به شرح حال است این کتاب طیف گستردهای از شرححالها از پیامبران گرفته تا معاصران ابن فوطی را دربردارد با توجه به مطالب موجود در این کتاب میتوان دریافت که وی شاهد صحنههای تاریخی مهمی از جمله سقوط بغداد به وسیله هولاکو بودهاست ابن فوطی معاصر سعدی بوده و با وی ارتباط داشتهاست وی در سال هجری نامهای به سعدی مینویسد و بعضی از اشعار عربی او را درخواست میکند مجمعالآداب قدیمیترین مأخذی است که نام و نسب سعدی در آن بیان شده و از سعدی با عنوان سعدی الشیرازی الشاعر العارف یاد شدهاست با این حال ذبیحالله صفا گزارش ابن فوطی را خالی از اشکال نمیداند ابن بزاز عارف و نویسندهٔ سدهٔ هشتم و نویسندهٔ کتاب صفوالصفا است که در آن سرگذشت شیخ صفیالدین اردبیلی و خانوادهٔ او را روایت کردهاست در فصل چهارم از این کتاب که در سال هجری قمری نوشته شدهاست داستان دیدار و صحبت شیخ صفی با سعدی تشریح شدهاست کتاب شدالازار فی حط الاوزار عن زوار المزار در سال هجری قمری به قلم جنید شیرازی شاعر و واعظ شیرازی نوشته شدهاست این کتاب راهنمای مزار افراد مشهوری است که در شیراز دفن شدهاند آخرین فرد از فهرست این کتاب سعدی است که سال مرگ وی هجری قمری و محل دفن وی قبرستان مصلی روایت شدهاست در این کتاب علاوه بر توصیف ویژگیهای سعدی مقبرهٔ وی نیز توصیف شدهاست نویسنده بیشتر اشعار سعدی را در فضای تصوف و دربارهٔ مراحل و آفات طریق سلوک میداند و گزارش میکند که سعدی بسیاری از شیوخ و بزرگان زمان خود را ملاقات کرده و خود نیز صاحب کراماتی بودهاست کتاب الحوادثالجامعه کتابی است که توسط ملفی ناشناس به زبان عربی نوشته شده و در آن حوادث و رویدادهای سدهٔ هفتم هجری قمری در سرزمینهای اسلامی روایت شدهاست البته بخشهایی از این کتاب که به سالهای تا مربوط میشود از میان رفتهاست تا مدتی گمان میرفت ابن فوطی ملف این کتاب باشد اما امروز این نظر رد شده و ملف این کتاب ناشناس باقی ماندهاست این کتاب یکی از منابع مهم در مورد چگونگی حملهٔ مغول به ایران محسوب میشود و علاوه بر این رویدادهای تاریخی دیگری از جمله سقوط بغداد به دست هلاکو سقوط اسماعیلیان مناسبات خوارزمشاهیان و وقایع اداری و اجتماعی در بغداد در آن تشریح شدهاست این کتاب تاریخ وفات سعدی و ارتباط سعدی با ابن جوزی را گزارش کردهاست سفرنامه ابن بطوطه کتابی است که در قرن هشتم هجری نوشته شدهاست ابن بطوطه گردشگر مراکشی در این سفرنامه مشاهدات خود را در طی سی سال سفر به نقاط مختلف جهان اسلام از جمله ایران بازگو کردهاست وی نزدیک به سی و پنج سال پس از درگذشت سعدی از شیراز و آرامگاه سعدی بازدید و مشاهدات خود را گزارش میکند گزارش وی از سفرش به چین نشان میدهد که دایرهٔ نفوذ شعر سعدی تا چین هم گسترش داشتهاست نفحاتالانس عنوان کتابی است از جامی شاعر و عارف قرن نهم هجری که در سال هجری قمری نوشته شدهاست در این کتاب تعدادی از افراد سرشناس از جمله علما و عرفا معرفی شدهاند بخشی از این کتاب به شرح حال کوتاهی از سعدی میپردازد و از جمله مصاحبت او با شهابالدین عمر سهروردی در آن نقل شدهاست برخی از مطالب این کتاب در مورد سعدی از کتاب شدالازار نقل شدهاست تذکرالشعرا کتابی است از دولتشاه سمرقندی که در اواخر قرن نهم هجری قمری نوشته شدهاست این کتاب به شرح حال شعرای پارسیگو اختصاص دارد که به لحاظ تاریخی به هفت طبقه یا فصل تقسیم شدهاند در فصل چهارم شرح حالی از سعدی و توصیفی از مقبرهٔ وی آمدهاست دولتشاه در این کتاب اشعار سعدی را نشاندهندهٔ حقیقت و طریقت میداند و کراماتی به او نسبت میدهد در دوران معاصر کتابها و مقالات متعددی دربارهٔ سعدی منتشر شدهاست لغتنامه دهخدا به چند اثر برجسته معاصر در این باب ارجاع دادهاست که عبارتند از ضیاء موحد در کتاب سعدی مهمترین کتابهایی را که تا دههٔ خورشیدی در مورد سعدی نوشته شدهاست برمیشمارد نورالدین عبد الرحمن بن احمد بن محمد آبان خرگرد آبان هرات معروف به جامی و ملقب به خاتم الشعرا همهچیزدان شاعر موسیقیدان ادیب و صوفی نامدار فارسیزبان سده قمری است از طرف پدر نسبش به محمد بن حسن شیبانی فقیه معروف حنفی سده قمری میرسد از خراسان کوچ کرد و در شهر جام با شهرت دشتی منصب قضاوت یافت و ماندگار شد روزگار کودکی و تحصیلات مقدماتی جامی در خرگرد جام که در آن زمان یکی از تبعات هرات بود در کنار پدرش سپری شد در حدود سیزده سالگی همراه پدرش به هرات رفت و در آنجا اقامت گزید در همانجا به تعلم و تعلیم پرداخت و قسمت عمده حیاتش نیز در همانجا به سر آمد و از آن زمان به جامی شهرت یافت وی در شعر ابتدا دشتی تخلص میکرد سپس آن را به جامی تغییر داد که خود علت آن را تولدش در شهر جام و ارادتش به شیخ الاسلام احمد جام ذکر کردهاست جامی مقدمات ادبیات فارسی و عربی را نزد پدرش آموخت و چون خانوادهاش شهر هرات را برای اقامت خود برگزیدند او نیز فرصت یافت تا در مدرسه نظامیه هرات که از مراکز علمی معتبر آن زمان بود مشغول به تحصیل شود و علوم متداول زمان خود را همچون صرف و نحو منطق حکمت مشایی حکمت اشراق طبیعیات ریاضیات فقه اصول حدیث قرائت و تفسیر به خوبی بیاموزد و از محضر استادانی چون خواجه علی سمرقندی و محمد جاجرمی استفاده کند در این دوره بود که جامی با تصوف آشنا و مجذوب آن شد بهطوریکه در حلقه مریدان سعدالدین محمد کاشغری نقشبندی درآمد و به تدریج چنان به مقام معنوی خود افزود که بعد از مرگ مرشدش ه ق برابر با م خلیفه طریقت نقشبندیه گردید پس از گذشت چند سالی جامی راه سمرقند را در پیش گرفت که در سایه حمایت پادشاه علم دوست تیموری الغ بیگ به کانون تجمع دانشمندان و دانشجویان تبدیل شده بود در سمرقند نیز نورالدین توانست استادانش را شیفته ذکاوت و دانش خود کند او که سرودن شعر را در جوانی آغاز کرده و در آن شهرتی یافته بود با تکیه زدن بر مقام ارشاد و به نظم کشیدن تعالیم عرفانی و صوفیانه به محبوبیتی عظیم در میان اهل دانش و معرفت دست یافت جامی به افتادگی و گشادهرویی معروف بود و با اینکه زندگیای بسیار ساده داشت و هیچگاه مدح زورمندان را نمیگفت شاهان و امیران همواره به او ارادت میورزیدند و خود را مرید او میدانستند جانشینان الغ بیگ خصوصاً سلطان حسین بایقرا و امیر او علیشیر نوایی تا آخر عمر او را محترم میداشتند و اوزون حسن آق قویونلو سلطان محمد فاتح پادشاه عثمانی و ملک الاشراف پادشاه مصر از ارادتمندان او بودند بر اساس نسب و طریقت نقشبندیه و نوشتههای جامی واضح است که وی حنفی و اهل سنت بوده اما چون همه اهل سنت در حب اهل بیت محمد سخنانی دارند و جامی نیز در این رابطه اشعاری دارد برخی او را شیعی دانستهاند عدهای نیز او را متمایل به عقاید اشاعره و فقهای شافعی دانستهاند جامی در کتاب شواهد النبو ابتدا احادیثی دربارهٔ پیغمبر اسلام نقل و ترجمه کرده و سپس از خلفای راشدین یاد کرده سپس به ذکر مناقب دوازده امام پرداخته و از یکایک آنان سخن گفته سپس به شرح احوال اصحاب محمد پرداختهاست اما آنچه جامی در ذم و سرزنش ابوطالب و پسرش عقیل سروده بود مورد مخالفت بسیاری از علمای شیعه و از جمله قاضی میرحسین شافعی و قاضی عبید شوشتری واقع شد تا حدی که میرحسین یزدی او را با عبدالرحمن بن ملجم قیاس کرد در شعر دیگر میگوید هر چند از نظر خود او رفض اگر حب آل محمد باشد درست و کیش همهٔ مسلمانان است و اگر منظور از آن بغض اصحاب رسول باشد مذموم است و سپس گفتهاست مذهب رفض چون خواه و ناخواه به چنین بغضی میکشد ناپسندیدهاست جامی در سرودهای خود را ورای نزاع شیعه و سنی میداند دامنه عداوت منتسبین به اهل تشیع با جامی به زمان حیات او محدود نمانده و در زمان خروج صفویه و سرکوبی اهل سنت و شیعه سازی بالاجبار مردم دامنه این تجاوز بعد از وفات جامی به هرات رسید که شاه اسماعیل صفوی دستور داد در هر کتاب و اسنادی که نام جامی را بیابند آن را تراشیده و به عوض آن خامی بنویسند که مولانا هاتفی خواهرزاده جامی در این وصفالحال شعری هم دارد از جامی دهها کتاب و رساله از نظم و نثر به زبانهای فارسی و عربی به یادگار ماندهاست آثار منظوم جامی اشعار خود را در دو مجموعه بزرگ گردآوری کردهاست جامی دیوان خود را در اواخر عمر به تقلید از امیر خسرو دهلوی در سه قسمت زیر مدون نمود الف فاتح الشباب دوران جوانی ب واسط العقد اواسط زندگی ج خاتم الحیا اواخر حیات دیوان قصاید و غزلیات این دیوان را جامی در سال تدوین و تنظیم کردهاست قصاید جامی در توحید و نعت پیامبر اسلام و صحابه و اهل بیت و نیز مطالب عرفانی و اخلاقیاست جامی همچنین قصایدی در مدح یا مرثیه سلاطین و حکمای زمانش سرودهاست غزلیات جامی غالباً از هفت بیت تجاوز نمیکند و اکثراً عاشقانه یا عارفانهاست از جامی مقطعات و رباعیاتی نیز باقیاست که یا محتوی مسائل عرفانیاست و اشاره به حقایق صوفیانه دارد یا نکته لطیف عاشقانهای در آن نهفتهاست دیوانی نیز به نام دیوان بینقاط از جامی بهجای مانده که در تمامی واژههای آن هیچ حرف نقطهداری استفاده نشدهاست مثنوی اول سلسل الذهب زنجیره طلا به سبک حدیقالحقیقه سنایی و در سال سروده شدهاست در این مثنوی از شریعت طریقت عشق و نبوت از دیدگاه عرفانی سخن رفتهاست این مثنوی بر وزن فعلاتن مفاعلن فعلن می باشد مثنوی دوم سلامان و آبسال که به نام سلطان یعقوب ترکمان آق قویونلو است و در سال تألیف شدهاست حکایت سلامان و آبسال نخستین بار در شرح اشارات خواجه نصیرالدین توسی و اسرار حکمه ابن طفیل آمده بود که جامی آن را به نظم فارسی درآورده و این مثنوی بر وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن می باشد مثنوی سوم تحف الاحرار هدیه ی آزادگان نخستین مثنوی تعلیمی جامی است که به سبک و سیاق مخزنالاسرار نظامی سروده شدهاست در این کتاب اشارتهایی به آفرینش اسلام نماز زکات حج عزلت تصوف عشق و شاعری آمدهاست در انتهای این مثنوی جامی به فرزند خود ضیاءالدین یوسف پندنامهای نگاشتهاست که در آن از جوانی خود یاد کردهاست این کتاب بر وزن مفتعلن مفتعلن فاعلن سروده شده است مثنوی چهارم سبحالابرار نیایش نیکوکاران و آن نیز مثنوی تعلیمیاست که در سال سروده شدهاست و در آن تعالیم اخلاقی و عرفانی در باب توبه زهد فقر صبر شکر خوف رجا توکل رضا و حب آمدهاست این کتاب بر وزن فعلاتن فعلاتن فعلن نوشته شده و می توان گفت نخستین و شاید آخرین اثر بر وزن فعلاتن فعلاتن فعلن می باشد مثنوی پنجم یوسف و زلیخا مثنوی عشقی به سبک خسرو و شیرین نظامی و ویس و رامین فخر گرگانی است که به نام و یاد پیامبر و بیان معراج و مدح سلطان حسین بایقرا آغاز میشود در این کتاب جامی از سوره یوسف در قرآن و نیز از روایات تورات در سفر پیدایش بهره بردهاست تاریخ تألیف این کتاب را سال هجری دانستهاند جامی این کتاب را بر وزن مفاعیلن مفاعیلن فعولن آورده است مثنوی ششم لیلی و مجنون مثنوی عشقیاست که به وزن لیلی و مجنون نظامی و امیرخسرو دهلوی ساخته شدهاست این کتاب درباره عشق لیلی و مجنون بوده و شباهت بالایی با لیلی و مجنون نظامی دارد این کتاب بر وزن مفعول مفاعلن فعولن سروده شده است مثنوی هفتم خردنامه اسکندری که مثنوی تعلیمی در حکمت و اخلاق است و در آن از حکیمان یونان از سقراط افلاطون ارسطو بقراط فیثاغورث و اسکندر سخن رفتهاست این کتاب بر وزن شاهنامه فردوسی بوده و به سبک اسکندرنامه نظامی نگاشته شده است بهارستان از دیگر آثار جامی است سر آیزاک نیوتن ژانویه مارس مارس ریاضیدان فیزیکدان اخترشناس متخصص الهیات و نویسنده در روزگار خود شناخته شده به عنوان یک فیلسوف طبیعت اهل انگلستان بود که به عنوان یکی از مثرترین دانشمندان کل تاریخ و یک شخصیت کلیدی در انقلاب علمی شناخته میشود کتاب وی شاهکار اصول ریاضی فلسفه طبیعی که برای اولین بار در سال منتشر شد مبانی مکانیک کلاسیک را بنا نهاد همچنین او سهم بزرگی در نورشناسی ایفا کرد او و گوتفرید لایبنیتس بهطور همزمان و مستقل حساب دیفرانسیل و انتگرال را ایجاد کردند نیوتن فرمولی برای قوانین حرکت و گرانش جهان وضع کرد که دیدگاه غالب علمی را تا پیش از ارائه نظریه نسبیت تشکیل میداد نیوتن از برهانهای ریاضی پیرامون گرانش برای اثبات قوانین حرکت سیارهای کپلر استفاده کرد او با بررسی و تشریح جزر و مد مسیر پرواز دنبالهدارها پیشروی محوری و سایر پدیدهها تردید در مورد درستی خورشیدمرکزی بودن منظومه شمسی را از بین برد او نشان داد که حرکت اشیا روی زمین و اجرام آسمانی میتواند با اصول مشابهی محاسبه شوند استنباط نیوتن مبنی بر اینکه زمین کروی با حالت تخت شعاع قطبی کمتر از شعاع استوایی است با اندازهگیریهای هندسی توسط موپرتوئی لا کانداماین و سایرین تأیید شد و اکثر دانشمندان اروپایی را بر برتری مکانیک نیوتنی بر سیستمهای قدیمی متقاعد ساخت نیوتن اولین تلسکوپ بازتابی کاربردی را ساخت و نظریه پیشرفتهای از نور مبنی بر مشاهده تجزیه نور سفید در منشور به طیفهای مرئی ایجاد کرد بررسیهای او در مورد نور در کتاب مثرش اپتیکس جمعآوری و در سال منشر شد او همچنین قانون تجربی سرد شدن را فرمول بندی کرد نخستین محاسبه نظری سرعت صوت را انجام داد و مفهوم سیال نیوتنی را تعریف کرد او به عنوان یک ریاضیدان نیز در مطالعه سری توانی تعمیم دادن بسط دوجملهای به توانهای غیر عدد صحیح و ایجاد کردن روشی برای تقریب زدن ریشههای یک تابع نقشی قابل توجه در پیشبرد ریاضی ایفا کرد نیوتن از اعضای کالج ترینیتی و دومین دارنده کرسی ریاضیات لوکاسین در دانشگاه کمبریج بود او مسیحی بود و به کتاب مقدس مسیحی باور داشت اما تفاسیر و عقایدش از کتاب مقدس با عقاید معمول مسیحیان متفاوت بود بهطوری که تثلیث را غیر عامیانه و دور از دیدگاه عموم رد کرد برخلاف اعضای دانشکده کمبریج در آن دوران وی از پذیرفتن دستورهای مقدس کلیسای انگلستان امتناع کرد علاوه بر کارهای مربوط به علوم ریاضی وقت زیادی را برای مطالعه علم کیمیا و شرح تاریخ مطابق کتاب مقدس صرف کرد اما بیشتر کارهای او در این زمینهها تا مدتها پس از مرگش منتشر نشد او از دید سیاسی و شخصیتی با حزب ویگ گره خورده بود نیوتن دو دوره کوتاه در سالهای و به عنوان عضوی از پارلمان دانشگاه کمبریج خدمت کرد در سال نیز توسط ملکه آن عنوان شوالیه دریافت کرد او سه دهه پایانی عمرش را در لندن در جایگاههای ناظر و ارباب ضرابخانه سلطنتی و همچنین رئیس انجمن سلطنتی گذراند آیزاک نیوتن در نیمه شب سال نو زاده شد او کودکی زودرس و بهقدری رنجور بود که پزشکان به زنده ماندنش امید چندانی نداشتند پدرش که کشاورزی مرفه بود سه ماه پیش از تولد او از دنیا رفته بود و هانا مادرش مجبور بود این کودک رنجور را به تنهایی بزرگ کند خانهٔ مادری او در وولزثروپ بزرگ و راحت بود آنها فقیر نبودند اما بزرگکردن آیزاک که کودکی رنجور بود برای مادری تنها آسان نبود در سال تولد آیزاک نیوتن جنگهای داخلی انگلستان آغاز شد نبردهای خونینی میان گارد سلطنتی و طرفداران مجلس درگرفت جنگ که تمام شد نیوتن شش ساله بود چندپارهشدن کشور که از رویدادهای مهم تاریخ آن بهشمار میرفت آن را جولانگاه پروتستانها کرد بیشتر مردمان محل زندگی نیوتن لینکلنشر طرفدار مجلس بودند ولی خانودهٔ او طرفدار پادشاه بود این مشکلات سیاسی بر زندگی او تأثیر فراوان داشت در این هنگام مادر او قصد ازدواج دوباره کرد و به محل زندگی ناپدریش رفت و او را نزد مادربزرگش نهاد او هیچگاه با مادربزرگش صمیمی نبود و همیشه از ناپدریش بیزار بود در خانهٔ مادربزرگش بیشتر روز را به ساخت الگوهای مکانیکی میپرداخت او علاقهٔ زیادی به این کار داشت نیوتن در ده سالگی شاهد مرگ ناپدریاش و از آن بسیار خوشحال بود چرا که از او بیزار بود با مرگ ناپدری مادرش به وولزثروپ بازگشت دو سال بعد نیوتن وارد دبیرستان گرانثام شد حال او با عمویش در شهر زندگی میکرد نیوتن کمجان بود و نمیتوانست در بازیهای خشن شرکت کند در چهارده سالگی او یک روز با یکی از بچههای قلدر مدرسه گلاویز شد و بینی او را شکست این اتفاق او را به یک قهرمان تبدیل کرد و باعث تشویق دیگر بچهها و دلگرمی او شد آیزاک جوان در در هجده سالگی وارد دانشگاه کمبریج شد اما مادر او نمیتوانست مخارج دانشگاه را بپردازد از این رو وی به گروه سابسایزرها پیوست سابسایزرها دانشجویانی بودند که به جای پرداخت شهریه اتاقها را نظافت میکردند یا در سالن غذاخوری پیشخدمت میشدند در یکشنبهای در اواخر بهار آیزاک و دوستش جان ویکنز به سیرکی که بهتازگی در کمبریج برپا شدهبود رفتند در این سیرک آیزاک متوجه چیز درخشندهای شد آن چیز یک منشور بود او دریافت که با آن منشور میتواند آزمایشهای جالبی کند از این رو بیدرنگ آن را خرید مردم آن زمان فکر میکردند که اثر رنگینکمانی از خواص منشور است و تابش نور به منشور این خاصیت را از درون منشور آزاد میکند نیوتن دست به چندین آزمایش زد و از چند منشور استفاده کرد نتایج او امروزه بخشی از قوانین فیزیک هستند او پی برد که آنچه ما از چیزها میبینیم بازتاب نور از سطح آنهاست نیوتن پس از این موفقیتهای علمی در مدرک لیسانس علوم انسانی گرفت حال او میتوانست چهار سال دیگر در کالج ترینیتی تحصیل کند او مایل بود از این پس به مسئلهٔ جاذبه بپردازد اما در این سال طاعون در انگلستان شایع شد به همین دلیل دانشگاه تعطیل شد و نیوتن به لینکلنشر بازگشت نیوتن در این فکر بود که چگونه سیارهها بر مدار خود پیرامون خورشید میگردند بیآنکه نیرویی در کار باشد او هنگامی که در باغ خانهٔ مادری خود در حال فکر به این بود سیبی از درخت فرو افتاد و او پی برد که دلیل افتادن سیب همان دلیل گردش سیارهها به دور خورشید است خورشید نیروی کششی به سیارهها وارد میکند و همان نیرو را زمین به ماه اما پرسشی دیگر برای وی پیشآمد چرا سیارهها به روی خورشید فرو نمیافتند او چند روز به این فکر کرد اما پاسخی نیافت درست همان زمان که او بار و بنهٔ خود را برای بازگشت به دانشگاه کمبریج میبست پاسخ را یافت او بازی بچهها در مدرسه را بهخاطر آورد بازی اینگونه بود که بازیکن باید سطل آبی را در هوا میچرخاند و برنده کسی بود که سطل را بدون اینکه آب از آن بریزد در هوا بچرخاند نیوتن دلیل چرخش سیارهها بهدور خورشید بدون آنکه بر خورشید فرو افتند را دریافته بود این پدیده که نیازمند سرعت جانبی است در اثر یک نیروی مرکزگراست او پس از چند آزمایش کشف کرد که نیروی جاذبه از قانون عکس مجذور فاصله پیروی میکند در زمان گالیله فقط تلسکوپهای شکستی وجود داشت که بزرگنمایی و وضوح خوبی نداشتند نیوتن با استفاده از نبوغ و تجربهاش در ساخت مدلهای مکانیکی تلسکوپ بازتابی را که انقلابی در علم بهشمار میرفت میشد اختراع کرد نیوتن برای اختراع تازهاش مشهور شد و پس از چندی به انجمن سلطنتی پیوست او در اولین سخنرانیاش با دانشمند بزرگ هم عصرش یعنی رابرت هوک دیدار کرد و میان این دو مشاجره درگرفت هوک خود را دربارهٔ نور خبره میدانست و نظرات نیوتن را رد میکرد پس از چندی نیوتن فیزیک را رها کرد و به کیمیاگری پایهٔ شیمی امروز پرداخت اما در این بین هانا مادر او درگذشت این مسئله او را تا مدتی از پرداختن به دانش بازداشت در آوریل نیوتن کتاب اصول ریاضی فلسفهٔ طبیعی را چاپ کرد و نسخهٔ اول آن را به انجمن سلطنتی فرستاد اما در نیمهشب همان روز هوک مدعی شد که قوانین نیوتن را قبلاً کشف کردهاست در نیوتن رئیس ضرابخانهٔ سلطنتی و چند سال بعد سرپرست انجمن سلطنتی شد در این مدت او متقاعد شد که اکتشافات خود در زمینهٔ نور را به نام نورشناخت منتشر کند یک سال بعد ملکه آن به او لقب شوالیه سِر داد آیزاک نیوتن در مارس یا درگذشت پس از به پایان بردن آموزشهای آغازین در مدرسه گِرَنتام نیوتن در به سفارش عمویش که در کالج ترینیتی دانشگاه کمبریج درس خواندهبود وارد آنجا شد در آن دوران درسها بیشتر بر پایهٔ آموزههای ارسطو بود اما نیوتن ترجیح میداد که با اندیشههای پیشگامانهٔ فیلسوفان نوگرایی چون دکارت گالیله کوپرنیک و کپلر آشنا شود در او قضیهٔ دو جملهای در جبر را کشف کرد یافتهای که بعدها به ابداع حساب دیفرانسیل انجامید نیوتن نخستین مدرک دانشگاهی خود را در دریافت کرد اما وقتی میخواست به دورهٔ کارشناسی ارشد وارد شود دانشگاه کمبریج بر اثر همهگیری طاعون در لندن بسته شد و نیوتن به روستایش بازگشت در دو سال بعد او در خانهاش به مطالعات خود در حساب نورشناسی و گرانش ادامه داد در همین دوران مرخصی اجباری بود که نیوتن نظر خود را دربارهٔ گرانش پایه ریخت بر اساس داستانی مشهور روزی نیوتن زیر یک درخت سیب نشسته بوده که ناگاه سیبی به زمین افتاد و او به یکیبودن نیروی گرانش در زمین و آسمان پی برد این داستان در واقع اغراقشدهٔ خاطرهای است که نیوتن نقل کرده بود بعدها او اقرار کرد که داستان افتادن سیب ساختگی بوده و کشف جاذبه به تحقیقات پیشین او برمیگردد و او این داستان را برای جلب توجه مردم ساختهاست سالها بعد در آوریل او به دوست نویسندهاش ویلیام استاکلی گفت این رخداد این پرسش را به ذهنم آورد که چرا سیب همیشه یکراست به پایین میافتد چرا به جای حرکت به سمت مرکز زمین به طرفهای دیگر یا به بالا نمیرود برداشته از کتاب یادداشتهایی از زندگانی سر آیزاک نیوتن پس از برطرف شدن خطر طاعون در نیوتن به کمبریج بازگشت و عضو کالج ترینیتی شد و در با دریافت مدرک فوق لیسانس و کرسی استادی لوکازیَن جایگاه خود را محکم کرد در دههٔ میلادی نیوتن دربارهٔ شکست نور تحقیق میکرد او دریافت که اگر نور سفید از یک منشور بگذرد به طیفی از رنگها تجزیه میشود و اینکه با قرار دادن وارونهٔ منشور مشابه دیگری در مسیر نور تجزیهشده میتوان رنگهای طیف را بازترکیب کرد و به نور سفید رسید او دلیل تشکیل طیف را چنین توجیه میکرد نور جریانی از ذرات کوچک است که به خط مستقیم در فضا حرکت میکنند و با گذر از یک ماده شفاف مانند منشور به مادهای دیگر این ذرات بسته به نوع لرزش خود با زاویههای گوناگون میشکنند در نتیجه ذرات نور سفید از هم جدا شده به شکل طیف هفت رنگ ظاهر میشوند این ویژگی در تلسکوپهای شکستی به پراکندگی نور میانجامد لبههای عدسیهای این تلسکوپها مانند منشور عمل کرده و نور سفید را به صورت طیف درمیآورند و در تصویر تلسکوپ حاشیههای رنگی پدیدمیآورند برای حل این مشکل نیوتن در تلسکوپ بازتابشی را که جیمز گرگوری اسکاتلندی پیشتر طراحی کردهبود کامل کرد و آن را همراه با تحلیل دقیق قوانین بازتابش و تجزیهٔ نور به انجمن سلطنتی پیش نهاد کار نیوتن با مخالفت رابرت هوک فیزیکدان روبرو شد هوک و کریستیان هویگنس هلندی در آن زمان صاحب تئوری موجی نور بودند که نیوتن آن را نمیپذیرفت چندی بعد نیوتن بر پایه نظرات خود کتابی دربارهٔ نورشناسی به نام اپتیکس نوشت ولی از بیم مخالفتهای هوک آن را تا که خود رئیس انجمن سلطنتی شده و رابرت هوک نیز در گذشته بود منتشر نکرد در نیوتن که مطالعات خود را دربارهٔ گرانش و چگونگی حرکت سیارهها کامل کردهبود رسالهای دربارهٔ آن نوشت که با توجه ادموند هالی ستارهشناس انگلیسی روبرو شد با تشویق و پیگیری او سرانجام نیوتن کتابش با نام اصول ریاضی فلسفهٔ طبیعی را کامل و با سرمایه هالی منتشر کرد این کتاب بر جهان علم به ویژه فیزیک اثری بزرگ گذاشت و برخی آن را برترین کتاب علمی تاریخ دانستهاند یوهانس کپلر ستارهشناس آلمانی در نظریهٔ انقلابی خود را دربارهٔ حرکت سیارهها پیش نهاد در آن زمان هنوز یافتههای کوپرنیک مقبولیت عام پیدا نکردهبود و بیشتر مردم بر این باور بودند که سیارهها خورشید و دیگر ستارگان به دور زمین میگردند کپلر در کتاب خود به نام هیئت جدید تمام این پندارها را در هم ریخت او با بهرهگیری از نتایج رصدهای استادش تیکو براهه و مشاهدات خود ثابت کرد که سیارهها نه به دور زمین که گرد خورشید میگردند و مدار آنها نیز بر خلاف تصور رایج دایرهای نیست بلکه بیضوی است کپلر نتوانسته بود توضیح دهد که چرا مدار سیارهها به این شکل است و چه نیرویی آنها را به حرکت درمیآورد همچنین مشخص نبود که چرا سرعت مداری سیارهها وقتی به خورشید نزدیکترند افزایش مییابد نیوتن در کتاب اصول ریاضی فلسفه طبیعی معروف به پرینسیپیا به این پرسشها پاسخ گفت او ثابت کرد که نیروی کشش میان اجسام آسمانی بر پایهٔ قانون عکس مربع عمل میکند یعنی مقدار نیروی گرانش میان خورشید و سیاره برابر است با عکس مجذور فاصله آنها او با تحلیل ریاضی نشان داد که قانون عکس مربع ناگزیر مسیر حرکت سیارهها را بیضوی میسازد او حساب دیفرانسیل را در این زمان پی ریخت آنگاه گام بلند دیگری برداشت و قانون گرانش عمومی را کشف کرد که به موجب آن هر جسمی در عالم به هر جسم دیگری نیروی کششی وارد میکند و مقدار این نیرو محاسبهپذیر است در بخش دیگری از پرینسیپیا نیوتن چگونگی حرکت اجسام را با سه قانون توصیف کردهاست این قوانین آنقدر همهفهم و آشکارند که امروزه کسی گمان نمیبرد نیازی به کشفشدن داشتهباشند با این حال نیوتن نخستین کسی بود که با نبوغ خود به آنها پیبرد و چیستان حرکت جسم را حل کرد مجموعهٔ قوانین سهگانهٔ حرکت و قانون گرانش عمومی اساس فناوری مدرن هستند و با پیدایش فرضیههای تازهتر از اهمیت آنها کاسته نشدهاست در کنار کارهای علمی نیوتن از مسئولیتهای حکومتی نیز رویگردان نبود او در و به نمایندگی مجلس برگزیده شد اگر چه تنها چیزی که در این سه سال در مجلس بر زبان آورد درخواست بستن پنجرهها بود در با فرمان چارلز مونتاگو رئیس خزانهداری انگلستان نیوتن ناظر ضرابخانه سلطنتی شد و سه سال بعد در مدیر آن شد اگرچه نیوتن چنین مشاغلی را بیشتر برای سرگرمی میپذیرفت ولی گفتهاند که در این مقام وظیفهٔ خود را با شایستگی تمام انجام میداد از تا پایان عمر نیوتن رئیس انجمن سلطنتی بریتانیا و همچنین یکی از اعضای فرهنگستان علوم فرانسه بود او در از سوی ملکه آن به مقام شوالیه شهسواری رسید آیزاک نیوتن در سالگی در لندن درگذشت پیکر وی را در کلیسای وست مینیستر به خاک سپردند او نخستین دانشمندی بود که به این افتخار رسید نیوتن شخصیتی آشکارا غیرعادی داشت بیش از اندازه استثنایی اما تکرو سرد بدعنق تا حدی پارانوید و به حواسپرتی و انجام کارهای غیرعادی معروف بود او تا جایی پیش رفت که یک بار سنجاقی دراز را در کاسهٔ چشم خود بین چشم و استخوان کاسهٔ چشم و تا جای ممکن نزدیک به عقب چشم خود فرو بُرد و به اطراف چرخاند تا ببیند چه میشود اگرچه به گونهای معجزهآسا چیزی نشد در موردی دیگر تا جاییکه میتوانست تاب بیاورد به خورشید خیره شد تا ببیند چه اثری بر بینایی میگذارد این بار نیز آسیب ماندگار ندید ولی مجبور شد چند روزی در یک اتاق تاریک بماند تا چشمانش به وضعیت عادی برگردند هرچند نیوتن بیشتر برای آثار علمی شهرت دارد اما تعدادی از رسالههای وی دربارهٔ تفسیر کتاب مقدس شهرت دارند وی خود را از اندک افراد زمانه میدانست که از سوی خدا برای تفسیر کتاب مقدس برگزیده شده بودند وی مانند بسیاری دیگر از هموطنان همعصرش از ستایندگان آثار جوزف مید بود نیوتن تأکید زیادی بر تفسیر مکاشفه یوحنا داشت و یادداشتهای فراوانی دربارهٔ این بخش از انجیل دارد وی تثلیث را باور نداشت او نیمی از عمر خود را به کیمیاگری و کارهای خودسرانهٔ دینی گذراند و سالهای سال به مطالعهٔ نقشهٔ طبقهٔ همکف معبد گمشدهٔ سلیمان در بیتالمقدس گذراند و زبان عبری را هم برای همین فرا گرفت تا سرنخهای ریاضی برای پیداکردن تاریخ دومین بازگشت مسیح و پایان جهان را در آن پیدا کند او به کیمیاگری نیز دلبسته بود تا جاییکه تجزیهٔ یک رشته از موی سر نیوتن در دههٔ میلادی نشان داد که جیوهٔ مانده در آن چهل برابر میزان عادی است که این حواسپرتی او را نیز توجیه میکند که گاهی هنگام بیدارشدن ساعتها فراموش میکرد که باید از رختخواب برخیزد و نشسته در تختش در اندیشههای خود غرق میشد ایزاک نیوتون با لایبنیتز بر سر اینکه کدامیک زودتر حساب دیفرانسیل و انتگرال را ابداع کردهاست اختلاف داشت و هنگامی که لایبنیتز از آکادمی علوم سلطنتی درخواست کرد که کمیتهای بیطرف برای بررسی آن دست به کار شود نیوتون که رئیس آکادمی بود کمیتهای از دوستان خود را برای این کار برگزید در نتیجه لایبنیتز به سرقت فکری محکوم شد تحقیقات آینده نشان داد که نیوتون اولین کسی بود که به حساب دیفرانسیل و انتگرال دست یافت درگیری دیگری نیوتون با رابرت هوک بر سر کشف قوانین سهگانه حرکت پیشآمد مدارک تازهبهدستآمده نشان میدهد حق با هوک بودهاست گاهشماری میلادی یا تقویم میلادی یک گاهشماری با ریشهٔ مسیحی است که هماکنون در بیشتر از درصد کشورهای جهان استفاده میشود و یک تقویم بینالمللی است این گاهشماری برگرفته از گاهشماری ژولینی با مبدأ میلاد عیسی است و نخست از سوی آلویسیوس لیلیوس که پزشکی از اهالی کالابریا بود پیشنهاد شد تعدیل کبیسهگیری این گاهشماری در فوریهٔ از سوی پاپ گریگوری سیزدهم پذیرفته شد و از آن پس به گاهشماری گریگوری گِرِگوری مشهور شد ولی در ایران و کشورهای عربی به آن تقویم میلادی میگویند گاهشماری گریگوری ابتدا در میان کشورهای کاتولیک اروپا و سپس در میان پروتستانها و ارتدکسها پذیرفتهشد در میان کشورهای اروپایی یونان آخرین کشوری بود که در سال اقدام به پذیرش این گاهشماری کرد ژاپن کشور کره و چین بهترتیب در سالهای و گاهشماری میلادی را پذیرفتند امروزه در اکثر کشورهای جهان همچنین اغلب کشورهای اسلامی گاهشماری میلادی بهعنوان تقویم رسمی شناخته میشود مصر در سال و ترکیه در تاریخ دسامبر تصویب و از اول ژانویه سال طبق آمار جهانی در اوت کشورهای ایران با میلیون جمعیت افغانستان با میلیون جمعیت اتیوپی با میلیون جمعیت و نپال با میلیون جمعیت تنها کشورهای جهان هستند که هنوز تقویم میلادی در آنها تقویم رسمی بهشمار نمیرود ایران و افغانستان از تقویم هجری خورشیدی و دو کشور دیگر هر یک از تقویمهای متفاوتی استفاده میکنند که هیچ یک جهانی نیستند و در خارج از این کشورها کاربردی ندارند گاهشماری ژولینی گاهشماری میلادی قدیم که از گاهشماری رومی گرفتهشده بود در دورهٔ مسیحی با مبدأ میلادی پذیرفته شد این گاهشماری روز بود که برای هر سال یک روز به روزهای سال اضافه میشد سال روزه به علت دقیق نبودن کسر سال نسبت به سال اعتدالی هر سال یک روز عقب میافتاد در سال میلادی جهت تصحیح آن گاهشماری گرگوری میلادی جدید ایجادشد در گاهشماری ژولیانی اعتدال بهاری در سال میلادی که شورای نیقیه تشکیل شده بود در مارس صورت گرفته بود و در سال به مارس افتاده بود و ده روز عقب مانده بود در گاهشماری گرگوری ده روز از تاریخ حذف گردید و کبیسهگیریهای یکنواخت چهارساله نسبتاً کاهش یافت بدینگونه که سالهای قرن غیرقابل قسمت به مانند و بدون کبیسهگیری باشند در نتیجه با احتساب سال گریگوری روز نسبت به سال حقیقی روز میزان دقت گاهشماری میلادی را به عقبماندگیِ یک روز در هر سال رساند طول زمانیِ سال گریگوری روز دورهٔ عقبماندگی یکروزهٔ گاهشماری گریگوری سال تفاضل سال حقیقی با گریگوری کبیسهگیری تقویم میلادی دارای دو دورهٔ زمانی است در دورهٔ ژولینی سالهای مضرب عدد کبیسهاند در دورهٔ گریگوری هر چهار سال یکبار سالهای مضرب کبیسه است با این استثنا که در سالهای رأس سده تنها سالهای مضرب عدد کبیسهاند در تصحیح گاهشماری میلادی با حذف ده روز از تقویم ژولینی روزِ پس از پنجشنبه اکتبر ژولینی جمعه اکتبر گریگوری است و ازنظر تاریخی روزهای ماقبل اکتبر میلادی بر اساس گاهشماری ژولینی در نظر گرفته میشود و عملاً ده روز از تاریخ میلادی حذفشده قلمداد میگردد هر سال در گاهشماری گرگوری ماه دارد نام ماههای میلادی رایج در ایران از زبان فرانسوی وارد فارسی ایران شدهاست که البته با تلفظ اصیل و درست فرانسوی کمی متفاوت هستند همچنین نام و املای فرانسوی آنها با همتای انگلیسی خود نیز کمی متفاوت است نامهای رایج در فارسی افغانستان از زبان انگلیسی و نامهای رایج در فارسی تاجیکستان از زبان روسی هستند فهرست نام ماههای گاهشماری میلادی و تعداد روزهای آنها نقص نخست گاهشماری گریگوری سرآغاز سال است که امروزه ژانویه به صورت جهانی رسمی شناخته شدهاست پیشتر در اینباره اتفاقنظری میان کشورها و فرقههای مسیحی نبود با توجه به اینکه اول ژانویه برابر با یا دی گاهشماری خورشیدی اوایل زمستان در نیم کرهٔ شمالی و اوایل تابستان در نیم کرهٔ جنوبی است این زمان از لحاظ حرکت انتقالی زمین و در مقایسه با سرآغاز گاهشماریهای معتبر جهان برای آغاز سال مناسب نیست از همین جاست که اشکالهای بزرگ در ازمنهٔ تاریخ برای آن به وجود آمدهاست چنانکه سال مالی کشورهایی که از این تقویم استفاده میکنند با سال میلادی منطبق نیست و تقریباً از اوایل فروردین آغاز میشود گاهشماری میلادی با وضعیت فصلها و موقعیت خاص زمین مانند اعتدالین و انقلابین هم خوانی ندارد و شمار روزهای هر ماه نیز نامنظم است سرآغاز سال و سرآغاز ماهها در گاهشماری مسیحی کلاً قراردادی هستند و به مسائل نجومی یا حرکت انتقالی زمین مربوط نیستند و با بروج سروکاری ندارند برای بهرهگیری از این روش هیچ دلیل منطقی وجود ندارد و از سوی دیگر در طول تاریخ بسیاری به دلخواه دخل و تصرفی در این گاهشماری کردهاند هم چنین این گاهشماری پایهٔ دقیق مذهبی ندارد و مشکلات مذهبی مسیحیان را برطرف نکردهاست و ایام مذهبی را بهطور دقیق مشخص نمیکند و برای تعیین این ایام باید از تقویم قمری کمک گرفت و منجمین ناچارند هر سال با کمک گرفتن از روش اپاکت محل آن را در ماههای قمری پیدا کنند در نتیجه عید پاک در فاصلهٔ مارس تا آوریل دائماً در تغییر است همچون سایر اعیاد و روزهای مذهبی مسیحیان و مسلمانان کاستیهای تقویم میلادی برخی را به فکر تدوین یک تقویم معتبر جهانی انداختهاست چنانکه چنین طرحی در سازمان ملل مطرح شد که به جایی نرسید در گذشته نیز پس از انقلاب فرانسه به فکر تغییر تقویم در این کشور افتادند و تقویم جمهوری فرانسه را جایگزین تقویم میلادی کردند از آن جمله شخصی به نام سیلون مارشال طرحی ارائه داد که مورد تأیید انجمن ریاضیدانان و کنگرهٔ ملی فرانسه قرار گرفت سرآغاز سال در این تقویم اعتدال پاییزی و مبدأ آن سال انقلاب فرانسه بود که البته بعداً منسوخ شد سید عمادالدین حسنی برقعی مبرقعی معروف به عماد خراسانی بهمن شاعر غزلسرا و قصیدهسرای مشهور خراسانی است و از نامآوران شعر و غزل معاصر ایران بهشمار میآید عماد خراسانی به روایت مهدی اخوان ثالث متولد بهار خورشیدی در توس مشهد روستای کاهو است اما خود در مصاحبهای گفته تولدش را بدون هیچ توضیح دیگری در ثبت کردهاند پدرش سید محمد تقی معین دفتر از صاحب منصبان آستان قدس رضوی و مادرش بیبی حرمت نام داشتند نسب عماد به احمد بن موسی مبرقع امام محمد تقی جواد میرسد و نام کاملش عمادالدین حسن برقعی است عماد در سالگی مادرش را از دست داد و در سالگی پدرش را و از آن پس تحت سرپرستی پدربزرگ و مادر بزرگ رشد کرد عماد از سالگی با تشویق دایی خود شعرخوانی و سرودن شعر را آغاز کرد او در جوانی با تخلص شاهین یا شاخص شعر میگفت و سپس تخلص عماد را برگزید تخلص عماد خراسانی را فریدون مشیری برای او انتخاب کرد عماد یک بار ازدواج کرد اما همسرش هشت ماه بعد درگذشت او از سال به تهران رفت عماد خراسانی فرزندی نداشت و تا آخر عمر تنها زندگی کرد وی پس از یک دورهٔ بیماری در صبح روز شنبه بهمن در تهران در سن سالگی درگذشت پرویز خائفی از غزلسرایان معاصر عماد خراسانی را یکی از معتبرترین چهرههای غزل معاصر دانسته و میگوید در دورهای که غزل در ادبیات ما شرایط خاصی داشت و به سکون و سرگردانی رسیده بود محمد حسین شهریار محمدحسن رهی معیری و عماد خراسانی هر یک با زبان و بیان خاص خود در پی غزل اصیل و سنتی رفتند در ضمن اینکه عماد با حفظ ساختار و استحکام شعر کهن حالاتی را ارائه میدهد که قابل توجهاست و درد جامعه امروز را میشناسد نکتهٔ مهم در غزل عماد تجلی دردها ناراحتیها و سرخوردگیهایی است که او در زندگی خود با آنها روبهرو بودهاست او اصالت غزل را حفظ میکرد و هیچوقت از روی تفنن غزل نگفت بلکه مفهوم غزل یعنی عشق و دوست داشتن را شناخته و بهکار میبرد خائفی کار عماد را بالاتر از شهریار میداند و میگوید شهریار تراش خاص زبان فارسی را گاهی اوقات رعایت نمیکرد ولی زبان عماد شفاف و تراش داده شدهاست حسین منزوی غزل عماد را غزلی بینابین دانسته و میگوید غزل عماد ضمن اینکه به ارزشهای کلاسیک پایبند است از برخی فضاها و اصولهای تازه هم خالی نیست غزل عماد عاشقانه است و کمتر از مضامین فلسفی و اجتماعی استفاده میکند منزوی معتقد است غزل عماد غزل و تغزل و حدیث نفس است البته طبیعی است که در سن و سال پیری مانند همه به شکایت از دنیا و مسائل آن بپردازد اما غزل او مانند غزل سایه یا منوچهر نیستانی نیست که علاوه بر طرح مضامین شخصی و عاطفی به مشکلات اجتماعی و مسائل زمانه نیز بپردازد فرج سرکوهی معتقد است شعرهای عماد در قوالب کلاسیک قدمائی است و عماد به مباحث نظری مطرح در ایران در زمینه زبان ساختار و فرم شعر بیاعتنا بود اما ماندگاری شعر او دیوان او را به کتاب درسی شاعران تازهنفس نوجو و نوگرا از نیمائی و پسانیمائی گرفته تا مدرن و پسامدرن بدل میکند چرا که ابعادی از راز ماندگاری و جاودانگی در زبان و فرهنگ راز تأثیر نفوذ و حیات ادبی را در دیوان او میتوان خواند سرکوهی میگوید در شعر عماد همان جوهری است که قدما اصطلاح سهل و ممنتع را در توصیف آن به کار برده و سعدی را نمونه متعالی آن میدانستند در بهترین شعرهای عماد اثری از تصنع زبانی و فرمی و ساختاری نیست و عماد عاطفه ذهنیت تخییل اندیشه و حسی را در شعر خود درونی کرده در اجرا به شعر برکشیده و با چنان قدرتی بیان میکند که مخاطب را به درون شعر میکشاند دیوان اشعار عماد خراسانی با مقدمهای از مهدی اخوان ثالث بارها تجدید چاپ شدهاست برخی شعرهای عماد به ضربالمثل بدل شده و چند نسل از لایههای گوناگون مردم ایرانیان از شاعران نوآور گرفته تا کسانی که با ادبیات مکتوب معاصر آشنائی چندانی ندارند عواطف و احساسات و حالات خود را با تکرار بیتی از عماد بیان میکنند که در حافظه آنان نقش بستهاست یا این بیت دیگر این غزل زیبا و معروف از اوست و یا شعری دیگر از عماد خراسانی یکی از اشعار مشهور عماد خراسانی به لهجه مشهدی بسیاری از غزلها و اشعار عماد در برنامههای مختلف موسیقی اصیل ایرانی در رادیو یا برنامههای خصوصی توسط هنرمندان نامی و خوانندگان مشهور خوانده شده ازجمله اکبر گلپایگانی محمود محمودی خوانساری غلامحسین بنان عبدالوهاب شهیدی ایرج ناصر مسعودی محمدرضا شجریان و علیرضا افتخاری به گوش مخاطبان رسیده است اکبر گلپایگانی آوازی را با این مطلع دلم آشفته ی آن مایه ناز است هنوز را در نهایت زیبایی اجرا کرده و همچنین محمد رضا شجریان یکی از غزلهای مشهدیِ عماد را به نام پیری و معرکهگیری بهصورت ضربی در برنامهٔ موسیقی ایرانی اجرا کردهاست همچنین آواز ویگن با شعر ای دل بلا ای دل بلا ای دل بلایی که از اشعار اوست معروف است از آثار عماد میتوان به یک شب در بهشت مثنوی حاوی پانصد بیت در بحرخفیف به سال انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی دومین پیروزی مطلق اصولگرایان پس از انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا بود که در تهران نفر از نامزد معرفی شده توسط این جریان وارد مجلس شدند این در حالی بود که انتخابات این دورهٔ مجلس شورای اسلامی توسط دولت محمد خاتمی برگزار شد همچنین اکثریت اعضای لیست انتخاباتی اصلاح طلبان در این دوره شکست خوردند مهدی کروبی از آن جمله است واجدین شرایط میلیون و هزار و نفر بدون احتساب حوزهٔ انتخابیه بم شرکتکنندگان میلیون و هزار و نفر تعداد شعب اخذ رأی هزار و تعداد شعب شهرها هزار و تعداد شعب روستاها هزار و محمد مصدق زادهٔ اردیبهشت یا خرداد طبق محاسبه برخی مورخین اسفند مشهور به دکتر مصدق و ملقب به مصدقالسلطنه سیاستمدار حقوقدان نمایندهٔ هشت دوره مجلس شورای ملی استاندار وزیر و دو دوره نخستوزیر ایران بود محمد مصدق نخستین ایرانی دارندهٔ مدرک دکترای رشته حقوق است مصدق در زمان انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی اگر چه از سلاطین قاجار مأیوس بود با توجه به این که میدانست رضا شاه با شاه شدن حکومتی برمبنای دیکتاتوری و بازگشت به استبداد ایجاد میکند با این کار مخالفت کرد و بعد از آن یکی از منتقدین سرسخت او بود در زمان حکومت رضاشاه مصدق زندان رفته و مدتی را در تبعید گذرانید او سلطنت پهلوی را مخلوق سیاست انگلستان میدانست وی بعد از سقوط رضاشاه از تبعید به عرصهٔ سیاست بازگشت در سال با چندین حزب وارد اتحاد شد و با همکاری افرادی مانند حسین فاطمی به تأسیس جبههٔ ملی ایران اقدام کرد جبههٔ ملی و در رأس آنها مصدق به پیشنهاد فاطمی برای شروع استعمارستیزی در ایران ملی شدن صنعت نفت را مطرح کردند مصدق در سال به نخستوزیری رسید و در اولین قدم نفت ایران را ملی کرد به همین دلیل طرح سقوط دولت او توسط انگلستان که تا قبل از ملی شدن نفت صاحب عمدهٔ نفت ایران بود ریخته شد و سرانجام در کودتای مرداد که توسط سازمان سیا و ام آی و با حمایت شاه و روحانیون و ارتش انجام شد دولت مصدق برکنار شد یکی دیگر از دلایل سقوط دولت او مخالفتهای ابوالقاسم کاشانی با مصدق بود کاشانی در حالی که قبلاً از مصدق حمایت میکرد به همراه جمعی از روحانیون به مخالفت با مصدق برخاست بعد از آن مصدق در دادگاه نظامی محاکمه شد و علیرغم دفاعیهٔ مستندی که از خود ارائه داد به سه سال حبس انفرادی محکوم شد پس از تحمل سه سال زندان مصدق به دستور محمدرضا شاه به قلعهٔ احمدآباد تبعید شد و تا پایان عمر خود در آنجا تحت نظارت قرار داشت و به گفتهٔ خودش هر روز آرزوی مرگ میکرد مصدق سرانجام در اسفند بر اثر بیماری سرطان در سالگی در بیمارستان نجمیهٔ تهران تحت نظر مأموران ساواک درگذشت و به دلیل مخالفت شاه با وصیت او مبنی بر به خاک سپرده شدن در کنار کشتهشدگان قیام تیر در قبرستان ابن بابویه در ملک شخصیاش واقع در قلعهٔ احمدآباد به خاک سپرده شد مصدق از طرفداران انقلاب مشروطهٔ ایران بود و معتقد بود که مقام سلطنت فقط باید نمادی برای وحدت کشور باشد مصدق در دوران نخستوزیری کوشید تا قدرت شاه را محدود به چارچوب مشخصشدهٔ آن در قانون اساسی مشروطه کند و نهادهای مدنی را تقویت کرد در زمان نخستوزیری او خانوادهٔ سلطنتی به خصوص اشرف پهلوی از مخالفین سرسخت مصدق بودند بعد از کودتای بیست و هشتم مرداد مصدق همچنان منتقد دخالت شاه در امر حکومت بود اگرچه شاه کودتای مرداد را قیام مردم و رستاخیز ملی ایران مینامید ولی شصت سال پس از کودتا سازمان سیا با انتشار اسنادی به دخالت مستقیمِ خود در ایران معترف شد محققان معتقدند در جستجوی ریشهٔ اصلی انقلاب ایران میتوان به کودتای مرداد سال بازگشت مصدق یکی از پیشگامان نهضت ضداستعماری معاصر بود از او نه تنها در ایران که در کشورهای جهان سوم هم به عنوان کسی که شجاعانه و با سرسختی تحسینبرانگیزی مقابل استعمار انگلیس ایستاد نام میبرند او چهرهٔ آزادیخواه پرشور و استعمارستیزی بود که با سیاست موازنه منفی الهام بخش رهبران جنبش عدم تعهد بود محمد مصدق مطابق با آنچه در شناسنامهاش درج شده در اردیبهشت سال شمسی در محلهٔ سنگلج شهر تهران به دنیا آمد از زمان حیات مصدق تاکنون در مورد تاریخ دقیق زادروز او اختلاف نظر هست برخی از منابع تاریخ تولدش را طبق کتاب خاطرات و تألمات مصدق خرداد حساب میکنند پدرش میرزا هدایت الله آشتیانی وزیر دفتر ناصرالدین شاه از نوادگان میرزا محسن آشتیانی و از رجال متجدد روزگار و اطرافیان میرزا تقی خان امیرکبیر بود مادر محمد مصدق ملک تاج خانم نجمالسلطنه دختر شاهزاده فیروز میرزا نصرتالدوله و نوهٔ عباس میرزا ولیعهد بود که موقوفه بیمارستان نجمیهٔ تهران را بنا نهاد خانم اشرف الملوک فخرالدوله دختر مظفرالدین شاه قاجار دخترخاله محمد مصدق بود در اسفند پدربزرگ مادری محمد شاهزاده فیروز میرزا نصرتالدوله درگذشت چنانکه در آن دوره مرسوم بود هرگاه یکی از حقوقبگیران دولت درمیگذشت یک سوم حقوق او به بازماندگان میرسید و به همین سبب یک سوم حقوق تومانی وی به فرزندانش از جمله عبدالحسین میرزا سالار لشکر بعداً معروف به فرمانفرما خانم سرورالسلطنه بعدها ملقب به حضرت علیا و خانم نجمالسلطنه تعلق گرفت به نوشته مصدق در سال خورشیدی میرزا هدایتالله آشتیانی از ناصرالدین شاه درخواست کرد که میرزا محمد مصدق ساله در ردیف مستوفیان زبردست قرار گیرد و در فهرست حقوقبگیران درآید و ناصرالدین شاه پذیرفت در تاریخ شهریور خورشیدی پدر میرزا محمد درگذشت پس از در گذشت پدر به رسم زمامداری آن زمان محمد به تصدی استیفای خراسان رسید که وظائف رسیدگی به کلیه حسابهای ایالات یا ولایات مربوطه و دستورالعملهای امور مالی را برعهده داشت ابتدا از وجود سررشته داران راهنمایی گرفت ولی خیلی زود بر امور مسلط شد و در ردیف مستوفیان کارآمد قرار گرفت پسر بزرگ میرزا هدایتالله از خواهر میرزا یوسف آشتیانی میرزا محمد حسین نام داشت که سالها به علت بیماری میرزا هدایت الله وزارت دفتر استیفا را عهدهدار بود و با فوت پدر رسماً به این سمت منصوب شد میرزا علی و میرزا محمد پسران دیگر میرزا هدایتالله به ترتیب موثقالسلطنه و مصدقالسلطنه لقب گرفتند در همین زمان یک سوم حقوق دوران خدمت میرزا هدایتالله وزیر دفتر بین بازماندگانش تقسیم شد و قسمتی هم به مصدق السلطنه رسید از تاریخ دی تا اردیبهشت مظفرالدین میرزا ولیعهد که بهرسم معمول دورهٔ قاجار فرمانروای آذربایجان بود و در تبریز زندگی میکرد به همراه اطرافیان به تهران سفر کرد و این روز را در منزل داماد خود عبدالحسین میرزا فرمانفرما دایی مصدق به سر برد نجمالسلطنه با میرزا فضلالله خان وکیل الملک منشی باشی ولیعهد ازدواج کرد و در بهار خورشیدی به همراه شوهر خود و مصدق از تهران به تبریز جابهجا شد مصدق بیش از یک سال در تبریز زندگی کرد و آشنایی او به ترکی آذری در این دوران بود در سال مظفرالدین شاه پس از قتل پدرش ناصرالدین شاه تاجگذاری کرد پس از این ماجرا تمامی افرادی که در دربار ولیعهد در تبریز بودند به تهران نقل مکان کردند در همان سال عبدالحسین میرزا فرمانفرما علیه علی اصغر خان اتابک معروف به امینالسلطان اتابک اعظم نخستوزیر توطئه کرد و چهار ماه پس از به تخت نشستن مظفرالدین شاه با دسیسه اتابک را کنار زدند و پس از آن کشور بدون صدر اعظم و با زعامت چهار وزیر به شمول وزیر داخله مخبرالدوله وزیر جنگ فرمانفرما وزیر خارجه مشیرالدوله و وزیر مالیه نظامالملک اداره شد و میرزا فضلالله خان وکیلالملک منشی مخصوص شاه فرمان استیفای خراسان را به نام میرزا محمد خان مصدقالسلطنه صادر کرد در سال خورشیدی مصدق که در آن زمان نوزده سال داشت زهرا دختر میرزا زینالعابدین تهرانی سومین امام جمعه تهران را به همسری اختیار کرد زهرا ابتدا ملقب به شمسالسلطنه بود پس از مرگ مادرش دختر ناصرالدین شاه که لقب ضیاءالسلطنه داشت این لقب به همسر مصدق داده شد ازدواج این دو سال تا پایان زندگانیشان ادامه یافت این زوج صاحب سه فرزند دختر و چهار فرزند پسر شدند که دو تن از فرزندان به نامهای محمود و یحیی در کودکی فوت کردند و دو فرزند پسر به نامهای احمد و غلامحسین و سه دختر به نامهای منصوره و ضیاء اشرف و خدیجه باقی ماندند در بهمن خورشیدی پیمان جدیدی بین ایران و روسیه بسته شد که بسیار به زیان بازرگانان و بازاریان بود در تحصن شاهعبدالعظیم در اردیبهشت بازاریان تهران بازار را بستند و به شاه عبدالعظیم رفتند و بست نشستند و بنیاد کردن عدالتخانه در سراسر ایران را در خواست کردند این بست نشستن در شاه عبد العظیم و ادامه فشارها و اعتراضها به انقلاب مشروطه منتهی شد تا این که مظفرالدین شاه فرمان مشروطه را در امرداد صادر کرد تا همهپرسی تشکیل مجلس شورای ملی و نوشتن قانون اساسی بر اساس خواست ملت ایران انجام بیابد الزامات قانونی مرتبط با تغییر رکن قانونگذاری و ایجاد عدالتخانه از دستاوردهای نظامهای نوین در تحدید قدرت مطلقه شخص پادشاه بود مشروطیت حاصل تفکرات فلاسفه اروپایی قرن هجدهم میلادی بود که به تغییر گسترده نظام سیاسی و اجتماعی این کشورها انجامیده بود و اکنون در ایران هم در حال شکل گرفتن بود در ایران عهد قاجار انقلاب مشروطه موجب تغییر کلیه ارکان حکومتی و ایجاد نهادهای نوین به جای دوایر سنتی از جمله دیوان استیفا شد مصدق نیز از مستوفیگری استعفا داد مصدق به دو علت برای استعفای خود اشاره کردهاست یکی اینکه علیرغم احساس رضایت در سالهای نخستین این مسولیت به کسب دانستهها بیش از آنچه در مکتبخانههای فراگیر درس داده میشد گرایش داشت و در این میان ماجرای گله مندی یکی از ارباب رجوع که به گفته مصدق حقوقی در حقش برقرار شده و از تأدیهٔ رسوم معمول خودداری میکرد بهانهای به دست امینالسلطان اتابک اعظم صدراعظم دوران ناصری و مظفری داد تا ناراحتی درونی خود را نسبت به مصدق که میاندیشید با مخالفان صدراعظم ارتباط دارد آشکار ساخته تصمیم به برکناری او بگیرد کاری که در عمل رخ نداد این جریان منجر به این شد که مصدق در خانه گوشه نشینی کند و روانهٔ مدرسهٔ تازه تأسیس شدهٔ علوم سیاسی آن دوره گردید ولی به علت ممنوعیت تحصیل مستخدمین دولت در خانه به مطالعهٔ خصوصی پرداخت و از اساتیدی مانند محمدعلی کاشانی میرزا عبدالرزاق خان یغابری میرزا غلامحسینخان رهنما و میرزا جوادخان قریب دیپلم مدرسهٔ سیاسی و ناظم مدرسهٔ آلمانی بهره برد دلیل دیگری که مصدق برای رها کردن کارش برمیشمرد این است به گفته مصدق در دوره مشروطه کلمه مستوفی و دزد مترادف شده بود برای شغل مستوفی شرایط مساعد نبود و دیگر اعتبار خود را از دست میداد مصدق بر آن شد که در راه سیاست قدم بگذارد شغل مستوفی خراسان را نزد آقا میرزا رضا گرکانی به امانت گذاشت آقا میرزا مستوفی کردستان و ساوه بود عبدالله مستوفی مینویسد مصدق به مناسبت خصوصیتی که با برادرم آقا میرزا داشت به تقاضای خود مصدق کار خراسان را هم ضمیمه سایر کارهای آقا میرزا گشت و فرمان و احکام آن صادر گردید محمد مصدق دربارهٔ انتخاب خود به نمایندگی اصفهان در مجلس دورهٔ اول چنین مینویسد این اعتراض که در آن دوره بر ضرر من بود در دوره شانزدهم تقنینیه سال شمسی به سودم تمام شد و علت این بود که در کابینه وثوقالدوله که هنوز قرارداد میلادی تصویب نشده ولی رویه کار دولت معلوم بود و من میخواستم از ایران بروم و در یکی از ممالک اروپا اقامت کنم احتیاج به گذرنامه داشتم که طبق تصویبنامه هیئت وزیران به کسانی داده میشد که دارای سجل احوال شناسنامه باشند نظر به اینکه سال ولادتم در پشت قرآنی نوشته شده بود که در دست نبود آن را بدون تحقیق و تشخیص اختلاف سال قمری با شمسی در کلانتری شهر تهران نوشتم که شناسنامه صادر شد و موقع انتخابات دوره تقنینیه طبق آن شناسنامه از هفتاد تجاوز میکرد این بود که عکس سنگ قبر وکیلالملک کرمانی را که تاریخ وفاتش با تمام حروف روی آن منقور است از نجف خواستم و آن را به وزارت کشور فرستادم و با همان دلیل که متمنالممالک ثابت کرده بود که سی سال نداشتم ثابت کردم که سالم از هفتاد کمتر است که مورد تصدیق انجمن مرکزی انتخابات قرار گرفت و اعتبارنامهام را صادر کردند پس از مرگ مظفرالدین شاه پسرش محمد علی شاه در تاریخ دی تاجگذاری کرد در تاریخ دسامبر بین محمد علی شاه و مجلس شورای ملی جدال شد زیرا مجلس حقوق وی را کم کرد و دیگر تصویب نکرد که وی برای هزینههای شخصی از دولت روسیه وام بگیرد در عوض روسیه برای براندازی مشروطه محرمانه به او وام داد و محمدعلی شاه جواهرات سلطنتی و مروارید ثروت ایران را گرو گذاشت محمد مصدق در دوران سلطنت محمدعلی شاه توسط برادر ناتنیاش حشمتالدوله والاتبار به عنوان یکی از اعضای طبقهٔ اعیان و اشراف به عضویت مجلس شورای کبرای دولتی انتخاب شد که شاه ایجاد کرده بود احمد کسروی راجع بهاین مجلس شورا نوشتهاست محمد علیشاه با فهم و اندیشهٔ کوتاه خود بر آن شد که مجلسی به نام مجلس شورای کبرای دولتی از درباریان و اعیان و بازرگانان پدیدآورد که در دربار بنشینند و در کارهای دولتی به سگالش پردازند و این خود جانشین دارالشورا باشد از این رو پنجاه تن کمابیش از آن کسان فهرست کردند و به هر یکی نامه فرستاده به باشندگی در آن مجلس خواندند که روز شنبه هفتم آذر ذیقعدهٔ که روز گشایش آن مجلس خواستی بود به دربار روند و پس از هفتهای دو روز در مجلس باشند و گفتگو کنند در آن مجلس جز گفتگوهای بیهوده به میان نمیآمده و باشندگان بیش از همه به خودفروشی و برتری جویی به یکدیگر میپرداختهاند عضویت در مجلس شورای کبرای دولتی باب طبع مصدق نبود که خود جزء مشروطهخواهان محسوب میشد او جلسهای بینتیجه هم با محمدعلی شاه داشت که آن را چنین روایت کردهاست پس از این جلسه مصدق با وساطت برادرش حشمتالدوله والاتبار در خواست گذرنامه کرد و برای ادامهٔ تحصیل به اروپا رفت محمد مصدق در سال خورشیدی برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از پایان یافتن تحصیل علوم مالیه در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سویس رفت و به دریافت درجه کارشناسی و دکتری در رشته حقوق در دانشگاه نوشاتل نائل آمد موضوع پایاننامه کارشناسی او مسوولیت دولت برای اعمال خلاف قانونی مستخدمین در موقع انجام وظایف و قاعده منع استرداد مقصرین سیاسی بود که بعداً به فارسی ترجمه شد و در تهران به چاپ رسید مصدق جریان درخواست تابعیت سوییس را به شرح زیر بیان کردهاست من در تمام مدت اقامتم همه روزه تا ظهر به کارآموزی مشغول بودم و عصرها هم با یکی از دانشجویان همدورهٔ خود به ترجمهٔ تز اشتغال داشتم مدت کارآموزی شش ماه بود و من نه ماه در آن دارالوکاله کارکردم و در عالیترین دادگاه نوشاتل در محاکمهای شرکت نمودم و تصدیقنامهٔ وکالت خود را به شرط تابعیت سوییس از آن دادگاه گرفتم نظر به اینکه تحصیل تابعیت سوییس مستلزم ترک تابعیت اصلی نیست و هر واجد شرطی بدون از دست دادن تابعیت اصلی میتواند آن را تحصیل کند و شرط تحصیل تابعیت هم این بود که درخواستکننده مدت سه سال در سوییس اقامت کرده و در محل اقامت سابقهٔ بد نداشته باشد از شهربانی نوشاتل تصدیق گرفتم و آن را به ضمیمهٔ درخواست خود به دولت مرکزی سوییس فرستادم که مورد قبول واقع شد مصدق در صفحه کتاب خاطرات و تالمات مصدق در تکمیل موضوع تابعیت چنین مینویسد ولی توقفم در تمام مدت جنگ در ایران سبب شد که کارم ناتمام بماند و بواسطهٔ پیشآمد جنگ عدهٔ زیادی از ملل مختلف از ان دولت درخواست تابعیت کنند و دولت نیز برای احتراز از هرگونه مشکلات مدت اقامت را که یکی از شرایط قانون سابق بود به ده سال افزایش دهد تا کمتر بتوانند درخواست تابعیت بنمایند و چون مدت اقامت من در سوییس بیش از چهار سال نبود مشمول مقررات قانون جدید نگردیدم مصدق در سال خورشیدی به ایران بازگشت و به درخواست ولیالله خان نصر تدریس در مدرسهٔ سیاسی مشغول شد او در این دوران به دلیل علاقهای که به مسائل حقوقی و مالی و سیاسی داشت کتابهای زیر را نوشت دکتر مصدق در نشر مجله حقوقی اقتصادی علمی با محمدعلی طهرانی کاتوزیان و عدهای دیگر چون امیر سهام الدین غفاری موسی شیبانی ذکاء السلطنه محمدعلی سالار معظم مافی یحیی خان اعتماد الدوله قراگزلو صالح لقمان و فیروز میرزا نصرت الدوله همکاری کرد این مجله به مدت یک سال منتشر گردید بازگشت مصدق به ایران با آغاز جنگ جهانی اول مصادف بود یک سال بعد برای مدتی به عضویت حزب اعتدال و سپس حزب دموکرات درآمد و در آبان ماه همین سال به عضویت کمیسیون تطبیق حوالهجات جانشین دیوان محاسبات از طرف مجلس سوم به مدت دو سال انتخاب شد مصدق با سوابقی که در امور مالیه و مستوفیگری خراسان داشت به معاونت وزارت مالیه و ریاست کل محاسبات دعوت شد نزدیک چهارده ماه در کابینههای مختلف این مسولیتها را بر عهده داشت خودش دربارهٔ این دوره میگوید آنچه مصدق به عنوان یأس از آن یاد میکند اختلافاتش با مشارالملک وزیر کابینه صمصام السلطنه است که به استعفای او و سفرش به اروپا انجامید سفر او به اروپا همزمان شد با تشکیل کابینه دوم وثوق الدوله مصدق در زمان اقامت دوم در سوییس چون مانند بسیاری استقلال طلبان ایرانی با قرارداد سال میلادی وثوقالدوله مبنی بر تحتالحمایه بریتانیا شدن ایران مخالف بود دوباره به سوئیس بازگشت مصدق در اروپا با همراهی دکتر محمود افشار یزدی و چند تن دیگر به تشکیل کمیته مقاومتی پرداخت و با انتشار نامهها و مقالههایی در مخالفت با این قرارداد اقدام کرد با سقوط کابینه وثوقالدوله و منتفی شدن قرارداد از او در دولت بعدی به ریاست حسن پیرنیا مشیرالدوله برای تصدی مقام وزارت عدلیه از وی دعوت به عمل آورد و این بار برای همیشه به ایران بازگشت اندکی بعد از اینکه میرزا حسن خان مشیرالدوله که به جای وثوق الدوله به نخستوزیری انتخاب شده بود به دکتر مصدق تلگراف زد و از او خواست به ایران برگردد و وزارت عدلیه دادگستری را به عهده بگیرد مصدق به ایران وارد شد در بازگشت از راه بندر بوشهر پس از ورود به شیراز بر حسب درخواست محترمین فارس در نوزدهم مهر به والی گری استانداری فارس منصوب شد دکتر مصدق در نخستین قدم اصلاحی بلافاصله پس از قبول مسئولیت ضمن آن که وجه پیشنهادی برخی بزرگان را به عنوان پیشکش نپذیرفت قاطعانه آنان را ملزم کرد که بدون ضابطه از مردم پولی دریافت نکنند وی رسماً اعلام کرد که مبلغ شش هزار تومان بودجه ایالتی زیاداست و مبلغ دو هزار تومان کافی است و پس از آن وی دو سوم از حقوق ماهانه خود را به خرانه بازگرداند از جمله اقدامات مصدق در دوران فرمانفرمایی ایالت فارس برخورد با شرارت و راهزنی ایلات بود در این زمان کاروان حامل میرزا رضاخان ارفع الدوله نماینده ایران در جامعه ملل در فارس مورد حمله قرار گرفته و بعد از قتل دو تن از همراهان اموالش به یغما رفته بود با پیگیریهای والی جدید اشرار بعد از مدتی یافته شدند و به مجازات رسیدند مصدق ضمنااشخاص وطندوست را مصدر امور ایلات و عشایر کرد پس از ورود مصدقالسلطنه اسماعیل خان صولت الدوله به ریاست ایل قشقایی رسید به شیراز رفت و مورد محبت واقع شد همچنین میرزا محمدخان غضنفرالسلطنه برازجانی که از طرف انگلیسیها به شیراز تبعید شده بود با انتخاب مصدق به سمت والی فارس مجدداً به عنوان ضابط خطه برازجان تعیین و زمام امور آن ناحیه را به عهده گرفت مصدق در عین حال مانع از این شد که پلیس جنوب وابسته به انگلستان با تنگستانیها درگیر شود هنگامی که مصدق والی فارس شد قرارداد هنوز لغو نشده بود و انگلیسیها انتظار داشتند که دولت ایران به پلیس جنوب که تحت فرماندهی آنان بود رسمیت بخشد مصدق در برابر این خواسته مقاومت کرد از مکاتبه رسمی با پلیس جنوب خودداری ورزید و افسران آن را در آیینهای سلام رسمی که در تمام اعیاد مذهبی برگزار میشد نپذیرفت شب سوم اسفند سیم تلگراف شیراز و تهران قطع شد و تا شب ششم اسفند که تلگراف احمد شاه رسید مصدق و اهالی فارس از کودتای سید ضیاءالدین طباطبایی در تهران بیخبر بودند احمد شاه در تلگراف خود تعیین سید ضیاء را به نخستوزیری اعلام کرد و مصدق در جواب شاه نوشت که اگر خبر تصمیم او در فارس پخش شود اسباب بسی انقلاب و اغتشاش خواهد شد و اصلاح آن خیلی مشکل خواهد بود بلافاصله پس از تلگرام مصدق بیانیه سید ضیاء در فارس منتشر و مردم از کودتا در تهران با خبر شدند به جای احمد شاه سید ضیاء به مصدق پاسخ داد سید ضیاء به مصدق نوشت که نسبت به شخص او خوشبین است و او را شخص شایستهای میداند و بسیار مایل است که از او در اصلاحات فارس استفاده کند اما مصدق نیز باید صداقت و صمیمیت خود را به آگاهی او برساند و آغوش گشوده او را برادرانه در بغل گرفته کمک و مظاهرت خودش را به وی اهدا کند مصدق به این تلگرام و تلگرامهای بعدی سید ضیاء جواب نداد و عملاً از اطاعت او سر باز زد در شانزدهم اسفند استعفای خود را به احمد شاه نوشت اما تا دوم فروردین از شاه جوابی نرسید تا اینکه در این روز به مصدق اعلام کرد که ایالت فارس را به قوامالملک بسپارد و فوراً به تهران برود مصدق پس از کودتای سوم اسفند با نگارش مقالات و سخنرانی میان رجال به مخالفت با این کودتا پرداخت او دولت کودتا را به رسمیت نشناخت و از مقام خود مستعفی گشت و برای مصون ماندن از تعرض کودتاچیان ابتدا به قریه سیدان و سپس به قریه گز در اصفهان رفت و بعد از آن با توجه به پیام سردار محتشم مبنی بر اینکه تنها در صورت حضور در چهارمحال بختیاری از او پذیرایی خواهد شد به دعوت سردار اشجع و معظمالسلطان و سایر خوانین بختیاری نزد ایل بختیاری پناه برد و تا پایان سقوط کابینه سید ضیاء در قلعه دزک فرخ شهر قهفرخ مهمان باقیماند هنوز مدت زیادی از توقف مصدق در ایل بختیاری نگذشته بود که کابینه سید ضیاءالدین سقوط کرد با سقوط کابینه سید ضیاء قوام السلطنه به نخستوزیری رسید و مأمور تشکیل کابینه شد و مصدق را به وزارت مالیه انتخاب کرد مصدق پس از ورود به تهران و تصدی وزارت مالیه با وجود همه فشارها حاضر نشد با آرمتیاژ اسمیت مستشار انگلیسی مالیه همکاری کند و به کار او پایان داد مصدق برنامه اصلاحات در مالیه را در پیش گرفت که از جمله آن پایان دادن به کار مستشاران خارجی بود او از مجلس دوره چهارم طی دو لایحه در خواست کرد که دو کمیسیون یکی برای نظارت در جمع و دیگری برای نظارت در خرج ایجاد شود و در لایحه دیگر پیشنهاد داد برای تغییر کلیه لوایح قانونی به او به مدت سه ماه اختیار داده شود تا کلیه لوایح قانونی برای تغییر قوانین وزارت مالیه را تصویب کند دو لایحه مصدق در کمسیون رد و به جای آن ماده واحدهای به این شرح جهت تصویب در مجلس پیشنهاد میشود راجع به ادارات وزارت مالیه از تاریخ تصویب این قانون تا مدت سه ماه موقوفالاجری شده وزیر مالیه مجاز است که ادارات مربوطه به آن قوانین را منحل کرده و اداراتی را که صلاح میداند تشکیل و قوانین مربوط به آن ادارات را که باید مجلس شورای ملی پیشنهاد نماید بهطور نظامنامه برای تجربه و آزمایش در ادارات وزارت مالیه به جریان انداخته و بعد از تجدید نظر آنها را به صورت لوایح قانونی به مجلس شورای ملی پیشنهاد نمایند مخالف سرسخت اعطای اختیارات به مصدق سلیمان میرزا رهبر جناح اقلیت مجلس بود که با لایحه پیشنهادی کمسیون مالیه و اختیارات اعطایی به مصدق مخالف بود دوران وزارت مالیه مصدق با کنار رفتن دولت قوام السلطنه در اواخر دی به پایان رسید با سقوط دولت قوام السلطنه در اواخر دی و روی کار آمدن دوباره مشیرالدوله با توجه به فتنه سردار عشایر حاج علیلو و نظر به شهرتی که والیگری مصدق در فارس ایجاد کرده بود از مصدق خواسته شد که والی آذربایجان شود مصدق به شرطی قبول کرد که نیروهای ارتش ایالت به دلایل امنیتی زیر نظر او عمل کنند پس از موافقت مشیرالدوله و رضاخان مصدق به آذربایجان رفت و تبریز را آرام سردار عشایر را دستگیر و نان را در نانواییها فراوان کرداما بعد به سبب سرپیچی فرمانده قشون از دستورهایش و ادامه پیروی از اوامر رضاخان سردار سپه وزیر جنگ وقت از این سمت مستعفی گشت و به تهران مراجعت کرد مصدق خود در خاطراتش اینگونه ذکر میکند علت استعفای من این بود که در اسکو وضعیتی پیش آمده بود که برای جلوگیری از آن میبایست عدهای سوار به آنجا اعزام شود که دستور اعزام ده سوار نظام به فرمانده لشکر دادم و دستور اجرا ننمود سپس خواستم که خود ده نفر سوار استخدام و به آنجا روانه کنم که باز به همان دلیل موافقت ننمود این بود به دولت استعفا دادم که مورد قبول واقع نشد و چون در آن ایالت از من خدمتی ساخته نبود بوسیله تلگراف دیگری ضرب الاجل کردم که تا بیست سرطان در تبریز میمانم و آن روز حرکت میکنم خواه استعفایم قبول شود یا نشود مصدق در سال کتاب حقوق پارلمانی در ایران و اروپا را تألیف کرد و در دوره پنجم مجلس شورای ملی به نمایندگی تهران انتخاب شد در آغاز مجلس در آستانه نوروز طرفداران رضاخان سردارسپه که رئیسالوزرا بود سعی کردند حکومت ایران را به جمهوری تغییر دهند اما با مخالفت افرادی چون مدرس و ملک الشعرای بهار موفق نشدند در آبان جناح اکثریت نمایندگان مجلس ماده واحده انقراض سلطنت قاجار و خلع احمدشاه را با دو فوریت به شور گذاشتند از نماینده حاضر هشتاد نفر رأی موافق و پنج نفر رأی ممتنع دادند از حدود بیست نماینده مخالف تنها پنج نماینده شامل محمد مصدق سید حسن تقیزاده حسین علاء یحیی دولتآبادی و سید حسن مدرس در مخالفت علنی با انقراض قاجاریه در مجلس نطق کردند استدلال مصدق این بود که اگر رضاخان شاه شود چون در نظام مشروطه شاه مسئولیت ندارد دیگر نمیتواند به خدماتی که تا آن وقت میکرده ادامه دهد و کشور را اداره کند اگر هم بخواهد اداره کشور و حکومت را به دست بگیرد به معنای بازگشت به دوران استبداد و ضد مشروطیت خواهد بود با اینکه مصدق با سلطنت رضا شاه مخالفت کرد اما رضا شاه پس از به سلطنت رسیدن تصمیم داشت سمتی به او واگذار کند از این رو هنگامی که مستوفیالممالک را در بهار مأمور تشکیل دولت کرد از خواست شغل وزارت خارجه را به مصدق بدهد اما مصدق نپذیرفت بعد از ان رضا شاه به مصدق پیشنهاد نخستوزیری را میدهد که باز هم با مخالفت او مواجه میشود و مصدق ماندن در مجلس را به عنوان بهانه عدم پذیرش این موضوع ذکر میکند به گفته خودش مقصود شاه این نبود که از افکار من استفاده کند چه هر کسی با آن شاه کار میکرد و از افکار خود استفاده نمیکرد بلکه نظرش این بود که مرا از مجلس خارج کند و ثابت نماید که من هم مثل بعضیها به آنچه میگویم عقیده ندارم انتخابات دوره ششم مجلس شورای ملی در سال نخستین انتخاباتی بود که در زمان رضا شاه انجام شد مداخله شهربانی در انتخابات سبب شد که سید حسن مدرس جلسهای در منزل حاج مهدی سلامت برای اتخاذ موضع در برابر دخالت در انتخابات برگزار کند رضا شاه که باخبر شد دستور داد آرائی را که تا آن وقت در تهران گرفته بودند و شش هزار و اندی برگه رأی میشد در حیاط مدرسه دارالفنون سوزاندند و انتخابات را زیر نظر مشیرالدوله گذاشت بدین ترتیب کسانی که با سلطنت رضا شاه مخالفت کرده بودند همچون مدرس و مصدق توانستند به مجلس راه یابند در آغاز دوره ششم که مستوفیالممالک کابینه خود را برای رأی اعتماد به مجلس معرفی کرد مصدق به حضور حسن وثوق و محمدعلی فروغی در این دولت اعتراض کرد ماجرای قرارداد از وثوقالدوله شخصیتی خیانتکار در افکار عمومی ساخته و آینده سیاسیاش را در آن مقطع نابود کرده بود او ناگزیر به اروپا رفته اما پنج سال بعد با دگرگون شدن عرصه قدرت انقراض سلطنت قاجار و به پادشاهی رسیدن رضاشاه به ایران بازگشته و فعالیت سیاسی را از سر گرفته بود او در نخستین انتخاباتی که پس از به سلطنت رسیدن رضاشاه انجام گرفت همچون مصدق به نمایندگی تهران انتخاب شد اما در همان هفتههای آغازین کار مجلس و پیش از آنکه وثوق در مجلس حضور یابد و اعتبارنامهاش مطرح شود مستوفیالممالک او را به عنوان وزیر عدلیه به مجلس معرفی کرد مصدق در مجلس نطق مفصل و مستدلی علیه وثوق کرد خواهان محاکمه او شد و او را مستحق زندان و محرومیت از حقوق مدنی دانست نه اینکه وزیر و وکیل شود مصدق گفت که وثوق ضربه مهمی به اخلاق مملکت زدهاست و وثوق در پاسخ مصدق را فردی عوامفریب خواند که در سیاست مبتدی است و باید نزد او شاگردی کند در مورد فروغی نیز مصدق گفت که او در زمانی که وزیر امورخارجه بوده نامهای به سفارت شوروی نوشته و موافقت کرده بوده که به دعاوی مربوط به شهروندان دولت شوروی به جای محاکم عدلیه در اداره محاکمات وزارت خارجه رسیدگی شود مصدق همچنین گفت که فروغی در زمان نخستوزیریاش بدون اطلاع دیگر وزیران در نامهای به سفارت انگلیس حدود ده میلیون تومان دعاوی دولت انگلیس را نسبت به ایران تأیید کرده بودهاست مصدق در انتقاد از فروغی گفت که او به دلیل همین باج دادنها به دولتهای خارجی هیچگاه ضرری ندیده و همیشه در کار بوده و بلکه گاهی هم مثل امروز غیر از وزارت یکی دو کار دیگر هم ریاست دیوان تمییز و ریاست مدرسه حقوق را ذخیره نموده که اگر از مقام وزارت کنارهجویی کرد مملکت از آثار وجودی ایشان مستفیض شود پس از آنکه کابینه مستوفیالممالک نیز کنار رفت رضا شاه از مصدق خواست که نخستوزیر شود به گفته خودش پس از این که شاه دید هیچ چیز مرا نمیتواند از عقیدهام خارج کند مأیوسانه به من نگاهی کرد و گفت این مذاکرات باید مکتوم بماند با پایان دوره مجلس مصدق به سبب ادامه مخالفت با دستگاه حاکم خانهنشین شد و تا سال به اداره املاک خود در روستای احمدآباد و تولیت بیمارستان نجمیه مشغول بود و از فعالیت سیاسی دوری میکرد هر چند نسبت به آینده خود نگران بود تا جایی که به گفته خودش گاهی به سرش میزد به زندان قصر برود و بخواهد او را زندانی کنند تا از این نگرانی و هراس از آینده رها شود پس از برکناری دامادش احمد متین دفتری از نخستوزیری شهربانی مصدق را در پنجم تیر بدون آنکه دلیلی ارائه دهد چند روز در زندان موقت تهران در بازداشت نگاه داشت و از آنجا به زندان بیرجند انتقال داد مصدق در طول راه و در زندان به گفته خودش دو بار دست به خودکشی نافرجام زد مصدق پس از چند ماه با شفاعت طلبی پسرش دکتر غلامحسین مصدق آزاد و زیر نظر مأموران شهربانی در ملک خود در احمدآباد مجبور به سکونت شد در شهریور با ورود ارتشهای اشغالگر شوروی و بریتانیا به ایران رضا شاه مجبور به استعفا و خروج از کشور شد و همه محکومان سیاسی آزاد شدند حکم آزادی مصدق هم رسید اما او تصمیم گرفت در احمدآباد بماند و در سیاست مداخله نکند مصدق پس از چند ماه با اقدام پسرش غلامحسین مصدق توسط ارنست پرون از زندان بیرجند به احمدآباد برگردانده شد و در آنجا در ملک خود تحت نظر قرار گرفت خودش دربارهٔ اینکه چگونه از زندان بیرجند آزاد شده گفتهاست نوشتار اصلی جبهه ملی ایران در شهریور با ورود ارتشهای اشغالگر شوروی و بریتانیا به ایران رضا شاه مجبور به استعفا و خروج از کشور شد همه محکومان سیاسی آزاد شدند حکم آزادی مصدق هم در بیستم شهریور رسید اما او تصمیم گرفت در احمدآباد بماند و در سیاست مداخله نکند دو سال بعد که انتخابات دوره چهاردهم مجلس شورای ملی آغاز شد از مصدق خواسته شد در انتخابات به عنوان نامزد نمایندگی تهران شرکت کند مصدق پذیرفت و در این انتخابات بیشترین رأی را میان نامزدهای تهران آورد نخستین اقدام او در مجلس اعتراض به اعتبارنامه سید ضیاءالدین طباطبایی بود که پس از سال به ایران و صحنه سیاست برگشته و حزب و روزنامه راه انداخته و به عنوان نماینده یزد به مجلس راه یافته بود بحث بر سر اعتبارنامه سید ضیاء سه نشست مجلس را به خود اختصاص داد دکتر مصدق با استناد به اینکه کودتای سید ضیاء در سال و اقداماتی که پس از کودتا کرده اقدام علیه کشور حساب میشود که مرتکبان به آن طبق قانون انتخابات حق نمایندگی ندارند شرح مفصلی دربارهٔ کودتای سوم اسفند و پیشینه و عملکرد سید ضیاء داد و خطاب به مجلس گفت از سال شرکتهای نفتی آمریکایی و انگلیسی مذاکراتی را با دولت ایران برای کسب امتیاز نفت شمال آغاز کردند پس از آنکه در پایان این سال دولت محمد ساعد روی کار آمد شوروی نیز نسبت به کسب امتیاز نفت شمال ابراز علاقه کرد و موضوع نفت به مطبوعات و مجلس کشید نخستین کسی که ساعد را به سال کشید داود طوسی نماینده بجنورد بود ادامه اعتراضها به مذاکرات و آمد و رفتهایی که بر سر نفت به تهران میشد دولت ساعد را در آبان به سقوط کشید نمایندگان جناح اکثریت مجلس به نخستوزیری دکتر مصدق ابراز تمایل کردند اما او پذیرفتن نخستوزیری را مشروط به این کرد که مجلس قانونی بگذارند که اگر دوره نخستوزیریاش پیش از پایان دوره مجلس به سر رسید بتواند به کرسی نمایندگی بازگردد نمایندگان این شرط را نپذیرفتند و سهامالسلطان بیات خواهرزاده دکتر مصدق را برای نمایندگی برگزیدند مصدق از جانب جناح اکثریت شرط رأی اعتماد به دولت بیات را این تعیین کرد که عقد هر گونه قرارداد برای اعطای امتیاز نفت به هر دولت یا شرکت خارجی ممنوع شود شرطی که دکتر مصدق برای رأی اعتماد به دولت بیات گذاشت به صورت طرحی دو فوریتی در مجلس به رأی گذاشته شد و به تصویب رسید جریانی که به ملی شدن نفت انجامید از همینجا سرچشمه گرفت دکتر مصدق در مجلس گفت که ابتکار این طرح از خود او نبود بلکه یکی از نمایندگان مبتکر آن است که صلاح نیست نامش برده شود احتمال دارد اشاره او به غلامحسین رحیمیان نماینده قوچان باشد در انتخابات دوره پانزدهم مجلس در سال با مداخلات قوام نخستوزیر و شاه و ارتش مصدق که در انتخابات دوره چهاردهم با نفر اول تهران شده بود این بار با رأی نفر پانزدهم شد تهران دوازده نماینده داشت و نتوانست قدم به مجلس بگذارد او عدهای از معترضان به انتخابات را جمع کرد و برای شکایت به دربار برد اما شاه حاضر نشد او را بپذیرد در آن دوره از مجلس قوامالسلطنه برای پیشبرد نقشه خود برای بازگرداندن آذربایجان به ایران نیاز به مجلسی یکدست و مطیع خود داشت وقتی مجلس تشکیل شد قوام موفق به اجرای نقشه خود و بازگرداندن آذربایجان شده بود نمایندگان حزب دموکرات که قوام به راه انداخته بود بتدریج از او فاصله گرفتند و در همین دوره از مجلس همراه با بسیاری از مستقلها مصدق را نامزد نخستوزیری کردند اما مصدق در برابر آرای تمایلی که به حکیمی داده شد با یک رأی کمتر رقابت را به حکیمی واگذار کرد و حکیمی نخستوزیر شد در این دوره هدف عوامل وابسته به بریتانیا این بود که قرارداد سال دوره رضاشاه را به دست دولت ساعد مراغهای و با تصویب مجلس تنفیذ کنند بر اثر فشار افکار عمومی و همچنین مساعی اقلیت چهارنفره مجلس خصوصاً سخنرانی چندین روزه حسین مکی در مخالفت با این لایحه مقصود انگلیسیها تأمین نشد و عمر مجلس پانزدهم بهسر رسید انتخابات دوره شانزدهم در سال نیز با دخالت سپهبد رزمآرا رئیس ستاد ارتش مواجه شد که از طریق اعمال نفوذ در سرتیپ صفاری رئیس شهربانی کل کشور در انتخابات دخالت کرد مصدق و یارانش احمد ملکی مدیر روزنامه ستاره محمدحسن کاویانی کریم سنجابی احمد زیرکزاده عباس خلیلی مدیر روزنامه اقدام ابوالحسن عمیدی نوری مدیر روزنامه داد سید علی شایگان شمس الدین امیرعلائی سید محمود نریمان ارسلان خلعتبری ابوالحسن حائریزاده حسین مکی مظفر بقائی عبدالقدیر آزاد جلالی نایینی مدیر روزنامه کشور و حسین فاطمی در دربار تحصن کردند و از شاه درخواست کردند جلوی دخالت رزمآرا را بگیرد این تحصنکنندگان سنگ بنای جبهه ملی را گذاشتند هنگام کودتای مرداد از این گروه فقط سه یا چهار نفر با مصدق بودند بقیه یا کنار رفتند یا آشکارا علیه مصدق قیام کردند و به کودتا پیوستند به اشاره شاه سرتیپ صفاری برکنار و سرلشکر زاهدی رئیس شهربانی شد که رقیب دیرینه رزمآرا بود و زیر نفوذ او نمیرفت به دستور زاهدی و با حمایت ضمنی شاه صندوقهای ساختگی آراء تهران باطل و انتخابات پایتخت تجدید شد و اقلیت جبهه ملی با رهبری مصدق با کسب هشت کرسی از دوازده کرسی تهران به مجلس راه یافتند اما در دیگر نقاط کشور عمدتاً انتخابات با پیروزی رزمآرا به پایان رسید که بعداً با رأی همین مجلس به نخستوزیری رسید پیش از آغاز به کار مجلس در پی ترور عبدالحسین هژیر وزیر دربار مصدق و شماری از اعضای جبهه ملی دستگیر شدند مصدق به احمدآباد تبعید شد و شش هفته در حصر بود چهار نفر دیگر از اعضای جبهه ملی هم در بازداشتگاه شهربانی ماندند با گشایش مجلس شانزدهم مصدق به مجلس رفت و در رأس فراکسیون جبهه ملی قرار گرفت مجلس کمیسیونی پانزده نفره برای رسیدگی به موضوع نفت تشکیل داد که مصدق در رأس آن قرار گرفت به گفته خودش به علت کسالت از ادامه کار مأیوس بود و پزشک به او تأکید کرد که حتماً باید دو ماه حرف نزند و حرکت نکند پس از یک ماه در سال اقلیت مجلس به شدیدترین شکل به رویارویی با رزمآرا پرداخت که قصد مصالحه با انگلیس در جریان نفت را داشت رزمآرا چنین استدلال میکرد که ایرانیان توان فنی در اختیار گرفتن کامل صنعت نفت را ندارند و باید به افزایش سهم ایران از سود حاصل به پنجاه درصد رضایت دهیم همین باعث شد تا او را به عنوان یک خائن به منافع ملی ایران معرفی کنند در بیرون از مجلس نیز جریانهای گوناگون کشور از دربار تا اسلامگرایان تندرو ائتلافی ضد رزمآرا ایجاد کرده بودند مصدق در آن دوران در مجلس و در مقام مخالفت با رزمآرا و انتقاد از برکناری سرلشکر زاهدی از ریاست شهربانی توسط رزمآرا میگوید رزمآرا اگرچه لایحه قرارداد الحاقی نفت را از مجلس پس گرفت ولی مخالفتها با او ادامه یافت تا اینکه در روز شانزدهم اسفند سال سپهبد حاجعلی رزمآرا در مسجد شاه تهران کشته شد در این باره دو روایت وجود دارد یکی اینکه خلیل طهماسبی که پس از دستگیری در همان لحظه خود را عبدالله موحد رستگاری معرفی کرد این کار را کرد فداییان اسلام گروه اسلامگرای وابسته به نواب صفوی که آن زمان در اتحاد با آیت الله کاشانی و جبهه ملی بود همان روز مسئولیت آن را به عهده گرفت او پس از تصویب قانونی در مجلس شورای ملی مبتنی بر عفو قاتل رزم آرا به پیشنهاد شمس قناتآبادی و توشیح شاه آزاد شده و پس از کودتای مرداد که دوباره بازداشت شد قتل را منکر گشت بنابر روایت فداییان اسلام رزمآرا هیچ اختلافی با شاه نداشت و شاه دشمن ملی شدن نفت بود روایت دیگر آن است که اگرچه خلیل طهماسبی قصد این کار را داشت ولی در واقع گلوله او به رزمآرا نخورد بلکه نخستوزیر ایران با گلولهای با کالیبر بزرگ مربوط به یک اسلحه کلت کمری که تنها در اختیار ارتش بود کشته شدهاست و ضارب واقعی یک گروهبان ارتش بود از محافظان رزم آرا که با هماهنگی دربار و شخص اسدالله علم این قتل را انجام دادهاست بنابر روایت دوم در آن مقطع شاه مخالف رزمآرا بوده و از آن میترسیده که رزم آرا کودتا کرده و قدرت را در دست بگیرد مصدق در خاطرات خود میگوید فردای قتل رزمآرا روز اسفند کمیسیون نفت پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت را تصویب و اعلام کرد قانون ملی شدن صنایع نفت در مجلس شورای ملی در تاریخ اسفند و در مجلس سنا در تاریخ اسفند به تصویب رسید با امضای قانون ملی شدن نفت از سوی شاه و رسمیت یافتن آن حسین علاء که بعد از رزمآرا نخستوزیر شده بود استعفا کرد در این زمان شاه یک سیاستمدار قدیمی و طرفدار انگلیس به نام سید ضیاءالدین طباطبائی را نامزد نخستوزیری نمود اما در مجلس جمال امامی خوئی نماینده طرفدار دربار در حین مذاکرات به مصدق تعارف نخستوزیری مینماید که برخلاف انتظار او این بار پذیرفت به این شرط که در همان جلسه قانون خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس به تصویب برسد اولین اعضای پیشنهادی کابینه مصدق به مجلس شورای ملی عبارت بودن از جلسه پنجشنبه اردیبهشت ماه مجلس شورای ملی همچنین افراد زیر نیز جهت خدمت در دولت فراخوانده شدند مهندس مهدی بازرگان به سمت معاونت وزارت فرهنگ مهندس احمد زیرکزاده به سمت معاونت وزارت اقتصاد ملی دکتر کیا به سمت معاونت وزارت بهداری سرلشکر احمد وثوق به سمت معاونت وزارت جنگ فیوضات به سمت معاونت وزارت فرهنگ دکتر سمیعی به سمت معاونت وزارت منصوب شد برنامههای دولت هم بدین شرح به مجلس تقدیم گردید متن برنامه اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور بر طبق قانون طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور مورخه نهم اردیبهشت ماه و تخصیص عواید حاصله از آن به تقویت بنیه اقتصادی کشور و ایجاد موجبات رفاه و آسایش عمومی اصلاح قانون انتخابات مجلس شورای ملی و شهرداریها البته نظریات اصلاحی دولت منحصر به این دو ماده نیست و عجالتاً از ذکر جزئیات صرفنظر و در موقع خود لوایح ضروری را برای اصلاحات لازم تقدیم خواهد نمود و بسیار ممنون و خوشوقت خواهد شد که نمایندگان محترم مجلس شورای ملی و سنا راهنماییها و هدایتهای لازم به دولت برای اصلاحات بفرمایند اساس سیاست خارجی دولت هم مبتنی بر منشور ملل متحد و تقویت این سازمان بینالمللی و دوستی با کلیه دول و احترام متقابل نسبت به همه ملل میباشد دولت مصدق در مورخ اردیبهشت توانست از میان نفر عده حاضر با کسب رأی موافق رأی اعتماد مجلس را کسب نماید این ترکیب هیئت دولت تا پایان مجلس شانزدهم بارها تغییر پیدا کرد مصدق بلافاصله پس از نخستوزیری اجرای خلع ید از انگلیسیها را در دستور کار قرار داد و هیئتی به ریاست مهدی بازرگان و با حضور حسین مکی را به این منظور به آبادان فرستاد بیرون راندن شرکت انگلیسی باعث اعتراض دولت بریتانیا شد با شکایت دولت انگلیس از دولت ایران در شورای امنیت سازمان ملل مصدق به نیویورک رفت و به دفاع از حقوق ایران پرداخت نتیجه به نفع ایران شد و شورای امنیت ادله ایران که این منازعه بین دولت ایران و یک شرکت بازرگانی است و نه منازعهای میان دو دولت که در صلاحیت شورای امنیت باشد را پذیرفت در سال بعد مصدق به دادگاه لاهه رفت تا در آنجا به شکایت شرکت انگلیسی پاسخ دهد در آن جا نیز دادگاه بینالمللی که در راس آن یک قاضی انگلیسی به نام سر آرنولد مک نایر بود شکایت بریتانیا را وارد ندانست و مصدق در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت وکالت ایران در این پرونده را دکتر هانری رولن رئیس سابق مجلس سنای بلژیک بر عهده گرفت و برای این کار از دولت ایران دستمزدی دریافت نکرد دکتر حسین علیآبادی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران نیز وی را در این کار همراهی میکرد نطقهای دفاعیه ایران در این دادگاه به زبان فرانسوی توسط مصدق ایراد شد وی در راه بازگشت به ایران به مصر رفت و مورد استقبال نخستوزیر ضد استعمار آن زمان مصر موسوم به نحاس پاشا قرار گرفت دولت مصدق تا آغاز تشکیل مجلس چندین تغییر را به خود دید سید باقر کاظمی به سمت کفالت نخستوزیری در مدت غیبت نخستوزیر دکتر حسن ادهم به سمت وزیر مشاور محمود نریمان به سمت وزیر دارایی دکتر محمدعلی ملکی به سمت وزیر بهداری معرفی میگردند امیر علایی به سمت وزارت دادگستری سپهبد مرتضی یزدانپناه به سمت وزارت جنگ دکتر علی امینی به سمت وزارت اقتصاد ملی محمدابراهیم امیرتیمور کلالی به سمت وزارت کشور معرفی شدهاند دکتر محمود حسابی به سمت وزارت فرهنگ دکتر غلامحسین صدیقی به سمت وزارت پست وتلگراف و تلفن علیاصغر فروزان به سمت کفالت وزارت دارایی مهندس خلیل طالقانی به سمت وزارت کشاورزی معرفی شدهاند مصدق در دوره شانزدهم بار از مجلس شورای ملی رأی اعتماد میگیرد انتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملی با درگیری همراه بود و به تشنج کشیده شد کار بجایی رسید که پس از انتخاب نماینده مصدق به دلیل دخالت ارتش و دربار مجبور شد دستور توقف انتخابات حوزههای باقیمانده را صادر کند ولی برخی مورخین عقیده دارند مصدق با پی بردن به اینکه جناح مخالف اکثریت قابل توجه کرسیهای استانی را بدست خواهند آورد پس از اینکه انتخاب شوندگان به حد نصاب رسیدند هفتاد و نه نماینده انتخابات را متوقف کرد بدین ترتیب در مجلس هفدهم نمایندهای از بسیاری از شهرهای بزرگ مانند شیراز و اصفهان و مشهد و کل خوزستان و بخشهایی از مازندران و کردستان و همدان و لرستان حضور نداشت و کرسی نماینده خالی مانده بود مصدق پس از بازگشت از لاهه به تهران در تیر از مجلس شورای ملی تقاضای رأی اعتماد کرد و با رأی موافق مخالف و رأی ممتنع مأمور تشکیل کابینه شد مجلس سنا در ابراز تمایل به او تعلل کرد سرانجام با وساطت شاه که حمایت گسترده افکار عمومی و شخصیتها را از مصدق میدید سناتورها به اکراه در تیر تشکیل جلسه دادند در این جلسه از میان سناتور حاضر فقط نفر به مصدق رأی دادند و نفر رأی سفید ممتنع دادند و یک نفر هم به فضلالله زاهدی رأی داد به این ترتیب مصدق اکثریت آرای سناتورها را در مجلس سنا کسب نکرد و قاعدتاً میبایست کنار رود ولی شاه به سناتورها پیغام داد که مخالفت نکنند سناتورها نیز بدون آنکه تشکیل جلسه بدهند به مصدق اطلاع دادند که در موقع اخذ رأی اعتماد اکثریت آرا را خواهد داشت در تیر خورشیدی مصدق از شاه درخواست کرد تا مسئولیت وزارت جنگ را به او بسپارد علت این تقاضا کارشکنی امرای ارتش در انجام اصلاحات مورد نظر دولت بود که جز با اطاعت مستقیم امرا از اوامر رئیس دولت امکان اجرای این اصلاحات وجود نداشت شاه در جواب مصدق که در خواست وزارت جنگ را کرده بود گفت استدلال مصدق برای تصدی وزارت جنگ این بود که مذاکرات مصدق و شاه در این مورد به جایی نرسید و مصدق در تیر از مقام خود استعفا کرد استدلال مصدق این بود که طبق قانون اساسی وزرا در قبال مجلس مسوولیت مشترک دارند و تعیین وزیر جنگ هم باید بر عهده نخستوزیر باشد نه شاه متن کنارهگیری مصدق از نخستوزیری پس از اعلام تمایل مجلس به قوام شاه فرمان نخستوزیری او را صادر کرد قوام که از همان آغاز با مخالفت سرسختانه فراکسیون جبهه ملی در مجلس هفدهم روبهرو شده بود از شاه تقاضا کرد مجلس را منحل کند اما شاه موافقت نکرد قوام نیز با صدور بیانیه شدیدالحنی نخستوزیری خود را آغاز کرد بیانیه قوام بر جدایی دین از سیاست تأکید داشت و دربارهٔ ارتجاع سیاه مذهبی هشدار میداد و چنین پایان مییافت کشتیبان را سیاستی دگر آمد این بیانیه باعث شد که اکثریت مطلق نیروهای جامعه از فداییان اسلام و بازار و اصناف و روحانیونی چون آیت الله کاشانی گرفته تا جبهه ملی و حزب توده و حزب پان ایرانیست به مخالفت با قوام بپردازند حزب توده که در عین غیرقانونی اعلام شدنش از چند سال پیش بزرگترین حزب و تشکیلات ایران بود از این زمان به صورت علنی فعالیتش را مجدداً آغاز کرد همچین اسلامگرایان به جهت اشاره قوام به جدایی دین از سیاست به شدیدترین شکل به رویارویی با قوام پرداختند رهبران مذهبی و در رأس آنها سید ابوالقاسم کاشانی بازارها را به تعطیلی کشانده و اخطار کردند که اگر قوام بر سر کار بماند حکم جهاد میدهند سرانجام اکثریت مطلق نیروهای جامعه از جمله فداییان اسلام و بازار و اصناف و روحانیونی چون آیت الله کاشانی تا جبهه ملی حزب توده و حزب پان ایرانیست تظاهراتی بزرگ برگزار کردند که بعدها به قیام سی تیر مشهور شد با رفتار خشونتآمیز شهربانی در تهران و کشتهشدن تظاهرکنندگان در این قیام قوام مجبور به استعفا شد و شاه پس از رأی تمایل مجلس به مصدق مجبور شد هم سمت نخستوزیری و هم سمت وزیر جنگ را به او واگذار کند مجلس هفدهم پس از کشتهشدن تظاهرکنندگان در قیام سی تیر قوام را مهدورالدم دانست و حکم مصادره اموالش را به نفع شهدای تیر صادر کرد در پی تظاهرات در تیر که به کشته شدن چند نفر انجامید قوام به دلیل عدم پذیرش انحلال مجلس از سوی شاه استعفا کرد و مصدق با رأی تمایل مجلس رأی از نماینده بار دیگر به نخستوزیری ایران رسید در مردادماه سال مصدق وزیران کابینه خود را به این شرح به مجلس شورای ملی معرفی کرد و نام وزارت جنگ را به وزارت دفاع ملی تغییر داد روز بعد مجلس کابینه را تأیید کرد و توانست از نماینده حاضر با کسب رأی مثبت کسب اعتماد مجلس را جلب نماید تصمیم قانونی دایر بهابراز رایاعتماد به دولت جناب آقای دکتر محمد مصدق نخستوزیر امرداد در دوره دوم نخستوزیری مصدق این افراد جهت معاونت در وزارتخانههای مختلف فرا خوانده شدند مهندس داریوش به سمت معاونت وزارت پست و تلگراف معرفی عزیزالله ملکاسمعیلی به سمت معاونت وزارت دادگستری محمدحسین علیآبادی به سمت معاونت پارلمانی نخستوزیر نصیری به سمت معاونت وزارت فرهنگ مفتاح به سمت معاونت وزارت امور خارجه سرتیپ مهنا به سمت معاونت وزارت دفاع ملی شهشهانی به سمت معاونت وزارت کشور مهندس زاهدی به سمت معاونت وزارت کشاورزی قریب به سمت معاونت وزارت دارایی عزیزالله ملکاسمعیلی به سمت معاونت سیاسی و پارلمانی نخستوزیر علی مصطفوی به سمت معاونت وزارت دادگستری برنامههای دولت او برای رأی اعتماد به این شرح اعلام شد تصمیم قانونی دایر بهابراز رایاعتماد به دولت جناب آقای دکتر محمد مصدق نخستوزیر امرداد سیاست خارجی دولت مبتنی بر منشور ملل متحد و تقویت این سازمان بینالمللی و دوستی با کلیه دول و احترام متقابل نسبت به همه ملل میباشد و در سیاست داخلی نظر به اوضاع و احوال فعلی اصلاحاتی در امور کشور ضرورت دارد که مواد آن را به شرح ذیل تقدیم داشته و درخواست تصویب آن را دارد در اردیبهشت ماه دکتر مصدق شاه را وادار کرد که اداره امور املاک پهلوی را به دولت واگذار کند در این دوره ریاست مجلس به ابوالقاسم کاشانی سپرده شد با اینحال به مرور او و برخی از قدیمیترین یاران مصدق از جمله ابوالحسن حائریزاده دکتر بقایی و حسین مکی که از مسسین جبهه ملی و از نخستین هواداران ملی شدن نفت در مجلس پانزدهم بودند از او فاصله گرفته و حتی به مقابله مستقیم با دولت پرداختند همچنین زاهدی که به دلیل تلاش در برگزاری انتخابات آزاد در انتخابات مجلس شانزدهم در تهران پس از به نخستوزیری رسیدن مصدق به وزارت کشور رسیده بود کنار گذاشته شده و در مجلس سنا خود را به عنوان رهبر اپوزیسیون هوادار شاه و مخالف مصدق اعلام نمود مصدق در دوره فعالیت مجلس تا کودتای مرداد جمعاً بار از مجلس شورای ملی رأی اعتماد کسب نمود همچنین در کابینه دوره دوم او مهر ماه انتخاب حسین فاطمی به سمت وزارت امور خارجه و در بهمن ماه رجبی به سمت وزیر مشاور و جهانگیر حقشناس به وزارت راه آخرین تغییرات در کابینه مصدق بودند مصدق به جایگاه رفیع زنان در پیشرفت جامعه معتقد بود و چه در رساله دکترای حقوق خود از دانشگاه نوشاتل چه در مصاحبهها و نطقهایی که در مجلس شورای ملی کرد بر این مهم تأکید ورزید او در تاریخ اوت برابر با امرداد در مصاحبه با رنه وییه یار سردبیر مجله میگوید زنان ما عروسکهای توخالی و بوالهوس نیستند زن ملکه خانه است در سال ائتلافی از گروههای مختلف زنان بیانیهای مبنی بر تقاضای حقوق سیاسی و اقتصادی صادر کردند در بخشی از این بیانیه چنین آمده بود هیچ کشوری مادامی که زنان را کنار گذاشتهاند نمیتواند پیشرفت کند هیچ ملتی نمیتواند ادعای ساختن تمدن داشته باشد و از آن احساس غرور کند مادامی که زنان از داشتن حقوق مساوی با مردان محروم هستند بر اساس گزارشهای منتشره در حمایت از این بیانیه صد هزار امضا جمع شد نسخههایی از این بیانیه به نخستوزیر وقت مصدق و نیز نمایندگان مجلس و سازمان ملل فرستاده شد به رغم چنین حرکتی حق رأی برای زنان در لایحه مربوط به قانون انتخابات درج نشد تعداد زیادی از روحانیون رده بالا مصدق را از مخالفت شدید خود دربارهٔ حق رأی و حق انتخاب شدن زنان مطلع ساختند و حق رأی زنان را ضداسلام اعلام کردند و مصدق نیز کاری برای حقوق زنان انجام نداد مصدق با وجود داشتن اعتقادات مذهبی در خانواده در گرماگرم مبارزات برای ملی شدن صنعت نفت و اصلاح قوانین تمایلی به ایجاد بحرانی تازه در کشور نداشت این امر سبب بروز پارهای سوءتفاهمات میان برخی روحانیون در آن زمان شد سالها پس از فوت او محمدتقی فلسفی که یکی دو بار در مجالس سوگواری مذهبی همسر دکتر مصدق در ده بیست به عنوان مرثیهسرا حضور یافته بود و در کتاب خاطرات خود به این مورد اشاره هم کردهاست دربارهٔ واکنش محمد مصدق به پیام آیتالله بروجردی در مورد برخورد با بهاییان میگوید در دومین ملاقاتم با دکتر مصدق بین من و او اتفاق افتاد موضوع از آن قرار بود که بهاییها در شهرستانها مسئلهساز شده بودند و قدرتنمایی میکردند به امر حضرت آیتالله عظمی آقای بروجردی وقت ملاقات گرفتم و نزد او رفتم مانند همان دفعه قبل او روی تخت و زیر پتو خوابیده بود پیام آقای بروجردی را به ایشان رساندم و گفتم شما رئیس دولت اسلامی ایران هستید و الآن بهاییها در شهرستانها فعال هستند و مشکلاتی را برای مردم مسلمان ایجاد کردهاند لذا مرتباً نامههایی از آنان به عنوان شکایت به آیتالله بروجردی میرسد ایشان لازم دانستند که شما دراین باره اقدامی بفرمایید دکتر مصدق بعد از تمام شدن صحبت من به گونهٔ تمسخرآمیزی قاهقاه و با صدای بلند خندیدی و گفت آقای فلسفی از نظر من مسلمان و بهایی فرقی ندارند همه از یک ملت و ایرانی هستند این پاسخ برای من بسیار شگفتآور بود زیرا اگر سال میکرد فرق بین بهایی و مسلمان چیست برای او توضیح میدادم اما با آن خند تمسخرآمیز و موهن دیگر جایی برای صحبت کردن و توضیح دادن باقی نماند لذا سکوت کردم و موقعی که به محضر آیتالله بروجردی رسیدم و این جمله را گفتم ایشان نیز به حالت بهت و تحیر پیام وی را استماع کرد در بهمن علا وزیر دربار طی دیداری به اطلاع مصدق میرساند که شاه برای معالجه ایران را ترک میکند و این موضوع محرمانهاست در صبح روز اسفند قرار میشود که مصدق به همراه وزرا برای امور مربوط به تشریفات به دربار بروند مصدق که به درخواست شاه برای خداحافظی دربار رفته بود در بازگشت با تظاهراتی از طرف هواداران شاه ضد او شکل گرفت مواجه میشود که توطئهای هدایت شده توسط شاه برای به قتل رساندن او بود ماجرا از این قرار بود که شاه بظاهر به مصدق اطلاع میدهد که عازم مسافرت خارج از کشور است و تنها ایشان از این موضوع اطلاع دارند و لازم است که برای خداحافظی نخستوزیر و وزراء به حضور شاه آمده تا صحبت نمایند در هنگام مذاکرات مصدق با شاه سفیر آمریکا هندرسن چندین بار از مصدق از طریق پیغام تلفنی میخواهد که از کاخ خارج شده و به منزلش برگردد تا با او مذاکراتی را انجام دهد که این امر رخ نمیدهد طرفداران شاه به هدایت سید محمد بهبهانی شعبان جعفری شعبان بیمخ و تعدادی از افسران اخراجی ارتش و اراذل و اوباش در جلوی کاخ حضور پیدا کرده و پس از اینکه مصدق به جای در اصلی از در دیگری خارج میشود به هدایت شاهپور حمید رضا به خانه وی حمله میکنند که مصدق از خانه خود به منزل پسرش دکتر غلامحسین مصدق و از آن جا به ستاد ارتش رفته و اقدامهای لازم برای مقابله با این شورش را انجام میدهد این عمل شاه باعث قطع ارتباط مصدق با دربار شد به گونهای که دیگر شاه و مصدق یکدیگر را ندیدند تیمسار افشار طوس پس از اخذ درجه سرتیپی در سال به ریاست شهربانی تهران رسید وی در همان سال به اتفاق جمعی از افسران طرفدار نهضت ملی گروهی به نام افسران ملی را تشکیل داد در این زمان وی نقش زیادی در جلوگیری از حرکتهای مخالفان نهضت ملی شدن صنعت نفت ایفا نمود در اردیبهشت ماه سرتیپ افشارطوس رئیس شهربانی و از هواداران مصدق ربوده شده و جسدش پس از چند روز کشف گردید اسامی متهمان این پرونده هم به قرار زیر بود که کسانی چون بقائی و خطیبی و سرتیپهای بازنشسته عوامل اصلی و سایرین و مجری نظرات آنها بودهاند در نهایت به جز مظفر بقائی سایر متهمان اصلی پرونده بازداشت شدند و پس از مرداد دکتر بقایی هم بازداشت شد اما به فاصله بسیار کمی مرداد رخ داد تیر نهم اسفند و مرداد در پی این ماجرا تیمسار زاهدی در اردیبهشت ماه به مجلس رفته و در آنجا متحصن شده و تا تیرماه در آنجا با موافقت و حمایت ابوالقاسم کاشانی باقی میماند و در تیرماه با توجه به تغییر ریاست مجلس و درخواست ایشان مجلس را ترک مینماید و مخفی میشود با وجود حمایت کاشانی از بقایی و زاهدی متهمین پرونده قتل تیمسار افشار طوس دولت اقدام به ارائه لایحه عدم مصونیت مظفربقایی در مجلس و جلب زاهدی که در مجلس تحصن کرده بود میدهد همین باعث شد تا شکاف بین مصدق و کاشانی علنی تر گردد و این دو در روبروی هم قرار بگیرند در انتخابات هیئت رئیسه مجلس در تیرماه هواداران دولت در مجلس عبدالله معظمی از نزدیکان مصدق را با رأی در برابر رأی کاشانی به ریاست برگزیدند در روز تیر علی زهری از حزب زحمتکشان دولت را به اتهام شکنجه متهمان پرونده قتل سرتیپ افشارطوس استیضاح کرد در روز تیر وزیر کشور در مجلس حاضر شده و با اعلام اینکه نخستوزیر کسالت دارد خود را مأمور نخستوزیر دانست در این جلسه نمایندگان مخالف اعتراض کردند که نخستوزیر دو سال است در جلسات مجلس حاضر نشدهاست همچنین حائری زاده تأکید کرد که در شش دورهای که در مجلس بوده سابقه نداشته نخستوزیر حتی رضاخان هنگام تعیین وقت استیضاح به جای آنکه خود بیاید نماینده به مجلس بفرستد در پایان روز تیرماه برای استیضاح معین گردید بلافاصله پس از آن حسین مکی مخالف سرسخت مصدق با رأی از نماینده حاضر به عضویت هیئت نظارت بر اندوخته اسکناس برگزیده شد این واپسین تصمیم مجلس هفدهم بود نمایندگان طرفدار مصدق در حمایت از ابقای دولت و انحلال مجلس استعفا دادند همین باعث شد تا دیگر جلسات مجلس به حد نصاب نرسیده و تشکیل نشود از طرف دیگر مصدق رفراندومی با موضوع انحلال مجلس و ابقای دولت برگزار کرد این نخستین همهپرسی تاریخ سیاسی ایران است تصمیم مصدق برای انحلال مجلس و ابقای دولت از طریق مراجعه به همهپرسی در حالی که کمتر از یک سال از عمر آن مانده بود باعث مخالفت جمعی از برجستهترین مشاوران و هواداران مصدق از جمله عبدالله معظمی علی شایگان کریم سنجابی غلامحسین صدیقی احمد رضوی خلیل ملکی و محمود نریمان شد آنها تلاش کردند که مصدق را از تصمیم خود منصرف کنند اما او بر سر رأی خود باقیماند رضوی نایب رئیس مجلس در اعتراض به مصدق در جلسه فراکسیون نهضت ملی که صبح روز تیرماه در منزل نخستوزیر تشکیل شد گفت عبدالله معظمی رئیس مجلس شورای ملی نیز در جلسهای که در مجلس برگزار شد ضمن مخالفت با رفراندوم انحلال مجلس به مصدق گفت همچنین ابوالقاسم کاشانی در اعلامیهای در رفراندوم را تحریم کرد در این اعلامیه آمده بود هموطنان و برادران عزیزم ضمن اعلامیه قبلی از مفاسد و مضار رفراندوم شرحی متذکر و همه مستحضر گردیده و توجه دارند که عمل به آنچه ضررهایی برای دیانت و ملت و مشروطیت و مملکت دربردارد با این حال دوران خود را دوره انقراض دیانت و استقلال مملکت و ملت قرار ندهید و طوق رغیت و اسارت و بندگی را به گردن خود نگذارید شرکت در رفراندوم خانهبرانداز که با نقشه اجانب طرحریزی شده مبغوض حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه و حرام است البته و البته هیچ مسلمان وطنخواهی شرکت نخواهد کرد گرچه ممکن است بعضی اشخاص غافل و بیاطلاع از حقایق و مضار آن و خائنین وطن فروش برای انجام مقاصد شوم دیگران در رفراندوم شرکت کنند یا این که دولت صندوق را از آرای قلابی پرکند علیأیحال عمل به رفراندوم بر خلاف قانون اساسی و مصلحت مملکت و ملت بوده و هیچگونه اثر قانونی ندارد سید محمد بهبهانی نیز در نامهای از مصدق خواست تا در تصمیم خود برای انحلال مجلس و ابقای دولت تجدید نظر کند همچنین مظفر بقایی طی تلگرافی به مصدق خاطر نشان کرد در صورتی که وی از انجام رفراندوم انحلال مجلس صرف نظر کند حاضر است به اتفاق علی زهری از سمت نمایندگی مجلس استعفا کند در این زمان دکتر مصدق در ملاقات با هندرسون سفیر آمریکا میگوید که انگلیسیها نفر از نمایندگان مجلس را خریدند و با کمی تلاش بیشتر میتوانند نفر دیگر را هم بخرند و دولت را بیندازند ما باید این مجلس را ببندیم در این میان حزب توده با انحلال مجلس و ابقای دولت موافق بود و در جریان رفراندوم هم اعضا و هواخواهان این حزب حضور داشتند و علاوه بر این از دولت خواسته بودند که علاوه بر انحلال مجلس برای تشکیل مجلس مسسان و تغییر قانون اساسی اقدام کند این همهپرسی به خاطر همزمان نبودن رایگیری در تهران و شهرستانها و جدا بودن صندوقهای مخالفان و موافقان مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت در تهران برای موافقان صندوقهایی در میدانهای سپه و راهآهن و برای مخالفان صندوقهایی در میدانهای بهارستان و محمدیه قرار داده شده بود روزنامه لوموند فرانسه از تهران چنین گزارش میدهد به نظر میرسد که یک توافق ضمنی بین حزب توده و جبههٔ ملی برقرار شدهاست به این شکل که طرفداران جبههٔ ملی در میدان سپه و طرفداران حزب توده در ایستگاه راهآهن آراء خود را به صندوق بریزند تمام سفارتخانهها بستهاند و حدود سه هزار نیروی نظامی از نقطهٔ محل اخذ رأی و نقاط استراتژیک تهران محافظت میکنند گروههای وابسته به حزب توده خیلی عظیم تر هستند و طول صفهای آنان به چند صد متر بالغ میشود شعارها و پلاکاردهای جبههٔ ملی حاکی از اعلام حمایت از مصدق و درخواست انحلال مجلس است در حالیکه شعارهای حزب توده اساساً علیه مجلس است و درخواست تشکیل مجلس مسسان برای تغییر رژیم فعلی است نحوه اخذ رأی مخفی نیست زیرا نه فقط یک محل جداگانه برای کسانی که میخواهند رأی منفی بدهند در نظر گرفته شده بلکه هر یک از شرکت کنندگان در این رفراندوم باید ورقهای را پُر کنند که اسم و آدرس خود را روی آن بنویسند محلی که برای اخذ رأی طرفداران مجلس در نظر گرفته شده مقابل مجلس است و روی یک پلاکاردِ بزرگ این جمله به چشم میخورَد کسانی که اینجا رأی میدهند طرفدار انحلال مجلس هستند تا ساعت به وقت محلی فقط سه نفر برای اعلام رأی نه در این صندوق حضور یافتند و از این سه نفر تعداد زیادی عکس گرفته شد و از آنها فیلمبرداری شد و مورد اهانت و آزار قرار گرفتند دیشب حوادثی در منزل کاشانی رُخ داد وی به تمام مسلمانان حقیقی توصیه کرده تا این رفراندوم را تحریم کنند طرفداران مصدق بُطریهای بنزینِ آتش زا به طرف منزل کاشانی پرتاپ میکردند و نزاعی در اطراف منزل ایشان درگرفت که یک نفر کشته و نزدیک به صد نفر مجروح شدند و امروز صبح گروههای مسلح منزل کاشانی را محاصره کرده و ورود به منزل ایشان حتی برای نزدیکان و بستگان وی را ممنوع کرده بودند کاشانی مجدداً رفراندوم برای انحلال مجلس را تحریم کرد و اعلام نمود که هر رأیی که مصدق در این رفراندوم زیر حمایت سرنیزهها و تانکها بگیرد موجب بطلان هر قرارداد بینالمللی است که در آینده منعقد نماید گزارشگر لوموند در گزارش بعدی خود خبر داد طرفداران دکتر مصدق در تهران برنده شدند بر طبق خبر رادیو تهران بیش از صدهزار نفر به طرفداری از دکتر مصدق رأی به انحلال مجلس و فقط نفر رأی مخالف دادند و این نتایج مربوط به تهران است که حدود یک میلیون نفر جمعیت دارد در این همهپرسی در حدود دو میلیون ایرانی از جمعیت حدود میلیونی ایران شرکت کرده و از شرکت کنندگان به انحلال مجلس و ابقای دولت رأی مثبت دادند و شمار آرای مخالفان مطابق با آمار اعلامی در تهران نفر و در کل شهرستانها فقط نفر بود در مرداد مصدق رسماً نتیجه یعنی ابقای دولت و انحلال مجلس را اعلام کرده و از شاه خواست فرمان برگزاری انتخابات جدید را امضا کند ولی او این رفراندوم را تأیید نکرد پیش از این یاران دکتر مصدق همچون غلامحسین صدیقی و خلیل ملکی به او هشدار داده بودند که در نبود مجلس شاه شما را برکنار میکند ولی مصدق چنین پاسخ داده بود که شاه جرأتش را ندارد اگر هم چنین کند ما تمکین نمیکنیم محمد مصدق در دادگاه و کتاب خاطراتش عنوان میکند که مطابق با عرف و قانون اساسی و سابقه آن پادشاه اجازه عزل را ندارد و تنها میتواند در زمان رأی تمایل مجلس نسبت به صدور فرمان اقدام نماید که آن هم امری تشریفاتی است مصدق فرمان شاه برای نخستوزیر را زمانی دارای رسمیت میدانست که مجلس شورای ملی رأی تمایل به یک فرد برای نخستوزیری بدهد و فرمان شاه را متمم میدانست و نه موجد قبل از این هم در مورد نخستوزیری صدرالاشراف به دلیل اینکه حکم را شاه به صورت مستقیم و قبل از رأی مجلس صادر کرده بود موضوع منتفی اعلام شد او در کتاب خاطراتش در مورد حرکت احمد شاه در مورد عزل صمصام السلطنه چنین میگوید مصدق در نبود مجلس و دوران فترت در صورت استعفای نخستوزیر پادشاه را مسوول تعیین نخستوزیر میدانست چنانچه او و تنی چند از یارانش در دی ماه سال در اعتراض به دخالتهای دولت ساعد در انتخابات در دربار متحصن شدند مصدق در نامهای خطاب به هژیر وزیر دربار از شاه خواستند تا دولتی روی کار آورد که مصالح سلطنت و ملت را حفظ کند نامه دکتر مصدق به هژیر عباس میلانی نظرش در این خصوص این است که اگر چه او فرمان شاه را متمم میدانست و نه موجد اما در کتاب خاطراتش مینویسد چنانچه روز روشن ابلاغ مینمودند اگر اطاعت نمیکردم متمرد بودم در مردادماه بنا بر نقشه سیا موسوم به تی پی آژاکس برای براندازی دولت مصدق شاه طی دو حکم جداگانه فرمان عزل مصدق و نخستوزیری تیمسار زاهدی را امضا میکند رئیس گارد شاهنشاهی سرهنگ نصیری موظف میشود تا با محاصره خانه نخستوزیر فرمان را به وی ابلاغ و او را دستگیر کند همچنین نیروهایی از گارد اقدام به بازداشت چند تن از وزرای مصدق فاطمی معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه حقشناس وزیر راه زیرک زاده نماینده مجلس و از رهبران حزب ایران میکنند در همین زمان گروههایی از نظامیان اقدام به اشغال مرکز تلفن بازار و تلاش به قطع ان مینمایند مصدق از طریق شبکه افسران حزب توده و کیانوری از این توطئه باخبر میشود گروه دستگیر کنندگان رئیس ستاد ارتش نیز که با هجوم به منزل تیمسار ریاحی و تبادل آتش و با نگهبان آن جا موفق به دستگیری دکتر فاطمی و مهندس حقشناس و مهندس زیرک زاده میشوند این خبر توسط دو زن که از روی پشت بام فاطمی را در درون جیپ ارتشی و تحت بازداشت دیده بودند به آگاهی نخستوزیر میرسد به دلیل عدم حضور تیمسار ریاحی در ستاد مشترک نمیتوانند او را دستگیر کنند از سوی دیگر سرهنگ کیانی جانشین سرتیپ ریاحی که برای سرکشی به باغشاه آمده بود توسط افسران گارد دستگیر میگردد دستگیرشدگان را به کاخ سعد آباد برده و در آن جا زندانی میکنند سرهنگ نصیری نیز که در نیمه شب برای ابلاغ فرمان شاه و دستگیری مصدق به در منزل مصدق آمده بود توسط نیروهای نگهبان نخستوزیری به سرپرستی سرهنگ ممتاز و سروان فشارکی دستگیر و نیروهایش خلع سلاح و بازداشت میشوند در فردای این روز مصدق در بیانیهای از کشف و خنثیسازی یک کودتا علیه دولت خبر میدهد ولی هیچ اشارهای به ماجرای فرمان شاه نمیکند در این روز خبر خروج شاه از ایران و ورودش به بغداد منتشر میشود حسین فاطمی به سفارتخانههای ایران از جمله سفیر ایران در بغداد دستور میدهد که با شاه مقابله کنند از این روز نیروهای حزب توده با حضور در سطح شهر تشنجهایی ایجاد میکنند در روز مرداد هر دو گروه مهم یعنی حزب توده و جبهه ملی میتینگهایی پرشور ضد شاه برگزار کردند در میتینگ جبهه ملی در بهارستان به رغم عدم حضور مصدق یاران او همچون فاطمی و صالح به بیسابقهترین شکل ممکن به شاه تاختند همچنین فاطمی در سرمقاله باختر امروز شاه را به خیانت متهم کرد در این روز برای جلوگیری از اغتشاش اعضای حزب توده مأمورین دولتی و طرفداران جبهه ملی مجسمههای شاه و رضاشاه را از میدانهای شهر پایین کشیدند با توجه به اغتشاشات پیش آمده در روز و مرداد به رهبری تودهایها مصدق به تیمسار مدبر ریاست شهربانی دستور میدهد که با هرگونه تظاهرات علیه دولت یا شاه مقابله نماید همچنین با توجه به نبودن پادشاه در کشور طرح تشکیل شورای سلطنت به ریاست میرزا علی اکبر دهخدا در دستور کار دولت قرار گرفت این روز هندرسون سفیر آمریکا به تهران بازگشت و به مصدق اولتیماتوم داد که اگر با حزب توده ائتلاف کند آمریکا دولت وی را به رسمیت نمیشناسد ولی مصدق به او اطمینان خاطر داد که کنترل اوضاع در دستش بوده و هرگز به توده ایها اجازه تشنج آفرینی نخواهد داد همچنین در پاسخ به پرسش سفیر آمریکا دربارهٔ رابطه او با شاه مصدق گفت شاه که از انجام موفقیتآمیز کودتا مطمئن بود پس از خبردار شدن از شکست کودتا از رامسر به بغداد میرود در روز کودتای مرداد حرکت دیگری ضد دولت انجام شد که اینبار باعث سرنگونی دولت مصدق گشت بنابر کتاب ضد کودتا نوشته مأمور سیا کیم روزولت او در این روز با خریدن فتوای برخی از روحانیون و همچنین دادن پول به ارتشیان ولگردان و اوباش تهران آنها را به خیابانها کشانید در این عملیات ماشینهای وابسته هوایی سفارت آمریکا در تهران با انتقال نفرات گارد شاهنشاهی و ارتشیان تحت حمایت خود به سمت منزل مصدق و پرداخت دلار به افراد فعال در کودتا باعث پیشروی این کودتا گردیدند امری که در کودتای مرداد ناموفق بود حدودِ صبحِ اوت جمعیتی حدوداً سههزار نفره از مردانی مسلح به چوب و چماق در جنوبیترین نقطه شهر تظاهراتی علیهِ مصدق و به طرفداری از شاه شروع کردند به خیابانها میرفتند و فریاد میکشیدند زنده باد شاه و مرگ بر مصدقِ خائن اگر چه احتمالاً اغلبشان سرشار از احساساتِ سلطنتطلبانه بودند اما به روشنی برای این کار پول گرفته بودند بین آنها انبوهی آدمِ بیکار و بسیاری اوباش و الواتِ سرشناس بودند همزمان رئیس پلیس دستور داد کسی مانع تظاهرات نشود بخش از جمعیت بهطرفِ بازار رفتند و تهدید به غارتِ مغازهها کردند تأثیرِ کارشان آنی بود و بازار تعطیل شد هر چه زمان گذشت جمعیت بیشتر شد و بخشِ اعظمی از ثروتمندانِ شهر که از دولتِ مصدق و بهخصوص سیاست اخیرِ حمایتش از حزب توده منزجر بودند به تظاهرات پیوستند بعد تعدادِ انبوهی کامیون و اتوبوس که از صبح زود کرایه شده بودند پیدایشان شد و امکانِ نقلوانتقالِ مجانیِ تظاهرکنندگان را مهیا کردند این وسایلِ نقلیه در شهر میچرخیدند و سرنشینانشان با فریاد شعار میدادند سعی میکردند خشم مردم را افزایش دهند و احساساتشان را به نفعِ شاه برانگیزند خیلی زود روشن شد کلِ نیروی پلیس همراه و همدلِ تظاهراتاند و در بعضی موارد حرکتِ تظاهرکنندگان را هم هدایت میکنند مصدق بلافاصله رئیسِ پلیس را عزل کرد و دستورِ دستگیریاش را داد به ارتش هم دستور داد تانک و خودروهای زرهپوش برای متفرق کردنِ جمعیت بفرستد دستورهای صادرشده ستادِ فرماندهیِ کل طبیعتاً بلافاصله اطاعت نشد و چند ساعت بعدتر که اجرا شد دیگر جمعیت خیلی آسان سربازانِ رسیده به محل را متقاعد کردند که در دفاع از شاه به آنها بپیوندند بینِ ساعت تا تظاهرکنندگان ستادهای مرکزیِ سه حزبِ سیاسیِ طرفدارِ حکومت و دفاتر نیم دوجین روزنامه حامیِ مصدق را زیر و رو کردند و به آتش کشیدند جمعیت بعد به دفاترِ روزنامههای حزبِ توده حمله کردند ابتدا در برابرشان مقاومت شد اما خیلی زود چیره شدند سپس در حمله به زندان شعبان جعفری شعبان بیمخ که از اسفند ماه به جرم تلاش برای قتل نخستوزیر در زندان بود توسط نیروهای شورشی آزاد شد با اشغال مرکز رادیو پس از چند ساعت سکوت رادیویی بیسابقه در تاریخ رادیوی ملی ایران نخست مهدی میراشرافی نماینده مجلس و مصطفی کاشانی فرزند آیت الله کاشانی و سپس دیگر نمایندگان ضد مصدق و طرفدار شاه در مجلس همچون احمد فرامرزی به سود زاهدی سخنرانی کرده و آنگاه سرلشکر زاهدی فرمان انتصاب خود به نخستوزیری خواند سپس نوبت به خانه مصدق که در واقع مقر نخستوزیری بود رسید نخست جمعیت بدون پشتوانه نیروهای نظامی به منزلش حمله کردند اما با آتش مسلسل عقب رانده شدند دومین حمله که با همراهی و پشتیبانیِ سربازانِ طرفدارِ زاهدی انجام شد باز ناکام ماند این بار تانکهای سنگینِ شرمن به محل رسیدند و خانه را به توپ بستند حدودِ بعدازظهر دیگر دفاعِ گارد حفاظتِ نخستوزیری در هم شکست و خانه ویران شد جمعیت مهاجم توانستند به داخل خانه وارد هر آنچه بود را به تاراج بردند و ساختمان را به آتش کشیدند برای منزل کناری که خانه پسرِ مصدق بود نیز همین اتفاق رخ داد عصر مابقی زندانیان که در حادثه کودتای مرداد یا توطئه قتل مصدق در اسفند در زندان بودند آزاد شدند و سرلشکر زاهدی قدرت را در دست گرفت بنا به نوشته سعید حکمت رئیس اداره پزشکی قانونی در جریان این کودتا تن مقتول و تن مجروح شدند در روز مرداد مصدق و بیشتر یارانش خود را به شهربانی تسلیم کردند پس از موفقیت کودتای مرداد سید ابوالقاسم کاشانی به شاه که به کشور و قدرت بازگشته بود به همراه سید حسین طباطبایی بروجردی تبریک گفت پس از بازگشت شاه کاشانی در مصاحبهای چنین میگوید نواب صفوی رهبر گروه فداییان اسلام نیز که در زمان کودتا در خارج از کشور بود طی یک مصاحبه در بغداد سقوط مصدق را به شاه تبریک گفت تا پیش از انقلاب ایران پادشاهی پهلوی این روز را به عنوان یک جشن ملی با نام رستاخیز امرداد نویسندگان ایرانی برخی از هواداران مصدق یا اعضای جبهه ملی که در زمان نخستوزیری مصدق از جبهه ملی یا از هیئتوزیران کنار گذاشته شده یا کنار رفتند پس از جدایی از مصدق به انتقاد از کارنامه وی پرداختند و حتی برای سرنگونیاش تلاش کردند برخی از این افراد عبارتاند از این در حالی بود که برخی از هواداران مصدق که تا روز پایانی همراه و پشتیبان او بودند و پس از آن نیز به هواداری از مصدق ادامه دادند به بعضی از رفتارهای مصدق در زمان نخستوزیریاش نقدهایی دلسوزانه داشتند از این جملهاند برخی از تاریخپژوهان و روشنفکران جدیدتر اگرچه کلیت مصدق را تصدیق و تأیید کردهاند ولی برخی از کارهای او به ویژه مخالفت او با پیشنهادهای نفتی ارائه شده به ایران همچون بانک جهانی یا پیشنهاد چرچیل ترومن را اشتباه دانسته و عقیده دارند که مصدق باید پیشنهادهای مذکور را میپذیرفت و از اصل ملی کردن صنعت نفت صرفنظر میکرد اینان خطاهای مصدق در این رابطه را اصلیترین علت سرنگونی مصدق میدانند از جمله این افراد میتوان به همایون کاتوزیان فوأد روحانی محمدعلی موحد و صادق زیباکلام اشاره کرد گروه دیگری نیز هستند که سیاستهای مصدق را به شدت مورد نکوهش قرار دادهاند برخی از این افراد عبارتاند از موسی غنی نژاد فریدون مجلسی مرتضی مردیها عباس میلانی و محمد قوچانی که ضمن نقد دوران پهلوی پیش و پس از مصدق دوران مصدق را نیز از انتقادات مصون نداشتهاند حال آنکه برخی دیگر چون داریوش همایون هوشنگ نهاوندی پیروز مجتهدزاده و جلال متینی دوران حکومت ماهه مصدق را بدتر از دوران پس از مصدق و یک سراشیبی برای سقوط ایران به هرج و مرج یا کمونیسم دانستهاند موسی غنینژاد معتقد است هیچ ابتکاری در دوران دولت دکتر مصدق و اطرافیان او دیده نشد اصطلاح اقتصاد بدون نفت را حتی در یک مورد قبل از آن نمیشود پیدا کرد وقتی تحریم شروع شد دور و بریهای دکتر مصدق گفتند نفت بلای سیاه است و تحریم موهبت است اما نتیجه آن بود که به مردم فشار آمد و مردم ناراضی شدند و بحرانهای سیاسی اقتصادی و اجتماعی شکل گرفت درآمدهای ارزی ما کاهش پیدا کرد اقتصاد دچار بحران شدید شد و به نارضایتی سیاسی اجتماعی و اقتصادی مردم انجامید و مردم این نارضایتی را در روز مرداد نشان دادند از روز مرداد که طبق دست خط شاه مصدق خلع شده بود حکومت مصدق غیرقانونی بود و اگر کودتایی صورت گرفت توسط مصدق بود چرا که قانون اساسی در غیاب مجلس به شاه اختیار میدهد در عزل و نصب نخستوزیر و مصدق هم این را میدانست و به همین خاطر هم بود که این دست خط را اعلام و ابلاغ نکرد اطرافیان او هم میدانستند هنگام برگزاری رفراندوم هم این انتقاد را به او کرده بودند که انحلال مجلس همه اختیار را به شاه خواهد داد مصدق با توجه به تجاربش در سمتهای مالی مانند معاونت وزارت مالیه ریاست کل محاسبات عضویت در کمسیون توفیر جمع و خرج و تطبیق حوالهها وزارت مالی در مورد مسایل مالی دارای اطلاعات کاملی از نظر بودجه ریزی بود او که اولین کتاب در ایران را در خصوص امور مالی و مباحث آن مانند روشهای بودجه نویسی تراز مالی قوانین مربوط و مالیات و به همراه بررسی بررسی مسایل مالی در کشورهای را تحت عنوان اصول و قواعد و قوانین مالیه در ممالک خارجه و ایران به نگارش درآورده بود از این تجارب در دوران نخستوزیری استفاده کرد و توانست برای اولین بار بدون اتکا به درآمد نفت در دوران حکومت خود تراز بازرگانی کشور را مثبت کرده و صادرات از واردات پیشی بگیرد مصدق در طراحی اقتصاد بدون نفت و مقابله با تحریمهای بریتانیا از نظر متخصصان بینالمللی چون یالمار شاخت نیز بهره گرفت در دوران مصدق تورم به صورت تک نرخی باقی ماند این درحالی بود که نه تنها او از درآمد نفت برای اداره کشور محروم بود بلکه هزینه سنگین حقوق چهل هزار نفر از پرسنل صنعت نفت نیز بر هزینههای جاری کشور افزوده شده بود در حالیکه ایران در سال یکی از کشورهای واردکننده گندم و جو بود با تغییر سیاستها در خصوص کشاورزی توسط دولت ملی این روند صورتی معکوس گرفت و در سال ایران توانست به صادرات جو و گندم مبادرت ورزد چهارچوب اصلی سیاست دکتر مصدق در کشاورزی افزایش صادرات از طریق تولید بیشتر و کاهش واردات موادی بود که امکان تولید آنها در داخل کشور وجود داشت از سوی دیگر با تزریق مالی از طریق بانک ملی و بانک کشاورزی و افزایش سرمایه بانک کشاورزی امکان تأمین اعتبار در مناطق کشاورزی را فراهم آورد و از سوی دیگر با ورود میلیون و هزار دلار از طریق موافقت نامه اصل ترومن نسبت به سرمایهگذاری در این بخش اقدام نمود جدول تغییرات تولیدات کشاورزی در سالهای الی واحد به هزار تن جدول صادرات محصولات کشاورزی واحد تن جدول واردات محصولات کشاورزی واحد تن محمد مصدق را پس از کودتای مرداد در دادگاه نظامی محاکمه و با توجه به تبرئه او از اتهامات اصلی چون تلاش برای برهم زدن اساس سلطنت و کودتا علیه قانون اساسی به سه سال حبس مجرد انفرادی محکوم شد استدلال او در نفی صلاحیت دادگاه این بود که دیوان عالی حق محاکمه نخستوزیر را دارد و دادگاه نظامی صالح نیست و او همچنان نخستوزیر قانونی کشور است استدلال دادستان نیز این بود که مصدق در پی دریافت فرمان عزل پادشاه از روز مرداد تا روز مرداد نخستوزیر نبودهاست و این دادگاه به اتهامات او پس از برکناری از نخستوزیری یعنی تمرد از فرمان پادشاه رسیدگی میکند پاسخ مصدق نیز آن بود که چون فرمان پادشاه را در نیمه شب و با یک دستهٔ مسلح آورده بودند گمان بر جعلی بودن آن داده و از این نظر او متمرد نیست او هم در دفاعیه در دادگاه و هم در خاطراتش مینویسد که اگرچه بنابر روح قانون اساسی مشروطه پادشاه حق عزل و نصب وزیران را ندارد ولی اگر در روز و ساعات اداری فرمان را میآوردند آن را میپذیرفت ضمن اینکه با توجه به نوع نوشتار دست خط احتمال داد که فرمان به صورت سفید مهر و امضا شده و جعلی است به همین دلیل آورنده نامه را دستگیر کرد تا صبح روز بعد از شاه اصل ماجرا را جویا شود که با خروج شاه از کشور فرصت این کار را نیافت دادگاه که به صورت علنی و با حضور رسانههای ایرانی و بیگانه برگزار شده و مشروح آن در روزنامهها به چاپ رسید مصدق در مورد دادگاهش و علل محاکمه خود چنین میگوید دادگاه اگرچه او را از اتهامات مهمی چون اقدام علیه اساس سلطنت و کودتا علیه قانون اساسی که حکم اعدام داشت تبرئه کرد ولی به جهت تمرد از فرمان شاه او را به سه سال زندان محکوم کرد مصدق پس از گذراندن سه سال زندان به ملک خود در احمدآباد رفته و تا پایان زندگی زیر نظارت شدید دولت بود مصدق نخستین کسی بود که سرنگونی خود را غیرقانونی و کودتا خواند ولی هرگز تا پایان عمر سال بعد آن را آمریکایی ندانست و تنها از انگلیسیها به بدی یاد میکرد او هم چنین چه در دادگاه و چه در کتابش با اشاره به سوگند خود به قرآن تأکید کردهاست که هرگز تلاشی برای سرنگونی سلطنت و برپایی جمهوری نکرده و آرمانش ایجاد یک پادشاهی مشروطه بود که در ان شاه سلطنت کند و نه حکومت محمد مصدق در روزهای آخر عمر خود دربارهٔ حوادث سال میگوید پس از درگذشت مصدق در اسفند به وصیت او قرار بود وی را کنار کشتهشدگان تیر در ابن بابویه دفن کنند ولی با مخالفت شاه چنین نشد و او در یکی از اتاقهای خانهاش در قلعه احمدآباد در روستای احمدآباد به خاک سپرده شد پیکر او توسط دکتر یدالله سحابی غسل و شستشو داده شد سپس نماز میت محمد مصدق توسط سید رضا زنجانی اقامه گردید بدین ترتیب در دفن وی در قبرستان ابن بابویه جلوگیری شد در سالهای حکومت محمدرضا پهلوی مراسم بزرگداشت دکتر محمد مصدق ممنوع اعلام شد محمدرضا شفیعی کدکنی شعر مرثیه درخت را برای مرگ مصدق سرود که در مجله سخن در اردیبهشت ص چاپ شد پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تاریخ اسفند یکی از بزرگترین گردهماییهای سیاسی در سالروز درگذشت رهبر نهضت ملی نفت بر آرامگاه وی در احمدآباد برگزار شد در این مراسم که سید محمود طالقانی سخنران آن بود به نوشته روزنامه اطلاعات یک میلیون نفر به احمدآباد رفتند اطلاعات در شماره همان روز در توصیف این مراسم نوشت امروز ایران پس از دوازده سال خون دل خوردن و خاموشی بخاطر عجز از برپایی مراسم تجلیل از دکتر محمد مصدق رهبر ملی خود باشکوهی خیرهکننده یاد آن بزرگمرد تاریخ مبارزات ضد استعماری ملل شرق را گرامی داشت مراسم تجلیل از این ابرمرد چندان باشکوه بود که بیشک پرتو پرجلالش قرون متمادی بر صفحات تاریخ جدید ایران پرتو خیرهکنندهای داشت بعد انقلاب نیز از سال تا نیز هر گونه حضور رسمی بر سر آرامگاه مصدق ممنوع بود و پس از آن فشار برای عدم برگزاری این مراسم کمتر گردید اما از سال به بعد مجدداً برگزاری هرگونه مراسمی در احمدآباد اعم از خصوصی یا عمومی ممنوع شد در سال هیئت امنای قلعه احمدآباد خبر از مسدود شدن حسابی دادند که هیئت امنای قلعه احمدآباد جهت نگهداری قلعه اعلام کرده بودند مصدق در جلسهٔ هفدهم دادگاه بدوی اش در تاریخ شنبه آذر میگوید قبل از اینکه به جواب تیمسار محترم مبادرت کنم باید عرض کنم اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمداً رسولالله در این موقع مصدق از جای خود بلند شد این شهادتین است که تمام مذاهب اسلام باید بگویند یعنی حنفی و شافعی و حنبلی و مالکی این چهار مذهب تسنن و همچنین هر کس که مسلمان است این شهادتین را باید بگوید یک شهادت هم مال مذهب شیعه است اشهد ان علیا ولیالله من در این دادگاه اقرار میکنم که مسلمان و شیعه اثنی عشری هستم مسلک من مسلک حضرت سید الشهدا است یعنی آنجایی که حق در کار باشد با هر قوهای مخالفت میکنم از همه چیزم میگذرم نه زن دارم نه پسر دارم نه دختر دارم هیچ چیز ندارم مگر وطنم را در جلو چشمم دارم در این موقع مصدق به گریه افتاد رسول اکرم فرمودهاست قُم فَاستَقِم بایست و مقاومت کن البته نفرمودهاست بدون مطالعه مقاومت کن وقتی دیدی موضوعی بحق است بایست و مقاومت کن حالا من پیروی از مولای خودم را که در یک عمر کرده میکنم و تا نفس دارم دنبال عقیده صحیح خود هستم پس از پیروزی کودتا محمد نخشب به اتفاق ابراهیم کریم آبادی و حسین شاهحسینی در روز مردادماه به منزل سید رضا زنجانی رفته و نخستین اعلامیه را نشر دادند بعدها مهدی بازرگان شاپور بختیار و سایر اعضای احزاب ملی عضو در جبهه ملی ایران نهضت مقاومت ملی را تشکیل دادند و برخی دیگر از طرفداران مصدق همچون سید محمود طالقانی و یدالله سحابی و داریوش فروهر به آن پیوستند شاپور بختیار در مصاحبه با پروژه تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد در پاسخ به سالی دربارهٔ نهضت مقاومت ملی گفت انعقاد قرارداد جدید کنسرسیوم تقریباً تمامی فعالیتهای محمد مصدق ازقبیل موازنه منفی ملی شدن نفت و را از بین برد پس از اعتراض بسیاری از طرفداران مصدق واکنش رژیم اخراج دوازده نفر از استادان دانشگاه ازجمله مهدی بازرگان یدالله سحابی محمد قریب بود در اواخر دهه سی جبهه ملی دوم توسط اللهیار صالح به همراهی احزاب ملی حزب ایران حزب ملت ایران حزب مردم ایران و منفردینی و همراهی اعضای نهضت مقاومت ملی و غلامحسین صدیقی شاپور بختیار مهدی بازرگان ناصر یمین مردوخی کردستانی کریم سنجابی باقر کاظمی سید محمود طالقانی و دیگران تشکیل شد اما عملکرد آن به به گونهای بود که مصدق که خودش هیچ نقشی در تشکیل جبهه ملی دوم نداشت دستور انحلال آن را صادر کرد شاپور بختیار در مصاحبه با پروژه تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد دربارهٔ انحلال جبهه ملی دوم گفت برخی از اعضای جبهه ملی مانند ادیب برومند و مهندس حسیبی اینکار را از اشتباهات بزرگ مصدق در قبال جبهه ملی دوم میدانند در اردیبهشت مهدی بازرگان به اتفاق سید محمود طالقانی و تنی چند از فعالان نهضت مقاومت ملی و اعضای جبهه ملی دوم نسبت به تشکیل حزب نهضت آزادی ایران اقدام کردند که با توجه به موضعگیریهای انجام شده توسط برخی از اعضای نهضت آزادی در کنگره جبهه ملی در خصوص تهمت زدن به رهبران جبهه ملی عضویت نهضت آزادی در جبهه ملی به درخواست دکتر صدیقی تا زمان خروج این افراد از نهضت آزادی منتفی اعلام شد برخی از این طرحها در سالهای بعد عملیاتی شدند از جمله تشکیل انجمنهای ایالتی و ولایتی ساخت سد سفیدرود و بانک توسعه صادرات و برخی نیز بیدرنگ پس از سرنگونی دولت او ملغی شدند از جمله اصلاحات حقوقی و قضایی که در دوران مصدق انجام شده بود متن کامل وصیتنامه محمد مصدق به صورت ذیل است الف منافع خانه واقع در کوچه ازهری ملک خانم ضیاء اشرف بیات مصدق سند شماره اسفند ب منافع چهاردانگ از خانههایی که در آن سکونت داشتم ملک آقای مهندس احمد مصدق سند شماره اسفند ج منافع خانه مسکونی همسر عزیزم ملک آقای دکتر غلامحسین مصدق سند شماره اسفند حقالارض عمارت دو اشکوبه و دو گاراژ ملک دکتر غلامحسین مصدق سند شماره اسفند که در سال به یکصد و بیست هزار ریال دوازده هزار و تومان قطع شده د مستغلات واقع در خیابان ناصرخسرو ملک بانو منصوره متیندفتری سند شماره اسفند از بابت منافع سال اول مبلغی که در صورت جداگانه به خط اینجانب تنظیم شده به اشخاص مفصله در آن صورت بپردازند و هرچه باقیماند برای نماز و روزه و حج اینجانب به کار برند و از عواید سال دوم قطعه زمینی که برای باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران مناسب باشد با نظر نمایندهٔ آقایان مزبور خریداری شود و چنانچه آقایان دانشجویان قطعه زمینی در اختیار داشته باشند مبلغ مزبور را به نماینده یا نمایندگان قانونی آقایان دانشجویان تحویل دهند که آنها خود مبلغ مزبور را صرف تعمیر ساختمان جدید آن بنمایند چنانچه وصیتنامه دیگری از نوشتجات غارت شده یا در خانه نزد دیگران است از درجه اعتبار ساقط است احمدآباد آذر ماه هزار و سیصد و چهل و چهار هجری شمسی دکتر محمد مصدق با تصویب شورای شهر تهران در اسفند خیابان نفت به خیابان دکتر محمد مصدق تغییر نام داد این خیابان جهتی شمالی جنوبی دارد و از شمال به خیابان ظفر و از جنوب به بلوار میرداماد منتهی میشود در اردیبهشت خیابان پیروزی شهر اراک با تصویب شورای شهر به نام دکتر محمد مصدق مجدداً نامگذاری شد در مصر نیز یکی از خیابانهای مرکزی شهر قاهره به نام خیابان مصدق نامگذاری شدهاست ریاضیات به مطالعهٔ مباحثی چون کمیت نظریه اعداد ساختار جبر فضا هندسه و تغییرات آنالیز ریاضی میپردازد در حقیقت تمامی تعریفی مطلق که همه بر سر آن توافق داشته باشند برای ریاضیات وجود ندارد ریاضیدانان به دنبال الگوهایی هستند که بتوان از آنها استفاده کرده و حدسهای جدید را بهصورت فرمول درآورد آنها درستی یا نادرستی حدسها را با اثبات ریاضیاتی نشان میدهند هرگاه ساختارهای ریاضی مدلهای خوبی از پدیدههای جهان واقعی باشند استدلال ریاضی میتواند پیشبینیهایی برای طبعیت ارائه کند علم ریاضیات با استفاده از تجرید و منطق از مفاهیمی چون شمردن محاسبه و اندازهگیری و مطالعهٔ نظاممند اشکال و حرکات اشیای فیزیکی بهوجود آمد ریاضیات کاربردی از زمانی که انسان نوشتن را آموخت بهعنوان فعالیتی بشری وجود داشتهاست تحقیقات مورد نیاز برای حل مسائل ریاضی ممکن است سالها یا حتی قرنها طول بکشد استدلالهای استوار ابتدا در ریاضیات یونان باستان ظاهر شدند بهخصوص در اثر عناصر اقلیدس از زمان کارهای تحقیقاتی جوزپه پئانو دیوید هیلبرت و دیگران بر روی دستگاه اصول موضوعهای در پایان قرن نوزدهم میلادی روش تحقیقاتی ریاضیدانان به این شکل درآمده که آنها حقایق را با استدلال استوار از مجموعهٔ منتخبی از اصول موضوعی و تعاریف به دست میآورند روند پیشرفت ریاضیات تا زمان رنسانس سرعت نسبتاً آرامی داشت تا زمانی که نوآوریهای ریاضیاتی با کشفیات علمی برهمکنش کرده و منجر به افزایش سریع نرخ اکتشافات ریاضی گشت و تا به امروز نیز ادامه دارد ریاضیات در بسیاری از زمینهها مثل علوم طبیعی مهندسی پزشکی اقتصاد و علوم اجتماعی یک علم ضروری است شاخههای کاملاً جدیدی در ریاضیات بهوجود آمدهاند مثل نظریهٔ بازیها ریاضیدانان در ریاضیات محض مطالعهٔ ریاضی به هدف کشف هرچه بیشتر رازهای خود آن بدون اینکه هیچگونه هدف کاربردی در ذهن داشته باشند به تحقیقات میپردازند در حالی که کاربردهای عملی یافتههای آنها معمولاً بعدها کشف میشود ریاضیات در زبان پارسی قدیم انگارش خوانده می شد تاریخ ریاضیات را میتوان به عنوان دنباله ای از تجرید سازیهای فزاینده دید اولین قابلیت تجرید سازی که در بسیاری از حیوانات مشترک است احتمالاً مفهوم عدد میباشد فهم این مطلب که مجموعه دو سیب و مجموعه دو پرتقال به عنوان مثال با هم اشتراکی دارند و آن کمیت تعدادشان است همانطور که شواهد بر روی چوبخط نشان میدهد مردم پیشاتاریخ میتوانستند اشیاء فیزیکی را بشمرند و توانایی شمردن اشیاء تجریدی مثل روز فصل و سال را نیز داشتند شواهد مربوط به ریاضیات پیچیدهتر تا قبل میلاد مشاهده نشده زمانی که بابلیها و مصریها شروع به استفاده از حساب جبر و هندسه برای محاسبات مربوط به مالیات و دیگر مفاهیم اقتصادی و ساخت و ساز یا نجوم کردند قدیمیترین متون ریاضیاتی مربوط به میانرودان و مصر میشود که به قبل از میلاد بازمیگردد بسیاری از متون اولیه سه تاییهای فیثاغورثی را ذکر کرده و لذا به نظر میرسد که قضیه فیثاغورث کهنترین و گستردهترین توسعه ریاضیاتی بعد از حساب مقدماتی و هندسه باشد در اسناد تاریخی در ریاضیات بابلیها بود که حساب مقدماتی جمع تفریق ضرب و تقسیم ابتدا پدیدار گشت بابلیها همچنین از یک دستگاه مکان ارزشی بهره میجستند که در آن دستگاه اعداد پایه پیادهسازی شده بود ازین دستگاه عددی هنوز هم برای اندازهگیری زاویه و زمان استفاده میشود با آغاز قرن ششم قبل از میلاد مسیح ریاضیات یونانیها با فیثاغورسیها مطالعهٔ نظام مندی را در ریاضیات به هدف شناخت بیشتر خود ریاضیات آغاز نمودند که سرآغاز ریاضیات یونانیها بود حدود قبل از میلاد اقلیدس روش اصول موضوعه ای را که هنوز هم در ریاضیات به کار میرود را معرفی کرد که شامل تعاریف اصول قضیه و اثبات بود کتاب مرجع او که به عناصر معروف است بهطور گسترده به عنوان موفقترین و تأثیر گذارترین کتب مرجع همه زمانها شناخته میشود بزرگترین ریاضیدانان باستان را اغلب ارشمیدس تا قبل از میلاد اهل سیراکوز میدانند او فرمولهایی برای محاسبهٔ مساحت و حجم اجسام در حال دوران پیدا کرد و از روش افنا برای محاسبه مساحت زیر منحنی سهمی با استفاده از جمع یک سری بینهایت استفاده کرد به گونه ای که بی شباهت با حساب دیفرانسیل و انتگرال مدرن نمیباشد دیگر دستاوردهای قابل توجه در ریاضیات یونان مقاطع مخروطی آپولونیوس اهل پرگا قرن سوم قبل از میلاد مثلثات هیپارکوس اهل نیکا قرن دوم قبل از میلاد و آغاز جبر دیوفانتوس قرن سوم پس از میلاد بود سیستم عددی هندو عربی و قواعد استفاده از عملیاتش که امروزه در سراسر جهان استفاده میشود در طی هزارهٔ اول میلادی در هند توسعه یافت و سپس از طریق ریاضیات اسلامی به جهان غرب انتقال یافت دیگر پیشرفتهای مربوط به ریاضیات هندیها شامل تعریف مدرن سینوس و کسینوس و فرم اولیه سریهای بینهایتی میباشد در طی عصر طلایی اسلام که در قرن نهم و دهم شکل گرفت ریاضیات نوآوریهای مهمی را به خود دید که بر اساس ریاضیات یونانیها پایهریزی شده بود مهمترین دستاوردهای ریاضیات اسلامی توسعهٔ جبر بود دیگر دستاوردهای مهم ریاضیات دورهٔ اسلامی پیشرفت در مثلثات کروی و اضافه شدن اعشار به سیستم عددی عربی بود بسیاری از ریاضیدانان این دوره فارس زبان بودند مثل الخوارزمی عمر خیام و شرف الدین توسی در طی اوایل عصر مدرن ریاضیات شروع به توسعه شتابداری در غرب اروپا کرد توسعه حساب دیفرانسیل و انتگرال توسط نیوتون و لایبنیز در قرن هفدهم ریاضیات را متحول کرد لئونارد اویلر مهمترین ریاضیدان قرن هجدهم بود که چندین قضیه و کشفیات را به ریاضیات افزود شاید مهمترین ریاضیدانان قرن نوزدهم ریاضیدان آلمانی کارل فردریش گاوس بود که خدمات متعددی به شاخههای مختلف ریاضیات چون جبر آنالیز هندسه دیفرانسیل نظریه ماتریس نظریه اعداد و آمار کرد در اوایل قرن بیستم کورت گودل ریاضیات را با انتشار قضایای ناتمامیت خویش دچار تغییر کرد این قضایا نشان دادند که هر سیستم اصول موضوعه سازگاری شامل گزارههای غیرقابل اثبات اند ریاضیات از آن زمان بهطور گستردهای توسعه یافتهاست و کنش و واکنشهای ثمربخشی بین ریاضیات و علوم ایجاد شده که به نفع هردو میباشد کشفیات ریاضیات تا به امروز نیز ادامه دارد بر اساس نظر میخائیل سوریوک که در ژانویه در بولتن انجمن ریاضی آمریکا منتشر شد تعداد مقالات و کتب پایگاه اطلاعاتی ژورنال از سال اولین سال عملیاتی شدن اکنون به میلیون میرسد که سالانه بیش از هزار مورد به این پایگاه افزوده میشود اکثریت کارهای گستردهای که در این اقیانوس وجود دارد شامل قضایای جدید ریاضیاتی و اثباتهایشان است ریاضیات را میتوان بهطور خیلی کلی به چند قسمت تقسیم کرد مطالعه کمیت ساختار فضا و تغییرات یعنی حساب جبر هندسه و آنالیز علاوه بر اینها که دغدغههای اصلی ریاضیات هستند گرایشهای دیگری نیز وجود دارند که خود را وقف کاوش ارتباطات بین قلب ریاضیات با دیگر زمینههای ریاضیات کردهاند مثل ارتباطش با منطق نظریه مجموعهها شالودههای ریاضی یا دیگر شاخههای تجربی تر ریاضیات که در علوم مختلف کاربرد دارند ریاضیات کاربردی و اخیراً مطالعه عدم قطعیت در حالی که برخی از این قلمروها ممکن است به ظاهر غیر مرتبط به نظر برسند برنامه لانگلند ارتباطاتی بین شاخههایی را یافتهاست که پیش از این غیر مرتبط تلقی میشدند مثل گروههای گالوا رویههای ریمانی و نظریه اعداد نظریه مجموعهها و منطق به منظور تببین بنیانهای ریاضیات توسعه یافتهاند منطق ریاضیات شامل مطالعهٔ منطق و کاربردهای منطق صوری به شاخههایی از ریاضیات است نظریه مجموعهها شاخه ای از ریاضیات است که به مطالعه مجموعهها یا گردایه ای از اشیاء میپردازد نظریه رستهها که به صورت مجرد به مطالعه ساختارهای ریاضیاتی و ارتباطشان با هم میپردازد هنوز هم در حال تکوین است عبارت بحران بنیانهای ریاضیاتی به دوره ای تاریخی بین تا اشاره دارد که در آن دوره جستجویی برای یافتن بنیانی مستحکم برای ریاضیات انجام شد اختلاف نظرها در مورد بنیانهای ریاضی تا زمان کنونی هم ادامه دارد این بحران با یک سری بحثها تحریک شد از جمله این بحثها بحث بر سر نظریه مجموعههای کانتور و جدال هیلبرت براور بود دغدغهٔ منطق ریاضیاتی ایجاد چارچوب مستحکم اصول موضوعه ای برای ریاضیات است منطق ریاضی الزامات چنین چارچوبی را مطالعه میکند مثلاً قضایای عدم کمال گودل بهطور ضمنی میگویند که هر نظام صوری اگر معنا دار باشد یعنی تمام قضیههایی که میتوان آنها را اثبات کرد درست باشند الزاماً ناکامل اند یعنی قضیای درستی هستند که نمیتوان آنها را در این سیستم اثبات کرد گودل نشان داد که هر گردایه متناهی از اصول موضوعههای نظریه اعداد را به عنوان اصول موضوعه در نظر بگیریم میتوان یک جمله صوری ساخت که از نظر حقایق نظریه اعداد صحیح باشد ولی از این اصول موضوعه بدست نیایند لذا در نظریه اعداد هیچ نظام صوری که از نظر اصول موضوعه ای کامل باشد وجود ندارد منطق نوین به چند بخش تقسیم میشود نظریه بازگشت نظریه مدل و نظریه اثبات و ارتباط نزدیکی با علوم کامپیوتر و نظریه رستهها دارد در زمینهٔ نظریه بازگشت عدم امکان وجود سیستم اصول موضوعه ای کامل را میتوان به صورت صوری از طریق پیامدهای قضیه نشان داد علوم کامپیوتر شامل نظریه محاسبه پذیری نظریه پیچیدگی محاسباتی و نظریه اطلاعات است نظریهٔ محاسبه پذیری محدودیتهای مدلهای مختلف نظری رایانهها را بررسی میکند که شامل بسیاری از مدلهای شناخته شده چون ماشین تورینگ میشود نظریه پیچیدگی به مطالعهٔ رام پذیری حل مسائل در رایانه میپردازد برخی مسائل وجود دارند که با وجود این که از لحاظ نظری توسط رایانه قابل حل هستند اما در عمل هزینه حل کردنشان از نظر زمان یا فضا زیاد است و عملاً با وجود پیشرفتهای سریع سختافزاری در دنیای کامپیوتر حل آنها به نظر نامعقول میآید یک مسئله مشهور در این وادی مسئلهٔ است که برای حل آن جایزهٔ مسائل هزاره تعیین شدهاست در نهایت نظریه اطلاعات با حجمی از دادهها سر و کار دارد که بتوان آنها را بر روی یک وسیله خاص ذخیره کرد پس این علم با مفاهیمی چون فشرده سازی و انتروپی سروکار دارد مطالعهٔ کمیت با اعداد آغاز میگردد ابتدا مطالعهٔ اعداد طبیعی و اعداد صحیح و عملیات حسابی روی آنها که در شاخه حساب انجام میگردد خواص عمیقتر اعداد در نظریه اعداد صورتی میپذیرد که قضایای معروفی چون آخرین قضیه فرما از آن بیرون میآید اعداد اول دوقلو و حدس گلدباخ دو تا از مسائل لاینحل نظریه اعدادند با پیشرفت دستگاه اعداد اعداد صحیح به عنوان زیر مجموعه ای از اعداد گویا کسر ها شناخته شدند خود اعداد گویا زیر مجموعهٔ اعداد حقیقی میباشند که از آنها برای نمایش مفهوم کمیتهای پیوسته استفاده شدهاست خود اعداد حقیقی زیر مجموعهٔ اعداد مختلط اند اینها اولین قدمها در سلسله مراتب اعداد میباشد که شامل چهارگانها و هشتگانها میباشد با در نظر گرفتن اعداد طبیعی میتوان به اعداد ترامتناهی رسید که مفهوم بی نهایت بودن را صوری میکنند بر اساس قضیه بنیادی جبر تمام جوابهای چند جمله ایهای تک متغیره با ضرایب مختلط صرف نظر از درجهشان مختلط هستند یکی دیگر از قلمروهای مطالعاتی مربوط به اندازه مجموعهها میشود که در اعداد کاردینال توصیف گشتهاند مثل اعداد الف که امکان مقایسهٔ مجموعههای نامتناهی را با هم میدهند آنتوان دو سنتاگزوپری ژوئن ژوئیهٔ نویسنده و خلبان اهل فرانسه بود اگزوپری پس از مرگ تبدیل به قهرمان ملی فرانسه گردید سنتاگزوپری در شهر لیون و در یک خانوادهٔ کاتولیک و نخبهسالار متولد گردید شجرهنامهٔ این خانواده تا چندین قرن قدمت داشت او سومین فرزند از فرزند مارتن لوی ماری دو سنتاگزوپری و ویکنتس آندره لوییز ماری دو فونسکلمب بود سنتاگزوپری برندهٔ جوایز ادبی معتبر فرانسه و همچنین برندهٔ جایزهٔ کتاب ملی آمریکا گردید عمده شهرت وی به واسطه کتاب شازده کوچولو و نوشتههای تغزلی او با عنوان زمین انسانها و پرواز شبانه است آثار او از جمله کتاب شازده کوچولو به زبان و گویش ترجمه شدهاست به هنگام گشایش جبهه دوم و پیاده شدن قوای متفقین در سواحل فرانسه بار دیگر با درجه سرهنگی نیروی هوایی به فرانسه بازگشت در ژوئیه برای پروازی اکتشافی برفراز فرانسه اشغال شده از جزیره کرس در دریای مدیترانه به پرواز درآمد و پس از آن دیگر هیچگاه دیده نشد دلیل سقوط هواپیمایش هیچگاه مشخص نشد اما در اواخر قرن بیستم و پس از پیدا شدن لاشه هواپیمایش اینطور بهنظر میرسد که برخلاف ادعاهای پیشین او هدف آلمانها واقع نشده است زیرا روی هواپیما اثری از تیر دیده نمیشود و احتمال زیاد میرود که سقوط هواپیما بهدلیل نقص فنی بوده است برای دیگر کاربردها ابن بابویه را ببینید گورستان یا آرامستان اِبنِ بابُوَیه نخستین گورستان شهر ری و دومین گورستان تهران است که بسیاری از مشاهیر ایران در آن دفن هستند نام این گورستان برگرفته از نام محمد بن بابُویه معروف به شیخ صدوق یکی از فقها و دانشمندان شیعه است که آرامگاه او در آن جا واقع شده است برج طغرل در شرق آرامگاه ابنبابویه در شهر ری واقع شده است و از آثار به جا مانده از دورهٔ سلجوقیان میباشد این گورستان وسعتی به میزان هکتار دارد بر اساس گزارشها و مستندات تاریخی پیش از زمان ناصرالدین شاه گورستان ابنبابویه کشتزار و باغ بسیار وسیعی بودهاست اما در پی کشف جسد سالم فردی در سردابی زیر آن باغ و به دست آمدن سنگی درون سرداب که آشکارا نشان میداد پیکر از آن شیخ صدوق است که بیش از سال پیش درگذشته است بیدرنگ بقعه شیخ صدوق بر آن مزار احداث میکنند به اعتقاد برخی کارشناسان بنای نخستین گورستان ابنبابویه به دوران سامانی برمیگردد و بعدها در اثر سیل تخریب شده است آرامگاه ابتدایی شیخ صدوق نیز در گذر زمان به خاطر حمله مغولان و جنگهای خوارزمشاهیان و تیموریان و همچنین به علت حوادث مختلف چندین مرتبه خراب و ویران شد بهگونهای که سرانجام تا پیش از کشف سالها در زیر تودههای خاک پنهان میماند پس از برپایی بقعهٔ شیخ صدوق افراد زیادی در اطراف آن به خاک سپرده شدند و مقبرههای بزرگ و باشکوهی هم اطراف آن احداث شد محمدرضا شاه پهلوی و محمد مصدق نیز هر دو وصیت کرده بودند در ابنبابویه دفن شوند از افراد مشهوری که در این گورستان دفن شدهاند میتوان به افراد زیر اشاره کرد از چهرههای سیاسی و مذهبی و نیز کشتهشدگان قیام تیر هم در این گورستان واقع است وزارت کشور طی آنچه از آن بهعنوان حفاظت و نگهداری این گورستان یاد شد در سال دستور منع دفن مردگان را در این محدوده صادر کرد پس از آن طرحهای بسیاری از سوی شهرداری برای عمران این گورستان پیشنهاد شد ولی سرانجام طی اجرای طرح احداث باغ مشاهیر با این استدلال که اجرای این طرح نیازمند از بین بردن مقبرهها و همسطحسازی زمین آرامگاه ابنبابویه است در حدود بهمعنای دقیقتر همه بجز سه تا مقبرهٔ خصوصی و خانوادگی با معماری زیبا که نمادی از هنر ایران را با قدمتی طولانی به تصویر درآورده بودند بهطور کامل تخریب شدند آرامگاه ابنبابویه بهخاطر داشتن این آرامگاههای بزرگ خصوصی و خانوادگی با عکسها آیینهوشمعدانها و اشیای دیگری که در آنها قرار شده بود به موزهای دیدنی از تاریخ معاصر ایران میمانست دراویش نیز که حتی تا چند سال پس از این ویرانی هنگام بزرگداشت عنقاء یکی از دراویش مدفون در ابنبابویه مراسم بزرگی برگزار میکردند مدتی بعد در اجرای آن با محدودیت جدی روبرو شدند در حال حاضر همان سه مقبرهٔ خانوادگی باقیمانده هم وضعیت مناسبی ندارند و این گورستان هماکنون تقریباً به صورت مسطح درآمده ولی از نظر رسیدگی در وضعیت مناسبی قرار ندارد در سال جهت توسعه بقعه شیخ صدوق تعدادی از سنگ قبرهای تاریخی این مجموعه تخریب شد که برای نمونه میتوان به سنگ هادی تجویدی و حسین کوهی کرمانی اشاره کرد توماس آلوا ادیسون مهندس مخترع و کارآفرین اهل ایالات متحده آمریکا بود او وسایل و دستگاههای متعددی را طراحی یا کامل کرد که مهمترین و معروفترین آنها لامپ رشتهای است درواقع او نوع خاصی از لامپ را ساخت و آن را به تولید انبوه رساند نه اینکه او مخترع لامپ رشتهای بودهباشد نخستین لامپ رشتهای در سال توسط همفری دیوی اختراع شد او فرزند هفتم و آخر خانواده بود پدرش ساموئل ادیسون شغلهای متعددی را آزمود از خرد کردن قطعات چوبی برای بامپوشها تا خیاطی و اداره میخانه هنگامی که ادیسون در دورهٔ ابتدایی درس میخواند مدیر مدرسه او را شاگرد کودنی میدانست و از مدرسه اخراج کرد ادیسون امتیاز اختراع را در ایالات متحده آمریکا بریتانیا فرانسه و آلمان به نام خود ثبت کرد از آنها امتیاز در ایالات متحده ثبت شدهاست البته بیشتر اختراعات وی تکمیلشدهٔ کارهای دانشمندان و مخترعان پیشین بودند و ادیسون کارمندان و متخصصان پرشماری در کنار خود داشت که در پیشبرد تحقیقات و به سرانجام رساندن نوآوریهایش او را یاری میکردند تلفن ماشین چاپ میکروفون گرامافون دیکتافون کینتوسکوپ نوعی دستگاه نمایش فیلم دینام موتور و لاستیک مصنوعی از جمله مواد و وسایلی هستند که ادیسون و همکارانش آنها را ابداع یا بهینه کردند ادیسون از نخستین مخترعانی بود که بسیاری از اختراعات خود را به تولید انبوه رساند او مدال لژیون دونور فرانسه را دریافت کرد در ادیسون که ادارهٔ راهآهن را ترک کرده بود سرپرست فنی یک مسسهٔ صرافی بزرگ در نیویورک شد و نخستین اختراع موفقش را که نوعی تلگراف چاپی بود به نام خود ثبت کرد تلگراف ادیسون برخلاف انواع رایج روز که علائم مورس را به صورت صداهای کوتاه و کشیده به گوش اپراتور میرساندند آنها را به شکل خط و نقطه بر روی نوار کاغذی چاپ میکرد او حق امتیاز اختراعش را در برابر دلار به مدیر صرافخانه واگذاشت و با پول آن در نیوآرک نیوجرسی یک کارگاه تحقیقاتی برای خود برپا کرد او آنجا علاوه بر تکمیل لوازم جانبی تلگراف یک سامانهٔ پیشرفتهٔ نمایشگر اطلاعات بورس را طراحی کرد که سود هنگفتی از آن بهدست آورد ادیسون مدتها فکر اینکه کارگاهش را به محل بازتر و بزرگتری منتقل کند در سر داشت با فراهم شدن سرمایهٔ کافی در در منطقهٔ منلو پارک نیوجرسی یک لابراتوار پژوهشی مجهز برپا کرد و گروهی از افراد لایق و مستعد را به همکاری فراخواند تأسیس این آزمایشگاه نقطهٔ عطفی در فعالیتهای ادیسون و از بزرگترین ابتکارهای او بهشمار میرود آزمایشگاه منلو پارک نیوجرسی نخستین مسسهای بود که تنها با هدف تولید و تکمیل ابداعات علمی برپا شد و آن را باید نمونهٔ اولیهٔ آزمایشگاههای تحقیقاتی بزرگی دانست که از آن پس تمام صنایع مهم در کنار کارگاههای خود برپا کردند در سایهٔ نظارت و سازماندهی توماس ادیسون و کار گروهی کارمندان وی صدها اختراع کوچک و بزرگ در این مسسه به ثمر رسیدند که البته همگی به نام ادیسون تمام شدند ادیسون لامپ حبابی را اختراع نکرد زیرا پیش از وی این لامپ اختراع شده بود او در با استفاده از یک رشته از بامبوی زغالاندود کربنیزه یک طرح قابل پیادهسازی و تولید برای لامپ حبابی پیش نهاد یک سال بعد جوزف سوان یک ساختار کارآمدتر را با استفاده از رشتهٔ سلولوزی پیش نهاد سابقهٔ سیستم روشنایی الکتریکی به میانه قرن نوزدهم میرسد در هاینریش گوبل نخستین لامپ برق را اختراع کرد که حدود چهارصد ساعت نور میداد اما آن را ثبت نکرد پس از وی جیمز وودوارد ویلیام سایر متیو ایوانز و جوزف سوان مدلهای دیگر چراغ الکتریکی را پیش نهادند کمی پیش از آنکه ادیسون نیز وارد این عرصه شود والیس صنعتگر آمریکایی نوعی چراغ برق را روانهٔ بازار کرده بود که نمونهای از آن به دست ادیسون رسید دستگاه والیس از چارچوبی با یک حباب و دو میلهٔ فلزی متحرک که به هر کدام تکه زغالی متصل بود تشکیل میشد عبور جریان برق از میلهها باعث میشد که دو قطعه زغال بسوزند و میانشان قوس الکتریکی درخشانی به رنگ آبی پدیدار شود این چراغ الکتریکی بازده کمی داشت مصرف برق آن زیاد و عمر زغالهایش کم بود با این حال ادیسون که به اهمیت اختراع والیس پیبرده بود تصمیم گرفت آن را اصلاح کند و به جای زغال مادهٔ مناسبتری بیابد که با برق کمتر مدت درازتری روشنایی بدهد و با گذشت زمان نسوزد و از بین نرود پس از یک سال تلاش و آزمایش صدها مادهٔ گوناگون ادیسون و همکارانش توانستند با خالی کردن هوای داخل حباب و استفاده از نخ معمولی زغالاندود کربنیزه لامپی بسازند که تا چهل ساعت نور بدهد این موفقیت اولیه موجب شد تا آنها با پشتکار بیشتری به کار خود ادامه دهند و وقتی توانستند عمر متوسط چراغ برق را به پانصد ساعت برسانند ادیسون دریافت که زمان مناسب برای نمایش آن فرا رسیدهاست البته نمونه لامپ ادیسون از سوی مخترعی بریتانیایی به نام جوزف سُوان تولید و در بریتانیا ثبت شدهبود و این ثابت میکند لامپ ادیسون چیز جدیدی نبود با این حال نباید تلاشهای ادیسون را در راستای گسترش این تکنولوژی نادیده گرفت او از روزنامهنگاران و سرمایهگذاران دعوت کرد تا در شب دسامبر برای دیدن اختراع جدیدش به منلو پارک نیوجرسی بیایند به دستور او آزمایشگاه و اطراف آن را با صدها لامپ برق آراستند بهطوریکه محوطهٔ منلو پارک نیوجرسی و جادهٔ منتهی به آن غرق در نور شده بود ادیسون میهمانان خود را با چیزی روبرو کرده بود که سابقه نداشت منظرهٔ لامپهای نورانی به شدت بر بازدیدکنندگان اثر گذاشت بهطوریکه وقتی ادیسون نقشهٔ خود را برای تأسیس یک کارخانهٔ بزرگ الکتریسیته در نیویورک مطرح کرد پیشنهادش با استقبال گرم سرمایهگذاران روبرو شد در ژانویه ادیسون درخواست ثبت امتیاز اختراع لامپ روشنایی الکتریکی را به ادارهٔ اختراعات آمریکا فرستاد اما درخواستش رد شد کارشناسان سازمان معتقد بودند که طراحی و ساخت لامپ ادیسون بر پایهٔ کارهای ویلیام سایر بودهاست بنابراین تنها امتیاز اختراع رشتهٔ زغالاندود پر مقاومت مادهٔ تولیدکنندهٔ نور لامپ به ادیسون رسید در فوریه وی یک پدیدهٔ مهم فیزیکی را کشف کرد که اکنون به اثر ادیسون معروف است دو سال پس از نمایش عمومی لامپ الکتریکی ساختمان کارخانهٔ مرکزی تولید برق به نام ایستگاه پرل استریت به پایان رسید و در چهارم سپتامبر همان سال نخستین سیستم توزیع نیروی الکتریسیته در جهان با ولتاژ ولت و مشتری در مرکز منهتن به دست ادیسون افتتاح شد چندی بعد ادیسون کوشید تا حق امتیاز لامپ برق را در بریتانیا از آن خود کند و بر رقیبش جوزف سووان که مستقل از ادیسون لامپ حرارتیِ رشتهٔ زغالاندود را اختراع کردهبود پیروز شود اما پس از یک دعوای حقوقی بیحاصل دو طرف با یکدیگر به توافق رسیدند و برای بهرهمند شدن از منافع اختراعشان در بریتانیا شرکت ادیسون را تأسیس کردند این شرکت در بخشی از کمپانی بزرگ جنرال الکتریک متعلق به ادیسون شد بیشتر اختراعات ادیسون حاصل تکمیل ایدههای دیگران و کار گروه بزرگی از تکنسینها و کارمندانی بود که زیر دست او به تحقیق و آزمایش میپرداختند لویس لاتیمر دستیار آفریقایی آمریکایی ادیسون که در پروژهٔ چراغ الکتریکی نقش مهمی داشت از جملهٔ این افراد است اگر امروز کمتر نامی از کسانی مانند او به میان میآید برای این است که ادیسون غالباً همکاران خود را در افتخار و اعتبار اختراعاتش سهیم نمیکرد با این همه بدون سازماندهی و خصوصاً همت بلند ادیسون دست یافتن به این همه موفقیت ممکن نبود نیکلا تسلا مخترع بزرگ و از همکاران ادیسون دربارهٔ روش او در حل مسائل مینویسد ادیسون خود نیز در اینباره گفتهاست تسلا مخترعی شایسته و بهترین کارمند ادیسون بود او ابتدا از طرف ادیسون مأمور شده بود تا راههای توسعهٔ سیستمهای جریان مستقیم را بررسی کند اما چون پس از پایان کار ادیسون تعهدات مالی خود را زیر پا گذاشت تسلا شرکت او را ترک کرد با پذیرش استعفای تسلا ادیسون اشتباه بزرگی کرد چرا که چندی بعد تسلا با کشف جریان متناوب در برابر امپراتوری ادیسون و سیستم جریان مستقیم او قد علم کرد او با حمایت جرج وستینگهاوس کارخانهدار معروف سامانههای چند فازی توزیع برق را برپایهٔ جریان متناوب کامل کرد که بسیار کارآمدتر از سیستم ادیسون بود با وجود تبلیغات منفی جنرال الکتریک جریان متناوب روز به روز رواج بیشتری یافت و سرانجام سلطه ادیسون بر صنایع الکتریکی پایان یافت در یکی از کارمندان شرکت ادیسون ویلیام کندی دیکسون نوعی دستگاه نمایش فیلم اختراع کرد که پنج سال بعد با نام تجاری کینهتوسکوپ متحرکنما در نیویورک به نمایش گذاشتهشد کینهتوسکوپ دستگاهی بود که هرکس از سوراخ آن به درون مینگریست و دستهای را میچرخاند تصاویر متحرکی را میدید این وسیله ابتدا بهعنوان مکمل گرامافون و برای رونق بخشیدن به بازار آن طراحی شده بود و هدف آن بود که با افزودن امکان تماشای عکس متحرک بر جذابیت گرامافون نزد خریداران افزوده شود با وجود اهمیت این اختراع ادیسون یا دیکسون را نمیتوان پایهگذار سینما دانست کینهتوسکوپ آنها بیشتر به ماشین شهر فرنگ شبیه بود و دریک زمان بیش از یک نفر نمیتوانست از آن استفاده کند چنین دستگاهی در عصر جدید که تودهٔ مردم به هیجان و سرگرمیهای دستهجمعی نیاز داشتند چندان به کار نمیآمد ایدهٔ بزرگ کردن تصاویر و بهکارگیری پردهٔ نمایش هرگز به ذهن ادیسون نرسید چون از اختراع کینهتوسکوپ هدف دیگری داشت حدود یک سال بعد لویی لومیر صنعتگر ثروتمند فرانسوی با ساختن دوربین فیلمبرداری و پروژکتور و افتتاح نخستین سالن سینما در گراند کافه پاریس دسامبر نخستین گامها را برای علاقهمند کردن مردم به این پدیدهٔ نو برداشت پس از چند سال سالنهای نمایش فیلم در اروپا و آمریکا آنقدر فراوان شده بود که ادیسون نیز چارهای جز پیوستن به این جریان و کنار گذاشتن سینمای تک نفرهاش ندید ادیسون در تبدیل سینما به رسانهای همگانی و صنعتی سودآور نقش مثری داشتهاست فیلم استاندارد میلیمتری با چهار روزنه در لبهٔ هر فریم که هنوز هم رایج است از یادگارهای ادیسون است وی همچنین مسس نخستین استودیوی فیلمسازی دنیا بلاک ماریا در ایالت نیوجرسی است نخستین فیلم کپیرایتشدهٔ تاریخ سینما با نام عطسهٔ فرد اُت در این استودیو ساخته شد همچنین فیلم فرانکنشتاین نیز در استودیو و شرکت فیلمسازی وی ساخته شدهاست ادیسون گفته بود که به خدا چنانکه در الهیات مطرح میشود باور ندارد و آنچه را که دیگران خدا میخوانند طبیعت مینامد اما باورمند به یک هوش برتر است همچنین وی ادیان را پوچ و توهم خوانده بود در اول فوریه ادیسون ساختمان بلک ماریا نخستین استودیوی تصاویر متحرک را در اورنج غربی نیوجرسی به پایان برد او کوشید تا اختراع دوربین فیلمبرداری را تماماً به خود نسبت دهد و حق استفادهٔ انحصاری از آن را به دست آورد اما در مارس ادعای او در یک دادگاه استیناف ایالات متحده رد شد در او در ترکیب فیلم و صدا تحقیقاتی کرد که به اختراع کینهتوفون انجامید این دستگاه که ترکیب ناجوری از کینهتوسکوپ و گرامافون استوانهای بود با استقبال مردم روبرو نشد در ژانویه ادیسون درخواست ثبت آخرین اختراع خود وسیلهٔ نگهدارندهٔ اشیاء هنگام آبکاری الکتریکی را به ادارهٔ ثبت اختراعات فرستاد اما پیش از دریافت پاسخ در همان سال و در سالگی درگذشت کارکرد اصلی زبان ایجاد ارتباط یعنی انتقال اطلاعات از شخصی به شخص دیگر است هر سیستم ارتباطی منحصربفردی یک زبان نامیده میشود اینکه دو سیستم باید چه مقدار با هم تفاوت داشته باشند تا زبانهای متفاوتی محسوب شوند را نمیتوان بهطور دقیق بیان کرد اما بهطور کلی اگر زبان دو نفر برای یکدیگر قابل فهم نباشد دو زبان متفاوت محسوب میشود دانش مطالعه و بررسی زبان زبانشناسی نامیده میشود زبانها در گروههایی به نام خانواده زبانی طبقهبندی میشوند زبانهایی که در یک خانواده قرار میگیرند از یک زبان مشترک ریشه گرفتهاند زبانهای هندواروپایی پرگویشورترین خانواده زبانی در دنیای امروز است که زبان فارسی نیز به آن تعلق دارد خانوادههای آفریقایی آسیایی شامل زبانهای سامی زبانهای چینی تبتی و بانتو از دیگر خانوادههای مهم زبانی هستند در سراسر دنیا حداقل زبان زنده وجود دارد در برخی از کشورها تعداد زبانهای زنده بیشتر از دیگر کشورها است زبان چینی با نفر گوینده پرشمارترین زبان دنیا بهشمار میرود زبان مجموعهای از نشانههای قراردادیست که در امتداد یک بعد زمان برای انتقال پیام استفاده میشود منظور از امتداد یک بعد این است که هر نشانه از پس نشانهٔ دیگری به نوبت میآید مجموعهٔ نشانهها در طول زمان مفهومی در ذهن انسان شکل میدهد ویژگیای که خاص زبان انسان یا آنچه بهطور اخص زبان میخوانیم میباشد این است که کلامی را که به زبان خاص بیان شدهاست میتوان دو بار تجزیه کرد در تجزیهٔ بار نخست کلام را میتوان به واحدهای معنایی کوچکتر و به بیان دقیقتر از لحاظ معنایی بسیط تجزیه کرد به این واحدها تکواژ میگویند در مرحلهٔ دوم هر تکواژ را میتوان به واحدهای کوچکتر آوایی تقسیم کرد که از لحاظ کاربرد آوایی بسیطاند و از نظر معنایی فاقد معنا به این جزءهای کوچکتر واج میگویند مثلاً جملهٔ بَرگ سَبز است را میتوان در تجزیهٔ بار نخست به سه تکواژ برگ سبز و است تجزیه کرد هر کدام از این اجزا تنها یک معنی را در ذهن تداعی میکنند و با شکستن به اجزای کوچکتر فاقد معنی میشوند پس بهاصطلاح از لحاظ معنایی بسیطاند در تجزیهٔ دوم این اجزا را میتوان به واحدهای آوایی بسیط تقسیم کرد مثلاً برگ را به چهار واحد واج ب َ ر و گ تجزیه کرد خاصیتی که زبان را از دیگر نظامهای قراردادی برای انتقال پیام متمایز میکند همین خاصیت تجزیهٔ دوگانهاست که تا حد واحدهای بدون معنا و تکرار شونده پیش میرود انسان موجودی اجتماعی است و یکی از مهمترین نیازهای انسان برقراری ارتباط با همنوعان و ایجاد رابطه تفهیم و تفاهم است و زبان مهمترین ابزار این ارتباط است زبان مجموعهای از نشانههای قراردادی است که بهوسیله آن مقصود خود را به دیگران میرسانیم در زبانشناسی به هر واژه یک نشانه میگویند این نشانهها صوتی یا نوشتاری یا اشارهای هستند بدین ترتیب زبان انسان به سه بخش تقسیم میشود سه الگوی زبانی انسان زمانی رسید که مردم برای ارتباط با یکدیگر و انجام تجارت و خرید و فروش کالا به یک زبان واحد نیاز پیدا کردند و تصمیم گرفتند زبان انگلیسی را به عنوان زبان بینالمللی معرفی کنند به خاطر نفوذ بریتانیا و آمریکا در دنیا تصمیم بر این شد که انگلیسی را زبان واحد انتخاب کنند ولی در بررسی بیشتر میتوان به این موضوع اشاره کرد که از لحاظ ساختاری زبان انگلیسی زبانی بسیار ساده است هماکنون بسیاری از افراد در دنیا به زبان انگلیسی تسلط دارند و بسیاری هم در حال یادگیری این زبان هستند زبانهایی مانند زبان اسپرانتو مختصا برای ارتباط بینالمللی طراحی شدهاند زبان اسپرانتو زبانی ساده منطقی و بیطرف است دانش بررسی زبان به سدههای پیش برمیگردد و کهنترین نمونهٔ بررسی سامانمند زبان از هندوستان است در آنجا شخصی به نام پانینی در سدهٔ پیش از میلاد به مطالعهٔ جامع و علمی زبان سانسکریت پرداخت و اصول استواری از زبانشناسی را بنیان نهاد وی مفاهیمی مانند واج تکواژ و غیره را سدههای پیشتر از زبانشناسان غربی درک و توصیف کرد در خاورمیانه سیبویه زبانشناس برجستهٔ ایرانی اواخر عمرش توصیفی جامع و زبانشناسانه از زبان عربی در شاهکار خود به نام دستورنامه به دست داد وی در این کتاب نظریهٔ آواشناسی و واجشناسی ویژهای پدیدآورد در غرب پیشرفت دانش ریاضیات و دیگر سیستمهای مشخص در سدهٔ بیستم میلادی منجر به کوشش دانشوران در مطالعهٔ علمی زبان به عنوان یک نشانهٔ معنائی شد این کوششها به پیدایش رشتهای از دانش به نام زبانشناسی انجامید که بنیانگذار آن فردینان دو سوسور است نوام چامسکی از زبانشناسانیست که نظریاتش انقلابی در این رشته به وجود آوردند او معتقدست اصول و خصوصیات زبان در انسان ذاتی و بهطور ارثی برنامهریزی شده است و محیط پیرامون کودک تنها نقش محرک را برای یادگیری زبان مادری ایفا میکند کودک مجموعهٔ محدودی از اطلاعات را از محیط زبانی خویش میگیرد و خود قادرست ترکیبات جدیدی بسازد نظریهپردازان پیشتر معتقد بودند زبان مادری تنها از راه شنیدن گفتار اطرافیان و به صورت اکتسابی وارد مغز کودک میشود به انتقال پیامهای غیر زبانی میان افراد که توسط اعضای بدن و حرکات صورت انجام میگیرد زبان بدن میگویند بر اساس برخی از تعاریف زبان منقرضشده به زبانی گفته میشود که دیگر هیچ گویشوری ندارد درحالیکه زبان مرده زبانیست که دیگر کسی آن را به عنوان زبان اصلی خود صحبت نمیکند بر روی یک الفبا گفته میشود منظور از الفبا مجموعهای از نمادهای زبانست و عبارت یک رشته بر روی الفبا به یک توالی متناهی از سمبلهای الفبا اشاره دارد برخی از افراد یا گروهها به خاطر دلایل شخصی کاربردی ایدئولوژیکی یا برای آزمایش زبانهای فراساخته مصنوعی خود را پدیدآوردهاند زبانهای کمکی فرامرزی بینالمللی اغلب زبانهای فراساختهای هستند که سعی شدهاست سادهتر از زبانهای طبیعی باشند سایر زبانهای فراساخته به گونهای ایجاد شدهاند که منطقیتر از زبانهای طبیعی باشند از نمونههای مشهور این زبانها زبان لژبن است برخی از نویسندگان از جمله تالکین با هدفهایی چون ادبیات هنر یا دلایل شخصی زبانهای تفننی آفریدهاند در سالهای اخیر طرفداران مجموعه تلویزیونی پیشتازان فضا زبان نژاد کلینگان که دارای دستور زبان و واژگان ویژه خود است را گسترش دادهاند زبان اسپرانتو نیز زبانی علمی یا فراساخته است این زبان توسط لودویک لازاروس زامنهوف ساخته شد اسپرانتو به علت ساختار علمی و آسان خود مورد توجه متفکران و دانشمندان با ملیتهای گوناگون قرار گرفته و به خاطر ویژگیهای منحصربهفرد آن سازمان علمی فرهنگی و تربیتی سازمان ملل متحد یونسکو در سال میلادی به اتفاق آرا آن را به عنوان زبان بینالمللی و بیطرف به رسمیت شناخت و آموزش اسپرانتو را به تمامی کشورهای عضو خود توصیه کرد اَختَرشناسی ستارهشناسی یا نجوم به دانش بررسی موقعیت تغییرات حرکت و ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی اشیاء آسمانی از جمله ستارهها سیارهها دنبالهدارها کهکشانها و رویدادهای آسمانی مانند شفق قطبی و تابش زمینهٔ کیهانی گفته میشود که منشأ آنها در خارج از جو زمین است اخترشناسی با رشتههایی همچون کیهانشناسی فیزیک شیمی و فیزیکِ حرکت ارتباط تنگاتنگ دارد اگر فقط ستارهها مطالعه شوند به آن اخترشناسیِ ستارهای گفته میشود اخترشناسی یکی از قدیمیترین علوم است اخترشناسان در تمدنهای اولیهٔ بشری بهدقت آسمان شب را بررسی میکردند و ابزارهای سادهٔ اخترشناسی از همان ابتدا شناختهشده بودند با اختراع تلسکوپ تحولی عظیم در این رشته ایجاد شد و دوران اخترشناسی جدید آغاز شد در قرن بیستم رشتهٔ اخترشناسی به دو رشتهٔ اخترشناسی رصدی و اخترشناسی نظری تبدیل شد در اخترشناسی رصدی بهدنبال گردآوری دادهها و پردازش آنها و همچنین ساخت و نگهداری ابزارهای اخترشناسی هستیم در اخترشناسی نظری بهدنبال کسب اطمینان از صحت نتایج بهدستآمده از مدلهای تحلیلی و تحلیلهای رایانهای هستیم این دو رشته یکدیگر را تکمیل میکنند به این ترتیب که کار اخترشناسی رصدی ارائه شرحی بر رصدها و وظیفه اخترشناسی نظری اثبات عملی نتایج پیشبینیشده در نظریههاست با استفاده از یافتههای اخترشناسی میتوان نظریههای بنیادین فیزیک مانند نظریهٔ نسبیت عام را آزمایش کرد در طول تاریخ اخترشناسان آماتور در بسیاری از کشفهای مهم اخترشناسی نقش داشتهاند و اخترشناسی یکی از محدود رشتههایی است که در آن افراد آماتور نقشی بسیار فعال دارند و مخصوصاً در کشف و مشاهدهٔ پدیدههای گذرا و محلی امیدوارکننده ظاهر شدهاند علم اخترشناسی مدرن را نباید با علم احکام نجوم طالعبینی یا اخترگویی مقایسه کنیم چرا که در طالعبینی یا اخترگویی اعتقاد بر آن است که امور انسانها با موقعیت اجرام سماوی در ارتباط است اگرچه اخترشناسی و طالعبینی یا اخترگویی دو رشتهای هستند که منشأ یکسانی داشتهاند اما بیشترِ اندیشمندان بر این باورند که این دو رشته از هم جدا شدهاند و تفاوتهای بسیاری بین آنها وجود دارد در گذشته در زبان پارسی میانه از واژهٔ کونداگیه برای اشاره به چیزی که امروزه ما نجوم مینامیم استفاده میشد با توجه به معنای واژه اخترشناسی به مطالعهٔ اجسام خارج از جو زمین و ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آنها اشاره میکند و واژهٔ اخترفیزیک به شاخهای از اخترشناسی اشاره میکند که با رفتار ویژگیهای فیزیکی و فرآیند دینامیکیِ اجسام و پدیدههای آسمانی سروکار دارد درحدود صد و پنجاه سال پیش از میلاد هیپارخوس تا پیش از میلاد فاصلهٔ زمین تا ماه را برحسب قطر زمین بهدستآورد او روشی را بهکار برد که یک قرن پیش از او جسورترین اخترشناس یونانی آریستارخوس پیشنهاد داده بود آریستارخوس متوجه شده بود که انحنای سایهٔ زمین وقتی که از ماه میگذرد باید ابعاد نسبیِ زمین تا ماه را نشان دهد با پذیرش این نظر و به کمک روشهای هندسی میتوان فاصلهٔ زمین تا ماه را برحسب قطر زمین محاسبه کرد برای تعیین فاصلهٔ خورشید نیز آریستارخوس یک روش هندسی را بهکار برد که ازنظر تئوری درست بود اما نیاز به اندازهگیری زاویههایی چندان کوچک داشت که جز با استفاده از فناوری ممکن نبود هرچند که ارقام او درست نبود اما او نتیجه گرفت که خورشید دستکم باید هفت برابر بزرگتر از زمین باشد و بنابراین اندیشهٔ گردش خورشید به دور زمین هِلیوسِنتِریسم را که در آن زمان باورِ رایج بود نادرست دانست ستارهشناسان بعدی حرکات اجرام آسمانی را برمبنای این نظریه مطالعه کردند که زمین ساکن است و در مرکز عالم جِئوسنتِریسم قرار دارد نفوذ و سلطه این نظریه تا سال یعنی تا زمانی که کپرنیک کتاب خود را منتشر کرد و با پذیرش عقیده آریستارخوس زمین را برای همیشه از مرکز جهان بودن بیرون راند حاکم بود یکی دیگر از روشهایی که با آن میتوان فاصلههای کیهانی را محاسبه کرد استفاده از روش اختلاف منظر است روش دیگر استفاده از مثلثات است بطلمیوس با استفاده از مثلثات توانست فاصله راه را از روی اختلاف منظر آن تعیین کند و نتیجهاش با رقم پیشین که ابرخس بدست آورده بود تطبیق میکرد البته امروزه روشهای مختلف دیگری که خیلی دقیقتر از روشهای فوق است فاصله خورشید از زمین را بهطور متوسط تقریباً برابر میلیون کیلومتر به دست میدهد این فاصله میانگین را واحد نجومی با علامت اختصاری مینامند و فاصلههای دیگر سامانه خورشیدی را با این واحد میسنجند با گسترش روزافزون علم و ساخت تلسکوپهای دقیق دانشمندان در اندازهگیری ابعاد جهان روز به روز به نتایج جدیدتری نائل میشدند با ساخته شدن و گسترش این وسایل اندازهگیری دید بشر نسبت به جهان نیز تغییر یافت مثلاً با چشم غیرمسلح تقریباً میتوانیم در حدود هزار ستاره را ببینیم اما اختراع تلسکوپ ناگهان آشکار کرد که این فقط جزئی از جهان است هر چند با به وجود آمدن وسایل دقیق اندازهگیری دانش نیز نسبت به جهان هستی گسترش پیدا میکرد اما نظریههای مختلفی توسط دانشمندان ارائه میگردد از جمله دانشمندانی که نسبت به ارائه این نظریهها اقدام کردند میتوان به ویلیام هرشل ستارهشناس آلمانیتبار انگلیسی یاکوبوس کورنلیس کاپیتن اخترشناس هلندی شارل مسیه و ادوین هابل و اشاره کرد سرانجام بعد از تحقیقات گسترده توسط پیچیدهترین تلسکوپها دانشمندان دریافتند که غیر از کهکشان ما کهکشانهای دیگری نیز وجود دارد کهکشانهایی وجود دارند که جرم آنها بیشتر از کهکشان ماست بر اساس مقیاس جدید فاصلهها سن زمین حد اقل میلیارد سال است و این حد با حدسیات زمین شناسان در مورد سن زمین مطابقت دارد همچنین تلسکوپهای جدید وجود خوشههای کهکشانی را نشان میدهد کهکشان ما نیز ظاهراً جزئی از یک خوشه محلی است که شامل ابرهای ماژلان کهکشان امرأ المسلسله و سهها کهکشان کوچک نزدیک آن و چند کهکشان کوچک دیگر هست که روی هم رفته نوزده عضو را تشکیل میدهند اگر کهکشانها خوشهها را و خوشهها نیز خوشههای بزرگتری را تشکیل میدهند آیا میتوان گفت که جهان و به تبع آن فضا تا بینهایت گسترده شدهاست یا اینکه چرا برای جهان و چه برای فضا انتهایی وجود ندارد در هر حال دانشمندان با وجود اینکه با تخمین میتوانند تا فاصله میلیارد سال نوری چیزهایی را تشخیص دهند ولی هنوز هم نشانهای از پایان جهان پیدا نکردهاند طی دوران رنسانس نیکلاس کوپرنیک نظریه خورشیدمرکزی را با نام نظریه مرکزیت کوپرنیک یا برای سامانه خورشیدی منظومه شمسی پیشنهاد کرد گالیلئو گالیله و یوهانِس کِپلِر پیشنهاد وی را گسترش دادند و آن را اصلاح کردند گالیله تلسکوپ را اختراع کرد تا بتواند مشاهدات خود را به صورت دقیق تری انجام دهد کپلر اولین کسی بود که با بیان اینکه خورشید در مرکز قرار دارد و بقیه سیارهها به دور آن میچرخند مدل تقریباً کاملی را ارائه کرد با این وجود کپلر نتوانست برای قوانینی که ارائه نمود نظریهای تهیه کند در نهایت ایزاک نیوتن با ارائه مکانیک سماوی و قانون گرانش حرکت سیارهها را توصیف کرد نیوتن مخترع تلسکوپ بازتابی است کشفیات جدید باعث شد که ابعاد و کیفیت تلسکوپ بهبود بیابد نیکلاس لوییس لاسیل نقشههای بیشتری از موقعیت ستارگان در فضا را ارائه نمود ویلیام هرشل نقشه گستردهای از خوشههای سماوی و تهیه کرد و در سال توانست سیارهٔ اورانوس را کشف کند که اولین سیاره کشف شده توسط انسان محسوب میشود در سال برای اولین بار فردریش بسل فاصله ستاره دجاجه را مشخص کرد در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی توجه دانشمندانی چون لئونارد اویلر الکسیس کلاد کلایرات و ژان دالمبر به مسئله سه جسمی باعث شد پیشبینیهای دقیق تری در مورد حرکت ماه و ستارگان انجام شود ژوزف لویی لاگرانژ و پیر سیمون لاپلاس این کار را تکمیل کردند و میزان انحراف اقمار و سیارهها از وضعیت اصلیشان را تخمین زدند با اختراع طیفسنج و عکاسی افقهای جدیدی به روی اخترشناسی باز شد در طی سالهای و یوزف فون فراونهوفر در طیف نور خورشید حدود نوار را مشاهده کرد و در سال گوستاو کیرشهف این نوارها را به حضور عناصر مختلف در جو خورشید نسبت داد معلوم شد که بقیه ستارگان به ستاره سامانه خورشیدی خورشید شباهت زیادی دارند اما در ابعاد مختلف و با دماها و عناصر درونی متفاوتی دیده میشوند قرار داشتن زمین در کهکشان راهشیری به عنوان مجموعهای از ستارهها و سیارهها در قرن بیستم کشف گردید و همزمان وجود دیگر کهکشانهای خارجی در فضا تأیید شد و بلافاصله پدیده انبساط جهان عامل اصلی وجود فاصله زیاد بین زمین و دیگر کهکشانها اعلام شد همچنین در اخترشناسی مدرن وجود اجرام خارجی زیادی مانند اختروشها و کهکشانهای رادیویی را تأیید کرد و با استفاده از این مشاهدات نظریههای فیزیکی ارائه نمود که برخی از آنها این اجرام را براساس اجرام دیگر مانند ستارههای نوترونی و سیاهچالهها توصیف میکنند کیهانشناسی فیزیکی در طی قرن میلادی پیشرفتهای زیادی را تجربه کرد و نظریه مهبانگ بیگ بنگ یا انفجار بزرگ براساس شواهد کشف شده در علوم اخترشناسی و فیزیک مانند تابش زمینهای ریزموج کیهانی قانون هابل و هستهزایی مهبانگ قوت یافت در بابل و یونان باستان اخترشناسی بیشتر اخترسنجی بود و موقعیت ستارهها و سیارهها در آسمان مورد توجه زیادی قرار داشت بعدها تلاشهای اخترشناسانی چون آیزاک نیوتن و یوهانس کپلر علم مکانیک سماوی را پدیدآورد و اخترسنجی بر پیشبینی حرکت آن دسته از اجرام سماوی که میانشان نیروی جاذبه گرانشی وجود داشت تمرکز یافت این پیشرفت بهطور خاص در مورد سامانه خورشیدی به کار گرفته شد امروزه موقعیت و حرکت اجرام به آسانی تعیین میشود و اخترشناسی مدرن بر مشاهده و درک طبیعت فیزیکی اجرام سماوی تأکید دارد منبع اصلی ما برای به دست آوردن اطلاعات دربارهٔ اجرام آسمانی نور یا همان امواج الکترومغناطیسی است که از این اجرام به ما میرسد بخشی از این امواج را میتوان از سطح زمین رصد کرد در حالیکه بخشی دیگر تنها در ارتفاعات بالا یا خارج از جو زمین قابل رصد هستند اخترشناسی رصدی را میتوان بر پایه قسمتی از طیف الکترومغناطیس که در آن مورد استفاده قرار میگیرد به رشتههای زیر تقسیمبندی کرد طیف الکترومغناطیسی میتواند اطلاعات زیادی راجع به اخترشناسی را در اختیارمان قرار دهد در بخشهایی از طیف که فرکانس اندک است اخترشناسی رادیویی ساطع شدن امواجی با طول موجهای میلیمتری و دکامتری را کشف میکند گیرندههای رادیو تلسکوپی همانند گیرندههای رادیویی معمولی هستند اما حساسیت بسیار زیادی دارد مایکرویوها بخش میلیمتری طیف رادیویی را تشکیل میدهند و در مطالعات تشعشعات مایکروویو پس زمینه کیهان کاربرد وسیعی دارند در اخترشناسی فروسرخ با آشکارسازی و تحلیل امواج فروسرخ با طول موجی بزرگتر از طول موج قرمز سروکار داریم معمولاً برای این کار از تلسکوپ استفاده میشود اما در کنار آن به یک آشکارساز حساس نیز احتیاج داریم بخار آب موجود در جو زمین امواج فروسرخ را جذب میکند و بنابراین مراکز مشاهده امواج فروسرخ میبایست در مکانهای بلند و خشک یا خارج از جو کره زمین ساخته شوند تلسکوپهای فضایی به انتشار گرما در جو زمین شفافیت جو زمین حساس نیستند و وقتی از آنها استفاده میکنیم دیگر با دردسرهای مشاهده در طول موجهای فروسرخ روبرو نمیشویم مشاهدات فروسرخ در مشاهده مناطقی از کهکشان که پوشیده از گرد و غبار هستند بسیار کارآمد هستند در طول تاریخ اغلب دادههای اخترشناسی با استفاده از اخترشناسی نور تهیه شدهاند در اخترشناسی نور با استفاده از عناصر نوری مانند آینه عدسی آشکارسازهای و فیلمهای عکاسی طول موجهای نور را در محدوده فروسرخ تا فرابنفش بررسی میکنیم نور مرئی طول موجهایی که توسط چشم انسان دیده میشوند و در محدوده تا نانومتر قرار دارند در میانه این محدوده قرار دارد تلسکوپ مهمترین ابزار مشاهدات اخترشناسی است که دارای طیف نگار و دوربینهای الکترونیکی است برای مشاهده منابع پرانرژی از اخترشناسی انرژی بالا کمک میگیریم که اخترشناسی اشعه اخترشناسی پرتو گاما اخترشناسی فرابنفش و همچنین مطالعات مربوط به نوترینوها و پرتوهای کیهانی را شامل میشود اخترشناسی رادیویی و نوری با استفاده از رصدخانههای زمینی انجام میشود زیرا در این طول موجها جو زمین به اندازه کافی شفاف است جو زمین در طول موجهای مورد مطالعه در اخترشناسی اشعه اخترشناسی پرتو گاما اخترشناسی و اخترشناسی فرا فروسرخ به جز در مورد چند پنجره طول موج شفافیت کافی را ندارد و بنابراین تحقیقات و مشاهدات در مورد این علوم باید از طریق بالنهای تحقیقاتی یا رصدخانههای فضایی صورت پذیرد پرتوهای قوی اشعه گاما براساس رگبارهای هوایی عظیمی که تولید میکنند شناسایی میشوند و مطالعه پرتوهای کیهانی زیرمجموعهای از اخترشناسی محسوب میشود یکی از قدیمیترین زمینههای تحقیقاتی در علم اخترشناسی و همه علوم عالم اندازهگیری موقعیت و مکان اجرام سماوی در آسمان است همواره در طول تاریخ درک مناسب از موقعیت خورشید ماه ستارگان و سیارات در تعیین موقعیت افراد بر روی زمین ملوانان و کشتیها نقش داشتهاست اندازهگیری دقیق موقعیت مکانی سیارات به درک ما از نظریه انحراف وسعت داده و اکنون میتوانیم در مورد گذشته و آینده سیارات با دقت زیاد اظهارنظر کنیم علمی که به این مباحث میپردازد را علم مکانیک اجرام آسمانی گویند امروزه با ردیابی اجرام آسمانی در نزدیکی زمین میتوانیم احتمال برخورد این اجرام با یکدیگر یا جو زمین را بررسی کنیم اندازهگیری میزان سرعت زاویهای ستارههای نزدیک به کره زمین یکی از اساسیترین کارها در تعیین نردبان فاصله کیهانی است که برای اندازهگیری مقیاس جهان طراحی شدهاست اندازهگیری سرعت زاویهای ستارههای مجاور عامل مهمی در آگاهی از ویژگیهای ستارههای دور محسوب میشود چرا که این ویژگیها قابل مقایسه هستند محاسبه سرعت شعاعی و حرکت واقعی سینماتیک حرکت این مجموعه اجرام در کهکشان راه شیری را آشکار میسازد همچنین از یافتههای اخترشناسی در اندازهگیری توزیع ماده تیره در کهکشان استفاده میشود در دهه میلادی روش اخترشناسی که در محاسبه تکانههای ستارگان به کار میرفت باعث کشف سیارههایی از خارج از سامانه خورشیدی شد که به دور خورشید گردش میکنند اخترشناسان نظری از ابزارهای مختلفی مانند مدلهای تحلیلی و شبیهسازیهای عددی محاسباتی استفاده میکنند هر یک از این ابزارها مزیتهای خاص خود را دارد بهطور کلی مدلهای تحلیلی برای به دست آوردن فهم بهتری از آنچه در یک فرایند اتفاق میافتد مناسب است کاربرد مدلهای عددی نیز بیشتر برای پیشبینی و مشخص کردن آثار و نتایج هر چند غیرقابل مشاهده باشند فرایند است نظریه پردازان تلاش میکنند مدلهای نظری جدیدی خلق کنند و بر اساس آنها پدیدههای تجربی حاصل از نتایج آن مدلها را پیشبینی کنند مشاهده تجربی پدیدهای که قبلاً توسط یک مدل پیشبینی شدهاست اخترشناسان را قادر میکند از بین مدلهای مختلف موجود در آن زمینه که گاه با هم متناقض هم هستند بهترین مدلی را که قادر به توضیح آن پدیده باشد انتخاب کنند نظریه پردازان همچنین تلاش میکنند مدلهای جدیدی ارائه دهند یا مدلهای موجود را به نحوی تغییر دهند که با دادههای جدید نیز سازگار باشند اگر بین دادههای تجربی به دست آمده و نتایج یک مدل تناقض باشد معمولاً سعی میشود که با اعمال تغییرات اندکی در آن مدل نتایج آن را با دادهها سازگار کرد گاهی نیز میزان دادههای متناقض با نتایج یک مدل به مرور زمان آن قدر زیاد میشود که آن مدل به کلی کنار گذاشته میشود برخی از پدیدههایی که اخترشناسان نظری به ارائه مدل برای آنها میپردازند عبارتند از دینامیک ستارهها تکامل ستارهها شکلگیری و تکامل کهکشانها نحوهٔ توزیع ماده در ساختار بزرگ مقیاس جهان منشأ پرتوهای کیهانی نسبیت عام و کیهانشناسی فیزیکی شامل کیهانشناسی بر اساس نظریه ریسمان و اخترفیزیک ذرهای نسبیت عام در اخترفیزیک به عنوان ابزاری برای سنجش خصوصیات ساختارهای بزرگ مقیاس که در آنها گرانش نقش مهمی در ایجاد پدیدههای فیزیکی دارد به کار میرود همچنین به عنوان مدل پایه برای مطالعهٔ سیاهچالهها و امواج گرانشی به کار میرود در اخترشناسی برخی مدلها و تئوریها به صورت گستردهای مورد پذیرش هستند این مدلها عبارتند از مهبانگ تورم کیهانی مادهٔ تاریک و تئوریهای بنیادی فیزیک که در حال حاضر همهٔ آنها در مدل استاندارد مهبانگ گنجانده شدهاند چند نمونه از فرایند خلق مدل توسط اخترشناسان با استفاده از قوانین فیزیکی و به کمک ابزارهای تجربی و توضیح و پیشبینی پدیدهها بر اساس این مدلها در جدول زیر آمدهاست ماده تاریک و انرژی تاریک موضوعات مهم و برجستهٔ علم اخترشناسی در حال حاضر هستند که در هنگام مطالعهٔ کهکشانها کشف شدند و جنجال پیرامون آنها آغاز شد خورشید ستارهای است که بیشترین تحقیقات علمی بر روی آن تمرکز یافتهاست خورشید یک ستارهٔ کوتولهٔ رشته اصلی از ردهٔ است و حدود میلیارد سال عمر دارد خورشید ستارهای متغیر نیست اما در فعالیت آن تغییرات متناوبی صورت میگیرد که به چرخهٔ لکههای خورشیدی معروف است در این چرخه در هر سال در تعداد لکههای خورشیدی نوساناتی رخ میدهد لکههای خورشیدی نواحی هستند که دمای آنها کمتر از دمای میانگین خورشید است و فعالیتهای مغناطیسی شدیدی در این مکانها رخ میدهد از زمانی که خورشید وارد مرحلهٔ رشته اصلی شده تاکنون درصد به درخشندگی آن افزوده شدهاست درخشندگی خورشید تغییراتی دورهای نیز دارد که میتواند تأثیر قابل ملاحظهای روی کره زمین داشته باشد به عنوان نمونه تصور میشود کمینه ماندر باعث ایجاد پدیده عصر یخبندان کوچک در قرون وسطی شدهاست سطح خارجی و قابل رویت خورشید را نورسپهر گویند بالای این لایه منطقهٔ باریکی به نام فامسپهر قرار دارد این قسمت هم توسط یک منطقهٔ گذرا که دمای آن به سرعت افزایش مییابد احاطه شده و در نهایت تاج خورشیدی که بسیار داغ است قرار دارد در مرکز خورشید هستهٔ آن قرار دارد که در آن دما و فشار کافی برای وقوع پدیده همجوشی هستهای وجود دارد بالای هسته ناحیه تابشی قرار دارد در این ناحیه پلاسما انرژی را به صورت تابش از خود عبور داده و منتقل میکند بالای این قسمت ناحیه همرفتی قرار دارد در این بخش ماده به صورت گازی است و انرژی بیشتر از طریق همرفت جابجایی فیزیکی گاز منتقل میشود دانشمندان اعتقاد دارند جابهجایی جرم در ناحیه همرفتی عامل ایجاد فعالیتهای مغناطیسی است که باعث تولید لکههای خورشیدی میشوند در این شاخه از اخترشناسی سیارهها قمرها سیارههای کوتوله دنبالهدارها سیارکها و دیگر اجرام سماوی که به دور خورشید میچرخند و همچنین سیارههای فراخورشیدی مطالعه میشوند منظومهٔ شمسی با استفاده از تلسکوپها و در مرتبهٔ بعد از طریق فضاپیماها تقریباً به خوبی مورد مطالعه قرار گرفتهاست هرچند اطلاعات به دست آمده درک کلی خوبی از نحوهٔ پیدایش و تکامل این سیستم سیارهای به ما دادهاست اما هنوز اکتشافات زیادی در حال انجام هستند سامانه خورشیدی از سیارات داخلی کمربند سیارکها و سیارات خارجی تشکیل شدهاست سیارات داخلی زمینمانند هستند و عبارتند از تیر زهره زمین و مریخ سیارات خارجی غولهای گازی هستند و عبارتند از مشتری زحل اورانوس و نپتون فراتر از نپتون کمربند کویپر قرار دارد و در نهایت ابر اورت قرار گرفته که ممکن است تا یک سال نوری امتداد داشته باشد سیارات میلیارد سال پیش در قرص پیش سیارهای که خورشید اولیه را احاطه کرده بود تشکیل شدند بر اثر وجود جاذبه گرانشی تصادم یا برخورد مواد و پدیدهٔ برافزایش تودههایی از ماده در این قرص شکل گرفتند که با گذر زمان به پیش سیارهها تبدیل شدند سپس فشار تشعشعات بادهای خورشیدی بیشتر مواد باقیمانده را عقب راند و تنها سیاراتی که از جرم و در نتیجه گرانش کافی برخوردار بودند توانستند جو خود را که به صورت گازی بود در اطراف خود نگه دارند سیارات طی دورهای زمانی که در آن بمبارانهای شدیدی صورت میگرفت و از شواهد آن دهانههای برخوردی فراوانی است که در سطح کرهٔ ماه وجود دارند مواد موجود در اطراف خود را جذب یا آنها را دور ساختند در این دوران احتمالاً برخی از پیش سیارهها با یکدیگر برخورد کردند و ممکن است یکی از همین برخوردها باعث تشکیل کرهٔ ماه شده باشد وقتی سیاره به جرم کافی دست پیدا میکند در پدیدهٔ تفکیک سیارهای مواد با چگالی مختلف در داخل سیاره از هم جدا میشوند این فرایند میتواند باعث ایجاد یک هستهٔ سنگی یا فلزی شود که توسط گوشته و یک پوستهٔ خارجی احاطه شدهاست هسته میتواند شامل نواحی جامد و مایع باشد برخی از هستههای سیارات میدان مغناطیسی خاص خود را تولید میکنند که میتواند مانع از دست رفتن جو آنها به وسیلهٔ بادهای خورشیدی شود حرارت داخلی یک سیاره یا قمر دو منشأ دارد یا از برخوردهایی که آن جرم را تشکیل دادهاند و در اثر فروپاشی مواد رادیواکتیو مانند اورانیوم و توریم و ایجاد میشود یا از نوع گرمایش جزر و مدی است که نیروهای کشندی بین سیاره و قمر آن را ایجاد میکنند در برخی از سیارات و اقمار آنها گرمای کافی برای فعالیتهای آتشفشانخیزی و زمین ساختی وجود دارد سطح آن دسته از سیاراتی که دارای جو هستند ممکن است به وسیلهٔ باد یا آب دچار فرسایش شود اجرام کوچکتر که از گرمای ناشی از نیروهای کشندی بهرهمند نیستند زودتر سرد میشوند و فعالیتهای زمینشناسی آنها متوقف میشود البته ایجاد دهانههای برخوردی همچنان ادامه دارد مطالعهٔ ستارگان و نحوهٔ تکامل آنها برای درک عالم ضروری است ویژگیهای فیزیکی ستارگان به وسیلهٔ مشاهدات رصدی دادههای نظری و شبیهسازیهای کامپیوتری تعیین میشود شکلگیری ستارگان در بخشهایی از ابرهای مولکولی غول پیکر که حاوی گاز و غبار متراکم است رخ میدهد وقتی این نواحی ناپایدار میشوند قطعات ابر میتوانند تحت تأثیر گرانش به هم پیوسته و یک پیش ستاره را تشکیل دهند در صورتی که هستهٔ پیش ستاره به اندازهٔ کافی داغ و چگال باشد همجوشی هستهای آغاز شده و به این ترتیب یک ستارهٔ رشتهٔ اصلی شکل میگیرد در فرایند همجوشی هستهای در مرکز ستاره هیدروژن به هلیوم تبدیل میشود بین نیروی رو به خارج فشار گاز ناشی از گرمای هسته از یک سو و نیروی رو به داخل گرانش از سوی دیگر تعادل هیدرواستاتیکی وجود دارد همین تعادل موجب پایداری ستاره در این حالت میشود ویژگیهای ستاره و سرنوشت آن به جرم اولیه ستاره بستگی دارد هرچه جرم اولیه بیشتر بوده باشد سرعت مصرف سوخت هیدروژن در هسته و درخشندگی آن بیشتر است با گذشت زمان هیدروژن موجود در هسته کاملاً مصرف شده و به هلیوم تبدیل میشود با توقف فرایند همجوشی نیروی رو به خارج فشار گاز ناشی از تابش هسته از بین رفته و غلبه نیروی گرانش باعث در هم فشرده شدن هسته میشود ستاره در حالی که هسته آن متراکم تر میشود لایههای خارجی خود را به بیرون میراند با گسترش لایههای خارجی ستاره به صورت غول قرمز درمی آید اگر دمای موجود در هسته به اندازهٔ کافی بالا باشد فرایند همجوشی هلیوم آغاز میشود ستارههای بسیار پرجرم میتوانند با گداخت عناصر سنگین تر از هلیوم مراحل تکاملی بعدی را هم طی کنند سرنوشت ستاره به جرم آن بستگی دارد و ستارگانی که جرم آنها بیش از برابر جرم خورشید است به ابرنواختر تبدیل میشوند درحالیکه ستارگان کوچکتر به سحابیهای سیارهای و در نهایت به کوتولههای سفید تبدیل میشوند جسم باقیمانده از ابرنواختر یک ستاره نوترونی چگال است واگر جرم ستاره بیش از سه برابر جرم خورشید باشد ابرنواختر به یک سیاه چاله تبدیل میشود سامانه خورشیدی درون کهکشان راه شیری در حال چرخش است که کهکشانی مارپیچی و بستهاست که یکی از اعضای اصلی کهکشانهای محسوب میشود سامانه خورشیدی مجموعهای از گاز غبار ستارگان و دیگر اجرام است که نیروی جاذبه آنها را در کنار هم قرار دادهاست از آنجا که زمین در بازوی خارجی پرگرد وغبار کهکشان راه شیری قرار دارد بخش عظیمی از این کهکشان از دیدهمان پنهان است درمرکز کهکشان راه شیری یک برآمدگی میله مانند قرار دارد که گمان میرود یک سیاه چاله بسیار بزرگ باشد در اطراف هسته چهار بازوی مارپیچ قرار دارند در این ناحیه بسیاری از ستارگان شکل میگیرند و مملو از ستارگان جوان و ستارگان نسل دوم است دراطراف دیسک یک شبه کره کهکشانی مسن تر که ستارگان نسل اول محسوب میشوند و همچنین مجموعهای از خوشههای کروی نسبتاً چگال قرار دارد درمیان ستارگان یک واسط بین ستارهای قرار دارد که ناحیهای است حاوی مواد پراکنده در چگالترین قسمت ابرهای مولکولی از جنس هیدروژن و دیگر عناصر نواحی تشکیل ستاره را تشکیل میدهند سحابیهای تیره نامنظم که در محدودهای که توسط طول جینز مشخص میشود تمرکز یافتهاند ستارگان نوزاد فشرده را تشکیل میدهند با تشکیل ستارگان با جرم زیادتر ابر تبدیل به ناحیه میشود که در آن گازهای درخشنده و پلاسما قراردارند طوفانهای ستارهای و انفجار ابرنواخترها باعث پراکنده شدن ابر میشوند و در نهایت یک یا چند خوشه باز از ستارگان تشکیل میشوند این خوشهها در کنار هم کهکشان راه شیری را تشکیل دادهاند مطالعات سینماتیک ماده در کهکشان راه شیری و دیگر کهکشانها نشان میدهد که جرم نامرئی درآنها بیش از جرم مرئی است بیشتر جرم کهکشان را هالههای سیاه تشکیل میدهند طبیعت این ماده سیاه رنگ هنوز برای دانشمندان نامشخص است مطالعه اجرامی که درخارج از کهکشان راه شیری قرار دارند به یک علم جدید تبدیل شده که شاخهای از اخترشناسی محسوب میشود در این علم نحوه پیدایش و تکامل کهکشانها ساختار و طبقهبندی آنها کهکشانهای فعال وگروهها و خوشههای کهکشانی مورد بررسی قرار میگیرند بررسی گروهها و خوشههای کهکشانی در درک بهتر از ساختار کلی کیهان نقش مهمی ایفا میکند اغلب کهکشانها دارای شکل منحصر به فردی هستند که طبقهبندی آنها را آسان میکند بهطورکلی کهکشانها به انواع مارپیچ بیضوی و نامنظم تقسیمبندی میشوند همانطورکه از نام کهکشان بیضوی پیداست سطح مقطع این کهکشان بیضی شکل است ستارگان در مدارهای تصادفی به دور کهکشان میچرخند در این کهکشانها غبار میان ستارهای وجود ندارد یا به ندرت یافت میشود و نقاط تولید ستاره در این نوع کهکشان بسیار کم هستند ستارگان این کهکشان عموماً مسن هستند کهکشان بیضوی عموماً درمرکز خوشههای کهکشانی یافت میشوند و ممکن است در اثر ترکیب کهکشان بزرگ بهوجود آیند کهکشان مارپیچ معمولاً از یک صفحه دوار مسطح تشکیل شده که یک برآمدگی میله مانند در مرکز آن قرار دارد و بازوهای نورانی مارپیچی از آن خارج میشوند این بازوها نواحی پر گرد و غباری هستند که درناحیه تولید ستاره قرار دارند و این مناطق ستارههای جوان بسیار بزرگ رنگ آبی را در برابر دیدگانمان قرار میدهند کهکشانهای مارپیچ با هالهای از ستارههای پیر احاطه شدهاند کهکشانهای راه شیری و آندرومدا کهکشانهای مارپیچ هستند شکل ظاهری کهکشانهای نامنظم درهم پیچیدهاست و این نوع از کهکشان در دستهبندی بیضوی و مارپیچ جای نمیگیرند حدود یک چهارم کهکشانها نامنظم هستند و شکل نامنظم آنها ناشی از تعامل گرانشی با محیط اطراف است کهکشان فعال کهکشانهایی هستند که عمده انرژی که از آنها ساطع میشود از منبعی به جز ستارگان و گرد و غبار تأمین میشود درمرکز این کهکشانها هستهای فشرده قرار دارد که گفته میشود یک سیاه چاله بسیار عظیم است که به علت جذب اجرام انرژی زیادی را تولید میکند کهکشان رادیویی نوعی کهکشان فعال است که در بخش رادیویی طیف بسیار درخشان بوده و زبانههای پرانرژی گاز را متصاعد میکند از میان کهکشانهای فعالی که تشعشعات پرانرژی ساطع میکنند میتوان به کهکشانهای سیفرت اخترنماها و بلازارها اشاره کرد گفته میشود که اختر نماها درخشندهترین اشیاء عالم هستند ساختار عظیم کیهان بر اساس گروهها و خوشههای کهکشانی شکل گرفتهاست در این ساختار بزرگترین واحد کیهانی ابرخوشهها هستند مجموعه مواد به فیلامانها و دیوارههای کهکشانی تبدیل میشوند و در میان آنها فضاهای خالی باقی میماند مشاهده ساختار عظیم عالم در علم کیهانشناسی فیزیکی مطرح میشود و گام مثری در درک بهتر پیدایش و تکامل کیهان محسوب میشود در کیهانشناسی مدرن نظریه انفجار بزرگ مورد پذیرش قرار گرفته و اعلام شده که در برههای از زمان انفجار بزرگ رخ داده با انبساط فضا در طول گیگا سال جهان به شکل فعلی آن مبدل شدهاست مفهوم انفجار بزرگ با کشف تشعشعات مایکروویو پس زمینه کیهان در سال مطرح شد در طول مدت تکامل جهان چندین مرحله تکاملی را تجربه کرد در ابتدا جهان به سرعت انبساطی کیهانی را تجربه کرد که شرایط اولیه را همگن کرد سپس با تشکیل هسته انفجار بزرگ عناصر اولیه جهان آغازین تولید شدند هنگامی که اولین اتمهای تشکیل دهنده فضا شفاف شدند توانستند امواجی را از خود ساطع کنند امواجی که امروزه به صورت تشعشعات مایکروویو پس زمینه کیهان مشهور هستند سپس جهان در حال انبساط به علت عدم وجود منابع انرژی کیهانی وارد عصر تیره و تار خود شد با وقوع تغییرات اندک در چگالی اجرام ساختار سلسله مراتبی ماده شکل گرفت موادی که در نواحی چگال جمع شده بودند ابرهای گاز و ستارگان اولیه را تشکیل دادند این ستارههای عظیم باعث ایجاد مجدد فرایند یونیزاسیون شده و بسیاری از عناصر سنگین جهان آغازین را به وجود آوردند تودههای گرانشی به فیلامان تبدیل شده و فضایی بین این فیلامانها به صورت خالی باقی ماند به تدریج گرد وغبار با یکدیگر ترکیب شده و اولین کهکشانها به وجود آمدند باگذشت زمان این کهکشانها مواد بیشتری را به درون خود کشیدند و گروهها و خوشههای کهکشانی و در نهایت ابرخوشههای عظیم شکل گرفتند یکی از مفاهیم اصلی در ساختار عالم ماده تاریک یا انرژی تاریک است ماده تاریک عنصر اصلی تشکیل دهنده دنیاست و درصد چگالی جهان را تشکیل میدهد امروزه تلاش زیادی برای درک فیزیک این ماده و اجزا تشکیل دهنده آن صورت میگیرد اخترشناسی با بسیاری از رشتههای علمی مهم ارتباط تنگاتنگ دارد برخی از این علوم عبارتاند از بهطور کلی اخترشناسان آماتور با استفاده از تلسکوپهای ساخت خودشان بسیاری از پدیدههای کیهانی واجرام سماوی را مشاهده میکنند آنها بیشتر به دنبال رصد کردن ماه سیارات ستارگان دنباله دارها بارانهای شهابی و بسیاری از اجرام موجود درعمق فضا مانند خوشههای ستارهای کهکشانها و سحابیها هستند یکی از شاخههای اخترشناسی آماتوری عکس برداری کیهانی است که طی آن فرد آماتور از آسمان شب عکسبرداری میکند بسیاری از افراد آماتور تلاش میکنند درمشاهده اجرام خاص تبحر لازم را کسب کنند و با توجه به علاقه فردی خود کار مشاهده خود را تخصصی ترکنند اغلب آماتورها مشاهدات خود را در طول موجهای مرئی انجام میدهند و تعداد محدودی هم این کار را در مورد طول موجهای نامرئی تجربه میکنند آنها در تلسکوپ خود از فیلترهای فروسرخ استفاده میکنند ویا از تلسکوپهای رادیویی کمک میگیرند کارل گوته یانسکی یکی از پیشگامان اخترشناسی رادیویی آماتوری است که در دهه آسمان را در طول موجهای رادیویی مشاهده کرد تعدادی از افراد آماتور از تلسکوپهای دستساز یا تلسکوپهای رادیویی که برای تحقیقات اخترشناسی ساخته میشوند و دراختیار افراد آماتور قرار میگیرند استفاده میکنند مثلاً تلسکوپ یک مایلی اخترشناسان آماتور در پیشرفتهای علم اخترشناسی سهم بسزایی داشتهاند این رشته یکی از معدود رشتههایی است که در آن افراد آماتور ایفای نقش میکنند آنها میتوانند در برخی اندازهگیریها شرکت کرده و در اصلاح مدار سیارات کوچک مفید واقع شوند همچنین افراد آماتور درکشف دنباله دارها و رصد ستارههای متغیر نقش بسزایی دارند پیشرفتهای حاصل شده در زمینه تکنولوژی دیجیتال به افراد آماتور اجازه میدهد تا در رشته عکسبرداری کیهانی به موفقیتهای چشمگیری دست پیدا کنند اگرچه دررشته اخترشناسی تلاشهای بسیاری برای درک بهتر طبیعت جهان و محتوای آن صورت گرفتهاست اما هنوز سالهای بیپاسخی در پیش رویمان قرار دارند شاید پاسخگویی به این سوالات مستلزم ساخت ابزارهای رصد جدید و پیشرفتهای تازه در زمینه فیزیک نظریه و تجربی باشد پدیدههای آسمانی ماده فیزیکی طبیعی موجود در فضای بیرونی موضوعات اخترشناسی را تشکیل میدهد و بهطور عمده شامل ستاره سیاره قمر سیارک دنبالهدار شهابواره شهابسنگ کهکشان و سحابی است اسطرلاب از ابزارهای قدیم نجوم و طالعبینی است اسطرلاب وسیله بسیار کارآمدی در نجوم رصدی بوده و اکنون بیشتر برای کاربردهای آموزشی بکار میرود این ابزار برای سنجش ارتفاع سمت بعد و میل خورشید و ستارگان تعیین وقت در ساعات روز و شب قبله و زمان طلوع و غروب آفتاب و بسیاری کاربردهای دیگر بهکار میرفتهاست اریک پاتریک کلپتون زادهٔ مارس نوازنده گیتار خواننده ترانهسرا و آهنگساز مشهور راک و بلوز انگلیسی است او برندهٔ جایزه گرمی و تنها فردی است که سه بار به عضویت تالار مشاهیر راک اند رول درآمدهاست وی بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین گیتاریستهای تمام دوران معرفی شدهاست اریک پاتریک کلپتون در مارس در ریپلی انگلستان بهدنیا آمد مادر او هنگام تولد فرزندش سال داشت و پدر او سربازی بود که هنگام جنگ جهانی از کانادا به انگستان رفته و پس از پایان جنگ به کانادا بازگشت اریک توسط مادربزرگ و پدربزرگ خود درحالی که تا سنین نوجوانی گمان میکرد آنها پدر و مادر واقعی او هستند بزرگ شد بعدها مادرش که اریک گمان میکرد خواهرش است با سرباز کانادایی دیگری ازدواج کرد و با مهاجرت به آلمان اریک را با مادربزرگ و پدربزرگ خود تنها گذاشت اریک اولین گیتار آکوستیک خود را از مادربزرگش برای تولد سالگیاش هدیه گرفت اما دشواری نواختن بر روی سیمهای زبر و سخت آن علاقه او را برای مدتی کوتاه از بین برد اما دو سال بعد دوباره نواختن را بهصورت مداوم در پی گرفت او در جوانی به موسیقی بلوز علاقهمند بود و نخستین تجربههای خود را در نواختن بر روی آثار بلایند لمون جفرسون و بی بی کینگ کسب کرد او با بارها گوشدادن به آهنگهای ضبط شده و تمرین از روی آنها نواختن گیتار را فرا گرفت او در سال وارد کالج هنری کینگستون شد ولی در پایان سال تحصیلی بهدلیل تمرکز فقط بر روی موسیقی و بیتوجهی به دروس هنر از کالج اخراج شد در همین زمان بود که نوازندگی او بهدلیل حرفهای شدن مورد توجه قرار گرفت و در سال به گروه پیوست البته همکاری او با این گروه تنها ماه بهطول انجامید از مهمترین گروههایی که اریک در دهه با آنها همکاری کرد میتوان به دو فوق گروه و اشاره کرد موسیقی او در این دو گروه بسیار زیباتر از گروههای دیگر دهه مرتبط با اریک بود با وجود اینکه در آن سالها موسیقی او بازار خوبی نداشت اما نام اریک کلپتون در بین موزیسینهای دهه از اعتبار و جایگاه ویژه ای برخوردار بود در نیمه دوم دهه اریک تصمیم گرفت با پیوستن به گروه به بلوز کلاسیک بپیوندد ولی این گروه نیز با انتشار یک آلبوم موفق اریک را خیلی زود خسته کرد و برای مدتی در چند گروه سرگردان شد او در اواخر دهه و اوایل دهه میلادی اولین آلبوم سولوی خود را که همنام خودش بود روانه بازار کرد که در آمریکا و بریتانیا قرار گرفت در اواسط سال میلادی بود که اریک تصمیم به تشکیل فوق گروه گرفت که حاصل آن آلبوم موفق استودیویی و زنده بود تک آهنگ هم اثر بسیار موفق او در همین دوران بود اریک تمام سال را به دلیل اعتیاد شدید در خانهاش در ریپلی گذراند اما سال برای او پر ثمر تر بود و آلبوم اثر او در این سال است او در سالهای اولیه دهه ضربات روحی زیادی خورد که از جمله آنها میتوان به مرگ زود هنگام و مشکوک به خودکشی جیمی هندریکس در سپتامبر مرگ دوئن آلمن در اکتبر که در یک حادثه موتور سواری رخ داد و مرگ پدربزرگش که برای او بسیار دوست داشتنی بود اشاره کرد در ژانویه پیت تاون زند گیتاریست گروه با هدف ایجاد انگیزه در اریک کنسرت بزرگی ترتیب داد که در آن استیو وینوود بیسیست ران وود جیم کپلدی درامر و ریک گرچ بیسیست و ویولونیست نیز حضور داشتند این کنسرت چنان امیدی در اریک پدیدآورد که بتواند معالجات اعتیادش را با موفقیت به اتمام برساند پس از پشت سر گذاشتن بحرانهای زندگی او کار موزیکش را در ژوئیه و با عرضه آلبوم استودیویی جدیدش به نام باعث شد تا اریک کلپتون تمام نشود از دیگر کارهای زیبای او در دهه میتوان به و اشاره کرد در سال هم او در آلبومی به نام با باب دیلن و رانی ران وود همکاری کرد از کارهای او در دهه میشود به همکاری او با دو موزیسین بزرگ به نامهای راجر واترز و فیل کالینز اشاره کرد که برای هر سه اینها موفقیت بزرگی محسوب میشد اما دهه برای او از نظر زندگی شخصی همراه با اتفاقات بدی بود ابتدا مرگ استیوی ری ون و مهمتر از آن سقوط پسر پنج ساله اش از آسمان خراشی در نیو یورک که برای او ضربه روحی مهلکی بود او آهنگ اشکها در بهشت را به همین خاطر تهیه و اجرا کرد از دیگر فعالیتهای او در دهه را میتوان به اجرای دو کنسرت تاریخی به نامهای شب و اشاره کرد همچنین موزیک متن فیلم و آلبوم بلوز بسیار موفق از گهواره و آلبوم از فعالیتهای موفق کلپتون در دهه محسوب میشود آهنگهای و هم محصول دهه است دهه هم موج دیگری از فعالیتهای مختلف کلپتون را به خود دید از اجرای تورهای موفق مخصوصاً تور و همچنین آلبومهای مختلف از جمله تا فعالیتهای خیر خواهانه در زمینه مبارزه با مواد مخدر و الکل آلبوم سال او به نام من و آقای جانسون است در این آلبوم او کارهای رابرت جانسون را کاور کرده که با استقبال عمومی مواجه شد اریک کلپتون تنها کسی است که نامش سه بار در تالار افتخارات راک اند رول ثبت شده او در ابتدا در سال به دلیل عضویت در گروه افسانهای این افتخار نصیبش شد سپس در سال به دلیل عضویت در سوپر گروه خامه دو عنوانه شد و بالاخره در سال به دلیل فعالیتهای سولو در این زمینه رکورد دار شد از معروفترین آثار وی در ایران میتوان موسیقی سریال لبه تاریکی را نام برد وی در دو آهنگ خود به نام و از اشعار شاعر ایرانی نظامی گنجوی الهام گرفتهاست او از نوجوانی نواختن ترانههای رابرت جانسون را با گوش دادن مکرر فرا گرفته بود در سال آلبوم روانه بازار شد که در آن کلپتون همراه با گروه خود ترانههای رابرت جانسون را با تنظیمات مختلف اجرا کردهاند مجله رولینگ استون در سال و در ردهبندی گیتاریست برتر تمامی دوران اریک کلپتن را در رتبه دوم قرار داد همچنین مجله تایم هم او را در سال در رتبهٔ دوم قرار داد آلبرت اَینشتَین فیزیکدان نظری آلمانی بود که نظریه نسبیت را بهعنوان مهمترین دستاوردش توسعه داد که در کنار مکانیک کوانتومی دو ستون فیزیک مدرن بهشمار میروند و بهخاطر تاثیرش بر فلسفه علم نیز شناخته میشود در نظر عامه مردم اینشتین بیشتر بهخاطر فرمول همارزی جرم و انرژی یعنی شهرت دارد که از آن بهعنوان معروفترین فرمول در سراسر جهان یاد میشود او برای خدماتش در زمینه فیزیک نظری و بهویژه کشف قانون اثر فوتوالکتریک موفق به کسب جایزه نوبل در سال شد اینشتین در امپراتوری آلمان و در یک خانواده یهودی زاده شد او در سال به سوئیس رفت و ملیت آلمانی خود را در باطل کرد در سال موفق به اخذ مدرک دیپلم در زمینه ریاضی و فیزیک از مدرسه پلیتکنیک فدرال در زوریخ شد او پس از مدتی موفق شد که بهعنوان بازرس ثبت اختراع در اداره ثبت اختراعات سوئیس در بِرن مشغول بهکار شود و بین سالهای تا در این سمت باقی ماند او در سالگی چهار مقاله استثنایی و پیشگامانه در مورد اثر فوتوالکتریک حرکت براونی نسبیت خاص و همارزی جرم و انرژی منتشر کرد که توجه جهان علم را بهخود جلب کرد و در همین سال نیز موفق به اخذ مدرک دکتری خود از دانشگاه زوریخ شد در مدت زمان کوتاهی پس از انتشار کارش در زمینه نسبیت خاص اینشتین کارش را برای توسعه این نظریه به میدان گرانشی آغاز کرد که در نهایت در سال تحت عنوان نسبیت عام منتشر شد و آن را برای مدلسازی کیهان بهکار برد او همچنین به بررسی خواص حرارتی نور و نظریه کوانتومی تابش پرداخت که در نهایت به بنیانگذاری نظریه فوتونی نور منتهی شد در سال در زمان حضورش در ایالات متحده آمریکا آدولف هیتلر به قدرت رسید و دیگر به آلمان بازنگشت در آستانه جنگ جهانی دوم او از نامهای حمایت کرد که در مورد توسعه بالقوه بمبهای جدید فوقالعاده خطرناک هشدار داده میشد و توصیه میکرد که ایالات متحده تحقیقات مشابهی را آغاز کند اینشتین ایده استفاده از شکافت هستهای بهعنوان سلاح را بهصورت عمومی محکوم میکرد و بههمراه برتراند راسل فیلسوف انگلیسی بیانهای را با عنوان بیانیه راسل اینشتین امضا کرد او از سال تدریس فیزیک نظری در دانشگاه برن را شروع کرد و در سالهای بعد در دانشگاه زوریخ دانشگاه کارل در پراگ رفت و مدرسه پلیتکنیک فدرال در زوریخ به تدریس ادامه داد در سال او به عضویت فرهنگستان علوم پروس در برلین درآمد و بهمدت سال در آنجا ماند اینشتین از همکاران مسسه مطالعات پیشرفته در دانشگاه پرینستون در شهر نیوجرسی بود که تا پایان عمرش در سال نیز این همکاری را حفظ کرد او بیش از مقاله علمی و مقاله غیرعلمی منتشر کرد دستاوردهای فکری و جدید او موجب شد که نام اینشتین معادلی برای هوش و نبوغ محسوب شود آلبرت اینشتین در مارس میلادی در شهر اولم در پادشاهی وورتمبرگ آلمان در خانوادهای یهودی به دنیا آمد پدر او هرمان اینشتین یک فروشنده و مهندس و مادرش پائولین کُخ بود در سال اندکی پس از تولد اینشتین خانواده اینشتین به مونیخ مهاجرت کردند و در آنجا پدر اینشتین و عموی او یاکوب یک تجارت کوچک برای نصب گاز و آب تأسیس کردند از آنجا که این تجارت از نظر اقتصادی رضایتبخش بود آنها در سال تصمیم گرفتند با حمایت کل خانواده کارخانهٔ تولید لوازم الکتریکی راهاندازی کردند شرکت پدرش موفق بود و نیروگاههای برق را در شوابینگ در مونیخ و وارزه و سوسا در ایتالیا را تأمین میکرد خانواده اینشتین از یهودیانی اشکنازی بودند که خیلی سختگیر نبودند و از همین رو آلبرت از سن سالگی بهبعد و بهمدت سه سال در یک مدرسه ابتدایی کاتولیک در مونیخ درس میخواند در سن هشت سالگی او به مدرسه لوتیپولد فرستاده شد تا تحصیلات ابتدایی و راهنمایی خود را ادامه دهد او هفت سال بعد امپراتوری آلمان را ترک کرد در سال کارخانه هرمان و جیکوب چون سرمایه لازم برای تبدیل تجهیزات خود از استاندارد جریان مستقیم به استاندارد کارآمدتر جریان متناوب را در اختیار نداشت قادر به تأمین لوازم الکتریکی نیروگاههای برق نبود این ناکامی موجب شد که خانواده مجبور به فروش شرکت شود خانواده اینشتین در جستجوی شغل راهی ایتالیا شد ابتدا در میلان و چند ماه بعد در پاویا ساکن شدند زمانی که خانواده اینشتین به پاویا نقل مکان کردند آلبرت که ساله بود در مونیخ ماند تا تحصیلاتش را در مدرسه لوتیپولد به اتمام برساند پدر او تمایل داشت که آلبرت رشته مهندسی برق را ادامه دهد از طرفی آلبرت بهخاطر برخوردهایی که با مسئولین مدرسه داشت از آنها و روش آموزشی آنها متنفر شده بود او بعداً در مورد آن دوران گفت که روش سختگیرانه بهیادسپاری و حفظ کردن مطالب موجب از بین رفتن روحیه یادگیری و خلاقیت شده بود در پایان دسامبر او به برای پیوستن به خانوادهاش در پاویا به ایتالیا سفر کرد و این کار را با متقاعد کردن مدرسه با کمک گواهی یک پزشک انجام داد در طول مدتی که او در ایتالیا بهسر میبرد مقالهای کوتاه با عنوان در مورد بررسی وضعیت اتر در یک میدان مغناطیسی به رشته تحریر درآورد اینشتین حتی از دوران جوانی تبحر خاصی در ریاضی و فیزیک داشت و از هم ردههای خود چند سال جلوتر بود او از سالگی شروع به خودآموزی جبر و هندسه اقلیدسی در طول یک تابستان کرد علاوهبر این او توانست در سن سالگی بهصورتی مستقل اثباتی اختصاصی برای قضیه فیثاغورس بیابد معلم خانوادگی آنها مکس تالمود میگوید بعد از آن که به آلبرت ساله کتاب درسی هندسه دادم او طی مدت کوتاهی تمام کتاب را مطالعه کرد از آن به بعد او وقت خود را به ریاضیات پیشرفتهتری اختصاص داد بهطوری که در مدت زمان کوتاهی ریاضیات او به حدی پیشرفت کرد که من نمیتوانستم پابهپای او ادامه دهم علاقه آلبرت اینشتین به هندسه و جبر موجب شد که در سن سالگی به این نتیجه برسد که میتوان طبیعت را بهصورت یک ساختار ریاضی درک کرد آلبرت خودآموزی علم حساب را در سالگی آغاز کرد و زمانی که ساله شده بود به گفته خودش در انتگرال و حساب دیفرانسیل به استادی رسیده بود در سن سالگی او به صورت جدیتری به فلسفه و موسیقی علاقه پیدا کند به او کتاب نقد خرد محض از کانت پیشنهاد شد که باعث شد کانت فیلسوف مورد علاقه او شود معلم او در این باره میگوید در آن زمان او فقط یک کودک بود کودکی ساله اما مشغول خواندن آثار کانت بود آثاری که برای مردم معمولی غیرقابل درک است اما برای او کاملاً واضح بود در سال و در سن سالگی آلبرت اینشتین در امتحان وروی برای مدرسه فدرال پلیتکنیک که امروزه با نام مسسه فناوری فدرال زوریخ شناخته میشود در زوریخ شرکت کرد او در آزمون عمومی رد شد اما موفق شد در بخش ریاضی و فیزیک نمرات خارقالعادهای بگیرد به توصیه مدیر مدرسه فدرال پلیتکنیک او برای تکمیل دوران مدرسه خود بهمدت دو سال و به مدرسه آرگوویان کانتونال در ارو سوئیس رفت در حالیکه او در کنار خانواده جوست وینتلر بهسر میبرد به دختر او ماری علاقهمند شد خواهر آلبرت مایا سپس با پسر این خانواده جوست وینتلر ازدواج کرد در ژانویه آلبرت با موافقت پدرش برای فرار از خدمت سربازی شهروندی آلمانی خود را باطل کرد در سپتامبر او در آزمون نهایی مدرسه در سوئیس با نمره عالی قبول شد و در ریاضی و فیزیک نمره کامل گرفت سرانجام آلبرت در سالگی در دوره چهار ساله ریاضی و فیزیک در مدرسه پلیتکنیک زوریخ ثبت نام کرد ماری وینتلر که یک سال بزرگتر از آلبرت بود برای یک شغل معلمی به اولسبرگ سوئیس نقل مکان کرد همسر صربستانی و آینده آلبرت اینشتین میلوا ماریچ که در آن زمان دختری ساله بود در همان سالی که آلبرت وارد مدرسه پلیتکنیک زوریخ شد در آنجا ثبت نام کرد او در میان شش دانشجوی رشته ریاضی و فیزیک تنها دانشجوی زن بود در طول چند سال بعد آلبرت و میلوا به یکدیگر علاقهمند شدند بهطوری که ساعتهای زیادی با هم فیزیک مطالعه میکردند در سال آلبرت موفق شد در آزمون ریاضی و فیزیک قبول شود و مدرک تحصیلی آن رشته را دریافت کند اگرچه برخی مدعیند که میلوا در نوشتن مقالههای منتشر شده از اینشتین در سال همکاری کردهاست اما مورخان فیزیک با بررسی موارد مطرح شده هیچگونه اثری از مشارکتهای میلوا مشاهده نکردهاند در سال مکاتبات میان اینشتین و میلوا ماریچ کشف و منتشر شد این مکاتبات نشان میداد که آن دو دختری بهنام لیزرل داشتهاند که در اوایل سال متولد شده بود و با مادرش میلوا در کنار پدربزرگ و مادربزرگش در نووی ساد زندگی میکردهاست میلوا بدون فرزندش به سوئیس بازگشت فرزندی که نام واقعی و سرنوشتش نامعلوم است از محتویات نامه اینشتین در سپتامبر برمیآید که آن دختر یا بر اثر بیماری مخملک در خردسالی درگذشتهاست یا او را به خانوادهای برای فرزندخواندگی واگذار کردهاند اینشتین و ماریچ در ژانویه سال ازدواج کردند در ماه مه سال پسر آنها هانس آلبرت اینشتین در برن سوئیس بهدنیا آمد دومین پسر آنها ادوارد در ژوئیه در زوریخ متولد شد آلبرت و میلوا در آوریل به برلین نقل مکان کردند اما زمانی که میلوا متوجه رابطه عاشقانه اینشتین با عموازده خود اِلسا شد با فرزندانش به زوریخ بازگشت پس از پنج سال زندگی جدا از یکدیگر سرانجام آنها در فوریه از یکدیگر طلاق گرفتند ادوارد در سالگی مبتلا به شیزوفرنی تشخیص داده شد مادرش میلوا از او مراقبت میکرد و در این دوران چندین مرتبه او را در آسایشگاه بستری کردند پس از مرگ میلوا او برای همیشه بستری شد در نامههایی که در سال آشکار شدند اینشتین به ماری وینتلر که زمانی به او علاقه داشت در مورد ازدواجش با میلوا و همچنین احساس زیادش به ماری گفته بود اینشتین این نامه را در سال و زمانی که میلوا ماریچ دومین پسر خود را باردار بود نوشت او در این نامه گفتهاست من هر لحظه به تو فکر میکنم با تمام قلبم فکر میکنم و از اینکه شرایط ما به اینجا رسید مانند هر مرد دیگری غمگینم او همچنین در مورد عشق گمراه کننده میلوا ماریچ و زندگی از دست رفتهای که میتوانست با اولین معشوقهاش ماری داشته باشد سخن گفتهاست در سال و پس از جداشدن از میلوا ماریچ آلبرت اینشتین با عموازده خود السا لوونتال که از سال با او در رابطه عاشقانه بهسر میبرد ازدواج کرد در سال آنها به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کردند در سال مشخص شد که اِلسا مبتلا به مشکلات قلبی و کلیوی است او در نهایت در سال درگذشت در سال اینشتین عاشق منشی خود بتی نیومن شد که از اقوام یکی از دوستان نزدیکش به نام هانس موشام بود در یک مجموعه نامه که توسط دانشگاه عبری اورشلیم در سال منتشر شد اینشتین شش زن را توصیف کردهاست که در حالی که ماری همسر وی بوده او با آنها زمانی را طی کرده و از جانب آنها هدیه دریافت کرده که مارگارت لیباخ یک زن بلوند استرالیایی استلا کاتزنلنبوگن زنی مرفه و دارای تجارت گل تونی مندل یک بیوه مرفه یهودی و اتل میچانوسکی یک زن برجسته اهل برلین از جمله آنها بودند انیشتین پس از مرگ همسر دومش السا او بهمدت کوتاهی وارد رابطهای با مارگاریتا کوننکوا شد او یک جاسوس روس بود و اینشتین از این موضوع اطلاع نداشت همچنین کوننکوا همسر یک مجسمهساز شناخته شده روسی بهنام سرگی کوننکو بود که مجسمه برنزی اینشتین واقع در مسسه مطالعات پیشرفته را ساخت بعد از فارغالتحصیلی در سال اینشتین تقریباً دو سال ناموفق و دلسردکننده را بهدنبال یافتن شغل برای تدریس در دانشگاه پشت سر گذاشت او شهروندی سوئیس را در فوریه سال کسب کرد اما بهدلایل پزشکی توانست از خدمت بهعنوان سرباز وظیفه رها شود با کمک پدر مارسل گروسمان او موفق شد که شغلی در شهر بِرن و در اداره ثبت اختراعات سوئیس بهعنوان دستیار بررسی درجه سه پیدا کند اینشتین در آنجا مشغول بررسی درخواستهای ثبت اختراعی شد که زمینههای مختلفی را شامل میشدند از دستگاه مرتبکننده سنگریزه تا ماشین تایپ الکترومکانیکی در سال موقعیت شغلی او در اداره ثبت اختراعات به موقعیتی دائمی درآمد با اینحال تنها زمانی با ارتقای شغلی او موافقت شد که که توانست در فناوری ماشینی به مهارت کامل دست پیدا کند بیشتر کارهای او در دفتر ثبت اختراعات مربوط به انتقال سیگنالهای الکتریکی و هماهنگسازی الکتریکی و مکانیکی زمان بود این دو موضوع فنی بهوضوح در آزمایشهای فکری او حضور داشتند و در رسیدن اینشتین به ایدههای انقلابی او دربارهٔ ماهیت نور و ارتباط بنیادین فضا و زمان نقش داشتند در سال اینشتین و گروه کوچکی از دوستانش که در بِرن بودند شروع به راهاندازی گروه کوچکی برای بحث کردند که خودشان نامی را بهتمسخر با عنوان آکادمی المپیا برای آن انتخاب کردند در این گروه آنها دور یکدیگر جمع میشدند و در مورد مسائل فلسفی و علمی صحبت میکردند آثار هنری پوانکاره ارنست ماخ و دیوید هیوم از جمله آثاری بودند که آنها در زمینه علم و فلسفه مطالعه میکردند مایکل بسو پائول ارنفست مارسل گروسمان یانوس پلچ دانیل پوزین مائوریس سولووین استفن ساموئل وایز از جمله معروفترین دوستان آلبرت اینشتین بهحساب میآمدند در سال اینشتین مقالهای با عنوان نتیجهگیریهایی از اثر موئینگی در مجله سالنامه فیزیک منتشر کرد در آوریل او رساله خود را تحت سرپرستی آلفرد کلاینر استاد فیزیک دانشگاه زوریخ به پایان رساند پس از تکمیل رساله خود با عنوان تعیین جدید ابعاد مولکولی او موفق شد که مدرک دکتری خود را از دانشگاه زوریخ دریافت کند علاوهبر این او در سالگی و در سال که سال جادویی اینشتین نامیده میشود چهار مقاله استثنایی و پیشگامانه در زمینههای اثر فوتوالکتریک حرکت براونی نسبیت خاص و همارزی جرم و انرژی منتشر کرد تا سال او دیگر بهعنوان یک دانشمند برجسته شناخته میشد و توسط دانشگاه برن بهعنوان مدرس منصوب شده بود در سال بعد پس از آنکه یک سخنرانی در مورد الکترودینامیک و اصل نسبیت در دانشگاه زوریخ انجام داد آلفرد کلاینر از دانشکده درخواست یک کرسی در فیزیک نظری کرد درنتیجه این درخواست در سال آلبرت اینشتین موفق به گرفتن کرسی موردنظر با مرتبه علمی استادیار شد اینشتین موفق شد پس از دو سال و در سال در دانشگاه کارل در پراگ به مرتبه علمی استاد تمام دست یابد و همچنین تابعیت اتریش در امپراتوری اتریش مجارستان را کسب کند در طول مدت اقامتش در شهر پراگ او چندین مقاله علمی منتشر کرد که پنج مورد از آنها در مورد ریاضیات تابش و نظریه کوانتومی جامدات بود در ژوئیه او به دانشگاهی که از آن فارغالتحصیل شده بود یعنی مسسه فناوری فدرال زوریخ بازگشت از سال تا او استاد فیزیک نظری در مسسه فناوری فدرال زوریخ بود و مکانیک تحلیلی و ترمودینامیک درس میداد او همچنین در مورد مکانیک کوانتومی نظریه مولکولی گرما و مشکل نیروی جاذبه به مطالعه پرداخت و در این راه با دوست ریاضیدانش مارسل گروسمان همراه شد در ژوئیه اینشتین موفق به کسب آرای لازم برای عضویت در فرهنگستان علوم پروس در برلین شد ماکس پلانک و والتر نرنست یک هفته پس از آن او را در زوریخ ملاقات کردند تا او را متقاعد کنند به فرهنگستان محلق شود علاوهبر این آنها به او سمت ریاست انجمن قیصر ویلهلم برای فیزیک را دادند که قرار بود بهزودی تأسیس شود در ژوئیه او رسماً به عضویت فرهنگستان درآمد و پذیرفت که در سال بعد به امپراتوری آلمان بازگردد یکی دیگر از دلایلی که بر روی تصمیم او برای رفتن به برلین تأثیرگذار بود نزدیکی به اِلسا بود که در آن زمان در رابطهای عاشقانه با او بهسر میبرد سرانجام در آوریل آلبرت اینشتین به برلین رفت و به فرهنگستان محلق شد زمانی که جنگ جهانی اول شروع شد طرح ساخت انجمن قیصر ویلهلم برای فیزیک متوقف شد این انجمن سرانجام در اکتبر با ریاست آلبرت اینشتین تأسیس شد در سال اینشتین به ریاست انجمن فیزیک آلمان انتخاب شد و بهمدت دو سال در آن سمت باقی ماند بر اساس محاسبات انجام شده توسط اینشتین دربارهٔ نظریه جدید نسبیت عام در سال نوری که از جانب ستارگان دیگر میآید باید توسط خورشید خم میشود در سال این پیشبینی توسط آرتور ادینگتون طی خورشیدگرفتگی مه تأیید شد این مشاهدات در رسانههای بینالمللی منتشر شدند و این موجب شهرت جهانی اینشتین شد در نوامبر روزنامه مطرح بریتانیایی تایمز یک تیتر اصلی با این عنوان منتشر کرد انقلابی در علم نظریه جدید کیهان ایدههای نیوتونی واژگون شدند در سال اینشتین به عضویت انجمن سلطنتی فرهنگستان علوم و هنر هلند درآمد دو سال بعد و در سال او موفق به کسب جایزه نوبل فیزیک برای خدماتش به فیزیک نظری بهویژه کشف قانون اثر فوتوالکتریک شد در حالیکه نظریه نسبیت عام هنوز تاحدی در نظر برخی مجادلهانگیز بهشمار میرفت کمیته نوبل در عنوانی که در نظر گرفته بود حتی اشاره نکرده بود که کار اینشتین در واقع توضیحی برای اثر فوتوالکتریک بود و تنها به ذکر عبارت کشف قانون بسنده کرده بود این توضیح عملاً موجب شد ایده وجود فوتون بهحساب نیاید و پذیرش مفهوم فوتون تا سال و تحقیقات ساتیندرا بوز در زمینه تابش جسم سیاه بهعقب بیفتد اینشتین در سال بهعضویت انجمن سلطنتی درآمد او همچنین موفق به دریافت مدال کاپلی از طرف انجمن سلطنتی در سال شد اینشتین برای اولین بار در آوریل به نیویورک سفر کرد و با استقبال رسمی شهردار نیویورک جان فرانسیس هیلان روبرو شد او در آنجا بهمدت سه هفته در دانشگاههایی مانند دانشگاه کلمبیا دانشگاه پرینستون و در واشینگتن سخنرانی کرد او همچنین به کاخ سفید نیز رفت که در جریان این ملاقات نمایندگانی از آکادمی ملی علوم آمریکا او را همراهی میکردند در زمان بازگشت به اروپا او مهمان فیلسوف و دولتمرد انگلیسی ریچارد هالدان در لندن بود و موفق شد با چهرههای برجسته علمی و فکری دیدار کند و همچنین در دانشگاه کینگز لندن سخنرانی نماید او همچنین در مقالهای با عنوان اولین تأثیر من از آمریکا که در ژوئیه منتشر کرد ویژگیها و خصائل آمریکاییها را بهطور خلاصه توصیف کرد این مقاله شبیه به نوشتهای از الکسی دو توکویل در کتاب دمکراسی در آمریکا بود بر اساس برخی از مشاهدات اینشتین بهصورت واضحی حیرتزده شده بود آنچه یک بازدیدکننده را شگفت زده میکند نگرش شاد و مثبت به زندگی آنهاست آمریکاییها دارای اعتماد بهنفس خوشبین و بدون حسادت هستند و رفتاری دوستانه دارند در سال در قالب بخشی از یک تور ششماهه گشت و گذار و سخنرانی او به آسیا و سپس فلسطین سفر کرد در این مدت او به سنگاپور سریلانکا و ژاپن رفت و در ژاپن برای هزاران نفر سخنرانی کرد پس از اولین سخنرانی عمومی او امپراتور و همسر او را در کاخ سلطنتی ملاقات کرد در حالی که هزاران نفر برای دیدن او آمده بودند او سپس در نامهای به پسرش مردم ژاپن را مردمی فروتن باهوش باملاحظه و دارای حسی واقعی برای هنر توصیف کرد اینشتین در یادداشتهایی که مربوط به خاطرات سفرهایش در سالهای تا به آسیا بود و در سال مجدداً کشف شدند مواردی را در مورد مردم کشورهای ژاپن چین و هند نوشتهاست که بهعنوان بیگانههراسی و قضاوت بر اساس نژاد توصیف شدهاند در سال چون اینشتین در سفر به خاور دور بهسر میبرد نتوانست در مراسم جایزه نوبل که در شهر استکهلم سوئد و در دسامبر آن سال برگزار شد حضور پیدا کند یک دیپلمات آلمانی از طرف او مسئولیت سخنرانی و گرفتن جایزه را بهعهده گرفت و در زمان سخنرانی نه تنها اینشتین را بهخاطر دستاوردهای علمی ستود بلکه از او بهعنوان یک فعال صلح بینالمللی یاد کرد در مسیر برگشت اینشتین روز را در فلسطین سپری کرد این سفر تنها سفر او به آن منطقه بود در زمان حضورش طوری از او استقبال شد که گویی او رئیس دولت است استقبالی که برای یک فیزیکدان سابقه نداشت در زمان رسیدنش به خانه کمیسر عالی بریتانیا هربرت ساموئل بهپاس ورودش خوش آمدگویی با شلیک توپ انجام شد در زمان اقامتش در خانه هربرت ساموئل سیل گستردهای از مردم برای دیدن و شنیدن سخنان او به سمت محل اقامتش هجوم آوردند او در زمان صحبت با مخاطبین شادی خودش را از این موضوع ابراز کرد که مردم یهود نیز بالاخره توسط بقیه ملتها بهعنوان یک ملت شناخته میشوند اینشتین همچنین در سال بهمدت دو هفته از اسپانیا ملاقات کرد و طی آن ملاقات کوتاهی با سانتیاگو رامون ئی کاخال داشت و دیپلمی را از پادشاه اسپانیا آلفونسوی سیزدهم دریافت کرد که به موجب آن اینشتین به عضویت فرهنگستان علوم اسپانیا درآمد از سال تا اینشتین بهعنوان یکی از اعضای کمیته بینالمللی همکاری اندیشمندانه جامعه ملل در ژنو با چند ماه وقفه در سالهای تا بود که به منظور همکاری و تبادل علمی دانشمندان پژوهشگران معلمین هنرمندان و متفکرین تشکیل شده بود استاد فیزیک سابق اینشتین هندریک لورنتز و ماری کوری از اعضای دیگر این کمیته بودند در دسامبر اینشتین برای مرتبه دوم از آمریکا بازدید کرد و البته از ابتدا قصدش این بود که تنها بهمدت دو ماه و برای انجام تحقیقات در مسسه فناوری کالیفرنیا در این کشور بماند پس از اینکه توجه عامه مردم آمریکا به حضور اینشتین در سفر اولش به آمریکا جلب شد او و مدیران برنامههایش تلاش کردند که حریم خصوصی او را هرچهبیشتر حفظ کنند اگرچه سیلی از نامهها و تلگرافها برای دعوت از او روانه شد با اینحال او همه آنها را رد کرد پس از ورود به نیویورک اینشتین به مکانها و رویدادهای مختلفی برده شد که بازدید از محله چینیها صرف ناهار با سردبیر مجله نیویورک تایمز و تماشای اجرای کارمن در تالار اپرای متروپولیتن نیویورک که در آن مورد تشویق حضار قرار گرفت از جمله آنها بود در طول این چند روز کلید شهر نیویورک توسط شهردار نیویورک جیمی واکر به او داده شد و با رئیس دانشگاه کلمبیا که از او بهعنوان فرمانروای ذهن یاد کرده بود دیدار کرد هری امرسون فوسدیک رهبر مسیحی کلیسای ریورساید در نیویورک او را به گردشی به درون کلیسا برد و به او مجسمهای را نشان داد که در ابعاد واقعی از اینشتین توسط کلیسا ساخته شده بود و در محل مدخل ورودی کلیسا قرار داده شده بود همچنین در مدت زمان اقامت اینشتین در نیویورک او به جمعیت هزار نفری میدان مدیسون پیوست و همراه آنها به برپایی جشن حنوکا پرداخت در ادامه اینشتین به کالیفرنیا سفر کرد جایی که او رئیس مسسه فناوری کالیفرنیا و برنده جایزه نوبل رابرت میلیکان را ملاقات کرد دوستی با میلیکان کمی عجیب و غریب بهنظر میرسید چراکه میلیکان میل شدیدی به نظامیگری میهنپرستانه داشت در حالیکه اینشتین یک صلحطلب شناخته شده بود در طول یک سخنرانی برای دانشجویان کلتک او به این موضوع اشاره کرد که زیانی که علم ایجاد کردهاست بهمقدار کمی بیشتر از فوایدش بودهاست تنفر از جنگ منجر شد که اینشتین رابطه نزدیکی با دو صلحطلب معروف یعنی آپتون سینکلر و چارلی چاپلین ارتباط دوستانهای برقرار کند کارل لمله رئیس وقت یونیورسال پیکچرز برای اینشتین بازدیدی را برگزار کرد که طی آن او را با چاپلین آشنا کرد این ملاقات سبب شد که چاپلین اینشتین و اِلسا را برای صرف شام به خانه خود دعوت کند چاپلین در مورد اینشتین میگوید که او دارای یک شخصیت بیرونی آرام و نجیب است که بهنظر میرسد در حال پنهان کردن باطن فوقالعاده عاطفی خود است که این ناشی از انرژی فوقالعاده فکری اوست چند روز بعد قرار بود یکی از فیلمهای چاپلین با نام روشناییهای شهر اکران شود و به همین خاطر چاپلین اینشتین و اِلسا را برای محلق شدن به او بهعنوان مهمان ویژه دعوت کرد والتر ایزاکسون زندگینامه نویس اینشتین این لحظه را بهعنوان یکی از بهیاد ماندنیترین لحظات در عصر جدید چهرههای مشهور توصیف میکند چاپلین پس از بازگشت از سفر بعدی خود که به برلین در خانه خود از اینشتین دیدار کرد و در مورد آپارتمان کوچک محقرانه او و پیانویی که اینشتین آن را مینواخت صحبت کرد چاپلین تصور میکرد این پیانو احتمالاً توسط نازیها به عنوان هیزم برای برقراری آتش استفاده شدهاست در فوریه در حالیکه اینشتین در حال گذراندن سفری به آمریکا بود متوجه شد که نازیها در آلمان تحت فرماندهی آدولف هیتلر بهقدرت رسیدهاند در همین زمان او مشغول گذراندن سومین دوره دوماهه از فرصت مطالعاتی خود در مسسه فناوری کالیفرنیا در پاسادنا بود اینشتین و همسرش اِلسا در ماه مارس به اروپا بازگشتند و طی همین سفر متوجه شدند که حکومت رایش در آلمان فرمان فعالسازی را در مارس تصویب کردهاست که طی آن دولت هیتلر عملاً به یک رژیم دیکتاتور تبدیل شد و برهمین اساس آنها نتوانستند به برلین سفر کنند آنها سپس متوجه شدند که کلبه آنها توسط نازیها تصرف و قایق بادبانی اینشتین توقیف شدهاست در مارس بهمحض اینکه اینشتین پایش به شهر آنتورپ در خاک بلژیک رسید فوراً به کنسولگری آلمان رفت و پاسپورت خود را تحویل داد و به این طریق رسماً ملیت آلمانی خود را باطل کرد نازیها سپس قایق او را فروختند و کلبه او را به کمپ جوانان طرفدار هیتلر تبدیل کردند در آوریل اینشتین متوجه شد که حکومت آلمان قانونی را تصویب کردهاست که مانع از تصدی سمتهای رسمی توسط یهودیان میشود که تدریس در دانشگاه نیز از جمله این سمتها بود جرالد هولتون فیزیکدان و مورخ آمریکایی اوضاع را اینگونه توصیف میکند که عملاً هیچیک از همکارانشان به این موضوع که هزاران دانشمند یهودی به یکباره مجبور به ترک موقعیت شغلی خود شده بودند و اسامی آنها از مسسهها و دانشگاههای محل کارشان حذف شده بود اعتراض نکردند یک ماه بعد کارهای اینشتین مورد حمله اتحادیه دانشجویی آلمان در کتابسوزان نازیها قرار گرفت این مراسم به تحریک جوزف گوبلز که مخالف سرسخت یهودیان بود آغاز شده بود یکی از مجلههای آلمان نام اینشتین را با عنوان هنوز اعدام نشدهاست در فهرست دشمنان رژیم آلمان آورد و جایزهای دلاری برای سر او تعیین کرد اینشتین در نامهای دیگر که به دوست فیزیکدان خود ماکس بودن که پیشتر آلمان را به مقصد انگلیس ترک کرده بود نوشت باید اقرار کنم که این میزان از خشونت و بزدلی که مشاهده میکنم مرا متعجب نمودهاست پس از مهاجرت به آمریکا او کتاب سوزی نازیها را قلیان احساسی خودجوش توسط یک سری روشنفکر عامه پسند نامید که بیشتر از هرچیزی در جهان از تأثیر انسانی دارای قدرت تفکر و استقلال فکری میترسند اینشتین که حالا خانهای دائمی نداشت در مورد اینکه محل زندگی و کار او کجا خواهد بود نامطمئن بود او بههمان اندازه نیز نگران سرنوشت تعداد بیشماری از دانشمندانی بود که در آلمان گرفتار رژیم نازی شده بودند او یک خانه در دو آن در بلژیک اجاره کرد که چند ماهی در آن زندگی کرد در اواخر سال به دعوت فرمانده نیروی دریایی اولیور لاکر لامپسون که از چندین سال پیش با اینشتین رابطه دوستانهای برقرار کرده بود برای شش هفته به انگلیس رفت لاکر لامپسون از او دعوت کرد تا در نزدیکی در خانه او در شهرک کومر در یک کابین چوبی در روستایی بهنام روتن اقامت کند برای محافظت از اینشتین لاکر تامپسون دو محافظ استخدام کرد تا از او در کابینی که قرار بود در آن اقامت کند محافظت کنند در ژوئیه تصویری از این محافظین با اسلحه شاتگان و در حال نگهبانی از اینشتین در روزنامه دیلی هرالد منتشر شد لاکر تامپسون اینشتین را به ملاقات چرچیل آستن چیمبرلن و نخستوزیر سابق دیوید لوید جرج برد اینشتین از آنها خواست تا به یهودیان کمک کنند تا از آلمان خارج شوند مورخ بریتانیایی وینستون گیلبرت اشاره میکند که چرچیل فوراً پاسخ مثبت داد و پس از آن دوست فیزیکدان خودش فریدریش لیندمان را به آلمان فرستاد تا به خروج دانشمندان آلمانی و اسکان دادن آنها در دانشگاههای بریتانیایی کمک کند چرچیل سپس متوجه شد که خروج یهودیان از آلمان موجب کاهش سطح استانداردهای فنی آلمانیها شدهاست که این موجب برتری نیروهای متفقین بر آلمانیها از نظر فناوری شد اینشتین سپس با سران کشورهای مختلف از جمله نخستوزیر ترکیه عصمت اینونو تماس گرفت اینشتین در نامهای در سپتامبر از او درخواست کمک به دانشمندان یهودی بیکار شده را کرد در نتیجه این نامه اینشتین و دعوت دانشمندان یهودی به ترکیه در مجموع جان نفر از آنها نجات داده شد در همین زمان که اینشتین مشغول گفتگو و کمک به حل مشکل بحران اروپا بود لاکر تامپسون لایحهای به مجلس ارائه کرد که در آن شهروندی انگلیسی برای اینشتین در نظر گرفته شده بود او در یکی از سخنرانیهایش رفتار آلمان با یهودیان را تقبیح کرد و در همان زمان از آنجا که یهودیان از همه جا رانده شده بودند طرحی را برای اسکان آنها در فلسطین مطرح کرد او در سخنرانی خود اینشتین را یک شهروند دنیا توصیف کرد که باید حداقل به او یک پناهگاه موقت در بریتانیا داده شود با وجود سخنرانی لاکر تامپسون در حمایت از اینشتین هردو لایحهای که در این زمینه ارائه شده بود رد شد با اینحال اینشتین پیشنهادی که پیشتر از طرف مسسه مطالعات پیشرفته در دانشگاه پرینستون در شهر نیوجرسی که پیشتر به او ارائه شده بود را پذیرفت تا بتواند از این طریق بهعنوان محقق مقیم ساکن آمریکا شود در اکتبر اینشتین بهدنبال یک پیشنهاد کاری در مسسه مطالعات پیشرفته به آمریکا بازگشت که عملاً نوعی پناهندگی علمی برای فرار از رژیم آلمان نازی بهحساب میآمد در آن زمان اغلب دانشگاههای آمریکایی مانند هاروارد پرینستون و ییل دارای کمترین میزان یا بهکلی فاقد دانشجویان و اعضای هیئت علمی یهودی بودند که این موضوع در نتیجه سهمیه بندی یهودیان بود این موضوع نهایتاً در اواخر میلادی به اتمام رسید اینشتین هنوز در مورد آینده خود مردد بود او از چندین دانشگاه اروپایی پیشنهادهایی دریافت کرد از جمله کرایست چرچ در آکسفورد که پیشتر بین سالهای تا سه دوره کوتاه در آنجا حضور داشت و از آنجا یک پیشنهاد دانشجویی پنج ساله دریافت کرده بود با اینحال او سرانجام در سال به این نتیجه رسید که اقامت دائمی در آمریکا را بپذیرد و برای اخذ تابعیت درخواست دهد همکاری اینشتین با مسسه مطالعات پیشرفته تا سال یعنی تا زمان مرگ او ادامه داشت او یکی از چهار نفری بود که در این مسسه جدید انتخاب شده بودند دو نفر دیگر از آن چهار جان فون نویمان و کرت گودل بودند اینشتین بهسرعت ارتباط دوستانهای با گودل برقرار کرد این دو مسیرهای طولانی را با یکدیگر قدم میزدند و در مورد کارهایشان صحبت میکردند در پرینستون بروریا کافمن دستیار او بود که سپس خود فیزیکدان شد در طول این دوره اینشتین تلاش کرد تا نظریه میدان یکپارچه را توسعه دهد و همچنین تفسیر پذیرفته شده از مکانیک کوانتومی را رد کند که در انجام هر دو مورد ناموفق بود در سال گروهی از فیزیکدانهای مجارستانی از جمله لئو زیلارد که به آمریکا مهاجرت کرده بود به دولت ایالات متحده آمریکا دربارهٔ برنامه نازیها برای ساخت بمب اتمی هشدار دادند اما به آنها توجه نشد اینشتین و زیلارد در کنار سایر دانشمندان پناهنده به آمریکا مانند ادوارد تلر و یوجین ویگنر بر خود لازم دانستند که به آمریکاییها در مورد احتمال موفقیت دانشمندان آلمانی در مسابقه ساخت بمب اتمی هشدار دهند و اعلام کنند که هیتلر بسیار مایل خواهد بود که از چنین سلاحی استفاده کند زیلارد و ویگنر برای این که مطمئن شوند آمریکا از خطر مورد نظر کاملاً آگاهی یافتهاست در ژوئیه چند ماه پیش از شروع جنگ جهانی دوم در اروپا به ملاقات اینشتین رفتند تا از امکان ساخت بمب اتمی بگویند چراکه اینشتین یک صلح طلب و هرگز چنین چیزی را نظر نگرفته بود آنها از وی خواستند تا با نوشتن نامهای با مخاطب قرار دادن رئیسجمهور روزولت از این موضوع حمایت کند که آمریکا باید به این موضوع توجه کند و تحقیقات در مورد سلاحهای هستهای را شروع کند باور برخی بر این است که این نامه مسلماً یک محرک کلیدی برای اتخاذ یک تصمیم جدی در زمینه شروع تحقیقات برای ساخت سلاحهای هستهای در شروع جنگ جهانی دوم بودهاست علاوهبر این نامه اینشتین از ارتباطهای خودش با خانواده سلطنتی بلژیک و ملکه مادر بلژیک نیز استفاده کرد تا از آن طریق بتواند یک فرستاده شخصی به دفتر بیضی کاخ سفید بفرستد از نظر اینشتین جنگ یک بیماری بود و او همواره بهدنبال خودداری در برابر جنگ بود با امضای چنین نامهای به روزولت اینشتین در پاسخ به سردبیر کایزو بیان کرد که او قدمی برخلاف افکار و عقاید صلح طلبانه خود برداشته است در سال و یک سال پیش از مرگ اینشتین به دوست قدیمی خودش لینوس پاولینگ گفت من یک اشتباه بزرگ در زندگی کردهام که نامهٔ توصیه به ساخت بمب اتمی به روزولت را امضا کردم اما برایش یک دلیل داشتم خطر ساخت این بمب از سوی آلمانیها اینشتین در سال موفق به کسب شهروندی آمریکا شد مدت کوتاهی از نشستن او بر کرسی مسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون نگذشته بود که او شروع به بیان نظراتش در تقدیر از شایستهسالاری در فرهنگ آمریکا در مقایسه با اروپا کرد او معتقد بود که افراد حق دارند در مورد آنچه که موجب شادی آنها میشود بدون موانع اجتماعی تفکر و صحبت کنند زیرا این آزادی سبب میشود که انسانها تشویق شوند و خلاقیت بیشتری از خود نشان دهند خصیصهای که او از دوران کودکی بسیار برای آن اهمیت قایل بود اینشتین به انجمن ملی پیشرفت رنگینپوستان در پرینستون پیوست جایی که کارزاری برای حقوق مدنی آمریکایی آفریقایی تبارها راه افتاده بود او نژادپرستی آمریکایی را بدترین بیماری خواند که از دید او نسل به نسل منتقل میشود در نتیجه بخشی از این مشارکتهای مخالف نژادپرستی او با یک فعال حقوق مدنی ویلیام دوبوآ مکاتبه کرد و حاضر شد تا در سال برای شهادت در دفاع از او در دادگاه حاضر شود زمانی که نام اینشتین بهعنوان شاهد در دادگاه مربوط به ویلیام دوبوآ اعلام شد قاضی پرونده تصمیم به رها کردن پرونده گرفت در سال اینشتین از دانشگاه لینکلن در پنسیلوانیا که بهصورت تاریخی یک کالج مخصوص سیاهپوستان بود بازدید کرد و مدرک افتخاری نیز دریافت کرد اینشتین یک سخنرانی در مورد نژادپرستی در آمریکا انجام داد و در آن گفت قصد ندارم که در مورد این مسئله ساکت باشم یکی از ساکنان پرینستون بهخاطر میآورد که اینشتین یکبار شهریه کالج یک دانشجوی آمریکایی آفریقاییتبار را پرداخته بود اینشتین یکی از چهرههای شناخته شده و اصلی در تأسیس دانشگاه عبری اورشلیم در سال بود که خود نیز در اولین هیئت رئیسه آن عضویت داشت در سال بیوشیمیدانی بهنام حییم وایزمن که رئیس سازمان جهانی صهیونیسم بود از او خواست تا به جمعآوری کمک مالی برای این دانشگاه کمک کند او همچنین پیشنهادهای مختلفی برای شروع برنامهها داشت او توصیه کرد که یک مسسه کشاورزی بهمنظور بهکارگیری زمینهای توسعه نیافته تأسیس شود او پیشنهاد کرد که در ادامه باید یک مسسه شیمی و یک مسسه میکروبیولوژی برای مبارزه با انواع بیماریهای همهگیر مانند مالاریا ایجاد شود که به گفته او مالاریا شیطانی است که موجب تضعیف یک سوم توسعه کشور میشود همچنین افزود که تأسیس یک مسسه مطالعات شرقی در هر دو زبان عبری و عربی برای تحقیقات علمی کشور و همچنین بناهای تاریخی آن بسیار مهم است حییم وایزمن سپس اولین رئیسجمهور اسرائیل شد پس از مرگ او در دفترش در سال داوید بن گوریون نخستوزیر وقت با اصرار روزنامهنگاری بهنام عزرائیل کارلیباخ پیشنهاد رئیسجمهوری اسرائیل را که پستی غالباً تشریفاتی است به اینشتین داد این پیشنهاد توسط سفیر اسرائیل در واشینگتن آبا ابن به اینشتین ارائه شد ابن در این باره میگوید که این پیشنهاد مظهر عمیقترین احترامی است که مردم یهود میتوانند به هر یک از پسران خود داشته باشند اینشتین پیشنهاد را رد کرد و در پاسخ نوشت که عمیقاً تحت تأثیر این پیشنهاد قرار گرفتهام و این ناراحتکننده و مایه شرم است که او نمیتواند چنین پیشنهادی را قبول کند اینیشتین از سنین کودکی به موسیقی علاقه داشت او در آخرین نوشتههای خود میگوید اگر یک فیزیکدان نبودم احتمالاً یک موسیقیدان میشدم من غالباً به موسیقی فکر میکنم من با رویاهایم در موسیقی زندگی میکنم من بیشترین لذت در زندگی را از موسیقی میبرم مادر او تبحر خاصی در نواختن پیانو داشت و میخواست پسرش نیز کار با ویولن را یاد بگیرد اما نه به این خاطر که موجب علاقهمندی او به موسیقی شود بلکه به این خاطر که از نظر او موسیقی به جذب فرهنگ آلمان کمک میکرد طبق نظر رهبر ارکستر لئون بوستین اینشتین از پنج سالگی قادر به نواختن موسیقی بود اگرچه او در آن زمان از نواختن موسیقی لذت نمیبرد زمانی که آلبرت اینشتین به سالگی رسید سوناتهای ویولن موزارت را پیدا کرد که موجب علاقهمندی او به آهنگهای موزارت شد و با علاقه بیشتری موسیقی را دنبال کرد اینشتین بهصورت خودآموز و بدون تمرین مرتب و با برنامه نواختن موسیقی را آموخت او در این باره گفتهاست که عشق معلم بهتری در مقایسه با حس وظیفه است در سن سالگی زمانی که مشغول زدن سونات ویولن بتهوون بود ممتحن مدرسه آرائو صدای ساز او را شنید ممتحن بعد از شنیدن صدای موسیقی گفت که او بهصورت قابل توجه و آشکاری دارای بینش عالی است لئون بوستین مینویسد که آنچه ممتحن را تحت تأثیر قرار داد این بود که آلبرت با کیفیتی که در آن قطعه کوتاه ارائه کرد عشق عمیقی از موسیقی را به نمایش گذاشت موسیقی برای این دانشآموز معنایی غیرمعمول داشت موسیقی نقشی محوری و همیشگی در زندگی آلبرت اینشتین در آن دوران داشت با اینحال او هیچگاه به این که یک موسیقیدان حرفهای شود فکر نکرد در سال در حالی که او سرگرم تحقیقاتش در مسسه فناوری کالیفرنیا بود در بازدید از هنرستان زولنر در لس آنجلس چند قطعه از بتهوون و موزارت را اجرا کرد در اواخر عمر زمانی که اعضای گروه موسیقی جولیارد کوارتت او را در پرینستون ملاقات کردند او قطعهای را برای آنها اجرا کرد که باعث شد آنها تحت تأثیر هماهنگی و اجرای او قرار بگیرند در سال اینشتین یکی از بنیانگذاران حزب دموکرات آلمان بهعنوان یک حزب لیبرال بود با اینحال او سپس به سمت سوسیالیسم و نقد سرمایهداری گرایش پیدا کرد که جزئیات آن را در مقالهای با عنوان چرا سوسیالیسم ارائه کردهاست بعضاً از اینشتین خواسته میشد تا نظراتش را در مورد موارد نامربوط به فیزیک نظری یا ریاضیات ارائه کند او بهشدت از ایده یک حکومت جهانی دموکراتیک در غالب یک فدراسیون جهانی دفاع میکرد اداره تحقیقات فدرال آمریکا موسوم به افبیآی از سال یک پرونده مخفی در مورد او تشکیل داده بود که در زمان مرگ اینشتین تعداد صفحات آن به صفحه رسیده بود اینشتین عمیقاً تحت تأثیر مهاتما گاندی قرار داشت او با گاندی نامهنگاری میکرد و در یکی از نامههایی که در مورد او نوشت او را یک الگو برای نسلهای آینده دانست اینشتین در مصاحبهها و نوشتههای زیادی از دیدگاه معنوی خود سخن گفت او بیان کرد که به خدایی که در فلسفه همهخدایی اسپینوزا توصیف شدهاست احساس نزدیکی میکند او به خدای شخصوار مانند خدای توصیف شده در ادیان ابراهیمی معتقد نبود خدایی که مراقب سرنوشت و کردار انسانها است و از نظر اینشتین باور به چنین چیزی سادهلوحانه بهشمار میآید او صراحتاً گفت که من خداناباور نیستم و ترجیح میدهم خود را ندانمگرا یا یک مذهبی عمیقاً ناباور بنامم زمانی که از او پرسیده شد آیا به زندگی پس از مرگ معتقدی او پاسخ داد نه همین یک زندگی برای من کافی است اینشتین عمدتاً به گروههای انسانگرای سکولار و فرهنگ اخلاقی هم درآمریکا و هم در بریتانیا نسبت داده میشود او در هیئت مشاوره اولین انجمن اومانیستی نیویورک حضور داشت و همچنین یکی از اعضای افتخاری انجمن عقلگرایان نیز بود که انتشار مجلهای با عنوان انسانیت جدید را در بریتانیا بهعهده داشتند در مراسم سالگی انجمن فرهنگ اخلاق برای نیویورک او گفت که اندیشه فرهنگ اخلاقی تصور آنچه در گرایشهای دینی ارزشمندترین و ماندگار موضوع در آرمانگرایی است را در او تجسم بخشید از نظر او بدون فرهنگ اخلاقی هیچ راه نجاتی برای بشریت وجود ندارد در تاریخ ژانویه و ماه پیش از مرگ در پیامی در یک و نیم صفحه که بهصورت دستنویس و بهزبان آلمانی نوشته شده بود اینشتین به گاتکیند فیلسوف آلمانی و یهودی نوشت کلام خدا برای من چیزی جز بیان و محصول نقاط ضعف انسانی نیست کتاب مقدس مجموعهای از افسانههای محترم اما هنوز نسبتاً ابتدایی است هیچ تفسیری فارغ از این که چقدر پیچیده باشد نمیتواند چیزی را در مورد آن تغییر دهد برای من دین یهودیت مانند دینهای دیگر تجسم کودکانهترین خرافات است من نمیتوانم هیچ چیز انتخاب شدهای در مورد آنها ببینم در آوریل اینشتین دچار خونریزی داخلی ناشی از پارگی آنوریسم آئورت شکمی شد این مشکل در سال هم برای او پیش آمده بود که توسط جراحی بهنام رودولف نیسن حل شده بود او پیشنویسی را که برای سخنرانی تلویزیونی خود به مناسبت هفت سالگی اسرائیل آماده کرده بود با خود به بیمارستان برد اما آنقدر زنده نماند که آن را کامل کند اینشتین از پذیرش جراحی خودداری کرد و گفت من وقتی میروم که بخواهم طولانی کردن زندگی بهصورت مصنوعی بیمزه است من سهم خودم را انجام دادهام الان وقت رفتن است من این کار را به زیبایی انجام خواهم داد صبح روز بعد او در بیمارستانی در پرینستون و در سن سالگی درگذشت در حالیکه تقریباً تا واپسین روزهای زندگی نیز مشغول کار بود در طول کالبدشکافی آسیبشناس دانشگاه پرینستون توماس استولتز هاروی بدون اجازه خانواده اینشتین مغز او را خارج کرد به این امید که علم عصبشناسی در آینده بتواند علت نبوغ او را کشف کند بقایای آلبرت اینشتین سوزانده و خاکستر او نیز در مکانی نامعلوم پراکنده شد در مراسم بزرگداشت او در دسامبر در مقر یونسکو فیزیکدان هستهای رابرت اوپنهایمر تصور خود را از اینشتین بهعنوان یک شخص خلاصه کرد او تقریباً انسانی بدون هیچ پیچیدگی و عاری از دلبستگی به دنیا بود یک خلوص فوقالعاده همواره با او بود بهطوری که بهیکباره به کودکی عمیقاً سرسخت تبدیل میشد در سراسر زندگی اینشتین صدها کتاب و مقاله منتشر کرد او بیش از مقاله علمی و مقاله غیرعلمی منتشر کرد دستاوردهای فکری و اصالت کار اینشتین موجب شد که در سراسر جهان نام اینشتین با کلمه نبوغ یکی دانسته شود علاوهبر کارهایی که بهتنهایی انجام داده بود او همچنین با سایر دانشمندان نیز در پژوهشهای دیگری همکاری کردهاست که آمار بوز اینشتین و یخچال اینشتین از جمله آنها هستند از سال مطبوعات دانشگاه پرینستون و دانشگاه عبری اورشلیم که آلبرت انیشتین حقالتالیف آثار خود را به آنها دادهاست بررسی حدود سند که او از خود برجای گذاشتهاست را انجام دادهاند این مجموعه اسناد در انیشتین دیجیتال آرشیو شدهاست و شامل نامهها مقالات کارت پستال دفترچه یادداشت و خاطرات روزانهٔ اوست پروژه مقالات اینشتین که هماکنون توسط دیانا کورموس ویوچالد استاد فیزیک و تاریخ علوم در انستیتوی فناوری کالیفرنیا ویرایش میشود حدود جلد پیشبینی شده که جلد آن را چاپ و منتشر کردهاست چهار مقاله استثنایی اینشتین در زمینههای اثر فوتوالکتریک که منجر به نظریه کوانتوم شد حرکت براونی منجر به اثبات غیرمستقیم وجود اتمها و مولکولها شد همارزی جرم و انرژی و نسبیت خاص بود که او آنها را در سال در سالنامه فیزیک منتشر کرد این چهار اثر بهقدری با اهمیت بودند که امروزه از آنها بهعنوان بنیانهای فیزیک مدرن یاد میشوند که نگاه ما به فضا زمان و ماده را کاملاً دگرگون کرد در جدول زیر اطلاعات بیشتری در مورد این چهار مقاله آمدهاست اولین مقاله اینشتین که در سال به سالنامه فیزیک ارسال شد دربارهٔ اثر موئینگی بود این مقاله با عنوان نتیجهگیریهایی از پدیده موئینگی در سال منتشر شد دو مقاله دیگر از او در بین سالهای تا منتشر شد که در آنها تلاش کرد به پدیده اتمی از دیدگاه آماری بپردازد این مقالهها بنیانهایی برای مقاله او در مورد حرکت براونی در سال بودند که در آن نشان داد حرکت براونی میتواند بهعنوان شاهدی محکم برای وجود مولکول تلقی شود تحقیقات او در سالهای و عمدتاً متوجه اثرات اندازه متناهی اتمی بر روی پدیده نفوذ بود اینشتین به مشکل نوسانات ترمودینامیک بازگشت و تلاش کرد مشکل را با تغییرات چگالی در یک مایع در نقطه بحرانی آن حل کند بهصورت معمول نوسانات چگالی توسط مشتق دوم انرژی آزاد نسبت به چگالی کنترل میشود در نقطه بحرانی این مشتق صفر است و منجر به نوسانات زیادی میشود اثر نوسانات چگالی این است که موجب پراکندگی تمامی طول موجها میشود و موجب میشود مایع دارای ظاهری سفید و شیریرنگ پیدا کند اینشتین این موضوع را به پدیده پراکندگی رایلی نسبت داد که زمانی رخ میدهد که اندازه ذرات از طول موج تابیده شده کوچکتر باشد و توضیحی برای علت رنگ آبی آسمان نیز بهحساب میآید اینشتین بهصورت کمی کدری بحرانی را از نوسانات چگالی بهدستآورد و نشان داد که چطور هم این اثر و هم پراکندگی رایلی از بافت اتمی ماده ناشی میشود مقاله اینشتین با عنوان در مورد الکترودینامیک اجسام متحرک در ژوئن دریافت و در سپتامبر همان سال منتشر شد این مقاله موفق شد که تضاد میان معادلات ماکسول قوانین مربوط به الکتریسیته و مغناطیس و مکانیک نیوتونی را با تغییر قوانین مربوط به مکانیک برطرف کند اینطور که پیداست اثرات این مقاله به بیشترین شکل خود در سرعتهای بالا نمایان میشود جایی که سرعت جسم به سرعت نور نزدیک میشود نظریه توسعه داده شده در این مقاله سپس بهعنوان نظریه نسبیت خاص اینشتین شهرت پیدا کرد این مقاله پیشبینی کرد که در چهارچوب ناظر در حال حرکت چنانچه فردی ساعتی را همراه خود داشته باشد و در حال حرکت باشد زمان نشان داده شده توسط آن ساعت به نظر میرسد که کند شدهاست و فردی که آن ساعت را حمل میکند دچار انقباض طول در مسیر حرکت خود میشود گفته میشود که این مقاله ایده وجود اتر که یکی از اجزای مهم در فیزیک آن زمان بود را هم مردود کرد در مقاله مربوط به همارزی جرم و انرژی اینشتین معادله معروف را ارائه کرد که نتیجهای از معادلات نسبیت خاص او بود کار اینشتین در زمینه نسبیت در سال برای سالها محلی برای مناقشه بود اما این نظریه توسط فیزیکدانان برجسته پذیرفته شد که اولین نفر آنها ماکس پلانک بود اینشتین در ابتدا نظریه نسبیت خود را بر اساس سینماتیک علمی که مطالعه اجسام متحرک میپردازد بیان کرد در سال هرمان مینکوفسکی با تفسیر مجدد این نظریه با کمک مفاهیم هندسی آن را بهصورت نظریه فضازمان درآورد اینشتین این بیان مینکوفسکی را در نظریه نسبیت عام خود در اتخاذ کرد نسبیت عام یک نظریه گرانشی است که بین سالهای تا توسط آلبرت اینشتین توسعه داده شد مطابق نسبیت عام کشش گرانشی مشاهده شده میان اجرام ناشی از پیچ و تابی است که این جرمها در فضازمان ایجاد کردهاند نسبیت عام بهعنوان ابزاری ویژه در اخترشناسی مدرن شناخته میشود این نظریه بنیانهای درک فعلی ما از سیاه چاله ها را فراهم کردهاست مناطقی که نیروی جاذبه بهقدری قوی است که حتی نور هم نمیتواند از آنجا بگریزد همانطور که اینشتین سپس گفت او نظریه نسبیت عام را به این علت توسعه داد که ایده تقدم حرکتهای لخت در نظریه نسبیت خاص قانع کننده نبود در حالیکه نظریهای که از ابتدا ترجیح میدهد هیچ حالت حرکتی حتی موارد دارای شتاب نداشته باشد باید رضایت بخشتر به نظر برسد در نتیجه در سال او مقالهای را در مورد شتاب و تحت نظریه نسبیت خاص منتشر کرد در آن مقاله تحت عنوان درمورد اصل نسبیت و نتیجهای که از آن حاصل میشود او توضیح داد که سقوط آزاد واقعاً یک حرکت لخت است و برای ناظری که در حال سقوط آزاد است باید قوانین نسبیت خاص اعمال شود از این موضوع با نام اصل همارزی یاد میشود در همان مقاله اینشتین مواردی مانند اتساع زمان گرانشی انتقال به سرخ گرانشی و همگرایی گرانشی پیشبینی کرد اینشتین در سال مقاله دیگری تحت عنوان در مورد تأثیر گرانش بر انتشار نور منتشر کرد که مقاله سال خود را بسط داد و در آن مقدار انحراف نور توسط اجسام پرجرم را تخمین زد این تخمین سبب شد این امکان فراهم شود که پیشبینیهای نظری نسبیت عام بتوانند برای اولین بار بهصورت تجربی مورد آزمایش قرار بگیرند اینشتین در سال وجود امواج گرانشی را پیشبینی کرد چینهایی در انحنای فضازمان که از بهصورت موج منتشر میشوند به سمت خارج از منبع خود حرکت میکنند و انرژی را بهصورت تابش گرانشی منتقل میکنند امواج گرانشی نمیتوانند در نظریه گرانش نیوتون وجود داشته باشند چراکه نظریه نیوتن برخلاف نسبیت عام فرض را بر این میگذارد که برهمکنشهای فیزیکی با سرعتی نامحدود منتشر میشوند اولین شاهد غیرمستقیم از وجود امواج گرانشی در دهه از طریق مشاهده یک جفت ستاره نوترونی بهدست آمد سرانجام پیشبینی اینشتین در مورد وجود امواج گرانشی در فوریه تأیید شد زمانیکه محققین لیگو برای اولینبار مشاهدات خود دربارهٔ مشاهده امواج گرانشی را که در سپتامبر انجام شده بود منتشر کردند در سال اینشتین نظریه نسبیت عمومی را در مورد کل ساختار جهان بهکار برد او کشف کرد که معدلات میدان عمومی پیشبینی میکنند که جهان دینامیک جمعشونده یا منبسط شوندهاست در آن زمان هیچ یافته تجربی از جهان دینامیک پشتیبانی نمیکرد درنتیجه اینشتین ثابتی بهنام ثابت کیهانشناسی را به معادلات میدان افزود تا معادلات را طوری تنظیم کند که با یک جهان ثابت و ایستا همخوانی داشته باشد این اصلاحیه که جهانی ثابت و ایستا را پیشبینی میکرد سپس بهعنوان جهان ثابت اینشتین شهرت پیدا کرد پس از این که ادوین هابل در سال با مشاهده دور شدن سحابیها کشف کرد که جهان در حال انبساط است اینشتین مدل جهان ثابت خودرا کنار گذاشت و دو مدل دینامیک برای جهان ارائه کرد مدل اینشتین فریدمن در سال و مدل اینشتین دیسیتر در سال در هر دو مدل اینشتین ثابت کیهانشناسی را کنار گذاشت و بیان کرد که از هر لحاظ نظری این ثابت قانعکننده نیست در بسیاری از زندگینامههایی که دربارهٔ اینشتین نوشته شده ادعا شده که اینشتین اعمال ثابت کیهانشناسی در معادلات نسبیت عام را بزرگترین خطای خود برشمردهاست اخیراً اخترفیزیکدانی به نام ماریو لیویو این ادعا را زیر سال بردهاست و گفتهاست که ممکن است در نگارش این جمله توسط نویسندگان اغراق شده باشد در اواخر سال یک تیم به رهبری فیزیکدانی ایرلندی به نام کورماک اُریفریت کشف کرد که اینشتین مدل جهان ثابت خود را مدت کوتاهی پس از مشاهده هابل در مورد دور شدن سحابی ارایه کردهاست کرمچالهها ساختارهایی نظری هستند که نقاط مختلفی از فضازمان را به یکدیگر مرتبط میکنند یک کرمچاله را میتوان با کمک یک تونل که دو نقطه متفاوت در فضازمان تفاوت از لحاظ مکان یا زمان یا هردو را به یکدیگر متصل میکند نمایش داد از اینرو یک کرمچاله میتواند فاصلههای فوقالعاده دور مثلاً چند میلیارد سال نوری و حتی بیشتر را از طریق مسافت کوتاهی در حد چند متر به هم متصل کند این موضوع برای نقاطی که از لحاظ زمانی تفاوت دارند نیز صادق است اینشتین در سال با همکاری نیتان روزن مدلی برای یک کرمچاله تولید کرد که معمولاً با عنوان پل اینشتین روزن شناخته میشود انگیزه از این کار ایجاد مدلی برای ذرات بنیادی باردار بهعنوان راهحل معادلات میدان گرانشی بود کرمچالهها با نظریه نسبیت عام سازگارند با اینحال بسیاری از دانشمندان گمان میکنند که کرمچالهها صرفاً تجسمی از یک فضای چهاربعدیاند به بیان دیگر به همان صورتی که یک فضای دوبعدی بخشی از واقعیت یک فضای سهبعدی را نشان میدهد کرمچالهها نیز نشاندهنده بخشی از فضای چهاربعدیاند نظریه قدیمی کوانتوم مجموعه ای از نتایج سالهای که قبل از مکانیک کوانتوم مدرن است این تئوری هرگز کامل یا استوار نبود بلکه بیشتر مجموعه ای از اصلاحات اکتشافی در مکانیک کلاسیک بود این تئوری اکنون به عنوان تقریب نیمه کلاسیک با مکانیک کوانتومی مدرن شناخته شدهاست در مقالهای در سال اینشتین فرض کرد که خود نور از ذراتی مجزا تشکیل شدهاست که آن را کوانتای نور را نامید کوانتای نور پیشنهادی اینشتین تقریباً توسط تمامی فیزیکدانان سراسر دنیا از جمله ماکس پلانک و نیلز بور رد شد با اینحال این ایده زمانی به مفهومی جهانی تبدیل شد که در سال آزمایش اثر فوتوالکتریک رابرت میلیکان و اندازهگیری پراکندگی کامپتون آن را تأیید کردند اینشتین نتیجه گرفت که هر فرکانس موجی با مجموعهای از فوتونها مرتبط و انرژی آنها برابر با است که در این عبارت همان ثابت پلانک است او بیشتر از این در این زمینه سخن نگفت چراکه مطمئن نبود چطور این ذرات به موج مرتبطند اما پیشنهاد کرد که این ایده میتواند نتایج آزمایشی تجربی مانند اثر فوتوالکتریک را توضیح دهد اینشتین در مقاله توسعه دیدگاههای ما در مورد ترکیب و ذات تابش دربارهٔ کوانتیزه بودن نور و همچنین در مقالهای دیگر در سال نشان داد که مفهوم کوانتای انرژی که توسط ماکس پلانک مطرح شده بود باید دارای یک اندازه حرکت معین و دارای رفتاری مستقل و مانند ذرات نقطهای باشد او در این مقاله مفهوم فوتون را مطرح کرد اگرچه اصطلاح فوتون را گیلبرت لوییس بعداً در سال ارائه کرد و الهامبخش ایده دوگانگی موج و ذره در مکانیک کوانتومی شد اینشتین با انتشار مقاله خود در زمینه اثر فوتوالکتریک در سال نقش مهمی در توسعه نظریه کوانتوم ایفا کرد با اینحال برخلاف فیزیکدانان دیگر او سپس مخالف کوانتوم شد و از نتایج آن ابراز ناخرسندی کرد مشکل اصلی او با مسئله تصادفی بودن در مکانیک کوانتومی بود او از این مسئله که شانس جای قطعیت را گرفته باشد ناخرسند بود و در این باره گفت خداوند تاس نمیاندازد او تا پایان عمرش همچنان مخالف مکانیک کوانتومی باقی ماند و آن را ناقص میدانست مناظرات بور اینشتین مجموعهای از مباحثات و گفتگوهای عمومی میان آلبرت اینشتین و نیلز بور در مورد مکانیک کوانتومی بود بحثهای این دو که از بنیانگذاران مکانیک کوانتومی بهشمار میآیند مخصوصاً به اینخاطر مورد توجه بود که نتیجه آن برای فلسفه علم نیز مهم بود گفتگوهای این دو سپس بر روی تفسیرهایی ارائه شده از مکانیک کوانتومی تأثیر گذاشت در سال اینشتین با مقاله معروف ایپیآر به مکانیک کوانتومی بازگشت تا کامل بودن آن را زیر سال ببرد در یک آزمایش فکری او دو ذره را در نظر گرفت که در یک سری از ویژگیها که بهشدت به یکدیگر وابسته هستند باهم برهمکنش داشتهاند به ذراتی این چنینی اصطلاحاً ذرات درهم تنیده نیز گفته میشود بهعنوان مثال اسپین میتواند یکی از این ویژگیها باشد اهمیتی ندارد که دو ذره درهم تنیده چقدر از یکدیگر دور شوند در هرزمان که بهعنوان مثال اسپین یکی از این ذرات اندازهگیری شود باتوجه به وابسته بودن خواص دو ذره بهیکدیگر اسپین ذره دیگر در همان لحظه مشخص میشود اینشتین اینطور استدلال میکرد که دو حالت وجود میتواند وجود داشته باشد اول این که اسپین هردو ذره از همان ابتدا مشخص است و دوم این که فرایند اندازهگیری اسپین یک ذره موجب انتقال آنی اطلاعات به ذره دیگر میشود اینشتین حالت دوم را که اصطلاحاً عملی شبحوار از راه دور مینامید رد میکرد چرا که اگر چنین چیزی در عمل رخ بدهد از دید او عملاً حد سرعت نور در نسبیت خاص را نقض میکرد اعتقاد اینشتین بر واقعگرایی موضعی موجب میشد که او با احتمالات موجود در جهان کوانتومی مخالفت کند و چون اساس کوانتوم بارها تأیید شده بود او اینطور نتیجه میگرفت که این نظریه باید ناکامل باشد با اینحال در سال آزمایش اَسپِکت تأیید کرد که برخلاف تصویری که فیزیک کلاسیک ارائه میکند ذرات کوانتومی ذراتی مستقل و فاقد هیچگونه ارتباط با یکدیگر نیستند و تصور اینشتین در این زمینه اشتباه بودهاست اگرچه اینشتین در این مورد و اینکه ویژگیهای ذرات درهمتنیده از قبل تعیین میشوند در اشتباه بود اما پیشبینی دقیق او از خاصیت غیرعادی این پدیده یعنی پدیده درهم تنیدگی کوانتومی موجب شد که مقاله او به یکی از ده مقاله برتر منتشر شده در مجله فیزیکال ریویو تبدیل شود از این مقاله بهعنوان هسته مرکزی توسعه نظریه اطلاعات کوانتومی یاد میشود پس از نظریه نسبیت عام اینشتین تلاشهای فراوانی کرد که نظریه هندسی خود از جاذبه را به نحوی به الکترومغناطیس نیز مرتبط کند در سال او نظریه میدان یکپارچه خود را در مقالهای با عنوان در باب تئوری تعمیم یافته گرانش در مجله ساینتیفیک آمریکن منتشر کرد اگرچه او به تبلیغ نظریه خود ادامه داد اما هرچه گذشت او در تحقیقات خود منزویتر شد و درنهایت نتوانست در این زمینه به موفقیت دست پیدا کند در تلاش برای پیدا کردن نظریهای که تمام نیروهای بنیادین طبیعت را شامل شود او عملاً از دستاوردهای اصلی ارائه شده در فیزیک غافل شد که نیروهای هستهای قوی و ضعیف از جمله آنها بودند نیروهایی که تا سالها بعد از مرگ او هنوز بهطور کامل شناخته نشده بودند در مقابل جریان اصلی فیزیک نیز به اینشتین و تلاش او در زمینه رسیدن به نظریه میدان یکپارچه بیتوجهی کرد ریای او برای رسیدن به نظریهای جامع و یکپارچه انگیزهای برای نظریاتی مانند نظریه همه چیز و بهصورت ویژه نظریه ریسمانها شد اینشتین در طول سفرهایش بهصورت روزانه برای همسرش السا و دخترانی که به فرزندخواندگی پذیرفته بود مارگو و السه نامه مینوشت نامهها در کاغذهای مخصوص دانشگاه عبری اورشلیم نوشته میشدند باربارا ولف از بخش آرشیو آثار اینشتین در دانشگاه عبری اورشلیم به بیبیسی گفتهاست که او بیش از نامه خصوصی بین سالهای تا نگاشتهاست مارگو اینشتین اجازه داده تا این نامهها در معرض عموم قرار گیرد با این حال او درخواست کرد که این کار سال پس از مرگش انجام شود او در سال درگذشت اینشتین به لولهکشی حرفهای علاقه داشت و در همین راستا او عضو افتخاری اتحادیه لولهکشی بود در طول جنگ جهانی دوم هفته نامه نیویورکر در بخش گفتگو در مورد شهر تصویری منتشر کرد که در آن اشاره میکرد اینشتین آنقدر در آمریکا مشهور است که ممکن است در خیابان مردم جلوی او را میگیرند و از او درخواست میکنند که فلان نظریه را برایشان توضیح دهد او نهایتاً راهی برای حل معضل پرسشهای پیوسته دیگران یافت او به فردی که از او سال میکند میگوید عذر میخواهم ببخشید همیشه مرا با پروفسور اینشتین اشتباه میگیرند اینشتین موضوعی الهامبخش برای بسیاری از رمانها فیلمها نمایشنامهها و آثار موسیقی از جمله مجموعه تلویزیونی نابغه اینشتین و ادینگتون ترانه اینشتین فیلم ضریب هوشی پوستر آلبوم گروه کلوپ بیکسان گروهبان فلفل بودهاست او یک مدل معروف برای بهتصویر کشیدن یک پروفسور حواسپرت با صورتی تأثیرگذار و موهایی شاخص است فردریک گُلدن در مجله تایم دربارهٔ او نوشت که اینشتین یک ریای کارتونی بود که به حقیقت پیوست سریال نابغه از شبکه نشنال جئوگرافیک در فصل اول خود به زندگی آلبرت اینشتین از سالهای اول زندگیاش روابط او بهخصوص رابطهاش با میلوا ماریچ کار او در مسسه ثبت اختراع و سالهای پایانی زندگیاش به عنوان فیزیکدانی که نظریه نسبیت را توسعه دادهاست میپردازد این فصل بر اساس کتابی از والتر ایزاکسون به نام اینشتین زندگی او و جهان ساخته شده که در سال منتشر شدهاست غالباً نقل قولهای معروف بسیاری به اشتباه به اینشتین نسبت داده میشود اینشتین جوائز و افتخارات بسیاری کسب کرد او در سال موفق به کسب جایزه نوبل در فیزیک برای خدماتش در زمینه فیزیک نظری و بهویژه کشف قانون اثر فوتوالکتریک که گامی اساسی در توسعه مکانیک کوانتومی بهحساب میآید شد هیچیک از نامزدها در سال واجد شرایط تعیین شده توسط آلفرد نوبل نبودند بنابراین در همان روزی که نیلز بور جایزه نوبل سال را به خاطر تحقیقاتش در ساختار اتم و تابش گسیل شده از آنها دریافت کرد جایزه نوبل سال به اینشتین داده شد علاوهبر جایزه نوبل او موفق به کسب افتخاراتی مانند مدال ماتئوچی همکار انجمن سلطنتی مدال کاپلی مدال طلائی انجمن سلطنتی اختر شناسان مدال ماکس پلانک عضویت در آکادمی ملی علوم آمریکا شخصیت قرن تایمز نیز شد علاوهبر جایزههایی که اینشتین موفق شد در طول زندگی کسب کند برخی جوائز نیز به افتخار او نامگذاری شدهند که جایزه آلبرت اینشتین مدال آلبرت اینشتین جایزه اینشتین در علوم لیزر جایزه اینشتین انجمن فیزیک آمریکا جایزه جهانی علمی آلبرت اینشتین و جایزه صلح اینشتین از جمله این موارد هستند در فیزیک یکای اینشتین یک یکای غیر اسآی است که برابر با انرژی یک مول فوتون است یونسکو به مناسبت صدمین سال مقالات نسبیت خاص اثر فوتوالکتریک و اثر براوانی سال را سال جهانی فیزیک نامید کالج پزشکی آلبرت اینشتین یکی از کالجهای دانشگاه یشیوا است که در نیویورک واقع است این کالج به افتخار آلبرت اینشتین نامگذاری شدهاست رصدخانه اینشتین اولین تلسکوپ تصویربرداری کاملاً مبتنی بر اشعه ایکس و دومین تلسکوپ رصدخانه نجومی انرژی بالای ناسا بود سیارک به افتخار او اینشتین نامگذاری شدهاست بر روی ماه نیز دهانهای بهنام دهانه اینشتین به او اختصاص داده شدهاست زیستشناسی یا بیولوژی از علوم پنجگانه است که نوع و شیوه ی زندگی موجودات رو بررسی می کند این دانش به بررسی ویژگیها و رفتار جانداران چگونگی پیدایش گونهها و افراد کاهش گرایی و نیز به بررسی تعامل جانداران با یکدیگر و محیط پیرامونشان میپردازد زیستشناسی دستگاهها زیستشناسی شامل موضوعات گستردهای است که دارای تقسیمبندی بسیاری از مباحث و رشتههای مختلف است از جمله مهمترین موضوعات آن عبارت از پنج اصل به هم وابسته است که میتوان آنها را اساس زیستشناسی مدرن نامید رشتههای فرعی زیستشناسی به وسیله مقیاسی که در آن جاندارانی که قبلاً مطالعه شدهاند انواع جانداران مورد مطالعه و روشهای استفاده شده در مطالعه آنها تعریف میشود بیوشیمی مطالعه شیمی اولیه زندگی زیستشناسی مولکولی مطالعه فعل و انفعالات پیچیده در میان مولکولهای زیستی گیاهشناسی مطالعه زیستشناسی گیاهان زیستشناسی سلولی بررسی واحدهای ساختمانی همه حیات سلول فیزیولوژی بررسی عملکردهای فیزیکی و شیمیایی بافتها اندامها و دستگاه زیستی هر موجود زنده زیستشناسی تکاملی بررسی فرایندهایی که تنوع زیستی را ایجاد میکنند و بومشناسی بررسی فعل و انفعالات جانداران در محیط خود اصطلاح بیولوژی از واژه یونانی بیوس به معنی زندگی و پسوند لوژیا به معنی مطالعه چیزی مشتق شدهاست این واژه در آلمان در اوایل سال ممکن است از پسینسازی واژه قدیمیتر دوزیستانشناسی با حذف واژه دوزیستان به وجود آمده باشد فرم لاتین این اصطلاح نخستین بار در زمانی که کارل لینه از واژه در کتاب خود استفاده کرد ظاهر شدهاست اگرچه زیستشناسی در قالب مدرن خود پیشرفتهای بسیاری یافتهاست اما علوم مرتبط و وابسته به آن از زمانهای قدیم مورد مطالعه قرار گرفتهاند فلسفه طبیعی در اوایل تمدنهای باستانی میانرودان مصر شبهقاره هند و چین مورد مطالعه قرار گرفت با این حال ریشههای زیستشناسی مدرن و گرایش به مطالعه طبیعت اغلب به یونان باستان برمیگردد در حالی که مطالعه رسمی پزشکی به بقراط حدود سال قبل از میلاد حدود سال قبل از میلاد برمی گردد اما ارسطو سال قبل از میلاد پیش از میلاد گستردهترین سهم را برای توسعه زیستشناسی به کار گرفت نقش برجسته او در تاریخچه جانوران و کارهای دیگری با تکیه بر طبیعتگرایی و فعالیتهای تجربی دیگری که بر روی علت و معلولی زیستی و تنوع زندگی متمرکز بود از اهمیت ویژهای برخوردار است ثئوفراستوس جانشین ارسطو در لیسه سلسله کتابهایی در زمینه گیاهشناسی نوشت که تا به امروز سالم ماندهاند و به عنوان مهمترین سهم از دوران باستان و حتی قرون وسطی از علوم گیاهی به حساب میآید دانشمندان قرون وسطی جهان اسلام که در مورد زیستشناسی کتاب نوشتهاند شامل جاحظ ابوحنیفه دینوری که در مورد گیاهشناسی کتاب نوشتهاست و رازی که در مورد آناتومی و فیزیولوژی کتاب نوشتهاست میباشند دانش پزشکی با تحقیقات دانشمندان اسلامی در مورد سنتهای فیلسوف یونانی به خوبی مطالعه شدهاست در حالیکه تاریخ طبیعی تفکر ارسطو را به خصوص در حفظ سلسله مراتب ثابت زندگی به شدت جذب کرده بود زیستشناسی با ساخت میکروسکوپ آنتونی وان لیوون هوک شروع به رشد و پیشرفت سریع کرد اینگونه بود که دانشمندان اسپرم باکتری مژکداران و تنوع زندگی میکروسکوپی را کشف کردند تحقیقات انجام شده توسط یان سوامردام منجر به اطلاعات جدید در حشرهشناسی شده و به توسعه روشهای اساسی کالبدشکافی میکروسکوپی و رنگآمیزی کمک بسیاری کردهاست پیشرفت در تکنیکهای میکروسکوپی تأثیر بسیاری در تفکرات زیستشناسی داشت در آغاز سده تعدادی از زیستشناسان به اهمیت سلول اشاره کردند سپس در اشلایدن و تئودور شوان شروع به ترویج ایدههای کنونی جهانی کردند که شامل این موارد بودند واحد اصلی جانداران سلول میباشد و سلولهای هر موجود تمام ویژگیهای زندگی را دارد اگرچه آنها با این ایده مخالف بودند که همه سلولها از تقسیم دیگر سلولها به وجود میآیند به لطف کارهای روبرت ریماک و رودولف فیرخو در بیشتر زیستشناسان همه سه اصلی را که به عنوان نظریه سلول شناخته میشد قبول کردند در همین هنگام طبقهبندی جانداران و ردهبندی آنها عامل تمرکز تاریخدانان طبیعی شد کارل لینه طبقهبندی اساسی برای جهان طبیعی را در سال گونههایی که تا آن زمان شناخته شده بودند منتشر کرد و در سالهای نامهای علمی را برای تمام گونههای خود معرفی کرد ژرژ لوئی لکرک کنت دو بوفون جانوران را به عنوان طبقهبندیهای مصنوعی و گونههای زنده را به عنوان تطبیقپذیر معرفی کرد حتی پیشنهاد داد که آنها احتمالاً از نسب مشترک هستند اگرچه او با فرگشت مخالف بود بوفون یک چهره کلیدی در تاریخچه اندیشه تکامل بود چرا که کارهایش بعدها بر نظریههای فرگشتی لامارک و داروین تأثیر گذاشت آغاز جدی اندیشه فرگشتی با آثار ژان باپتیست لامارک میباشد که برای نخستین بار یک نظریه منسجم از تکامل را ارائه کرد او فرض کرد که تکامل نتیجه فشارهای محیطی بر ویژگیهای جانوران میباشد به این معنی که هرچه یک عضو بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد پیچیدهتر و کارآمدتر میشود بنابراین جانور با محیط خود سازگار میشود لامارک اعتقاد داشت که این صفات به دست آمده میتواند به فرزندان منتقل شود و آنها را کامل کرده و توسعه دهد با این حال این زیستشناس بریتانیایی چارلز داروین بود که روشهای جغرافیایی زیستی هومبولت زمینشناسی مبتنی بر شکلگیری یکتای چارلز لایل نوشتههای رشد جمعیت رابرت مالتوس و تخصص مورفولوژی و مشاهدات طبیعی خود را ترکیب کرد و با موفقیت نظریه فرگشت بر پایه سازوکار انتخاب طبیعی را ارائه داد دلایل و شواهد مشابه نیز آلفرد راسل والاس را بهطور مستقل به همان نتایج رسانید هرچند که این موضوع باعث بحث فراوان شد که تا امروز نیز ادامه دارد اما نگرهٔ داروین به سرعت از طریق جامعه علمی گسترش یافته و به زودی به یک اصل مرکزی در سرعت توسعه علم زیستشناسی تبدیل شد کشف دلیل فیزیکی روی دادن وراثت با کشف اصول تکامل و ژنتیک جمعیت همزمان شد در سالهای و اوایل سالهای آزمایشها به دیانای به عنوان بخشی از کروموزوم اشاره کردند که واحدهای صفاتی را حمل میکنند که به نام ژن شناخته میشوند تمرکز بر روی انواع جدیدی از مدلهای جانداران مانند ویروسها و باکتریها همراه با کشف ساختار مارپیچ دو رشتهای دیانای در راه را برگذار به ژنتیک مولکولی باز کردند از سالهای تا زمان حال زیستشناسی در حوزه مولکولی بسیاری گسترده شدهاست رمز ژنتیکی توسط هار گوبیند کورانا رابرت دبلیو هالی و مارشال وارن نایرنبرگ بعد از درک اینکه دیانای از واحدهایی به نام کودون تشکیل شدهاست شکسته شد در نهایت پروژه ژنوم انسان در سال با هدف ترسیم نقشه ژنتیکی انسان بهطور کلی راهاندازی شد این پروژه در اصل در سال تکمیل شد و تجزیه و تحلیل بیشتر آن هنوز در حال انتشار است پروژه ژنوم انسان نخستین تلاش جهانی در ترکیب دانش زیستشناسی عملکردی با تعریف مولکولی برای توضیح چگونگی کارکرد بدن انسان و دیگر موجودات بود بخش عمدهای از زیستشناسی مدرن را میتوان متشکل از پنج اصل به هم وابسته دانست که شامل نظریه سلولی تکامل ژنتیک هومئوستازی و انرژی است نظریه سلولی بیان میکند که سلول واحد اساسی زندگی است و همه جانداران از یک یا چندین سلول تشکیل شدهاند یا موادی را از سلولهای خود ترشح میکنند به عنوان مثال پوسته استخوان بندی بیرونی همه سلولها از طریق تقسیم سلولی از سلولهای دیگر به وجود میآیند در موجودات پر سلولی هر سلول بدن موجود زنده از یک سلول تخم بارور مشتق شدهاست همچنین سلول به عنوان واحد اساسی در بسیاری از فرایندهای پاتولوژیک نیز در نظر گرفته میشود به علاوه پدیده جریان انرژی در سلولها طی فرایند سوخت ساز اتفاق میافتد در نهایت سلولهای حاوی اطلاعات وراثتی دیانای در طول تقسیم سلولی از یک سلول به سلول دیگر منتقل میشوند مفهوم سازماندهی مرکزی در زیستشناسی این است که تغییر و توسعه در زندگی در طول تکامل اتفاق میافتد و تمام جانداران شناخته شده نسب مشترک دارند نظریه تکامل ادعا میکند که تمام جانداران روی زمین جانداران و منقرض شده از یک نیای مشترک یا یک خزانه ژنی نیایی به وجود آمدهاند این باور وجود دارد که آخرین نیای مشترک تمام جانداران حدود میلیارد سال پیش ظاهر شدهاست هر چند که فسیلهایی از مولکولهای آلی مربوط به میلیارد و میلیون سال پیش کشف شدهاست بهطور کلی زیستشناسان حضور همهجانبه و جهانی رمز ژنتیکی را به عنوان شاهد قطعی در حمایت از نظریه نیای مشترک جهانی برای همه باکتریها آرکی باکتریها باستانیان و یوکاریوتها در نظر میگیرند پیدایش حیات را ببینید معرفی در واژهنامه علمی توسط ژان باتیست لامارک در نظریه تکامل تدریجی توسط چارلز داروین سال بعد به عنوان مدل علمی زمانی که او نیروی محرکه را بیان میکرد ایجاد شد انتخاب طبیعی آلفرد راسل والاس به عنوان همکار کاشف زمانی که به تحقیق و پژوهش مفهوم تکامل کمک میکرد شناخته شد در حال حاضر تکامل برای توضیح تغییرات بزرگ یافته شده بر روی زمین استفاده میشود نظریه داروین بیان میکند که گونهها و نژادها در طول فرایندهای انتخاب طبیعی و انتخاب مصنوعی یا پرورش انتخابی توسعه یافتهاند رانش ژن به عنوان یک مکانیسم اضافی از توسعه تکاملی در سنتز مدرن نظریه بیان میشود تاریخچه تکاملی گونهها که ویژگیهای گونههای مختلف را از جایی که آمدهاند توصیف میکند همراه با رابطه شجره نامهشان با دیگر گونهها به عنوان تبارزایش شناخته میشود با روشهای گسترده متفاوت زیستشناسی اطلاعاتی دربارهٔ تبارزایش به دست آمدهاست این اطلاعات عبارتند از مقایسه توالی اسید نوکلئیک در زیستشناسی مولکولی یا ژنومیک و مقایسه فسیلها یا دیگر موجودات باستانی در دیرینهشناسی زیستشناسان روابط تکاملی را با روشهای مختلف از جمله تبارزایش فنوتیک و شاخه بندی سازماندهی و تجزیه و تحلیل میکنند برای مشاهده خلاصهای از رویدادهای مهم در تکامل زندگی که در حال حاضر توسط زیستشناسان درک شدهاست جدول زمانی تکاملی را مطالعه کنید ژنها واحد اصلی وراثت در تمام جانداران هستند یک ژن واحد اصلی وراثت بوده و قسمتی از دیانای میباشد که شکل یا عملکرد یک موجود را با روشهای خاص تحت تأثیر قرار میدهد تمام جانداران از باکتریها تا جانوران دستگاههای اساسی یکسانی که توسط دیانای کپی شده و به پروتئین ترجمه میشوند را به اشتراک میگذارند سلولها ژن دیانای را به نسخه آرانای ژن رونویسی میکنند و سپس ریبوزوم آرانای را به پروتئین ترجمه میکند و یک توالی اسید آمینه به وجود میآید رمز ترجمه از کدون آر ان ای به اسید آمینه در بیشتر جانداران مشابه است اما در بعضی از آنها تفاوتهای کمی دارد به عنوان مثال توالی از دیانای که انسولین را در انسانها کد میکند وقتی درون موجود زنده دیگری مثل گیاهان قرار بگیرد نیز انسولین را کد میکند دیانای معمولاً به شکل کروموزوم خطی در یوکاریوتها و کروموزوم حلقوی در پروکاریوتها وجود دارد کروموزوم ساختاری سازمان یافته متشکل از دیانای و هیستونها میباشد مجموعهای از کروموزومها در یک سلول و دیگر اطلاعات وراثتی یافت شده در میتوکندریها کلروپلاستها یا دیگر مکانها در مجموع به عنوان ژنوم شناخته میشوند در یوکاریوتها ژنوم دیانای در هسته سلول و به مقدار کم همراه میتوکندری و کلروپلاست وجود دارد در پروکاریوتها دیانای درون منطقهای نامنظم از سیتوپلاسم به نام نوکلئوئید ناحیه هسته قرار گرفتهاست اطلاعات ژنتیکی در یک ژنوم درون ژنها قرار دارند و مجموعه کاملی از این اطلاعات را در یک موجود زنده ژنوتیپ مینامند هومئوستازی توانایی یک سیستم باز در تنظیم محیط داخلی برای حفظ شرایط پایدار با استفاده از تعادل پویای چندگانه میباشد که با مکانیسمهای تنظیمی مرتبط میباشد در تمام جانداران خواه جانداران تک سلولی یا چند سلولی هومئوستاز وجود دارد برای حفظ تعادل پویا و انجام مثر عملکردهای خاص یک سیستم باید اختلال را شناسایی و به آن پاسخ دهد پس از تشخیص یک اختلال یک سیستم بیولوژیکی بهطور معمول از طریق خودتنظیمی منفی به آن پاسخ میدهد به این معنی که با کاهش یا افزایش فعالیت هر اندام یا سیستم شرایط ثابت میشود به عنوان مثال آزاد شدن گلوکاگون در زمان کاهش شدید سطح قند بقای یک موجود زنده بستگی به ورود مداوم انرژی دارد واکنشهای شیمیایی که مسئول این ساختارها و عملکردها هستند انرژی را برای کمک به سلولهای جدید و حفظ آنها از موادی که به عنوان غذا عمل میکنند استخراج میکنند در این فرایند مولکولهای مواد شیمیایی که غذا را تشکیل میدهند نقش دارند اول آنها حاوی انرژی هستند که میتوانند مبدل واکنشهای شیمیایی باشند دوم آنها ساختارهای مولکولی جدید را از مولکولهای زیستی میسازند جاندارانی که مسئول تولید انرژی به اکوسیستم هستند به نام تولیدکننده یا اتوتروف شناخته میشوند تقریباً تمام این موجودات انرژی اولیه را از خورشید به دست میآورند گیاهان یا نورپروردها فتواتوتروف با انجام فرایندی به نام فتوسنتز از انرژی خورشید برای تبدیل مواد خام به مولکولهای آلی استفاده میکنند از جمله آدنوزین تری فسفات که با شکستن پیوندهایش انرژی آزاد میشود هرچند در بعضی اکوسیستمها استخراج انرژی توسط شیمی پروردها شیمیوتروف از متان سولفید یا دیگر منابع انرژی غیر خورشیدی صورت میگیرد برخی از انرژیهای بدست آمده برای تولید زیست تودهها برای حفظ حیات و تأمین انرژی برای رشد و توسعه استفاده میشوند اکثریت باقیمانده این انرژی به عنوان گرما و مولکولهای زاید از دست میرود مهمترین فرایندهایی که انرژی به دام افتاده در مواد شیمیایی را برای حفظ حیات استفاده میکنند متابولیسم و تنفس سلولی تنفس یاخته ای هستند زیستشناسی مولکولی مطالعه زیستشناسی در سطح مولکولی میباشد این زمینه با دیگر موضوعات زیستشناسی همپوشانی دارد به خصوص با ژنتیک و بیوشیمی زیستشناسی مولکولی عمدتاً به درک فعل و انفعالات بین سیستمهای مختلف یک سلول میپردازد از جمله ارتباطات دیانای آر ان ای و سنتز پروتئین و یادگیری اینکه چگونه این فعل و انفعالات تنظیم میشوند زیستشناسی سلولی به مطالعه ساختاری و فیزیولوژیکی خواص سلولها از جمله رفتار آنها فعل و انفعالات و محیط میپردازد این مطالعات در سطح میکروسکوپی و مولکولی برای جانداران تک یاختهای مثل باکتریها همچنین سلولهای تخصص یافته جانداران چندیاختهای مثل انسان انجام میشوند درک ساختار و عملکرد سلولها برای تمام علوم زیستی اساسی میباشد شباهتها و تفاوتهای بین انواع سلولها به زیستشناسی مولکولی مربوط میباشد آناتومی اشکال میکروسکوپی ساختارها از جمله اندامها و دستگاههای اندامها را در نظر میگیرد ژنتیک علم مربوط به ژن وراثت و گوناگونی ارگانیسمها است ژنها اطلاعات لازم برای سنتز پروتئینها را کد میکنند که به نوبه خود نقش مهمی در فنوتیپ نهایی ارگانیسم دارند در تحقیقات جدید ژنتیک ابزار مهمی در بررسی عملکرد یک ژن خاص و یا بررسی فعل و انفعالات ژنتیکی فراهم میکند در بدن جانداران اطلاعات ژنتیکی معمولاً در کروموزومها حمل میشوند جایی که ساختار شیمیایی مولکول دیانای خاص ارائه شدهاست زیستشناسی رشد در مورد فرآیندهایی که در آن اندامها رشد و توسعه مییابند مطالعه میکند در منشأ رویانشناسی زیستشناسی رشد مدرن در مورد کنترل ژنتیکی رشدی دگرگونی سلول و ریخت زایی و اینکه کدام فرایند به تدریج باعث افزایش بافتها اندامها و آناتومی میشود مطالعه میکند مدل ارگانیسم برای زیستشناسی رشد شامل کرم گرد سینورابدیتیس الگانس مگس سرکه ماهی گورخری دانیو رریو موش خانگی و علف هرز رشادی گوش موشی میباشند یک ارگانیسم مدل گونهای است که مطالعه گسترده برای درک پدیده زیستی خاص روی آن انجام میشود با انتظار اینکه این اکتشافات بینشی از ارگانیسم را نسبت به ارگانیسمهای دیگر ارائه میدهد فیزیولوژی در مورد فرایندهای مکانیکی فیزیکی و بیوشیمیایی جانداران و تلاش برای درک این موضوع که چگونه تمام ساختارها به عنوان یک کل عمل میکنند مطالعه میکند موضوع ساختار به عملکرد در زیستشناسی اساسی است مطالعات فیزیولوژیکی بهطور سنتی به فیزیولوژی گیاهی و فیزیولوژی جانوری تقسیم شدهاست اما بعضی از اصول فیزیولوژی بدون توجه به اینکه کدام ارگانیسم خاص مطالعه میشود جهانی هستند به عنوان مثال آنچه که در مورد فیزیولوژی سلولهای مخمری آموخته شده میتواند در مورد سلولهای انسانی نیز به کار برده شود زمینه فیزیولوژی جانوری ابزارها و روشهای فیزیولوژی انسانی را به گونههای غیرانسانی گسترش میدهد فیزیولوژی گیاهی روشها را از هر دو زمینه تحقیقات اقتباس میکند فیزیولوژی چگونگی تعاملات و عملکردهای دستگاه عصبی دستگاه ایمنی دستگاه درون ریز دستگاه تنفس و دستگاه گردش خون را مطالعه میکند مطالعه این دستگاهها با رشتههای مرتبط پزشکی مثل عصبشناسی و ایمنیشناسی به اشتراک گذاشته شدهاست پژوهشهای تکاملی به اصل و نسب گونهها علاقهمند است و در طول زمان تغییر میکند و شامل دانشمندان بسیاری از رشتههای طبقهبندی میباشد به عنوان مثال بهطور کلی شامل دانشمندانی میشود که آموزش ویژهای در مورد ارگانیسمهای خاص دیدهاند از جمله پستاندارشناسی پرندهشناسی گیاهشناسی یا خزندهشناسی اما از آن ارگانیسمها به عنوان سیستمهایی برای پاسخگویی به سوالات اصلی دربارهٔ تکامل استفاده میکنند زیستشناسی تکاملی تاحدودی بر اساس دیرینهشناسی میباشد که با استفاده از سنگوارهها به پرسشهایی در مورد حالت و سرعت تکامل و تا حدی بر تحولاتی در زمینه ژنتیک جمعیت پاسخ میدهد در سالهای زیستشناسی رشد با حذف اولیه از سنتز مدرن از طریق مطالعه زیستشناسی رشد تکاملی دوباره وارد زیستشناسی تکاملی شد رشتههای مرتبط که اغلب بخشی از زیستشناسی تکاملی در نظر گرفته میشوند تبارزایش سامانهشناسی و آرایهشناسی میباشند رویداد گونهزایی چندگانه یک ساختار درختی از رابطه بین گونهها ایجاد میکند نقش سامانهشناسی مطالعه این روابط و در نتیجه شباهتها و تفاوتهای بین گونهها و گروههای گونهای است هرچند سامانهشناسی یک زمینه فعال پژوهشی طولانی قبل از اینکه تفکر تکاملی عمومیشود دارد بهطور سنتی جانداران به پنج فرمانرو تقسیم میشوند تک یاختهها آغازیان قارچها گیاهان جانوران هرچند امروزه بیشتر دانشمندان این پنج فرمانرو را سیستمی قدیمی در نظر میگیرند سیستمهای جایگزین مدرن طبقهبندی بهطور کلی با سیستم سه قلمرو آغاز میشوند باستانیان در اصل آرکی باکتریها باکتریها در اصل یوباکتریها و یوکاریوتها شامل آغازیان قارچها گیاهان و جانوران این قلمروها داشتن یا نداشتن هسته سلول را منعکس میکنند همچنین تفاوت در ترکیب شیمیایی مولکولهای زیستی کلیدی مثل ریبوزومها را نشان میدهند علاوه بر این هر قلمرو به صورت برگشتپذیر شکسته میشود تا هر گونهای جداگانه دستهبندی شود به این صورت که حوزه فرمانرو شاخه رده راسته تیره سرده گونه خارج از این دستهبندی انگلهای دورن سلولی اجباری وجود دارند که در اصطلاح فعالیتهای متابولیکی بر روی لبه زندگی قرار دارند به این معنی که بسیاری از دانشمندان این موجودات را به عنوان موجود زنده دستهبندی نکردهاند با توجه به عدم یا حداقل نیاز به یک یا بیشتر توابع اساسی یا مشخصاتی که حیات را تعریف میکنند آنها به عنوان ویروسها ویروئیدها پریونها یا حاملها طبقهبندی میشوند نام علمی یک ارگانیسم از جنس و گونه اش به وجود میآید به عنوان مثال انسانها به عنوان انسان اندیشه ورز ذکر شدهاند انسان جنس و اندیشه ورز گونه است زمانی که دانشمندان نام یک ارگانیسم را مینویسند اولین حرف جنس را با حروف بزرگ نوشته و بقیه جنس را با حروف کوچک مینویسند علاوه بر این تمام اصطلاح به شکل ایتالیک یا زیر خط دار نوشته میشود سیستم طبقهبندی غالب را طبقهبندی لینائن مینامند این طبقهبندی شامل رتبه و نام علمی میباشد چگونگی نامگذاری این ارگانیسمها توسط توافقنامههای بینالمللی از جمله قوانین جهانی نامگذاری برای جلبکها قارچها و گیاهان قوانین جهانی نامگذاری برای جانوران و قوانین جهانی نامگذاری برای باکتریها اداره میشود طبقهبندی ویروسها ویروئیدها پریونها و تمام عوامل زیر ویروسی که ویژگیهای بیولوژیکی را نشان میدهند توسط کمیته بینالمللی طبقهبندی ویروسها اداره شده و به نام قوانین جهانی طبقهبندی و نامگذاری ویروسها شناخته میشود هر چند چندین سیستم طبقهبندی ویروسی وجود دارند اکولوژی به مطالعه توزیع و فراوانی جانداران و فعل و انفعالات بین موجودات و محیط زیست میپردازد زیستگاه یک ارگانیسم میتواند به عنوان عوامل غیر زنده محلی توصیف شود از جمله اقلیم و بومشناسی به علاوه سایر ارگانیسمها و اجزاء حیاتی نیز محیط زیست خود را به اشتراک میگذارند یکی از دلایلی که سیستمهای بیولوژیکی برای مطالعه مشکل هستند این است که بسیاری از فعل و انفعالات مختلف با دیگر جانداران و محیط زیست حتی در مقیاسهای کوچک امکانپذیر است یک باکتری میکروسکوپی در شیب قند مورد نیاز خود به اندازه یک شیر در ساوانای آفریقا که برای یافتن غذا تلاش میکند در قبال محیط مسئول است رفتارهای هر گونه میتواند همکاری رقابتی انگلی همزیستی باشد وقتی که دو یا چند گونه در یک اکوسیستم تداخل میکنند مسایل پیچیدهتر میشود سیستمهای زیستمحیطی در چند سطح مختلف از افراد و جمعیت به اکوسیستم و زیستکره مورد مطالعه قرار میگیرند اصطلاح زیستشناسی جمعیت اغلب به جای بومشناسی جمعیت استفاده میشود اگرچه زیستشناسی جمعیت اغلب زمانی که در مورد بیماریها ویروسها و میکروبها مطالعه میشود استفاده میشود در حالیکه بومشناسی جمعیت معمولاً در زمان مطالعه گیاهان و جانوران استفاده میشود بومشناسی به دیگر رشتههای فرعی متصل است کردارشناسی رفتارهای جانوران را مطالعه میکند بهخصوص جانوران اجتماعی مثل نخستی سانان و سگسانان و گاهی اوقات شاخهای از جانورشناسی در نظر گرفته میشود کردارشناسان بهخصوص علاقهمند به تکامل رفتار و درک رفتار در اصطلاحات نظریه انتخاب طبیعی هستند به یک معنا اولین کردارشناس مدرن چارلز داروین کسی که کتاب بیان احساسات در انسان و جانوران را نوشتهاست و بسیاری از کردارشناسان را تحت تأثیر قرار دادهاست جغرافیایزیستی توزیع فضایی ارگانیسمهای روی زمین با تمرکز بر موضوعاتی مانند زمینساخت بشقابی تغییر اقلیم پراکندگی و مهاجرت و شاخهبندی را مطالعه میکند با وجود پیشرفتهای عمیقی که در درک ما از فرایندهای اساسی زندگی در دهههای اخیر به دست آمده برخی از مشکلات اساسی حل نشده باقیماندهاست به عنوان مثال یکی از بزرگترین مشکلات حل نشده عملکرد انطباقی اولیه در جنس و به ویژه فرایندهای کلیدی در یوکاریوتها میوز و نوترکیبی همولوگ میباشد یک دیدگاه این است که رابطه جنسی تکامل یافته در درجه اول به عنوان یک سازگاری برای افزایش تنوع ژنتیکی میباشد منابع را ببینید دیدگاه دیگر این است که رابطه جنسی برای ترویج دقیق اصلاح دیانای در خط اصلی دیانای میباشد که افزایش تنوع ژنتیکی در درجه اول یک محصول جانبی است که ممکن است در دراز مدت مفید باشد یکی دیگر از مشکلات اساسی حل نشده در زیستشناسی اساس بیولوژیک سالخوردی است در حال حاضر هیچ توافقی بر علت سالخوردگی وجود ندارد نظریههای مختلف رقابتی در سالخوردگی مشخص شدهاست زیستشناسی گستره پهناوری از رشتههای تحصیلی دانشگاهی را دربرمیگیرد بسیاری از این عرصهها گاه خود به عنوان رشتههای جدا و مستقلی قلمداد میگردند رویهمرفته این رشتهها به مطالعه زیست در مقیاسها و سطوح گوناگون میپردازند از جمله موارد زیر شاخههای اصلی زیستشناسی میباشند در یک تعریف جامع آشپزی یک هنر فناوری و مهارت برای فراهم آوردن غذا با استفاده از گرما یا بدون آن میباشد آشپزی یا در متون قدیمی خوالیگری عمل آمادهکردن مواد غذایی برای مصرف است این اصطلاح معمولاً به معنی محدودتری به کار میرود که اِعمال گرما به غذا برای تغییر شیمیایی طعم بافت ظاهر یا خواص غذایی آن است وقتی انسان در هزاران سال پیش آتش را کشف کرد آشپزی ویژگی فرهنگی بسیار رایجی شد هر کشور برای خود نوع خاصی از آشپزی را دارد که بسیار متنوع و گوناگون است مثلاً کشورهای آسیای میانه غذاها و طرز پختشان شبیه هم است همینطور کشورهای اروپایی و آمریکایی پختن به روشهای مختلفی که مواد غذایی را به کمک حرارت دادن آماده خوردن میکنند گفته میشود پختن مواد غذایی ممکن است در یک ظرف در بسته و تحت فشار به نام زودپَز انجام شود این روش سرعت پخت را افزایش میدهد و ویتامینهای غذا نیز بهتر در آن باقی میمانند ممکن است پختن به یکی از روشهای زیر باشد در آشپزی آشپزها برای اینکه بتوانند به درستی به پخت و پز بپردازند از واحدها و حجمهای ثابتی استفاده میکنند از جمله این واحدها تِهران پرجمعیتترین شهر و پایتخت ایران مرکز استان تهران و شهرستان تهران است این شهر با تن جمعیت بیست و چهارمین شهر پرجمعیت جهان و پرجمعیتترین شهر باختر آسیا بهشمار میرود کلانشهر تهران نیز سومین کلانشهر پرجمعیت خاورمیانه است از دید ناهمواریهای طبیعی تهران به دو ناحیهٔ دشتی و کوهپایهایِ البرز تقسیم میشود و گسترهٔ کنونی آن از ارتفاع تا متری از سطح دریا امتداد یافتهاست تهران دارای اقلیم نیمهخشک است در بیشتر سالها فصل زمستان نیمی از کل بارشهای سالانهٔ تهران را تأمین میکند و تابستان نیز کمبارانترین فصل در تهران است تهران شهری با گوناگونی گروههای قومی است اما جمعیت خارجی آن کم است به عنوان بزرگترین شهر فارسیزبان جهان اکثریت مردم تهران را پارسیان تشکیل میدهند و بیشتر مردم این شهر رسماً مسلمان و شیعهٔ دوازدهامامی هستند دیگر جوامع مذهبی در تهران شامل بهائیان زرتشتیان مسیحیان و یهودیان میشود پیشینهٔ زندگی در تهران به دوران نوسنگی برمیگردد و کاوشهای باستانشناسی صورتگرفته در تهران منجر به کشف اسکلتهای سالهٔ انسان و ابزارهای سنگی شدهاست در اوایل سدهٔ هفتم با ویرانی شهر ری و مهاجرت مردم آن به تهران دانش تجارت ساختوساز و شهروندی مردم ری به تهران انتقال یافت و باعث پیشرفت آن شد در دوران صفوی بسیار بر اهمیت تهران افزوده شد اما سرچشمهٔ شکوفایی و پیشرفت این شهر به پایتختی آن برمیگردد آقامحمدخان قاجار بنیانگذار دودمان قاجار که پس از بارها تلاش برای تصرف تهران بالاخره موفق به انجام این کار شده بود در نوروز سال پس از سالها جنگ با خاندان زند و مدعیان پادشاهی تهران را پایتخت خواند تبدیل شدن تهران از شهری معمولی به یک پایتخت مدرن از دوران پهلوی شروع شد در دوران پهلوی امور کشوری در پایتخت متمرکز شد و شمار کارکنان دولتی در شهر به سرعت افزایش یافت در این دوران شهر تهران علاوه بر دو وظیفهٔ سیاسی و تجاری وظیفهٔ اداری را نیز پذیرفت با انقلاب و آغاز جنگ ایران و عراق برای نزدیک به یک دهه توسعهای در تهران صورت نگرفت و پس از پایان این دوره توسعهٔ پایتخت ایران ادامه یافت و تهران به کانون پذیرش جمعیت در ایران تبدیل شد تهران کانون اقتصادی ایران است و نخستین منطقهٔ صنعتی این کشور محسوب میشود اما فعالیتهای اقتصادی بینالمللی نقش چندانی در شمار شاغلهای آن ندارد بر اساس آمار سال سهم تهران در کل تولید ناخالص داخلی ایران درصد است و با اختصاص نیمی از بخش صنعت کشور به خود نقش مهمی در اقتصاد ایران دارد این شهر یکی از مهمترین مراکز گردشگری ایران به حساب میآید و دارای مجموعهای از جاذبههای گردشگری است که شامل کاخها و موزههایش میشود برج آزادی نماد تهران است و از منشور کوروش بزرگ برای نخستینبار در این مکان پردهبرداری شد برج میلاد نیز نماد دیگر تهران و بلندترین برج ایران است تهران با میزبانی بازیهای آسیایی نخستین شهر در خاورمیانه بود که میزبان بازیهای آسیایی شد و مجموعهٔ ورزشی آزادی به عنوان یکی از پیشرفتهترینهای آن دوران همزمان با این بازیها در شهریور گشایش یافت از نظر اداری تهران به منطقه و ناحیهٔ شهری تقسیم شدهاست و شهرهای تجریش و ری را دربر گرفتهاست ادارهٔ شهر توسط شهرداری تهران انجام میشود شهردار تهران توسط شورای شهر تهران انتخاب میشود و این شورا بر عملکرد شهرداری نظارت کرده و برای ادارهٔ شهر قانونگذاری میکند در سال نخستین طرح جامع تهران با افق ساله و با مسئولیت عبدالعزیز فرمانفرمائیان و ویکتور گروئن تهیه شد که تاکنون از مهمترین مبناهای قانونی توسعهٔ شهر تهران بودهاست به عنوان یک مرکز سیاسی و اداری مهمترین نهادهای دولتی و قضایی ایران همانند وزارتخانهها و مجلس شورای اسلامی که تهران نماینده در آن دارد در این شهر واقع شدهاست این شهر دارای دو فرودگاه بینالمللی امام خمینی و مهرآباد است که از پررفتوآمدترین فرودگاهها در ایران هستند منشأ نام تهران به صورت قطعی مشخص نیست و دربارهٔ ریشهشناسی آن چند دیدگاه وجود دارد نخستین اشاره به نام تهران در نوشتههای تاریخی در حدود سال توسط خطیب بغدادی و در پی ثبت مرگ حافظ تهرانی در تاریخ بغداد انجام شدهاست پس از آن نیز نام تهران به خاطر انار خوبش در فارسنامهٔ ابن بلخی آمدهاست روستایی که پیشدرآمد شهر تهران بودهاست پیش از اسلام نیز وجود داشت و پس از اسلام نام آن معرب گردیدهاست و از تهران به طهران تبدیل شد با این وجود جغرافیدانان معروف آن روزگار نیز به املای تهران اشاره نمودهاند همزمان با جنبش مشروطه که تغییرات زیادی در ادبیات و نگارش زبان فارسی به وجود آمد بهمرور املای تهران رواج یافت و پس از تأسیس فرهنگستان ایران و تأکید آن بر املای تهران املای دیگر طهران کاملاً منسوخ شد تهران پیشینهای طولانی دارد و باستانشناسان بر این باورند که زندگی در این منطقه به دوران نوسنگی برمیگردد در سال اسکلت یک انسان در منطقهٔ مولوی تهران متعلق به حدود سال پیش پیدا شد در سال نیز یک اسکلت دیگر به همراه ابزارهای سنگی در نزدیکی همان محل یافت شد در برخی نوشتههای پارسیگ ری به عنوان زادگاه زرتشت معرفی شدهاست همچنین در درگیری میان داریوش سوم و اسکندر مقدونی اسکندر و سپاهیانش برای چند روز در این منطقه توقف داشتند در نوشتههای تاریخی از تهران به عنوان منطقهای خوش آب و هوا و پر از باغهای میوه یاد شدهاست در اوایل قرن هفتم بر اثر حملهٔ چندبارهٔ مغولها به ری و رخدادهایی همانند زلزله ری که از شهرهای پرآوازهٔ آن دوران بود ویران گشت بسیاری از مردمش کشته شدند و گروههایی از آنها نیز به دیگر نقاط پناه بردند تهران یکی از محلهایی بود که پناهگاه مردم ری شد که این در کنار انتقال دانش ساختوساز تجارت و شهروندی مردم ری به تهران توانست آغاز فصل تازهای برای پیشرفت تهران باشد در دوران صفوی بسیار بر اهمیت تهران افزوده شد در سال شاه تهماسب صفوی فرمان ساخت حصاری با چهار دروازه و برج را برای تهران داد این کار که برای پشتیبانی از پایتخت آن زمان کشور قزوین صورت گرفت بر اهمیت تهران افزود پس از این نیز بناهایی شامل حمام تکیه و مدرسهٔ خانم به دستور مهینبانو خواهر شاه تهماسب ساخته شدند از دیگر رخدادهای مهم آن دوران ساخت بازاری برای تهران بود که پس از ساخت حصار انجام شد تعیین بیگلربیگی برای بلوک تهران توسط شاه عباس صفوی نیز بیش از پیش بر اهمیت تهران افزود پس از سرنگونی صفویان تهران به دست افغانها افتاد و بار دیگر مرکز رخدادها و توجهات شد نادرشاه افشار تهران را از افغانها گرفت و پسرش رضاقلی میرزا را حکمران آن کرد که نشان از اهمیت این شهر در آن زمان داشت پیشینهٔ محلههایی نظیر چالهمیدان و عودلاجان نیز به این دوران برمیگردد تهران که پس از صفویان بارها محل اقامت افراد مهم حکومتی بود در بیشتر هم مورد توجه قرار گرفت و کریمخان زند اقداماتی را برای پایتخت شدن تهران انجام داد او برای مدت کوتاهی تهران را به عنوان پایتخت برگزید اما در نهایت به دلایل اقلیمی و زیستمحیطی پایتخت را به شیراز منتقل کرد آقامحمدخان بنیانگذار دودمان قاجار که پس از بارها تلاش برای تصرف تهران بالاخره موفق به انجام این کار شده بود در نوروز سال پس از سالها جنگ با خاندان زند و مدعیان پادشاهی تهران را پایتخت خواند در آن زمان جمعیت تهران از بیستهزار تن فراتر نمیرفت و نیمی از تهران باغ و بستان بود از دلایلی که آقامحمدخان تهران را به عنوان پایتخت ایران برگزید میتوان به موقعیت راهبردی جنگی خودکفایی تولیدی و اقتصادی تهران آن زمان نزدیکی به گرگان مرکز ایل قاجار و نزدیکی به ری اشاره کرد پایتخت ایران در زمان قاجاریه پیشرفت قابل توجهی داشت فتحعلیشاه و محمدشاه قاجار اقدامات مهمی در راستای بهبود وضعیت پایتخت انجام دادند با این حال تغییرات بنیادین شهر تهران در دوران ناصری انجام شد این دوران که با اقداماتی همچون تأسیس ادارات بیمارستان دولتی دارالفنون بهبود اساسی راههای اصلی و طرح نقشهٔ جدید شهر همراه بود باعث شد تهران به بزرگترین شهر ایران با تن جمعیت تبدیل شود تبدیلشدن تهران از شهری معمولی به یک پایتخت مدرن از دوران پهلوی شروع شد در دوران پهلوی امور کشوری در پایتخت متمرکز شد و تعداد کارکنان دولتی در شهر به سرعت افزایش یافت در این دوران شهر تهران علاوه بر دو وظیفهٔ سیاسی و تجاری وظیفهٔ اداری را نیز پذیرفت در سالهای تا ساخت مسسات آموزشی بزرگ همانند دانشگاه تهران و بیمارستانهای امروزی آغاز گردید ورزشگاه امجدیه موزهٔ ایران باستان و کتابخانهٔ ملی نیز در همین سالها تأسیس شدند همچنین در شهر تهران ساخت سینما کافه هتل و رستوران انجام شد و به علت ورود اتومبیل و اتوبوس خیابانها سنگفرش یا آسفالت شدند و ساختمانهایی جدید با معماری نوین غربی چهرهٔ پایتخت را دگرگون کردند گامهای مهم صنعتیشدن تهران نیز در این دوران برداشته شدند کارخانههای سیمان بلورسازی چیتسازی دخانیات و صنایع نظامی در پیرامون پایتخت ساخته شدند ایستگاه راهآهن نیز در همین دوران گشایش یافت در طول جنگ جهانی دوم نیروهای شوروی و انگلیس وارد شهر شدند همچنین از تا آذر کنفرانس تهران با شرکت چرچیل روزولت و استالین به صورت محرمانه در سفارت شوروی در تهران برگزار شد رخدادهای مربوط به جنگ جهانی دوم در تهران باعث توقف موقت و کندی بسیاری از پروژههای توسعهای شد نوگرایی نیازهای تازه گرد هم آمدن نخبگان اجتماعی و خواست هیئت حاکمه برای ایجاد آرمانشهری که همانند پایتختهای کشورهای پیشرفتهٔ غربی باشد ذهنیت تحول شهری را در تهران به وجود آورد روند توسعهٔ تهران با ایجاد شهرکهای تهرانپارس و نارمک در شرق و تهرانویلا شهرآرا و گیشا در غرب ادامه یافت همچنین صنایع تازه و فرودگاهی در غرب و تأسیسات ترابری در جنوب گسترش یافتند احداث اتوبانهای پارک وی شاهنشاهی افسریه ایوبی و همچنین احداث شهرکهای جدید اکباتان لویزان غرب شوش و دهها کوی مسکونی دیگر در این دوره انجام شد در این دوره تهران به سرعت به یک کلانشهر بینالمللی تبدیل شد برنامههای توسعهٔ تهران بسیار گسترده بودند و این شهر یکی از شهرهای موفق آسیایی آن دوران بود مطالعات نخستین طرح جامع تهران در سال آغاز شد و در به تصویب رسید در این برهه تهران حدود کیلومتر مربع وسعت داشت و جمعیت آن به میلیون نفر میرسید این طرح گسترش شهر تهران را به دلیل وجود ارتفاعات در شمال و شرق و نامناسب بودن زمینهای جنوبی در منطقهٔ غرب تعیین کرد و سطح شهر را به ده منطقه با مراکز مجهز تقسیم و شبکهای از آزادراهها و بزرگراهها را نیز پیشنهاد کرد ویکتور گروئن و عبدالعزیز فرمانفرمائیان مسئولیت این طرح را برعهده داشتند در جریان تدارک جشنهای سالهٔ شاهنشاهی ایران طرح نماد تهران به مسابقه گذاشته شد برندهٔ مسابقه حسین امانت در نهایت برج شهیاد آزادی را که هماکنون از برجهای معروف جهان است طراحی کرد همچنین از منشور کوروش بزرگ نخستین نوشتار حقوق بشری جهان برای نخستینبار در برج شهیاد پردهبرداری شد تأسیس دانشگاهها و مراکز آموزشی متعدد در این دوران توانست اوضاع آموزشی تهران را بسیار بهتر کند برای دادن وجههٔ ورزشی بهتر به پایتخت نیز مجموعهٔ ورزشی آریامهر آزادی در شهریور و همزمان با بازیهای آسیایی تهران افتتاح شد این مسابقات به عنوان نخستین رویداد بینالمللی مهم ورزشی در تهران برگزار شد همچنین این برای نخستینبار بود که بازیهای آسیایی در خاورمیانه برگزار میشد و ورزشگاه آریامهر آزادی به عنوان یکی از بزرگترین ورزشگاههای جهان میزبان اصلی این بازیها بود انقلاب به همراه درگیری نیروهای نظامی و مردم انقلابی در تهران پایتخت ایران را محل راهپیماییها در زمان انقلاب و حتی پس از آن کرد همچنین هنگام جنگ ایران و عراق تهران به صورت مکرر تحت حملات هوایی میگ و موشکی اسکاد قرار گرفت که با تلفاتی نیز همراه بود دفاع از تهران در آن دوران برعهدهٔ سامانهٔ ضدهوایی بود پایتخت ایران دورانی دارای تنش را در دهههای اخیر گذراند که برای کل کشور پیامدهایی داشتهاست گروگانگیری در سفارت ایالات متحدهٔ آمریکا انفجار در دفتر نخستوزیری جمهوری اسلامی ایران حمله به کوی دانشگاه تهران تظاهراتهای اسفند خرداد و نمونههایی از رخدادهای مهم سیاسی و اجتماعی دهههای گذشته در تهران هستند در دوران جمهوری اسلامی به دلیل جنگ ایران و عراق برای نزدیک به یک دهه توسعهای در تهران صورت نگرفت پس از جنگ توسعهٔ پایتخت با ساخت راهها و فضای سبز ادامه یافت برج میلاد از مهمترین نمادهای توسعهٔ تهران در دهههای گذشتهاست که با متر ارتفاع به عنوان بلندترین برج ایران در مهر با شعار آسمان نزدیک است گشایش یافت بحث انتقال پایتخت نیز در دوران جمهوری اسلامی مطرح شدهاست تمرکززدایی حل مشکلات تهران و پیشگیری از مشکلات امنیتی و ناشی از زمینلرزه از دلایل موافقان این کار هستند انتقال پایتخت مخالفانی دارد که شامل دولت حسن روحانی نیز میشود اجرایی نبودن پابرجا بودن مشکلات تهران هزینهٔ زیاد و وجود نداشتن زیرساخت در دیگر شهرها از دلایل مخالفان این کار هستند تهران پس از انقلاب به کانون پذیرش جمعیت در ایران تبدیل شد این موضوع توانست به شکلگیری کلانشهر تهران کمک کند و تهران را به یکی از بزرگترین کلانشهرهای خاورمیانه تبدیل کرد افزایش جمعیت با وجود اینکه به شکلگیری کلانشهر تهران کمک کرد در کنار ناکارآمدی مدیریت شهری بر مشکلات آن نیز افزود آلودگی هوا آلودگی صوتی و ترافیک از این دسته مشکلات هستند تهران در پهنهای بین دو وادی کوه و کویر و در دامنههای جنوبی البرز گسترده شدهاست و کیلومتر مربع مساحت دارد از نظر جغرافیایی نیز در درجه و دقیقه تا درجه و دقیقهٔ طول خاوری و درجه و دقیقه تا درجه و دقیقهٔ عرض شمالی قرار دارد گسترهٔ کنونی تهران از ارتفاع تا متری از سطح دریا امتداد یافتهاست این ارتفاع از شمال به جنوب کاهش مییابد برای مثال ارتفاع در میدان تجریش در شمال شهر حدود متر و در میدان راهآهن که کیلومتر پایینتر است متر است از دید ناهمواریهای طبیعی تهران به دو ناحیهٔ کوهپایهای و دشتی تقسیم میشود از کوهپایههای البرز تا جنوب شهر ری تپههای کوچک و بزرگ پرشماری وجود دارند تهران دارای اقلیم نیمهخشک است شمال شهر به دلیل ارتفاع بیشتر خنکتر از دیگر مناطق شهر است همچنین بافت نامتراکم وجود باغهای کهن بوستانها فضای سبز حاشیهٔ بزرگراهها و کم بودن فعالیتهای صنعتی در شمال شهر کمک کردهاند تا هوای مناطق شمالی بهطور متوسط تا درجهٔ سانتیگراد خنکتر از مناطق جنوبی شهر باشد مسیر اصلی و جهت باد غالب شهر تهران شمال غرب به جنوب شرق است دیگر جریانهای هوایی که در محدودهٔ شهر تهران میوزند عبارتاند از جریانهای هوایی اثرگذاری زیادی در آبوهوای تهران دارند وزش باد غالب از سمت غرب سبب میشود که غرب شهر همواره در معرض هوای تازه قرار گیرد با وجود اینکه این باد دود و آلودگی نواحی صنعتی غرب را به همراه میآورد وزش شدید آن میتواند هوای آلوده را از شهر تهران بیرون ببرد در بیشتر سالها فصل زمستان نیمی از کل بارشهای سالانهٔ تهران را تأمین میکند اسفند پربارانترین ماه سال است و حدود یکپنجم از بارش سالانه در آن صورت میگیرد تابستان نیز کمبارانترین فصل و شهریور خشکترین ماه سال در تهران است میانگین بارش سالانهٔ شهر در مناطق شمال و جنوب گاهی بسیار تفاوت دارد در محدودهٔ تهران بین تا روز هوای صاف تا کمی ابری وجود دارد یکی از شدیدترین بارندگیهای تهران در اردیبهشت روی داد و این بارش ساعت طول کشید هواشناسی نیز اعلام کرد میزان بارش یک روز تهران معادل شش سال بودهاست تهران در برابر بسیاری از رخدادها و خطرات طبیعی از جمله زمینلرزه آسیبپذیر است بررسیهای زمینشناسی انجام شده بیانگر آن است که شهر تهران روی گسلهای زیادی قرار دارد با گسترش فضای شهر ساختوسازهایی نیز در حریم یا روی گسلهای بزرگ و لرزهخیز انجام شدهاست افزون بر آن دشت تهران و شهر ری دارای شکستگیهایی است که ممکن است به هنگام لرزش گسلهای بزرگ دچار لغزش و جابهجایی شوند با بررسی زمینلرزههای روی داده در گسترهٔ تهران و پیرامون آن زمینلرزههایی به بزرگی درجهٔ ریشتر را میتوان یافت همچنین بررسیها نشان میدهد که گسلهای مشا در ارتفاعات البرز و گسل گرمسار فعالیت بیشتری داشتهاند کارشناسان بر این باورند که با توجه به اینکه از آخرین زمینلرزهٔ بزرگ تهران مدت زیادی میگذرد خطر رخ دادن زمینلرزهای بزرگ در تهران افزایش مییابد پیشبینی زلزلههایی تا ریشتر در تهران شدهاست و تمام مناطق حتی آنهایی که روی گسل نیستند نیز در برابر چنین رخدادهایی آسیبپذیرند البته احتمال ویرانی تمام شهر با یک زمینلرزه از سوی کارشناسان رد شدهاست وضعیت نامناسب مدیریت بحران شهر تهران و احتمال رفتار نامناسب شهروندان هنگام رخ دادن خطرات طبیعی باعث نگرانیهایی شدهاست قفل شدن شهر که بر اثر خروج مردم از محلهٔ خود و ایجاد ترافیک هنگام زمینلرزه رخ میدهد نیز میتواند کار امداد و نجات را با مشکل روبرو سازد از سیل نیز توسط مقامات شهری تهران به عنوان خطری جدی یاد شدهاست اختلاف ارتفاع زیاد ساختوساز در حریم یا بستر رودها و مسیلها شرایط اقلیمی ویژه وجود رودخانههایی نظیر رودخانهٔ کرج مسیلهای پرشمار دیگر و قرارگرفتن شهر در پای کوه از جمله دلایل اصلی تهدید تهران توسط سیلاب است تهران شهری برنامهریزی شدهاست که توسعهٔ آن مهار و سعی در هدایتش میشود همچنین ساختوساز در تهران کنترل شده و برای ساختمانهای بلند شرایط و قوانینی تهیه شدهاست نخستین طرح جامع تهران در سال با افق ساله و با مسئولیت عبدالعزیز فرمانفرمائیان و ویکتور گروئن در پنج جلد تهیه شد این طرح محدود کردن جمعیت تهران به میزان پنج میلیون و هزار نفر در سال و پذیرش الگوی توسعهٔ خطی شرقی غربی را پیشنهاد کرده بود که تاکنون از مهمترین مبناهای قانونی توسعهٔ شهر تهران بودهاست همچنین تأکید بر رعایت ضوابط حریم گسلهای تهران برای ساختوساز از دیگر موارد مطرح شده در طرح جامع تهران است که بر این اساس زمینهای ساخته نشدهای که در محدودهٔ حریم گسل بزرگ شمالی هستند باید به فضای سبز اختصاص یابند و ساختوساز در این گونه زمینها ممنوع شود مگر ساخت بنا در ارتباط با تأسیسات و تجهیزات شهری که با رعایت اصول فنی مصوب آزاد اعلام شد پس از انقلاب طرح جامع تهران تنها برای سال بهطور مستقیم مبنای کنترل و هدایت توسعهٔ پایتخت ایران بود و در دهههای گذشته تغییرات کالبدی و توسعهٔ کلانشهر تهران بیشتر بر مبنای مجموعهای از ضوابط و بخشنامهها صورت گرفتهاست شهر بافت فرسودهای نیز دارد که در برابر زمینلرزه بسیار آسیبپذیر است تسهیلات و طرحهایی برای نوسازی و بهبود وضعیت بافتهای فرسوده ارائه شدند که در بسیاری از موارد با عدم استقبال مالکان و سرمایهگذاران روبرو شدهاند تهران به دلیل پایتخت بودن و تمرکز بنیادهای سیاسی و اقتصادی در آن نسبت به دیگر شهرهای ایران زودتر با مظاهر نوگرایی و به تبع آن با معماری نوین آشنا شد این آشنایی در دوران قاجار و به خصوص دورهٔ ناصرالدینشاه آغاز شد اما در عمل در دوران پهلوی بود که جنبههای زندگی مدرن از حصار دربار و ارگ سلطنتی خارج شد و چهرهٔ شهر را دگرگون ساخت در دوران رضاشاه معماران و دانشآموختگان مطرح اروپایی نقش مهمی در دگرگونی چهرهٔ شهر داشتند بعدتر سبک تازهای از معماری ایران باستان وارد تهران شد این سبک در برخی پروژهها در کالبد مدرن بود اما در تزئینات و نماسازیها از معماری باستانی ایران الهام گرفته بود این سبک در ساختمانهای اداری و مهم آن زمان تهران استفاده شد چند چهرهٔ شاخص ارمنی تعدادی از مهمترین ساختمانهای دولتی عمومی و خانههای شخصی را در تهران طراحی کردهاند وارطان هوانسیان پل آبکار گابریل گورکیان و اوژن آفتاندلیانس از جمله این معماران مشهور هستند برای نمونه ساختمان اصلی بانک سپه و سینما رودکی از وارطان هوانسیان و کاخ دادگستری و کاخ شهربانی از آثار گابریل گورکیان هستند هماکنون نیز طرح گسترش معماری ایرانی و اسلامی در برنامههای پیش رو برای هویتدهی به تهران قرار دارد تهران شهری با گوناگونی گروههای قومی است اما جمعیت خارجی آن بسیار کم است تهران هنگام پایتخت شدن جمعیتی کمتر از هزار تن داشت و اکنون به یکی از پرجمعیتترین کلانشهرهای خاورمیانه تبدیل شدهاست بر اساس نتایج سرشماری سال شهر تهران تن جمعیت دارد تهران بیست و چهارمین شهر پرجمعیت جهان و پرجمعیتترین شهر باختر آسیا بهشمار میرود میزان رشد جمعیت در تهران سالانه درصد است میزان باسوادی نیز در تهران بالاست شهر تهران جمعیت سالخوردهتری نسبت به ایران و استان تهران را در خود جای دادهاست پراکندگی گروههای سنی در تهران یکنواخت نیست و مناطق شمالی دارای جمعیتی با میانگین سنی بالاتری هستند مناطق حاشیهٔ شهر نیز دارای جمعیت جوانتری هستند تحولات جمعیتی تهران به عنوان پایتخت پس از سال شامل چهار دورهٔ برجسته میشود بر اساس آمار سال استانهایی که بیشترین مهاجر را به تهران فرستادهاند شامل استان مرکزی با درصد استان تهران با درصد استان اصفهان با درصد و استان آذربایجان شرقی با درصد از کل مهاجران وارد شده به تهران میشود فراگیرترین دلایل مهاجرت به تهران نیز پیروی از خانواده جستجوی کار و تحصیل بودهاست مقایسهٔ نتایج آمار سالهای و نیز گویای این است که از میزان رشد مهاجرت به مناطق گانهٔ شهر کاسته شدهاست در میان مناطق تهران منطقهٔ بیشترین و منطقهٔ کمترین شمار مهاجران را جای دادهاست جمعیت خالص افزودهشده به تهران در دهههای گذشته بیش از پنج میلیون نفر است که پیامدهای اقتصادی اجتماعی و زیستمحیطی گستردهای داشتهاست براساس شش دوره سرشماری انجام شده جمعیت تهران از سالهای تا حدود پنج برابر شدهاست و این رشد در شهرهای اطراف بیشتر از شهر تهران بودهاست در کل رشد شهر تهران طی دهههای اخیر در حال کاهش بوده و بیشتر بر جمعیت پیرامون آن افزوده شدهاست اکثریت مردم تهران را پارسیان تشکیل میدهند پس از آنها به ترتیب آذریهای ایرانی و مازندرانیها بزرگترین اقلیتهای قومی موجود در تهران هستند همچنین قومیتهای کرد و گیلک نیز از دیگر اقوام پرجمعیت شهر هستند تهران میزبان جمعیت خارجی کمی است و بیشترین خارجیهای ساکن آن را افغانستانیها و پس از آن پاکستانیها و عراقیها تشکیل میدهند تهران بزرگترین شهر فارسیزبان جهان است درصد تهرانیها زبان فارسی را میفهمند و درصد از آنها توان گفتگو به حداقل یکی از زبانهای رایج جهان را دارند لهجهٔ تهرانی در گذشته گویش خاص مردم تهران بود که در طول زمان کمرنگ شد و تغییراتی یافت لهجهٔ تهرانی تنها دارای واژگان متفاوت نبود و در برخی موارد دارای قواعد رسم و ساختار ادبی بودهاست در هر بخش از تهران این لهجه از شهرهای مجاور اثر گرفت و مناطق شمالی مانند ونک و شمیران و تجریش گویش مازندرانی مناطق جنوبی تهران که با شهر ری مجاور بوده گویش راجی رازی داشته و مناطق غرب تهران به سمت کرج نیز متأثر از تاتی بود بر اساس اصل دوازدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دین رسمی کشور اسلام با مذهب شیعهٔ دوازدهامامی است وضعیت دین مردم تهران نیز مجموعاً همانند شرایط کلی دین در ایران است و بیشتر مردم این شهر رسماً مسلمان و شیعهٔ دوازدهامامی هستند دیگر جوامع مذهبی در تهران شامل بهائیان زرتشتیان مسیحیان و یهودیان میشود افراد زرتشتی مسیحی و یهودی تنها اقلیتهای دینی تهران و ایران هستند که در حد قانون در انجام آیین دینی خود آزادند همچنین برخی اقلیتهای دینی همانند زرتشتیان دارای انجمن و مدارس اختصاصی خود در تهران هستند مراکز مذهبی ساخته شده در شهر نیز شامل مسجد کلیسا کنیسه و نیایشگاههای زرتشتی میشود حسین رحیمی رئیس پلیس تهران در سال اعلام کرد که بیشتر آمار جرم در تهران به ترتیب مربوط به دزدی مواد مخدر و درگیریهای خیابانی بودهاست بیشتر دزدیهای ثبت شده در ایران متعلق به تهران هستند از معتادان متجاهر نیز به عنوان یکی از مشکلات مردم و شهر تهران یاد میشود به گزارش خبرگزاری تسنیم این افراد عامل برخی دزدیها و خردهفروشی مواد مخدر در سطح شهر هستند خشونت و درگیریهای خیابانی در پایتخت ایران باعث نگرانی کارشناسان شدهاست که برخی دلایل آن را نابرابری اجتماعی مشکلات اقتصادی مشکلات شهری تهران و عدم اطمینان به آینده میدانند مشکلات اجتماعی تهران و فقر باعث شدهاست که حقوق کودکان این شهر نادیده گرفته شود مشکلات کودکان تهران شامل اجبار به ازدواج اعتیاد پدر و مادر بدسرپرستی فرار از خانه بیشناسنامگی کار سوءتغذیه و خشونتهای جسمی روحی و جنسی میشود کودکان کار در شهر تهران به سه دستهٔ ایرانی افغانستانی و ایرانی کولی تقسیم میشوند نتایج تحقیقاتی که در سال منتشر شد نشان میدهد که بسیاری از این کودکان حاصل عدم پیروی از سیاستهای جمعیتی هستند و در خانوادههایی پرجمعیت زندگی میکنند همچنین بر اساس همین تحقیقات مشخص شد که بیشترین تراکم کودکان برای کار در خیابان به ترتیب در منطقهٔ منطقهٔ و منطقهٔ است بسیاری از کودکان کار تهران نیز مسیری طولانی را از محل زندگی خود تا محل کارشان طی میکنند تجمعات فعالان حقوق زنان در تهران به شکلی خشونتآمیز سرکوب میشود و گزارشهایی از بازداشت حاضران در تجمعات منتشر شدهاست بانوان تهرانی در صورت نداشتن پوشش اسلامی جریمه یا دستگیر میشوند پلیس تهران سابقهٔ برخورد با رانندگان بدحجاب را نیز دارد در سال ویدئویی از خشونت یک مأمور گشت ارشاد علیه یک دختر تهرانی به خاطر پوشاکی که بر تن کرده بود در شبکههای اجتماعی منتشر شد و بازتابی جهانی داشت تلاشهای شهروندان تهرانی در مقابله با حجاب اجباری با خشونت از سوی نیروهای نظامی و شبهنظامی پاسخ داده میشود در دیماه اعتراضات علنی به حجاب اجباری در خیابان انقلاب تهران توسط ویدا موحد آغاز شد پس از آن دیگر دختران نیز در مناطق مختلف خیابان انقلاب و در دیگر خیابانها و شهرهای ایران با رفتن روی بلندی و برداشتن پوشش سر نسبت به حجاب اجباری اعتراض کردند گزارشهایی نیز از دستگیری و ضربوشتم دختران خیابان انقلاب وجود دارد که با انتقاد سازمانهای مدافع حقوق بشر از جمله عفو بینالملل و دیدبان حقوق بشر روبهرو شدهاست تهران کانون اقتصادی ایران است همچنین این شهر به عنوان پایتخت سیاسی ایران مشاغل فراوانی در زمینههای گوناگون دارد و اولین منطقهٔ صنعتی کشور محسوب میشود فعالیتهای اقتصادی بینالمللی با وجود پایتخت بودن تاریخ و بزرگی تهران نقش چندانی در تعداد شاغلهای آن ندارد بر اساس آمار سال سهم تهران در کل تولید ناخالص داخلی ایران درصد است و با اختصاص نیمی از بخش صنعت کشور به خود نقش مهمی در اقتصاد ایران دارد صنایع تهران شامل خودروسازی الکترونیک و تجهیزات الکتریکی تسلیحات نظامی منسوجات شکر سیمان و محصولات شیمیایی است همچنین تهران مرکزی پیشرو در فروش فرش و مبلمان در ایران است در جنوب حومهٔ تهران نیز یک پالایشگاه نفت به نام پالایشگاه نفت تهران وجود دارد مقر اصلی شرکت ملی نفت ایران دومین شرکت بزرگ نفتی جهان در تهران قرار دارد ایران خودرو نیز به عنوان بزرگترین خودروساز ایران در تهران کارخانه دارد و مقر اصلی آن نیز در همین شهر است جوانان تهران درگرفتن کار و فرصتهای اقتصادی مشکلاتی دارند طبق اعلام عیسی فرهادی فرماندار وقت تهران در سال نرخ بیکاری تهران درصد است و با توجه به میزان مهاجرت بیکاران به تهران کاهش آن سخت است طبق آمار سال ردیف مسکن آب برق و گاز با سهمی معادل درصد بیشترین سهم از متوسط هزینهٔ ناخالص یک خانوار ساکن تهران را به خود اختصاص دادهاست پس از آن نیز ردیف خوراکیها و آشامیدنیها با سهم درصدی قرار دارد بورس اوراق بهادار تهران به عنوان بزرگترین بازار بورس ایران در سال و بر پایهٔ قانون مصوب اردیبهشت تأسیس شد به عنوان یک رکورد شاخص کلی آن در خرداد به بالای هزار و واحد رسیده بود همچنین به عقیدهٔ بسیاری از کارشناسان بازارهای مالی ایران سیاستهای خارجی حکومت و بهای نفت و ارزهای خارجی از عوامل تأثیرگذار بر این بازار هستند با وجود مراکز خرید نوین در شهر بازار تهران به عنوان بازاری قدیمی که در مرکز شهر و در منطقهٔ شهرداری تهران قرار دارد همچنان دارای اهمیت بالای اقتصادی در تهران و کشور است تهران یکی از مهمترین مراکز گردشگری ایران به حساب میآید و دارای مجموعهای از جاذبههای گردشگری است که شامل کاخها و میشود میدان و برج آزادی برج میلاد پل طبیعت و کاخ گلستان از جاذبههای گردشگری مهم شهر تهران هستند تهران در سال میلادی میزبان هزار گردشگر خارجی بود و در سال این آمار به میلیون تن تغییر یافت افزایش پیوستهٔ ورود گردشگران خارجی به این شهر باعث شد آمار این گردشگران در سال به میلیون تن برسد عراقیها بیشترین درصد مسافران خارجی تهران را از سال تا تشکیل میدادند حدود هزار عراقی در سال در تهران اقامت شبانه داشتند که این میزان در سال به هزار تن رسید پس از عراقیها آذربایجانیها دومین گروه مسافران وارد شده به تهران بودهاند در سال هزار گردشگر آذربایجانی به تهران سفر کردند و این میزان در سال به هزار نفر رسید افغانستان نیز در سال با فرستادن هزار گردشگر با اقامت شبانه به تهران در ردهٔ سوم مبادی برتر تهران قرار گرفته بود که پس از آن ترکیه و ترکمنستان قرار داشتند در سال حدود هزار تن از شهروندان ترکیه و هزار تن از شهروندان ترکمنستان به تهران سفر کردند و دارای اقامت شبانه در این شهر بودند تهران با جذب میلیون گردشگر در سال میلادی یکی از مهمترین شهرهای خاورمیانه در زمینهٔ گردشگری بودهاست همچنین تهران پس از شهرهای دبی ژوهانسبورگ ریاض و ابوظبی در رتبهٔ پنجم از دیدگاه شمار ورود گردشگران خارجی در سال در مناطق آفریقا و خاورمیانه قرار داشت و گردشگران خارجی تهران در این سال نیم میلیارد دلار هزینهکرد داشتهاند تهران دارای دو فرودگاه بینالمللی مهرآباد و امام خمینی است که از پررفتوآمدترین فرودگاهها در ایران هستند فرودگاه مهرآباد که در سال تأسیس شد در بخش غربی تهران قرار دارد و نام آن از روستای مهرآباد که پیشتر در آن منطقه وجود داشت گرفته شدهاست بر اساس آمار اردیبهشت فرودگاه مهرآباد بیشترین عملکرد را میان فرودگاههای ایران داشت همچنین تا همین زمان این فرودگاه بیش از درصد از پروازهای ایران را به خود اختصاص داده بود فرودگاه امام خمینی نیز در کیلومتری جنوب غربی تهران و در زمینی به وسعت هزار هکتار ساخته شدهاست پیشنهاد ساخت این فرودگاه در سال از سوی ایکائو داده شد و گشایش اولیهٔ آن نیز در سال انجام شد این فرودگاه بر اساس آمار آبان بیشترین سهم را از پروازهای خارجی در میان فرودگاههای ایران داشتهاست تهران دارای چهار پایانهٔ مسافربری شرق غرب بیهقی میدان آرژانتین و جنوب است خدمت اتوبوسها به شهروندان تهرانی دارای پیشینهای طولانی است در سال تعدادی اتوبوس از شوروی خریداری شد و در خط اتوبوسرانی خصوصی از آنها استفاده شد مسیر نخستین خط احداثشده نیز از سبزه میدان تا کارماشین بود پس از گذشت سالها از خدمترسانی اتوبوسها در شهر تهران برای نخستینبار در سال بود که نظم قابل قبولی در استفاده از آنها شکل گرفت و تا سال تعداد خطوط به خط رسیده بود شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در سال به عنوان نخستین شرکت سهامی اتوبوسرانی عمومی ایران تأسیس شد اتوبوس برقی تهران در سال میلادی به عنوان تنها نمونه از این سامانه در ایران گشایش یافت در سال اتوبوس برقی تهران شامل پنج خط میشد که همگی از میدان امام حسین آغاز میشدند ایجاد و گسترش سامانهٔ اتوبوس تندرو تهران به عنوان یکی از ارکان نوسازی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران از سال در دستور کار مدیریت ترابری شهر و شرکت واحد قرار گرفتهاست بر اساس گزارشی در سال اتوبوسرانی تهران با مشکلاتی از قبیل فرسودگی و کمبود تعداد اتوبوسهای فعال روبرو است که این موضوع میتواند باعث افزایش آلودگی هوا و کاهش کیفیت خدمات به شهروندان شود تهران دارای شبکهٔ متراکم بزرگراهی است و این شبکه توسط گروهی گسترده از خیابانها و جادهها همراهی میشود بزرگراه آزادگان طولانیترین بزرگراه تهران با داشتن کیلومتر طول است سفر با خودروی شخصی در تهران رایج است و شهروندان تمایل زیادی به استفاده از خودروی شخصی دارند ترافیک تهران نیز وضعیت مناسبی ندارد و گاهی بحرانی خوانده شدهاست پس از ماه مهر نیز معمولاً وضعیت ترافیکی شهر به دلیل افزایش سفرهای محصلان بدتر میشود شمار خودروها و وسایل نقلیهٔ شخصی در شهر تهران به صورت روزافزون در حال افزایش است و این موضوع به یکی از مشکلات مهم این کلانشهر تبدیل شدهاست به گفتهٔ مازیار حسینی معاون سابق حملونقل و ترافیک شهرداری تهران تعداد خودروهای این شهر حدود برابر ظرفیت خیابانهای آن است پیدا کردن جای پارک در برخی مناطق تهران بسیار سخت است و به یک مشکل برای شهروندان تبدیل شدهاست به گفتهٔ احمد دنیامالی پیدا کردن پارکینگ یکی از مشکلات شهر تهران بوده و کمبود پارکینگ تأثیری مستقیم در افزایش ترافیک داشتهاست در سال شرکتی با دستگاه خودروی ساختهٔ فیات در تهران آغاز به ارائهٔ خدمت به مسافران کرد تاکسیهای این شرکت بیشتر در مراکز تفریحی شهر حاضر بودند و مانند آژانسهای امروزی تهران مسافران را بدون سوار کردن مسافری دیگر در بین راه به مقصد میرساندند با توجه به استقبال مردم این شرکت شمار خودروهایش را تا دستگاه افزایش داد در برخی منابع تاریخی از اشرفالملوک فخرالدوله به عنوان بنیانگذار نخستین سازمان تاکسیرانی تهران یاد شدهاست اکنون تاکسیهای تهران به چهار گروه بیسیم خطی ویژه و گردشی تقسیم شدهاند همچنین سن فرسودگی تاکسیها سال در نظر گرفته شدهاست و تاکسیهای فرسوده باید در طرح نوسازی شرکت کنند در سال یک خط آهن با تقریباً کیلومتر طول و عرض میلیمتر از تهران به شهر ری کشیده شد و مدتی بعد امتیاز آن به یک شرکت بلژیکی واگذار شد نخستین کلنگ ساختمان ایستگاه راهآهن تهران در مهر با اختصاص زمینی به مساحت هکتار به زمین زده شد بنای این ایستگاه را یک مهندس اوکراینی طراحی کرد و در سال در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید نخستین مطالعات برای ایجاد متروی تهران در سال توسط سوفرتو و سازمان حملونقل پاریس انجام شد و تا سال کارهای لازم برای توسعهٔ مترو انجام شد از سال تا به دلیل جنگ ایران و عراق طرح به صورت کامل متوقف شد از سال به بعد گسترش متروی تهران به صورت جدی دنبال شدهاست در اسفند نیز نخستین گشایش رسمی مترو انجام شد و با استقبال خوبی از سوی مردم روبرو شد بر اساس آمار سال متروی تهران روزانه میلیون و هزار مسافر را جابهجا میکند همچنین در پایان همین سال شمار سفرهای انجام شده با متروی تهران از مرز هفت میلیارد گذشت خط متروی تهران نیز طولانیترین خط متروی این شهر است تهران به دلیل داشتن آبوهوای مناسب و فراوانی آب معمولاً منطقهٔ سرسبزی بوده و در منابع جغرافیایی قدیم از درختان انبوه و باغهای تهران یاد شدهاست با وجود پیشینهٔ طولانی و تاریخی باغداری در تهران نخستین باغهای معروف تهران در دوران صفوی و پس از آن در دوران قاجار در دورهٔ فتحعلیشاه پدید آمدند در دوران ناصرالدینشاه قاجار نیز دگرگونیهای مهمی در شیوهٔ باغداری پایتخت ایجاد شد و باغداری نوین پس از روبرو شدن اشراف با سبک اروپایی آن و استخدام باغبانهای خارجی وارد تهران شد همچنین تهران برای چنارهایش مشهور بودهاست باغ و عمارت عینالدوله باغ فردوس باغ نگارستان و کاخ گلستان نمونههایی از باغهای تهران هستند بر اساس آماری در سال سرانهٔ فضای سبز درونشهری تهران فقط با احتساب فضاهای سبز همگانی متر مربع بودهاست همچنین طبق گفتهٔ مدیرعامل سازمان پارکها و فضای سبز شهر تهران در سال این شهر بوستان داشتهاست تلاشها برای رسیدن سرانهٔ فضای سبز تهران به استانداردهای جهانی ادامه دارد و در برنامههای شهرداری به آن اشاره شدهاست ایجاد بوستانهای جدید ایجاد فضای سبز در حاشیهٔ بزرگراهها ایجاد و گسترش فضای سبز عمودی و گسترش کمربند سبز تهران از برنامههایی هستند که توسط سازمانهای مسئول دنبال میشوند مراقبتهای بهداشتی در تهران عمدتاً توسط درمانگاهها و بیمارستانهای خصوصی ارائه میشود اگر چه شبکهٔ بهداشتی دولتی که شامل آزمایشگاهها بیمارستانها داروخانهها و مراکز توانبخشی میشود نیز در شهر وجود دارد سیستمهای بیمهای بخش قابل توجهی از هزینهها که شامل بخش درمان خصوصی نیز میشود را پوشش نمیدهند در برخی منابع اعلام شدهاست که نخستین بیمارستان تهران در سال تأسیس شدهاست اما در منابع دیگر اعلام شدهاست که نخستین بیمارستان تهران در سال با نام مریضخانهٔ دولتی تأسیس شدهاست که نام آن در سال برای قدردانی از ابوعلی سینا به بیمارستان سینا تغییر یافت تهران میزبان شماری از معتبرترین بیمارستانهای ایران است بیمارستان میلاد با تخت در سال تأسیس شد و دارای بخشهای تخصصی قابل توجهی است بیمارستانهای آراد پارس و پارسیان نیز از بیمارستانهای خصوصی تهران هستند در سال سخنگوی وزارت بهداشت ایران اعلام کرد که درصد از بیمارستانهای دولتی تهران فرسوده بوده و در برابر رخدادهای طبیعی مقاوم نیستند پیشینهٔ تئاتر در تهران از زمان ناصرالدینشاه قاجار آغاز میشود ناصرالدینشاه در سفری که به اروپا داشت با تئاتر آشنایی یافت و فرمان ساخت سالنی را برای اجرای تئاتر در تهران صادر کرد در همین دوران بود که تکیه دولت ساخته شد با روی کار آمدن مشروطیت در ایران تئاتر پیشرفت بیشتری کرد و تئاترهای تازهای پدید آمد که از اولین آنها تئاتر فرهنگ بود که در عمارت مسعودیه نمایش میداد تئاتر دوم نیز تئاتر ملی بود که که ریاست آن را عبدالکریمخان محققالدوله بر عهده داشت تالار رودکی نیز یکی از مجهزترین و بزرگترین تالارهای اپرا موسیقی و تئاتر در ایران است که توسط اوژن آفتاندلیانس طراحی شده و با نام شاعر و نوازندهٔ ایرانی رودکی در آبان گشایش یافتهاست تئاتر شهر تهران در سال توسط علی سردارافخمی طراحی شد و ساخت آن پنج سال به طول انجامید این مجموعه در روز شنبه هفتم بهمن با روی صحنه رفتن نمایش باغ آلبالو نوشتهٔ آنتون چخوف و به کارگردانی آربی اوانسیان به عنوان مهمترین سالن تئاتر ایران گشایش یافت از سال نیز جشنوارهٔ بینالمللی تئاتر فجر به صورت سالانه و در بازهٔ زمانی دههٔ فجر در تهران برگزار میشود میرزا ابراهیمخان صحافباشی نخستین سالن نمایش فیلم تهران را در سال ایجاد کرد روسیخان نیز در سال تصمیم گرفت که در مغازهاش نمایش همگانی فیلم راهاندازی کند او کارش را توسعه داد و با استقبال خوبی از سوی مردم مواجه شد این موضوع به ایجاد رقابت و پیشرفت سینما در تهران کمک کرد در دوران پهلوی اول برای مدتی سینماهای تهران تعطیل شدند اما بالاخره مشروط بر این که از ساعت شروع و تا ساعت کارشان پایان یابد به فرمان سید ضیاءالدین طباطبایی باز شدند سینماهای این دوران همانگونه که پیش از این نیز رسم بود بر اساس مادهٔ نظامنامهٔ سینماها فیلمهایی از انواع فیلم اخبار فیلم علمی و فیلم بزرگ نمایش را نمایش میدادند نخستین سینمای مدرن ایرانی نیز گراند سینمای تهران بود که در سال تأسیس شد و ترجمهٔ میاننویسهای خارجی نیز از آن شروع شد پس از این اقدام گراند سینما بر اساس دستور نظامنامه سینماهای تهران باید خلاصهای از داستان فیلم را چاپ میکردند همچنین در اواخر دههٔ بیست اغلب سینماهای تهران دارای ارکستر بود از دههٔ چهل تا از سینمای فعال شهر تهران نام بیش از یک سوم آنها خارجی بود در این دوران شمار قابل توجهی از سینماهای نوین تهران در اختیار شرکتهای خارجی بود همچنین به گزارش دفتر مطالعات و برنامهریزی وزارت فرهنگ و هنر از فیلم نمایش داده شده در سال در تهران فیلم ایرانی فیلم آمریکایی و دیگر فیلمها نیز از کشورهای انگلستان فرانسه ایتالیا هندوستان ژاپن هنگ کنگ و شوروی بودهاند از سال که سینمای ایران در اوج بود فیلمهایی همانند قیصر گنج قارون و گاو سینماهای تهران را درنوردیدند با انقلاب شماری از سینماهای تهران در آتش سوختند و نام شمار قابل توجهی از سینماهای باقیمانده نیز تغییر یافت فروشنده از موفقترین فیلمهایی است که پس از انقلاب در تهران فیلمبرداری شدهاست جشنواره فیلم فجر نیز از سال هر ساله در تهران برگزار میشود شمار قابل توجهی گروه موسیقی مطرح در تهران شکل گرفتهاند گروه بلک کتس در سال توسط شهبال شبپره که مغز متفکر گروه نامیده میشود در تهران تأسیس شد تهران محل زندگی بسیاری از خوانندههای مطرح ایران نیز بودهاست ابراهیم حامدی با نام هنری ابی که به آقای صدای موسیقی ایرانی معروف است ساکن تهران بود و تا پیش از انقلاب در ایران فعالیت میکرد فائقه آتشین با نام هنری گوگوش که از پرهوادارترین خوانندگان تاریخ موسیقی ایران بهشمار میرود و در کشورهای آسیای میانه و خاورمیانه هواداران بسیاری دارد ساکن تهران بود و تا پیش از انقلاب در ایران فعالیت میکرد پس از انقلاب خوانندگان زن در سراسر ایران دچار مشکلاتی شدند روحانیون خواندن زنان را به شهوت و مسائل جنسی ربط دادند و پخش ترانههای آنان در رادیو و تلویزیون ملی ممنوع شد در حال حاضر زنان میتوانند با تهیهٔ مجوزی مخصوص در تهران اجرا داشته باشند تالار وحدت و تالار وزارت کشور میزبان کنسرت گروههای ایرانی و خارجی هستند همچنین تالار وحدت محل اجرای ارکستر سمفونیک تهران بزرگترین و قدیمیترین ارکستر سمفونیک ایران است جشنواره موسیقی فجر نیز از سال هر سال در تهران برگزار میشود شماری موزهٔ بزرگ در تهران وجود دارد که در مجموع به طیف گستردهای از موضوعات میپردازند برای نمونه موزهٔ ملی ایران در باستانشناسی ایران متمایز است موزهٔ فرش ایران هنر قالیبافی ایرانی را نمایش میدهد و موزهٔ هنرهای معاصر تهران نیز آثار هنرمندان سرشناس بینالمللی را نگهداری میکند تهران پایتخت ایران است کشوری که از مکتبهای اصلی آشپزی در جهان بهشمار میرود و نوع خوراک دارد در تهران رستورانهای آسیایی اروپایی و شمار قابل توجهی پیتزافروشی وجود دارد بر اساس گزارشی رستورانهای خارجی تهران بیشتر در مناطق شمالی شهر قرار دارند تهران از اندک پایتختهای جهان است که زندگی شبانه ندارد و از نیمهشب کاملاً تعطیل میشود برای سالها زندگی شبانه در تهران تنها یک ماه در سال در قالب یک طرح ویژه یا در ماه رمضان وجود دارد البته در برخی خیابانهای تهران با عرضهٔ خوراک خیابانی زندگی شبانهٔ تهران اندکی احیا شدهاست تهران نخستین شهر در خاورمیانه بود که میزبانی بازیهای آسیایی را بر عهده گرفت تهران میزبان بازیهای آسیایی بود و همزمان با آن مجموعهٔ ورزشی آریامهر آزادی به عنوان یکی از پیشرفتهترینهای آن زمان در شهریور افتتاح شد فدراسیون هندبال آسیا مهمترین نهاد مسئول هندبال در آسیا در سال رسماً در تهران تشکیل شد توچال و شمشک از مهمترین پیستهای اسکی تهران هستند توچال شلوغترین و نزدیکترین پیست اسکی تهران است که در پایان خیابان ولنجک در کیلومتری میدان تجریش در منطقهٔ شمیرانات قرار دارد شمشک دومین پیست اسکی بزرگ در ایران پس از دیزین است و در کیلومتری شمال شرق تهران قرار دارد دیزین مهمترین پیست اسکی ایران و معتبرترین پیست اسکی در خاورمیانه نیز برای مردم تهران در دسترس است فوتبال ورزش نخست تهران است و شهرآورد تهران میان دو تیم استقلال و پرسپولیس برگزار میشود فوتبال در تهران توسط انگلیسیها رواج یافت و نخستین زمین بازی آنها نیز میدان مشق بود آشنایی تهرانیها با فوتبال نیز از همین طریق صورت پذیرفت نخستین تشکیلات فوتبالی تهران در سال با نام کلاب ایران پدید آمد در سالهای میانی حکومت رضاشاه چندین باشگاه در تهران تأسیس شد و در سال مسابقاتی میان آنها برگزار شد کمی بعد عباس اکرامی باشگاه شاهین را تأسیس کرد که برای چند دهه از قویترین باشگاههای ایران بود در سال نیز بزرگترین ورزشگاه فوتبال ایران تا به آن زمان گشایش یافت که امجدیه نامیده شد استقلال دو بار و پاس یک بار به عنوان قهرمانی جام قهرمانان آسیا دست یافتند پرسپولیس هم یک عنوان قهرمانی در جام برندگان جام آسیا دارد از دو تیم استقلال و پرسپولیس معمولاً به عنوان قطبهای اصلی فوتبال ایران یاد میشود و این تیمها در دیگر شهرهای ایران نیز هوادار دارند آموزش در تهران دارای جداسازی جنسیتی از مقاطع ابتدایی است آموزش ابتدایی و متوسطه در تهران عمدتاً توسط دولت ارائه شدهاست اگرچه مدارس خصوصی نیز وجود دارد ورود به دانشگاهها نیز از طریق یک آزمون سراسری رقابتی اداره میشود پس از آنکه آقامحمدخان قاجار در سال تهران را به پایتختی ایران برگزید و پس از توسعهٔ شهر از زمان فتحعلیشاه به این سو مدارس و نیز مساجد فراوانی در این شهر بنا شد در پیگیری سیاست توسعهٔ تهران در دورهٔ محمدشاه و به ویژه با صدارت حاجی میرزا آقاسی فضلای حوزههای دیگر برای رونق تهران به مهاجرت به این شهر تشویق شدند بدین ترتیب با رویآوردن علما و طلاب علوم دینی به تهران که در مجاورت شهر مذهبی ری آرامگاه عبدالعظیم حسنی قرار دارد حوزهٔ علمی بزرگی در پایتخت جدید ایران پی افکنده شد که به سرعت پیشرفت کرد تداوم مدرسهسازی در سرتاسر دورهٔ قاجار در این شهر و نیز جمعیت روزافزون طلاب تهران گواه این پیشرفت است بنا بر یک گزارش آماری در دورهٔ ناصرالدین شاه قاجار باب مسجد که بسیاری از آنها مدرسه نیز داشتهاند باب مدرسه و طلبه به ثبت رسیدهاست دورهٔ مظفرالدین شاه انجمن طلاب مشروطهخواه که از تشکلهای حوزوی بود بیش از هزار عضو داشت از آن دوره حوزهٔ تهران یکی از مهمترین حوزههای علمیهٔ ایران شد و طلاب علوم دینی از بسیاری از شهرهای ایران برای تحصیل به تهران میآیند دارالفنون نخستین دانشگاه تاریخ نوین ایران در سال گشایش یافت و رشتههای تحصیلی آن شامل پزشکی داروسازی کانیشناسی و مهندسی بودهاست دانشگاههای تهران از با کیفیتترینهای نوع خود در ایران هستند و شماری از آنها در رتبهبندیهای جهانی دانشگاهها حضور دارند دانشگاه تهران در بهمن جهت ایجاد مرکزی برای آموزش عالی در ایران تأسیس شد از این دانشگاه به عنوان مهمترین و معتبرترین دانشگاه و نماد آموزش عالی ایران یاد میشود سردر دانشگاه تهران نیز دارای شهرت است و در جهان به عنوان نمادی از این دانشگاه شناخته میشود دانشگاه صنعتی شریف نیز در سال تأسیس شد این دانشگاه توانستهاست به عنوان یک کانون علمی و صنعتی جایگاه و اعتبار قابل توجهی در ایران پیدا کند همچنین یکی از با سابقهترین آموزشگاههای عالی ایران در زمینهٔ فنی و مهندسی دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران است که در سال تأسیس شد قدیمیترین مرکز آموزش عالی نوین و بزرگترین دانشگاه علوم پزشکی ایران نیز دانشگاه علوم پزشکی تهران است که در سال تأسیس شد از مراکز پژوهشی تهران پژوهشگاه صنعت نفت است که در سال با هدف اولیهٔ پژوهش پیرامون مواد نفتی و کاربردهای آن تأسیس شد پژوهشگاه دانشهای بنیادی که در سال بنیانگذاری شد و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی که در در سال با ادغام مسسهٔ پژوهشی تأسیس شد نیز از دیگر مراکز پژوهشی تهران هستند ادارهٔ کل آموزش و پرورش تهران به منطقه تقسیم شدهاست و آموزگاران میتوانند به صورت برخط از طریق وبگاه متعلق به آموزش و پرورش تهران درخواست انتقال میانمنطقهای دهند در سال اعلام شد که دانشآموز در مدرسههای تهران درس میخوانند که از این شمار دانشآموز در مدرسههای دولتی و بقیه در مدرسههای غیردولتی مشغول به تحصیل هستند همچنین اعلام شد که درصد از مدرسههای تهران دولتی و درصد غیردولتی هستند بر اساس اعلام مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران در سال بابت استحکام مدارس دولتی تهران نگرانیهایی وجود دارد و شمار قابل توجهی از آنها نیازمند توجه یا بازسازی هستند همچنین با اعلام معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش شهر تهران در سال شمار دانشآموزان در برخی از کلاسهای درس مقطع ابتدایی شهر تهران بیش از نفر و به صورت میانگین این تراکم برابر با تا دانشآموز بودهاست نخستین کودکستان ایران را برسابه هووسپیان از ایرانیان ارمنی در دههٔ خورشیدی با نام ایران و در خیابان معتمدالدوله با مجوزی از وزارت فرهنگ تأسیس کرد کودکستانهای تهران از یک تا چهار درجه تقسیمبندی شدهاند و شهریهٔ آنها نیز با نظارت سازمان بهزیستی ایران ابلاغ میشود فوقبرنامههای کودکستانها نیز باید طبق قوانین اسلامی و ایرانی باشند و توسط کمیتهٔ تخصصی استان تأیید شوند آلودگیهای زیستمحیطی مانند آلودگی آب هوا خاک و صوتی باعث شدهاست که تهران به یکی از آلودهترین شهرهای جهان تبدیل شود همچنین وجود جانوران موذی همانند موش از مشکلات تهران است آبهای زیرزمینی تهران دارای آلودگی هستند از آنها به صورت مستقیم در کشاورزی استفاده میشود و بخشی از آب آشامیدنی تهران را نیز تأمین میکنند یکی از زیانآورترین عناصری که به دلیل نفوذ فاضلابهای انسانی و حیوانی در سفرههای آب زیرزمینی تهران وجود دارد نیترات است فرسودگی زیرساخت آب آشامیدنی تهران نیز به آلودگی بیشتر آب کمک میکند تهران از آلودگی هوا رنج میبرد عوامل آلودگی هوا در تهران شامل عوامل جغرافیایی همانند اثر محصورکنندهٔ کوهها وسایل نقلیه نظیر خودروها و موتورسیکلتها سوخت خانهها و آلودگی حاصل از کارخانهها میشود همچنین کیفیت پایین بنزین عرضهشده در ایران نیز جزو دلایل آلودگی هوای تهران دانسته میشود در سال سرپرست مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست ایران اعلام کرد که حدود درصد از آلودگی هوای تهران حاصل تردد موتورسیکلتهای کاربراتوری است آلایندههای اصلی هوای تهران نیز اکسیدهای نیتروژن اکسیدهای گوگرد مونوکسید کربن ترکیبات آلی فرار و ذرات معلق هستند از ذرات معلق به عنوان عامل اصلی مرگ ناشی از آلودگی هوا در تهران یاد شدهاست همچنین بخش بزرگی از ذرات معلق تهران را اتوبوسها مینیبوسها کامیونها و موتورسیکلتها تولید میکنند تعطیلی مدرسهها و اجرای طرح زوج و فرد از طرحهایی هستند که در مقابله با آلودگی هوا در تهران اجرا شدهاند جهت آگاهسازی شهروندان نمایشگرهای آگاهساز آلودگی هوا در نقاط مختلف شهر نصب شدهاند و امکان بررسی وضعیت هوای تهران به صورت برخط نیز وجود دارد حریم صوتی در بافت شهری تهران رعایت نشدهاست و آلودگی صوتی در تهران بحرانی خوانده شدهاست تهران همچنین رتبهٔ نخست را در میزان آلودگی صوتی در ایران دارد آلودگی صوتی در بزرگراههای تهران بین تا دسیبل بیشتر از استاندارد آن است بر اساس آمار سال موتورسیکلتها به تنهایی عامل درصد از آلودگی صوتی که توسط وسایل نقلیه ایجاد میشود هستند همچنین ده منطقهٔ تهران با بیشترین آلودگی صوتی به ترتیب و بودهاست بخش صوت شرکت کنترل کیفیت هوا وابسته به شهرداری تهران در سال تأسیس شد واحد صوت شرکت کنترل کیفیت هوای تهران پروژهٔ تهیه و تدوین ترازها و نقشههای آلودگی صوتی را از سال آغاز نمود برنامهٔ عملیاتی کاهش آلودگی صوتی در سال در شورای شهر تهران تصویب و سپس کمیتهٔ کنترل و پایش آلودگی صوتی شهر تهران تشکیل شد ایجاد و بهروزرسانی نقشههای صوتی ایجاد دیوار صوتی تدوین دستورالعملها و تعیین حریم صوتی بزرگراهها از اقداماتی بودند که در مقابله با آلودگی صوتی در تهران صورت پذیرفت با توجه به اینکه در صورت رخ دادن بحرانی در تهران موشهای مهاجم میتوانند خسارتها را افزایش دهند و باعث شیوع بیماری شوند از آنها به عنوان یک معضل مهم یاد میشود زبالهها مهمترین منبع غذایی موشها در تهران اعلام شدند دفع نادرست زبالهها به بقای موشها و افزایش شمار آنها در سطح شهر کمک کردهاست شهرداری تهران در مبارزه با موشها طرحهایی همچون سمپاشی طعمهگذاری موشگیری با تفنگ بادی و مسدودسازی کلونی موشها را اجرا کردهاست همچنین آلودگی هوای تهران باعث افزایش جمعیت سوسک قرمز شدهاست تهران پایتخت ایران مرکز استان تهران و شهرستان تهران است به عنوان یک مرکز سیاسی و اداری مهمترین نهادهای دولتی و قضایی ایران همانند وزارتخانهها و مجلس شورای اسلامی در تهران واقع شدهاست و این شهر محل زندگی تأثیرگذارترین مقامات کشور ایران شامل رهبر رئیسجمهور برخی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام رئیس و شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی است تهران نماینده در مجلس شورای اسلامی دارد ادارهٔ شهر نیز توسط شهرداری تهران انجام میشود شهردار تهران توسط شورای شهر تهران انتخاب شده و این شورا بر عملکرد شهرداری نظارت و برای ادارهٔ شهر قانونگذاری میکند شهر تهران به لحاظ اداری به منطقهٔ شهرداری و ناحیه تقسیم شده و شهرهای تجریش و ری را دربرگرفتهاست نخستین انتخابات شورای اسلامی شهر تهران در سال برگزار شد و این شورا در اردیبهشت شکل گرفت مهمترین وظایف آن نیز شامل انتخاب شهردار برکناری شهردار نظارت بر عملکرد شهرداری تصویب بودجهٔ شهرداری و سازمانهای وابسته به آن تصویب آییننامهها و انجام امور نظارتی جهت بهبود کیفیت زندگی شهروندان است اکنون شورای اسلامی شهر تهران عضو اصلی و عضو جانشین دارد ادارهٔ تهران بر عهدهٔ سازمان غیردولتی شهرداری تهران است که در سال تأسیس شد مدیریت این سازمان را شهرداران تهران بر عهده داشتهاند اکنون شهردار تهران با حکم شورای شهر تهران انتخاب میشود اما پیش از این با حکم وزیر کشور ایران منصوب میگردید شهرداری تهران منطقه را شامل میشود و مدیریت هر منطقه به عهدهٔ شهردار آن منطقه است تصویب بودجهٔ شهرداری تهران نیز بر عهدهٔ شورای شهر است و بودجهٔ سال این سازمان با سقفی در حدود هزار و میلیارد تومان توسط شورای شهر تصویب شده بود شهرداری تهران با مشکلات زیستمحیطی تهران مواجه است همچنین تراکم جمعیت بالای تهران توانایی شهرداری را برای ارائهٔ برخی خدمات کاهش دادهاست کلانشهر تهران به منطقه و ناحیهٔ شهری تقسیم شدهاست با وجود ادارهٔ جداگانه ری و شمیران نیز جزئی از تهران خوانده میشوند تهران بهعنوان پایتخت ایران هنگام شکلگیری مساحتی حدود کیلومتر مربع داشت تغییرات سیاسی و افزایش جمعیت شهر را دستخوش دگرگونی منطقهای کرد و مساحت آن افزایش یافت بهطوری که در سال نخستین طرح جامع شهر تهران ابلاغ شد که در آن مساحت شهر با افزایشی خیرهکننده به کیلومتر مربع رسید تهران با این مساحت به منطقه تقسیم شده بود پس از انقلاب تعداد مناطق تهران به منطقه افزایش یافت در ابتدای دههٔ و پس از بررسیهای دوبارهٔ غرب شهر تهران چهار منطقهٔ تازهٔ و ایجاد شدند و تعداد مناطق تهران به منطقه افزایش یافت برخی از محلههای تهران نیز دارای پیشینهای تاریخی هستند تهران قدیم از چهار محله به نامهای سنگلج عودلاجان بازار و چالهمیدان تشکیل شده بود در دوران ناصرالدینشاه قاجار محلههایی از جمله ارگ چالهحصار خانیآباد جوادیه پامنار یافتآباد گار ماشین و گود زنبورکخانه ساخته شد از محلههای دیگر تهران میتوان به پونک ونک تهرانپارس تهراننو نارمک کَن طرشت بریانک اشاره کرد محلههای تهران در طول تاریخ آن با گسترش شهر و افزایش جمعیت تغییراتی یافتند و به تعداد آنها افزوده شد پس از انقلاب نام بسیاری از معابر شهر تهران تغییر کرد و به جای استفاده از نامهای شخصیتهای پیش از اسلام خاندان پهلوی و نزدیکان آنها از نامهای افراد مبارز با حکومت پهلوی جانباختگان انقلاب اسلامی مبارزان صدر اسلام و افراد شهید با مفهوم اسلامی استفاده میشود برای نمونه نام خیابان کوروش کبیر به علی شریعتی خیابان شاه به جمهوری اسلامی و میدان ژاله به شهدا تغییر یافت تنها از اردیبهشت تا آبان نام گذرگاه شهر تهران تغییر یافت مجتبی شاکری رئیس سابق کمیسیون نامگذاری معابر شورای شهر تهران دلیل عدم استفاده از سیستم عددی را برای نامگذاری معابر عدم امکان انتقال هویت و فرهنگسازی از این طریق اعلام کرد تهران با شهرهای زیر پیماننامهٔ همکاری بستهاست ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم متخلص به رودَکی و مشهور به استاد شاعران زادهٔ دی رودَک درگذشتهٔ پَنجَکِنت نخستین شاعر مشهور پارسیسرای ایرانی در دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری و استاد شاعران این قرن در ایران است در اشعار رودکی با باور به ناپایداری و بیوفایی جهان اندیشه غنیمتشمردن فرصت شادی و شادنوشی روبهرو میشویم او در روستایی بهنام بَنُج رودک پنجکنت در تاجیکستان امروزی در ناحیه رودک در نزدیکی نخشب و سمرقند به دنیا آمد رودکی را نخستین شاعر بزرگ پارسیگوی و پدر شعر پارسی میدانند که به این خاطر است که تا پیش از وی کسی دیوان شعر نداشتهاست و این از نوشتههای ایرانی عربینویس هم عصر رودکی ابوحاتم رازی مسجل میگردد ریچارد فرای عقیده دارد که رودکی در تغییر خط از خط پهلوی به خط فارسی نقش داشتهاست از تمام آثار رودکی که گفته میشود بیش از یک میلیون و سیصد هزار بیت و نیز شش مثنوی بودهاست فقط ابیاتی پراکنده به همراه چند قصیده غزل و رباعی باقی ماندهاست تعداد ابیات باقیمانده از رودکی را بیت گزارش میکنند سبک شعری رودکی سبک غالب آن روزگار یعنی سبک خراسانی است ویژگیهای سبک خراسانی در شعر رودکی نمود کامل و جامعی دارد و به همین دلیل میتوان او را نماینده تام و تمام این سبک از شعر فارسی دانست اگر چه سرودههای وی در دایره ادبیات غنایی و بعضاً تعلیمی جای میگیرد اما اندکی تأمل در شعر او نشان میدهد که وی از داستانها و موضوعات حماسی به خوبی آگاهی داشته و با استادی و مهارت تمام توانستهاست این مسئله را در شعر خود بازتاب دهد جدا از این شعر رودکی نشان دهنده فضا و حال و هوای حماسی است که بر جامعه آن روزگار سایه افکنده بود رودکی اغلب در توصیفات غنایی از عنصر حماسه بهره برده و بدین وسیله به شعر خود صلابت و فخامت ویژهای بخشیدهاست یکی از مهارتهای او کاربرد صور خیال از جمله تشبیه و استعاره در اشعار است تصاویری که رودکی در اشعارش به کار برده بر عکس شعرای دیگر سبک خراسانی متحرک و جاندار است در میان تصویرهای گوناگون تشبیه مهمترین نوع تصاویری است که رودکی بدان علاقه نشان داد با بررسیهایی که از سرودهایش به عمل آمده اکثر تشبیهات او از نوع حسی به حسی و عقلی به حسیاند که در انواع مختلف آن از جمله تشبیه مضمر تفضیل و بکار رفتهاست مفاخره یا خودستایی از مضامین رایج در شعر فارسی است رودکی سمرقندی نیز از این موضوع بهره بردهاست او گاه به شعر خود میبالد و گاه به امور دیگری که در این مقاله تحت عنوان مفاخرات غیر شعری بررسی شدهاست در ستایش شعر خود او بر خصایصی چون اعتدال کلام محتوای اشعار تأثیر و قبول آن و شهرت و فراگیر شدنش تأکید میکند در این دسته مفاخرات او بیشتر درصدد جلب توجه ممدوح و رقابت و منافست با دیگر شاعران است در مفاخرات غیرشعری او به صفات و ویژگیها و شرایطی که به ویژه در ایام جوانی از آن بهرهمند بوده اشاره میکند و به آنها میبالد او زاده نیمه دوم سده سوم هجری بود رودکی در دربار امیر نصر سامانی بسیار محبوب شد و ثروت بسیاری به دست آورد میگویند رودکی حدود یک صدهزار بیت شعر سرودهاست و در موسیقی ترجمه و آواز نیز دستی داشتهاست رودکی در سه سال پایانی عمر مورد بیمهری امرا قرار گرفته بود او در اواخر عمر به زادگاهش بُنَج رودک بازگشت و در همانجا به سال هجری میلادی در گذشت او مدحکننده امیر سعید نصر بن احمد اسماعیل هجری امیر سامانی ابوجعفر احمد بن محمد بن خلف بن لیث یا بانویه امیر صفاری هجری ماکان پسر کاکی سردار دیلمی و خواجه ابوالفضل بلعمی وزیر سامانیان که رودکی را به نظم کلیله دمنه انگیزاند بودهاند دربارهٔ صلههای گرانی که او از ماکان گرفت خود چنین سرود رودکی فرزندی به نام عبدالله داشتهاست که در بیشتر تذکرهها پیش از نام خودش میآمده و از این رو به ابوعبدالله معروف شده بود رودکی در بسیاری از موارد از اولینها در ادبیات پارسی است او آثار بسیاری را خلق نمود که متأسفانه جز پارهای از آنها بدستمان نرسیدهاست شمس قیس رازی در کتاب المعجم فی معاییر اشعار عجم خود رودکی را آفرینندهٔ رباعی دانسته و آغاز شاعری رودکی را از آنجا میداند که وی صدای شادی کودکی که در حال گردو بازی کردن بود را میشنود که از فرط شادی بابت هنر بازی خود زبان شاعری وی گشوده شده و با کلامی آهنگین میگوید غلتان غلتان همی رود تا بن گو دولتشاه سمرقندی قرن نهم در تذکرهٔ معروف خود آن کودک را پسر یعقوب لیث سر سلسلهٔ صفاریان میداند و شاعر با شنیدن آهنگ این کلام تحت تأثیر قرار گرفته و به خانه میرود و بر همان وزن به شاعری میپردازد و از آنجا که اشعارش در دوبیت بودند به رباعی معروف میشوند به هر حال او را مبتکر قالب رباعی دانستهاند در تذکرهها آمده رودکی چنگ نواز بودهاست میگویند توان و چیرگی رودکی در شعر و موسیقی به اندازهای بودهاست که نیروی افسونگری شعر و نوازندگی وی در ابونصر سامانی چنان تأثیر گذاشت که وی پس از شنیدن شعر بوی جوی مولیان بدون کفش هرات را به مقصد بخارا ترک کرد این داستان که در کتاب چهار مقاله از نظامی عروضی آمدهاست بر این قرار است که امیرنصر سامانی یا امیری دیگر از بخارا به هرات میرود و دلبستهٔ هوای هرات میگردد بازگشت به بخارا را چنان فصل به فصل عقب میاندازد که مدت چهارسال او و ملازمانش در هرات میمانند لشکریانش که دلتنگ بخارا شده بودند به رودکی که در آن زمان نزد امیرمحتشم و مقبول القول بود روی آورده و به او گفتند اگر هنری بورزد و شاه را به بازگشت به بخارا ترغیب کند پنجاه هزار درم به او پاداش میدهند رودکی نیز میدانست در این هوای لطیف نثر کارگر نیست و باید چیزی بسراید و بنوازد که از هوای هرات لطیف تر بنماید از این رو قصیده ای میسراید و هنگامی که امیر سامانی صبوحی کرده بود چنگ نواخته و آن تصنیف را با آواز میخواند و امیر چنان تحت تأثیر قرار میگیرد که بدون آنکه کفش را در پایش کند سوار بر اسب میشود و مستقیم به سوی بخارا میتازد و نقل است که کفشهایش را تا دو فرسنگ دنبال او میبردند و رودکی پنجاه هزار درم از لشکریان میگیرد البته در صحیح بودن روایات تاریخی چهارمقاله و نظامی تشکیک است آن قصیده اینگونه است او برای سرودههای آهنگین خود یک راوی داشته که نامش احتمالاً مج یا ماج که اشعار رودکی را با صدای خوش میخواندهاست خود رودکی در شعر خود از او بنام مج یاد میکند اما فرهنگ انجمن آرای ناصری نام او را ماج ثبت کردهاست رودکی با وجود تقدم نسبت به شاعران بزرگ ایران زمین از پرکارترینها نیز بهشمار میرود ابیات او در گزارشهای رشیدی سمرقندی جامی در بهارستان نجاتی و شیخ منینی و ملفان حبیب السیر و زینت المجالس و مفتاح التواریخ در همه و همه تعداد ابیات رودکی بیش از یک میلیون محاسبه کردهاند که آمار ارائه شده اندکی در شمار با هم متفاوت است مهمترین اثر او کلیله و دمنه منظوم است جز آن سه مثنوی از او به ما رسیده و از بقیه اشعارش جز اندکی نماندهاست کلیله و دمنه در اصل کتابی است هندی که در دوره ساسانیان به دستور بزرگمهر و به وسیله برزویه طبیب به پارسی میانه ترجمه شد و داستانیست رمزآمیز از زبان حیوانات روزبه دادویه مشهور به ابن مقفع پس از اسلام آن را به عربی برگرداند و همان اثر ابن مقفع یا متن پهلوی توسط رودکی به شعر فارسی درآمد نصرالله منشی از معاصران بهرامشاه غزنوی نیز در سده ششم ترجمه ابن مقفع را به نثر پارسی کشید داستان منظوم شدن کلیله و دمنه به توسط رودکی در شاهنامه نیز منقول است شیخ بهایی در کتاب کشکول خود آوردهاست که منظومه کلیله و دمنه رودکی مشتمل بر دوازده هزار بیت بودهاست اینک نمونهای از ابیات باقیمانده از منظومه کلیله و دمنه رودکی از دیگر آثار رودکی میتوان به سندبادنامه اشاره نمود اثر سندبادنامه هم از اصلی هندی بوده که از عصر ساسانیان به ایران شده و از ایران به ادبیات عرب و اروپا راه یافتهاست سندبادنامه در دوره سامانیان به فرمان نوح بن نصر سامانی به فارسی ترجمه گشت هماکنون تنها یک سندبادنامه دردست داریم که تهذیب کاتب سمرقندی میباشد و اصل آن نوشتهٔ ابوالفوارس قنازری ست مطابق پژوهشهای پاول هرن شرقشناس مشهور آلمانی مربوط به سندبادنامهٔ رودکی است یا این بیت عمدهٔ اشعار غنایی رودکی را غزلها و رباعیهای وی تشکیل میدهند این اشعار که برپایهٔ دم غنیمت شمری و خوشی و گذران زندگی و معاشقه استوار است شباهت زیادی با اشعار هوراس و آناکرئون و ابونواس دارد و در حقیقت تجدیدگر راهی ست که از اپیکور آغاز شده در ایران به رودکی رسیده و از همین راه به دست خیام و حافظ سپرده شدهاست خمریات او بسیار شبیه به خمریات ابونواس است در اینگونه خمریات و نیز در اوصاف طبیعت و زیباییهای جهان او بسیار موفق عمل نموده که این موفقیت را در تأثیر بر متاخرین میتوان جست علت اصلی موفقیتش را میتوان در ذوق بالا در تصویرسازی و تشبیهات دقیق و لطیف دانست همین تشبیهات و جلوههای رنگارنگ و گوناگون طبیعت در شعر رودکی راه را برای شاعرانی مانند منوچهری دامغانی در وصف طبیعت گشود یک مورد از خمریات معروف رودکی بدین قرار است بیار آن می که پنداری روان یاقوت نابستی و یا چون برکشیده ابر پیش آفتابستی سحابستی قدح گویی و میقطرهٔ سحابستی طرب گویی که اندر دل دعای مستجابستی اگر مینیستی یکسر همه دلها خرابستی اگر در کالبد جان را ندیدستی شرابستی اولین مدیحه در پارسی ظاهراً در سیستان به وسیلهٔ محمد سگزی و بسام کرد سروده شد که در مدح یعقوب لیث بود رودکی نیز مانند غالب شعرا شاعری درباری بود و درمدح و تکریم شاهان و فضلا بیت میسرود مدایح او غالباً به صورت قصیدهاند گاهی تنها در پایان قصیده چند بیت در مدح کسی نیز گفته و اضافه میشود و گاهی نیز قصاید بلند بالایی در مدح بزرگان در اشعار او دیده میشود مهمترین و معروفترین مدیحهٔ او در مدح ابوجعفر احمد بن محمد امیر سیستان است و با این مطلع آغاز میشود مادر میرا بکرد باید قربان بچهٔ اورا گرفت و کرد به دندان او بجز مدایح مراثی و هجویاتی نیز دارد که البته تعدادشان چندان زیاد نیست او در مدح بسیار میانهرو بوده و اثری از تملق و چاپلوسی در مدحیاتش نمیتوان یافت از مراثی معروف او نیز دو مورد که برای شهید بلخی و خواجه مرادی سروده شدهاست شهرت دارد در شعر رودکی پند و اندرز و سخنان حکیمانه نیز به وفور یافت میشود که همین گونه در شعر کسایی مروزی و فردوسی و ناصرخسرو نیز آمدهاست بیشتر پند و اندرزهای رودکی اخلاقی و در باب هوشیاری و هشدار است که خواننده را به پندگیری و عبرت آموزی از جهان وامیدارد برخی از نویسندگان همانند محمد عوفی در لبابالالباب رودکی را کور بدو تولد دانستهاند همچنین قدیمیترین منبع رودکی را اکمه کور مادرزاد خواندهاست ولی برخی تنها از نابینایی او سخن گفتهاند چنانکه ابوزراعه گرگانی میگوید و نیز دقیقی میگوید و فردوسی نیز آنجا که از نظم کلیله و دمنه سخن میگوید نابینایی رودکی را مینمایاند و ناصر خسرو میگوید با این همه برخی هیچ سخنی از کوری او نمیگویند مانند سمعانی در الانساب یا نظامی عروضی در چهار مقاله و نیز در کتاب تاریخ سیستان از دیگر سو شعرهایی نیز از رودکی بهجامانده که او را بینا مینمایاند یا یا در جایی طبیعت بهار را اینگونه توصیف مینماید و سخت است که این ابیات را از شاعری نابینا بدانیم یا در جایی نقش و نگار و رنگارنگی طبیعت را به کتاب ارژنگ اثر مانی پیامبر ایران باستان مانند میکند مانی پسر پاتگ همدانی کتابی نوشته بود که متأسفانه در دست نیست و آن سراسر مانند دیگر آثار مانویان پر دارای حاشیهٔ منقش بودهاست ربط دادن تصاویر ملون و رنگارنگ روی صفحهٔ کتاب به طبیعت بهاری برای کسی که تاکنون آن را ندیدهاست حتی بر اثر آموزش نیز دور از تصور است با توجه به این اشعار و اشعار دیگری که رودکی به تصریح از فعل دیدن استفاده کردهاست اندیشمندان فارسی بر این نظر هستند که نوشته محمود بن عمر نجاتی نویسنده کتاب بساتینالفضلاء را که در قمری نوشته شده درست میانگارد که چنین میگوید رودکی در پایان عمر کور شدهاست ولی با این حال بدیع الزمان فروزانفر با مقایسه بین رودکی و بشار بن برد شاعر نابینای شعوبی و عربی گوی اعتقاد دارد که اشعار ذکر شده از او هیچ تضادی با نابینا بودنش ندارد با این حال بنابر کشفیات اخیر انجام شده سعید نفیسی با صراحت نابینا بودن رودکی را رد میکند از آنجایی که خود وی در هیچکجای اشعار باقیماندهاش اشارهای به کوری خود نمیکند و تذکره نویسانی که مدعی کور بودن مادرزادی وی هستند بیتی از خود رودکی دربارهٔ کور بودنش ذکر نکردند این احتمال وجود دارد که در سالهای پایانی عمرش مثلاً در زمان سرودن کلیله و دمنه که امروزه اثری از آن نیست کور بوده باشد که این جدای از تطابق با گزارش فردوسی از نظم کلیله دمنه با یافتههای محققین و تصویر سازیهای موجود در تشبیهات شاعر نیز همخوانی دارد در سال یعنی هزار سال پس از مرگ رودکی صدرالدین عینی بنیانگذار ادبیات فارسی تاجیکی برآن شد که از شواهد موجود در تاریخ سمرقند گور وی را بیابد سرانجام پس از تلاشهای بسیار وی موفق شد گور وی را چنانکه در تمامی تذکرهها آمده در یک گورستان قدیمی در بنجرود شناسایی نماید در سال گروهی باستانشناس روسی به رهبری گراسیموف پیکرتراش نامی روس گور وی را شکافتند پس از تحقیقاتی که بر پیکر وی انجام شد و با مبنا قرار دادن اشعار خود شاعر چهرهٔ وی را ترسیم نمودند نتیجهٔ پژوهشها این شد که کسی چشمان شاعر را درنیاوردهاست بلکه سر وی را روی آتش یا زغال گداخته گرفتهاند که موجب سوختن و کوری چشم وی گشتهاست همچنین شکستگیهای متعدد در ستون مهرهها و دندههای وی از شکنجه شدنش پیش از مرگ حکایت میکند رودکی را پدر ادبیات فارسی دانستهاند پیش از وی شعر فارسی سروده میشد اما کیفیت اشعار رودکی آغازگر راه پیشرفت ادبیات فارسی بود ریچارد فرای عقیده دارد که رودکی در تغییر خط از خط پهلوی به خط فارسی نقش داشتهاست در تذکرهها و کتب پارسی اشعار وی بارها ذکر شدهاست که همینها اساس جمعآوری دیوان وی بودند اشعار او بارها بتوسط شاعران ایرانی مورد استقبال قرار گرفت و بارها در تضمینها از آنها استفاده شد وی در میان شاعران فارسی بسیار مورد ارج و احترام بوده و کمتر کسی زبان به نکوهش وی گشودهاست او شعر فارسی را از پیروی از شعر عربی جدا کرد و اوزان و قالبهای جدید فارسی بهوجود آورد و با ترجمهٔ منظومههای مختلف و سرایش اشعار حکیمانه و تعلیمی و نیز تغزلات و مدیحه راه را برای پیشرفت شعر فارسی به خوبی گشود از کسانی که از سرودههای رودکی در اشعار خود تضمین آوردهاند میتوان به غضایری رازی عثمان مختاری سوزنی سمرقندی فرخی سیستانی معزی نیشابوری خاقانی شروانی ابوسعید ابوالخیر مولانا جلال الدین بلخی و حافظ اشاره نمود در مورد غزلیات وی که نخستین نمونه دردست غزل فارسی است عنصری بلخی میگوید مولوی نیز در بسیاری موارد از اشعار رودکی استقبال کردهاست که مهمترین آنها شعری ست که مولوی در مرثیهٔ سنایی سرودهاست که تقلیدی مستقیم از سرودهای از رودکی به این مطلع است مرد همانا که مرادی بمرد مرگ چنان خواجه نه کاریست خرد مولوی در مرثیهای درباب مرگ سنایی غزنوی اینگونه آوردهاست در جایی دیگر مولوی یکی دیگر از تنها چند واژهٔ متن اصلی رودکی را تغییر دادهاست که نشان از علاقهٔ وی به اشعار رودکی دارد رودکی در غزلی اینگونه میسراید مولوی در استقبال از غزل بالایی رودکی اینگونه سرودهاست بی شک معروفترین شعر و سرودهٔ رودکی که در ادب فارسی سخت نیکو افتاده باشد همان غزلی ست که در بازگرداندن امیرنصر سامانی به بخارا سروده شدهاست با مطلع بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی مولوی در تقلید از آن اینگونه سرودهاست رودکی در شعر و اندیشهٔ حافظ کاملاً تأثیرگذار نشان میدهد و جدای از تضمین حافظ از شعر رودکی سبک شاعری و اندیشههای شاعرانهٔ رودکی نیز در شعر حافظ به وفور دیده میشود از همین غزل فوق خواجه حافظ شیرازی غزلسرای بزرگ سدهٔ هشتم در استقبال از مهاجمی که احتمالاً امیرتیمور است اینگونه شعر رودکی را یادآوری کرده و دیگران را به غازی مهاجم فرا میخواند رودکی و ابوالفضل بلعمی به یکدیگر علاقهٔ بسیار داشتهاند چنانکه ابوالفضل بلعمی گفتهاست در عرب و عجم رودکی را نظیری نیست در مقابل رودکی نیز بلعمی بزرگ را مدح بسیار گفتهاست و صله دریافت میکردهاست گویا این بیت را رودکی در مدح خواجه بلعمی گفتهاست به عنوان پدر شعر کلاسیک فارسی رودکی از جایگاه ممتازی در جهان برخوردار است اشعار غنایی و تعلیمی وی راه را بر بزرگان زیادی بازکردهاست و از این رو همواره آیینهای پاسداشت مختلفی برای این شاعر پارسیزبان برگزار میشود در یکی از این آیینها که در سال به میزبانی سازمان ملل متحد برگزار شد بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد دربارهٔ شاعری رودکی در حضور جمع کثیری از سرشناسان علمی فرهنگی جهان نمایندگان یونسکو و سفیران کشورهای مختلف گفت اشعار رودکی میتواند مبنای اتحاد جهانی قرار بگیرد چرا که رودکی شاعر خوبیها و عدالت بود یونسکو هرساله از کشورهای عضو خود درخواست میکند تا بر هر مناسبتی نام بزرگان فرهنگ و ادب خود را ارائه دهند تا جهت بزرگداشت و برگزاری کنگرههای مربوطه اقدام به عمل آید همچنین در آذر ماه سال هجری شمسی سازمان میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی با همکاری بنیاد فرهنگی رودکی و یونسکو آیین بزرگداشتی برای رودکی در تهران با حضور شرکت کنندگان داخلی و خارجی ترتیب داده شد بیشتر شرکت کنندگان خارجی از کشورهای هندوستان افغانستان تاجیکستان فرانسه ازبکستان قرقیزستان و قزاقستان بودند در سال میلادی دولت جمهوری تاجیکستان به مناسبت هزار و صدمین سالگرد تولد رودکی مراسمی در این زمینه برپا نمود از میان بزرگترین رودکی پژوهان میتوان به براگینسکی سیمنوف صدرالدین عینی سعید نفیسی محمدعلی فروغی محمد شکوروف و ریچارد فرای اشاره نمود در ستارهشناسی یکی از دهانههای برخوردی سیاره تیر به نام این شاعر فارسیزبان دهانه رودکی نامیده شدهاست بدنبال کشفیات صدرالدین عینی آرامگاه او در نیمهٔ قرن بیستم از روی شواهد مندرج در تذکرهها و تواریخ نوشته شده از سمرقند پس از مدتی گمگشتگی شناسایی شد و استخوانهای وی که نشانهٔ کوری هم در آن بود یافتههای عینی را تثبیت کرد در پی آن بقعهای شبیه به آرامگاه عطار بر بالای گور وی ساخته شد که هماکنون در روستای بنجرودک یا پنجکنت در کیلومتری شمال شهر دوشنبه و در خاک جمهوری تاجیکستان قرار دارد بقعهٔ آرامگاه رودکی دارای پلانی هشت ضلعی و گنبدی دایرهای شکل در بالای آن است اخیراً به دعوت وزارت فرهنگ تاجیکستان چند تن از استادان کاشی کار نیشابور به نمایندگی از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی استان خراسان رضوی برای مرمت آرامگاه رودکی سمرقندی به تاجیکستان اعزام گشتند کار گروه ایرانی در این مرمت تنها بازسازی گنبد بقعهٔ رودکی به مساحت یکصد متر مربع به سبک افلاک نما با بهرهگیری از کاشی فیروزهای بودهاست ابوالفضل محمد بن عبیدالله بلعمی مشهور به ابوالفضل بلعمی بلعمی بزرگ یا خواجه بلعمی درگذشت صفر قمری خورشیدی از دانشمندان و وزیران دورهٔ سامانی است وی پدر ابوعلی بلعمی صاحب کتاب تاریخ بلعمی و نخستین وزیر از خاندان بلعمی است ابوالفضل بلعمی وزیر دانشمند نصر بن احمد سامانی بود وی در توسعهٔ زبان فارسی خدمات بزرگ و ازرشمندی داشتهاست وی پدر ابوعلی بلعمی صاحب کتاب تاریخ بلعمی است وی از خاندانهای معروف خراسان بود و وزارت امیر اسماعیل و امیر نصر احمد سامانی را عهدهدار بود در سال هجری قمری توسط خمارتکین از امرای ترک خراسان کشته شد وی در علم حدیث تاریخ تفسیر و کلام تبحر داشت دانش وی در علوم مختلف در ترجمهای که وی از تاریخ طبری تحت عنوان تاریخ بلعمی کردهاست نمودار است در بسیاری از مواقع بلعمی مطالبی را به ترجمه افزوده یا بخشهایی را اصلاح نموده و البته در این کار شرط امانت را رعایت کرده و ضمن بیان اصل مطالب محمد جریر طبری اصلاحات یا افزودههای خود را نیز مشخص کردهاست دیدگاه وی نسبت به ویژگیهای انبیا معقولتر از محمد جریر طبری است و تفاسیری که وی برای رخدادهای تاریخی ذکر میکند همواره معقول تر از تفاسیر طبری است ناصرخسرو هنر و گوهر ابوالفضل بلعمی را این چنین وصف کردهاست رودکی پدر شعر فارسی و ابوالفضل بلعمی به یکدیگر علاقهٔ بسیار داشتهاند چنانکه ابوالفضل بلعمی گفته است در عرب و عجم رودکی را نظیری نیست در مقابل رودکی نیز بلعمی بزرگ را مدح بسیار گفته است و صله دریافت میکردهاست گویا این بیت را رودکی در مدح خواجه بلعمی گفته است و نیز رودکی در قصیدهٔ مشهورش در ستایش ابوجعفر بن بانویه گوید ابوالفضل بلعمی در سال قمری از وزارت کنار گذاشته شد و جیهانی جای او را گرفت گمان بر این است که رودکی به خاطر دوستی و نزدیکی به ابوالفضل بلعمی مورد خشم نصر بن احمد سامانی واقع شده باشد و میل کشیدن به چشمهای رودکی نیز به همین خاطر انجام شده باشد سامانیان ق م یک حکومت ایرانیو سنی مذهب بود که حدود دو قرن بر بخشهای بزرگی از ماوراالنهر ایران حکومت کرد مرکز این حکومت در خراسان و فرارود بود و در بزرگترین گستره خود بر تمام افغانستان کنونی و بخشهای بزرگی از کشورهای امروزی تاجیکستان ایران ترکمنستان ازبکستان قرقیزستان قزاقستان و پاکستان فرمان راند حکومت سامانی توسط چهار برادر نوح احمد یحیی و الیاس بنیان گذاشته شد هر کدام از آنها بخشی از سرزمینهای سامانی را زیر کنترل خود داشتند و به عنوان دستنشاندگان عباسیان حکومت میکردند سرانجام در سال میلادی اسماعیل سامانی تمام قلمروی سامانی را زیر یک پرچم واحد درآورد در همین دوران تحولات خراسان شرایط را به گونهای رقم زد که این منطقه تحت فرمان اسماعیل درآمد بدین ترتیب گرچه سامانیان به طور قانونی حاکمیت خلیفه را به رسمیت میشناختند اما عملا به یک دولت مستقل تبدیل شدند دولت سامانی بخشی از میاندوره ایرانی بود که منجر به ظهور مجدد فرهنگ ایرانی و زبان پارسی شد در این دوران هویت ایرانی بازسازی شد و با هویت اسلامی سازگار گردید سامانیان به دانش و هنر علاقه زیادی نشان دادند که این مسئله در نهایت منجر به برآمدن اندیشمندانی مانند رودکی فردوسی و ابن سینا شد در همین دوران بخارا به شکل رقیبی برای بغداد درآمد و از نظر شکوه تنه به تنه پایتخت عباسیان میزد امیران سامانی خود را وارثان شاهنشاهان ساسانی میدانستند با این حال سن مارتن آنها را از اعقاب اشکانیان دانسته از آنجایی که آنها مدعی بودند که نسلشان به بهرام چوبین میرسد ارتباط آنان با خاندان مهران یکی از هفت خاندان پهلوی پارتی در دوران ساسانی محتملتر است سامانیان نسب خود را به سامان خدا میرساندند یک دهقان اشراف زمیندار ایرانی که در ایران شرقی زندگی میکرد خاستگاه دقیق سامانیان مشخص نیست با این حال تواریخ نوشته شده به فارسی و عربی در قرون میانه روستایی در نزدیکی سمرقند یا بلخ را بهعنوان محل زندگی سامان خدا نام میبرند که باتوجه به اینکه در نخستین نوشتههایی که به سامانیان اشاره دارند آنان را از اهالی خراسان معرفی میکنند بلخ میتواند محتملتر باشد در برخی منابع از ادعای سامانیان مبنی بر اینکه نسب آنان به خاندان مهران میرسد سخن به میان آمدهاست به هر صورت میدانیم که سامان خدا که برخی پیشنهاد کردهاند این یک لقب مانند بخار خدا است و نه یک اسم شخصی در زمان امارت اسد بن عبدالله القصری در خراسان زندگی میکرد او ابتدا یک زرتشتی بود که بعدها اسلام آورد و به افتخار اسد بن عبدالله نام فرزند خود را اسد گذاشت برخی از افسانههای قرون وسطی از این میگویند که سامان خدا کسی که نسلش به اسپهبدان باستان خراسان میرسید و در زمان پدرش حکومت خاندانشان از دست رفتهاست در جوانی یک شتربان بودهاست و با شنیدن بیت مهتری گر به کار شیر دَرَست رو خطر کن ز کام شیر بجوی رجولیت در او به حرکت افتاد و به عیاری مشغول شد و بعد از اندک مدتی بر شهر اشناس مستولی گشت در برخی از منابع از نقش سامان خدا در قیام ابومسلم خراسانی نیز سخن به میان آمدهاست دربارهٔ اسد بن سامان نیز چیز زیادی نمیدانیم اما با توجه به رابطه نزدیک او با امیران خراسان به ویژه علی بن عیسی بن ماهان چنین برداشت میشود که در قیام ابومسلم شرکت جسته باشد نرشخی تاریخنگار ایرانی او را همدوره هارون الرشید میداند و همچنین مینویسد که مأمون شخصاً نامهای برای اسد نوشت و از او برای سرکوب شورش رافع بن لیث یاری طلبید بعدها مأمون وی را به مرو دعوت کرد و اسد بن سامان نیز به درگاه خلیفه رفت اسد اندکی بعد همانجا درگذشت در دوران امارت علی بن عیسی بن ماهان شرایط خراسان آشفته شد و مردم بر او شوریدند وضعیت ایران شرقی هارون الرشید را نگران ساخت و او شخصاً راه خراسان درپیش گرفت و هرثمه بن اعین را مأمور رسیدگی به اوضاع کرد هرثمه که ابن ماهان را مقصر نابسامانی به وجود آمده میدانست وی را برکنار و دستگیر کرد با این حال در دفع شورش رافع که بر سمرقند چیره شده بود ناکام ماند طبری مینویسد که مأمون به اسد نامهای نوشت و از او خواست که به هرثمه یاری کنند و فرزندان امیر سامانی نیز رافع را راضی به صلح کردند و اوضاع آرام گردید هارون نیز پیش از رسیدن به منطقه در طوس درگذشت به گفته ابن اثیر مأمون که در این سفر همراه پدرش بود پس از رسیدن به خراسان به فرزندان اسد را امارت شهرهای مختلف بخشید و آنان را در درگاه خود گرامی داشت نوح حاکم سمرقند شد فرمانروایی فرغانه به احمد رسید الیاس به حکومت هرات برگزیده شد و چاچ به یحیی رسید اینگونه تاریخ امارت سامانی آغاز گردید با انتصاب طاهر به عنوان امیر خراسان در وضعیت سامانیان تغییر چندانی ایجاد نشد و وی آنان را گرامی داشت و در سمتهای گذشته ابقا نمود نوح حاکم سمرقند از سال تا پایان عمر خود در یا بر این شهر حکومت کرد دربارهٔ دوران او میدانیم که دو سال پیش از مرگش شهر اسپیجاب را که پیمان خود با مسلمانان را شکسته بودند مجدداً فتح کرد و دور آن شهر نیز دیواری کشید از او به عنوان فاتح کاسان و اورشت در آسیای میانه نیز در منابع تاریخی یاد شدهاست چیزی که هویداست روابط نزدیک نوح با طاهریان است روایت شده زمانی که معتصم به عبدالله بن طاهر دستور داد تا حسین بن افشین را دستگیر کند عبدالله به نوح نامه نوشت که سپاهیانش را آماده کرده و به محض دیدن حسین او را دستگیر کرده و ولایت او را به سرزمینهای خود ضمیمه نماید عبدالله سپس به حسین نامه نوشت و به او گفت که نوح از امارت سمرقند عزل شده و زین پس تو حاکم آنجایی حسین بن افشین نیز با تعداد کمی سرباز به آنجا رفت و به سادگی توسط نوح دستگیر گردید و به درگاه عبدالله بن طاهر فرستاده شد با مرگ نوح بن اسد امارت او بین برادرانش احمد و یحیی تقسیم شد یحیی بن اسد امیر چاچ چاچکند تاشکند امروزی و اسروشنه تصویر روشنی از خود در تاریخ به یادگار نگذاشتهاست دربارهٔ او آوردهاند که بسیار ضابط بود و در دربار خود اقدامات بسیاری صورت داده بود وی از تا بر امارت خود حکومت کرد و همچنین در سه یا چهار سال آخر عمر در کنار برادرش احمد امیر سمرقند نیز بود با این حال به نظر میرسد که پس از مرگ نوح احمد به حاکم اصلی سمرقند تبدیل گشتهاست و یحیی از قدرت چندانی در آنجا برخوردار نبوده با مرگ وی در سال احمد امارت او را ضمیمه قلمروی خود کرد احمد بن اسد که در تاریخ با نام احمد یکم نیز مشهور است بیش از سایر برادران عمر کرد دربارهٔ او نسبت به سایر فرزندان اسد اطلاعات بیشتری در دست است و او را زمینهساز حکومت سامانیان بر خراسان میدانند دربارهٔ احمد آمده که شریف و خوشرفتار بود و چنین پیداست که صلح و ثبات را در منطقه برقرار کردهاست او ابتدا حاکم فرغانه بود و در زمان مرگ و با توجه به ضمیمه کردن قلمروی برادران درگذشتهاش سمرقند اسروشه و چاچ را نیز در اختیار داشت و بدین ترتیب تقریباً تمام فرارود زیر یک پرچم واحد یکپارچه گردید احمد در سال درگذشت و حکومت را بین فرزندانش نصر و یعقوب تقسیم نمود که چاچ به یعقوب و سمرقند و فرغانه به نصر رسید در همین زمان تحرکات یعقوب لیث در سیستان و درگیری او با طاهریان امارت طاهری را رو به زوال گذاشت و این مسئله عملا سامانیان را مستقل کرد نصر این فرصت را غنیمت شمرد و برادرش اسماعیل را به بخارا فرستاد بخارا که به دلیل نبردهای میان آفریغیان خوارزم و بخار خدایان در وضعیت نابسامانی قرار داشت اسماعیل را به گرمی پذیرفت و او نیز ثبات را به شهر بازگرداند گرچه اسماعیل حکومت بخار خدایان را منحل نکرد و آنان تا چند دهه بعد تحت لوای سامانیان به بخارا حکومت کردند از میان فرزندان اسد تنها کسی که در این سوی جیحون به حکومت رسید الیاس بود به مانند سایر امرای نخستین سامانی از او نیز اطلاعات زیادی در دست نیست تنها آمدهاست که او از خود آبادیها و آثار بسیاری در هرات باقی گذاشت الیاس در میلادی درگذشت و فرزندش ابراهیم به جای او به حاکمیت هرات رسید ابراهیم همچنین توسط امیر خراسان محمد بن طاهر به فرماندهی سپاه خراسان منصوب شد و به فرمان او با سپاهی به سمت سیستان و یعقوب لیث حرکت کرد با این حال وی در سال در نبرد پوشنگ برابر امیر صفاری شکست خورد و به نیشابور گریخت هرچند این تلاش وی ناموفق بود و یعقوب وی را دستگیر کرد و به عنوان گروگان به سیستان فرستاد پس از دستگیری ابراهیم حکومت امرای سامانی بر هرات پایان یافت و از آن پس این شهر تحت کنترل مستقیم طاهریان قرار گرفت از میان رفتن حکومت طاهریان و ضعف و ناتوانی تدریجی که از غلبه ترکان در دستگاه خلافت پدید آمد سرزمینهای خاوری خلافت را از نفوذ خلیفه و از امکان به کار بستن قدرت عملی او آزاد کرد در چنین ایمنی و آسودگی که به ویژه دوری از بغداد آن را بی دغدغه میساخت سرزمین فرارود که از عهد طاهریان یا پیش از آن به آل سامان واگذار شده بود به رهبری فرماندهان این خاندان مرکز یک دولت قدرتمند شد و خراسان و ری و مدتی هم جرجان طبرستان و سیستان از سوی خلیفه یا به حکم پیروزی و غلبه به قلمرو آنها پیوست با آن که پیروزی این خاندان بر جرجان طبرستان و سیستان همیشگی نبود و چندان دوام نداشت ولی خراسان و فرارود در بخش عمده دوره فرمانروایی آنها از مداخله مستقیم کارگزاران خلیفه آزاد ماند و باقیمانده دنیای باستانی ایران در شکل اسلامی خود در همه این سرزمینها زندگی تازهای یافت در نخستین نوشتههایی که به سامانیان اشاره دارند آنان را از اهالی خراسان معرفی میکنند و گمان میرود که خاندان سامانی از اهالی سمرقند یا بلخ بودند و نسب خود را بهرام چوبین ساسانی میرساندند و آیین زردشتی داشتند و نیای آنها سامانخدا که در دهستان سامان اطراف بلخ حکومت داشت سامانخدا که حاکم دهستان سامان اطراف بلخ بود با اسد حاکم عرب خراسان روابط خوبی برقرار کرد تا جایی که سامان دین اسلام را برگزید و نام پسر خود را اسد گذاشت پسران اسد و در قرن نهم میلادی در زمان مأمون عباسی به حکمرانی محلی فرارود یا ماوَراءُالنَهر و هرات برگزیده شدند مانند علی در سمرقند احمد در فرغانه و الیاس در هرات ابراهیم پسر الیاس بود که بعدها به سپهسالاری حکومت طاهریان ایران رسید احمد حاکم فرغانه در قمری تاریخ غلط فوت و نصر پسرش در سمرقند جانشین او گردید اسماعیل برادر نصر حاکم بخارا شد که بعد از مرگ نصر زمامداری سلسله سامانیان را به دست گرفت و سمرقند را پایتخت خود برگزید بنیانگذار این سلسله نصر اول و گروهی از فرمانروایان برجسته آن توانسته بودند دورانی از آرامش نسبی را برای ایرانیان فراهم آورند ولی البته همه آنان چنین نبودند و همیشه نیز چنین نبود ثبات این سرزمین با کوششهایی که توسط مرداویج زیاری برای بازگرداندن طرز حکومت پیش از اسلامی صورت گرفت و همچنین با افراط کاریهای دینی پادشاه با شکوه سامانی نصر دوم در اواخر زندگی خود به مذهب اسماعیلی گروید و از این راه خود را با دستگاه خلافت درگیر کرد در صورتی که این دستگاه در حقیقت تکیهگاه عمده این سلسله بهشمار میرفت با وجود این حتی پیش از آن که نشانه سقوط سامانیان در نتیجه کشمکشهای ایشان با خاندانهای زمیندار با نفوذ یعنی دهقانان و خاندانهای مأموران رسمی پدیدار شود و نیز در نتیجه جنگهای درون خاندان خود ایشان و بالاخره با گسترش قدرت آل بویه در باختر و جنوب باختری ایران آشکار شود تحولی در نوار باختری منطقه نفوذ ایشان به دست آمد که چهره جهان اسلامی را از سده پنجم هجری یازدهم میلادی به بعد کاملاً تغییر داد مدت درازی مجاهدان در راه ایمان بار جنگهای دفاعی را در مرزهای امپراتوری بیزانس بر دوش داشتند و تقریباً همه ساله با هجومهایی که به حملههای تابستانی معروف شده بود در سرزمینهای آل بویه پیشروی میکردند ولی هیچ پیشرفت بزرگی برای مردم ارتدوکس و آیین آناتولی به دست نمیآمد در فرارود و کناره دره فرغانه نیز با همسایگان غیر مسلمان زد و خوردی صورت میگرفت که از این میان تنها بهره عمدهای که در نبرد سامانیان با همسایگانشان نصیب ایشان شد گرفتن طراز تلاس در ق م بود همسایگان نامبرده شده قرا خانیان یا ایلیک خانیان هر دو نام عنوانهایی است که داشتند بودند که بر ترکان قَرلُق فرمانروایی داشتند کشور ایشان پس از انقراض دومین فرمانروایی گوک تورکها به وجود آمده بود که خیلی زود پارهپاره شد به صورت دولتهای کوچکی درآمد که روابط آنان با یکدیگر خیلی هم دوستانه نبود سامانیان در کارهای اداری زبان عربی را به کار میبردند و آن را شعار وحدت خلافت میشمردند امکان آن را فراهم آوردند تا شاعران فارسی همچون رودکی وفات در ق م و دقیقی حدود ق م از نخستین کسانی باشند که با گونهای از زبان ملی خود که از تکمیل و آمیختن لهجههای محلی گوناگون فراهم آمده بود مطلب بنویسند این زبان در دربار سامانیان پذیرفته شد و سرانجام به عنوان زبان فارسی نوین گسترش پیدا کرد که با اندکی تغییرات آوایی تا زمان حاضر بر جای ماندهاست فارسی نوین به خط عربی نوشته شد و رفته رفته هر چه بیشتر واژههای عربی به آن راه یافت در زمان سامانیان سغدیان در درهٔ زرافشان ازبکستان استان قشقهدریا و اسروشنه زندگی میکردند باختریان در باختر بلخ خراسانیان در قسمت جنوبی خراسان خوارزمیان در خوارزم و ساکاها در پامیر زبان این گروهها عموماً زبانهای ایرانی و فارسی جدید بود یکی از ارکان اداری دولت سامانیان دیوانسالاری بود که به بخش تقسیم میشد دیوان وزارت که در رأس تمامی دیوانها قرار داشت و توسط وزیر اداره میشد بر مابقی بخشها نظارت داشت دیوان خراج امور مالی دولت سامانی را بررسی میکرد دیوان اشراف وظیفه بازرسی در امور دیوانی را به عهده داشت که در هر ولایت هم نایبی داشت تا به کارهای مربوط به این دیوان رسیدگی کند دیوان رسائل وظیفه داشت فرمانهای حکومتی و مکاتبات اداری را ثبت کند این دستگاه به دیوان اسرار مشهور بود دو دیوان به نام شرطه و قضا با یکدیگر همکاری داشتند شرطیان حافظ نظم و امنیت شهرها بودند و اجرای احکام جنایت در مرحلهٔ ابتدایی قاضی نیز وظیفهٔ حل و فصل منازعات بین مردم و رساندن حق به صاحب آن را داشت تعیین این قضات به عهدهٔ قاضیالقضات مسقر در پایتخت بود دیوان دیگری به نام برید وظیفه جمعآوری و گزارش اطلاعات را داشت و حافظ امنیت دولت بود دیوان حسبه وظیفهای دینی و اجتماعی و اقتصادی داشت و در زمینهٔ امر به معروف و نهی از منکر بر کار اصناف و بازاریان نظارت داشت دیوان سپاه مسئول ثبت مشخصات و تعداد افراد هر فرمانده بوده و همچنین وظیفه داشت مواجب آنها را تعیین و سلاح و اسب آنها را تأمین کند دیوان اوقاف آب و مملکه خاصه از دیگر دیوانهای سامانی بودند افغانستان با نام رسمی جمهوری اسلامی افغانستان به پشتو د افغانستان اسلامی جمهوریت کشور محصور در خشکی در آسیای جنوبی است این کشور حدفاصل آسیای میانه آسیای شرقی و آسیای غربی خاورمیانه می باشد و پایتخت آن کابُل است همسایگان افغانستان ایران در غرب پاکستان در جنوب و شرق تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان در شمال و چین در شمال شرقی هستند افغانستان دارای کیلومتر مربع مساحت چهل و یکمین کشور وسیع دنیا است و جمعیت آن حدود میلیون نفر است که آن را در رتبه سی و هفتم کشورهای دنیا قرار میدهد فارسی دری و پشتو زبانهای رسمی این کشور و اسلام دین رسمی آن است حدود چهار دهه جنگ افغانستان را به یکی از کشورهای ناامن و فقیر جهان تبدیل کردهاست تولید ناخالص ملی سرانه این کشور در سال بر اساس ارزش اسمی دلار معادل دلار آمریکا است و بر اساس برابری قدرت خرید به دلار میرسد این کشور در سال با شاخص توسعه انسانی در رتبه جهان قرار گرفتهاست منطقه ای که امروزه افغانستان نامیدهاند به عنوان بخشی از سرزمین ایران در دوران باستان از نقاط کانونی در جاده ابریشم و مسیرهای مهاجرت انسانها بودهاست باستانشناسان شواهدی از سکونت انسانها تا بیش از سال پیش از میلاد مسیح بهدست آوردهاند نخستین تمدن شهری ممکن است در این قلمرو در بین تا سال پیش از میلاد آغاز شده باشد این کشور در محل ژئواستراتژیکی مهمی قرارگرفته که آسیای شرقی آسیای جنوبی آسیای غربی و آسیای میانه را به هم وصل میکند از روزگار باستان این سرزمین شاهد فتوحات نظامی بسیاری از جمله توسط مادها و هخامنشیان سلوکیان شاهنشاهی موریا اشکانیان شاهنشاهی کوشانی هپتالیان ساسانیان دودمان تانگ صفاریان سامانیان غزنویان سلجوقیان چنگیز خان مغولستان کرتیان تیموریان صفویه افشاریه امپراتوری درانی بودهاست تاریخ سیاسی دولت مدرن افغانستان با سلسلهٔ درانی در قرن میلادی آغاز شد هوتکیان خود را ایرانی و پادشاه سراسر ایران میدانستند نه بخشی از آن مثلاً خراسان یا افغانستان و این دودمان توانست بر ترکان صفوی پیروز شود پایتخت آن در سال توسط تیمورشاه درانی از قندهار به کابل منتقل شد و بخشی از قلمرو آن به امپراتوریهای همسایه در سال واگذار شد در اواخر سده نوزدهم میلادی افغانستان به یک دولت حائل در بازی بزرگ بین امپراتوری بریتانیا و امپراتوری روسیه تبدیل شد در سال پس از جنگ سوم افغان و انگلیس و امضای معاهده راولپندی این کشور دوباره کنترل امور خارجه خود را از بریتانیا پس گرفت و استقلال خود را توسط امانالله شاه اعلام نمود افغانستان در دههٔ میلادی پس از انقلاب ثور که تأثیر یافته از اتحاد جماهیر شوروی بود به حکومتی سوسیالیست تبدیل شده و شاهد جنگی طولانی با مجاهدین افغان بود که در طول یک دهه جان بیش از دو میلیون غیرنظامی را گرفت و باعث آواره شدن بیش از پنج میلیون نفر شد پس از چند کودتای پیدرپی و پیروزی مجاهدین بر دولت محمد نجیبالله جنگ داخلی افغانستان آغاز شد و وارد دورهای از جنگ میان احزاب مختلف مجاهدین شد طالبان در میانههای دهه کنترل بیشتر مناطق افغانستان را به دست گرفتند اما با یورش ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا در سال حکومت را از دست دادند در دسامبر شورای امنیت سازمان ملل متحد نیروهای بینالمللی کمک به امنیت ایساف را مأمور کمک به حفظ امنیت و دولت جدید افغانستان به ریاست حامد کرزی کرد افغانستان در حال حاضر در عین حال که با مقاومت مسلحانه طالبان و گروههای دیگری همچون شبکه حقانی در پاکستان و داعش درگیر است به کندی و با حمایت جامعه بینالمللی در حال بازسازی است دولت کنونی افغانستان یک جمهوری اسلامی متمرکز و ریاستی است که دین اسلام را به عنوان دین رسمی میشناسد افغانستان به عنوان عضوی از سازمان ملل متحد سازمان همکاری اسلامی گروه سازمان همکاری اقتصادی و جنبش عدم تعهد شناخته میشود اقتصاد افغانستان در جهان با تولید ناخالص داخلی میلیارد دلار رتبهٔ را دارد این کشور به سرزمین تریاک مشهور است واژه افغانستان از دو بخش افغان و ستان تشکیل شدهاست افغان نامی است که معمولاً در اشاره به پشتونها استفاده میشود این واژه به شکل ابگان در قرن سوم میلادی توسط شاهنشاهی ساسانی ایران و اوگانا در قرن ششم میلادی توسط ستارهشناس هندی واراهمیرا استفاده شدهاست در نوشتههای قرن دهم میلادی به بعد بهطور مکرر به واژه افغان در آثار جغرافیایی اشاره میشود واژه افغانستان به عنوان نام این کشور قدمت زیادی ندارد و در سال ه ش و در قانون اساسی امانالله شاه به تصویب رسید واژه افغان در سال و در قانون اساسی تصویبی محمد ظاهرشاه با تعریفی تازه و به معنی همه افراد شهروند کشور افغانستان بهکار رفت افغانستان اگرچه بهعنوان یک کشور و یک ملت دارای تاریخی جدید است اما این سرزمین از لحاظ قدمت تاریخی به عنوان بخشی از جغرافیای فرهنگی ایران زمین یکی از کهنترین کشورهای جهان بهشمار میرود سرزمین افغانستان امروزی به دلیل قرارگرفتن در مسیر جاده ابریشم محل پیوندگاه تمدنهای بزرگ جهان بوده و در طول سدهها قشرهای پیاپی از هویتها فرهنگها و باورها سرزمینی را که امروزه افغانستان نامیده میشود باز شناساندهاند این موقعیت مهم و حساس ژئواستراتژیکی و ژئوپولیتیکی افغانستان در شکلدادن هماوردی غنی از فرهنگها و تمدنهای بزرگ همچون ایرانی یونانی میانرودان و هندی در این کشور نقش مهمی داشتهاست و میراث فرهنگی باستانی این کشور را ترسیم میکند از پیکرههای یونانی بودایی گنداره گرفته تا نگارههای دیواری مغارههای بامیان و تا نقوش تذهیب و خوشنویسی که زینتبخش بناهای دوران نخستین اسلامی هستند از عصر پارینهسنگی و طی دورههای تاریخی مردم افغانستان یا همان ایرانیان شرقی جایگاه عمدهای در معرفی و گسترش ادیان جهانی و نقش مهمی در بازرگانی و دادوستد داشته و گهگاه کانون مسلط سیاسی و فرهنگی در آسیا بودهاند از این رو این بخش از ایران بزرگ در طول تاریخ گلوگاه یورش مهاجمین و جهانگشاییان بوده که ردپای آنها هنوز در گوشه و کنار این سرزمین دیده میشود از روزگار باستان این سرزمین شاهد فتوحات نظامی بسیاری از جمله توسط اسکندر مقدونی شاهنشاهی موریا مسلمان عرب چنگیزخان و دیگران بودهاست این سرزمین همچنین محل پاگیری امپراتوریهای متعددی از جمله دولت یونانی بلخ شاهنشاهی کوشان ژنبیل یا زُنبیل یا کابلشاهان سامانیان صفاریان غزنویان غوریان تیموریان و پادشاهی درانی بودهاست در اواسط سده هفتم پس از اینکه حمله تازیها به ایران با شکست شاهنشاهی ساسانی کامل شد آنها به سوی خاور ایران که امروزه آن را افغانستان میگویند هجوم برده و در سال میلادی شهر هرات را تسخیر کردند عربها شهرهای ایرانی را یکی پس از دیگری اشغال میکردند و کابل نیز مستثنی نبود و در سال کابل و تقریباً تمام مناطق شرقی ایران توسط عربها اشغال شدند تاریخ باستانی و سدههای میانه این منطقه را باید در تاریخ ایران اوستایی و شاهنامهای و در تاریخ خراسان ایران زمین جستجو نمود و بدون تردید تاریخ ایران اوستایی و شاهنامهای و خراسان تاریخی از سرزمین بلخ و بامیان و سیستان نیمروز و زابل و کابل و هرات و مرو و غور و غرجستان و از کتاب اوستای زرتشت و شاهنامهها و از تاریخ پیشدادیان و کَیانیان و ادبیات پارسی جدا نیست آغاز تاریخ سیاسی افغانستان مدرن را با تأسیس سلسله هوتکیان در ابتدای سده هجدهم میلادی که در نتیجه خیزش قبایل پشتون که به عنوان اوغان یا افغان نیز شناخته میشوند اشتباه نگیرید زمانی که در سال میلادی سلسله هوتکیان با سرپرستی میرویس خان هوتک حکومت خود را در قندهار ایجاد کردند آنان خود را پادشاه ایران میدانستند و به همین منظور به اصفهان پایتخت سلسله ترک صفوی حمله کرده و به حکومت شان بر بخش بزرگی از ایران پایان دادند هوتکیان که دودمانی از قوم پشتون بودند توانستند ایران را یکپارچه کنند اما با حمله نادرشاه افشار حکومت هوتکیان بر بخش بزرگی از ایران پایان یافت در واقع تاریخ افغانستان به عنوان منطقه ای با سیاست جدا از ایران زمانی آغاز شد که احمدشاه درانی پادشاهی درانی را در سال ایجاد کرد پایتخت آن در سال از قندهار به کابل منتقل شد و بخشی از قلمرو آن به امپراتوریهای همسایه در سال واگذار شد در اواخر سده نوزدهم میلادی افغانستان به یک دولت حائل در بازی بزرگ بین امپراتوریهای بریتانیا و روسیه تبدیل شد افغانستان چندی پس از استقلال زیر سلطه بریتانیا درآمد از زمان استقلال افغانستان در سال این کشور دو بار توسط امپراتوری بریتانیا اشغال شد و تا زمان اعلان استقلال آن توسط امانالله خان در م سیاست خارجی افغانستان زیر نظر مستقیم امپراتوری بریتانیا بود در اوت پس از جنگ سوم افغان و انگلیس معروف به جنگ تل و امضای معاهده راولپندی این کشور دوباره کنترل امور خارجه خود را از بریتانیا پس گرفت واژه افغانستان به عنوان نام یک کشور در سال و در قانون اساسی امانالله شاه به تصویب رسید آغاز پادشاهی امانالله شاه در سال آغاز تاریخ مستقل افغانستان است یک دوره کوتاهمدت که به نام دهه دموکراسی نامیده میشود در این کشور در ده سال پایانی دوره پادشاهی محمد ظاهرشاه به وجود آمد و با کودتای سال داوود خان به پایان رسید داوود خان پسر کاکای پسرعمو محمد ظاهرشاه آخرین پادشاه افغانستان بود و خودش نخستین رئیسجمهور افغانستان شد حزب دموکراتیک خلق افغانستان که حزبی مارکسیست و طرفدار شوروی بود در هفت ثور ماه اردیبهشت حکومت داوود خان را سرنگون کرده و جمهوری دمکراتیک افغانستان را تأسیس کرد در پی برقراری این حکومت و به ویژه پس از مداخله نظامی شوروی در افغانستان مقاومت گروههای اسلامگرا علیه آن آغاز شد شورشیان که به نام مجاهدین افغان شناخته میشدند پس از بیش از یک دهه جنگ چریکی علیه نیروهای شوروی در افغانستان در هشت ثور کابل را به تصرف خود درآوردند رهبران اصلی مجاهدین افغان در توافق پیشاور برای تشکیل حکومت جدیدی به نام دولت اسلامی افغانستان به توافق رسیدند اما گلبدین حکمتیار پشتون که به عنوان نخستوزیر دولت تعیین شده بود با این شیوه تقسیم قدرت مخالفت کرده و وارد جنگ علیه نیروهای شورای نظار و جمعیت اسلامی افغانستان به رهبری برهانالدین ربانی و احمد شاه مسعود تاجیک و جنبش ملی اسلامی افغانستان به رهبری عبدالرشید دوستم ازبک شد این در حالی بود که اختلافات گروههای مختلف مجاهدین بر سر تقسیم قدرت باعث آغاز مرحله جدیدی از جنگ داخلی افغانستان بود که با جنگهای پیدرپی گروههای رقیب و بمباران شهرها و مناطق مسکونی همراه بود در این دوران گروههای مختلف سیاسی و نظامی هر یک بخشی از کشور را در کنترل خود داشتند و شهر کابل و حومه آن بین پنج گروه مختلف مجاهدین تقسیم شده بود رقابت قدرتهای منطقهای نیز باعث شده بود تا جنگ گروههای افغان به یک جنگ نیابتی تبدیل شود پاکستان که از حکومت جدید مجاهدین ناخشنود بود از حزب اسلامی گلبدین حکمتیار پشتون مهمترین مخالف آنها حمایت نظامی عملیاتی و مالی میکرد گلبدین حکمتیار بدون پشتیبانی لجستیکی و راکتهای ارتش پاکستان قادر نبود تا نیمی از کابل را به ویرانه تبدیل کند عربستان سعودی و ایران نیز برای تأمین هژمونی منطقهای خود از گروههای متحد خود در این نبرد پشتیبانی میکردند ایران از حزب وحدت اسلامی افغانستان به رهبری عبدالعلی مزاری که از هزارههای شیعهمذهب تشکیل میشد کمک میکرد تا قدرت نظامی و تأثیرگذاری سیاسی آنها را افزایش دهد عربستان نیز از جریان تنظیم دعوت اسلامی افغانستان به رهبری رسول سیاف پشتیبانی میکرد اختلافات این دو گروه نیز به سرعت به یک جنگ تمام عیار و خونین تبدیل شد که گروههای دیگر مجاهدین را نیز درگیر خود کرد ازبکستان نیز از نیروهای جنبش ملی اسلامی افغانستان به رهبری عبدالرشید دوستم ازبک تبار حمایت میکرد تا این گروه بتواند بخشهای شمالی افغانستان را در کنترل خود داشته باشد حزب وحدت هزاره شیعه برهبری عبدالعلی مزاری که در جریان جنگ با نیروهای سیاف در مقاطعی با نیروهای شورای نظار جمعیت اسلامی تاجیک هم درگیر شده بود در ابتدای زمستان سال از دولت خارج شده و با حزب اسلامی حکمتیار پشتون متحد شد در همین زمان صبغتالله مجددی که به عنوان رئیسجمهور دولت انتقالی تعیین شده بود جای خود را به برهانالدین ربانی تاجیک رهبر جمعیت اسلامی افغانستان داد ربانی نخستین و تنها رئیس غیرپشتون در تاریخ سیاسی افغانستان محسوب میشود حکمتیار که علت اصلی مخالفت خود را حضور کمونیستهای سابق به ویژه ژنرال دوستم در دولت جدید عنوان میکرد در زمستان با جنبش ملی ژنرال دوستم نیز متحد شد و ائتلاف حزب وحدت هزاره حزب اسلامی پشتون جنبش ملی ازبک علیه نیروهای مسعود تاجیک و دولت افغانستان شکل گرفت با این ائتلاف حزب اسلامی پشتون حکمتیار میتوانست از نیروی هوایی جنبشیهای ازبک دوستم هم برای بمباران مواضع دشمن و تدارکاترسانی به نیروهای خودی استفاده کند با این وجود در سال مسعود تاجیک تبار موفق شد تا تمامی مخالفان خود را از کابل بیرون براند اما از سوی دیگر نیروهای دوستم ازبک تبار موفق شدند تا نیروهای جمعیت اسلامی را از مزار شریف بیرون رانده و این شهر مهم شمال افغانستان را در اختیار خود بگیرند قندهار نیز در این دوران بین سه رهبر پشتون به نامهای گلآغا شیرزی ملا نقیبالله و آمر لالی تقسیم شده بود که هر یک برای تحکیم موقعیت خود با یکدیگر درگیر بودند جنگ میان گروههای مجاهدین زمانی آغاز شد که دولت جدید افغانستان هنوز نتوانسته بود ادارات دولتی واحدهای پلیس و نظام دادگستری خود را تشکیل دهد و در چنین وضعیتی رفتار سبعانه برخی اعضای گروههای مختلف مجاهدین باعث شده بود تا کابل به شهری بیقانون و آشوبزده تبدیل شود با توجه به همین وضعیت آشوبناک بسیاری از رهبران مجاهدین هم در عمل کنترلی بر فرماندهان زیردست خود نداشتند و قتل زورگیری و تجاوز جنسی به پدیدهای رایج تبدیل شده بود مجاهدین موفق به تشکیل دولت ملی نشدند و جای آنها را طالبان که از حمایت مادی و معنوی پاکستان و عربستان سعودی سود میبرد گرفت طالبان نیز نتوانست بقایای مجاهدین را که علیه آنها پایداری میکردند بهطور کامل سرکوب نماید رژیم طالبان در سال با حمله ائتلاف بینالمللی به رهبری ایالات متحده آمریکا از هم پاشید از سال میلادی پس از کنفرانس بن با توافق گروههای افغان دولت موقت به رهبری حامد کرزی روی کار آمد دولت جدید در پاییز دسامبر به ریاست جمهوری حامد کرزی شکل گرفت و در پاییز دسامبر میلادی نیز انتخابات مجلس قانونگذاری برگزار شد افغانستان کشوری محصور در خشکی و کوهستانی است که بین آسیای جنوبی و آسیای میانه در طول جغرافیایی تا درجه شرقی و عرض تا درجه شمالی قرار گرفتهاست بلندترین نقطه کشور قله نوشاخ به بلندای متر ارتفاع از سطح دریا در شمال شرقی کشور در مرز تاجیکستان است افغانستان از نظر جغرافیایی به سه منطقه متمایز از یکدیگر تقسیم میشود دشتهای شمالی کشور که ناحیهای عمدتاً زراعی است فلات جنوب غربی که بیشتر چشماندازی بیابانی و نیمهخشک دارد و ارتفاعات مرکزی از جمله رشتهکوه هندوکش که این دو را از هم جدا میکند خیز است که گاهی به رانش زمین و ریزش بهمن برف کوچ نیز منجر میشود در سال زلزلهای در این منطقه جان هزار نفر را گرفت چهار سال بعد نفر در زلزله دیگری در هندوکش کشته شدند و در سال زلزله دیگری جان افغان را گرفته و هزار خانه را تخریب کرد در سال نیز رانش زمین در بدخشان چندین هزار کشته بر جای گذاشت بیشتر رودخانههای مهم افغانستان از ارتفاعات مرکزی کشور سرچشمه گرفته و به دریاچههای کوچک داخلی ریخته یا در شنزارهای بیابانی فرومیروند آمودریا هیرمند دریای کابل و هریرود مهمترین حوضههای آبی کشور را تشکیل میدهند آمودریا که کیلومتر طول دارد و از یخچالهای پامیر سرچشمه میگیرد و حدود هزار کیلومتر مربع از خاک افغانستان را آبیاری میکند حدود هزار کیلومتر از این رود مرز بین افغانستان و جمهوریهای تاجیکستان و ازبکستان است آمودریا از جایی که رود کوکچه در غرب شهر فیضآباد به آن میریزد قابل کشتیرانی میشود حوضه آبی شمال غرب کشور وابسته به هریرود است که از دامنه غربی کوه بابا سرچشمه میگیرد این رود در مسیری غربی به سوی هرات آمده و زمینهای بارور دره عریض هرات را آبیاری میکند و سپس به سمت شمال چرخیده و مرز ایران و افغانستان تبدیل میشود سپس به خاک ترکمنستان وارد شده و در بیابان قرهقوم ناپدید میشود رود هلمند یا هیرمند رودخانه اصلی جنوب غرب افغانستان است شاخه اصلی هلمند هم از رشتهکوه بابا در غرب کابل سرچشمه گرفته و کیلومتر طول دارد رودهای متعددی در طول این مسیر به هلمند میپیوندند که ارغنداب مهمترین آنهاست هلمند هزار کیلومترمربع از خاک افغانستان را آبیاری میکند و به دریاچه هامون و دیگر دریاچههای فصلی مرز ایران و افغانستان میریزد مهمترین حوضه آبخیز شمال شرق این کشور به دریای کابل تعلق دارد که از رشتهکوه پغمان به سوی شرق میرود تا اینکه در پاکستان به رود ایندوس میپیوندد هامون صابری دریاچه آب شوری که فقط گاهی اوقات پرآب میشود در جنوب غرب افغانستان و ایستاده مقر دریاچه آب شور دیگری در کیلومتری جنوب غزنی دو دریاچه مهم افغانستان هستند در کوه بابا هم پنج دریاچه کوچک وجود دارد که به دریاچههای امیر شهرت دارند و به جهت رنگهای عجیبشان شهرت دارند رنگ آنها از سفید شیری تا سبز تیره متغیر است و این به دلیل سنگهای بستر این دریاچههاست از منابع طبیعی کشور میتوان به گاز طبیعی نفت خام زغالسنگ مس کرومیت طلق نوعی کانی شفاف به رنگهای سفید و سبز و خاکستری سولفات باریوم گوگرد سرب روی آهن نمک و سنگهای قیمتی اورانیوم و دیگر کانیها اشاره کرد ارزش مجموعی معادن زیرزمینی افغانستان سه هزار میلیارد دلار است دولت برای جذب سرمایهگذاران در این زمینه تلاش میکند قطع درختان جنگلی توسط قاچاقچیان و انتقال چوب این درختان به کشورهای همسایه و عمدتاً پاکستان باعث نابودی بیش از درصد جنگلهای این کشور تا سال شد شاید مهمترین مشکل زیستمحیطی افغانستان خطر نابودی جانورانی مانند پلنگ برفی بزهای کوهی سمور آهو قوچ و دیگر حیوانات باشد بیشتر این حیوانات برای استفاده از پوستشان کُشته میشوند از شاخصترین محدودیتهای زیستمحیطی این کشور میتوان به محدودیت در دسترسی به منابع آب مصرف کشاورزی و آشامیدنی چَرای بیش از حد دام آلودگی هوا و آب عدم دسترسی به آبهای آزاد و اشاره کرد در افغانستان تقریباً سامانه دفع زباله به روش مدرن وجود ندارد بیشتر حیوانات مربوط به منطقه زیر گرمسیری در افغانستان زندگی میکنند پستانداران بزرگ در گذشته بسیار فراوان بودند اما اکنون تعداد آنها بسیار کم شده و از میان آنها ببر منقرض شدهاست پستاندارانی چون گرگ روباه کفتار راهراه شغال آهو و چندین گربهسان وحشی از جمله پلنگ و پلنگ برفی در افغانستان حضور دارند چندین گونه از بز کوهی مثل مارخور که بخاطر شاخهای درهمپیچیده و بلندش معروف است و گوسفندهای وحشی اوریال و غرم در هندوکش و پامیر دیده میشوند و خرس قهوهای هم در مناطق کوهستانی و جنگی حضور دارد پرندگان شکاری مثل کرکس و عقاب و پرندگان دیگری چون بلدرچین کبک قرقاول پلیکان و درنا نیز در این کشور حضور دارند در رودخانهها و دریاچهها و تالابهای افغانستان انواع مختلفی از ماهیهای آب شیرین زندگی میکنند اما تعداد آنها معمولاً زیاد نیست فقط در رودخانههای بخش شمالی هندوکش است که ماهیهای قزلآلا در تعداد فراوان حضور دارند نظام حکومتی افغانستان جمهوری اسلامی نام دارد و از سه قوه اجرائیه قانونگذاری و قضاییه تشکیل میشود افغانستان یک نظام ریاستی است که در آن رئیسجمهور رئیس کشور و حکومت است حامد کرزی رئیسجمهور افغانستان از سال بود که با روشن شدن نتایج پر سر و صدای انتخابات ریاستجمهوری افغانستان در سال جای خود را به محمداشرف غنی داد رئیسجمهور دو معاون دارد که معمولاً از قومیتهای مختلف متفاوت انتخاب میشوند پس از مرگ ناگهانی محمد فهیم در اسفند یونس قانونی به جای او به عنوان معاون اول انتخاب شد و کریم خلیلی نیز معاون دوم رئیسجمهور از سال خورشیدی است شورای ملی افغانستان نهاد قانونگذاری این کشور که از دو مجلس به نامهای ولسی جرگه مجلس سفلی و مشرانو جرگه مجلس علیا یا سنا تشکیل میشود ریاست ولسی جرگه بر عهده میر رحمان رحمانی و ریاست مشرانو جرگه بر عهده فضل هادی مسلمیار است انتخابات ولسی جرگه مجلس نمایندگان در سطح ولسوالیهای افغانستان به صورت انتخابات سراسری انجام میشود این مجلس نماینده دارد در مشرانو جرگه نماینده عضویت دارند یک سوم آنها توسط رئیسجمهور انتخاب میشوند همچنین هر ولایت در مشرانو جرگه دو نماینده دارد که یکی توسط شوراهای ولایتی و دیگری توسط شوراهای ولسوالیها انتخاب میشوند و به دلیل تشکیل نشدن شوراهای ولسوالیها فعلاً هر دو نماینده را شوراهای ولایتی انتخاب میکنند اختیارات مشرانو جرگه بیشتر جنبه مشورتی دارد اما در حالتهای خاصی امکان وتو قوانین ولسی جرگه نیز به آن داده شدهاست ستره محکمه دیوان عالی افغانستان عالیترین نهاد قضایی این کشور است و ریاست آن را عبدالسلام عظیمی بر عهده دارد اردوی ملی افغانستان پس از فروپاشی طالبان به تدریج شروع به باز شکلگیری کرد در سال نیروی هوایی این کشور رسماً آغاز به کار کرد خدمت سربازی در افغانستان اجباری نیست ارتش افغانستان از میان کشور ارزیابی شده در رتبهٔ ام قرار دارد افغانستان دارای ولایت استان و حدود چهارصد ولسوالی شهرستان است هر ولایت توسط یک والی اداره میشود که رئیسجمهور وی را به این مقام منصوب میکند و هر ولسوالی به دست یک ولسوال که از سوی والی منصوب میشود در هر ولایت یک شورای ولایتی وجود دارد که اعضای آن در انتخابات عمومی انتخاب میشوند نقش شوراهای ولایتی مشارکت در برنامهریزیهای توسعه ولایت و نظارت و ارزیابی عملکرد نهادهای دولتی ولایت است بر اساس اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان شهردارها نیز باید با انتخابات برای یک دوره چهارساله تعیین شوند اما به دلیل هزینههای بسیار برگزاری انتخابات این اتفاق تاکنون نیفتاده و شهرداران منتخب حکومت هستند همچنین در هر ولسوالی نیز یک شورای ولسوالی باید وجود داشته باشد که این شوراها هم به همین دلیل هنوز تشکیل نشدهاند افغانستان یکی از فقیرترین کشورهای جهان است به دلیل سه دهه جنگ و خرابی این کشور از آبادانی و پیشرفت بازماندهاست در سال نرخ مبادله تولید ناخالص داخلی میلیارد دلار آمریکا بود و سرانه تولید ناخالص داخلی به دلار میرسید نرخ بیکاری آن و تقریباً ساکنین آن زیر خط فقر زندگی میکنند مطابق با دادههای نمایندگی ایالات متحده آمریکا برای توسعه بینالمللی بیش درصد از جمعیت افغانستان با کمتر از دلار در روز زندگی میکنند اقتصاد افغانستان از حوادثی که از سال تاکنون جریان دارد رنج میبرد همراه با آن چندین خشکسالی نیز به مشکلات مردم در طول سالهای تا اضافه شدند اگرچه بعد از جاری شدن میلیاردها دلار توسط تجارتهای بینالمللی و کمکهای کشورهای دیگر در طول شش سال اقتصاد کشور کمی رشد کرد حدود درصد مردم این کشور کشاورز هستند و بقیه شامل درصد در صنعت اغلب بافندگی و درصد در خدمات مشغول به کار هستند طبق گزارش بانک جهانی سرانهٔ تولید ناخالص داخلی افغانستان دلارست که این رقم پایینترین در میان کشورهای آسیایی است گرچه این عدد از سال میلادی رو به رشد است نرخ تورم در این کشور در سال و در سال درصد بودهاست افغانستان یکی از اعضای اتحادیه همکاریهای منطقهای جنوب آسیا سازمان همکاری اقتصادی اکو و سازمان همکاری اسلامی است عمدهترین شریکان صادرکننده محصولات به این کشور پاکستان آمریکا هند آلمان ترکمنستان روسیه کنیا و ترکیه هستند که حجم آن به بیش از میلیارد دلار میرسد بیشترین بدهی این کشور به کشور روسیه و نیز بانک جهانی است که به بیش از میلیارد دلار میرسد پس از سقوط طالبان بیش از کشور جهان قول کمک به این کشور را دادند که به فاصله تا میلیارد دلار به این کشور کمک بلاعوض کنند واحد پول افغانستان افغانی نام دارد که از سال به بعد ارزش آن نسبت به دلار رو به بهبودی میرود سال مالی آن از یکم فروردین مارس تا اسفند مارس است از دیگر اقلام صادراتی این کشور میتوان به جامه پشمی بومی این کشور و فرشهای دستباف و پوست گاو و گوسفند و سمور و پلنگ و مار اشاره کرد صادرات بیشترین محصولات صادراتی این کشور به سه کشور آمریکا پاکستان و هند است که حجم آن میلیون دلار آمریکا تخمین زده میشود عمدهترین محصول صادراتی این کشور مرفین یا تریاک است حجم تولید تریاک در افغانستان به حدی است که بنابر گزارشهای سازمانهای بینالمللی بخش عمده تریاک جهان در این کشور تولید میشود افغانستان دارای معادن غنی بسیاری چون طلا لاجورد زمرد فیروزه و زغالسنگ است که در نوع خود در جهان بینظیر است و حدود نوع زغالسنگ از این معدن استخراج میشدهاست و حتی در زمان جنگ نیز به فعالیت خود ادامه میدادهاست بعضی از تجهیزات و وسایل موجود در این معدن به حدود سال پیش بر میگردد که از طرف دولت اتریش به افغانستان داده شده بود افغانستان کشوری زراعتی با ظرفیت بالای دامداری است بر اساس برخی آمارها حدود چهار میلیون گاو و نزدیک به بیست میلیون بز و گوسفند دارد افغانستان نزدیک به درصد لبنیات مورد نیاز این کشور در داخل تولید میشود صنایع زیادی در افغانستان وجود ندارد اما صنایع دستی قالیبافی فرشهای دستی گلیم نمد یا نماد و جاجیمبافی در این کشور بهطور خودجوش موجود است افغانستان سالانه حدود دو و نیم میلیون مترمربع فرش صادر میکند بهطور کلی فرودگاه بیست داخلی و چهار بینالمللی در این کشور وجود دارد نام هواپیمایی بینالمللی افغانستان هواپیمایی آریانا است دو فرودگاه بینالمللی کابل میدان هوایی بینالمللی حامد کرزی و میدان هوایی بینالمللی قندهار و میدان هوایی بگرام از مهمترین فرودگاههای این کشور هستند افغانستان چهار فرودگاه بینالمللی دارد میدان هوایی بینالمللی حامد کرزی میدان هوایی بینالمللی قندهار میدان هوایی بینالمللی هرات میدان هوایی مزار شریف پروازهای داخلی بسیاری بین کابل و شهرهای بزرگ افغانستان انجام میشود افغانستان به دلیل عدم دسترسی به آبهای آزاد فاقد بندر و کشتیرانی است و تنها رودخانه مرزی آمودریا از این قاعده مستثنا است که آن هم به سبب عدم توجه کافی هیچ بهرهای برای این کشور ندارد در افغانستان ترابری ریلی وجود ندارد راهآهن خواف ایران هرات در دست ساخت است در کشور افغانستان بنا بر آمار سال حدود هزار کیلومتر جاده وجود دارد که تنها هزار کیلومتر آن آسفالت و ریگ اندازی شدهاست کیلومتر تنها مسیر رودخانهای و آبی این کشور است که در محدوده آمودریا با سه کشور تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان واقع است از بنادر نزدیک به این رودخانه میتوان به شیرخانبندر و خیرآباد اشاره کرد نزدیکترین شهر مهم به این رودخانه مزار شریف است رشد و توسعه نظام ارتباطی افغانستان به دلیل کوهستانی بودن این کشور بسیار کند بود اما هماکنون با استفاده از تکنولوژی مدرن با سرعت زیادی در حال رشد است و بیش از درصد کشور زیر پوشش مخابراتی جیاسام قرار دارد در افغانستان بیش از هزار نفر صاحب تلفن هستند و برابر آن در این کشور صاحب تلفن همراه هستند در این کشور بیش از میلیون نفر کاربر اینترنت هستند همچنان وزارت مخابرات افغانستان از دو سال پیش روی پروژه فیبر نوری کار میکند که با تکمیل این پروژه افغانستان به خطوط جهانی فیبر نوری وصل خواهد شد در سال جمعیت افغانستان میلیون و هزار نفر برآورد شده که این رقم شامل حدود میلیون مهاجر افغان مقیم ایران و پاکستان هم میشود جمعیت افغانستان در سال سال آغاز جنگ داخلی میلیون نفر یعنی نصف این تعداد بود تنها شهر میلیونی افغانستان پایتخت آن کابل است که بر اساس برآورد سال بیش از میلیون و هزار نفر جمعیت داشتهاست پس از کابل هم قندهار هرات مزارشریف جلالآباد لشکرگاه تالقان خوست شبرغان و غزنی به ترتیب پرجمعیتترین شهرهای افغانستان هستند درصد جمعیت افغانستان در سال شهرنشین بودهاند و رشد شهرنشینی بین سالهای تا حدود درصد در سال برآورده شدهاست افغانستان بهطورکلی از سه قوم بزرگ ایرانیتبار پشتون تاجیک هزاره و ازبک و دیگر اقلیتهای قومی تشکیل شدهاست افغانستان کشوری کثیر المله است که قومیتهای مختلفی در آن بودوباش دارند اکثریت افغانها را اقوام ایرانی تشکیل میدهند و به زبانهای متعددی تکلم میکنند با توجه به اینکه هیچگاه سرشماری در مورد قومیت و زبان مردم افغانستان انجام نشده آمار دقیقی در این مورد وجود ندارد یکی از برآوردهای تقریبی در مورد تعداد اعضای هر قوم اینچنین است بنیاد آسیا نیز از سال تا نظرسنجیهایی را در مورد قومیت مردم افغانستان انجام داده که به نتایجی تقریباً مشابه با این آمار رسیدهاست در دورههای مختلف این نظرسنجی تعداد پشتوها بین تا درصد تاجیکها تا درصد هزارهها تا درصد ازبکها تا ترکمنها تا ایماقها تا بلوچها تا و بقیه پشهایها نورستانی عربتبار و تا بودهاست اسلام دین رسمی کشور افغانستان است مسلمان سنی مسلمان شیعه و کمتر از پیرو دیگر ادیان هستند تا دهه ولایت نورستان به با نام کافرستان سرزمین کافرها شناخته میشد نورستانیها که ویژگیهای نژادی منحصربهفردی دارند تا آن هنگام به باورهای روحباوری چندخدایی و شمنباوری پایبندی داشتند پس از اشغال این منطقه توسط دولت افغانستان تمام اهالی آن به اسلام گرویدند و نام این سرزمین به نورستان تغییر پیدا کرد افغانستان از معدود کشورهایی اسلامی است که بهطور تاریخی موارد درگیریهای مذهبی در آن بسیار نادر است مذاهب دیگری چون هندوئیسم و سیک نیز در افغانستان پیروانی دارند پیش از جنگهای سال گذشته اقلیتی یهودی نیز در افغانستان و به ویژه شهر هرات وجود داشتند که امروزه تمامی آنان به اسرائیل رفتهاند بهطوریکه اکنون تنها یک نفر از آنها به نام زابلون سیمینتوف در کابل باقی ماندهاست همچنین بین تا نفر از پیروان مسیحیت در این کشور زندگی میکنند در برآورد جدیدی که در سال سازمان سیا به صورت پیمایشی انجام دادهاست و از شهروندان دو زبان اول را مورد پرسش قرار دادهاست زبان فارسی به عنوان زبان مادری و زبان رابط مورد استفاده درصد مردم معرفی شدهاست همچنین زبان پشتو درصد زبان ازبکی درصد زبان انگلیسی درصد زبان ترکمنی درصد زبان اردو درصد زبان پشه ای درصد زبان نورستانی درصد زبان عربی درصد و زبان بلوچی درصد اعلام شدهاست طبیعی است که مجموع درصدهای ذکر شده از بیش تر میباشد زیرا مناطق زیادی در افغانستان دو زبانه هستند امروزه ورود واژههای انگلیسی به زبان روزمره و حتی رسمی در افغانستان رو به افزایش پیدا کرده و بسیاری از شهرنشینان افغانستان در گفتگوهای روزانه واژههای مختلف انگلیسی به کار میبرند بسیاری از فروشگاهها نیز نامهای انگلیسی را برخود نهاده و علاوه بر آن شماری از صاحبان فروشگاهها نیز تمایل دارند تا فاکتورهای اجناس فروخته شده را به زبان انگلیسی بنویسند در افغانستان مردم تاجیک نوعی رقص گروهی بنام قرصک و مردم پشتون دارای نوعی رقص گروهی به نام اَتَن هستند در موسیقی نیز افغانستان پیشینه خوبی دارد در گذشتهها مردم افغانستان در نشستهایی که در موعد معینی برگزار میشدهاست گردهم میآمدند و به بحث و بررسی دربارهٔ کتب و اشعار میپرداختند و در پایان این جلسات به آوازخوانی و موسیقی میپرداختند و از اشعار بسیار شیرین و پرمعنا استفاده مینمودند سینما در افغانستان به دلیل سه دهه جنگ پیشرفت چندانی نداشتهاست در دوره طالبان سینما نیز ممنوع شد در این دوره طالبان حتی اقدام به تخریب آثار سینمایی نیز کرد اما در این میان برخی از این آثار به ویژه آرشیو تلویزیون ملی افغانستان به وسیله افراد هنردوست از نابودی نجات یافتند و امروز در دسترس میباشند پس از سرنگونی طالبان سینما به پیشرفتهایی نایل آمد و آثار خوبی هم ارائه شد از جمله این آثار میتوان به فیلم اسامه ساخته صدیق برمک اشاره کرد نخستین انیمیشن در تاریخ افغانستان پس از سرنگونی طالبان با نام تهاجم به کارگردانی افشین دانش برگرفته از طرح احمد فهیم کوه دامنی برای شرکت در جشنوارههای بینالمللی در سال ساخته شد این انیمیشن توانست توجه و دید بیشتر داوران جشنواره را به سوی خود جلب نماید نخستین برنامه رادیویی افغانستان توسط رادیو کابل در سال در زمان امانالله شاه پخش شد تلویزیون اما در پایان حکومت سردار داوود در سال به میان آمد در دوران طالبان تلویزیون وسائل فیلمبرداری ماهوارهها سینماها موسیقی تئاتر و دیگر وسائل ارتباط جمعی و رسانههای صوتی و تصویری همه و همه منع اعلام و تحریم شده بود افغانستان هماینک دارای یک سازمان رسانهای ملی به نام رادیو تلویزیون ملی افغانستان میباشد این سازمان دارای یک شبکه تلویزیونی و یک شبکه رادیویی میباشد اگرچه رادیو تلویزیون ملی رسانهای متعلق به دولت است اما طبق قوانین جدید رسانهای نه دولتی و نه خصوصی بلکه رسانهای مردمی است که صرفاً هزینهاش را دولت تأمین میکند اخیراً دوباره سعی بر این است که محصولات رادیو و تلویزیون ملی افغانستان بر اساس اصول روش و پالیسی حکومت کارکرد داشته باشد افغانستان در سالهای اخیر به یکی از کشورهای پیشتاز منطقه در بخش رسانه تبدیل شدهاست این کشور دارای شبکه تلویزیونی و شبکه رادیویی است رادیو و تلویزیونهای خصوصی نیز در افغانستان وجود دارند که شامل نزدیک به شبکه رادیویی و بیش از شبکه تلویزیونی میشود طی چند ماه اخیر برای اولین بار در تاریخ افغانستان یک شبکه تلویزیونی مخصوص زنان به نام زن تی وی ایجاد شد این شبکه تلویزیونی با کارمند زن و کارمند مرد کار خود را آغاز کردهاست غلام جان میرگن مدیرمسئول شبکه زن تی وی هدف از راه اندازی این شبکه تلویزیونی را رساندن صدای خفته و خاموش زنان افغان عنوان کرد پیشینه رسانهها درافغانستان به نشر نخستین روزنامه شمسالنهار در سال برمیگردد همینک چندین روزنامه در کابل و سایر ولایات افغانستان فعالیت میکنند بیشتر روزنامههای افغانستان پس از سرنگونی طالبان روی کار آمدند در هنگام اشغال افغانستان توسط شوروی دهه و جنگهای داخلی این کشور دهه شالوده آموزش و پرورش افغانستان از هم پاشید در دوره قدرت طالبان دختران خانهنشین شده و اجازه تحصیل از آنها گرفته شد در این دوره به جای درسهای علمی مانند کیمیا و فیزیک در مدارس بیشتر بر آموزشهای مذهبی تأکید میشد اکنون برآورد میشود کمتر از نیمی از مدارس افغانستان دسترسی به آب آشامیدنی داشته باشند پس از یورش آمریکا به افغانستان در سال و فروپاشی طالبان با روی کار آمدن دولت انتقالی وضعیت تحصیل اندکاندک رو به بهبودی میرود ولی با این وجود هنوز بیش از مردم افغانستان از سواد خواندن و نوشتن بیبهرهاند درصد بیسوادی افغانستان طبق گزارش بانک جهانی در رتبهٔ دهم قرار دارد اکنون دانشگاه و مرکز تربیت معلم در سراسر افغانستان وجود دارد در کنکور ورود به دانشگاه سال خورشیدی هزار نفر شرکت کردهاند برآورد مسئولان این است که حدود سی هزار دانشجو به علت نبود امکانات از ورود به دانشگاه محروم شوند ده درصد بودجه سالانه افغانستان به امور آموزشی اختصاص دارد که از این میان هفت درصد آن مربوط به وزارت معارف آموزش و پرورش است یک درصد مربوط به نهادهای پژوهشی و یک درصد مربوط به آموزش عالی است برترین دانشگاه افغانستان از دید رنکینگ دانشگاه آمریکایی افغانستان و برترین دانشگاههای دولتی افغانستان دانشگاههای کابل و هرات اند در سال هیچکدام از دانشگاههای افغانستان مورد تأیید وزارتهای علوم یا بهداشت ایران نبودهاند افغانستان از کشورهایی است که بالاترین آمار خشونت علیه زنان را دارد تا دهه میلادی نقش زنان در علوم اجتماعی کاملاً نادیده گرفته میشد و موضوع پژوهشها مرد محور بودند صحبت از نقش زنان در کار و سیاست هم بیشتر محدود به نقشهای سنتی آنان به عنوان همسران و مادران در داخل خانه و خانواده بود هماکنون افغانستان به همراه سوریه بدترین کشورهای جهان در برای زنان است دولت افغانستان برای حل این مشکل اقدام به تأسیس رشته جنسیت و مطالعات زنان در دانشگاه کابل کردهاست طبق گزارش شاخص نابرابر جنسیتی افغانستان از میان کشور در رتبهٔ ام قرار دارد از میان دیگر کشورهای منطقه کشورهای سوریه سودان و پاکستان در رنکینگ بهتری و کشورهای یمن و جیبوتی در رنکینگ بدتری قرار دارند به سبب ارتباطات ریشه دار فرهنگی ایران نقش مهمی در سیاست خارجی افغانستان دارد علاوه بر این ایران یکی از بزرگترین طرفهای تجاری افغانستان است پس از سرنگونی طالبان و روی کار آمدن نظام سیاسی جدید در افغانستان روابط تجاری افغانستان و ایران افزایش چشمگیری داشتهاست ایران و افغانستان در زمینه مبارزه با مواد مخدر و بازسازی شبکه حمل و نقل افغانستان همکاری دارند افغانستان و ایران در سالهای اخیر که مشکل کمبود آب رودخانه هیرمند و خشک شدن دریاچه هامون به دلیل ساخت سد کجکی وجود دارد بر سر تقسیم آب رودخانه هیرمند در منطقه سیستان اختلاف نظر دارند اگرچه هردو بر توافقنامه امضا شده توسط امیرعباس هویدا و محمد موسی شفیق نخستوزیرهای وقت هر دو کشور در مورد تقسیم حق آب هیرمند تأکید دارند افغانستان از دیرباز با پاکستان بر سر خط دیورند مشکل مرزی دارد حکومت کنونی افغانستان جز با اسرائیل با همه کشورهای دنیا دارای روابط سیاسی است دولت افغانستان اعلام داشته که در صورت تشکیل کشور کاملاً مستقل فلسطین روابط کامل خود را با اسرائیل برقرار خواهد کرد پیمان منع گسترش مینهای ضد نفر افغانستان عضویت سازمان همکاری منطقهای آسیای جنوبی سارک را نیز حاصل کردهاست به دلیل جنگهای داخلی و خارجی و در پی آن ناامنی و بیکاری بیش از میلیون افغان به کشورهای دیگر از جمله میلیون به ایران و میلیون به پاکستان رفتهاند ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی معروف به ناصرخسرو ه ق از شاعران بزرگ فارسیزبان فیلسوف حکیم و جهانگرد ایرانی و از مبلغان مذهب اسماعیلی بود وی بر اغلب علوم عقلی و نقلی زمان خود از قبیل فلسفه و حساب و طب و موسیقی و نجوم و کلام تبحر داشت و در اشعار خویش به کرات از احاطه داشتن خود بر این علوم تأکید کردهاست ناصر خسرو به همراه حافظ و رودکی جزء سه شاعری است که کل قرآن را از برداشتهاست وی در آثار خویش از آیات قرآن برای اثبات عقاید خودش استفاده کردهاست ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی معروف به ناصرِ خسرو در ذیقعده قمری سپتامبر میلادی شهریور خورشیدی در روستای قبادیان بلخ در خراسان بزرگ در کشور کنونی تاجیکستان در خانوادهٔ ثروتمندی که ظاهراً به امور دولتی و دیوانی اشتغال داشتند چشم به جهان گشود اغبر غبارآلود مرکز اغبر کره زمین در آن زمان پنج سال از آغاز سلطنت سلطان محمود غزنوی میگذشت ناصر خسرو در دوران کودکی با حوادث گوناگون روبرو گشت و برای یک زندگی پرحادثه آماده شد از جمله جنگهای طولانی سلطان محمود و خشکسالی بیسابقه در خراسان که به محصولات کشاورزان صدمات فراوان زد و نیز شیوع بیماری وبا در این خطه که جان عدهٔ زیادی از مردم را گرفت ناصر خسرو از ابتدای جوانی به تحصیل علوم متداول زمان پرداخت و قرآن را از برکرد در دربار پادشاهان و امیران از جمله سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوی به عنوان مردی ادیب و فاضل به کار دبیری اشتغال ورزید و بعد از شکست غزنویان از سلجوقیان در نبرد دندانقان ناصر خسرو به مرو و به دربار سلیمان چغری بیک برادر طغرل سلجوقی رفت و در آنجا نیز با عزت و اکرام به حرفه دبیری خود ادامه داد و به دلیل اقامت طولانی در این شهر به ناصر خسرو مروزی شهرت یافت وی که به دنبال سرچشمه حقیقت میگشت با پیروان ادیان مختلف از جمله مسلمانان زرتشتیان مسیحیان یهودیان و مانویان به بحث و گفتگو پرداخت و از رهبران دینی آنها در مورد حقیقت هستی پرس و جو کرد اما از آنچا که به نتیجهای دست نیافت دچار حیرت و سرگردانی شد و برای فرار از این سرگردانی به شراب و میگساری و کامیاریهای دوران جوانی روی آورد بنا بر نوشته اش در سفرنامه ناصرخسرو در سن چهل سالگی شبی در خواب دید که کسی او را میگوید چند خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند اگر بهوش باشی بهتر ناصر خسرو پاسخ داد حکما چیزی بهتر از این نتوانستند ساخت که اندوه دنیا ببرد مرد گفت حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را به بیهشی و بیخردی رهنمون باشد چیزی باید که خرد و هوش را بیفزاید ناصر خسرو پرسید من این از کجا آرم گفت عاقبت جوینده یابنده بود و به سمت قبله اشاره کرد ناصر خسرو در اثر این خواب دچار انقلاب فکری شد از شراب و همه لذائذ دنیوی دست شست شغل دیوانی را رها کرد و راه سفر حج در پیش گرفت وی مدت هفت سال سرزمینهای گوناگون از قبیل آذربایجان ارمنستان آسیای صغیر حلب طرابلس شام سوریه فلسطین جزیر العرب قیروان تونس و سودان را سیاحت کرد و سه یا شش سال در پایتخت فاطمیان یعنی مصر اقامت کرد و در آنجا در دوران المستنصر بالله به مذهب اسماعیلی گروید و از مصر سه بار به زیارت کعبه رفت ناصر خسرو در سال بعد از دریافت عنوان حجت خراسان از طرف المستنصر بالله رهسپار خراسان گردید او در خراسان و بهخصوص در زادگاهش بلخ اقدام به دعوت مردم به کیش اسماعیلی نمود اما برخلاف انتظارش مردم آنجا به دعوت وی پاسخ مثبت ندادند و سرانجام عدهای تحمل او را نیاورده و در تبانی با سلاطین سلجوقی بر وی شوریده و از خانه بیرونش کردند ناصر خسرو از آنجا به مازندران رفت و سپس به نیشابور آمد و چون در هیچکدام از این شهرها در امان نبود بهطور مخفیانه میزیست و سرانجام پس از مدتی آوارگی به دعوت امیر علی بن اسد یکی از امیران محلی بدخشان که اسماعیلی بود به بدخشان سفر نمود و بقیهٔ تا سال عمر خود را در یمگان بدخشان سپری کرد وی تمام روستاهای بدخشان را گشت حکیم ناصر خسرو در بین اهالی بدخشان دارای شأن مقام و منزلت خاصی است تا حدی که مردم او را بهنام حجت سید شاه ناصر ولی پیر شاه ناصر پیر کامل و غیره یاد میکنند او در قمری میلادی خورشیدی درگذشت مزار وی در یمگان زیارتگاه است از ناصر خسرو زن و فرزندی نماند زیرا وی تا پایان زندگانی مجرد بود ناصرخسرو حجت اسماعیلیان در خراسان بزرگ بود و در بلخ و بدخشان به ترویج این مذهب پرداخت وی از تا در این راه کوشید بهطوریکه نقشی مهم در گسترش این مذهب در این ناحیه افغانستان و تاجیکستان و بخشهای از چین و پاکستان کنونی ایفا کرد ناصرخسرو یکی از بزرگترین شخصیتهای تاریخ مذهب اسماعیلیه است او دارای مقام حجت بود و حجت در تاویل اسماعیلیان آخرین مقامی است که یک اسماعیلی میتواند به آن ناییل آید ناصر خسرو یکی از شاعران و نویسندگان درجه اول ادبیات فارسی است که در فلسفه و حکمت دست داشته آثار او از گنجینههای ادب و فرهنگ ما محسوب میگردند او در خداشناسی و دینداری سخت استوار بودهاست و مناعت طبع بلندی همت عزت نفس صراحت گفتار و خلوص او از سراسر گفتارش آشکار است ناصر در یکی از قصاید خویش میگوید که به یمگان افتادنش از بیچارگی و ناتوانی نبوده او در سخن توانا است و از سلطان و امیر ترس ندارد شعر و کلام او سحر حلال است او شکار هوای نفس نمیشود او به یمگان از پی مال و منال نیامدهاست و خود یمگان هم جای مال نیست او بنده روزگار نیست چرا که بندهٔ آز و نیاز نیست این آز و نیازند که انسان به درگاه امیر و سلطان میآورند و میمانند ناصر جهان فرومایه را به پشیزی نمیخرد از زبان خود ناصر خسرو او به آثار منظوم و منثور خویش مینازد و به علم و دانش خویش فخر میکند اینکار او گاهی خواننده را وادار میکند که ناصر به یک شخص خود ستا و مغرور به خودپرست قلمداد کند علی دشتی در اینباره میگوید مردی است با مناعت طبع خرسند فروتن در برابر رویدادها و سختیها بردبار اندیشهورز در راه رسیدن به هدف پای میفشارد ناصر خسرو دربارهٔ خود چنین میگوید ناصر در سفرنامه رویدادها و قضاها را با بیطرفی و بی غرضی تمام نقل میکند اما زمانیکه به زادگاهش بلخ میرسد و به امر دعوت به مذهب اسماعیلی مشغول میشود ملاها و فقها سد راه او شده و عوام را علیه او تحریک نموده خانه و کاشانهاش را بهنام قرمطی غالی و رافضی به آتش کشیده قصد جانش میکنند به این سبب در اشعار لحن او اندکی در تغییر میکند مناعت طبع بردباری و عزت نفس دارد اما نسبت گرایش به مذهب اسماعیلی و وظیفهای که به وی واگذار شده بود و نیز رویارویی با علمای اهل سنت و با سلجوقیان و خلیفگان بغداد که مخالفان سرسخت اسماعیلیان بودند ستیز و پرخاشگری در وی بیدار میشود به فقیهان و دینآموختگان زمان میتازد و به دفاع از خویشتن میپردازد ناصر خسرو دارای تألیفات و تصنیفهای بسیار بودهاست چنانچه خود درین باره گوید آثار ناصر خسرو عبارت اند از یا رساله ایست به نثر دری فارسی در بیان عقاید اسماعیلیان غیر از کتابها و رسالههای فوق کتابها و رسالههای دیگری نیز به حکیم ناصرخصرو و نسبت داده شدهاند که بعضی افراد در تعلق آنها تردید کردهاند نام این کتابها و رسالات عبارت است از اکسیر اعظم در منطق و فلسفه و قانون اعظم در علوم عجیبه المستوفی در فقه دستور اعظم تفسیر قرآن رساله در علم یونان کتابی در سحریات کنزالحقایق رسالهای موسوم به سرگذشت یا سفرنامه شرق و رسالهای موسوم به سرالاسرار مهمترین و معروفترین اثر ناصر خسرو سفرنامه ناصر خسرو است که مختصری از گزارش مشاهدات مسافرت هفت ساله ناصر خسرو است و به زبانهای متعددی ترجمه شدهاست حکیم ناصر خسرو دارای تآلیفات زیادی بوده که برخی از آنها به مرور زمان نابود شدهاست و به دوران ما نرسیدهاند چنانچه خود در بار تألیفات و تصنیفاتش گوید این کتابها عبارت اند از یا به غیر از اینها کتب و رسالات دیگری نیز منسوب به حکیم ناصر خسرو هستند که ازین قرارند اکسیر اعظم قانون اعظم دستور اعظم کنزالحقایق رسال الندامه الی زادالقیامه و سرالاسرار ابوالحسن نصر بن احمد بن اسماعیل سامانی تا ه ق امیر سامانی بود امیر در هشتسالگی جانشین پادشاه شدهاست و بر تخت سلطنت جلوس میکند در آن زمان بخارا پایتخت دولت سامانیان بودهاست امیر نصر بن احمد سامانی مدت سی سال و اندی پادشاهی کرد امیر نصر مانند پدر و اجداد خود اهل دانش و شعردوست بود و در ترویج و توسعهٔ زبان و ادبیات فارسی خدمات شایانی کردهاست میگویند او امیری بود نیکوخصال بردبار و دلیر و بامتانت و با تدبیر و کاردانی دشمنانش را مطیع خود ساخته یا نابود کرد ماجرای مشهوری که منجر به سرودن شعر بوی جوی مولیان از سوی رودکی شد نیز به امیر نصر مربوط است نصر بن احمدِ هشت ساله با مرگ پدر در میان آتش فتنه و بلا تنها ماند اما به تدبیر ابوعبدالله محمد بن احمد جیهانی توانست آتش شورشها را فرونشاند و بر دشواریها فایق آید پس از کشته شدن امیر احمد بن اسماعیل سامانی پسر هشتسالهٔ او نصر بن احمد را برگردن گرفته میبردند تا مردم با او بیعت کنند نصر ترسید و گفت شما میخواهید که مرا همچون پدرم بکشید گفتند نه ما میخواهیم که تو را بهجای پدرت بنشانیم مردم ماوراءالنهر چشم امید به اسحاق عموی نصر دوخته بودند ولی مردم بخارا بهرغم همهٔ مخالفتها نصر را بهجای پدرش نشاندند در زمان او در اطراف سرزمین سامانیان هرج و مرج و شورش شد و از هر سو صدای مخالفتی بلند گردید از جمله کسانی که به مخالفت برخاستند یکی اسحق بن احمد عموی او است که در سمرقند حکمرانی داشت دیگر لیلی بن نعمان رئیس علویهای طبرستان و احمد بن سهل از سرداران بزرگ سامانیان و یحیی و منصور و ابراهیم برادران او و مرداویج و وشمگیر پسران زیار اهالی سیستان هم از اطاعت نصر سر باز پیچیدند نصر به یاری وزیران دانشمند خود کلیه این فتنهها را فرونشاند و معروف به امیر سعید گردید شهرت نصر در سنین جوانی از پدر و اجدادش درگذشت امیر نصر مانند اجداد خود از عباسیان خاطرات خوشی نداشت شاید روی این دلیل بوده باشد که به مذهب اسماعیلی گروید اسماعیلی شدن نصر بهانهای به دست عباسیان داد تا عدهای از سپاهش را علیه وی تحریک کرده او را خلع و پسرش امیر نوح سامانی را به جایش نشاندند تندیسی با ذکر نام و تاریخ وفات او در داخل پارک ملت مشهد واقع در ابتدای بلوار وکیل آباد مشهد وجود دارد بعد از خلع نصر مردم تحریک شده و دست به آزار و اذیت اسماعیلیان زده به طوری که عدهای را مجازات کرده و تعداد دیگری متواری گشتند یکی از مبلغین اسماعیلی بهنام احمد نخشبی نیز که نصر را به مذهب اسماعیلی درآورده بود در شورش قمری به دار آویخته شد میگویند امیر نصر بقیهٔ عمر خود را در عبادت گذراند تا در سال قمری در سیوهشتسالگی در اثر بیماری سل درگذشت مدت امارتش سی سال بود درگاه نصر بن احمد مجمعِ هنرمندان و ادیبان و شاعران و دینشناسان شده بود رشد و اعتلای علم و ادب در دوره امارت امیرنصر گذشته از عنایت این امیر سامانی مدیون وزرای دانشپرور و ادب دوستی چون ابوعبدالله جیهانی و ابوالفضل بلعمی است رودکی شهید بلخی ابوالحسن مرادی رابعه قزداری و فارابی در چنین دوران و فضای فرهنگی ظهور کردند و بالیدند رودکی در دوره زمامداری نصر بن احمد کلیله و دمنه را به نظم درآورد نامآوران ماوراءالنهر و خاندانهای دانشپروری نظیر بلعمیان عدنانیان جیهانیان و مصعبیان نیز در دربار او با احترام میزیستند در ایام امارت نصر کتب عربی و فارسی بسیاری در بخارا و دیگر بلاد قلمرو سامانی تألیف شدهاست در بخارا کتابخانهای وجود داشته که به روزگار خود از کتابخانههای بزرگ جهان بهشمار میآمدهاست چنانکه از زندگینامه ابن سینا برمی آید در آن کتابخانه هر دانشی اتاقی مخصوص به خود داشت که در آنجا کتب مربوط به آن علم را با نظم و سیاق خاصی در جعبهها و صندوقها چیده بودند جیهانی وزیر نصر بن احمد به پژوهش و تحقیق در باب احوال و آداب ملل علاقهای وافر داشت وی جغرافی دانان و عالمان را به بخارا فرا خواند کتابی هم در باب مسالک و ممالک نگاشت که حاوی اطلاعات مفصلی دربارهٔ سرزمینها و مردم مشرق زمین و شمال ماوراءالنهر است وی تألیفات دیگری هم در زمینههای گوناگون داشته که از بین رفتهاند در همین دوره امیرنصر ابودلف را به سفارت روانه چین کرد ابودلف پس از بازگشت گزارشی پرارزش از سفر خود حاوی اطلاعات بس سودمند در باب چین و آداب و رسوم آن سرزمین به امیر تقدیم کرد فایده مهمی که از مراوده با چینیان عاید ایرانیان گشت این بود که ایرانیان طریقه ساختن کاغذ مرغوب را از آنان آموختند و این امر در گسترش و نشر علوم و فنون در ایران تأثیری به سزا داشت در یکی از سفرهای بازدید از سمت هرات به دو روستای زیبا میرسند که در این مکان در مقابل هرکدام از خانهها باغهای بزرگی قرار داشت امیر بهسبب اینکه از این مکانها خوشش میآید دستور میدهد تا همه لشکریان در اینجا اقامت کنند این اقامت بهسبب اینکه در تمامی سرزمینها آرامش وجود داشت کمی طولانی میشود که این زمان برابر چهار سال میشود امیران لشکر و سربازان که دلشان برای خانواده خود تنگ شدهاست از وزیر امیر میخواهند که تدبیری بیندیشد و امیر را راضی به ترک این مکان سازد در مقابل به او سکههای زیادی خواهند داد رودکی وزیر امیر صبح با در دست داشتن چنگی در دست این ابیات را میخواند امیر به اینجای شعر که رسید از شدت خوشحالی سوار بر اسب گردید و تا زمانی که به بخارا رسیدند بهجز موارد ضرورت هیج جای دیگر توقف نکرد رودکی نیز چند برابر سکههایی که به او قول داده بودند از آنها دریافت کرد ابو منصور محمد بن احمد توسی که بیشتر به کوتاهی با نام دقیقی شناخته میشود زادهشده پس از درگذشت در مابین سالهای تا هجری قمری شاعر بزرگ پارسیزبان بود او از نخستین کسانی بود که پیش از فردوسی تلاش کرد داستانهای ملی ایران را به شعر درآورد و از پیشگامان حماسهسرایی به زبان فارسی است بخشی از شاهنامه سرودهٔ اوست که فردوسی آنها را در اثر خود گنجاندهاست زادگاه وی بنا به روایات گوناگون توس بلخ سمرقند و بخارا ذکر شدهاست اما بر پایهٔ پژوهشهای نوین اینگونه پنداشته میشود که او زادهٔ شهر توس بودهاست دقیقی با دربار شاهان سامانی در پیوند بود و به تشویق نوح دوم سامانی به نظم درآوردن شاهنامه ابومنصوری را آغاز کرد اما پیش از آنکه آن را به پایان برساند به دست غلام خود کشته شد پس از آن فردوسی توسی کار دقیقی را ادامه داد و شاهنامهٔ ابومنصوری را که منثور بود به نظم درآورد فردوسی در شاهنامهٔ خود داستان زندگی دقیقی را به کوتاهی نقل کرده و هزار بیتی که دقیقی سروده را هم در شاهنامهٔ خود گنجانده و بدینگونه از ازدسترفتن آنها جلوگیری کردهاست در دورانهای نوین از سوی خاورشناسان این دیدگاه مطرح شد که دقیقی یک زرتشتی بوده ولی امروزه این دید با پژوهشهای بیشتر رد شده و دقیقی را یک مسلمان شیعه بهشمار میآورند دقیقی یکی از بزرگترین و مهمترین شاعرهای فارسیزبان است و تأثیری فراوان بر شاعرهای پس از خود به ویژه سبک حماسی شعر فارسی گذاشتهاست کتابهایی که یادی از دقیقی یا شعرهایش کردهاند شاهنامه فردوسی تاریخ بیهقی نیمه دوم سده پنجم شرح قصیده ابوالهیثم پایان سده چهارم و آغاز سده پنجم چهار مقاله نظامی عروضی پیرامون هجری حدائقالسحر رشید وطواط سده ششم ترجمانالبلاغه آغاز سده ششم لبابالالباب عوفی تا مونسالاحرار محمد جاجرمی تاریخ سیستان تاریخ گزیده دیوان فرخی غضایری معزی ادیب صابر سوزنی لغت فرس اسدی توسی صحاحالفرس فرهنگ جهانگیری سخن و سخنوران تألیف فروزانفر احوال رودکی از سعید نفیسی و مقاله تقیزاده در مجله کاوه در نوشتههای خاورشناسان به دو دلیل از دقیقی یاد شده در جایهایی که سخن از ادبیات فارسی و شاعرهای این زبان است چون دقیقی از پیشگامان شعر فارسی بوده نامش در میان دیگر شاعرها آورده میشود مناسبت دیگر آن است که کسانی که به جستجو در زندگانی فردوسی پرداختهاند همچنان به دلیل اینکه بخشی از شاهنامه سرودهٔ دقیقی است از پژوهش دربارهٔ او نیز سر باز نزدهاند در اینجا برخی از مهمترین پژوهشهایی که خاورشناسان دربارهٔ دقیقی انجام دادهاند را به کوتاهی میآوریم این مطالب برگرفته از مقالهٔ ایرج افشار است که در سال خورشیدی چاپ شدهاست نخستین کوشش از سوی خاورشناسان برمیگردد به هنگامی که لمسدن از نظامیان انگلیسی مقیم هند نخستین مجلد شاهنامه را در سال میلادی در کلکته به چاپ رسانید پس از او کسانی که به شاهنامه پرداختند در پیشگفتارهای خود به ناچار از دقیقی و پیشگامی او در سردون حماسه ملی ایران نیز سخن یاد کردند یکی از خاورشناسان آلمانی به نام هرمان اته میان سالهای و به انتشار دو مقاله به زبان آلمانی پرداخت و در آنها از دقیقی یاد کرده بود نخستین مقاله دربارهٔ فردوسی و دیگر مقالهای دربارهٔ پیشروان و معاصران رودکی بود اته یکی از نخستین کسانی است که بحث دربارهٔ زرتشتی بودن دقیقی را مطرح کرد و بر پایه آن سرودن شاهنامه را بیشتر ناشی از حس و توجه شاعر به عوالم روحی و فکری او عنوان کرد تئودور نولدکه در سال در جلد دوم مجموعه پژوهشهای مربوط به زبان فارسی که در شهر وین انتشار یافت ضمن بحثی دربارهٔ شعر فارسی از سهم دقیقی در حماسه ایران یاد کرد و موضوع زرتشتی بودن دقیقی را یکی از مباحث اصلی بحث خود قرار داد ادوارد براون که اولین مجلد از اثر پایدارش بنام تاریخ ادبیات ایران که در سال انتشار یافت در دو صفحه از آن کتاب به زندگانی دقیقی پرداخت و ضمن بازگویی و بازبینی آنچه در کتابها و مآخذ قدیم ایرانی دیده بود تا اندازهای به دیدگاههای مستشرقان نیز پرداخت او پس از آن بحث کوتاهی دربارهٔ ممدوحین میآورد و برخلاف پیشینیان خود میگوید که دقیقی زرتشتی نبودهاست این نخستین بار بود که در برابر عقاید نولدکه و اته و هرن نظری مخالف گفته میشد در سال نخستین مجلد از چاپ اول دائرالمعارف اسلام انتشار یافت در این دائرالمعارف ذیل تخلص دقیقی پنج شش سطری به زندگانی او اختصاص داشت این نخستین بار بود که نام دقیقی در یک دائرالمعارف اروپایی وارد شده بود در حالی که نام فردوسی و همگنان او سالها پیش از آن در دائرالمعارفهای دیگر جایگاه خود را یافته بود مقاله کوتاه دائرالمعارف اسلام به دست کلمان هوار خاورشناس فرانسوی نوشته شده بود شدر در سال مقالهای تحت عنوان آیا دقیقی زرتشتی بود در جشن نامه خاورشناس نامی جرج یاکوب به چاپ رسانید و این عقیده را اظهار کرد دقیقی زرتشتی نبودهاست کتاب تاریخ ادبیات ایرانی تألیف یان ریپکا مستشرق در سال به زبان چکی در پراگ به چاپ رسید سه سال پس از آن در سال ترجمهٔ آلمانی آن در لایپزیک منتشر شد ریپکا سه صفحه از این کتاب را به زندگانی دقیقی اختصاص دادهاست آنچه در تحقیق او تازگی دارد اظهارنظریست که در باب کشته شدن دقیقی بدست میدهد و علت آن را به دلایل آنچه فردوسی در حق دقیقی آوردهاست به اخلاق خشونتآمیز و تند دقیقی منحصر میکند او میگوید زحمات دقیقی مقدمه بلافصل شاهنامه فردوسی بود و هنوز هم آثار آن در این منظومه به روشنی قابل درک است درست است که دقیقی به تنهایی مبتکر سبک و وزن حماسی نبود ولی بیگمان در پیشرفت این دو سهیم بودهاست و نمونهای پرداختهاست که فردوسی هم بدنبال آن رفتهاست در اواخر دوره ساسانی کتابی به زبان پهلوی به نام خداینامه نوشته شده بود که داستانهای ملی ایران را در آن گردآوری کرده بودند این کتاب در آغاز دوره اسلامی به دست المقفع به زبان عربی برگردانده شد و منبع اصلی تاریخ ایران باستان بود عنوان شماری از کتابها دربارهٔ قهرمانان ملی ایران هم به عربی و هم به فارسی در دسترس است که گویا از نوشتههای فارسی میانه ترجمه شده بودند که همین نوشتهها منابع مستقیم یا غیرمستقیم فردوسی در سرودن شاهنامه بودهاند پیش از فردوسی نیز تلاشهایی برای به شعر درآوردن این داستانها هم به عربی و هم به فارسی انجام شده بود در پیرامون سال هجری قمری میلادی آبان بن عبدالحمید لاحقی شماری از کتابهای ساسانی را به شعر عربی و در بحر رجز برگردانده بود که از جمله آنها کتاب مزدک بود که گویا در شاهنامه هم بکار برده شدهاست در نیمه نخست سده دهم مسعودی مروزی شاهنامهای در بحر حجز سروده بود که این بحر بر پایهٔ همان اصول وزنی بحر عربی رجز بنا شده بود از این شاهنامه تنها سه بیت به جا ماندهاست دقیقی از شاعرانی بود که در نیمه دوم سده دهم میلادی به نظم درآوردن داستانهای ملی ایران دست یازید اما کار او ناتمام ماند تا اینکه فردوسی آن را به پایان رساند در زمان سدههای نخستین اسلام عربها آشکارا ملل دیگر را تحقیر میکردند این وضع در دوره بنی عباس نهضت ملی شعوبیه را ایجاد کرد اینان نخست برابری همه مسلمانان را اعلام داشتند ولی پس از آن مدعی برتری ایرانیان بر عربها شدند در این دوره کشمکشی میان نویسندگان ایرانی و عرب در زمینه ادبیات پدید آمد که هر کدام تلاش میکردند برتری خود را نشان دهند از این کشمکش ادبیاتی به زبان عربی پدید آمد که از سده نهم تا یازدهم میلادی ادامه داشت در سده نهم به این ملتپرستی فکری ملتخواهی سیاسی نیز افزوده شد به دنبال آن نخستین سلسله پادشاهان ایرانی در خراسان پدید آمد که از بغداد دور بود و برای همین کانون بدعتهای پرشمار سیاسی و مذهبی بهشمار میرفت به همت شاعران فارسیزبان زبان فارسی کمکم زبان عربی را از دربار شاهان کنار راند فرمانروایانِ سلسلههای نخستین ایرانی از پیشرفت زبان کشور خود خرسند بودهاند چرا که بهطور غیرمحسوسی رشتههایی که ایرانیان را به خلافت پیوند میداد میگسست این خرسندی را از آنجا میتوان دریافت که آنان بر حفظ سنتهای تاریخی و افسانهای ایران پافشاری داشتند و بهکاربستن همین سنتها بود که بزودی حماسهٔ ملی ایران را پدیدآورد در سال میلادی یعنی در بهترین دوران سامانیان شاهنامه ابومنصوری با تلاش ابومنصور المعمری و به دستور ابومنصور عبدالرزاق حاکم توس توسط چهار گردآورنده خدای نامک های کهن که در شاهنامه فردوسی نام برده شده اند به رشته تحریر درآمد این شاهنامه منثور پایهای برای سرودن نسخههای منظوم شاهنامه شد ولی خود آن عمری کوتاه داشت دقیقی از نخستین کسانی بود که پیش از فردوسی دست به سرودن شاهنامهٔ منظوم از روی این شاهنامهٔ منثور ابومنصوری زد در این باره مورخی آوردهاست آنگاه که پیشانی سامانیان به تاج خراسان آراسته شد آنان خواستار شدند که وقایع عمدهٔ شاهان قدیم ایران به شعر آورده شود اما در این زمان مقام شعر چنان بلند نبود و آنان نتوانستند به آرزوی خود برسند تا زمانیکه نوع بن منصور به حکومت رسید وی با تمام نیرو بر این همت گماشت که از چراغ لطف خود نور خالص این نیت را بیرون دهد و گردن بند این اقدام را بهگردن دقیقی که سرمشق شعرای زمان خود بود بیاویزد از زندگانی دقیقی دانستههای اندکی در دسترس است آنچه میدانیم این است که او با دربار سامانیان در پیوند بوده و از شاهان این خاندان امیر سدید ابوصالح منصور بن نوح سامانی تا هجری و امیر رضی ابوالقاسم نوح بن منصور تا را مدح گفته و گویا به فرمان امیر نوح به نظم کردن شاهنامه دست یازیدهاست او پس از به نظم کشیدن نزدیک به هزار بیت در روزگار جوانی به دست غلام ترک خود کشته میشود اینکه چرا غلامش او را کشتهاست در جایی گفته نشدهاست اما محمد ریاحی کشته شدن او را به دلیل تعصبات مذهبی مسلمانان و گرایشی که نسبت به دین زرتشت داشتهاست میداند بر پایهٔ گفتهٔ او روایت کشتهشدن دقیقی در شاهنامه با آنچه که در تذکرهها آمده و قاتل دقیقی را بندهٔ خود او دانستهاند یکی نیست چرا که مصراع به دست یک بندهبر کشته شد این را نمیرساند که بندهٔ خودِ دقیقی او را کشتهاست هزار بیتی که او سروده دربارهٔ پادشاهی گشتاسپ و ظهور زرتشت و تاختن ارجاسپ به ایران است او به تشویق نوح دوم سامانی به بهنظمدرآوردن شاهنامهٔ ابومنصوری دست یازید تاریخ دقیق زادن و مرگ او دانسته نیست ولی او به دستور نوح بن منصور پادشاهی از تا آغاز به به نظم درآوردن شاهنامه کرد و فردوسی کار او را در پیرامون سالهای هجری ادامه داد مرگ دقیقی باید حدوداً پیرامون انجام گرفته باشد افزون بر آن آنچنان که فردوسی در شاهنامه گزارش کردهاست دقیقی در سن جوانی کشته شد از این روی میتوان تاریخ زادن او را پس از هجری دانست به گفتهٔ محمد دبیرسیاقی چون آغاز فرمانروایی نوح بن منصور در ه ق است و فردوسی نیز که کشتهشدن دقیقی را در شاهنامه خود یاد میکند در حدود سال ه ق به نظم شاهنامه دست یازیده بنابراین تاریخ کشتهشدن این شاعر میان سالهای تا هجری قمری باید رخ داده باشد بر پایهٔ گفتهٔ عوفی او را بسبب دقت معانی و دقت الفاظ دقیقی گفتندی بر پایهٔ گفتهٔ ذبیحالله صفا پذیرش این نکته مستلزم آن است که بپنداریم او پیش از رسیدن به مرتبهٔ استادی در شعر فارسی لقب شعری نداشته و بنابراین این گفتهٔ عوفی را نادرست میداند برخی او را همان ابوعلی محمد بن احمد بلخی دانستهاند که ابوریحان بیرونی به او و شاهنامهاش اشاره کردهاست ولی بر پایهٔ گفتهٔ صفا دلایلی که برای یکی دانستن آنها گفته میشود قانعکننده نیست نخست آنکه شاعر بودن ابوعلی بلخی و نوشتن شاهنامه از روی منابع مختلف دلیل نمیشود که او همان دقیقی توسی باشد و دوم آنکه از گفتهٔ ابوریحان پیداست که شاهنامه ابوعلی بلخی منثور بودهاست نه منظوم عوفی گفتههای دقیقی را بیستهزار بیت برمیشمرد این گفته لزوماً درست نیست و ممکن است بر اثر اشتباه نوشتاری بیتیهزار به بیست هزار رخ داده باشد ولی تاریخ هرات نوشته سیف هروی بیت در بحر متقارب در سبک حماسی را به دقیقی نسبت میدهد و این امکان وجود دارد که این بیتها گوشههایی از شاهنامهٔ او بوده باشند هرچند که آن بیتها را میتوان بخشی از آثار دیگر دقیقی نیز به حساب آورد سرگذشتنویسان گوناگونی بخارا سمرقند بلخ مرو و توس را زادگاه او دانستهاند بر پایهٔ گفتهٔ محمد عوفی زادگاه او شهر توس بودهاست و جلال خالقی مطلق با برشمردن چندین دلیل توس را زادگاه دقیقی میداند دانشنامهٔ بریتانیکا نیز زادگاه او را توس دانستهاست بر پایهٔ خالقی مطلق توس به چند دلیل زادگاه دقیقی است نخست آنکه زمان عوفی نسبت به دیگر سرگذشتنویسان دقیقی پنجسده پیشتر و نزدیکتر است و خود عوفی نزدیک به دویست سال با دقیقی فاصله دارد به ویژه آنکه عوفی سالها در شهرهای خراسان بزرگ سفر کرده و یادداشت تهیه نموده دوم آنکه بخارا از آن رو نمیتواند زادگاه دقیقی باشد که خود عوفی زادهٔ این شهر است و در همانجا تحصیل کرده و بعید است که شاعری به نامبُرداری دقیقی پس از دویست سال آنچنان از یاد همشهریانش رفته باشد که او را بیگانه بپندارند این حکم دربارهٔ مردم دیگر شهرها مانند سمرقند و مرو و توس نیز درست است و میدانیم که عوفی در سمرقند و مرو به سر برده و در سال در نسا و در در نیشابور بوده و به احتمال زیاد از توس نیز دیدن کرده و با دانشمندان آنجا گفتگو و نشستوبرخاست داشته و افزون بر این توس در آن هنگام هنوز گرفتار تاخت و تاز مغولها نشده بود و بیشتر کتابها و دیوانهای سدههای گذشته همچنان در دسترس بودهاست دقیقی در یکجا میگوید در جای دیگر میگوید شاعر در اینجا میگوید که سالیان درازی از زادگاه خود دور افتاده و از ماندن در شهر بیگانه دلگیر شده و شکوه میکند اگر این شعر در بخارا سروده شده باشد بخارا دیگر نمیتواند زادگاه او باشد اگر هم در چغانیان سروده باشد آنگاه نه بخارا و نه سمرقند نمیتوانند زادگاه او باشند چون این شهرها با هم نزدیک هستند و دقیقی که ثروتمند هم بوده میتوانسته هر هنگام که دوست داشت از زادگاه خود در آن شهرها دیدن کند منوچهری در قصیدهٔ لغز شمع که در ستایش استادش عنصری سروده بیتی بدین گونه دارد جای توس را میتوان با سه نام فردوسی اسدی توسی و دقیقی پر کرد احتمال اینکه شاعر نامی دیگر از توس بوده باشد که ما دربارهٔ آن چیزی ندانیم اندک است در شعرهای دقیقی اشارههایی هست که پژوهشگران را بر آن داشته تا او را زرتشتی بپندارند اما بر پایهٔ گفتهٔ جلال خالقی مطلق در دانشنامه ایرانیکا به جز نام اسلامی او اشارههای دیگری هست که نشان میدهد او یک مسلمان بوده اگر زادگاه او توس بوده باشد که از شهرهای کهن شیعهنشین بوده و در زمان فرماندار سامانی ابومنصور عبدالرزاق به مرکز فعالیتهای ملیگرایانه ایرانی تبدیل شده بوده محتمل است که دقیقی نیز همچون فردوسی یک شیعه بودهاست در آن دوره بسیاری از پیروان مذهب شیعه به فرهنگ باستانی ایران افتخار میکردند که این کار موجب میشده مخالفین آنها به آنها نامهایی چون قرمطی و شعوبی بدهند و آنها را در دستهٔ مجوس و زندیق قرار دهند دقیقی آغاز به نظم درآوردن شاهنامه را از پادشاهی گشتاسپ گرفتهاست نه از آغاز که این یکی از دلایلی بوده که شماری او را زرتشتی بدانند ولی بر پایه خالقی مطلق پیش از فردوسی قهرمانان ملی ایران گشتاسپ و اسفندیار بودند نه رستم از آنجایی که گرشاسپ نیز جایی در خداینامه و شاهنامه ابومنصوری نداشته دقیقی کار را با پادشاهی گشتاسپ آغاز کرده که آغاز روایت اسفندیار نیز هست فردوسی در شاهنامه سده چهارم عوفی در لبابالالباب سده هفتم حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده سده هشتم و کسانی که پس از آنها سرگذشت دقیقی را نوشتهاند به نامسلمان بودن او اشاره نکردهاند دیدگاه زرتشتیبودن دقیقی نخستین بار توسط خاورشناسان غربی و گویا از منبعی هندو به گزارش ایشان راه یافته و رفتهرفته پررنگتر شده با این حال شواهد نشان از زرتشتیبودن او ندارد جدا از نام او که عربی و از نامهای پیامبر اسلام است اینکه گفته میشود زرتشتیانی بودهاند که دارای نامهای عربی بودهاند در تاریخ مصداق ندارد بر پایه گفتهٔ محمد جواد شریعت زرتشتیانی که نامهای اسلامی دارند دست کم لقب و اشارهای در نام آنان هست که نشان دهد پیرو این کیش هستند مانند علی بن عباس مجوسی که کلمه مجوس در پایان نام او نشان از آن داد که او پیرو این کیش بودهاست در جایی دقیقی اینگونه دربارهٔ خود سخن میگوید از جمله دلایل زرتشتیشمردن دقیقی بیت بالا بودهاست با این حال زرتشتی بودن او نامحتمل است چرا که اینکه شاعر میگوید کیش زرتشتی را برگزیده است نشان میدهد که او زرتشتیزاده نبودهاست و اگر بخواهیم او را زرتشتی بپنداریم آنگاه باید بعدها به این دین گرویده باشد اینکه در سده دهم در ایران یک شاعر به دینی دیگر گرویده باشد و ازدینبرگشتگی خود را در شعر به رخ کشیده باشد چیزی نامحتمل است که به سختی میتوان آن را باور کرد محمدجواد شریعت بر این باور است که احتمال اینکه یک زرتشتی در زمرهٔ مداحان شاهان بخارا درآید و اولیای دین اسلام را ستایش کند خیلی کمتر است تا برعکس آن یعنی احتمال اینکه یک نفر مسلمان ایرانی و دارای گرایش به نهضت ملی شعوبیه و ایرانیگری علاقه ملی و در عین حال رمانتیک به دین بهی نشان دهد چنانکه فردوسی در شاهنامه نشان دادهاست این بیت میتواند به این معنی باشد که دقیقی به عنوان یک شاعر مسلمان کیش زرتشتی را میپسندد یا ستایش میکند نه اینکه لزوماً به گونهٔ رسمی پیرو آن باشد بیتهای بالا که در آن اشاره به خوشگذرانیهای ممنوعهٔ دیگری همچون می خوشرنگ نیز دیده میشود میتواند اشاره به بازیگوشی شاعرانهٔ یک مسلمان داشته باشد و نباید به آن به گونهٔ ابراز عقیدهٔ راسخ دینی نگریسته شود بیتهای دیگری که میتواند نشان از زرتشتی بودن او داشته باشد عبارتند از ولی بر پایه گفته محمد جواد شریعت جدا از اینکه بیتهای بالا میتوانند نقل قول باشند میتوانند صرفاً تنها گرایش و علاقهٔ دقیقی را به کیش زردشتی نشان دهند و نه اینکه او واقعاً متدین و پیرو این دین بوده را دو بیت آخر نشاندهندهٔ آن است که دقیقی با مطالعهٔ ادبیات حماسی ایران کهن حسرت از دست دادن دین بهی یا گرایش به بازگشت به آن را در قلب خود احساس میکند بر پایه گفته محمد جواد شریعت زبان شعری دقیقی بیشتر از آن دری است که بتواند زرتشتی پهلویدان در آن دوره باشد همه واژههای پازندی که دقیقی در نزدیک به بیت پراکنده بکار برده از شمار انگشتهای یک دست نیز فراتر نمیرود و برای نمونه با زرتشت بهرام پژدو که شاعر زرتشتی سده هفتم هجری است قابل سنجش نیست همچنین دقیقی در جایی میگوید که به نوشته محمد روشن نشان از مسلمان بودن او دارد فردوسی در مقدمهٔ شاهنامه میگوید که چگونه آن مرد جوان بر آن شد تا شاهنامه منثور را به نظم درآورد ولی او را خوی بد یار بود و پیش از آنکه بتواند سرتاسر شاهنامه را به نظم دربیاورد به دست غلام خویش کشته میشود در آغاز پادشاهی گشتاسپ فردوسی دقیقی را در خواب میبیند که از او درخواست میکند تا بخیلی نکرده و هزار بیتی که او سروده را در شاهنامهاش بگنجاند از سخن فردوسی به گستردگی اینگونه برداشته شدهاست که سرودههای دقیقی تماماً آن بوده که فردوسی آنها را در شاهنامه آورده اما اینگونه نیز میتوان برداشت کرد که بخش مورد نظر آخرین بخشی بوده که دقیقی پیش از پایان زندگی خویش به نظم کشیده نه لزوماً تنها سرودههای او اینکه فردوسی هزار بیت او را گنجاندهاست میتواند برای فرار از سردون بخش ظهور زرتشت بوده باشد چرا که به دست دادن یک تصویر مثبت از زرتشت و کیش او میتوانست موجب آن شود که مسلمانان به فردوسی تهمت زردشتیبودن بزنند خالقی مطلق البته با این دید مخالف است و آن بخش از شاهنامه را دربرگیرندهٔ مطلب حادی نمیبیند که فردوسی بخواهد از آن بگریزد او همان دلیل اینکه فردوسی به ارزش کار دقیقی آگاه بوده و خواسته این هزار بیت از دست نروند و بمانند را محتملتر میداند دقیقی با شاهان سامانی و چغانیان همدوره بوده و آنان را مدح گفتهاست برخی از مهمترین آنان عبارتند از به گفتهٔ دبیرسیاقی دقیقی قدرت طبع و کلام نیک درهم بافته دارد در غزلسرایی لطیف و در ستایندگی قوی و در مضمونآوری نوآور و تازهگوی است و دلانگیزی و روانی را در قول و غزل خویش از یاد نبردهاست با این حال او را در داستانسرایی به پای فردوسی نمیداند و گشتاسپنامهٔ او را پس از شاهنامه از دیگر منظومههای بحر متقارب برتر میداند بر پایه جلال خالقی مطلق در دانشنامه ایرانیکا هزاربیت دقیقی در شاهنامه نسبت به سخن فردوسی زبانی باستانیتر و کهنهتر دارد اما خشک و تهی از استعارهها و تصویرهایی است که در سخن فردوسی دیده میشود فردوسی پس از آوردن سرودههای دقیقی در شاهنامه با آنکه با احترام نسبت به او سخن میگوید و او را راهبر خود میپندارد ولی همزمان لب به نکوهش او نیز میگشاید و آن را برای حماسه ملی ایران سزاوار نمیبیند بیتهای دقیقی در شاهنامه که به گشتاسپنامه مشهور است در تصحیح جلال خالقی مطلق بیت در تصحیح ژول مول بیت و در چاپ مسکو بیت است جلال خالقی مطلق در مقالهای به بررسی سخن دقیقی در شاهنامه پرداخته و بیتهای او را با سخن فردوسی سنجیدهاست بر پایهٔ پژوهش او سخن فردوسی در سنجش با دقیقی از کوتاهی و ایجاز بیشتری برخوردار است و دقیقی جزئیات بیشتری را در داستانها آورده و در جایهایی هم مطالبی که پیشتر عنوان شدهاند را دوباره به گونهای زاید تکرار کردهاست این تکرار و درازگویی حتی واکنش بنداری اصفهانی که شاهنامه را به زبان عربی ترجمه کرده را نیز در پی داشته و او در جایی سخن دقیقی را یکباره خلاصه میکند برای سنجش خالقی بر این باور است که فردوسی میتوانست هزاربیت دقیقی را با یا بیت بازگو کند از آن سو دقیقی اگر قرار بود همهٔ شاهنامه را بسراید به هفتاد تا صدهزار بیت نیاز داشت از نظر تشبیهها و توصیفهای شاعرانه سخن دقیقی به جز شمار اندکی روی هم رفته تهی از تشبیهها و توصیفهای زیبای شاعرانه است و از این دیدگاه در سنجش با فردوسی خشک و خالی شمرده میشود همچنین سخن دقیقی نیز مانند فردوسی سرشار از احساسات ملی است و به زیبایی ایران و ایرانیان را توصیف کردهاست همچنین دشنامهایی که فردوسی به کار برده نسبت به دقیقی ملایمتر هستند در حماسهٔ دقیقی وقتی قهرمان تازهای وارد صحنه میشود و سپس ناپدید میگردد کموبیش با همان شیوه و با همان واژههای پیشین توصیف میشود در صورتیکه فردوسی میکوشد آنها را به شیوههای گوناگون توصیف کند در سخن دقیقی میدانهای جنگ و به ویژه جنگهای تنبهتن کمتر از فردوسی رنگین است و گوناگونی دارد گفتار و پیامها بهتر از خود داستان بیان میگردد گفتگوها اندکی ناشیانه است و تحولها و تضادها گاهی مبهم و همچون آثار هومر در کتاب دقیقی اصطلاحات ساخته و پرداخته بیش از اندازه تکرار میشود در عوض دقیقی دارای شیوهای کاملاً حماسی است بدیهی است که او این سبک را یک مرتبه ابداع نکرده بلکه پیشینیان او آن را تکمیل و رفتهرفته به وجود آوردهاند بیتهای پراکندهای از پیشینیان دقیقی وجود دارد که نشان میدهد پیش از دقیقی نوع شعر حماسی تثبیتیافته بوده و فرهنگ خاص و وزن شعری خاص داشتهاست که همان بحر متقارب است از لحاظ بکار بردن واژههای عربی دقیقی در بیت خود واژهٔ عربی یا معرب را بار بکار بردهاست در مقابل فردوسی در همهٔ شاهنامه واژهٔ عربی بکار بردهاست که این شمار بر پایهٔ دیدگاه خالقی مطلق در دستنویس اصلی خود فردوسی که از دست رفته بیگمان کمتر هم بودهاست اگر فردوسی در نزدیک به هزار بیت خود نزدیک به واژه عربی به کار برده باشد بهطور میانگین در هر هزاربیت واژهٔ نو عربی بکار بردهاست در حالی که این رقم برای دقیقی واژه است بسامد واژههای عربی در شاهنامه بار است که برای فردوسی در هر هزار بیت میشود واژهٔ نو یا معرب و این رقم برای دقیقی است در نتیجه فردوسی از دید بسامد واژههای عربی بیشتری بکار برده ولی دقیقی نوواژههای عربی بیشتری دارد در شعرهای پراکنده و غیرحماسی دقیقی برخلاف شعرهای حماسی او واژههای عربی زیاد به کار رفتهاند که نشان میدهد پرهیز از بکاربردن واژههای عربی از روی عمد بودهاست هزاربیتی که از دقیقی در شاهنامه آمدهاست و به گشتاسپنامه نامبردار است درونمایهای یکسان با کتاب پهلوی ایادگار زریران دارد بررسی و سنجش این دو نشان میدهد که دقیقی از مآخذ دیگری برای سرودن گشتاسپنامه بهره برده و زبان پهلوی نمیدانسته که یکراست از روی این نوشتهٔ پهلوی گشتاسپنامهٔ خود را بسراید در این دو نوشته یعنی گشتاسپنامه دقیقی و یادگار زریران پهلوی ناهمسانیهایی بزرگ میان روند روی دادن رخدادها مفاهیم و گاه جملات و حتی نام پهلوانان وجود دارد هرچند که این دو نوشته خالی از شباهت هم نیستند دقیقی یکی از مهمترین شاعران در دورههای نخستین شعر فارسی است او راه را برای شاعران پس از خود همچون فردوسی هموار کرد که فردوسی نزدیک به هزار بیت از دقیقی را در شاهنامهٔ خود گنجاندهاست هر چند که نمیتوان به وجود آوردن سبک و شیوهٔ غالب در ادبیات حماسی فارسی را تماماً به دقیقی نسبت داد ولی بیگمان دقیقی سهم زیادی در به وجود آوردن آن داشتهاست پس از ابو عبدالله جعفر رودکی دقیقی به همراه ابوشکور بلخی و شهید بلخی مهمترین سرایندگان سده میلادی هستند شاعران دورانهای بعد دقیقی را در ردیف گویندگان بزرگ نام برده و سخن او را ستودهاند و از دیوانش نسخه برداشتهاند و در طرز سخنگویی و شیوهٔ شاعری بدو اقتدا کردهاند ناصر خسرو در سفرنامه از قطران تبریزی شاعر سده پنجم یاد میکند که در تبریز دیوان دقیقی و منجیک ترمذی را نزد او آورده و مشکلات آن دو دیوان را از وی پرسیدهاست اما امروزه جدا از هزار بیت گشتاسپنامه که فردوسی آنها را در شاهنامه آورده تنها نزدیک به سیصد بیت از قطعه و قصیده و ابیات پراکنده در دست است ابوشکور بلخی زادهٔ نزدیک به هجری در بلخ از شعرای نامآور سده چهارم هجری است که به زبانهای فارسی و عربی شعر گفتهاست دربارهٔ زندگی و شعرهای او آگاهی چندانی بهجای نماندهاست او در روزگار سامانیان میزیستهاست و مورد توجه و عنایت خاص نوح سامانی شاه وقت بود ابیات و قطعات پراکندهای از آثار او در حد بیت باقی است که بیشترین ابیات از آفریننامه است ابوشکور از مردم بلخ بودهاست مهمترین اثر او مثنوی آفریننامه بوده که در بحر متقارب سروده و چنانکه خود گفته در سال ق آغاز گشته و در سال ق به پایان رساندهاست ابوشکور را شاعران سدههای پس از او در کنار شهید بلخی و رودکی ستودهاند برای نمونه منوچهری چنین میگوید او جز آفریننامه شعرهای دیگری هم در قالبهای قطعه قصیده و شاید غزل داشتهاست که از آنها تکبیتهایی پراکنده بهجای ماندهاست شعرهای پراکنده او را در کتابهایی چون لغت فرس اسدی قابوسنامه ترجمانالبلاغه المعجم فی معاییر اشعارالعجم مرصادالعباد لبابالالباب عوفی و میتوان یافت برپایه برآوردهای انجامشده و سنجش بیتهایی که از آن در فرهنگها بهعنوان گواه بهره برده شدهاست تعداد بیتهای این اثر دستکم دو سوم شاهنامه فردوسی بودهاست از آفریننامه تنها سیصد و اندی بیت به جای ماندهاست این اثر را که در حکمت و اندرز و پند بوده و در بحر متقارب سروده شده یکی از شاهکارهای زبان پارسی دانستهاند آفریننامه را ابوشکور به نام نوح بن نصر سامانی پادشاهی از تا به نظم کشیدهاست چنانکه میگوید آغاز نگارش آفریننامه برپایه بیت زیر ابوشکور در هجری بودهاست او در بیتی دیگر میگوید که در هنگام آفرینش این اثر چندساله بودهاست و از این بیت چنین برداشت کردهاند که سال زادن او نباید پیش از ق باشد سرایندگان بسیاری پس از ابوشکور بلخی از مضامین شعر او بهره بردهاند و اشعار تازهای را بر آن پایهها سرودهاند برای نمونه در شعر زیر از ابوشکور مضمون این شعر در هجونامه محمود که کسانی ازآنِ فردوسیاش میشمردند آمدهاست گفتهشده که جامی به خواهرزادهٔ چامهسرایش هاتفی سپرد که این مضمون را جامهای دیگر بپوشاند و او چنین سرود همچنین ابوشکور در دو بیت چنین میگوید و سعدی این مضمون را چنین میگرداند خود ابوشکور مضمون این بیت رودکی را گرفته و چنین برگرداندهاست و فردوسی نیز این مضمون را در چهار جای شاهنامهاش چنین آوردهاست در بیت دیگری که ظاهراً مطلع قصیده رثائیهای است از کشته شدن امیری خبر میدهد شیمی فارسی افغانستان کیمیا به انگلیسی شاخهای از علم است که به بررسی عناصر ترکیبهای ساخته شده از اتمها مولکولها و یونها ساختار شیمیایی خواص و رفتار مواد و همچنین تغییراتی که یک ماده در حین انجام یک واکنش با مواد دیگر از خود بروز میدهد میپردازد در نمایی کلی از علم شیمی در جایی میان رشته فیزیک و زیستشناسی قرار میگیرند بعضی اوقات از شیمی بهعنوان یک دانش بنیادی یاد میشود به این خاطر که این علم مفاهیمی را ارائه میکند که درک سایر زمینههای علمی چه در سطح پایه و چه در سطح کاربردی ممکن میکند برای مثال علم شیمی جنبههای مختلفی از شیمی گیاهی گیاهشناسی چگونگی تشکیل سنگهای آذرین زمین شناسی چگونگی تشکیل ازون در اتمسفر و چگونگی تجزیه آلودگی محیط زیست خواص خاک موجود روی ماه کیهان شناسی چگونگی عملکرد داروها داروسازی و چگونگی جمعآوری دیانای در صحنه جرم بهعنوان مدرک جرم شناسی را توضیح میدهد علم شیمی به موضوعاتی مانند چگونگی برهمکنش اتمها و مولکولها از طریق پیوندهای شیمیایی و تشکیل ترکیبات شیمیایی جدید میپردازد چهار نوع پیوند شیمیایی وجود دارد که ترکیبات مختلف دارای حداقل یکی از آنها هستند پیوند کووالانسی پیوند یونی پیوند هیدروژنی و پیوند واندروالسی واژهٔ شیمی از کیمیا در زبان مصری باستان کیمیا از واژهٔ خامه یا خَمِه به معنای زمینِ سیاه برگرفته شدهاست پس از تسلط ایرانیان بر مصر در پیش از میلاد این واژه به صورت کیمیا به شرق آمدهاست و پس از تسلط یونانیان در پیش از میلاد به صورت خومِیا در یونانی نیز وارد گردیدهاست در دوران تسلط خلافت اسلامی در خاور میانه به صورت الکیمیاء درآمدهاست و با جنگهای صلیبی به صورت الشمی مجدداً است در زبان فارسی شیمی یک ترانویسی از برابر فرانسوی است و نخستین بار در سال توسط میرزا صالح شیرازی در یک رسالهٔ علوم طبیعی که خود وی مرقوم داشته بود بهکار برده شد که بعدها در مدرسهٔ دارالفنون با عنوان رسالهٔ طبیعیات تدریس میگردید کوششهای نخستین بشر برای فهمیدن طبیعت مواد و بیان چگونگی دگرگونی آنها ناموفق بود اندک اندک کوششها برای تبدیل مواد کم ارزش به مواد ارزشمندی چون زر و سیم منجر به پیدایی دانش کیمیا گردید هر چند در ظاهر دانش کیمیا به خواست اصلی خود نرسید اما دستاوردهای کیمیاگران در این راه به اندوخته گرانبهایی تبدیل شد که پایهگذار شیمی مدرن گردید در جدول تناوبی خود عنصر جدید را پیشبینی کرد و عنصر را در جای درست قرار داده بود نظریه اتمی پایه و اساس علم شیمی است این تئوری بیان میدارد که تمام مواد از واحدهای بسیار کوچکی به نام اتم تشکیل شدهاند یکی از اصول و قوانینی که در مطرح شدن شیمی به عنوان یک علم تأثیر بهسزایی داشته اصل بقای جرم است این قانون بیان میکند که در طول انجام یک واکنش شیمیایی معمولی مقدار ماده تغییر نمیکند امروزه فیزیک مدرن ثابت کرده که در واقع این انرژی است که بدون تغییر میماند و همچنین انرژی و جرم با یکدیگر رابطه دارند این مطلب بهطور ساده به این معنی است که اگر دههزار اتم داشته باشیم و مقدار زیادی واکنش شیمیایی انجام پذیرد در پایان ما همچنان بهطور دقیق دههزار اتم خواهیم داشت اگر انرژی از دست رفته یا بهدستآمده را مد نظر قرار دهیم مقدار جرم نیز تغییر نمیکند شیمی کنش و واکنش میان اتمها را به تنهایی یا در بیشتر موارد بههمراه دیگر اتمها و بهصورت یون یا مولکول ترکیب بررسی میکند این اتمها اغلب با اتمهای دیگر واکنشهایی را انجام میدهند برای نمونه زمانیکه آتش چوب را میسوزاند واکنشی است بین اتمهای اکسیژن موجود در هوا و مواد آلی چوب که نور بر روی مواد شیمیایی فیلم عکاسی ایجاد میکند شکل میگیرد یکی از یافتههای بنیادین و جالب دانش شیمی این بودهاست که اتمها رویهمرفته همیشه به نسبت برابر با یکدیگر ترکیب میشوند سیلیس دارای ساختمانی است که نسبت اتمهای سیلیسیوم به اکسیژن در آن یک به دو است امروزه ثابت شدهاست که استثناهایی در زمینهٔ قانون نسبتهای معین وجود دارد مواد غیر استوکیومتری یکی دیگر از یافتههای کلیدی شیمی این بود که زمانی که یک واکنش شیمیایی مشخص رخ میدهد مقدار انرژی که بدست میآید یا از دست میرود همواره یکسان است این امر ما را به مفاهیم مهمی مانند تعادل ترمودینامیک و سینتیک شیمیایی میرساند شیمی فیزیک بر پایهٔ فیزیک پیشرفته مدرن بنا شدهاست اصولاً میتوان تمام سیستمهای شیمیایی را با استفاده از تئوری مکانیک کوانتوم شرح داد این تئوری از لحاظ ریاضی پیچیده بوده و عمیقاً شهودی است به هر حال در عمل و بهطور واقعی تنها بررسی سیستمهای سادهٔ شیمیایی قابل بررسی با مفاهیم مکانیکی کوانتوم امکانپذیر است و در اکثر مواقع باید از تقریب استفاده کرد مانند تئوری کاری دانسیته بنابراین درک کامل مکانیک کوانتوم برای تمامی مباحث شیمی کاربرد ندارد زیرا نتایج مهم این تئوری بخصوص اربیتال اتمی با استفاده از مفاهیم سادهتری قابل درک و بهکارگیری هستند با اینکه در بسیاری موارد ممکن است مکانیک کوانتوم نادیده گرفته شود اما از مفهوم اساسی آن یعنی کوانتومیکردن انرژی نمیتوان صرف نظر کرد شیمیدانها برای بکارگیری کلیه روشهای طیف نمایی به آثار و نتایج کوانتوم وابستهاند علم فیزیک هم ممکن است مورد بیتوجهی واقع شود اما به هر حال برآیند نهایی آن مانند رزونانس مغناطیسی هستهای پژوهیده و مطالعه میشود یکی دیگر از تئوریهای اصلی فیزیک مدرن که نباید نادیده گرفته شود نظریه نسبیت است این نظریه که از دیدگاه ریاضی پیچیدهاست شرح کامل فیزیکی علم شیمی است مفاهیم نسبیتی تنها در برخی از محاسبات خیلی دقیق ساختمان هسته بهویژه در عناصر سنگینتر کاربرد دارند و در عمل تقریباً با شیمی پیوند ندارند ساختار شیمیایی شامل هندسهٔ مولکولی ساختار الکترونی و ساختار کریستالی مولکول است هندسه مولکولی اشاره به آرایش فضایی اتمها در یک مولکول و نحوهٔ چیدمان پیوندهای شیمیایی اتمها باهم میباشد هندسهٔ مولکولی میتواند بسیار ساده باشد مانند اکسیژن دواتمی یا مولکولهای نیتروژن یا بسیار پیچیده باشد مانند پروتئینها یا مولکول دیانای هندسه مولکولی را میتوان تقریباً با استفاده از یک فرمول ساختاری نشان داد ساختار الکترونی توصیف اشغال اوربیتالهای مولکولی یک مولکول توسط الکترونها است نظریهٔ ساختار شیمیایی در دهههای و توسط شیمیدانهای مختلف از جمله فریدریش آگوست ککیوله آرچیبالد اسکات کوپر و الکساندر بوتلروف توسعه داده شد این شیمیدانان نشان دادند که ترکیبات شیمیایی از گروههای فرعی و گروههای عاملی تشکیل شدهاند اما ساختار با نظم مشخصی بر اساس ظرفیت ظرفیت شیمیایی اتمها شکل گرفتهاند ماده بهطور کلی تمام آن چیزی است که اشیاء فیزیکی شامل آن میشوند تا پیش از سدهٔ بیستم میلادی اصطلاح ماده شامل مادهٔ معمولی تشکیل شده از اتمها بود و دیگر پدیدههای انرژی مانند نور یا صدا را در بر نمیگرفت این مفهوم از ماده اکنون به هر گونه چیزی که دارای جرم حتی در حالت سکون گسترش یافته ولی این تعریفها نارسا است زیرا جرم یک شیء خود میتواند در نتیجهٔ حرکت و تعامل انرژیهای احتمالاً بدون جرم بهوجود آید همهٔ چیزهایی را که در زندگی روزمره میتوانیم لمس کنیم از اتمها تشکیل شدهاند این مادههای ساخته شده از اتمها که آنها هم به نوبهٔ خود از تعامل ذرات زیراتمی شکل گرفتهاند معمولاً از یک هسته محتوی پروتون و نوترون و ابری از الکترون در مدار پیرامون هسته ساخته شدهاند ذرات بدون جرم مانند فوتونها ماده در نظر گرفته نمیشوند چرا که آنها نه جرم و نه حجم دارند با این حال تمام ذرات با جرم هم دارای حجم به معنی کلاسیک نیستند زیرا ذرات بنیادی مانند کوارکها و لپتونها که گاهی اوقات با ماده برابرند ذراتی نقطهای در نظر گرفته شدهاند که اندازه و حجم مثری ندارند با این وجود کوارکها و لپتونها با هم ماده معمولی را تشکیل میدهند و اثر متقابل آنهاست که به ایجاد حجم مثر در ذرات مرکب که ماده معمولی را میسازند کمک میکند اتم به یونانی به معنی ناگسستنی تجزیه ناپذیر کوچکترین واحد تشکیل دهنده یک مادهٔ ساده است که میتواند به کمک پیوند شیمیایی به اتمی دیگر متصل گردد تئوری مکتب اتم گرایی که از عقیدهٔ تشکیل مواد از ریزدانههای نادیدنی در برابر عقیده به تفکیکپذیر بودن مواد به ذرات نامتناهی دفاع میکرد از تاریخ باستان شناخته شده بود ابتدا توسط هوشتانه به یونانی اوستن یا اوستانوس که در لشکرکشی خشایارشا به یونان با او همراه بود و در آنجا به آموزش کیمیا میپرداخت طرح گردید مکتب آموزشی او چنان مورد استقبال قرار گرفت که بنا به گفتهٔ پلینی پلینیوس بسیاری از فیلسوفان یونان همچون فیثاغورث امپدکلس دموکریت و افلاطون برای مطالعهٔ آن به خارج سفر کردند پس از او توسط فلاسفهٔ یونان باستان از جمله لئوکیپوس و شاگرد وی دموکریت و همچنین بعدها در هند و در یکی از شش مدرسهٔ هندوئیسم یعنی وایشِشیکا که توسط کاناد بنیان نهاده شده بود تدریس میشد اتم از یک هسته مرکزی با بار مثبت محاطه شده با ابر الکترونی با بار منفی تشکیل شدهاست تعریف دیگری آن را به عنوان کوچکترین واحدی در نظر میگیرد که ماده را میتوان به آن تقسیم کرد بدون اینکه اجزاء بارداری از آن خارج شود اتم ابری الکترونی تشکیلشده از الکترونها با بار الکتریکی منفی که هستهٔ اتم را احاطه کردهاست هسته نیز خود از پروتون که دارای بار مثبت است و نوترون که از لحاظ الکتریکی خنثی است تشکیل شدهاست زمانی که تعداد پروتونها و الکترونهای اتم با هم برابر هستند اتم از نظر الکتریکی در حالت خنثی یا متعادل قرار دارد در غیر این صورت آن را یون مینامند که میتواند دارای بار الکتریکی مثبت یا منفی باشد اتمها با توجه به تعداد پروتونها و نوترونهای آنها طبقهبندی میشوند تعداد پروتونهای اتم مشخصکننده نوع عنصر شیمیایی و تعداد نوترونها مشخصکننده ایزوتوپ عنصر است عنصر در دانش شیمی به مادهای گفته میشود که اتمهای آن تعداد پروتونهای برابر در هستهی خود داشته باشند این عدد تعداد پروتونها که با نماد نشان داده میشود عدد اتمی آن عنصر نام دارد همه اتمهایی که دارای تعداد پروتونهای برابر عدد اتمی برابر باشند ویژگیهای شیمیایی یکسانی دارند اما اتمهای یک عنصر میتوانند دارای تعداد متفاوتی نوترون باشند که ایزوتوپهای آن عنصر نامیده میشوند گاهی نیز برای سادگی به عنصر شیمیایی صرفاً عنصر گفته میشود ویژگیهای شیمیایی اتمهای یک عنصر توسط ساختار الکترونی آنها تعیین میشود که آن نیز به تعداد پروتونهای هسته آن اتم وابسته است عناصر شیمیایی میتوانند در هنگام واکنش شیمیایی با یکدیگر ترکیب شده و تعداد بیشماری ماده شیمیایی بهوجود آورند مثلاً آب نتیجه واکنش عنصرهای هیدروژن و اکسیژن است در این حالت دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن به هم متصل میشوند و مولکولی با فرمول شیمیایی میسازند همین دو عنصر در شرایط متفاوت میتوانند مادهٔ دیگری را به نام هیدروژن پراکسید آب اکسیژنه بسازند که دارای مولکولهای است به همین شکل همه ترکیبهای شیمیایی میتوانند به عناصر سازنده خود تجزیه شوند به عنوان مثال میتوان آب را به کمک برقکافت به عناصر هیدروژن و اکسیژن تبدیل کرد یک ماده خالص که تنها از اتمهای یک عنصر تشکیل شده باشد ماده ساده نامیده میشود چنین مادهای را نمیتوان به ماده دیگری تجزیه کرد از این دیدگاه ماده ساده در برابر ماده مرکب قرار میگیرد به عنوان مثال اکسیژن یک عنصر است اما مادهای را که ما در طبیعت به عنوان گاز اکسیژن شناختهایم در حقیقت یک ماده ساده دو اتمی از این عنصر است که دی اکسیژن یا اکسیژن مولکولی نامیده میشود اوزون شکل دیگری از عنصر اکسیژن است که در طبیعت با فرمول یافت میشود رابطه بین دی اکسیژن و اوزون رابطهای است که به آن دگرشکلی آلوتروپی میگویند به زبان دیگر دی اکسیژن و اوزون دگرشکلهای عنصر اکسیژن هستند الماس و گرافیت نیز دو آلوتروپ برای عنصر کربن هستند عناصر دیگر مانند گوگرد و فسفر هم دارای آلوتروپهای شناختهشدهٔ پرکاربردی هستند عناصر شیمیایی را نمیتوان به کمک واکنشهای شیمیایی معمولی به یکدیگر تبدیل کرد تنها واکنشی که میتوان با استفاده از آن تعداد پروتونهای هسته اتمهای یک عنصر را تغییر داد و یک عنصر را به عنصر دیگری تبدیل کرد یک واکنش هستهای است که آن را واکنش تبدیل هستهای مینامند تا کنون عنصر کشف یا ساخته شدهاند از این تعداد عنصر در طبیعت یافت میشوند و بقیه بهطور مصنوعی و به کمک واکنشهای هستهای در آزمایشگاه ساخته شدهاند از میان همه عناصر عنصر دارای حداقل یک ایزوتوپ پایدار میباشند که به جز عنصر شماره تکنسیم و عنصر شماره پرومتیم همگی دارای عدد اتمی برابر یا پایینتر از هستند به زبان دیگر در جدول تناوبی تنها عناصری که از عنصر بیسموت سبکتر بوده و دارای ایزوتوپ پایدار نمیباشند تکنسیم و پرومتیم هستند ترکیب شیمیایی عبارت است از یک ماده شیمیایی خالص که از دو یا چند عنصر شیمیایی مختلف تشکیل میشود این عناصر به وسیلهٔ پیوند شیمیایی به یکدیگر متصل میشوند و میتوانند به وسیله واکنش شیمیایی به مواد ساده تبدیل گردند هر ترکیب شیمیایی مختلف یک ساختمان شیمیایی تعریف شده منحصر به فرد دارد به عبارت دیگر هر ترکیب نسبت اتمی یکسانی دارد که اتمهای آن با چینش مکانی مشخصی به وسیله پیوند شیمیایی آرایش مییابند ترکیبات شیمیایی ممکن است به صورت ترکیب مولکولی باشند که در این صورت مولکولها با پیوند کووالانسی در کنار هم قرار میگیرند همچنین ممکن است به صورت نمک باشند و به وسیله پیوند یونی به هم پیوند یابند اگر ترکیب مورد نظر تنها شامل فلزات باشد پیوند بین ذرههای آن پیوند فلزی و اگر کمپلکس شیمیایی باشد پیوند بین ذرات آن پیوند داتیو خواهد بود عناصر شیمیایی خالص در گروه ترکیبات شیمیایی قرار نمیگیرند حتی اگر از دو یا چند اتم از یک نوع عنصر مانند و تشکیل شده باشند که پیوندهای دو اتمی یا چند اتمی نامیده میشوند مولکول کوچکترین ذرهٔ یک مادهٔ شیمیایی خالص است که ویژگیهای آن ماده را دارد یک مولکول از دو یا چند اتم تشکیل شده که با پیوند شیمیایی به هم متصلند البته مولکول بعضی عناصر همچون گازهای بیاثر تنها از یک اتم تشکیل شدهاست اتمهای یک مولکول میتواند از یک نوع یا از چند نوع باشد نسبت اتمها در یک مولکول خاص همیشه ثابت است برای مثال در مولکول آب نسبت اتمهای هیدروژن به اکسیژن همیشه است تعداد اتمهای موجود در یک مولکول به وسیلهٔ فرمول شیمیایی آن نشان داده میشود فرمول شیمیایی به تنهایی نشان دهندهٔ ویژگیهای ماده نیست ممکن است دو ماده فرمول شیمیایی یکسانی داشته باشند اما ویژگیهای آنها کاملاً متفاوت باشد برای مثال اتانول و دیمتیل اتر فرمول شیمیایی یکسان اما خواص شیمیایی متفاوت دارند به این مواد ایزومر گفته میشود مول مقداری از هر ماده است که تعداد ذرات بنیادی آن مولکول یا اتم برابر با تعداد اتمهای موجود در گرم از کربن است این تعداد عدد آووگادرو نامیده شده و برابر است با که در واقع مقداری از جسم که تعداد واحدهای بنیادی آن برابر با عدد آووگادرو باشد یک مول است که به صورت واحد بهشمار میرود مواد خالص مادهای است که تنها از یک جزء ساخته شدهاند به عبارت دیگر ماده خالص مادهای است که تنها از یک نوع عنصر یا یک نوع ماده مرکب تشکیل شدهاست مجموعهای از مواد خالص مواد مخلوط را تشکیل میدهند هوا و آلیاژها نمونههایی از مخلوطها هستند به قسمتی همگن و مشخص از یک ماده که در آن خواص فیزیکی و ساختار شیمیایی به صورت پیوسته نه گسسته تغییر کند فاز گفته میشود هر فاز توسط مرزهای حقیقی از فازهای مجاور خودش جدا میشود که به ان فصل مشترک میگویند که در این مرزها خواص به صورت گسسته تغییر میکنند پیوند شیمیایی به نیروهایی که اتمها یا مولکولها را کنار هم نگه میدارد گفته میشود و بر دو دستهاند پیوندهای میان اتمی شامل پیوند کووالانسی پیوند الکترووالانسی پیوند یونی پیوند فلزی و پیوندهای میان مولکولی نیروی واندروالسی پیوند هیدروژنی این پیوندها میتواند بین دو اتم یکسان یا دو اتم متفاوت باشد که در حالت اول آن را مولکول جور هسته و در حالت دوم آن را مولکول ناجور هسته مینامند استحکام پیوند شیمیایی را الکترونگاتیوی یا الکترونگاتیویته تعیین میکند تعداد پیوندهای شیمیایی در مولکولهای مختلف متفاوت است و از یک پیوند در مولکولهای سادهٔ دو اتمی تا پیوندهای بسیار در ماکرومولکولها را شامل میشود انرژی خاصیتی از جسم است که قابل انتقال به اشیای دیگر یا قابل تبدیل به حالتها و شکلهای مختلف است انرژی کمیتی بنیادین است که برای توصیف وضعیت یک ذره شیء یا سامانه به آن نسبت داده میشود گونههای متفاوتی از انرژی شناخته شده و به دستههای متفاوتی طبقهبندی میشوند از آن جمله میتوان انرژی جنبشی انرژی پتانسیل انرژی گرمایی انرژی الکترومغناطیسی انرژی شیمیایی و انرژی الکتریکی و انرژی هستهای را نام برد بجز انرژی هستهای منبع همه گونه انرژیهایی که بشر از آن استفاده میکند خورشید است واکنش شیمیایی فرایندی است که در آن ساختار ذرههای تشکیل دهندهٔ مواد اولیه دچار تغییر میشود یعنی طی آن یک یا چند ماده شیمیایی به یک یا چند ماده شیمیایی دیگر تبدیل میشود تغییراتی که در واکنشی بر روی مواد واکنشدهنده صورت میگیرد بهطور کلی به دو نوع تغییرات فیزیکی و شیمیایی تقسیم میشوند در تغییرات شیمیایی اتصال اتمها به یکدیگر و آرایش الکترونی آنها در واکنشدهندهها تغییر مییابد البته در یک واکنش شیمیایی اتمها نه بهوجود میآیند و نه از بین میروند و تنها ترکیب تجزیه یا بازآرایی میشوند واکنش شیمیایی بیان یک تغییر شیمیایی است که ممکن است با آزاد کردن انرژی به صورت گرما نور یا صوت همراه باشند و تولید گاز تشکیل رسوب یا تغییر رنگ در پی داشته باشند یون به اتم یا مولکولهایی گفته میشود که بار الکتریکی اضافه داشته باشند و این بار میتواند منفی یا مثبت باشد نابرابری تعداد کل الکترونها با پروتونها در یک اتم یا مولکول به آن بار خالص مثبت یا بار خالص منفی الکتریکی میدهد با استفاده از روشهای فیزیکی یا شیمیایی از طریق یونیزاسیون میتوان این پدیده را ایجاد کرد از نگاه شیمیایی اگر یک اتم خنثی یک یا چند الکترون خود را از دست دهد دارای بار خالص مثبت میشود و به عنوان یک کاتیون شناخته میشود و اگر یک اتم خنثی الکترون بیشتری به دست آورد دارای بار خالص منفی میشود و به عنوان یک آنیون شناخته شدهاست به سبب ناهمگونی بار الکتریکی خود کاتیونها و آنیونها یکدیگر را به آسانی جذب و تشکیل ترکیبات یونی مانند نمک را ممکن میسازند پلاسما از مواد گازی تشکیل شدهاست که بهطور کامل در دمای بالا یونیزه شدهاست واکنش اسید و باز یک واکنش شیمیایی است که میان یک اسید و یک باز اتفاق میافتد مفاهیم متعددی که تعاریف دیگری از مکانیزم واکنشهای درگیر و کاربرد آنها در حل مسائل وجود دارد علیرغم تعدد تعاریف مختلف اهمیت آنها در تجزیه و تحلیل هنگام سر و کار داشتن با واکنشهای اسید و باز در حالتهای گازی یا به خصوص مایع یا حتی در حالتهایی که به ندرت دیدهمیشوند مشخص میشود اولین مفاهیم دربارهٔ واکنشهای اسید و باز در حدود سال توسط آنتوان لاووازیه تنظیم شد براساس تعریف سوانت آرنیوس اسید مادهای است که در محلول آبی از هم جدا میشود و یون هیدروژن یک پروتون آزاد میکند ثابت تعادل در اینگونه واکنشهای جداسازی ثابت جداسازی نام دارد پروتون آزاد شده با یک مولکول آب وارد واکنش میشود تا یک هیدرونیوم یا اکسینیوم یون بدهد بعدها آرنیوس پیشنهاد کرد که این جداسازی را با نام واکنش اسید باز شناخته شود بر طبق نظریه اسید باز برونستد لوری اسید مادهای است که پروتون از دست میدهد و باز مادهای است که پروتون میگیرد به عنوان نمونه در واکنش اسید استیک و آب استیک اسید پروتون از دست داده و آب پروتون میگیرد پس استیک اسید اسید و آب به عنوان باز عمل میکند طبق نظریهٔ لوییس مولکولی که بتواند جفت الکترون غیر پیوندی از مولکول دیگری دریافت کند اسید و مولکول دهنده جفت الکترون باز است این نظریه نخستین بار توسط دانشمند مشهور آمریکایی گیلبرت لوویس و در سال ارائه شد اکسایش کاهش نام کلی واکنشهای شیمیایی است که مایه تغییر عدد اکسایش اتمها میشوند این فرایند میتواند دربرگیرنده واکنشهای سادهای همچون اکسایش کربن و تبدیل آن به کربن دیاکسید و کاهش کربن و تبدیل آن به متان یا واکنشهای پیچیدهای چون اکسایش قند در بدن انسان طی واکنشهای چند مرحلهای باشد با کمی اغماض علمی میتوان این فرایند را انتقال یک یا چند الکترون از یک اتم مولکول یا یون به یک اتم مولکول یا یون دیگر دانست در هر واکنش اکسایش و کاهش اتم یا مولکولی الکترون از دست میدهد اکسایش و اتم یا مولکولی دیگر الکترون جذب میکند کاهش مییابد در چنین واکنشی مولکول دهنده اتم اکسیده شده و مولکول گیرنده کاهیده میشود در واقع تعریف ابتدایی اکسایش واکنش یک ماده با اکسیژن و ترکیب شدن با آن بودهاست اما با کشف الکترون اصطلاح اکسایش دقیقتر تعریف شد و کلیه واکنشهایی که طی آن مادهای الکترون از دست میدهد اکسایش نامیده شدند اتم اکسیژن میتواند در چنین واکنشی شرکت داشته یا نداشته باشد در اثر اکسایش عدد اکسایش معمولی یک اتم یا اتمهای یک مولکول در پی حذف الکترونها افزایش مییابد برای نمونه آهن میتواند به آهن اکسید شود تعادل شیمیایی به حالتی گفته میشود که در آن فعالیت شیمیایی و در نتیجه غلظت واکنشگرها و محصولات در واکنش شیمیایی با گذشت زمان تغییر نکند معمولاً این تعادل در شرایطی حاصل میشود که سرعت واکنش رفت با برگشت برابر باشد از دیدگاه ترمودینامیکی تغییرات انرژی آزاد گیبس واکنش در تعادل شیمیایی صفر است کاهش سطح انرژی و افزایش انتروپی بینظمی آن را در دو جهت رفت مستقیم و برگشت معکوس بهطور همزمان پیش میبرند در تعادلهای شیمیایی هیچیک از دو عامل کاهش سطح انرژی و افزایش انتروپی بر دیگری برتری ندارد و به این دلیل تا زمانی که تغییری در شرایط مرزی سیستم رخ ندهد در تعادل خواهد ماند تغییر دما و حجم و فشار سامانه میتواند آن را از تعادل خارج کند و در این حالت واکنش در جهتی که بتواند تأثیر تغییرات اعمال شده را کاهش دهد سرعت بیشتری نسبت به دیگری پیدا میکند قانون شیمیایی آن دسته از قانونهای طبیعت اند که با شیمی مرتبطند پایه ایترین مفهوم در شیمی قانون پایستگی جرم است که بیان میدارد در طی یک واکنش شیمیایی معمولی هیچ جرمی از میان نمیرود پایستگی انرژی منجر به مفهوم مهم تعادل ترمودینامیک و سینتیک میشود واکنشهای شیمیایی تحت قوانین خاصی قرار میگیرند که مفاهیم اساسی در شیمی هستند بعضی از آنها عبارتند از اشعه ایکس پرتوهای آلفا و بتا و گاما و ساختارهای اتمی از جمله موارد مورد بررسی شیمی هستهای هستند زمینههای دیگر عبارتند از شیمی کشاورزی اخترشیمی و کیهانشیمی شیمی جو مهندسی شیمی زیستشناسی شیمیایی شیمیانفورماتیک الکتروشیمی شیمی محیط زیست فمتوشیمی زمینشیمی شیمی سبز ایمونوهیستوشیمی تاریخ شیمی هیدروژنه کردن ایمونوشیمی شیمی دریایی علم مواد شیمی ریاضیاتی مکانوشیمیایی شیمی دارویی زیستشناسی مولکولی مکانیک مولکولی فناوری نانو فراورده طبیعی میشناسی شیمی آلی فلزی پتروشیمی داروشناسی فوتوشیمی شیمی آلی فیزیکی فیتوشیمی شیمی بسپار پرتوشیمی شیمی حالت جامد آواشیمی شیمی فراذرهای علم سطح سنتز شیمیایی ترموشیمی صنایع شیمیایی به بخشی از صنایع گفته میشود که مواد شیمیایی مورد نیاز دیگر صنایع را از طریق تبدیل مواد خام به مواد مورد نیاز تأمین میکند پالایشگاهها و واحدهای پتروشیمی که مواد خام نفتی را به موادی چون سوخت حلال محصولات غذایی رزین و تبدیل میکنند نمونهای از صنایع شیمیایی بهشمار میروند و جز این دسته میباشند آمار در ایران یا احصائیه در افغانستان شاخهای از ریاضیات است که به گردآوری تحلیل تفسیر ارائه و سازماندهی دادهها میپردازد آمار را باید علم و عمل استخراج بسط و توسعهٔ دانشهای تجربی انسانی با استفاده از روشهای گردآوری تنظیم پرورش و تحلیل دادههای تجربی حاصل از اندازهگیری و آزمایش دانست زمینههای محاسباتی و رایانهای جدیدتری همچون یادگیری ماشینی و کاوشهای ماشینی در دادهها در واقع امتداد و گسترش دانش گسترده و کهن از آمار به عهد محاسبات نو و دوران اعمال شیوههای ماشینی در همهجا میباشد و امروزه علم آمار را به علم انجام علوم دیگر مبدل ساخته است علم آمار علم فن فراهم کردن دادههای کمی و تحلیل آنها به منظور بهدستآورن نتایجی که اگرچه احتمالی است اما در خور اعتماد است در صورتی که شاخهای علمی مد نظر نباشد معنای آن دادههایی بهشکل ارقام و اعداد واقعی یا تقریبی است که با استفاده از علم آمار میتوان با آنها رفتار کرد و عملیات ذکر شده در بالا را بر آنها انجام داد بیشتر مردم با کلمه آمار به مفهومی که برای ثبت و نمایش اطلاعات عددی به کار میرود آشنا هستند ولی این مفهوم منطبق با موضوع اصلی مورد بحث آمار نیست آمار عمدتاً با وضعیت هایی سر و کار دارد که در آنها وقوع یک پیشامد بهطور حتمی قابل پیشبینی نیست اسنتاجهای آماری غالباً غیر حتمی اند زیرا مبتنی بر اطلاعات ناکاملی هستند در طول چندین دهه آمار فقط با بیان اطلاعات و مقادیر عددی دربارهٔ اقتصاد جمعیتشناسی و اوضاع سیاسی حاکم در یک کشور سر و کار داشت حتی امروز بسیاری از نشریات و گزارشهای دولتی که تودهای از آمار و ارقام را دربردارند معنی اولیه کلمه آمار را در ذهن زنده میکنند اکثر افراد معمولی هنوز این تصویر غلط را دربارهٔ آمار دارند که آن را منحصر به ستونهای عددی سرگیجهآور و گاهی یک سری شکلهای مبهوتکننده میدانند بنابراین یادآوری این نکته ضروری است که نظریه و روشهای جدید آماری از حد ساختن جدولهای اعداد و نمودارها بسیار فراتر رفتهاند آمار به عنوان یک موضوع علمی امروزه شامل مفاهیم و روشهایی است که در تمام پژوهشهایی که مستلزم جمعآوری دادهها به وسیله یک فرایند آزمایش و مشاهده و انجام استنباط و نتیجهگیری به وسیله تجزیه و تحلیل این دادهها هستند اهمیت بسیار دارند علم آمار مبتنی است بر دو شاخه آمار توصیفی و آمار استنباطی در آمار توصیفی با داشتن تمام اعضا جامعه به بررسی خصوصیتهای آماری آن پرداخته میشود در حالی که در آمار استنباطی با بدست آوردن نمونهای از جامعه که خصوصیات اصلی جامعه را بیان میکند در مورد جامعه استباط آماری انجام میشود در نظریهٔ آمار اتفاقات تصادفی و عدم قطعیت توسط نظریهٔ احتمالات مدلسازی میشوند در این علم مطالعه و قضاوت معقول در بارهٔ موضوعهای گوناگون بر مبنای یک نمونه انجام میشود و قضاوت در مورد یک فرد خاص اصلاً مطرح نیست از جملهٔ مهمترین اهداف آمار میتوان تولید بهترین اطلاعات از دادههای موجود و سپس استخراج دانش از آن اطلاعات را ذکر کرد به همین سبب است که برخی از منابع آمار را شاخهای از نظریه تصمیمها بهشمار میآورند از طرف دیگر میتوان آن را به دو بخش آمار کلاسیک و آمار بیز تقسیمبندی کرد در آمار کلاسیک که امروزه در دانشگاهها و دبیرستانها تدریس میگردد ابتدا آزمایش و نتیجه را داریم و بعد بر اساس آنها فرضها را آزمون میکنیم به عبارت دیگر ابتدا آزمایش انجام میشود و بعد فرض آزمون میگردد در آمار بیزی ابتدا فرض در نظر گرفته میشود و دادهها با آن مطابقت داده میشوند به عبارت دیگر در آمار بیزی یک پیش داریم توزیع پیشین و بعد از مطالعه دادهها و برای رسیدن به آن توزیع پیشین توزیع پسین را در نظر میگیریم علم آمار یکی از علوم مرتبط با علم دادهها است شامل برنامهریزی و جمعبندی و تفسیر مشاهدات غیر قطعی است بهشکلی که مطالعات تجربی و مشاهداتی هدف کلی برای یک پروژه تحقیقی آماری بررسی حوادث اتفاقی بوده و به ویژه نتیجهگیری روی تأثیر تغییرات در ارزش شاخصها یا متغیرهای غیروابسته روی یک پاسخ یا متغیر وابسته است دو شیوه اصلی از مطالعات آماری تصادفی وجود دارد مطالعات تجربی و مطالعات مشاهداتی در هر دو نوع از این مطالعات اثر تغییرات در یک متغیر یا متغیرهای غیر وابسته روی رفتار متغیرهای وابسته مشاهده میشود اختلاف بین این دو شیوه در چگونگی مطالعهای است که عملاً هدایت میشود یک مطالعه تجربی در بردارنده روشهای اندازهگیری سیستم تحت مطالعهاست که سیستم را تغییر میدهد و سپس با استفاده از روش مشابه اندازهگیریهای اضافی انجام میدهد تا مشخص سازد که آیا تغییرات انجام شده مقادیر شاخصها را تغییر میدهد یا خیر در مقابل یک مطالعه نظری مداخلات تجربی را در بر نمیگیرد در عوض دادهها جمعآوری میشوند و روابط بین پیشبینیها و جواب بررسی میشوند یک نمونه از مطالعه تجربی مطالعات مشهور است که تلاش کرد تا تغییرات در محیط کار را در کمپانی الکتریک غربی بیازماید محققان علاقهمند بودند که آیا افزایش نور میتواند کارایی را در کارگران خط تولید افزایش دهد محققان ابتدا کارایی را در کارخانه اندازهگیری کردند و سپس میزان نور را در یک قسمت از کارخانه تغییر دادند تا مشاهده کنند که آیا تغییر در نور میتواند کارایی را تغییر دهد به واسطه خطا در اقدامات تجربی به ویژه فقدان یک گروه کنترل محققاتی در حالی که قادر نبودند آنچه را که طراحی کرده بودند انجام دهند قادر شدند تا محیط را با شیوه آماده سازند یک نمونه از مطالعه مشاهداتی مطالعه ایست که رابطه بین سیگار کشیدن و سرطان ریه را بررسی میکند این نوع از مطالعه بهطور اختصاصی از شیوهای استفاده میکند تا مشاهدات مورد علاقه را جمعآوری کند و سپس تجزیه و تحلیل آماری انجام دهد در این مورد محققان مشاهدات افراد سیگاری و غیر سیگاری را جمعآوری میکنند و سپس به تعداد موارد سرطان ریه در هر دو گروه توجه میکنند مقالهٔ اصلی احتمالات در زبان محاوره احتمال یکی از چندین واژهای است که برای دانسته یا پیشامدهای غیر مطمئن به کار میرود و کم و بیش با واژههایی مانند ریسک خطرناک نامطمئن مشکوک و بسته به متن قابل معاوضهاست شانس بخت امتیاز و شرطبندی از لغات دیگری است که نشان دهنده برداشتهای مشابهی است همانگونه که نظریه مکانیک به تعاریف دقیق ریاضی از عبارات متداولی مثل کار و نیرو میپردازد نظریه احتمالات نیز تلاش دارد تا مفاهیم و برداشتهای مربوط به احتمالات را کمیسازی کند آمار مدرن برای انجام بعضی از محاسبات خیلی پیچیده و بزرگ به وسیله رایانهها استفاده میشود کل شاخههای آمار با استفاده از محاسبات کامپیوتری انجامپذیر شدهاند برای مثال شبکههای عصبی انقلاب کامپیوتری با یک توجه نو به آمار آزمایشی و شناختیک رویکردهایی برای آینده آمار داشتهاست یکی از مهمترین کاربردهای آمار و احتمال با استفاده از رایانه شبیهسازی است شبیهسازی نسخهای از بعضی وسایل حقیقی یا موقعیتهای کاری است شبیهسازی تلاش دارد تا بعضی جنبههای رفتاری یک سیستم فیزیکی یا انتزاعی را به وسیله رفتار سیستم دیگری نمایش دهد شبیهسازی در بسیاری از متون شامل مدلسازی سیستمهای طبیعی و سیتمهای انسانی استفاده میشود برای به دست آوردن بینش نسبت به کارکرد این سیستمها در تکنولوژی و مهندسی ایمنی که هدف آزمون بعضی سناریوهای عملی در دنیای واقعی است از شبیهسازی استفاده میشود در شبیهسازی با استفاده از یک شبیهساز یا وسیله دیگری در یک موقعیت ساختگی میتوان آثار واقعی بعضی شرایط احتمالی را بازسازی کرد شبیهسازیهای آموزشی بهطور خاص در یکی از چهار گروه زیر قرار میگیرند الف شبیهسازی زنده جایی که افراد واقعی از تجهیزات شبیهسازی شده یا آدمک در دنیای واقعی استفاده میکنند ب شبیهسازی مجازی جایی که افراد واقعی از تجهیزات شبیهسازی شده در دنیای شبیهسازی شده یا محیط واقعی استفاده میکنند یا ج شبیهسازی ساختاری جایی که افراد شبیهسازی شده از تجهیزات شبیهسازی شده در یک محیط شبیهسازی شدهاستفاده میکنند اغلب به عنوان بازی جنگی نامیده میشود زیرا که شباهتهایی با بازیهای جنگی رومیزی دارد که در آنها بازیکنان سربازان و تجهیزات را اطراف یک میز هدایت میکنند د شبیهسازی ایفای نقش جایی که افراد واقعی نقش یک کار واقعی را بازی میکنند بهطور سنتی مدل برداری رسمی سیستمها از طریق یک مدل ریاضی بودهاست به نحوی که تلاش در جهت یافتن راه حل تحلیلی برای مشکلات بودهاست که پیشبینی رفتار سیستم را با استفاده از یک سری پارامترها و شرایط اولیه ممکن ساختهاست شبیهسازی کامپیوتری اغلب به عنوان یک ضمیمه یا جانشین برای سیستمهای مدلسازی است که در آنها راه حلهای تحلیلی بسته ساده ممکن نیست انواع مختلفی از شبیهسازی کامپیوتری وجود دارد که وجه مشترک همه آنها در این است که تلاش میکند تا یک نمونه از برنامهای برای یک مدل تولید کنند که در آن امکان محاسبه کامل تمام حالات ممکن مدل مشکل یا غیرممکن است بهطور رو به افزونی معمول شدهاست که نام انواع مختلفی از شبیهسازی شنیده میشود که به عنوان محیطهای صناعی اطلاق میشوند این عنوان اتخاذ شدهاست تا تعریف شبیهسازی عملاً به تمام دستاوردهای حاصل از رایانه تعمیم داده شود شبیهسازی در علم رایانه در برنامهنویسی کامپیوتری یک شبیهساز اغلب برای اجرای برنامهای مورد استفاده قرار میگیرد که انجام آن برای رایانه با مقداری دشواری همراه است برای مثال شبیهسازها معمولاً برای رفع عیب یک ریزبرنامه استفاده میشوند از آن جایی که کار کامپیوتر شبیهسازی شدهاست تمام اطلاعات در مورد کار رایانه مستقیماً در دسترس برنامه دهندهاست و سرعت و اجرای شبیهسازی را میتوان تغییر داد همچنین شبیهسازها برای تفسیر درختهای عیب یا تست کردن طراحیهای منطقی قبل از ساخت مورد استفاده قرار میگیرند در علم رایانه نظریه عبارت شبیهسازی نشان دهنده یک رابطه بین سیستمهای انتقال وضعیت است که این در مطالعه مفاهیم اجرایی سودمند است شبیهسازی در تعلیم و تربیت شبیهسازیها در تعلیم و تربیت گاهی مثل شبیهسازیهای آموزشی هستند آنها روی وظایف خاص متمرکز میشوند در گذشته از ویدئو برای معلمین و دانش آموزان استفاده میشود تا مشاهده کنند مسائل را حل کنند و نقش بازی کنند هرچند یک استفاده جدید تر از شبیهسازیها در تعلیم و تربیت شامل فیلمهای انیمیشن است ها نوعی فیلم ویدئویی کارتون مانند با داستانهای تخیلی یا واقعی هستند که برای آموزش و یادگیری کلاس استفاده میشوند ها برای ارزیابی آگاهی مهارتهای حل مسئله و نظم بچهها و معلمین قبل و حین اشتغال کارایی دارند شکل دیگری از شبیهسازی در سالهای اخیر با اقبال در آموزش بازرگانی مواجه شدهاست شبیهسازی بازرگانی که دارای یک مدل پویا است که آزمون استراتژیهای بازرگانی را در محیط فاقد خطر مهیا میسازد و محیط مساعدی برای مباحث مطالعه موارد ارائه میدهد واژگانی که درک مفهوم آنها در علم آمار مهم است عبارتاند از به عبارت دیگر این مقیاس نه تنها قادر است افراد را با توجه به خصوصیت مشخصی گروهبندی کند و رتبهها را درون گروههای مشخص سازد بلکه قادر است مقدار این تفاوت را اندازهگیری و تفاوت بین اشخاص را مشخص سازد در حقیقت نه تنها ترتیب اشیا بلکه فاصله بین آنها نیز مشخص میگردد علاوه بر آن در این مقیاس مبدأ صفر وجود ندارد برای مثال در یک آزمون نمره یک دانش آموز و نمره دیگری است بنابراین مقیاس فاصلهای با فراهم آوردن واحد ثابت اندازهگیری به تفاوت بین اعداد معنا میدهد آمار علم وسیعی است که راههای جمعآوری خلاصهسازی و نتیجهگیری از دادهها را مطالعه میکند این علم برای طیف وسیعی از علوم دانشگاهی از فیزیک و علوم اجتماعی گرفته تا انسانشناسی و همچنین تجارت حکومت داری و صنعت کاربرد دارد هنگامی که دادهها جمعآوری شدند چه از طریق یک روش نمونه برداری خاص یا به وسیله ثبت پاسخها در قبال رفتارها در یک مجموعه آزمایشی طرح آزمایش یا به وسیله مشاهده مکرر یک فرایند در طی زمان سریهای زمانی خلاصههای گرافیکی یا عددی را میتوان با استفاده از آمار توصیفی به دست آورد الگوهای موجه در دادهها سازمان بندی میشوند تا نتیجهگیری در مورد جمعیتهای بزرگتر به دست آید که این کار با استفاده از آمار استنباطی صورت میگیرد و تصادفی بودن و عدم قاطعیت در مشاهدات را شناسایی میکند این استنباطها ممکن است به شکل جوابهای بله یا خیر به سالات باشد آزمون فرض خصوصیات عددی را برآورد کند تخمین پیشگویی مشاهدات آتی باشد توصیف ارتباطها باشد همبستگی یا مدلسازی روابط باشد رگرسیون شبکه توصیف شده در بالا گاهی اوقات به عنوان آمار کاربردی اطلاق میشود در مقابل آمار ریاضی یا سادهتر نظریه آماری که از نظریه احتمال و آنالیز برای بهکارگیری آمار بر روی یک پایه نظریه محکم استفاده میکند مراحل پایه برای انجام یک تجربه عبارتاند از برنامهریزی تحقیق شامل تعیین منابع اطلاعاتی انتخاب موضوع تحقیق و ملاحظات اخلاقی برای تحقیق و روش پیشنهادی طراحی آزمون شامل تمرکز روی مدل سیستم و تقابل متغیرهای مستقل و وابسته خلاصهسازی از نتایج مشاهدات برای جامعیت بخشیدن به آنها با حذف نتایج آمار توصیفی رسیدن به اجماع در مورد آنچه مشاهدات دربارهٔ دنیایی که مشاهده میکنیم به ما میگویند استنباط آماری ثبت و ارائه نتایج مطالعه چهار نوع اندازهگیری یا مقیاس اندازهگیری در آمار استفاده میشود چهار نوع یا سطح اندازهگیری ترتیبی اسمی بازهای و نسبی دارای درجات متفاوتی از سودمندی در بررسیهای آماری دارند اندازهگیری نسبی در حالی که هم یک مقدار صفر و فاصله بین اندازههای متفاوت تعریف میشود بیشترین انعطافپذیری را در بین روشهای آماری دارد که میتواند برای تحلیل دادهها استفاده شود مقیاس تناوبی با داشتن فواصل معنی دار بین اندازهها اما بدون داشتن میزان صفر معنی دار مثل اندازهگیری بهره هوشی یا اندازهگیری دما در مقیاس سلسیوس در تحقیقات آماری استفاده میشود صفت آماری هر ویژگی مربوط به هر واحد جامعه را یک صفت آماری یا به اختصار یک صفت برای آن واحد آماری است اگر یک واحد آماری یک انسان باشد گروه خون وزن میزان سواد میزان درآمد درجه حرارت بدن و تعداد خانوار هر کدام یک صفت آماری برای آن واحد است صفتهای آماری دو دسته کلی هستند صفت مشخصه صفت متغیر جبران خلیل جبران ژانویه آوریل اهل بشری لبنان و نویسندهٔ لبنانی آمریکایی و نویسنده کتاب پیامبر بود او در ششم ژانویه سال در خانوادهای مسیحی مارونی منسوب به مارون قدیس که به خلیل جبران شهرت داشتند در البشری ناحیهای کوهستانی در شمال لبنان به دنیا آمد مادرش زنی هنرمند بود که کامله نام داشت مادر جبران کامله رحمه سی ساله بود که جبران را از شوهر سومش خلیل جبران به دنیا آورد شوهرش مردی بی مسئولیت بود و خانواده را به ورطه فقر کشاند جبران خلیل یک برادر ناتنی به نام پیتر شش سال بزرگتر از خودش و دو خواهر کوچکتر به نامهای ماریانه و سلطانه داشت که در تمام عمرش به آنها وابسته بود از آنجا که جبران در فقر بزرگ میشد از تحصیلات رسمی بی بهره ماند و آموزشهایش محدود به ملاقاتهای منظم با یک کشیش روستایی بود که او را با اصول مذهب و انجیل و زبانهای سریانی و عربی آشنا کرد در ژوئن سال جبران در دوازده سالگی با مادر برادر و دو خواهرش لبنان را ترک و به ایالات متحده آمریکا رفت و در بوستون ساکن شد وی در بوستون به مدرسه رفت در مدرسه اشتباهی در ثبت نام نام او را برای همیشه تغییر داد و به کهلیل جیبران تبدیل کرد که علیرغم تلاشهایش برای بازیابی نام کامل تا پایان عمرش بر جا ماند دختر جوانی به نام ژوزفین پی بادی که ثروت سرشاری از ذوق و فرهنگ داشت دل به محبت این جوان بست و در رشد و کمال او بسیار مثر واقع شد وی در آمریکا به نگارگری پرداخت زنان دیگری نیز بعدها در زندگی جبران ظاهر شدند که از همه مهمتر خانم مری هسکل و شارلوت تیلر هستند این دو زن به ویژه خانم هسکل شاید بیشترین تأثیر را در زندگی فرهنگی و هنری و حتی اقتصادی جبران داشتهاند اما جبران پس از حدود سه سال اقامت در آمریکا به شوق زادگاه و عشق به آشنایی با زبان و فرهنگ بومی خویش به وطن بازگشت جبران که به کمک فرد هلند دی کمکم وارد حلقه بوستونیها شده بود و شهرت کوچکی به هم زده بود با نظر خانوادهاش تصمیم گرفت به لبنان برگردد تا تحصیلاتش را به پایان برساند و عربی بیاموزد جبران در سال وارد بیروت شد و به مدرسه الحکمه رفت جبران در این دوره کتاب مقدس را به زبان عربی خواند و با دوستش یوسف حواییک مجلهای به نام المناره منتشر کرد که حاوی نوشتههای آن دو و نقاشیهای جبران بود جبران دانشگاه را در سال و در حالیکه زبانهای عربی و فرانسه را آموخته بود و در سرودن شعر به مهارت رسیده بود تمام کرد در این هنگام رابطهاش با پدرش قطع شد و از او جدا شد و زندگی محقر و فقیرانهای را از سر گرفت در همان هنگام شنید که برادر ناتنیاش سل گرفته خواهرش سلطانه مشکل رودهای دارد و مادرش گرفتار سرطان است با شنیدن خبر بیماری هولناک سلطانه جبران در ماه مارس لبنان را ترک کرد اما دیر رسید و سلطانه در چهارده سالگی درگذشته بود در همان سال پیتر به بیماری سل و مادرش به سرطان درگذشتند تاجیکِستان با نام رسمی جمهوری تاجیکستان کشوری کوهستانی و دربرگرفته شده در خشکی است که با دست کم هشت میلیون تن آمار در سال میلادی و کرانهای نزدیک به در آسیای میانه جای دارد تاجیکستان کوچکترین کشور آسیای میانه است و با افغانستان از جنوب ازبکستان از غرب قرقیزستان از شمال و جمهوری خلق چین از شرق هم مرز است پایتخت و بزرگترین شهر این کشور دوشنبه است زبان رسمی این کشور زبان تاجیکی براساس الفبای سیریلیک است سرزمینی که امروزه تاجیکستان نامیده میشود پیشتر زادگاه فرهنگهای باستانی بسیاری بودهاست که نشانه های برخی از آنها در میدان باستانی سرزم یافت شدهاست در دوران نوسنگی و در عصر برنز و در سدههای پس از آن فرهنگها و دین های گوناگونی در این سرزمین بوده اند که از میان آنها میتوان تمدن آمودریا فرهنگ آندرونوو آیین بودایی مسیحیان نسطوری مزدیسنا آیین مانوی و بعدها اسلام را نام برد پادشاهان و فرمانرواییهایی همچون شاهنشاهی هخامنشی شاهنشاهی کوشانی شاهنشاهی ساسانی هپتالیان سامانیان امپراتوری مغول تیموریان امپراتوری روسیه و اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی نیز بر این سرزمین فرمانروایی داشتند سرانجام پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال میلادی تاجیکستان مستقل آزاد شد ولی در همین زمان درگیر جنگی داخلی گردید که از سال تا بهدرازا کشید شیوه کشورداری تاجیکستان ریاستی است که چهار استان دارد بیشتر هشت میلیون تن آمار تاجیکستان تاجیکها هستند که به زبان پارسی سخن میگویند بسیاری از تاجیکستانیها به زبان روسی نیز در جایگاه زبان دوم توانمند هستند استان مختار کوهستان بدخشان با اینکه آمار مردم پراکنده دارد دارای مردمانی با گوناگونی گویشهای گوناگون است گویشهایی همچون روشنی شُغنانی اشکاشمی و وَخی نزدیک به تاجیکستان را رشتهکوههای بلند شاخه ای از تیانشان پامیر و آلای دربر گرفتهاست این کشور دارای یک اقتصاد گذار است که به سختی به کمکهای پولی و تولیدات آلومینیم و پنبه وابسته است خاستگاه واژهٔ تاجیک ناشناخته است مفهوم و معنای این واژه تاریخی در چند مقالهٔ دانشیک علمی ریشه یابی و بررسی شدهاست در اینجا دیدگاههای چند تن از دانشمندان بهگونهٔ فشرده در مورد تاریخ واژهٔ تاجیک آورده شدهاست تاجیک نام تبارهای داها بوده پارتها و اشکانیان دئی تاجیک و دجیک خوانده میشدند تاجیک نامی است که ترکها بر ایرانیان نهادند از آنجا که ایرانیان پارسی کلاهی تاج مانند بر سر مینهادند تاجیک از تای است و همریشه با واژهٔ یونانی تگاس به معنای پیشوا و ددیک تاجیک از ریشه تژی در زبان سکایی است تاجیک صفت زاب وابسته است از واژه تاج نام یک قبیله تاجیک به معنی آریایی و پاک و بزرگوار و اصیلزاده و میهماننواز بهار در سبکشناسی آورده ایرانیان از دیرباز بمردم بیگانه تاچیک یا تاژیک میگفتهاند چنانکه یونانیان بربر و تازیان عربها اعجمی یا عجم گویند این سخن در زبان فارسی دری نو تازی گفته شد و رفتهرفته ویژهٔ تازیان گردید ولی در توران و فرارود ماوراءالنهر گویش کهن باقی و به بیگانه تاچیک میگفتند و پس از درهمآمیزی ترکان آلتایی با فارسیزبانان آن سامان واژهٔ تاچیک بهمان معنی اندر وارد زبان ترکی شد و فارسیزبانان را تاجیک خواندند و این واژه به فارسیان نامیده شد و ترک و تاجیک گفته شد بههرحال اثبات بازنمایی اینکه واژهٔ تاجیک پیش از گرفته شدن آسیای میانه بدست ترکان کاربرد داشته بسیار دشوار است و اینکه از سدهٔ پانزدهم و پس از آن باشندگان مردم ایرانی سرزمین خود را تاجیک مینامیدند تا خودشان را از ترکها جدا کنند همچنان که سراینده میر علی شیرنوایی هم این را گفتهاست سعدی میگوید همینطور هنگامی که ما به نوشتارهای چه نثر ناسروده و چه نظم سروده فارسی برمیگردیم درمی یابیم که در همگی این متن ها از روزگار سعدی به زمان ما واژهٔ تاجیک جایگزین کلمه پارسی و فارسیزبان بودهاست نه واژهٔ پارسی یا ایرانی یا فارسیزبان بلکه خود واژهٔ تاجیک بهکاربرده شدهاست بر این پایه واژهٔ تاجیک میتواند برابری برای پارسی باشد و تاجیکها زیرگروهی از مردمان ایرانیتبار و مردمان ایرانیزبان هستند تاجیکستان دربردارندهٔ بخشهای کهن خجند فرغانه زرافشان و پامیر است این بخشهای چهارگانه هیچگاه همبستگی سیاسی امروزی را نداشتند و هرکدام از آنها در درازنای تاریخ بخشی از ایران بودند از این رو سرزمین تاجیکستان را نمیتوان پایهٔ تاریخ آن کشور قرار داد هرچند که تاجیکان خود را بازماندهٔ سغدیان بلخیان خوارزمیان و سکاییان میدانند کهنترین نشانههای یافتشده در تاجیکستان وابسته به مغارهٔ شخته در پامیر خاوری شرقی است که از آنِ روزگار دورهٔ میانسنگیاند و نیز بقایای کهنترین خانهها در جلگههای پایین دستی جنوبی تاجیکستان شناسایی شدهاست و وابسته به روزگار نوسنگی است شمار بسیاری از زیستگاههای گروههای انسانی همراه با ابزارها و وسیلههای آنها وابسته به عصر برنز در قیراقوم کاوش شدهاست آثار عصر آهن نخستین به ویژه در پامیر فراوان است و بیشتر به تیرههای کوچندهٔ سکایی وابسته است در دوران تاریخی تا زمان راهیابی اسلام به تاجیکستان قلمروی کنونی تاجیکستان در مرزهای قلمروی فرمانروایی های بلخ در جنوب و سغد در شمال بود که با رشتهکوههایی که امروزه ترکستان خوانده میشوند از یکدیگر جدا میشدند نخستین دادههای تاریخی از بلخ و سغد در سنگنوشتهٔ داریوش بزرگ در بیستون بازتاب دارد که بر پایهٔ این بنمایه منبع این دو سرزمین در آن روزگار در شمار ساتراپهای خراجگزار شاهنشاهی هخامنشی بودهاند از این روزگار در قبادیان جا گرفته در کافرنهان سفلا نشانههایی به دست آمدهاست برای نمونه قلعهٔ میر در نزدیکی آبادی آبادی ناصر خسرو که دربرگیرندهٔ خانهای گلین است تخت سنگین نیز که در پایان سدهٔ میلادی به دست گنجیابان گویا در تخت سنگین یافت شدهاست دارای ابزارهای زرین طلا و نقرهٔ سکایی بوده که رنگ و بوی فرهنگ و هنر هخامنشی دارد پس از شاهنشاهی هخامنشیان اسکندر مقدونی در سال پیش از میلاد به آن سوی جیحون و سیحون لشکرکشی کرد که جنگهای آن چندین سال به درازا کشید در دور کردن مقدونیان اسپنتمان سرداری سغدی از خود دلاوریها نشان داد سلوکوس یکم جانشین اسکندر در سرزمینهای گرفتهشدهٔ شرقی او آپاما دختر اسپنتمان را به عقد خود درآورد و فرزندشان آنتیوخوس پس از پدر به پادشاهی ایران و سوریه رسید پس از اسکندر تاجیکستان بخشی از فرمانروایی یونانی دولت یونانی بلخ شد تاجیکستان شمالی شهرهای خجند و پنجکنت بخشی از سغد شدند گروهی از دولت شهرهایی که به دست سکاها و تیرههای کوچنشین یوئهچی نزدیک به سال پیش از میلاد رهبری میشدند راهِ ابریشم از میان این سرزمین میگذشت و چانگ چیان در زمان شاهنشاه وو مایهٔ برپایی پیوندهای بازرگانی میان فرمانروایی یونانی بلخ و دودمان هان شد کوشانیان که گروهی از تیرههای یوئهچی بودند در سدهٔ یکم میلادی بر بلخ چیره شدند و چیرگی خود را تا سدهٔ میلادی نگهداری کردند در قلمرو کوشانیان افزون بر دین مزدیسنا که از دیرباز در آنجا گسترده بود آیینهای مانوی و بودایی نیز رواج داشت آیین آیین بودا به گمانهای ازسوی کانیشکا پشتیبانی میشد و فراوانی یادگارهای بودایی در دو سوی جیحون گواه بر راهیابی فرهنگ هندی در آن گستره است در پایان سدهٔ چهارم میلادی باختر و تخارستان از قلمرو فرمانروایی کوشانی به بچنگ ساسانیان درآمد در نیمههای سدهٔ ششم میلادی مردمان تُرک بیابانگرد اندک اندک به آسیای میانه آمدند و با ساسانیان درگیر شدند در این زمان سرزمینهای کنونی تاجیکستان جنوبی و ازبکستان و ترکمنستان در مرز ایران و بخشهای شمالی در دست ترکها بود این نوآمدگان رفتهرفته با ایرانیزبانان درآمیختند و ایشان را در خود ناپدید ساختند در میانههای سدهٔ میلادی هپتالیان را شکست دادند و فرمانروایی پهناور گرچه ناپایداری را پدید آوردند که فرارود و همچنین شهرهای سغد را فرمانبردار خود ساختند در آستانهٔ تاخت و تاز عربها سغد و بلخ دو کانون برجسته فرهنگ و تمدن ایرانی بودند سغد بیشتر به بازرگانی و صنعتگری و بلخ بیشتر به کشاورزی گرایش داشت و این چگونگی تا امروز نیز در شمال و جنوب تاجیکستان نمایان است به فراخور گذران ناهمسان رویدادهای مردمی دو سرزمین نیز ناهمگن بود بلخ همانند باخترِ فلات ایران از دیرباز دارای کشورمداری دولت بزرگ و یکدست بود که درآمدهای آن از کشاورزان دهقانان زمیندار فراهم میشد بزرگ سرمایه داران در کوشکهای بیمانندی میزیستند که پیرامونشان کشتزارها و روستاها گرد میآمدند ولی سغدیان بیشتر شهرنشین بودند و هر شهر فرمانروایی جداگانه بهشمار میآمد فرهنگ چیره شده در سغد بیشتر دنیوی و در بلخ بیشتر دینی بود آنچه بر روزگار باستانی سغد و بلخ پایان نهاد پیروزیهای عرب در مرو تخارستان خوارزم و جز آنها بود که یک سده به درازا کشید و با شکست سپاهیان چینی در سال میلادی در کارزار تراز چیرگی عربها بر سراسر فرارود آشکار شد مسلمانان کمابیش از سال پنجاه تا آغازین سالهای دههٔ هجری قمری ماهشیدی بر ارزشمندترین ولایتهای این سرزمین چیره شدند و اسلام کمکم در میان مردم راه یافت در سدههای و قمری ماوراءالنهر فرارود شاهد بالندگی فرهنگ و آیین ایرانی و رواج دوبارهٔ بازرگانی و هنرِ سازندگی بود جغرافیانویسان آن روزگار فرارود را در زمرهٔ آبادترین سرزمینهای اسلامی یاد کردهاند کاوشهای باستانشناسی نیز رشد و گسترش شهرها و افزایش بیمانند جمعیت در آن دوران را نمایان میکند دورهٔ سامانی که با نوزایی فرهنگی فرارود و خراسان برابر بود از نگاه تاریخنویسان امروزیِ تاجیک آخرین گامِ شکلگیریِ قومیت تبار تاجیک بهشمار میآید ارزش این روزگار بیشتر برای پیدایش زبان ادبی فارسی دری است که سرانجام شالودهٔ ملیت تاجیکان آسیای میانه و بنیان وجودی هستی جمهوری تاجیکستان شد با فراگیر شدن فارسی دری در جایگاه زبان ارتباطی مردمان ایرانی زبانهای ایرانی سغدی بلخی و خوارزمی رفتهرفته رنگ باختند و فرهنگهای بومی نیز در فرهنگ پهناوری که ادب فارسی نمایانگرش بود آمیخته شد در بازهٔ سالهای تا قمری تاجیکستان بخشی از قلمرو سامانیان بود تا اینکه ترکان قراخانی با بهچنگ آوردنِ بخارا سامانیان را سرنگون کرده و بر آسیای میانه چیره شدند در نیمهٔ دوم سدهٔ پنجم ترکان سلجوقی با تاختوتاز به آسیای میانه قراخانیان را خراجگزار خود کردند سلطان محمد خوارزمشاه در سال قمری قراخانیان را سرنگون کرد کوچ ترکان از سوی شمال باعث شد که پس از سامانیان و غزنویان فرارود به چنگ دودمانهای ترک درآید که خود سرانجام در حملهٔ مغول شکست خورد با ورود مغولان به آسیای میانه از سال تا قمری دولت خوارزمشاهیان فروپاشید در یورش مغول به فرغانه تیمور ملک فرماندار خجند تسلیم نشد و در برابر مغولها از خود ایستادگی نشان داد تیمور ملک را شاعران و نویسندگان امروز تاجیک در جایگاه قهرمان ملی ستودهاند و بارها زمینهٔ آفرینشهای ادبی قرار دادهاند از آن پس تا سال بعد قبیلههای گوناگون از جمله جغتاییها بر آسیای میانه چیره بودند تا اینکه تیمور در قمری دولت مستقل خود را در این سرزمین بنا نهاد و همچنین تاجیکستان کنونی را به چنگ آورد دورهٔ تیموریان از دورههای رونق بازرگانی و شهرآیینی فرارود است در این دوره ساختمانهای بزرگ و باشکوه بنا شد که بهویژه سمرقند آوازهٔ جهانی خود را وامدار آنهاست اما در تاجیکستان نیز یادگارهای فراوانی از روزگار تیموری برجای ماندهاست که از نگاه تاریخِ ساختمانسازی دامنهاش تا دورهٔ شیبانیان کشیده میشود و بیشتر دنبالهرویِ روشِ معماری سمرقندی است از آن دسته است بارگاه امیر سید علی همدانی پیشوای بزرگ صوفیان در سدهٔ قمری در کولاب از دیگر آثار کولاب آرامگاه یارمحمد ولی در روستای بخارک و مسجد و آرامگاه شاه خاموش در لنگر کلان است مسجد و مزار مولانا یعقوب چرخی در نزدیکی شهر دوشنبه و آرامگاه وابسته به عبدالقادر گیلانی نیز بر رونق بازار صوفیگری در آن روزگار گواه است مجموعهٔ نامیده شده به شیخ مصلحالدین دارای بناهایی از سدههای قمری و دیدنیترین یادگار شهر خجند است نمازگاههای نوگلیم و عبدالله خان در اسفره و مسجد کوک گنبد و مزار بابا طغا و مجتمع سرمزار در اوراتپه نیز از آثار سدههای ق بهشمار میآید سدههای قمری میلادی زمانهٔ بالندگی معماری فراورد است و تاجیکستان هم از یادگارهای این روزگار بیبهره نیست بیشتر این سازهها آرامگاههای پیشوایان دین و امیران است از آن دسته است آرامگاه خواجه مشهد طلا حلاجی خواجه سرباز خواجه دُربد و آق مزار در شهر توز مزار محمد بشارا در پنجکنت آرامگاه خواجه نقشران در نزدیکی ریگر تورسونزادهٔ کنونی آرامگاه امیر حمزه و مزار چارکوه در اسفره و آرامگاه حضرت شاه در اوراتپه برخی از این ساختهها حالتی نیمهویران دارند دو نیایشگاه از دهکدههای اشت و اسکادر که در موزهٔ بهزاد شهر دوشنبه نگهداری میشود از نمونههای برجستهٔ گچبری روزگار سامانیان است نامیترین بنای دورهٔ سامانی آرامگاه وابسته به نصر بن احمد در بخارا است که اگر چه از قلمرو تاجیکستان بیرون مانده اما تاجیکان آن را از یادگارهای تاریخی خود میشمارند دولت تیموریان در آغاز سدهٔ دهم قمری با یورش ازبکهای شیبانی از میان رفت با چیرگی ازبکان در آغاز سدهٔ قمری میلادی ترکیب ریخت قومی فرارود باشتاب روبه دگرگونی نهاد که سرانجام زمینهساز ایجاد جمهوریهای شوروی بر پایهٔ بخشبندیهای زبانی گشت در روزگار حکومت خانات شیبانی و هشترخانی در بخارا بسیاری از سرزمینهای جمهوری ازبکستان کنونی به چنگ خاندان ازبک درآمد و زبان ترکی جغتایی در روستاهای فارسیزبان رو به پیشرفت نهاد آن گروه از شهرنشینان و دهنشینان ایرانینژاد که دگرش تغییر زبان داده بودند سارت خوانده میشدند در قمری ازبکهای هشترخانی جای شیبانیان را گرفتند در قمری نادرشاه بر بخارا چیره شدند و اشترخانیان تا قمری که نادرشاه کشته شد خراجگزار ایران بودند در قمری محمد رحیم بی ابوالفیض خان اشترخانی را کُشته و پایهگذار دودمان مَنغیت در بخارا شد بخشهای میانی و جنوبی تاجیکستان کنونی جزئی از امارت بخارا و بخشهای شمالی آن بیشتر در قلمرو امارت خوقند بود امیرنشین بخارا در عهد منغیتیان فرمانروایی کمابیش متمرکزی بود بخارای خاوری شرقی که تااندازهای همسان با بخشهای جنوبی و میانی تاجیکستان کنونی است بیگنشینهای نیمهمستقل قبادیان حصار درواز قراتگین بلجوان قرغانتپه و کولاب را دربرمیگرفت گرفتن مالیات سنگین به ویژه از فرمانبران شرقی شورشهایی را دربرابر امیران بومی دامن زد که شناختهشدهترین آنها شورش واسع در قمری میلادی در کولاب و بلجوان همچون نمادی از ستمستیزی و آزادیخواهی کوهنشینان تاجیک در کتابهای تاریخ تاجیکستان بازتاب یافتهاست نام واسع را امروزه بر بخشی از ناحیهٔ کولاب نهادهاند و شورش او موضوع بارهٔ اُپرای پرآوازهای شدهاست از سدههای قمری چند یادگار معماری در خاک تاجیکستان بر جای ماندهاست که از دیدگاهِ روشِ ساخت بیشتر دنبالهرویِ شیوهٔ معماری بخارا و هم نمایانگر دورهٔ نابودشدنِ معماری فرارود است در حصار دستهای از بناهای تاریخی در ممنوعگاه تاریخ و مدنیت قلعهٔ حصار نگهداری میشود که دارای نشانههای فراوان از سدهٔ پیش از میلاد تا پس از آن است دروازهٔ قلعه ارگ بخارا را به یاد میآورد که شناسهٔ معماری سدهٔ قمری است در نزدیکی دِژ دو مدرسه به نامهای کهنه و نو و کمی دورتر آرامگاه مخدوم اعظم و مسجد سنگین همه از یادگارهای همین دوره است مدرسهٔ میرعالم دادخواه در پنجکنت مقبرهٔ خالبایقرا در خاور شرق شهر دوشنبه بارگاه ملااکرم در کولاب مدرسههای میر رجب دادخواه و آییم و آرامگاه لنگر بالا در کان بادام مسجد چارباغ در خجند و مدرسههای نمازگاه و رستمبیک در اوراتپه از دیگر ماندههای شایان یادآوری در تاجیکستان است در قمری میلادی روسها خجند و اوراتپه و دِژ قلعهٔ ناو و در قمری میلادی بخش بالایی رود زرافشان همچون پنجکنت را گرفتند در قمری میلادی فرمانروای بخارا حصار و کولاب را به قلمرو خود پیوست کرد با این کار شمال تاجیکستان به روسیهٔ تزاری و جنوب آن به فرمانروایی بخارا پیوست شد در قمری میلادی نیروهای روسی وارد پامیر شرقی شدند در قمری میلادی انجمن مشترک انگلستان و روسیه مرز آسیای میانه را ازجمله در پامیر شناسایی تعیین کردند در قمری میلادی مردم آسیای میانه مانند باشندگان مردم خجند و دیگر بخشهای تاجیکستان شمالی برای فرمان تزار روسیه دربارهٔ سربازگیری بر او شوریدند پس از انقلاب روسیه در سال میلادی در رجب قمری آوریل میلادی شمال تاجیکستان بخشی از جمهوری خودمختار شوروی ترکستان گردید در سپتامبر ارتش شوروی بخارا را تصرف کرد و بساط فرمانروایی منغیتیان را برچید عالمخان آخرین امیر بخارا به بخارای شرقی گریخت و برای مقابله با ارتش سرخ درصدد گردآوری سپاه برآمد در فوریهٔ میلادی نیروهای شوروی به روستای دوشنبه رسیدند و آنجا را مقر حکومت خویش در بخارای شرقی ساختند اما موفق به تصرف کامل بخارای شرقی و از جمله شهر دوشنبه نشدند جمهوری خلق بخارا که پس از سرنگونی امیر بخارا در محرم قمری سپتامبر میلادی به این نام خوانده میشد و از استقلال برخوردار بود در سپتامبر میلادی منحل شد و با نام جمهوری شوروی سوسیالیستی بخارا به اتحاد جماهیر شوروی ضمیمه گردید اما چون نام جمهوریهای شوروی برپایهٔ نام اقوام ساکن در آن استوار بود در اکتبر همان سال عنوان نهایی جمهوری سوسیالیستی ازبکستان شوروی تثبیت گردید ازبکستان کمابیش قلمرو امیرنشین بخارا را دربرمیگرفت در همان تاریخ ناحیهٔ بخارای شرقی با نام جمهوریت اجتماعی شوروی مختار تاجیکستان در درون جمهوری ازبکستان تأسیس شد و چون هیچ شهری در تاجیکستان نبود آبادی مهاجرنشین دوشنبه به پایتختی برگزیده شد جمهوری سوسیالیستی خودمختار تاجیکستان شوروی که شامل دوازده ناحیه از جمهوری خودمختار ترکستان و پنج ولایت بخارای شرقی میشد در درون جمهوری شوروی سوسیالیستی ازبکستان قرار داشت بنابراین تاجیکان نهتنها از سرزمینهای فارسیزبان ماوراءالنهر و کانونهای معتبری چون سمرقند و بخارا بیبهره ماندهبودند بلکه از لحاظ سیاسی نیز تابع ازبکستان شدند و این وضعیت برای آنها ناخوشایند بود تا آن زمان میدانداری پانترکیستها معدود تاجیکان اهل قلم را محتاط و خاموش نگاه داشتهبود از این گذشته اندیشهٔ تشکیل ملت برپایهٔ قومیت که در میان مردم اروپا ریشه داشت در امیرنشین بخارا و دیگر نواحی آسیای مرکزی سابقهای نداشت و اجرای این اندیشه به دست دولت انقلابی شوروی فارسیزبانان آنجا را به کلی غافلگیر کرده بود اما رشد معرفت تاریخی و هویت قومی در میان فارسیزبانان بخارا از یک سو و آغاز سرکوب اندیشهٔ پانترکیسم از جانب حکومت شوروی از سوی دیگر به تاجیکان مجال ابراز وجود و دادخواهی داد در دی خورشیدی ژانویهٔ میلادی ولایت پامیر به عنوان بخشی از جمهوری خودمختار تاجیکستان ایجاد شد قیام باسماچیان تا خورشیدی میلادی با شدت تمام در قلمرو تاجیکستان کنونی ادامه یافت در مهر خورشیدی اکتبر میلادی جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان با الحاق ولایت خجند که پیش از آن بخشی از ازبکستان بود رسماً ایجاد شد و نخستین قانون اساسی آن در خورشیدی میلادی تصویب شد با این حال نهتنها سمرقند و بخارا بلکه برخی از حاصلخیزترین جلگههای تاجیکنشین هم در تملک ازبکستان باقی ماند در دورهٔ شوروی مزارع تاجیکستان اشتراکی شد و صنایع سبک و سنگین گوناگونی بهویژه پس از جنگ جهانی دوم در آنجا ایجاد گردید ولی سطح زندگی مردم پایین باقی ماند در این دوره مبارزه با مذهب منجر به تعطیلی بیشتر مساجد و مدارس دینی گردید از سال خورشیدی میلادی تغییر تدریجی خط از فارسی به الفبای لاتینی آغاز شد تا اینکه در خورشیدی میلادی خط لاتینی رسمیت یافت و در خورشیدی میلادی الفبای سیریلیک جای آن را گرفت در دههٔ اول حکومت شوروی بسیاری از کسانی که از حاکمیت شوروی بر تاجیکستان ناراضی بودند یا در قیام باسماچیان مبارزهٔ مسلحانه کرده بودند راهی شمال افغانستان شدند در فاصلهٔ تا خورشیدی تا میلادی استالین با متهم کردن رهبران حزب کمونیست تاجیکستان به ملیگرایی و خیانت که آن را ناشی از تماس این رهبران با بریتانیا میدانست بسیاری از آنان را برکنار کرد و تا خورشیدی میلادی حدود از رهبران برجستهٔ حزب که در اواخر دههٔ میلادی به مقامات حزبی رسیدهبودند برکنار شدند در محاکماتی که در سال خورشیدی میلادی برگزار شد رئیسجمهور و دبیر شورای مرکزی و رئیس کنگرهٔ خلق از حزب کمونیست تاجیکستان اخراج و با چند رهبر دیگر اعدام شدند در دورهٔ سرکوبهای دههٔ خورشیدی میلادی تقریباً تمامی مقامات تاجیک در حکومت تاجیکستان جای خود را به روسها دادند در دورهٔ شوروی قدرت در دست خجندیها و متحدان کولابی آنها بود از دههٔ خورشیدی میلادی بهتدریج باورهای اسلامی در میان مردم تاجیکستان رشد یافت از جمله در خورشیدی میلادی شورشی ضد روسها به پا شد که هزار نفر در آن شرکت داشتند و پس از حملهٔ شوروی به افغانستان شماری از مردم تاجیکستان به علت مخالفت با این حمله بازداشت شدند با روی کارآمدن گورباچف در سال خورشیدی میلادی در تاجیکستان همانند دیگر جمهوریهای شوروی مبارزه با فساد آغاز شد در نتیجهٔ این سیاست رحمان نبیاف که از خورشیدی میلادی دبیر اول حزب کمونیست تاجیکستان بود به فساد مالی و خویش و قوم بازی متهم شد و جای خود را به قهار محکموف داد در این دوره بهتدریج از شدت سانسور کاسته و آزادی بیان بهویژه در مطبوعات بیشتر شد در بهمن خورشیدی فوریهٔ میلادی بهدنبال شایعاتی مبنی بر اسکان آوارگان ارمنی در شهر دوشنبه مردم اعتراض کردند و در نتیجهٔ درگیری آنان و نیروهای پلیس عدهای زخمی یا کشته شدند مردم در تظاهرات خود خواستار اصلاحات اقتصادی و سیاسی بازگشایی مساجد و احیای فرهنگ ملی خود بودند بهدنبال این درگیریها فعالیت حزب رستاخیز و حزب دموکراتیک تاجیکستان و حزب نهضت اسلامی غیرقانونی اعلام شد در نوامبر میلادی قهار محکموف به ریاست جمهوری برگزیده شد در اوت محکموف که با کودتای نظامیان ضد گورباچف مخالفت نکردهبود بهدنبال تظاهرات گستردهٔ مردم مجبور به استعفا شد در نهم سپتامبر شورای عالی تاجیکستان به استقلال تاجیکستان رأی داد قدرالدین اصلانف رئیس شورای عالی و کفیل ریاست جمهوری فعالیت حزب کمونیست را ممنوع و دارایی آن را ملی کرد اما شورای عالی که اکثر نمایندگان آن کمونیست بودند اصلانف را برکنار و رحمان نبیاف را جانشین وی کرد و ممنوعیت فعالیت حزب کمونیست را لغو نمود در ششم اکتبر شورای عالی در نتیجهٔ فشار مخالفان فعالیت حزب کمونیست را به حال تعلیق درآورد و فعالیت حزب نهضت اسلامی را آزاد اعلام کرد نبیاف بلافاصله پس از آن از کفالت ریاست جمهوری استعفا کرد تا زمینهٔ برگزاری انتخابات فراهم شود انتخابات ریاست جمهوری سرانجام در نوامبر برگزار و نبیاف با آرا رئیسجمهور شد رقیب اصلی وی دولت خدانظروف که از پشتیبانی احزاب اصلی مخالف کمونیستهای پیشین برخوردار بود آرا را به دست آورد هرچند که مخالفان صحت برگزاری انتخابات را رد کردند در ماه بعد تاجیکستان به عضویت جامعهٔ کشورهای مستقل مشترکالمنافع درآمد نبیاف بار دیگر در چهارم ژانویهٔ به حزب کمونیست تاجیکستان اجازهٔ فعالیت داد در مارس در دوشنبه در اعتراض به برکناری نوجوانف از اهالی بدخشان از وزارت کشور تظاهرات ضدحکومتی آغاز شد در آوریل به دنبال دستگیری مقصود اکراماف شهردار دوشنبه که اجازهٔ نصب مجسمهٔ فردوسی به جای مجسمهٔ لنین را داده بود تظاهرات مردم شدت بیشتری گرفت مخالفان حکومتی تقریباً دو ماه در مرکز دوشنبه ماندند حکومت نیز با آوردن هواداران خود از کولاب و خجند که از دورهٔ شوروی حامی حزب کمونیست بودند تظاهراتی در دوشنبه ترتیب داد پس از روز از شروع تظاهرات و کشتهشدن حدود تن مذاکرات مخالفان با نبیاف به نتیجه رسید و حکومت مصالحهٔ ملی در یازدهم مه تشکیل شد که از وزیر آن هشت وزیر از احزاب مخالف بودند پس از این مصالحه درگیری در دوشنبه خاتمه یافت ولی در همان ماه نیروهای کولابی طرفدار کمونیسم ضمن مخالفت با حکومت مصالحهٔ ملی و خلع سلاح خود با هواداران احزاب اسلامی و دموکراتیک در آن منطقه درگیر شدند در اواخر مه شبهنظامیان جبههٔ خلق تاجیک به فرماندهی سنگک صفروف که پس از سال زندان به جرم اعمال جنایی آزاد شده بود از کولاب به قرغان تپه پایگاه اصلی احزاب اسلامی و دموکراتیک حمله کردند کولابیها ادعا میکردند که مخالفان از گروههای اسلامی افغانستان بهویژه حزب اسلامی گلبدین حکمتیار اسلحه میگیرند و در پایگاههای این حزب آموزش میبینند اتحاد دموکراتیک اسلامی نیز ادعا میکرد که نیروهای نظامی روسیه مستقر در تاجیکستان شبهنظامیان طرفدار حکومت را مسلح میکنند در اواخر اوت شبهنظامیان کولابی صدها تن را در قرغان تپه کشتند تظاهرکنندگان مخالف حکومت با ورود به کاخ ریاست جمهوری تن از مقامات را گروگان گرفتند در نتیجهٔ فشار مخالفان نبیاف در هفتم سپتامبر مجبور به استعفا گردید و اکبرشاه اسکندرف رئیس شورای عالی کفالت ریاست جمهوری را عهدهدار شد و عبدالملک عبداللهجانوف از خجند را به نخستوزیری برگزید در سپتامبر کولابیها با تصرف قرغان تپه موجب فرار هزاران تن تا نیمهٔ نوامبر تن به دوشنبه شدند اسکندراف که در پایان دادن به جنگ داخلی شکست خورده بود مجبور شد برگزاری نشست شورای عالی را در خجند بپذیرد ازینرو در دهم نوامبر به همراه دولت خود استعفا کرد نشست فوقالعادهٔ دو هفتهای شورای عالی که کمونیستها در آن بیشترین سهم را داشتند امامعلی رحمان از کولاب را به ریاست کشور و عبدالملک عبدالله جانف را به نخستوزیری برگزید در حکومت جدید وابستگان به احزاب اسلامی و دموکراتیک مناصب خود را از دست دادند و بیشتر وزرای جدید نیز کولابی بودند شورای عالی همچنین با ادغام کولاب و قرغان تپه ولایت جدید ختلان را ایجاد کرد تا اطمینان یابد که جنوب کشور را نیروهای کولابی طرفدار کمونیسم اداره میکنند در دسامبر نیروهای وفادار به حکومت جدید و شبهنظامیان کولابی حصاری دوشنبه را تصرف کردند و صدها تن از شبهنظامیان هوادار گروههای اسلامی و دموکراتیک را کشتند و در پایتخت و جنوب کشور بهویژه نسبت به مردم غَرم از پایگاههای اصلی نیروهای اسلامی و دموکراتیک و بدخشان قساوت زیادی به خرج دادند در همین ماه به درخواست امامعلی رحمان نیروهای ارتش روسیه و ازبکستان وارد تاجیکستان شدند و در سرکوب نیروهای مخالف به حکومت تاجیکستان کمک کردند تا مارس حکومت اختیار بخش اعظم کشور و از جمله غرم را به دست گرفت در نتیجهٔ این درگیریها حدود پنجاه هزار تن کشته شدند هرچند که برخی شمار کشتگان جنگ داخلی را تا صد هزار تن برآورد کردهاند شمار زیادی از روسها و غیربومیان تاجیکستان را ترک کردند و در داخل کشور حدود هشتصد هزار تن جابجا شدند که این بزرگترین جابجایی جمعیت در آسیای مرکزی از زمان اشتراکی کردن اراضی در دههٔ بود ضمناً چند شهر و شمار زیادی روستا و کشتزار و کارخانه بهکلی تخریب شد در دسامبر و ژانویهٔ حدود شصت هزار تن در پی حملات کولابیها به افغانستان گریختند از جمله قاضی اکبر تورجانزاده بالاترین مقام مذهبی تاجیکستان که حکومت او را به تلاش برای برقراری دولتی اسلامی متهم کرده بود در فوریهٔ فتحالله شریفزاده به جای وی مفتی تاجیکستان شد که او نیز در ژانویهٔ به دست افراد ناشناسی کشته شد جنگ داخلی تاجیکستان در تا حد زیادی آرام شد ولی درگیریها با شدت کمتری تا چند سال بعد ادامه یافت در ژوئن دیوان عالی رسماً فعالیت حزب نهضت اسلامی تاجیکستان سازمان لعل بدخشان سازمان رستاخیز و حزب دموکراتیک تاجیکستان را غیرقانونی اعلام کرد و عملاً تنها حزب کمونیست تاجیکستان را قانونی دانست در دسامبر در نتیجهٔ اختلاف کولابیها و خجندیها عبداللهجانوف از نخستوزیری استعفا کرد مذاکرات صلح میان حکومت و مخالفانش از آوریل در مسکو تحت نظارت سازمان ملل و در حضور نمایندگانی از ایران پاکستان روسیه و ایالات متحدهٔ آمریکا آغاز شد در انتخابات ریاست جمهوری در ششم نوامبر رحمان با آرا بر تنها رقیب خود عبداللهجانوف که آرا را کسب کرد پیروز شد در همین انتخابات رأی دهندگان قانون اساسی جدید را تأیید کردند پس از مذاکرات طولانی نمایندگان حکومت با مخالفان آن در مسکو کابل آلماتی عشقآباد بیشکک مشهد و تهران سرانجام سیدعبدالله نوری رهبر حزب نهضت اسلامی و امامعلی رحمان سازشنامهٔ عمومی استقرار صلح و سازگاری ملی را در ژوئن در مسکو امضا کردند و رسماً به جنگ داخلی پنج ساله پایان دادند به دنبال آن شبهنظامیان مخالف حکومت عفو شدند و به آنها اجازهٔ بازگشت به کشور داده شد بسیاری از این شبهنظامیان بنابر سازشنامهٔ صلح در ارتش تاجیکستان ادغام شدند ضمناً در شورای مصالحهٔ ملی که در نتیجهٔ پیمان صلح به وجود آمد و هریک از طرفین سیزده کرسی به دست آوردند و از مناصب حکومتی در سطح ملی و منطقهای به مخالفان داده شد در اوایل نوامبر نیروهای فرمانده شورشی ارتش محمود خدای بِردی اف به خجند حمله کردند و پنج روز نبرد شدید میان نیروهای او و سربازان حکومتی درگرفت پس از سرکوبی تهاجم خدای بردی اف به ازبکستان گریخت رحمان چند تن از جمله عبداللهجانوف نخستوزیر سابق و دوستوف معاون پیشین رئیسجمهور را از محرکان این واقعه اعلام کرد وی همچنین اسلام کریموف رئیسجمهور ازبکستان را به دست داشتن در این توطئه متهم کرد این وقایع به تیرگی روابط دو کشور انجامید در اواخر سال مجلس عالی به طرحهای رحمان مبنی بر اصلاحاتی در قانون اساسی رأی داد این اصلاحات که شامل تمدید دورهٔ ریاست جمهوری از پنج به هفت سال و قانونی کردن احزاب سیاسی و مذهبی میشد در همهپرسی سپتامبر به تأیید مردم رسید در انتخابات ریاست جمهوری در ششم نوامبر رحمان در رقابت با تنها رقیبش دولت عثمان به پیروزی دست یافت حکومت تاجیکستان جمهوری است امامعلی رحمان از سال ریاست جمهوری تاجیکستان را به عهده دارد در سال پس از برکناری اجباری رحمان نبیاف نخستین رهبر این کشور پس از استقلال از اتحاد جماهیر شوروی سابق امام علی رحمان که پیشتر رئیس یک مجتمع کشاورزی بود به مقام ریاست شورای عالی تاجیکستان منصوب شد در سال رحمان به مقام ریاست جمهوری انتخاب شد پس از پایان دورهٔ پنج ساله او دوباره در سال به مدت هفت سال دیگر به این مقام برگزیده شد در سال در یک همهپرسی مردم به اصلاح قانون اساسی برای ممکنشدن انتخاب دوبارهٔ رحمان رأی مثبت دادند دولت میگوید که مردم در این همهپرسی شرکت کردهاند در نوروز ه خ م امامعلی رحمان خواستار آن شد که او را امامعلی رحمان بخوانند پیش از آن نام کامل ایشان امامعلی شریفوویچ رحماناف بود از آنجا که امکان تمدید دورهٔ ریاست جمهوری در کنار دهها اصلاحیهٔ دیگر به رأی گذاشته شد منتقدان دولت گفتند که رأی مردم با آگاهی کامل نبودهاست پهناوری تاجیکستان کیلومتر مربع ام در جهان است و جمعیت آن تن ام در جهان است آمار تراکم جمعیت در این کشور تن در هر کیلومتر مربع است تاجیکستان کشوری کوهستانی و سرسبز با بارندگی فراوان است که میتواند صادرکنندهٔ آب و برق به سایر کشورها باشد تاجیکستان کشوری مرتفع است که رشتهکوه پامیر آن را پوشاندهاست ولی در شمال کشور منطقه پست فرغانه وجود دارد در شمال تاجیکستان دشت فرغانه در شمال غربی و بخش مرکزی رشتهکوههای ترکستان زرافشان حصار و آلای در جنوب شرقی رشتهکوههای بلند پامیر بلندی تا متر قرار دارد در بخش جنوب غربی زمینهای نسبتاً پستتر وخش و حصار و غیره قرار دارد رودها و دریاچههای تاجیکستان از قلهها سرچشمه میگیرند مجموع طول رودخانه تاجیکستان بیش از کیلومتر است که ذخیره آبی آسیای مرکزی را تشکیل میدهند در تاجیکستان بیش از گونه از پستانداران بیش از گونه پرنده گونه خزنده تقریباً گونه ماهی و بیش از هزار گونه حشره زندگی میکنند از جانوران این کشور میتوان به پلنگ برفی سیاهگوش خرس گرگ و روباه اشاره کرد در این کشور آهو و گوسفندهای کوهی بسیاری هم زندگی میکنند در تاجیکستان چهار حفاظتگاه ملی بیشه پلنگان رامیت دشت جوم و زارغول و پرورشگاه و پارک ملی فعالیت دارند مناطق حفاظتشده طبیعی این کشور جمعاً حدود از خاک کشور را دربر میگیرند تاجیکستان دارای رودهای بسیاری است شمار رودهایی که طول آنها از کیلومتر تجاوز میکند به میرسد رودهای مهم آن عبارتند از در مجموع طول رودخانه تاجیکستان بیش از کیلومتر است همچنین در تاجیکستان مرداب جمعاً به مساحت کیلومتر مربع وجود دارد بزرگترین مرداب کشور قراکول نام دارد در ماه ژانویه سال مجلس نمایندگان تاجیکستان پروتکل تعیین خطوط مرز میان تاجیکستان و چین را تصویب کرد که طبق این سند هزار کیلومتر مربع حدود یک درصد از خاک تاجیکستان در ولایت بدخشان این کشور به کشور چین داده شد تقسیمات کشوری تاجیکستان از ولایت ناحیهٔ تابع جمهوری پایتخت ناحیه و جماعت تشکیل میشود که ولایتها شامل ولایت مختار کوهستان بدخشان ولایت سغد ولایت ختلان و ناحیههای تابع جمهوری میشوند هر ولایت به چندین ناحیه و هر ناحیه به چندین جماعت و هر جماعت به چندین ده تقسیم میگردد تقسیمات کشوری جمهوری تاجیکستان از بدو تأسیس آن دستخوش تغییر بودهاست و نام جایهای آن به علتهای گوناگون عوض شدهاست برای نمونه انگیزهٔ سیاسی در تغییر نام دو شهر عمدهٔ تاجیکستان مشهود است در دورهٔ شوروی دوشنبه پایتخت این کشور چندی استالینآباد خوانده میشد و به شهر خجند نیز لنینآباد میگفتند برخی از تغییر نامها بهدلیل جابهجایی جمعیت بودهاست برای نمونه در اواخر دههٔ میلادی که گروهی از مردم مستچا از بالا آب زرافشان به دشتهای واقع در گوشهٔ شمال غربی تاجیکستان کوچانیده شدند نام مستچا را با خود به آنجا بردند ولایت خودمختار بدخشان تنها ولایتی است که نام آن از بدو تشکیل تاجیکستان تاکنون بیتغییر ماندهاست صفت مختار خودمختار برای این ولایت هرگز جدی نبودهاست و آن اختیارات فرهنگی که قانون اساسی اتحاد شوروی برای نواحی خودمختار پیشبینی کردهبود از جانب مردم بدخشان مورد تقاضا نبودهاست ولایت خجند در شمال که رشتهٔ حصار آن را از دیگر نواحی تاجیکستان جدا میکند در دورهٔ شوروی لنینآباد خوانده میشد نواحی مرکزی و جنوبی که تنهٔ اصلی تاجیکستان را تشکیل میدهد و مشتمل بر یک تا ولایت بوده بارها دستخوش تجدیدنظر اداری واقع شدهاست در سال میلادی این ناحیه مشتمل بر ولایت مرکزی وابسته به پایتخت یا ناحیههای تابع جمهوری غرم کولاب و قرغان تپه بود ابتدا ولایت کولاب و سپس ولایت قرغان تپه در اوایل دههٔ میلادی از ناحیههای تابع جمهوری جدا شدند پس از استقلال تاجیکستان دو ولایت کولاب و قرغان تپه در ولایت واحدی ادغام شدند که نام تاریخی ختلان بر آن نهاده شد تاجیکستان یکی از جمهوریهای سابق اتحاد جماهیر شوروی است در سال تولید ناخالص ملی آن نزدیک به میلیارد دلار بود دولت تاجیکستان حدود درصد از نیازهای انرژی خود را با واردات تأمین میکند بیشتر ذخایر نفت و گاز این کشور در جنوب غرب تاجیکستان در امتداد حوزه آمودریا قرار دارد به گزارش پایگاه اینترنتی روزنامه وال استریت ژورنال شرکت ملی نفت چین سی ان پی سی توتال فرانسه و شرکت انگلیسی کانادایی تزیس پترولیوم توافقنامهای برای توسعه میدانهای نفت و گاز در تاجیکستان امضا کردند بنابر اعلام شرکت تزیس پترولیوم منطقه بوختار احتمال دارد تریلیون مترمکعب گاز و میلیارد بشکه نفت داشته باشد چندی پیش نیز یک شرکت نفتی انگلیس در بیانیهای اعلام کرد تاجیکستان ذخائر نفت و گاز بسیاری دارد که بهطور قابل توجهی بیشتر از ذخایر باقیمانده منابع نفتی در دریای شمال است این میزان نفت در تاجیکستان از ذخایر کشورهای صادرکنندهای چون جمهوری آذربایجان با صادرات روزانه هزار بشکه عمان هزار بشکه و نروژ میلیون و هزار بشکه بیشتر است همچنین میزان منابع گازی تاجیکستان از کشورهای صادرکننده گاز مانند الجزایر مصر و ازبکستان بیشتر است طبق گزارش دانشنامهی جمعیت تاجیکستان در سال میلادی تن برآورد شدهاست که ازین میان نزدیک به تاجیک و ازبک اند قرقیزها ترکمنها تاتارها عربها و روسها رویهمرفته نردیک به دو درصد جمعیت را تشکیل میدهند تاجیکها به فارسی تاجیکی سخن میگویند دو زبان فارسی و ازبکی در تاجیکستان به گستردگی سخن رانده میشوند که یکمی از شاخهی زبانهای ایرانی و دومی از شاخهی زبانهای ترکی است تاریخ و فرهنگ تاجیکستان با ایران اشتراکات بسیاری دارد در پارههایی از دوران پیش از اسلام تاجیکستان جزئی از شاهنشاهی ایران بود پس از اسلام سرزمین خراسان و فرارود از جمله تاجیکستان زندهکننده فرهنگ ایرانی و به وجود آورنده زبان پارسی دری بود که جانشین زبان پهلوی شد نخستین شاعران پارسیزبان از این ناحیه به پا خاستند به ویژه رودکی که پدر شعر پارسی محسوب میگردد در نخستین سدههای هجری خراسان و فرارود مهد تمدن و علوم ایرانی بوده و بزرگانی مانند ابن سینا و فارابی در آنجا پرورش یافتهاند حکومت سامانی نیز از تاجیکستان برخاستهاست دین حدود از مردم تاجیکستان اسلام است سنی حنفی اقلیت شیعه که غالباً شیعه اسماعیلی و کمتر از آن شیعه دوازده امامی است شیعیان بیشتر در بدخشان زندگی میکنند مسیحیان یهودیان زرتشتیان بوداییان و بهائیان از جمله اقلیتهای دینی ساکن در تاجیکستان هستند طریقت نقشبندیه تصوف نیز در تاجیکستان وجود دارد باباجان غفورف تاریخدان و نویسندهٔ کتاب تاریخ تاجیکان از اهالی تاجیکستان است تیمور ملک نیز از شخصیتها و قهرمانان تاریخی تاجیک بهشمار میآید بانو گلرخسار شاعر معاصر تاجیکستان از همراهان مهدی اخوان ثالث و احمد شاملو و سیمین بهبهانی و بسیاری از دیگر شاعران و اهل فرهنگ و هنر ایران بوده و است نظم سروده و نثر نوشتار فارسی تاجیکی در درازنای درطول چندین سده پیشرفت کرد زمانه بالندگی و نمایان شدنِ ادبیات فارسی تاجیکی با سدههای میانه قرون وسطی سدهٔ تا میلادی همخوانی دارد هنگامی که در آسیای میانه نخستین دولت تاجیکان ساخته میشود م درست همین زمانه از پیشرفت مردم تاجیک برشمرده میشود سامانیان به علم و ادبیات و هنر نگاه ویژهای نشان میدادند شاعران و دانشمندان همان زمانه بهمانند رودکی ابن سینا فردوسی عنصری دقیقی در دربار شاهان سامانی کار و کوشش میکردند ایرانیان و تاجیکان آن روزگار یک تبار با ریشههای به هم پیوسته بودند و ادبیات صنعت هنر و علم نیز در دسترس همگان بود رودکی بنیانگذار ادبیات فارسی تاجیکی است چیرگی عربها به آسیای میانه دگرگونیهای زیادی باخود آورد بناها و معماری پیشین تاجیکان نیست و نابود میشد کتابها سوزانده میشدند در آسیای میانه دین اسلام جاری شده و زبان عربی همگانی گردید زبان نوین ادبی زبان فارسی تاجیکی در سدههای و میلادی پایهگذاری شد رودکی سرایندهٔ برجسته پایهگذار ادبیات فارسی تاجیک نخستین شدهٔ اثر زبان را نمایان کرد و آن را در سرودههای خود بهکار برده چندین گونه ژانر ادبی آن زمان را بهوجودآورد بهویژه در همان روزگار سرآمد ادبیات فارسی تاجیک شناخته شده و در سراسر جهان پرآوازه گردید در پایان سدهٔ میلادی فردوسی شاهنامه بیزوال سودمند خود را رونمایی کرد که از دید معنا و اندازه حجم در سراسر ادبیات جهان همتایی ندارد سدهٔ میلادی با به روی کار آمدن داستانهای احساسی شناخته شدهاست بهویژه در همین ژانر گونهٔ ادبی رشته داستانهای عنصری اییوکی گنگوری عمر خیام میباشند ولی خمسهٔ نظامی گنجوی بهترین نمونه بهشمار میآید که در سدهٔ پدید آمدهاست در سدهٔ بوستان و گلستان سعدی در سدهٔ داستانهای امیرخسرو دهلوی و خواجه کرمانی کمال خجندی و غزلهای حافظ شیرازی پدیدار شدهاند سدهٔ همچنین با نظم جامی شناخته شدهاست در سال میلادی در دوشنبه کتابخانه ملی تاجیکستان که در آسیای میانه بزرگترین کتابخانه بهشمار میرود بنیان نهاده شد و راهاندازی شد در کتابخانه ملی تاجیکستان بیش از شش میلیون نسخه نسک کتاب وجود دارد بازگشایی آثارخانه موزهٔ ملی از نمونه رویدادهای تاریخی و دستاوردهای ارزشمند فرهنگی در تاجیکستان است در بیستم مارس میلادی در شهر دوشنبه مراسم بازگشایی بنای نو آثارخانه موزهٔ ملی تاجیکستان برگزار گردید در این مراسم امامعلی رحمان و شهروندان شهر دوشنبه همراهی نمودند در تالار بزرگ آثارخانه ملی تاجیکستان رئیس جمهور کشور امامعلی رحمان با نمایندگان سیرشمار ضیاءیان ایجادکار جمهوری دیدار داشت طبق گزارش بانک جهانی کم و بیش همهی تاجیکهای بالای پانزده سال باسوادند در تاجیکستان بیست و چهار دانشگاه وجود دارد که ازین میان برترین دانشگاه ملی تاجیک و کهنترین دانشگاه دبیری تاجیک میباشد چهار دانشگاه تاجیک در سال مورد تایید وزارت علوم ایران بودهاند که عبارتند از هر چهار دانشگاه بالا در گروه ج متوسط قرار گرفتهاند هیچ کدام از دانشگاههای تاجیکستان مورد تایید وزارت بهداشت نیستند سازمان اطلاعات تاجیکستان میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا خورشیدی مهر شاعر و روزنامهنگار آزادیخواه و دموکرات صدر مشروطیت است وی سردبیر نشریات حزب کمونیست ایران از جمله روزنامه طوفان بود او همچنین نماینده مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر به دست پزشک احمدی و به دستور رضاخان کشته شد مدفن او ناشناخته است پدرش محمدابراهیم سمسار یزدی بود برادری داشت عبدالغفور نام که یازده سال از وی بزرگتر بود فرخی علوم مقدماتی را در یزد فراگرفت قدری در مکتبخانه و مدتی در مدرسه مرسلین انگلیسی یزد تحصیل کرد فرخی تا حدود سالگی درس خواند و فارسی و مقدمات عربی را نیک آموخت او در حدود سالگی و به دلیل اشعاری که علیه مدرسان و مدیران مدرسه یزد میسرود از مدرسه اخراج شد فرخی شاعری را از کودکی آغاز کرد و فرخی خود معتقد بود که طبع شعرش برخاسته از مطالعه اشعار سعدی به خصوص رباعی زیر است شعر فرخی از میان شعرای متقدم بیش از همه از مسعود سعد سلمان متأثر است او علاوه بر اشعار سیاسی در سرودن غزلیات عاشقانه نیز تبحر داشتهاست سروده فوق مورد استقبال تمام شعرای پارسی زبان واقع گردید مخصوصاً شعرای بزرگ افغانستان مانند قاری عبدالله خان و امیر عمرخان حسین مکی در مقدمه دیوان فرخی در ادامه اضافه میکند این شعر نیز از اوست غزلهای فرخی یزدی آن زمان ه بنهادم سر به پای آزادی شعر کامل فرخی از هواداران جدی و حقیقی حزب دموکرات در شهر یزد بود وی در غزلی آزادی را چنین میستاید در نوروز سال ش فرخی برخلاف سایر شعرای شهر که معمولاً قصیدهای در مدح حاکم و حکومت وقت میساختند شعری در قالب مسمط ساخت و در مجمع آزادیخواهان یزد خواند در پایان این مسمط ضمن بازخوانی تاریخ ایران خطاب به ضیغمالدوله قشقایی حاکم یزد چنین گفت به همین دلیل حاکم یزد دستور داد دهانش را با نخ و سوزن دوختند و به زندانش افکندند تحصن مردم یزد در تلگرافخانه شهر و اعتراض به این امر موجب استیضاح وزیر کشور وقت از طرف مجلس شد ولی وزیر کشور بهکلی منکر وقوع چنین واقعهای شد دو ماه بعد فرخی از زندان یزد فرار کرد و شعر زیر را با زغال بر دیوار زندان نگاشت فرخی دربارهٔ دوخته شدن لبانش سرودهاست در اواخر سال ق فرخی به تهران کوچید و در آنجا مقالات و اشعار مهیجی را دربارهٔ آزادی در روزنامهها به نشر سپرد وی در جریان جنگ جهانی اول رهسپار بغداد و کربلا شد در آنجا تحت پیگرد انگلیسیها قرار گرفت وی هنگامی که بهطور ناشناس عزم ورود به ایران از طریق موصل را داشت به دست سربازان روسیه مورد سوء قصد قرار گرفت در دوران نخستوزیری وثوقالدوله با قرارداد مخالفت کرد و به همین سبب مدتها در زندان شهربانی محبوس شد با وقوع کودتای سوم اسفند همراه با بقیه آزادیخواهان باز هم مدتی را در باغ سردار اعتماد زندانی گردید او در شهریور شمسی در نقد قرارداد خطاب به لرد کرزن سیاستمدار انگلیسی میسراید فرخی در سال ش در تهران روزنامه طوفان را منتشر ساخت طوفان در طول مدت انتشار بیش از پانزده مرتبه توقیف و باز منتشر شدهاست گاه نیز به سبب زندانی شدن فرخی انتشار روزنامه دچار وقفه گردیدهاست در مواقعی که روزنامه طوفان توقیف میشد فرخی با در دست داشتن مجوز و امتیاز سایر روزنامهها همچون پیکار قیام طلیعه آیینه افکار و ستاره شرق مقالات و اشعار خود را منتشر مینمود فرخی دربارهٔ توقیفهای مکرر روزنامههایش سروده وی در غزلی دیگر وضعیت سیاسی حاکم در زمان رضاشاه را چنین توصیف نموده در سال ش فرخی یزدی به عنوان نماینده مجلس شورای ملی در دوره هفتم قانونگذاری از طرف مردم یزد انتخاب شد و به همراه محمود رضا طلوع جناح اقلیت را تشکیل دادند با توجه به اینکه تمامی بقیه وکلا حامی دولت رضاشاه بودند فرخی مرتباً از سایر وکلا ناسزا میشنید و حتی یک بار حیدری نماینده مهاباد او را آماج ضرب و شتم کرد از آن پس با اظهار اینکه حتی در کانون عدل و داد نیز امنیت جانی ندارد ساکن مجلس شد و پس از چند شب مخفیانه از تهران فرار کرد وی از طریق شوروی به آلمان رفت و مدتی در نشریهای به نام پیکار که صاحبامتیاز آن غیرایرانی بود افکار انقلابی خود را منتشر ساخت در ملاقاتی با عبدالحسین تیمورتاش فریب وعده او را خورد و از طریق ترکیه و بغداد به تهران بازگشت و بلافاصله تحت نظر قرار گرفت اندکی بعد به بهانه بدهی به یک کاغذفروش ابتدا به زندان ثبت و سپس به زندان شهربانی افتاد همزمان پروندهای با اتهام اسائه ادب به مقام سلطنت برای وی تشکیل گردید ابتدا به ماه و پس از تجدید نظر به سی ماه زندان محکوم شد و به زندان قصر منتقل گردید بنا به اظهار دادستان محاکمه عمال شهربانی فرخی در بیمارستان زندان به وسیله تزریق آمپول هوا توسط پزشک احمدی کشته شد اگرچه گواهی رئیس زندان حاکی از فوت فرخی بر اثر ابتلا به مالاریا و نفریت است مدفن فرخی نامعلوم بوده ولی احتمالاً در گورستان مسگرآباد بهطور ناشناس دفن شدهاست احمد کسروی وکیل تسخیری پزشک احمدی بود و در دادگاه از او دفاع کرد کسروی با استناد به مدارک و ارائهٔ آنها به دادگاه خواستار تبرئهٔ احمدی شد متن دفاعیات احمد کسروی از سرپاس مختاری و احمد احمدی پزشک نخست در نشریهٔ پرچم و در دورهٔ معاصر در کتابی مستقل دفاعیات احمد کسروی از سرپاس مختاری و پزشک احمدی انتشارات خاوران پاریس پاییز منتشر شد در بارهٔ مرگ فرخی یزدی کسروی در همین کتاب مشخصاً ذکر میکند بنابر اظهارات علی اصغر مونسان مدیر عامل شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهر تهران در زمان مرمت زندان قصر به سلولی برخوردند که بر دیوارهایش اشعار فرخی یزدی نقش بسته بوده و با توجه به این موضوع اتاق مذکور را به عنوان سلول فرخی یزدی شناسایی کرده و تنها آن را مرمت و بازسازی کرده در معرض بازدید عموم قرار دادهاند البته جای آن دارد که متخصصان فن صحت این مطلب را به شکل دقیق تری مورد بررسی قرار دهند غزلهای فرخی یزدی سوگواران را مجال بازدید و دید نیست شعر کامل علی شیرازی خواننده سنتی هشت قطعه از اشعار فرخی را به صورت آواز و ضربی برای فیلم مستند فرخی یزدی به کارگردانی هومن ظریف اجرا کرد البته هشت قطعه آوازی و ضربی شیرازی متفاوت با موسیقی تیتراژ فیلم است که آن را گروه موسیقی خورشید سیاه بهطور جداگانه اجرا کردهاست اسطورهشناسی یا افسانهشناسی دانشیاست که به بررسی روابط میان افسانهها و جایگاهشان در دنیای امروز میپردازد بیشتر اسطورهها بازمانده از روزگاران باستان هستند گرچه جوامع مدرن نیز اسطورههای خاص خود را دارند تحول اساطیر هر قوم معرف تحول شکل زندگی دگرگونی ساختارهای اجتماعی و تحول اندیشه و دانش آنها است در واقع اسطوره نشانگر یک دگرگونی بنیادی در پویش بالاروندهٔ ذهن بشری است اسطورهها روایاتی هستند که از طبیعت و ذهن انسان بدوی ریشه میگیرند و برآمده از رابطهٔ دوسویهٔ این دو هستند این واژه که میتوان در فارسی برابرنهاد افسانه را بهجای آن بهکار برد و جمع شکستهٔ عربی آن بهگونهٔ اساطیر بهکار میرود ریشههایی نیز در زبانهای هندواروپایی دارد در زبان سنسکریت به معنی داستان یا گفتار مذهبی است که کارکرد آموزشی و روحانی دارد و بیشتر در نوشتههای هندویی بودایی یا جین بهکار رفتهاست سوترا در یونانی به معنی جستجو و آگاهی در فرانسوی در انگلیسی به دو صورت به معنی حکایت داستان و قصهٔ تاریخی و به معنی تاریخ گزارش و روایت بهکار میرود مهرداد بهار در کتاب پژوهشی در اساطیر ایران به واژهشناسی اسطوره پرداختهاست او واژهٔ اسطوره را واژهای برگرفته از زبان عربی میداند و اعتقاد دارد الاسطوره و الاسطیره در زبان عرب به معنای روایت و حدیثیاست که اصلی ندارد وی این واژهٔ عربی را نیز برگرفته از اصل یونانی به معنای استفسار تحقیق اطلاع شرح و تاریخ میداند که از دو جزو ترکیب یافتهاست یکی از واژهٔ یا به معنای داور و دیگری پسوند او اعتقاد دارد واژهٔ با مصدر یونانی به معنای دیدن خویشاونداست بهار در ادامه واژههای لاتینی به معنای دیدن یونانی به معنای دانستن سنسکریت و اوستا به معنای دانش و فارسی نوید به معنای خبر خوش مژده و بشارت را با این واژه همریشه میداند وی همچنین ریشهٔ هند و اروپایی نخستین این واژههای خویشاوند را میداند به اعتقاد بهار در زبانهای اروپایی واژهٔ در انگلیسی و فرانسه و و در آلمانی از نظر محتوای معنایی برابرِ واژهٔ اسطوره و حالت جمع آنها برابر واژهٔ اساطیر در زبان پارسیاست او واژهٔ را برگرفته از اصل یونانی به معنای سخن و افسانه و آن را با دو واژهٔ فارسی مُست و مویه همریشه میداند از دیدگاه تاریخی مهمترین رویکردهای مدرن در مطالعات اسطورهشناختی توسط افرادی همچون فروید یونگ لوی برول لوی استروس فرای و گروههایی همچون مکتب شوروی و حلقه اسطوره و آیین پایهگذاری شدهاست نخستین نظریههای انتقادی در باب اسطوره طی سده نوزدهم میلادی ارائه گردید در این سده پژوهشگران اسطورهها را بهعنوان نمونههای منسوخ و ناکارآمد اندیشه انسانی معرفی مینمودند و باور داشتند که اسطوره چیزی بیش از همتای ابتدایی دانش مدرن نیست اما در سده بیستم میلادی بسیاری از پژوهشگران اسطورهشناس این دیدگاه را ناقص دانسته و رد کردند در اصل امروز دیگر به اسطوره بهعنوان سویه متضاد یا مخالف دانش نگاه نمیشود از دید اسطورهشناسی مدرن بررسی و تفسیر اسطورهها به معنای کنار نهادن دانش نیست یونگ تلاش کرد بنیادهای روانشناختی پنهان در پس جهان اسطورهها را دریابد او بر این باور بود که همه انسانها در وابستگی به یک سری از نیروهای ذاتی ناخودآگاه با یکدیگر شریک هستند که او نامشان را کهنالگو نهاد لوی استروس عقیده داشت اسطورهها بازتاب الگوهای ذهنی انسان هستند و بیشتر در پی یافتن این ساختارهای ذهنی و بهویژه دوگانهای متضاد همچون خوب و بد یا مهربان و ستمگر در دل اسطورهها بود الیاده بر این باور بود که یکی از محوریترین کارکردهای اسطوره بنیان نهادن سرمشقهایی برای رفتار انسانی است او نشان داد که نه تنها اسطورهسازی در تضاد با جهان امروز نیست بلکه انسان مدرن نیز به ناچار همچون نیاکانش اسطورههای ویژه خود را میسازد در نیمه سده بیستم میلادی بارت مجموعه مقالاتی منتشر کرد که در آنها فرایند اسطورهسازی در جوامع مدرن را بررسی نمود از دید وی از آنجایی که تبیین مقررات اخلاقی وظیفه دانش مدرن نیست انسان همواره نیاز دارد برای درک یک رسم اخلاقی با تجربیات اسطورهای دینی درکشده در گذشته مرتبط شود افسانه را از دیدگاههای گوناگون میتوان مورد بررسی قرار داد جامعهشناسان دینشناسان و روانشناسان و هر یک به نوعی از افسانهها برای بیان شناخت خاستگاه تفکر و عاطفهٔ بشر و آرزوهای آدمی بهره جستهاند انسانهای جوامع کهن پیچیدگیهای جهان بیرونی خود را در روایتهای ساده برای خویش بازگشایی میکردند افسانه با ادبیات فلسفه و دین همواره پیوندی نزدیک داشتهاست افسانههای ملل مختلف با همهٔ اختلافاتی که در جزئیات با هم دارند در ساختار دارای یک سرنمون و روایت شبیه به هم میباشند میرچا الیاده دینشناس رومانیایی افسانه را چنین تعریف میکند افسانه نقلکنندهٔ سرگذشت قدسی و مینویاست راوی واقعهایاست که در زمان نخستین زمان شگرف بدایت همه چیز رخ دادهاست به بیان دیگر افسانه حکایت میکند که چگونه به برکت کارهای نمایان و برجستهٔ موجودات فراطبیعی واقعیتی چه کل واقعیت یا تنها جزئی از آن پا به عرصهٔ وجود نهادهاست بنابراین افسانه همیشه متضمن روایت یک خلقتاست یعنی میگوید چگونه چیزی پدید آمده و هستی خود را آغاز کردهاست افسانه فقط از چیزی که براستی روی داده و به تمامی پدیدار گشته سخن میگوید شخصیتهای افسانه موجودات فراطبیعیاند و تنها به دلیل کارهایی که در زمان سرآغاز همه چیز انجام دادهاند شهرت دارند اساطیر کار خلاق آنان را بازمینمایانند و قداست یا فراطبیعی بودن اعمالشان را عیان میسازند در مقابل هستند عدهٔ دیگری که به افسانه صرفاً از سر انکار مینگرند این گروه افسانه را یکی از الگوهای تاریخی یا سازوارهای کهنه و ازکارافتاده میبینند که پیشرفت بشر آن را از رده خارج کردهاست در نظر یونگ و فروید افسانهشناسی دانشیاست که از فرافکنی نمادین تجربیات روانی نوع بشر به وجود آمدهاست افسانه قصهایاست با خصلتی خاص یعنی نقل روایتی که در آن خدایان یک یا چند نقش اساسی دارند افسانهشناسی علمیاست که کارش طبقهبندی و بررسی مواد و مصالح افسانهشناختی بر حسب روش تحلیل و وارسی دقیقی که در همهٔ دیگر علوم تاریخی معمولاست به عبارت دیگر افسانه تلاشی برای بیان واقعیتهای پیرامونی با امور فراطبیعیاست انسان در تبیین پدیدههایی که به علتشان واقف نبوده به تعبیرات فراطبیعی روی آورده و این زمانیاست که هنوز دانش بشری توجیه کنندهٔ حوادث پیرامونیاش نیست به عبارت دیگر انسان در تلاش برای ایجاد صلحی روحی میان طبیعت و خودش افسانهها را خلق کردهاست با آنچه دانشمندان افسانهشناس به آن پرداختهاند به تعریفی کامل ولی چند وجهی از افسانه میرسیم و میتوان از لوی استروس نقل قول کرد که ارزش افسانهای داستان حتی از خلأ بدترین ترجمهها و برگردانها نیز حفظ میشود ذات و مفهوم افسانه نه در سبک و سیاق آن و نه در موسیقی کلامی یا ترکیبی است که با اجزا ایجاد میکند بلکه ارزش افسانه در قصهایاست که میگوید و از این رو افسانهها با همهٔ تفاوت در جزئیات ساختار و سرنمونی شبیه به هم دارند کمالالدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسیگوی سده قمری بود تولدش در خجند فرارود بود اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد امام کمال خجندی چنان شیفته اقطاب عرفان آذربایگان بود تو گویی از خورکند به عربی خجند بر فراز ماوراءالنهر از تبریز میشنید بوی جوی مولیان را که در وصف سه جوی پر آب اش سُرخاب چَرَنداب و گجَل گَجیل سروده است این سه جز محلات معروف و قدیمی تبریز است با اینکه شاعری پیشهٔ اصلی او نبود دیوانش مشتمل بر نزدیک به هشتهزار بیت است که بخش اصلیاش غزلهای او هستند نمونهای از غزلیات شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که پادشاه برای او ساخته بود به سر میبرد وی از شاعران بزرگ اواخر سده هشتم است که مخصوصاً در غزلسرایی مهارت داشت دیوان او شامل غزلهای مطبوع زیاد وغالبا مقرون به ذوق عرفانی است کمال خجندی معاصر حافظ بود و درباره او چنین گفتهاست از اشعار اوست کمالالدین خجندی در سال قمری یا قمری درگذشت آرمگاه او در تبریز است این بیت بر لوح آرامگاه او نوشته شدهاست مَجارستان یا هنگری فارسی دری کشوری در اروپای مرکزی و حوضهٔ پانونی است مجارستان با مساحت کیلومتر مربع و جمعیتی در حدود میلیون نفر از کشورهای متوسط اتحادیهٔ اروپا محسوب میشود این کشور از شمال با اسلواکی از شمالشرقی با اوکراین از شرق و جنوب شرق با رومانی از جنوب با صربستان و کرواسی از جنوب غرب با اسلوونی و در غرب با اتریش هممرز است زبان رسمی آن مجاری از خانوادهٔ فینواوگری پرگویشترین در بین زبانهای اورالی است پایتخت و پرجمعیتترین شهر این کشور بوداپست است و پس از آن به ترتیب شهرهای دبرتسن سگد میشکولتس پچ و دیور بزرگترین شهرهای کشور محسوب میشوند مرزهای کنونی مجارستان حدوداً با تعریف سال در پیمان صلح تریانون همخوانی دارد که به موجب آن درصد از خاک و درصد از جمعیت شامل درصد از جمعیت مجار کشور جدا شد در بین دو جنگ مجارستان با امید بازنگری در تعریف مرزهایش و با دوستیِ آلمان به نیروهای محور پیوست و بعد واردِ جنگ جهانی دوم شد که باعث تلفات و صدمات گستردهای شد در معاهدات صلح پاریس مرزهای امروزین کشور تعریف شدند پس از جنگ مجارستان برای دهه به یکی از کشورهای اقماری اتحاد جماهیر شوروی به نام جمهوری خلق مجارستان بدل شد در جریان انقلاب مجارستان توجه جهانی پیدا کرد که به سرعت سرکوب شد مجارستان از اکتبر با جمهوری پارلمانی دموکراتیک اداره میشود در قرن بیست و یکم مجارستان یک کشور با قدرت متوسط است بر اساس برآورد صندوق بینالمللی پول مجارستان از بین کشور پنجاه و هشتمین قدرت اقتصادی جهان بر اساس تولید ناخالص داخلی بهشمار میرود به عنوان کشورِ عضو سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی نیز جزء کشورهای پردرآمد با استاندارد بالای زندگی است مجارستان از سال عضو اتحادیه اروپاست و از سال در منطقهٔ شنگن قراردارد همچنین مجارستان از اعضای سازمان ملل متحد ناتو سازمان تجارت جهانی بانک جهانی بانک سرمایهگذاری زیربنایی آسیا شورای اروپا گروه ویشگراد و بسیاری دیگر است مجارستان با تاریخ و فرهنگ غنی آن شناخته میشود و مشارکتهای گستردهای در حوزههای هنر موسیقی ادبیات علوم تکنولوژی و ورزش داشتهاست بر اساس آمار سازمان جهانی گردشگری مجارستان یازدهمین کشور محبوب اروپاست و در سال تعداد گردشگرانی که از آنجا دیدن کردند گزارش شدهاست از جاذبههای گردشگری فراوان آن میتوان به هِویز بزرگترین چشمه آبگرم جهان بالاتون بزرگترین دریاچه اروپای مرکزی و پارک ملی هورتوبادی بزرگترین مرتع اروپا که میراث ثبت شده در فهرست جهانی یونسکوست نام برد نام رسمی کشور ماجاراورساگ یا نزدیکتر به تلفظِ اصلی مادیاراورساگ به معنی سرزمینِ مجار است نام مجار در چندین منبع عربی و فارسی نام برده شدهاست قدیمیترین منبع در دسترس الاءعلاقالنفیس نوشتهٔ ابن رسته به زبان عربی در حدود میلادی است که رونوشتی از کتاب المسالک و الممالک نوشته جیهانی از پیشگامان جغرافیا است این کتاب به جز بخشهای کوتاهی در دسترس نیست و بخش مربوط به مجار که آن نیز رونوشتی از متن قدیمیتر و ناشناختهای است در متن ابن رسته مجار زیر عنوان المجغری ذکر شدهاست تاریخنگار و جغرافیدان ایرانی گردیزی در کتاب زین الاخبار تألیف در سالهای میلادی بخش مربوط را از عربی به فارسی ترجمه و خلاصه کردهاست در تصحیحِ حبیبی چند خط آغازین آن تحت عنوان مجغریان آمدهاست میان ولایت بلکارد ولایت اسکل که هم از بلکار است حد مجغریان است و این مجغریان قسمیاند از ترکان و سالار آن با بیست هزار سوار و این سالار را کِنده خوانند و این نام ملک بزرگتر ایشان است و آن سالار که شغلها خواند او را جله خوانند و مجغریان آن کنند که جله فرماید طبق رایجترین نظر احتمالاً نام مجار از نام یکی از قبایل کوچ نشین به نام مادیِری تشکیلشده از دو بخش مادی و اِری است سیلاب اول مادی ریشه در زبانهای اوگری به معنای مرد یا فرد دارد مثلاً نام مانسیها از ریشهٔ همین واژه است سیلاب دوم اِری در واژهٔ شوهر به بقا یافته که همریشه با فرزندِ پسر به ماری و مرد جوان به فنلاندی است نام کشور به لاتین هونگاریا همچنین در بیشتر زبانها با ه آغاز میشود که به احتمال زیاد پیوند تاریخی با هونها دارد که پیش از آوارها در مجارستان ساکن بودند باقی نام نیز از واژهٔ لاتین شدهٔ اونگرُی به یونانی بیزانسی گرفته شده که خود وامگرفته از واژهٔ غز اُن اُگور به معنی طایفهٔ اُگور است اُگور نام مشترک طایفههایی بود که به کنفدراسیون قبایل بلغار پیوستند و در بخشهای شرقی مجارستان پس از آوارها فرمانروایی کردند تاریخ مهاجرت قوم مجار به جلگه دانوب دقیقاً مشخص نیست این قوم بهصورت قبایلی بهتدریج از آسیا و نواحی غربی سیبری به این سرزمین آمده و پس از زدوخوردهای فراوان با دیگر قبایل برای تصاحب اراضی پربرکت سرانجام در جلگه دانوب بین نژادهای ژرمن و اسلاو حائل گردیدهاند این تاریخ را حدود سال میدانند یعنی زمانیکه قبایل مجار به رهبری آرپاد حوضهٔ پانونی را تماماً یا بهطور وسیعی تصرف کردند و امروز بهنام مجارستان و ترانسیلوانی خوانده میشود حوضهٔ پانونی که از لحاظ جغرافیایی در مرکز اروپا واقع شده محل سکونت بشر اولیه از دوران ماقبل تاریخ بودهاست سلتها در قرن بعد از میلاد توسط رومیها مغلوب شدند ایالات رومی پانونیا و داکیه که در زمان حکومت تیبریوس و تراجان به تصرف درآمده بودند دربرگیرنده قسمتی از مجارستان امروزی بودند در قرن پنجم میلادی اقوام هون به سرکردگی آتیلا رومیها را با جنگهای خونینی بیرون راندند هونها به رهبری آتیلا آستروگوتها ژپیدها و لونگوبارها و بهدنبال آنها آوارها که از نژاد هونها بودند برای زمان کوتاهی در این مکان سکنی گزیدند با انقراض امپراتوری آوار بهدست شارل ماگن تنها گروههای کوچکی از آوارها در درهٔ رود دانوب باقیماندند وضعیت اجتماعی و اقتصادی این مردمان تقریباً همسطح مجارهای غالب بود و بههمین علت باعث همزیستی و بعدها جذب شدن آنها توسط مردم مجار میگردید در قرن دهم هفت قبیله فاتح مجار که با هم متحد بودند تحت رهبری آرپاد در حدود بر حوضهٔ پانونی چیره شدند در گِزا بهعنوان یکی از سران قبایل مجار به ریاست اتحادیهای که از این قبایل بهوجود آمده بود انتخاب شد و به اتفاق همسرش شارولت به آئین مسیحیت گروید و پس از وی فرزندش ایشتوان یکم در سال بهعنوان نخستین پادشاه مجارستان تاجگذاری کرد وی که در کودکی غسل تعمید داده شده بود بعد از تحکیم حکومت خود بهعنوان اولین پادشاه مجارستان مسئله مسیحی کردن مجارها را رسمیت بخشید و به تأسیس صومعه و بنا نهادن کلیسا اقدام کرد ایشتوان برای استقرار نظام پادشاهی و پیریزی یک نظم اجتماعی پایدار کوششهای فراوانی نمود و مردم را مجبور کرد از آیین قدیمی بهسمت مسیحیت بگروند در اواخر قرن کلیسا ایشتوان یکم را به خاطر خدمات وی به قدیس ملقب نمود وی دو مجموعه عقاید برای اداره امور کشور تنظیم کرد وی پادشاهی جنگجو بود در جنگی که با کنراد امپراتور ژرمن نمود وی را شکست داد و تا نزدیکی وین پیشروی کرد و بهعلت ثروت سرشار حاصل از جنگ دانوب خطر همسایگان اعم از امپراتوری ژرمن و بیزانس وجود داشت مجارها نخست با بیزانس از در دوستی درآمدند و پس از شکست ژرمنها در سال که با غلبه بر سپاهیان هانری پنجم در پوترن بهدست آمد از جانب ژرمنها آسودهخاطر گشتند در سال با استقرار بلغارها و تشکیل دولت بلغار مرز مشترک مجارستان و بیزانس از بین رفت و خطر دوم که متوجه مجارها بود منتفی گشت در قرن قدرت حکومت مرکزی رو به زوال نهاد و با رشد فئودالیسم قدرت سیستم ملوکالطوایفی افزایش یافت از زمان مرگ ایشتوان یک دوره ناامنی شروع شد که طی آن شورش نجیبزادگان پیرو مذهب قدیمی پاگان اصلاحات اجتماعی و مذهبی پادشاه را به مخاطره انداخت در هر حال این شورش فرونشانده شد و حملات آلمانها از غرب و کومانها از شرق سرکوب گردید طی سدههای یازدهم و دوازدهم پادشاهان دودمان آرپاد مجارستان را یکپارچه نگه داشته و در مقابل سیاستهای توسعهطلبانه امپراتوری مقدس روم قسطنطنیه و پاپ در رم مبارزه نمودند سرانجام پیشرفت نسبتاً صلحآمیز مجارها در قرون وسطی با حمله مغولها به رهبری باتوخان دچار وقفه شد و ارتش بلای چهارم بهسختی توسط مغولها تارومار شد اوج شکوه و عظمت مجارستان در قرون وسطی روزگار سلطنت لایوش یکم بود زیرا نفوذش تا دریای بالتیک دریای سیاه دریای مدیترانه میرسید جنگ با ترکها در سال صورت گرفت و ترکها تا دریای بالکان پیش رفتند و مدتهای دراز مجارستان در چنگال ترکان عثمانی و قسمتی از خاک مجارستان زیر فرمان هابسبورگ گرفتار بود این سیاست حفظ قدرت مرکزی توسط ماتیاس کروینوس که از پادشاهان بسیار محبوب و موفق بود دنبال گردید با مهار کردن قدرت بارونها و تشکیل یک ارتش قوی اجیر شده وی امنیت و آسایش برای مردم شهر و روستا را به ارمغان آورد در حالیکه سیاست خارجی توسعهطلبانه وی موجب هراس بود با این وجود دربار با شکوه و کتابخانه عظیم کوروینیانا برای وی در سرتاسر اروپا شهرت آفرید جانشینان ماتیاس در هر حال قادر نبودند که با قدرت رو به افزایش بارونها مقابله کنند افزایش فشار روستاییان موجب گردید که تخم نارضایتی در میان آنان کاشته شود بهطوریکه در سال منجر به جنگ دهقانی بزرگی به رهبری گیورگ دوژا از اهالی ترانسیلوانیا گردید سرانجام ارتش دهقانی با نبردهای خونینی از هم پاشید و شکست آن منجر به کیفر خونینی برای دهقانان گردید در این شرایط تهدید ترکها برای اشغال کشوری که بهدلیل اختلافات داخلی از هم پاشیده شده بود یک خطر جدی بهشمار میآمد در سال ارتش بزرگ سلطان سلیمان قانونی قوای شاه جوان لایوش دوم را در نبرد موهاچ نابود کرد پس از نبرد موهاچ نواحی غربی و شمالی مجارستان حکومت هابسبورگ را پذیرفته و از اشغال عثمانیها رهایی یافتند جنگ مجارها و عثمانیها سرانجام با انعقاد پیمانی در سال پایان یافت در سال میلادی حکومتهای اتریش و مجارستان باهم متحد و سپس ادغام شده و دولت اتریش مجارستان را شکل دادند این پادشاهی دوتایی در طی جنگ جهانی اول توسط قدرتهای مرکزی اروپا از هم گسسته شد پس از انقلاب گل مروارید نظام جمهوری کوتاه مدتی به رهبری میهای کارویی در سال در مجارستان بر سر کار آمد در اوت بلا کون توانست حکومتی کمونیستی را برای روز پایهگذاری کند کمونیستها توسط نیروهای خارجی شکست خوردند و کشور توسط نیروهای رومانی اشغال شد پس از ترک رومانی میکلوش هورتی با یک ارتش ملی بوداپست را به تصرف درآورد فاتحان بوداپست در ژوئن معاهدهای تحت عنوان پیمان تریانون را به امضا رساندند که به موجب آن تقریباً یک سوم قلمرو قدیمی پادشاهی مجارستان و تقریباً یک سوم جمعیت به کشورهای همسایه تعلق پیدا کرد در جنگ جهانی دوم ارتش مجارستان با امید بازنگری در تعریف مرزهایش به نیروهای محور پیوست بعد از شکست سختی در کنار رودخانه دُن دولت هورتی مذاکراتی برای تسلیم به نیروهای متفقین انجامداد در نتیجه این سیاست دوگانه ارتش آلمان در مارس مجارستان را اشغال هورتی را ساقط و یک دولت دستنشاندهٔ نازی را با ریاست فرنتس سالاشی از حزب صلیب پیکان جایگزین کرد با شکست آلمانها در جنگ جهانی دوم رژیم دستنشاندهٔ آنها در مجارستان نیز توسط ارتش سرخ شوروی از قدرت ساقط شد به موجب معاهده صلح پاریس مصوب فوریه مجارستان میبایست از کلیهٔ قلمرو خود که در جریان جنگ جهانی دوم به دست آورده بود صرف نظر میکرد همچنین به پرداخت میلیون دلار غرامت به شوروی چکسلواکی و یوگسلاوی محکوم شد در سال حزب کمونیست با پشتیبانی نیروهای شوروی در مجارستان قدرت را در دست گرفت نظام جمهوری خلق در مجارستان تأسیس صنعت ملی و زمینهای کشاورزی اشتراکی و حکومت تکحزبی شد و در عین حال مخالفین توسط پلیس مخفی ترور میشدند یکی از مهمترین مخالفان حکومت کمونیستی رهبر کلیسای کاتولیک مجارستان یوژف میندسنتی در سال به زندان افتاد انقلاب توسط نیروهای شوروی سرکوب شد که در پی آن جمعیتی در حدود نفر به خارج از کشور گریخت ایمره نادی رهبر انقلاب اعدام و میندسنتی به سفارت آمریکا پناهنده شدند و بازداشتها و محکومیتها تا ماهها ادامه پیدا کرد پس از شکست انقلاب در یانوش کادار قدرت را تا در دست گرفت در اواخر حکومت شوروی و پیش از فروپاشی حکومت وابسته به آن در مجارستان آزادیهای سیاسی بیشتری به احزاب مخالف داد و سرانجام در سال حکومت کمونیستی مجارستان فروپاشید پس از آن در اکتبر قانون اساسی اصلاح شد و یک نظام چندحزبی در مجارستان روی کار آمد آخرین نیروهای شوروی در ژوئن مجارستان را ترک کردند و به سال حضور نظامی در مجارستان پایان دادند جغرافیای مجارستان به صورت سنتی با دو رودخانهٔ اصلیِ آن یعنی دانوب و تیسا تعریف میشود که کشور را به سه بخش تقسیم میکند فرادانوب فراتیسا و میاندانوب تیسا دانوب سر حد امپراتوری روم بودهاست و از این جهت ترانسدانوبیا تقسیمبندیی قدیمی محسوب میشود حرکت دانوب از شمال به جنوب و از میانهٔ مجارستان کنونی است به نحوی که کل کشور در حوضهٔ آبریز آن قرار میگیرد فرادانوب گسترهٔ غربیِ کشور را از مرکز تا مرز اتریش و با زمینی تپهای و کوههای کوتاه دربردارد فرادانوب مشتمل است بر ادامهٔ شرقیِ کوههای آلپ و کوهپایههای آن در غرب مجارستان کوههای فرادانوبی در مرکزِ فرادانوب کوهای مِچک در بارانیا شمال شهر پچ و کوههای ویلانی در جنوب هِویز بزرگترین چشمه آبگرم جهان و بالاتون بزرگترین دریاچه اروپای مرکزی هر دو در فرادانوب قرار دارند ویژگی متمایز میاندانوب تیسا و فراتیسا مسطح بودن آنهاست دشت بزرگ مجارستان بخشی از هر دو ناحیه را پوشش میدهد در شمالِ دشت بزرگ کوهپایههای کارپات در مرز اسلواکی سر برافراشتهاند بلندترین نقطه مجارستان کوه کِکِش با متر ارتفاع در این قسمت واقع شدهاست مجارستان متشکل از شهرستان است و بوداپست مستقل و متعلق به هیچ شهرستانی نیست شهرهای دبرتسن سگد میشکولتس دیور و پچ بزرگترین شهرهای کشور محسوب میشوند رئیسجمهوری از بین اعضاء مجمع ملی برای یک دوره پنج ساله برگزیده میشود مقام او تا حدود زیادی تشریفاتی است و اما به صورت اسمی وی فرمانده رئیس نیروهای مسلح و دارای قدرتهای از جمله نامزدی برای نخستوزیری است که باید توسط اکثریت آرای اعضای پارلمان بر پایه پیشنهاد ارائه شده توسط خود رئیسجمهوری انتخاب شود در مجارستان رئیسجمهور و نخستوزیر توسط دو سوم آراء پارلمان تعیین میشود در مه در پی کنارهگیری پال اشمیت رئیسجمهوری پیشین مجارستان به دلیل اتهام سرقت علمی در نگارش رساله دکترا مجمع ملی مجارستان یانوش آدر را به عنوان رئیسجمهور انتخاب کرد حزب مخالف دولت در پارلمان از شرکت در رایگیری خودداری ورزیده و گفت که انتخاب آقای آدر به این سمت باعث میشود تا حزب حاکم پایههای قدرت خود را محکمتر کند قانون اساسی جدید مجارستان از اول ژانویه سال جاری به اجرا گذاشته شدهاست در حالیکه اتحادیه اروپا هشدار داده بود که بخشی از محتوای آن شامل تغییر در موقعیت بانک مرکزی و ارتباط آن با دولت ساختار قوه قضاییه و تشکیلات ناظر بر حفظ اطلاعات و حریم خصوصی شهروندان برای این اتحادیه قابل قبول نیست اتحادیه اروپا علیه مجارستان به دلیل اصلاحاتی که در قانون اساسی این کشور صورت گرفته به دادگاه شکایت کردهاست در انتخابات ماه مه پارلمان اروپا در مجارستان حزب حاکم که به عنوان راستگرا و ضد خارجی شهرت دارد با بیش از درصد اکثریت مطلق آرا را به خود اختصاص دادهاست معادن بوکسیت بسیار غنی در این کشور شناسایی شده و به بهرهبرداری رسیدهاست نیمی از صادرات مجارستان را ماشین آلات کشاورزی ابزار مهندسی و غلات و ماشینهای صنعتی تشکیل میدهند در سال اقتصاد مجارستان زیر فشار بدهی شدید و کسری بودجه قرار داشت ارزش پول مجارستان موسوم به فورینت و شاخص اصلی معرف سهام در آن کشور موسوم به بوکس همزمان با سیر نزولی بازارهای مالی جهان تنزل کرد در پی کاهش شدید ارزش پول ملی و فشار مضاعف بر اقتصاد مقامات این کشور به سراغ صندوق بینالمللی پول رفتند بانک مرکزی مجارستان برای جذب داراییهای مردم به بانکها بهره عامل را به درصد افزایش داد در پس از جنگ جهانی دوم یک موافقتنامه بازرگانی بین ایران و مجارستان منعقد شد که پایه مبادلات بین دو کشور در سالهای بعدی قرار گرفت از پس از جریان گروگانگیری در سفارت آمریکا و تحریمهای اقتصادی صدور نفت ایران به آمریکا نه بهطور مستقیم که از طریق مجارستان ادامه پیدا کرد یکی از چندین شرکت مجاری که در این معاملات حضور داشتند شرکت واردات و صادرات نفت و مواد معدنی مینرالایمپکس بوده که با از دست دادن ده سنت در ازای هر دلار نفت ایران را به آمریکا صادر میکردهاست این ده درصد به حساب شخصی افراد در مجارستان و با اطلاع سران دولت وقت مجارستان و شوروی از طریق آمریکا واریز میشد و تا فروپاشی کمونیسم نیز ادامه پیدا کرد که صدمه زیادی بر پیکر اقتصاد مجارستان به نفع حسابهای شخصی وارد آورد جمعیت مجارستان بر پایه سرشماری ژانویه بالغ بر نفر است جمعیت کشور از مجارها تشکیل شده و دیگر ساکنان این کشور رومانیاییها صربها کروواتها آلمانیها و کولیها هستند مطالعات ژنتیکی نشان دادهاست که مجارها فقط درصد از ژنهای اقوام اورالی را دارا هستند مردم مسیحی کاتولیک و پروتستان هستند یاسیها که از قدیم در شهرستان یاس نادیکون سولنوک پراکندهاند از اقوام ایرانی عشایر سکا هستند که تا قرن سیزده پیوسته با کومانها زندگی میکردهاند و در زمان بلای چهارم در پادشاهی مجارستان ساکن شدند تنها نمونه از گویش یاسی یک واژهنامه یاسی لاتین است که در سال در پشت یک سند قدیمی کشف شد در ابتدا تصور میشد که متن آن مربوط به پچنگها است این سند اکنون در سازمان اسناد ملی مجارستان نگاهداری میشود و شامل لغت مربوط به تعارفات و ضمائر ملکی است ترکشناس مجار دیولا نِمِت با تحقیق و مطالعه آن را رمزگشایی کرده و به زبان آسی مربوط یافتهاست خواهرخواندگی دو شهر یزد و یاسبرنی که رابطهٔ تاریخی مستقیمی با هم ندارند اما ریشههای باستانی مردمانش را به یکدیگر ارتباط میدهد و از طرفی تلفظ آنها نیز شبیه است در هشت آذر انجام شد نماد شهر یاسبرنی شیپور در در میدان آزادی یزد رونمایی شد نماد یزد یعنی بادگیر باغ دولتآباد نیز طی سفر هیئت شهرداری یزد در یاسبرنی رونمایی شد مجارستان به علت گسترهٔ جغرافیایی متفاوت از فرادانوب در غرب تا دشت بزرگ مجارستان در مرز اوکراین در شرق و همچنین تاریخ پرفراز و نشیب دارای تنوع فرهنگی است از صنایع دستی غنی آن میتوان از گلدوزی سفالگری و کندهکاری نام برد موسیقی نیز از راپسودیهای فرنتس لیست تا موسیقی مدرن برگرفته از موسیقی فولکلور و کولی نیز دارای تنوع بسیار است ادبیات و شعر در زبان مجاری بسیار حائز اهمیت است اگرچه شعرا و نویسندگان زیادی در ایران و جهان شناختهشده نیستند اما آثار شاندور مارائی ایمره کِرتِس برندهٔ جایزه نوبل ادبیات ایشتوان ارکنی و ماگدا سابو در ایران و دنیا ترجمه شدهاند طبق آمار سال نفر از جمعیت مجارستان معادل از جمعیت کشور به زبان مجاری صحبت میکنند که از این بین نفر معادل از این زبان به عنوان زبان اول استفاده میکنند و نفر زبان دومشان است ارتش مجارستان به دو شاخهٔ نیروی زمینی مجارستان و نیروی هوایی مجارستان تقسیم میشود ارتش مجارستان در غالب برنامه آیساف تحت سرپرستی ناتو تا سال در افغانستان حضور داشتند بلغارستان با نام رسمی جمهوری بلغارستان کشوری در جنوب شرقی اروپاست پایتخت این کشور شهر صوفیه است جمعیت این کشور بالغ بر در سال نفر است که هر ساله از آن کاسته میشود بلغارستان بیشترین رشد منفی جمعیت را در جهان دارد زبان رسمی این کشور بلغاری و واحد پول آن لِف با واحد جزء استونیکی است حدود درصد از مردم آن بلغاریتبار و بقیه بیشتر ترک و کولی هستند بلغارستان کیلومتر مربع مساحت دارد و چهاردهمین کشور بزرگ در اروپا است بلغارستان در سال به عضویت سازمان پیمان آتلانتیک شمالی ناتو درآمد و در سال اتحادیه اروپا درخواست عضویت بلغارستان را در این اتحادیه پذیرفت و روز عضویت این کشور در اتحادیه اروپا را ژانویه اعلام کرد مهمترین صادرات بلغارستان اسانس گل رز است همچنین شراب نیز از دیگر اقلام مهم صادراتی بلغارستان است بلغارستان چهارمین صادرکننده شراب در جهان است پوشاک کفش آهن و فولاد ماشین آلات و تجهیزات و سوخت نیز از دیگر صادرات بلغارستان میباشد جمهوری بلغارستان رسماً کشوری سکولار است اما در قانون اساسی آن مسیحیت ارتدکس به عنوان دین سنتی کشور ذکر شدهاست جمعیت پیرو آیین مسیحیت نوع ارتدوکس هستند و جمعیت را مسلمانان تشکیل میدهند و درصد بیدین هستند منطقه امروزی بلغارستان در قدیم در قلمرو تراکیهایها قرار داشت و بعداً یونانیها و رومیها بر این منطقه چیره شدند ظهور قومیت بلغار به روزگار امپراتوری اول بلغار در قرون وسطی بازمیگردد منطقه بلغارستان حدود پانصد سال در تصرف عثمانیان قرار داشت از تا میلادی در اواخر سده نوزدهم مداخله روسیه در سرزمینهای امپراتوری عثمانی در بالکان منجر به تشکیل کشور خودمختار بلغاری در گشت بلغارستان تا سال شاهزادهنشین و تا پادشاهی مستقلی بود با این حال مرزهایی که در کنفرانس برلین تعیین شده بود بلغارها را راضی نکرد و برای به دست آوردن زمینهایی که برپایه پیمان سن استفانو به آنان وعده داده بودند پنج بار وارد جنگ شدند بلغارستان که در دو جنگ اول و پیروز گشت در جنگ نهایی بالکان و دو جنگ جهانی تا و مغلوب شد و سرزمینهایی را از دست داد پس از اشغال کشور به دست ارتش سرخ و رژیمی کمونیستی برقرار و پادشاه تبعید شد و به دنبال تظاهرات مردمی در تودور ژیوکوف زاده رهبر تندروی رژیم را اصلاحطلبانی برکنار کردند که یا وعده انتخابات آزاد از نقش رهبری حزب کمونیست دست کشیدند در ژوئن انتخابات آزاد برگزار شد و حزب سوسیالیست پیشین به قدرت بازگردانده شد این حزب که با مشکلات شدید اقتصادی روبرو بود و نتوانست به تنهایی حکومت کند و در دولتی ائتلافی بدون برتری هیچ حزبی زمام امور را در دست گرفت و سه حزب اصلی روی کار آمدهاند در شمال این کشور جمهوری رومانی با کیلومتر مرز مشترک قرار دارد در غرب با جمهوری پیشین یوگسلاوی صربستان با طول مرز کیلومتر و مقدونیه با مرز مشترک کیلومتری همجوار میباشد در جنوب با کشور یونان کیلومتر و ترکیه کیلومتر هممرز است در خاور این جمهوری دریای سیاه قرار دارد دو رشته کوه مهم بلغارستان را فرا گرفتهاست یکی رشته کوههای بالکان که شمال و مرکز این کشور را دربر گرفته و دیگری رشتهکوههای ردوپه که باختر و جنوب کشور را شامل میشود از دیگر رشتهکوههای بلغارستان میتوان به ریلا و پیرین اشاره کرد کوههای بالکان از شرق تا غرب و مرکز بلغارستان میگذرد در شمال تپههای کمارتفاع به رود دانوب متمایل است در جنوب منطقهای از زمینهای پست کوههای بالکان را از گرانکوهی بلند و چیندار که بلندترین قله بلغارستان در آن است جدا میکند بلندترین نقطه این کشور قله مُصَلی با متر ارتفاع است که در ارتفاعات ریلا در غرب بلغارستان واقع شدهاست شمال کشور تابستانهای گرم و زمستانهای سرد دارد در حالی که جنوب شرق از آب و هوای مدیترانهای برخوردار است بیشتر اقلیم بلغارستان دارای آب و هوای سرد و کوهستانی است و نواحی ساحلی دریای سیاه نیز آب و هوایی معتدل و مرطوب دارد مهمترین رود ماریتسا نام دارد که از رشتهکوههای ردوپه در باختر بلغارستان سرچشمه گرفته و با گذر از مناطق مرکزی کشور راه جنوب را در پیش گرفته و وارد ترکیه میشود و سپس به دریای اژه میریزد رود دیگر دانوب نام دارد که در شمال بلغارستان جریان دارد پایتخت بلغارستان شهر صوفیه جمعیتی حدود نفر دارد و از مهمترین شهرهای بلغارستان میتوان به پلوودیف هزار نفر وارنا هزار نفر بورگاس هزار نفر و روسه هزار نفر اشاره کرد تاریخ تمدن در بلغارستان کنونی به سال پیش از میلاد مسیح بازمیگردد ساکنان اولیه این منطقه اقوام تراکیهایها بودند نام بلغارستان برگرفته از بلغارها است که از استپهای شمال دریای سیاه به آنجا مهاجرت کردند و بر قبایل اسلاو غلبه نمودند و در سال میلادی اولین پادشاهی بلغاری را بنا نهادند بلغارها قومی آمیخته از مردمان ترکتبار و ایرانیتبار سکایی سرمتی بودند که در مسیر مهاجرت اقوام دیگری را نیز در خود حل کرده بودند و زبان آن قوم نیز زبان بلغار نام داشت که از شاخه زبانهای ترکیتبار بود و امروزه منقرض شدهاست بلغارها در جمعیت اسلاوها که افزونتر بودند حل شدند که این فرایند با پذیرش مسیحیت ارتدکس از سوی پادشاه بوریس یکم در سده نهم شتاب گرفت پیدایش خط سیریلیک در سال میلادی و استقرار مسیحیت به عنوان مذهب رسمی در میلادی محرکهایی نیرومند در تحول فرهنگی کشور بودند تحت حاکمیت شاه سیمئون یکم بلغارستان به اوج قدرت خود رسید و گفته میشد که پایتخت آن پرسلاو از لحاظ قدرت بازرگانی و حیات فکری با قسطنطنیه رقابت میکند نخستین پادشاهی بلغار در مغلوب حکومت بیزانس شد پادشاهی دوم بلغاری که در سال در ولیکو تارنووو تأسیس شد دوباره مرزهای پیشین را برقرار ساخت و عصر طلایی نوینی آغاز شد که در طی آن قلمرو بلغار با سه دریا هممرز بود دریای سیاه دریای آدریاتیک و دریای اژه در پس از یک جنگ طولانی و مقاومتی سخت کشور به سلطه عثمانیها درآمد آغاز سده هجدهم سرآغازی بر دوره احیای بلغارستان بود که با شکوفایی کلیسا ادبیات و فرهنگ بلغاری مشخص میگردد پس از یک انقلاب ناموفق در بلغارستان در پی جنگ آزادیبخش اردو ترکی در مارس به استقلال دست یافت در پی کنگره برلین در کشور به سه بخش یعنی بلغارستان شمالی روملیای شرقی و مقدونیه تقسیم شد کلیه این مناطق به نحوی تحت نفوذ عثمانی بودند اما نخستین پادشاه بلغارستان شمالی بنام الکساندر باتنبرگ روملیای شرقی را تصرف کرده و به خاک خود ملحق کرد جانشین وی شاهزاده فردیناند ساکس کوبورگ گوتا در سپتامبر میلادی بلغارستان را کاملاً مستقل از حکومت عثمانی اعلام کرد و به خود لقب تزار داد ادعای صربستان بر ناحیه مقدونیه منجر به جنگهای دوم بالکان در سال شد که در طی آن بلغارستان سرزمینهای وسیعی را که در جنگ اول بالکان تصرف کرده بود از دست داد پس از جنگ دوم بالکان پیمان آشتی بخارست در اوت به امضاء طرفین جنگ رسید بنا به این معاهده بلغارستان از تمام فتوحات خود از سال تا این زمان تنها به ترانس و دره استرومیتسا اکتفا نمود ولی صربستان مونیستار و دره واردار و قسمتی از سن ژاک و نوی بازار نویبازار را بین خود و مونتهنگرو تقسیم کرد را به دست آورد میان سالهای تا بلغارستان درگیر سه جنگ شد دو جنگ در بالکان و دیگری جنگ جهانی اول پس از یک شکست فاجعه بار در جنگ دوم بالکان بلغاریها دوباره درگیر نبردی بودند که آنها در سمت بازنده اش قرار داشتند چون آنها متحد قدرتهای مرکز در جنگ جهانی اول بودند با وجود آنکه بیش از یک چهارم جمعیت بلغارستان تن عضو ارتش شدند و پیروزیهای چشمگیری در مناطقی مانند دوبریچ بدست آمد با این حال این کشور در شکست را پذیرفت جنگها باعث شد سرباز کشته شوند و زمینهای بسیاری از دست برود از سال تا به دلیل جنگها بیش از هزار فراری به بلغارستان مهاجرت کردند و بار اضافه بر دوش اقتصاد از پیش آسیب دیدهٔ بلغارستان گذاشتند سیاستها و خسارتهای وارده باعث شد تا از سال تا یک حکومت دیکتاتوری توسط بوریس سوم برپا شود در بلغارها به عنوان عضوی از نیروهای محور وارد جنگ جهانی دوم شدند اما نپذیرفتند تا در عملیات بارباروسا شرکت کنند و مانع از فرستاده شدن جمعیت یهودی شان به اردوگاههای کار اجباری آلمان نازی شدند مرگ ناگهانی بوریس سوم در تابستان کشور را دچار آشفتگی سیاسی کرد چرا که جریان اقلیت کمونیست حرکتهایی از خود نشان دادند بوگدان فیلوف نتوانست با متفقین به صلح برسد بلغارستان درخواست شوروی در بیرون راندن نیروهای آلمان را اجرا نکرد در نتیجه شوروی در سپتامبر وارد خاک بلغارستان شد پس از آن گروه مقاومت کمونیست قدرت را بدست گرفت از نیروهای محور خارج شد و به نیروهای متفقین پیوست و تا پایان جنگ در این سو ماند با آغاز جنگ جهانی اول بلغارستان به امید بازپسگیری دوبارهٔ مقدونیه به آلمان پیوست پس از دومین شکست فردیناند ساکس کوبورگ در سال از حکومت کنارهگیری نموده و قدرت را به پسرش بوریس سوم واگذار کرد بوریس سوم ضمن ایجاد حکومتی استبدادی منابع طبیعی کشور را نیز بر باد داد بلغارستان با آغاز جنگ جهانی دوم متحد آلمان نازی و در جبهه نازیها علیه متفقین میجنگید ولی روسیه در سپتامبر به این کشور اعلان جنگ داد و این کشور جهت خود را به زیان نازیها تغییر داد و به متفقین پیوست و چهار روز بعد در سپتامبر حکومتی کمونیستی در کشور ایجاد شد و کیمون گئورگیف دبیرکل حزب کمونیست بلغارستان شد از سال حکومتی در بلغارستان به سبک حکومت شوروی سوسیالیست برقرار شد به زودی بلغارستان به سبب سرسپردگی و وابستگی کامل به شوروی به مطیعترین منطقه تحت سیطره کمونیسم در اروپای شرقی بدل شد بدین دلیل نیز بود که فعالیت ضد کمونیستی چشمگیری در دوره نفوذ شوروی بر بلغارستان به وقوع نپیوست تودور ژیوکوف دبیرکل حزب کمونیست بلغارستان پس از سال در سال از قدرت کناره گرفت بلافاصله پتار ملادنوف جانشین او شد ملادنوف پولیت بورو دفتر سیاسی حزب کمونیست بلغارستان را پاکسازی کرد و به بیش از چهار دهه انحصار قدرت در دست حزب کمونیست پایان بخشید انتخابات آزاد در ماه مه در بلغارستان برگزار شد و حزب کمونیست بلغارستان که به حزب سوسیالیست بلغارستان تغییر نام داده بود پیروز انتخابات شد ملادنوف در ژوئیه مجبور به استعفا شد در اکتبر یک ائتلاف از یک جریان غربگرا موسوم به اتحاد نیروهای دموکراتیک و یک حزب نماینده اقلیت ترکهای کشور جای سوسیالیستها را گرفتند در ژانویه ژلیو ژلف روشنفکری از سنخ واسلاو هاول در چکسلواکی با شعار دموکراسی یا کمونیسم دست به مبارزه زد و رئیسجمهور بلغارستان شد بلغارستان با مشکلات همیشگی رو به رو بود تورم نرخ بیکاری هجده درصدی در اوایل و بدهی خارجی یازده میلیارد دلاری که با دستمزد دو سال تمام بلغارها برابری میکرد اما بلغارستان پس از کمونیسم وجوه مثبتی نیز داشت خصوصیسازی مزارع و کسب و کار با موفقیت انجام شد و بازارهای کشور از فراوانی مواد غذایی جلوه تازهای یافت حکومت پیشین کمونیست اقلیت ترک کشور را که حدود از جمعیت بلغارستان را تشکیل میدادند مورد اذیت و آزار قرار میداد اما آنها اینک زندگی بهتری داشتند طی یک نظرسنجی که در سال انجام شد نود درصد ترکهای بلغارستان از مناسبات قومی در این کشور اظهار رضایت کردند عضو مجمع ملی هر پنج سال تحت نظام تعیین تعداد نمایندگان به نسبت جمعیت هر منطقه با رای تمامی افراد بالغ انتخاب میشوند رئیسجمهور که مستقیماً برای پنج سال انتخاب میگردد نخستوزیر و شورای وزیرانی را انتصاب میکند که از حمایت اکثریت در مجمع برخوردارند احزاب عمده سیاسی بلغارستان عبارتند از اتحاد نیروهای دموکراتیک میانهرو حزب سوسیالیست کمونیست سابق جنبش برای حقوق و آزادی ترکی بلغارستان در سازمان ملل متحد کنفرانس امنیت و همکاری اروپا و شورای اروپا عضویت دارد حزب ائتلاف دموکراتیک بلغارستان در سال مجدداً پیروز انتخابات شده و مأمور تشکیل کابینه گردید پس از آن ایوان کوستوف نخستوزیر بلغارستان شد کوستوف توانست با ایجاد اصلاحاتی سیستم فاسد اقتصادی بلغارستان را تا حدودی ترمیم کند با این وجود این پیشرفتها بسیار کند و ناچیز به نظر میرسید در انتخابات حزب ائتلاف دموکراتیک شکست سختی خورد و حزب جدید یعنی حزب جنبش ملی سیمئون دوم به رهبری پادشاه پیشین سیمئون ساکس کوبورگ گوتا ملقب به سیمئون دوم پسر بوریس سوم که سال پیش از آن به دنبال نفوذ کمونیسم بر کشور از سلطنت خلع شده بود به عنوان نخستوزیر بلغارستان انتخاب شد در انتخابات ریاست جمهوری ژانویه گئورگی پاروانوف با اکثریت آراء به عنوان رئیسجمهور بلغارستان انتخاب شد پاروانوف در انتخابات ژانویه نیز مجدداً با کسب اکثریت قاطع درصدی پیروز انتخابات شد رقیب جدی او در این انتخابات وولن سیدروف بود که تنها توانست آراء را از آن خود کند در انتخابات عمومی سال هیچکدام از احزاب شرکتکننده در انتخابات نتوانستند به اکثریت قاطع دست یابند بنابراین یک دولت ائتلافی توسط حزب سوسیالیست به رهبری سرگئی استانیشف به عنوان نخستوزیر مأمور تشکیل کابینه شد در سال بلغارستان به عضویت اتحادیه اروپا درآمد در ژوئیه کمیسیون اروپا اعطای کمک میلیون دلاری اتحادیه اروپا را به بلغارستان به علت جنایتهای سازمان یافته و فساد لجامگسیخته در این کشور به حالت تعلیق درآورد کمبود شدید انرژی برای چندین هفته در ژانویه به دنبال مناقشه روسیه و اوکراین بر سر قیمت گاز وارداتی از روسیه بلغارستان را نیز تحت تأثیر قرار داد که اعتراضات گسترده و خشم مردم بلغارستان در قبال سیاستهای مربوط به انرژی دولت را به دنبال داشت در انتخابات عمومی که در ژوئیه در بلغارستان برگزار شد حزب راست میانه موسوم به شهروندان برای توسعه اروپایی بلغارستان یا به رهبری بویکو بوریسوف پیروز انتخابات شد و بوریسوف به عنوان نخستوزیر بلغارستان برگزیده شد بوریسوف کار خود را به عنوان نخستوزیر از روز ژوئیه آغاز کرد روسن پلونلیوف وزیر پیشین توسعه منطقهای و شهرسازی بلغارستان آبان ماه سال در دومین مرحله انتخابات ریاست جمهوری با کسب درصد آرا به عنوان رئیسجمهوری جدید این کشور انتخاب شد در حال حاضر و پس از فروپاشی بلوک شرق علیرغم همه تلاشهای صورت گرفته سیستم اقتصادی این کشور همچنان کشاورزی محور است و صنعت در آن جایی ندارد همین مسئله باعث بروز فقر شدهاست بلغارستان با خاکی حاصلخیز و اندکی منابع طبیعی دیگر اقتصادی استوار بر کشاورزی دارد تولید در تعاونیهای بزرگ مکانیزه متمرکز است فراوردههای عمده شامل غلات گندم ذرت جو و میوه انگور و بهطور فزایندهای تنباکو است تولیدات کشاورزی اساس صنایع غذایی و شرابسازی و تنباکو را تشکیل میدهد وامهای بلوک شرق در توسعه صنایع ای ازجمله مهندسی ساخت کود و مواد شیمیایی نقش داشتهاست به دنبال آشوبهای اجتماعی اقتصادی و سیاسی که اروپایی شرق را پس از دربر گرفت الکوهای تجارت در این منطقه مختل گشت بلغارستان که روابط بازرگانیاش با شوروی به ویژه نزدیک بود با کمبودهای شدید بسیاری از کالاها و از جمله نفت بیشتر از اغلب کشورهای اروپای شرقی لطمه دید تولید صنعتی کاهش یافت ولی پیشرفت در امر خصوصی کردن صنعت و کشاورزی حاصل شدهاست اقتصاد بلغارستان بهطور کلی در سال به میزان درصد نسبت به سال قبل رشد داشت پیشبینی اقتصادی کمیسیون اروپا برای رشد کلی بلغارستان در سال میلادی درصد بود درحالیکه صندوق بینالمللی پول رشد تولید ناخالص ملی این کشور را در سال رقم درصد اعلام کرده بود نیروگاه هستهای دو هزار مگاواتی کازلودی بیش از درصد برق بلغارستان را تأمین میکند و افزایش طول عمر دو رآکتور هزار مگاواتی این نیروگاه تا بیش از سال به یکی از اولویتهای دولت بلغارستان تبدیل شدهاست جمعیت بلغارستان را بلغارها و را ترکها و کولیها تشکیل میدهند بسیاری از دانشمندان ریشه بلغارها را از قبایل ترکزبان آسیای میانه احتمالاً به همراه رگه های ایرانی میدانند همچنین گروههایی از روسها رومانیها ارمنیها یونانیها و سایر اقلیتهای کوچک نیز در این کشور به سر میبرند کمتر از درصد از مردم این کشور به ایدز مبتلا هستند زبان رسمی کشور بلغاری است که مردم بلغارستان به این زبان تکلم میکنند جمعیت پیرو آیین مسیحیت نوع ارتدوکس هستند و جمعیت را مسلمانان تشکیل میدهند و درصد بیدین هستند در بلغارستان هشتاد هزار مسلمان علوی وجود دارد گسترش اسلام در بلغارستان را میتوان در تصرف این کشور توسط امپراتوری عثمانی ریشهیابی کرد زبان بلغاری زبانی هندواروپایی و از شاخه اسلاوی جنوبی است که نزدیکترین به آن زبان مقدونی است و گویشوران آن با گویشوران زبان مقدونی درک مطلب میکنند در زبان بلغاری کهن و معاصر صدها واژه فارسی وجود دارد که در مکالمات روزمره بهکار میرود تعداد این واژهها حدود عدد است که بیشتر از طریق زبان ترکی و در دوره تسلط ساله عثمانی بر این کشور وارد این زبان شدهاست ترکها یکی از اقلیتهای قومی بلغارستان هستند که در تخمینی در سال جمعیت آنان در این کشور بالغ بر نفر بودهاست جمعیت ترکهای کشور بلغارستان پیش از شکل گرفتنش در سال میلادی تقریباً یک سوم از کل جمعیت آن بود با این وجود برخی پژوهشگران عمدتاً ترک بر این باور هستند که ترکها در اکثریت بودند در سال تقریباً از زمینهای کشاورزی به ترکها تعلق داشت یک تاریخنگار ترک به نام تورهان چتین بر این باور بود که جنگهای روسیه و ترکیه به معنای پاکسازی ترکها از بالکان بود ادعا شدهاست در میان سالهای تا بالغ بر نفر از ترکها به ترکیه مهاجرت کردند هرچند که دولت ترکیه تشویق به مهاجرت میکرد سپس موج دیگری از ترکها بلغارستان را ترک کردند در میان سالهای تا بالغ بر نفر از بلغارستان به صورت اختیاری یا اجباری خارج شدند اگرچه مهاجرتهای انجام شده طبق توافق با دولت ترکیه انجام شد در سال دولت بلغارستان یک سیاست بلغاری کردن را آغاز کرد که طی آن ویژگیهای فرهنگی و قومی ترکهای بلغارستان محدود میشد تقریباً ترک مجبور به تغییر نام خود به یک نام بلغاری شدند همچنین ترکها دیگر حق شرکت در مراسم مذهبی اسلامی را نداشتند همینطور نمیتوانستند در مکانهای عمومی ترکی صحبت کنند یا پوشاک سنتی ترکی بر تن کنند از سال ترکستیزی در بلغارستان بار دیگر شدت گرفت این اقدامات در نهایت منجر به بزرگترین مهاجرت دست جمعی در اروپا پس از پایان جنگ جهانی دوم شد و در میان آن ترک به کشور ترکیه وارد شدند این اتفاق میان ژوئن تا اوت افتادهاست و از آن به عنوان سیر بزرگ یاد میشود پس از برکناری تئودور زیوکوف بیش از نفر از ترکها به بلغارستان برگشتند اما بیش از هزار نفر بهطور دائم در ترکیه باقی ماندند بوکو بوریسو که متهم به داشتن تمایلات ترکستیزانه شده بود در انتخابات ژوئیه به قدرت رسید در دسامبر وی پشتیبانی خود را از حرکتی که حزب و رهبرش در مورد پخش اخبار روزانه به زبان ترکی از تلویزیون ملی بلغارستان مطرح شده بود اعلام کرد اما پس از آن وی این پشتیبانیش را پس گرفت نخستوزیر ترکیه نگرانی خود را از افزایش احساسهای ترکستیزانه در بلغارستان به نخستوزیر بلغارستان ابراز کرد وزیر امور خارجه ترکیه هم نگرانیش در مورد داغ شدن بحثها در مورد اخبار به زبان ترکی در بلغارستان را بیان کرد ایوان دیکوف اعلام کرد نه همه حزب ولی بسیاری از مردم بلغارستان از طرح اخبار به زبان ترکی خشمگین شدند عناصر اصلی فرهنگ سنتی بلغارستان از میراث تراکیهای اسلاوی و بلغار تشکیل شدهاند و نفوذ فرهنگی یونانی رومی عثمانی ایرانی و سلتی نیز در فرهنگ این کشور دیده میشود نمونه سازهای بلغارستان عبارتند از کاوال فلوتی که از ته دمیده میشود دودوک سوت بلغاری کاباگیوا نیانبان گادولکا ساز زهی قوسدار و توپان طبل استوانهای دو سر هفتاد درصد عطر رز در بازارهای بینالمللی از بلغارستان میآید و جشن رزها در نیمه اول ژوئن در دره گل سرخ برگزار میشود در بلغارستان مرکزی در نزدیکی شهرهای کازانلوک و کارلوود این جشن شامل یک گردهمایی شاد همراه با رزچینی همگانی است از سال بدین سو کشور بلغارستان به استان منطقه بخش شدهاست نام آنها بدین شرح است یکی از شهرهای بندری و زیبای این کشور وارنا نام دارد که منطقهٔ ساحلی گلدن سندز را در کنار خود دارد این منطقه از نظر اقتصاد گردشگری نقش بسیار مهمی برای مردم منطقه و مردم کشور بلغارستان دارد اهالی این منطقه از انواع و اقسام شگردها برای کسب درآمد بهره میبرند اجاره دادن سایهبان و تخت در حاشیهٔ ساحل و همینطور اجاره دادن خودرو موتورسیکلت دوچرخه و اسبهای کوتاه قد از جملهٔ این شگردهاست در بازارچههای اطراف این منطقهٔ ساحلی انواع و اقسام جانوران نظیر طوطی میمون تمساح و مارهای کوچک و بزرگ موجود است تا گردشگران در ازای پرداخت مبلغی آنها را در اختیار بگیرند و عکس یادگاری بیندازند بناهای تاریخی منطقه تاریخی پریریکون از قدیمیترین مجموعههای باستانشناسی بلغارستان است که به گفته پژوهشگران نیایشگاه ایزدبانو دیونیسوس که در جهان باستان از شهرت فراوانی برخوردار بوده در آن قرار دارد برپایه اسناد موجود فعالیتهای بشری در این منطقه متعلق به هزار سال پیش از میلاد بوده و این صومعه نیز از جمله قلعههای مهم دفاعی شهر در سدههای میانه بهشمار میرفتهاست صومعه ریلا که در دل کوهستان ریلا واقع است بزرگترین صومعه بلغارستان است این بنا در قرن دهم ساخته شده و در فهرست میراث فرهنگی جهانی یونسکو قرار دارد مقبره گنبد تراسی کازانکوک که قدمت آن به انتهای سده چهارم و ابتدای قرن سوم قبل از میلاد میرسد حاوی نقاشیهای دیواری منحصر به فرد است تنها آثار باقیمانده از نقاشی هلنی که جزء فهرست میراث فرهنگی جهانی است گورستان باستانی وارنا که حاوی شواهد اولین تمدن اروپایی و قدیمیترین طلای جهان است به تا سال پیش از میلاد برمی گردد کلیسای جامع الکساندر نفسکی قدیس در صوفیه بزرگترین کلیسای جامع ارتدکس در شبه جزیره بالکان است گنبد سنت جرج قدیمیترین بنای صوفیه است سه لایه نقاشی دیوار در آن کشف شدهاست که قدیمیترین آنها به سده دهم میرسد ورزشهایی مانند کشتی وزنهبرداری بوکس ژیمناستیک والیبال فوتبال و تنیس در بلغارستان محبوب و مرسوم است این کشور یکی از تیمهای والیبال و اسکی پیشرو در جهان است اسلام در بلغارستان نوشته استفن لوییس ترجمه اعظم هدایتی وقف میراث جاویدان تابستان شماره نَهاوندکه به گویش نهاوندی ناون است شهری در غرب ایران است این شهر در جنوب غربی استان همدان قرار گرفته و مرکز شهرستان نهاوند است نهاوند دارای نفر جمعیت است که بعد از همدان و ملایر سومین شهر بزرگ استان به حساب میآید نهاوند از تاریخی ترین و با تمدنترین شهرهای ایران است و نام آن به دفعات در منابع تاریخی ذکر شدهاست نهاوند از شمال به تویسرکان از شرق به ملایر از جنوب شرقی به بروجرد از جنوب غربی به نورآباد و از غرب به کنگاور مرتبط میشود نهاوند زمستانهایی سرد و تابستانهایی نسبتاً خنک دارد بارش سالانه در شهر نهاوند میلیمتر میباشد بنابر پژوهشهای احمد کسروی واژه نَهاوند به معنی شهر یا آبادی قرار گرفته در پیشِ رو است زیرا نَها در زبانهای ایرانی به معنی پیش و وند از فعل کهن وندیدن به معنی نهادن گرفته شدهاست بنابراین نهاوند یعنی نهاده در پیش رو نظریههای مختلفی از پیشینهٔ تاریخی این منطقه باستانی باقی ماندهاست برخی از مورخین نهاوند را محل پهلو گرفتن کشتی نوح میدانند به استناد تحقیقات باستانشناسان در تپه گیان روستایی در کیلومتری جنوب باختری نهاوند در حدود قرن قبل از میلاد مسیح قومی در این منطقه زندگی میکرد که تمدنی شبیه تمدن بینالنهرین داشت و بعدها به دست اقوام دیگر اروپایی و آسیایی از بین رفت در مورد کلمهٔ نهاوند از گذشته تا به امروز اختلاف نظرهایی وجود داشتهاست واژهٔ نهاوند در زمانهای مختلف و از زبانهای متفاوت به صورتهای مختلفی تلفظ شدهاست که از جملهٔ آنها میتوان به نوح آوند نیماوند اینهاوند نیوهاوند نیاوند و نیهاوند اشاره کرد از طرف دیگر نهاوند در گذشته نامهای دیگری داشتهاست به قول بطلمیوس نیفواندای خوانده شده و در عصر مادها به نهاوند نهاوند ماد هم گفته شدهاست به گفتهٔ ملک الشعرای بهار در عصر سلوکیه نهاوند استان بزرگی بوده که به لحاظ سکونت داشتن ملکهٔ لائودیسه در این شهر به آن لائودیسه هم گفته شدهاست به همین صورت واژه دماوند که صورت اصلی و قدیمیتر آن دُمباوند و دُنباوند ضبط شده به معنی قرارگرفته در پشت است زیرا دُنب در زبانهای ایرانی به معنی دنباله و پشت است به گفته برخی دیگر از صاحبنظران نهاوند کنونی همان نوح آوند بوده که به گفته آنان محل به گل نشستن کشتی نوح بودهاست نهاوند به گفته برخی پژوهش گران تاریخ ایران به معنی شهر جلو یی و شهر دماوند به معنی شهر عقبی از سمت مغرب زمین میباشد و در برخی دیگر از کتابها از نهاوند به معنی شهر ظرف سخن بمیان آمده ولی در نقشههای ایران قدیم و در زمان ساسانیان نهاوند را به صورت نیهاوند نوشتهاند که در همسایگی شهر دیناور و مای و همدان قدیم بودهاست شهرستان نهاوند که قدمت بسیار دیرینهای در استان همدان دارد در گذشتههای دور پایتخت یزدگرد سوم بودهاست و از آن به عنوان شهر خفته ساسانی یاد میشود اسلام در جنگ فتح الفتوح نهاوند برای اولین بار به ایران وارد شد اکتشافاتی که در تپههای گیان و زرامین توسط رومن گیرشمن باستانشناس آلمانی صورت گرفت منجر به پیدا شدن دهها اثر باستانی از جنس سفال نقره و طلا گردید که این اشیاء هماکنون در موزه لوور پاریس نگهداری میشود نهاوند در گذشته و براساس قانون تقسیمات کشوری مصوب ه ش از بخشهای تابعه در استان پنجم کشور بود که در سال ه ش به شهرستان ارتقاء یافت اصطلاح ولایت ثلاث در تقسیمبندیهای کشوری دوره ناصرالدینشاه قاجار ایجاد شد و شامل دولتآباد شهر ملایر نهاوند و تویسرکان میشد ملایر در آن زمان حاکم نشین بوده و تمامی شهر های نهاوند تویسرکان زیر نظر این شهر بوده نهاوند از شهرهای کهن ایران است در دوره ساسانیان بخشی از ایالت پهله ماد نهاوند یا ماه نهاوند نام داشت نخستین ساکنان نهاوند حدود هزاره سوم پیش از میلاد کاسیها بودند در تقسیمات باستانی ایران نهاوند و بروجرد دو نقطه شهری از ماه نهاوند بودند که این استان از توابع پهله از سرزمین ماد محسوب میشد ایالت پهله در زمان ساسانیان به این نام نهاده شده و پهلوی به مردم زبان و خط مربوط به پهله اشاره میکند ماه نهاوند بعد از اسلام به ماه بصره نیز شهرت یافت چرا که خراج آن به بصره فرستاده میشد ابن الندیم از قول عبدا بن المقفع ذکر میکند که ماه نهاوند یکی از پنج ناحیه پهله فهله بودهاست یادداشتهای دهخدا بروجرد و نهاوند دو قصبه یا نقطه شهری ماه نهاوند بودهاند نهاوند در موقعیت درجه و دقیقه طول شرقی و درجه و دقیقه عرض شمالی قرار دارد اختلاف ساعت آن با تهران دقیقه و ثانیه میباشد نهاوند از شمال به شهرهای تویسرکان و همدان از شرق به ملایر از غرب به کنگاور و از جنوب به استان لرستان محدود است فاصله این شهر تا تهران کیلومتر میباشد که از مسیر ملایر اراک عبور میکندوفاصله نهاوند تا همدان کیلومتر و تا خرم آباد کیلومتر می باشد شهرستان نهاوند بر سر مسیر ارتباطی کرمانشاه ملایر اراک اصفهان و کرمانشاه اراک قم و ایلام تهران قرار گرفتهاست پروژه خط راهآهن غرب کشور که سالها در انتظار بودجه بود در هنگام بررسی بودجه سال در مجلس با پیشنهاد نماینده نهاوند و حمایت سایر نمایندگان استانهای مربوط مقرر گردید شرکت راهآهن کشور بازای هر تن کیلومتر حمل بار مبلغ ریال اخذ و سرجمع آن را برای توسعه راهآهن غرب کشور و سرخس مصرف نماید با این اعتبار عملیات ساخت راهآهن غرب کشور که یکی از بزرگترین راههای مواصلاتی و اقتصادی محسوب میشود آغاز شد تاکنون قطعه اراک ملایر تکمیل و افتتاح شدهاست قرار است این مسیر از راهآهن نهایتابه راهآهن کشور عراق و از آنجا به سوریه و بالاخره به در یای مدیترانه و اروپا وصل گردد که میتواند افزون بر کمک بزرگ به حمل و نقل مسافر و بار در غرب کشور دریچهای نو باشد برای حمل ونقل صادرات و واردات کالای بخش غربی کشور با هزینهای مناسب تر از آنچه در حال حاضر از طریق خلیج فارس انجام میگردد برآوردهای آماری وسعت شهر نهاوند را در سال حدود کیلومتر مربع نشان میدهد همچنین وسعت دهستان سلگی و خزل شرقی کیلومتر مربع بوده که مجموع وسعت شهرستان حدود کیلومتر مربع میباشد بافت قدیمی شهر ابتدا در منطقه پاقلعه بوده بعد به تدریج به دامنههای جنوبی و خاوری کشیده شدهاست پس از احداث خیابان سراسری در سال به تدریج بافت کالبدی شهر از نظم و ترتیب بیشتری برخوردار و به آهستگی ترکیب عناصر و فضاهای زیستی آن به وضعیت متعارف شهری نزدیکتر شد از مجموعه سطح شهر بیش از نیمی از آن به مسکن اختصاص یافتهاست حدود درصد به معابر و بقیه زیر پوشش خدمات شهری و فضاهای خالی است تراکم متوسط شهر در حال حاضر نفر در هکتار است بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال جمعیت شهر نهاوند نفر بودهاست که پس از همدان و ملایر سومین شهر بزرگ استان همدان بهشمار میآید مردم نهاوند از قوم لر می باشند و از لرهای ثلاثی زبان و لک زبان هستند و جمعیت بسیار کمی در این شهر فارس و آذری هستند مستوفی در کتاب نزهت القلوب به معرفی نهاوند میپردازد گویش نهاوندی گویش مردم نهاوند است نهاوندی گویشی از زبان لری و این شهر یکی از مراکز مهم گویشوران لری شمالی است از سوی دیگر برخی منابع نهاوندی را گویشی مستقل از گروه زبانهای جنوب غربی ایرانی میدانند گویش نهاوندی همانند دیگر گویشهای زبان لری با زبان پارسی میانه نزدیکی دارد پل آجری زرامین معروف به پل لاغه در کیلومتری غرب شهرستان نهاوند و در کنار روستای زرامین سفلی بر روی یکی از شعبات رودخانه گاماسیاب احداث شدهاست این پل دارای یک دهانه با قوس جناغی از بناهای دوره قاجار میباشد در حال حاضر با گسترده کردن طول گذر پل تبدیل به پل جادهای شدهاست این اثر در تاریخ اسفند با شمارهٔ ثبت بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست حمام آقا تراب یکی از بناهای تاریخی شهرستان نهاوند است که در سال در فهرست آثار ملی ثبت شدهاست این حمام با صرف هزینهای بالغ بر میلیون ریال به موزه مردمشناسی تبدیل شده و در روز جهانگردی افتتاح میشود بگزارش البرز به نقل از میراث محمود یاری مسئول روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان همدان با اعلام خبر تبدیل شدن این حمام به موزه گفت با تفکیک دو بخش زنانه و مردانه و تزئین آنها با ماکتهای مجزا در بخش مردانه مراسم شستشو به نمایش گذاشته شده و در بخش زنانه مراسم حنابندان یک عروس به تصویر کشیده شدهاست وی افزود با افتتاح این موزه در پنجم مهرماه روز جهانگردی مردم نهاوند و گردشگران غیر بومی میتوانند بخشهای مهمی از زندگی مردم پیشین منطقه به همراه آداب و رسوم و لباسهای محلی را ببینند حمام آقا تراب که در بافت قدیمی شهر نهاوند قرار دارد از دو بخش مردانه و زنانه تشکیل شدهاست بنای این ساختمان مربوط به دوران قاجار بوده و یکی از جاذبههای تاریخی و قابل بازدید در نهاوند است تزئینات بین بنا شامل گج بری کاشی کاری و نقاشی یکی از نبردهای شاهنامهاست این حمام افزون بر دو قسمت ماکتها حمام سرد و گرم حجره شاهنشین و خزینه نیز دارد معبد لااودیسه در داخل شهر نهاوند قرار دارد و کتیبهای از آنتیوکوس سوم و نیز تعدادی مجسمه برنزی خدایان یونانی در آن کشف شدهاست تپه دهکده باستانی گیان در کیلومتر جنوب غربی نهاوند و در مسیر جاده جنگلی گیان قرار گرفتهاست این تپه در سال میلادی توسط گریشمن بررسی شد بسیاری از باستان شناسان به این منطقه آمده و گنجینههای بسیاری از جمله ظروف سفالی و جواهر را کشف کردهاند که منشأ این ظروف به قرنهای دوم و سوم میلادی برمیگردد تپهٔ گیان همچنین محل دفن مردگان نیز بودهاست روش دفن مردگان رنگ کردن آنها و کشف وسایل همراه آنها پرده از رمز و رازهای زندگی آنها برمیدارد و تمدن آنان را آشکار میسازد در موزهٔ ایران باستان ظروف سفالی فراوانی از جمله گلدان و بشقاب و دیگچه که از این منطقه کشف شدهاست در آنجا دیده میشود نعمان بن مقرن یکی از سرداران و فرماندهان عرب بود که در جنگ نهاوند فتح الفتوح در سال هجری یا میلادی پس از سه روز نبرد سنگین در پشت دروازههای نهاوند به دست سربازان ایرانی به فرماندهی فیروزان پیروزان کشته شد جسد او در کیلومتری شمال غربی شهر نهاوند دفن گردیدهاست این خانه قدیمی که متعلق به علی قدوسی از عالمان نهاوند است دارای سر در ورودی زیبائی است که با نقوش هندسی آجری تزئین شدهاست و دو ستون نما در دو سوی سر در به زیبائی آن افزودهاست نمای بنا در داخل حیاط به وسیلهٔ آجر کاریهای زیبا تزئین شدهاست و قوسهایی به شکل شاخ قوچ نما را آراستهاست پیرامون حیاط با طاق نماهای هلالی تزئین شدهاست این خانه قدیمی و تاریخی در خیابان انقلاب واقع شدهاست وچند خانه قدیمی دیگر در جای جای این شهر وجود دارد سراب گیان یکی از تفریحگاههای غرب کشور بهشمار میرود سرآب گیان با چشمههای جوشان پرآب و زلال در کیلومتری جنوب غربی نهاوند در استان همدان پای کوههای گرین از رشتهکوههای زاگرس جریان دارد که از جنوب به کوههای گرین و از غرب به زمینهای روستاهای ظفر آباد و مهین آباد محدود میشود تپه باستانی گیان نیز در مسیر و دو کیلومتری این سراب قرار دارد در مسیر این سرآب جنگلی طبیعی به وسعت بیش از هکتار وجود دارد کلمهٔ سرآب از دو کلمهٔ سر و آب تشکیل شده که به معنی سرچمشه آب میباشد در نهاوند به دلیل آهکی بودن زمین آب حاصل از بارش با انحلال آهک به راحتی در زمین نفوذ میکند و به صورت چشمه در سطح زمین جاری میشوند که معمولاً بسیار پرآب هستند آب دهی سالانه سرآب گیان در حد لیتر در ثانیهاست که پس از مصارف آشامیدنی اهالی و استفادههای کشاورزی روستاهای اطراف مازاد آب به رودخانه گاماسیاب میریزد در مسیر این سرآب جنگلی است طبیعی به وسعت بیش از هکتار شامل درختان قطور کهنسال بلوط چنار زالزالک گویچ گرو بید زبان گنجشک گوجه وحشی داغداغان آلوچه مو انجیر ون گلابی نبهو پادامک وحشی که یکی از تفریحگاههای غرب کشور محسوب میشود با توجه به قابلیتهای گردشگری جنگل و سرآب گیان اخیراً مطالعاتی انجام شده و برای آمادهسازی و بهرهبرداریهای گردشگری یک سلسله عملیاتی عمرانی در دست اقدام بوده و در حال حاضر نیز به عنوان یک اثر طبیعی جذاب قابل بازدید میباشد دسترسی به این سرآب از طریق جادهٔ نهاوند به کنگاور به سمت روستای گیان امکانپذیر میباشد سراب گاماسیاب بزرگترین چشمه ایران در کیلومتری جنوب شهرستان نهاوند به سمت نورآباد واقع شدهاست و از درههای شمالی رشته کوه گروین کوه چهل نابالغان سرچشمه میگیرد منشأ اب آن یخچال طبیعی است و دارای آبدهی متر مکعب در ثانیه و دمای متوسط درجه سانتیگراد است رود گاماسیاب دارای آبی با کیفیت عالی میباشد در طول دره شهرستان و مسیر دشت دلتایی نهاوند جاری است و به هنگام عبور قسمت عمده روستاها و باغهای باختری شهر را مشروب ساخته و راهی شهرستان صحنه در استان کرمانشاه میشود این رودخانه پس از ورود به استان کرمانشاه قرهسو در عبور از استان لرستان سیمره و در استان خوزستان کرخه نامیده میشود و بعد از این گذر پر پیچ و تاب به هورالعظیم میپیوندد در بالا دست چشمهها غاری طبیعی دیده میشود که هر ساله میزبان گردشگران متعددی میباشد و نیز محوطهٔ اطراف سرآب جنگل کاری شدهاست در مسیر این رود با احداث نیروگاه برق آبی و حوضچههای پرورش ماهی در تولید برق و پرورش ماهی بهرهبرداری نمودهاند شایان ذکر است ماهی پرورش یافته در این منطقه به شهرها و کشورهای مجاور صادر میشود چشمه جوشان و پرآب با ویژگیهای خاص طبیعی یکی از جاذبههای مستعد گردشگری استان محسوب میشود سراب ملوسان در کیلومتری شمال شهرستان نهاوند واقع گردیدهاست زمینهای اطراف این سراب سرسبز و خرم و بیشتر روستاهای اطراف آن کوهستانی است و به همین علت از قدیم بهترین منطقه پرورش بز کوهی و انواع شکارهای مختلف بودهاست سراب فارسبان در کیلومتری جنوب غربی نهاوند با آبدهی متر مکعب در ثانیهاست که هر ساله تعداد زیادی از گردشکران داخلی را به سوی خود جلب میکند این سراب تقریباً در چهل و پنج کیلومتری غرب نهاوند و در نزدیکی روستای کنگاور کهنه در داخل یکی از درههای کوه گرو قرار گرفتهاست دبی متوسط این سراب حدود متر مکعب در ثانیه برآورد شدهاست درختان این سراب از نوع چنار و بید است و یک درخت تنومند و کهنسال چنار که عمر آن به بیش از چهار صد سال میرسد در ابتدای سراب خودنمایی میکند از دیگر سرابهای این شهرستان میتوان به سرابهای بنفشه گنبد کبود تازناب طاف و باروداب قلعه باروداب اشاره کرد دریاچه وشت که در ورودی روستای وشت در جاده بروجرد به نهاوند قرار دارد بر اثر افزایش بارش نزولات آسمانی در فرودین سال در نهاوند در محل یکی از معادن سنگ روستای وشت ظاهر شده است بارندگیها و پرآب شدن آبهای زیر زمینی در روستای وشت شهرستان نهاوند باعث به وجود آمدن دریاچه در این منطقه شده که توجه زیادی را از نظر طبیعی به خود جلب کرده است گفته می شود عمق این در یاچه در برخی مناطق ازمتر تا متر گزا رش شده است این دریاچه به وسعت تا هزار متر مربع می باشد طبق گفته کارشناسان آب این دریاچه آهکی است وخواص درمانی دارد آب شهر از چند رشته قنات و چشمه تأمین میشود از جمله سوغات این شهرستان میتوان به خمیر صنل کلوا حلوا گردویی و گز آردی که مختص نهاوند است اشاره کرد همچنین نقل گردو عسل شیره انگور ترخینه هم از دیگر سوغاتیهای معروف نهاوند است استان مرکزی از استانهای ایران است بزرگترین شهر و مرکز استان مرکزی شهر اراک است این استان به عنوان پایتخت صنعتی ایران شناخته میشود در روزگار کهن این مکان عراق نام داشت که در زمان تسلط اعراب بر ایران عراق عجم نامیده میشد که شامل بسیاری از استانهای همجوار امروزی نیز میشد عراق معرب اراک است این استان از شمال به استانهای البرز و قزوین از غرب به استان همدان از شمال شرقی به استان تهران از جنوب به استانهای لرستان و اصفهان از شرق به استانهای قم و اصفهان محدود است این استان با مساحتی معادل کیلومتر مربع حدود درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص دادهاست بر اساس آخرین تقسیمات کشوری استان مرکزی دارای شهرستان بخش شهر دهستان آبادی دارای سکنه و آبادی خالی از سکنهاست شهرستانهای این استان عبارتاند از اراک محلات ساوه تفرش خمین فراهان دلیجان شازند آشتیان کمیجان زرندیه و خنداب قم و گلپایگان نیز پیشتر جزو استان مرکزی بودهاند نام استان مرکزی برای اولین بار در سال خورشیدی مطرح گردید در آن سال استان مرکزی به مرکزیت تهران پهنه وسیعی از مرکز کشور شامل شهرهای تهران قزوین ساوه قم دماوند و محلات بود سرانجام در سال با انتقال مرکز استان از تهران به اراک و جدایی تهران و البرز تحت استان تهران استان مرکزی به مرکزیت اراک شکل گرفت که تا سال استان قم نیز جزو این پهنه بود در سال رئیسجمهور وقت محمود احمدینژاد پیشنهاد تغییر نام استان به استان آفتاب را مطرح کرد دلیل وی برای طرح این پیشنهاد روشن نبودن نام مرکزی در تبیین هویت و معرف فرهنگ استان بود اما این پیشنهاد در برنامه زنده تلویزیونی با مخالفت مجری برنامه و پس از آن با مخالفت برخی از نمایندگان استان مرکزی مواجه شد بعد از این برای تغییر نام استان نامهای دیگری مانند استان ماد و استان اراک نیز پیشنهاد شد استان مرکزی در منطقهای واقع شدهاست که در زمانهای قدیم به آن ماد بزرگ در اوایل دوره اسلامی ایالت جبال و در سدههای بعد عراق عجم میگفتند نام جبال برای اولین بار توسط اعراب به کوهستانهای مغرب ایران نسبت داده شد در دوره سلجوقیان خلفای عباسی لفظ عراق عجم به معنای عراق غیر عرب را به مناطق غربی ایران نسبت دادند زمانی که آریاییها وارد ایران شدند که متشکل از سه طایفه یا قوم بودند گروهی با نام قوم پارس در مناطق جنوبی کشور مستقر شدند گروه دوم پارتها بودند که در قسمت شرقی ایران ساکن شدند و گروه سوم مادها بودند که در مرکز و غرب ایران سکنی گزیدند بنا بر تحقیقات تاریخی در گذشته سرزمین ماد به سه بخش عمده تقسیم شده بود برای بررسی و چگونگی پیشرفت و توسعه در هر مکانی نیاز به اطلاعات جغرافیایی و تاریخی آن ناحیه از زمان یکجانشینی و توسعه روستا و پیدایش شهر است اما به دلیل جنگها و هجوم اقوام وحشی و خارجی به سرزمین ماد سفلی اسناد و نوشتهها و آثاری که بهطور وضوح مبین زندگی و تمدن آن دوران در استان باشد از بین رفتهاست به عنوان مثال در دوران هخامنشیان سرزمین ایران بنا به نوشتهٔ هرودت بیست ساتراپ تقسیم میشدهاست که ماد سفلی از ری تا همدان که کمیجان امروزی جزء ساتراپ دهم بودهاست فهرست بیستگانه ساتراپهای ایران با توجه به تاریخ هرودت و سنگ نبشتههای بیستون کشف شدهاست استان مرکزی در روزگار هخامنشیان بخشی از ایالت مادها ساتراپ دهم و قسمتهایی از جنوب آن بخشی از سرزمین الیمائیس بهشمار میرفتهاست این استان در شمار کوست خوربران یعنی جایی که خورشید از آنجا میرود بودهاست ساتراپ دهم که استان مرکزی کنونی بیشترین مساحت و مهمترین بخش آن را تشکیل میدادهاست اهمیت این ناحیه را در زمان قبل از اسلام معلوم مینماید و از طرف دیگر هر گونه تصمیمگیری و فرمانهای حکومتی نوع معیشت تخصصها حوزههای فرهنگی و اقتصادی و رشد و توسعه از هر نظر در ساختار تمدن آریایی آن زمان مشمول ساتراپ دهم نیز میشدهاست آب و هوای استان به علت وجود کوههای مرتفع مجاورت با حاشیه مرکزی ایران همجواری با بخشی از منطقه حوض سلطان کویر میقان و حوزه آبریز دریاچه نمک و همچنین قرار گرفتن در محل تلاقی دو رشته کوه البرز و زاگرس دارای آب و هوایی متنوع است همچنین جهت و جریان وزش بادهای غربی مدیترانهای و اقیانوس اطلس تودههای هوای فشار زیاد اقیانوس هند و جریانهای سرد آسیای مرکزی شرایط اقلیمی استان را تحت تأثیر خود قرار میدهد مهمترین انواع آب و هوای استان عبارتند از آب و هوای نیمه بیابانی در مناطقی چون ساوه و زرندیه آب و هوای معتدل کوهستانی همراه با زمستان سرد و تابستان معتدل در شهرستانهایی مانند اراک خمین تفرش و محلات آب و هوای سرد کوهستانی با زمستانی سرد و برفی و تابستانی خنک در محدودههای جغرافیایی شهرستان شازند همچنین در بخشهایی از شهرستان فراهان مخصوصاً روستای کسرآصف مناظری زیبا دارند که انسان را به یاد جنگلهای شمالی ایران میاندازد استان مرکزی در دوره کواترنری مرطوب بوده و بارشهای آن روزگار که باعث شسته شدن رسوبات از کوهها و انباشت آنها در بخشهای پست شده دشتهای حاصلخیزی چون دشت فراهان دشت شازند دشت ساوه و دشت زرند را به وجود آوردهاست پستترین نقطه استان دشت مسیله با متر بلندا از سطح دریاست این دریاچه در شمال شرقی اراک و در دشت فراهان قرار دارد مساحت اش بسته به میزان بارندگی از صد تا صد و ده کیلومتر مربع تغییر مییابد آب این دریاچه شور است از نظر اقلیم زمستانهای معتدلی دارد و همین سبب شده تا در پاییز و اوایل زمستان زیستگاه پرندگان و به ویژه پرندگان مهاجر باشد این دریاچه دائمی از یکی از معدود دریاچههای معدنی استان مرکزی است خودجوش است و حاوی ترکیبات گوگردی غیر از آن به سبب جایگاه تاریخی اش مورد اهمیت است همچنین از لحاظ علم پزشکی نیز مورد توجه است دریاچهای طبیعی است در غرب خنداب در منطقهای کوهستانی بین روستاهای اوچ تپه و قاسمآباد میزان آب اش بسته بارندگی متغیر است به گونهای که در سالهای خشک سالی گاهی خشک میشود و در سالهای بارندگی قابل قایقرانی است وسعت اش بین دو تا سه کیلومتر متغیر است و در پاییز و ابتدای زمستان محل تجمع پرندگان مهاجر است از مساحت استان را ناهمواریها تشکیل دادهاست کوههای استان مرکزی که در دوره ترشیاری شکل گرفتهاند از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شدهاند کوههای استان مرکزی دو گروه هستند یکی کوههای مرکزی در شهرستانهای کمیجان تفرش مانند کوه گوند قرمز روستای کسرآصف و قسمتهایی از ساوه و دیگری کوههای زاگرس در جنوب استان و در شهرستانهای شازند و خمین کوههای راسوند در جنوب شازند و سفیدخانی در جنوب اراک از مهمترین کوههای استان هستند و قله شهباز با بلندی در کوههای راسوند بلندترین کوه استان محسوب میشود در حال حاضر میزان آب بدست آمده از رودخانهها قناتها و چشمهها در استان حدود میلیارد متر مکعب است که تنها درصد از این حجم به مصرف کشاورزی میرسد چشمههای موجود در استان همانند چشمه میشو چناس سراب چناس چشمهٔ عمارت چشمهٔ عباسآباد چشمهٔ پنجعلی چشمهٔ اسکان چشمه بلاغ حک کیخسرو چشمهٔ انجدان چشمهٔ محلات چشمهٔ سنگستان و چشمهٔ بالقلو نقش مهمی در تأمین آب مصرفی استان دارد در سال کشور ایران به قسمت تقسیم گردید که شهرهای ساوه زرند عراق عجم خمین کمره گلپایگان خوانسار و محلات از قسمتها اصلی این تقسیمبندی بودند در همان سال براساس قانون کشور به استان و شهرستان تقسیم گردید که استانها برحسب شماره نامگذاری گردیدند که استان مرکزی امروزی در استان یکم قرار داشت در تغییر دیگری که در قانون تقسیمات کشوری در سال اتفاق افتاد استانها به جای نام به اسامی اصلی و تاریخی خود نامیده شدند و براساس این قانون کشور به استان فرمانداری کل فرمانداری بخشداری تقسیم گردید که بخش اعظم استان مرکزی فعلی در استان مرکزی آن زمان به مرکزیت شهر تهران قرار گرفت براساس قانون مورخه استان مرکزی به دو استان تهران به مرکزیت شهر تهران و استان مرکزی به مرکزیت اراک تبدیل شد که شهرهای تابعه استان مرکزی به این شرح بودند اراک ساوه قم خمین تفرش کاشان براساس تصویبنامه سال شهر کاشان از استان مرکزی جدا به استان اصفهان افزوده شد براساس قوانین سالهای و شهرهای سربند و دلیجان به استان مرکزی اضافه و در سال شهرستان قم از استان مرکزی جدا و به استان تهران الحاق و در سال مستقلاً به استان تبدیل گردید فهرست شهرهای استان مرکزی استان مرکزی به دلیل قرارگیری در مرکز کشور و مجاورت با حکومتهای بزرگ قبل از اسلام از اهمیت خاصی برخودار بود و به همین دلیل شهرهایی که در منطقه وجود دارند از لحاظ تاریخی اهمیت پیدا کردهاند از جمله این شهرها میتوان به کمیجان نراق آوه آستانه نیمور و ساروق وفس چهرقانوکرهرود مشکویه در شهر پرندک اشاره کرد استان مرکزی از جمله استانهایی است که از نظر پوشش جنگلهای طبیعی بسیار فقیر است سرانه جنگل در این استان شانزده برابر از سرانه آن در ایران پایینتر است اما در جادهای که به روستای کسرآصف کمیجان ختم میشود باغهای زیبایی وجود دارد که جنگل گونهاند و دست کمی از جاده چالوس ندارند و همچنین دره سرسبز وفس کمیجان که به طول کیلومتر است و در مسیر ارتباطی کمیجان به سمت ساوه قرار دارد همچنین روستای کسرآصف دارای زیباییهایی نظیر غار اینجیل آغاجی درخت انجیل هست و برخی بخشها مانند ساوه و شازند و تفرش تاج پوشش تا درصد هستند و برخی دیگر از بخشها مانند دلیجان محلات خمین اراک کمیجان و زرندیه دارای تاج پوشش تا درصد هستند از جمله جنگلهای موجود در استان میتوان به پارکهای جنگلی و جنگلهای دست کاشت هکتار اشاره کرد مساحت جنگلهای طبیعی استان مرکزی هکتار است سرانه جنگل جنگلهای طبیعی و دست کاشت نزدیک به مترمربع است در استان چهار ذخیره گاه جنگلی وجود دارد که شامل ذخیره گاه بلوط و سماق در شهرستان شازند با وسعت و هکتار و بنه در شهرستان تفرش با وسعت هکتار و خونیار واقع در شهرستان ساوه به مساحت هکتار است مراتع استان که عمدتاً گیاهان بوتهای هستند به دلیل آب و هوای مختلف دارای تنوع زیادی هستند و در مجموع کل استان را پوشش میدهند حدود گونهٔ جانوری شامل گونه پستاندار گونه پرنده گونه خزنده گونه دوزیست و گونه ماهی در این استان موجود هستند نماد محیط زیست طبیعی این استان پازن است که در استان به تگه نیز مشهور است جانورانی مانند آهو کل و بز قوچ میش شغال روباه گرگ خوک خرگوش تشی خرس قهوهای پلنگ گربه پالاس سیاهگوش سمور لاکپشت کبک تیهو کوکر باقرقره و پرندگان مهاجر درنا آنقوت غاز و مرغابی چنگر در مناطق کوهستانی و استپی حفاظت شدهاستان زندگی میکنند این منطقه کوهستانی مساحتی برابر هکتار دارد و بین شهرستانهای اراک محلات و خمین قرار دارد این منطقه از سال تحت کنترل سازمان حفاظت محیط زیست درآمدهاست این منطقه نمونه بارز یک اکوسیستم کوهستانی است به خاطر ارزشهای زیستگاهی اش از زمانهای قدیم به عنوان یکی از بهترین شکارگاههای کشور به حساب میآمده وجود بیش از هفتاد کتیبه که قدیمی ترینشان به چهارصد سال پیش متعلق است نشانهای بر این مدعا است در این منطقه بیش از دویست گونه گیاهی وجود دارد و حیات وحش آن عبارت است از قوچ و میش کل و بز آهو پلنگ گراز و گونههای مختلف پرندگان از جمله غاز خاکستری اردک لک لک سفید بلدرچین هوبره فاخته و این مناطق کوهستانی است و پوشش گیاهی بین بیست و پنج تا شصت درصد و همچنین آب فراوان دارد کوههای کوچک زار خشکه وحش و لجور در این مناطق قرار دارند و حیات وحش آن عبارت اند از قوچ و میش آهو گرگ روباه خرگوش کبک تیهو باقرقره فاخته و این منطقه بیشتر از تپه ماهورها تشکیل یافته زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل دارد و حیات وحش آن را قوچ و میش و به ویژه کبک تشکیل میدهند دره مالمیر و باغ سماق لو که از مناطق زیبای استان بهشمار میروند در این منطقه واقعاند منطقه حفاظت شده الوند خمین این منطقه با مساحت هکتار در سال حفاظت شده اعلام شد این ناحیه جزء رویشگاههای ایران تورانی بهشمار میرود بهطور کلی درصد از مساحت استان مرکزی اراضی کشاورزی و درصد مرتع و بقیه غیر مزروعی شهرها جادهها دریاچه و است محصولات کشاورزی استان شامل گندم جو آفتابگردان حبوبات پنبه چغندرقند گوجه فرنگی پیاز انگور خشکبار سبزیجات انار طالبی هلو پسته بادام و گردو است از مهمترین قابلیتهای کشاورزی در استان مرکزی میتوان به تولید گل و گیاه اشاره کرد سطح زیر کشت گل و گیاهان زینتی در این استان هزار و هکتار است که از این میزان هکتار به صورت گلخانه و بقیه در فضای باز است شهرستان محلات در این استان که به عنوان قطب تولید گل و گیاهان زینتی کشور مطرح است بیشترین سطح زیر کشت گل و گیاه را به خود اختصاص دادهاست ایستگاه ملی تحقیقات گل و گیاهان کشور در شهرستان محلات قرار دارد که هدایت فنی و علمی و پشتیبانی مالی تحقیقات گل کشور در سایت لاهیجان تنکابن ورامین کرج جیرفت دزفول و اصفهان بر عهده این ایستگاه میباش از دیگر محصولات کشاورزی استان تولید لوبیا است که بیش از آن در شهرستان خمین کاشت میشود به همین سبب استان مرکزی به عنوان یکی از قطبهای تولید لوبیا در کشور مطرح بوده و ایستگاه ملی تحقیقات لوبیای کشور در این استان و در شهرستان خمین قرار دارد انار از دیگر محصولات کشاورزی استان است که در شهرستان ساوه تولید میشود شهرستان ساوه بهترین نوع انار در کشور را تولید میکند و محصول آن شهرتی جهانی دارد به صورتی که در دنیا به یک برند معتبر تبدیل شدهاست سالانه نوع انار در ساوه تولید میشود تولید پسته ارگانیک از دیگر محصولات کشاورزی استان است که در شهرستان زرندیه شهر پرندک کاشت میشود استان مرکزی مقام ششم تولید پسته کشور را داراست و بزرگترین باغ تولید پسته ارگانیک کشور در این استان قرار دارد جمعیت استان طبق آخرین سرشماری نفوس و مسکن در سال بالغ بر بودهاست که از این تعداد باسواد بودهاند استان مرکزی از مهاجرپذیرترین استانهای ایران پیش از انقلاب به حساب میآید بهطوریکه بر اساس سرشماری رسمی انجامشده در سال درصد از میلیون ایرانی که در آن دوره اقدام به مهاجرت داخلی نمودند این استان را مقصد نهایی خود برای سکونت انتخاب کردهاند این فرایند جذب مهاجر داخلی در دهه بعد افزایش یافت و به میزان درصد از میلیون نفر مهاجر افزایش یافت اما در دهه و همچنین سالهای بعد از انقلاب ایران این مهاجرت کاهش یافت و ایرانیان مهاجر تمایل بیشتری برای حضور در استان تهران و شهر تهران از خود نشان میدادند جمعیت عشایر استان مرکزی در سرشماری عشایر کوچنده در سال زبان رایج مردم استان مرکزی فارسی است در برخی مناطق مانند دهستان رودبار تفرش و قسمتی از روستاهای شهرستانهای فراهان خنداب کمیجان شازند اراک ساوه و زرندیه و خمین به ترکی محلی نیز سخن میگویند در دلیجان و محلات مردم به زبان راجی حرف میزنند در برخی روستاهای شهرستانهای کمیجان مانند وفس زرندیه مانند الویر و تفرش مانند کهک به زبان تاتی سخن گفته میشود که ریشه در زبان مادی دارد خلجی که در بخش خلجستان استان قم بیشتر گویشور دارد در روستاهای آشتیان و تفرش نیز گویشورانی دارد در پارهای از روستاهای شازند خرقان و ساوه که ارمنی نشیناند و نیز در بخشی از شهر اراک که تا چند دههٔ پیش ارمنینشین بود زبان ارمنی نیز صحبت میشد قبل از ورود اسلام به ایران اهالی این منطقه پیرو دین زرتشتی بودند و وجود آتشکدههای گوناگون مانند آتشکوه وره در آشتیان و آتشکده خورهه در محلات و آتشکده برزو در راهجرد آتشکدهٔ فردقان در کمیجان شاهد این مدعاست هماکنون اهالی استان مرکزی اکثراً مسلمان و شیعه هستند و مسیحیان ارمنی و زرتشتیان و عدهای کم از کلیمیان از اقلیتهای مذهبی این استان هستند استان مرکزی از جمله استانهای نخبه پرور کشور است این امر نشانگر اهمیت خطه این استان در فرهیخته پروری است استان مفاخر سرزمین آفتاب و استان مفاخر و مشاهیر را دادهاند از جمله مشاهیر و مفاخر این استان میتوان به مواد زیر اشاره کرد استان مرکزی دارای غذاهای سنتی متنوعی است دوگوله یا آبگوشت کله جوش کال جوش یا دوغ گرمه آش ترخینه آش اشکنهٔ اراک او گرمه پتلهپلو کوفته تفرشی گندله آش گندینه رشته پلو شفته اراکی کوفته اراکی گوشتابهٔ اراک کباب ته تالی استان مرکزی از جمله استانهای صنعتی کشور است و بخشهای خدمات صنعت و کشاورزی به ترتیب اهمیت اساس اقتصاد استان را تشکیل میدهند با توجه به وجود بیش از واحد تولیدی و صنعتی در استان مرکزی بهرهمندی از صنایع مادر و حلقههای واسط کلیدی در تولید کشور سرمایهگذاری در طرحهای صنعتی استان بالا بوده بهطوریکه این استان همراه در رتبه ممتازترین استانها در جذب سرمایهگذاری صنعتی را دارا است از مزیتهای سرمایهگذاری در بخش صنعت استان میتوان به نزدیک بودن به پایتخت وجود ظرفیتهای مکانی مناسب به لحاظ وجود شهرکهای صنعتی در استان برخورداری از موقعیت خاص جغرافیایی و قرارگیری در کریدور ترابری بینالمللی وجود صنایع بزرگ و مادر تجربه نیم قرن توسعه صنعتی وجود منابع و ذخایر معدنی نظیر سنگ آهن سولفات سدیم سیلیس فلدسپات و انواع سنگ و وجود ظرفیت ایجاد صنایع تبدیلی کشاورزی وجود نیروی کار متخصص وجود خوشه صنایع ریلی و انرژی انجمنهای تخصصی در استان قرارگیری در مسیر خطوط اصلی انتقال و تأمین انرژی و پائین بودن نسبی خطر زلزله در استان اشاره کرد استان مرکزی طی پنج دهه گذشته چهرهای صنعتی به خود گرفت و با راهاندازی طرحهای صنعت نفت و پتروشیمی به یکی از بزرگترین مراکز صنایع استراتژیک کشور تبدیل شد از تولیدات عمده استان میتوان به آلومینیوم محصولات آلومینیومی ریختهگری فلزات سنگین تجهیزات صنایع نفت و گاز تجهیزات نیروگاهی و صنعتی ماشینآلات کشاورزی و عمرانی خودروهای ریلی محصولات پتروشیمی و پالایشگاهی رنگهای صنعتی منسوجات شیشه و جام بلور انواع لاستیک خودرو سیم و کابل شویندهها دوده صنعتی الیاف مصنوعی انواع سنگ ساختمانی لوازم خانگی و کاشی لوله و پروفیل فولادی و پی وی سی و اشاره کرد کانون اصلی صنعت استان به ترتیب در اراک ساوه دلیجان و محلات است پالایشگاه نفت امام خمینی شازند اراک یکی از پالایشگاههای بزرگ ایران است که در استان مرکزی واقع شدهاست این پالایشگاه از شرکتهای فرعی شرکت ملی پالایش و پخش فراوردههای نفتی ایران است و به عنوان بزرگترین پالایشگاه تک واحدی ایران در سال با ظرفیت اسمی هزار بشکه در روز راهاندازی گردید همچنین نخستین پالایشگاهی است که کار مطالعه و عملیات اجرای آن بعد از انقلاب اسلامی و در نخستین سال بعد از جنگ تحمیلی آغاز شد بزرگترین طرح تولید بنزین کشور در این پالایشگاه در حال بهرهبرداری است این طرح پالایشگاه اراک را به بزرگترین پالایشگاه تولید بنزین در کشور تبدیل میکند پتروشیمی شازند اراک یکی از بزرگترین تولیدکننده محصولات پلیمری مواد شیمیایی و از طرحهای زیر بنایی کشور است که در سال به تصویب رسید و فاز اول آن در سال مورد بهرهبرداری قرار گرفت این مجتمع در جوار پالایشگاه نفت شازند اراک واقع در کیلومتر جاده اراک بروجرد و در زمینی به مساحت هکتار احداث گردیدهاست تعداد شهرکهای صنعتی در استان مرکزی به شهرک و ناحیه صنعتی میرسد که از نظر میزان زمین واگذاری شده در کشور رتبه اول را دارد استان مرکزی دارای بورس منطقهای در شهر اراک است که به عنوان بیست و دومین بورس منطقهای کشور در سال افتتاح گردید تالار بورس استان مرکزی اولین تالار بورس خصوصی کشور است که کارگزاری آن توسط شرکت کارگزاری بانک پاسارگاد انجام میشود نخستین منطقه ویژه اقتصادی استان با ارتقاء شهرک صنعتی کاوه به منطقه ویژه اقتصادی کاوه ایجاد گردید هدف ایجاد این منطقه ویژه گسترش صادرات غیرنفتی از استان اعلام شدهاست موقعیت ویژه ترانزیتی زمینی ریلی و هوایی نزدیکی به پایتخت همجواری با فرودگاه بینالمللی امام خمینی وسعت سرزمینی مناسب وجود زیر ساختهای مطلوب و استاندارد برای توسعه آتی منطقه افزایش منابع آبی مورد نیاز وجود شبکه آبرسانی و شبکه جمعآوری فاضلاب شهری وجود شبکه گاز شهری مخابرات تصفیه خانه صنعتی فضای سبز مناسب با استاندارد زیستمحیطی از جمله ویژگیهای این منطقهاست نیروگاه حرارتی شازند یکی از نیروگاههای ایران و از نوع حرارتی است که ظرفیت تولید مگاوات برق را دارد و شامل واحد بخار مگاواتی میشود این نیروگاه برق کشور را تولید میکند نیروگاه رودشور که در در کیلومتری آزادراه تهران ساوه و در محدوده شهرستان زرندیه قرار دارد یکی دیگر از منابع تولید برق در استان است که با ظرفیت مگاوات برق تولید میکند این نیروگاه از نوع گازی است و به عنوان بزرگترین نیروگاه خصوصی کشور شناخته میشود نخستین تلاش برای تهیه آب سنگین در ایران در سال بهطور آزمایشگاهی و با استفاده از روش الکترولیز انجام شد اما تلاشها در این زمینه نتیجهای در برنداشت پس از فراغت سازمان انرژی اتمی از پروژههای نیمه صنعتی افزایش غلظت و تبدیل اورانیوم بین سالهای تا پیشنهاد اجرای یک پروژه صنعتی آب سنگین به سازمان ارائه و پس از مدتی با ابلاغ شورای معاونان سازمان انرژی اتمی اجرای این طرح آغاز شد اما با توجه به محدودیتها در کسب اطلاعات علمی و فنی از کشورهای خارجی و جذب نشدن نیروهای حرفهای این پروژه تا سال به تعویق افتاد در این سالها علاوه بر تهیهٔ دانش فنی طراحیهای پایه مقدماتی شروع طراحی تفصیلی مطالعات و عملیات سایتیابی انجام شد و در این میان سایت اراک انتخاب گردید کار ساخت مجتمع از سال خورشیدی آغاز و تمامی مراحل طراحی و اجرای آن توسط متخصصان ایرانی انجام شد بهرهبرداری از این نیروگاه در سال و توسط محمود احمدینژاد رئیسجمهور وقت انجام گردید در آبان آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارش فصلی خود خبر داد که ایران پس از روی کار آمدن حسن روحانی توسعه فعالیتهای هستهای را متوقف کردهاست این اولین گزارشی بود که آژانس بینالمللی انرژی اتمی پس از ریاست جمهوری حسن روحانی منتشر کرد ایران اعلام کرده بود نیروگاه آب سنگین اراک در سهماهه اول سال شروع به کار خواهد کرد اما بعداً آن را به تعویق انداخت نیروگاه شامل آب سنگین و آب سبک است که از محصولات جانبی آب سنگین بهشمار میرود تولیدات آب سبک جهت درمان و پیشگیری از سرطان کاربرد دارد آب سنگین تولیدی این نیروگاه در حوزههای مختلف از جمله زیستشناسی پزشکی و فیزیک کاربرد دارد همچنین از آن به عنوان مادهٔ خنککننده برای نیروگاههای هستهای و تولید رادیودارو استفاده میشود فعالیت نیروگاه آب سنگین اراک یکی از موارد نگرانی غرب دربارهٔ برنامه هستهای ایران بودهاست مخالفان برنامه هستهای ایران مدعیاند این نیروگاه میتواند در صورت آغاز و گسترش فعالیت پلوتونیوم قابل استفاده در ساخت سلاح هستهای را تولید کند سد الغدیر ساوه یکی از نیروگاههای برقآبی استان است که ظرفیت تولید برق آن مگاوات است این سد در سال به بهرهبرداری رسید در استان مرکزی معدن فعال مختلف وجود دارد که بیشترین آن مربوط به مصالح ساختمانی است مواد معدنی موجود شامل سنگ آهن سنگ ساختمانی سنگ لاشه سنگ گچ سنگ آهک خاک سرخ خاک صنعتی باریت پلی متال تاک تراورتن تنگستن سرب سرب روی کریستالین سولفات سدیم سیلیس فلورین کائولن فلدسپات گرانیت مرمریت مس لیمونیت هستند بر اساس اسناد موجود قدیمیترین فرودگاه در استان مرکزی فرودگاه شهر دلیجان است که تا سال پیش فعال بودهاست در آن سالها از این فرودگاه برای حمل مسافر و تجهیزات جنگی در جنگ جهانی دوم استفاده میشد در سال فرودگاه اراک ساخته شد پس از پیروزی انقلاب روند ساخت فرودگاه جدید اراک آغاز شد و در سال به بهرهبرداری رسید هماکنون تنها فرودگاه موجود در استان مرکزی فرودگاه اراک است این فرودگاه یک فرودگاه بینالمللی است استان مرکزی اتصال دهنده شهرهایی نظیر تهران و قم به استانهای همجوار مانند استان لرستان و استان همدان است مقدار راههای اصلی معمولی در استان مرکزی کیلومتر و راههای بین شهری کیلومتر بوده و طول راههای روستایی در استان کیلومتر برآورد میشود از جمله آزادراهها و بزرگراههای موجود در استان مرکزی میتوان به آزادراه تهران ساوه سلفچگان آزادراه ساوه همدان آزادراه اراک خرمآباد آزادراه سلفچگان اراک بزرگراه اراک ملایر بزرگراه اراک خمین بزرگراه خمین محلات دلیجان بزرگراه خمین گلپایگان بزرگراه اراک فرمهین و بزرگراه قم اصفهان در محدوده شهرستان دلیجان و همچنین راه ارتباطی که جاده است از مسیر ارتباطی از استان همدان به سمت استان مرکزی است که از شهرستان ملایر شروع میشود و پس از گذشتن از شهرستان کمیجان و دره زیبای وفس به طول کیلومتر به آزاد راه ساوه همدان میرسد را اشاره کرد مطابق آمار درصد تخلفات سرعت غیرمجاز در استان مرکزی درصد است که از این لحاظ استان رتبه را در کشور داشتهاست استان مرکزی از جمله اولین استانهایی بود که در هنگام ساخت راهآهن سراسری به دستور رضا شاه پهلوی در مسیر آن قرار گرفت ایستگاه اراک از مهمترین ایستگاههایی بود که در آن دوره ساخته شد همچنین ایستگاه سمیه که محل تلاقی راهآهن شمال و جنوب در شهریور خورشیدی بود در محدوده استان مرکزی قرار دارد مدیریت ایستگاههای انجیلاوند کوهپنگ ناهید شهر صنعتی کاوه پرندک رودشور مشک آباد ملکآباد اراک سمنگان شازند نورآباد سمیه حک و جلایر زیر نظر اداره کل راهآهن اراک قرار دارد ازنظر میزان ضریب نفوذ اینترنت استان مرکزی در سال نسبت به استانهای دیگر سطح پایینی دارد میزان ضریب نفوذ اینترنت در استان است که از میانگین کشوری پایینتر است از جمله دلایل آن فراهم نکردن زیرساختهای اینترنت پرسرعت مانند تأمین ظرفیت پهنای باند بین مراکز اینترانت و فضای پسیو بارها توسط شرکت مخابرات استان مرکزی اعلام شدهاست در بخش ارتباطات سیار با راهاندازی دومین مرکز سوئیچ هزار شمارهای استان مرکزی توانست راههای ارتباطی خود را زیر پوشش تلفن همراه قرار دهد و از این لحاظ مقام دوم را به خود اختصاص دهد بیش از هزار شماره تلفن همراه دائمی و هزار شماره اعتباری فعال دراستان از خدمات تلفن همراه استفاده میکنند همچنین استان مرکزی چهارمین استانی است که طرح همکدسازی استانی را به اجرا درآورد به همین منظور کد استان به تغییر پیدا کرد و کلیه شماره تلفنهای ثابت در محدوده استان مرکزی رقمی شد اگرچه آوازه استان مرکزی بیشتر به خاطر صنعت کشاورزی و تربیت مشاهیر و نخبگان فکری است اما در حوزه ارتباطات نیز حرفهای زیادی برای گفتن دارد در لابه لای اوراق مطبوعاتی به جای مانده در استان مرکزی ناگفتههای متعدد تاریخی و نحوه زیست اجتماعی ویژگیهای رفتاری و مشی سیاسی و فرهنگی این مرز و بوم نهفته و نقش و جایگاه استان مرکزی در رشد دایره علوم ارتباطی و مستندسازی وقایع برجسته است گشتی در آثار و اسناد مطبوعاتی استان مرکزی این واقعیت را مشخص میکند که این خطه نقش بسزایی را در تربیت اندیشمندان قلم به دست صاحبان اندیشه و فعالان عرصه نویسندگی و روشنفکری داشته و این مهم تابه امروز با چرخهای از فعالیتهای مطبوعاتی ادامه دارد مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی و از ابزار مهم توسعه مطرح شدهاند و پیشتازی استان مرکزی در این عرصه و در شرایطی که کمترین امکانات چاپ و نشر در کشور موجود بوده نشان از بالندگی فکری و توانمندی ساکنان این خطه دارد براساس مدارک موجود نخستین جریدهای که در عراق اراک انتشار یافت نشریه اتفاق بود که به مدیریت میرزا حبیبالله خان طاهری عکاسباشی رئیس انجمن دموکرات عراق با طبع ژلاتینی به صورت هفتگی در اختیار مردم گذاشته شد از این جریده که ارگان انجمن دموکرات عراق بود نمونهای که بتوان خط مشی سیاسی آن را معلوم کرد در دسترس نیست دومین نشریه منتشره در استان که جزو نشریات قدیمی است روزنامه رنجبر بود این روزنامه نیز در اراک انتشار میافت و مانند روزنامه اتفاق منتسب به روشنفکران دموکرات بود فرش قالی و قالیچه صنایع دستی اصلی استان میباشند که در گذشتهای نه چندان دور صادرات اصلی استان را تشکیل میدادهاند علاوه بر آن گیوه که نوعی پاپوش دستدوز تولید شده از نخهای قالی است از جمله صنایع دستی در خور توجه این استان است که در سنجان و وفس تولید میشود منبت کاری مردمان سمقاور شهرستان کمیجان شهرت زیادی در ایران واستان دارد و سمقاور قطب منبت کشور بهشمار میرود فتیر شیرمال کسمه کماج جوزغند نراق کشمش شیره انگور گوش فیل کف لمه رب انار ساوه حلوا ارده محلات و عسل خمین نیز از سوغات این استان به حساب میآیند در استان مرکزی در سال هزار دانشآموز در مرکز آموزشی مشغول به تحصیل بودهاند اولین دانشگاه ساخته شده در استان مدرسه علوم عالی مرجان دانشگاه اراک فعلی بود که در سال در اراک ایجاد شد استان مرکزی دارای مرکز آموزش عالی است که از این تعداد مرکز دولتی مرکز پیام نور مرکز علمی کاربردی مرکز آزاد اسلامی و مرکز غیرانتفاعی هستند تعدا کل دانشجویان تا پایان سال برابر با نفر بوده که از این تعداد نفر پسر و نفر دختر بودهاند از کل دانشجویان استان درصد بومی استان هستند پیست اسکی شازند تنها پیست اسکی استان مرکزی است که در شهرستان شازند و در جاده شازند هندودر قرار گرفتهاست پیست در ارتفاعات پلنگ در و در نزدیکی به روستای پاکل قرار دارد منطقه پلنگ در به دلیل وجود ارتفاع مناسب دارای زمستان زود هنگام و بارش سنگین برف است از جمله امکانات موجود در پیست اسکی میتوان به سه دستگاه تله سیژ هتل رستوران تجهیزات برفروبی و ساختمان اداری اشاره کرد تیمهای مطرح ورزش استان به شرح زیر میباشند خُمِین یکی از شهرهای استان مرکزی است که در جنوبیترین قسمت این استان و در فاصله کیلومتری از تهران واقع شدهاست زبان رایج در این شهر فارسی است همچنین این شهر زادگاه روحالله موسوی خمینی رهبر انقلاب سال ایران و بنیانگذار جمهوری اسلامی است محدوده شهرستان خمین امروزی در گذشته جزئی از ناحیه پهناور بلاد جبال عراق عجم بوده که در طول تاریخ نامهای گوناگونی به خود گرفتهاست یونانیان آن را مدیا میگفتند چون آنجا سرزمین ماد بودهاست و البته نخستین آریاییهای تاریخ و پارسها نیز در این منطقه سکنی گزیدهاند و سپس پارتهای مهاجر نیز به این منطقه آمدهاند در متون جغرافیای اسلامی به نامهای کوهستان جبال جبل قهستان قوهستان و بالاخره عراق عجم نامیده شدهاست لیکن در کتاب نزهت القلوب مربوط به قرن هشتم هجری از ویژگیهای این ناحیه سخن به میان آمده و گلپایگانیها آن را کمره میخواندهاند برخی نام خمین را معرب هُمایون میدانند در منابع به صورت خمهین حمهین خهبین خماهین آمدهاست و برای اولین بار در کتاب تاریخ پیامبران و شاهان اثر حمزه اصفهانی به نام خمین اشاره شدهاست شهرستان خمین را در گذشته کَمَره مینامیدند در کتاب تاریخ قم به قلم سید جلالالدین تهرانی خمین به صورت واژه خمیهن نوشته شدهاست همچنین برخی ریشه نام را خومیهن میدانند که مرکب از دو کلمه خو به معنای خوب و میهن به معنای سرزمین است در خمین رسانههای متعددی در حال فعالیتاند تنها هفته نامه روزنامه ای این شهر با نام آوای خمین چاپ میشود همچنین در شهر تعدادی ماهنامه علمی نیز وجود دارد البته خبرگزاری دنیای سیاست رسماً در تاریخ مرداد رسانه مستقلی با نام سلام خمین راه اندازی کرد که به پوشش اخبار این شهر در شبکههای اجتماعی میپردازد متوسط بارندگی در خمین میلیمتر است که سال با بیشترین مقدار بارندگی میلیمتر و سال با میلیمتر کمترین میزان بارش سالیانه در شهر ثبت شدهاست میانگین سالانه دمای خمین درجه سانتی گراد است ماه تیر با میانگین درجه سانتی گراد گرمترین و ماه دی با میانگین درجه سانتی گراد سردترین ماه سال است میانگین رطوبت سالیانه خمین درصد است ماه دی با میانگین درصد مرطوبترین و ماه شهریور با میانگین درصد خشکترین ماه سال است باد غالب خمین شمال غربی درجه غربی و بیشترین سرعت باد ثبت شده کیلومتر بر ساعت در اسفند گزارش شدهاست میانگین تبخیر سالیانه خمین میلیمتر است حداکثر تبخیر در ماه مرداد میلیمتر بودهاست اقلیم خمین بر اساس روش دومارتن نیمه خشک و بر اساس روش آمبرژه نیمه خشک و سرد است شهرستان خمین در دشتی نسبتاً هموار قرار گرفته که از اطراف کوههای مختلفی آن را دربر گرفتهاند معروفترین ارتفاعات این شهرستان عبارتند از کوه الوند به ارتفاع متر کوه انگشت لیس کوه بوجه سلطان و کوه دز کوه شنی و کوه هفت سواران را میتوان نام برد بررسی زمین لرزههای تاریخی شهر خمین در فاصله کمتر از کیلومتر از سال تا سال میلادی نشان میدهد که بالغ بر مورد زلزله به بزرگای تا ریشتر در منطقه به وقوع پیوستهاست گسلهای منطقه از جمله گسل جنوب خمین تپههای خاوری خمین و گسل فرنق و قره کهریز و گسل گلپایگان که از فاصله تا کیلومتری جنوب باختری گسل جنوب خمین عبور میکند در منطقه شناسایی شده که عمدتاً عامل زلزلههای شهرستان خمین میباشند بر اساس مطالعات صورت گرفته این شهرستان از نظر شدت زمین لرزه در پهنه خطر نسبی متوسط قرار گرفتهاست نوع پوشش گیاهی که در سطح در شهرستان خمین دیده میشود بهطور تقریبی یکسان و یک شکل میباشد بیشتر پوشش منطقه عمدتاً بوته و از لحاظ مراتع فقیر میباشد گونههای گیاهی بومی محل شامل خاکشیر گون کتیرا پونه کنگر خارشتر ملو لاله سرخ و زرد میباشند پس از مستقل شدن خمین از محلات و پیش از آن گلپایگان خمین و روستاهای آن بخش کمره را تشکیل میدادند در حال حاضر شهرستان خمین یکی از شهرستانهای استان مرکزی است که تا پیش از دیماه از شهرستانهای استان مرکزی سابق استان تهران محسوب میشد شهرستان خمین به وسعت کیلومتر مربع درصد کل استان از شمال شرقی به محلات از شمال غربی به اراک و از شرق به بخش مرکزی از شهرستان محلات و از جنوب به بخش مرکزی از شهرستان گلپایگان و از مغرب به بخش چاپلق غربی از شهرستان الیگودرز محدود است نزدیکترین شهر به آن گلپایگان در فاصله کیلومتری و فاصله آن تا تهران کیلومتر میباشد لازم است ذکر شود که اطلاعات فوق مربوط به سال است بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال جمعیت این شهر نفر خانوار شامل زن و مرد بودهاست جمعت شهرستان در سرشمار نفوس ومسن سال بوده است بهطور کلی زبان رایج در منطقه فارسی میباشد فوتبال ورزش اول شهر است و بیشترین طرفداران را نیز دارد در کنار آن کشتی نیز بهطور سنتی بسیار مورد توجه بودهاست و به عنوان ورزش ملی مورد توجه قرار گرفتهاست دوچرخه سواری نیز از دیگر ورزشهای این شهر است که نفراتی همچون امیر زرگری از این شهرستان سابقه حضور در تیم ملی را دارد همچنین از سال مسابقات بینالمللی شطرنج جام آفتاب که سالانه به در بیت قدیمی امام خمینی برگزار میشود از جمله نزدیکترین پیستهای اسکی به شهر خمین پیست اسکی شازند را میتوان نام برد همچنین در روستای ورچه و در فاصله کیلومتری از شهر خمین ورزش پاراگلایدر نیز وجود دارد به دلیل وجود کوههای متعدد در اطراف خمین ورزشهای کوهنوردی و صخرهنوردی به خصوص در اواخر هفته بهطور همگانی مورد توجه قرار میگیرداز جمله مراکز مهم ورزشی خمین میتوان به در شهرستان خمین حدود چهار هزار ورزشکار سازماندهی شده در رشته ورزشی فعال دارند از جمله مراکز درمانیهای شهرستان خمین میتوان به موارد زیر اشاره کرد شهر خمین دارای هزار مشترک خط ثابت تلفن ضریب نفوذ است ضریب نفوذ تلفن همراه در خمین بیش از است و مشترک اینترنت وجود دارد همچنین گازرسانی به این شهر صورت گرفته و تمامی مشترکین دارای انشعاب گاز هستند سابقه ایجاد شهرداری در خمین طبق مدارک مستند به سال بازمیگردد درجه شهرداری خمین نیز میباشد پیشهٔ اکثر مردم خمین کشاورزی و دامپروری است از محصولات خمین لوبیا عسل انگور سیب زمینی و پیاز لبنیات خشکبار همچنین یکی از مرغوبترین زعفرانهای جهان را میتوان نام برد با این وجود صنایع متعددی در منطقه موجود است همچنین این شهرستان دارای یک شهرک صنعتی و دو ناحیه صنعتی نیز میباشد ساخت پتروشیمی خمین پس از واردات دستگاههای مورد نیاز در شهرک صنعتی خمین آغاز شدهاست که به گفته مسولان سال به بهرهبرداری میرسد از آنجایی که شهر خمین از شهرهای کمتر توسعهیافته استان است سرمایه گذاران در این شهرستان از سال معافیت مالیاتی برخوردارند مجتمع بزرگ دامداری گوسفند راسی که سالانه تن گوشت قرمز تولد میکند و دارای مرکز تحقیقاتی است از مهمترین مراکز دامپروری شهرستان خمین است همچنین در تولید لوبیا با توجه شرایط آب و هوایی و اقلیم حاکم بر منطقه شهرستان خمین بزرگترین تولیدکننده لوبیا در استان و دومین تولیدکننده در کشور میباشد با توجه به تولیدات لوبیا در شهرستان مرکز ملی تحقیقاتی لوبیا تأسیس شدهاست شهر خمین در جنوب شهر اراک قرار دارد این شهر هماکنون روی خط سراسری راهآهن قرار ندارد و نزدیکترین ایستگاه ایستگاه راهآهن اراک است اما خط راهآهن اراک اصفهان به طول کیلومتر درحال ساخت است که از اراک به شهرهای خمین گلپایگان میمه و در آخر به اصفهان میرسد شهر خمین دارای پایانه مسافربری دروناستانی و بیروناستانی است به گفتهٔ حمید رضایی مدیرعامل سازمان حمل و نقل و ترافیک شهرداری خمین در شهر خمین و در سال خورشیدی دستگاه تاکسی فعال بودهاست که در ایستگاه فعالیت میکردند در کنار این تعداد دستگاه تاکسی بیسیم به صورت ساعته بیش از هزار مسافر را جابهجا میکردند همچنین به گفته حمید رضایی فرسودگی ناوگان تاکسی شهر نیز کمتر از درصد است شهر خمین فاقد سیستم اتوبوسرانی است اما تعداد مینیبوس در مسیرهای دانشگاه پیام نور دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه خرداد مصلی باغ رضوان ترهبار و شهرکهای معلم صنایع نخ طلا فنی حرفهای و مسافران را جابهجا میکنند سرانه فضای سبز شهر خمین برای هر نفر متر مربع است این میزان از میانگین سرانه فضای سبز استان که متر مربع میباشد بیشتر است اما با سرانه فضای سبز کشور که متر مربع ذکر شده فاصله زیادی دارد شهر خمین نزدیک به بوستان فعال وجود دارد که دارای وسایل تفریحی و رفاهی میباشند همچنین در مناطق و محلههای مسکونی بوستانهای محلهای نیز وجود دارد از جمله پارکهای مهم خمین از جمله مهمترین پارکها و فضای سبز این شهر میتوان به پارک مدرس میدان مدرس و پارک جنگلی بوجه اشاره کرد جنگل بوجه با دارا بودن بیشترین فضای سبز این شهرستان جزء بهترین تفریحگاههای مردم محسوب میشود قلعه سالار محتشم یکی از دیدنیهای پرطرفدار و معروف خمین است که در اواخر دوره قاجاریه به دست میرزا علی خان سالار محتشم ساخته شدهاست این روزها این قلعه تغییر کاربری داده و مردم آن را بهعنوان موزه مردمشناسی خمین میشناسند که لوازم و ابزار معیشتی مردم خمین از جمله انواع قفل ظروف مسی و سفالی سکه آسیابهای کوچک دستی و را در معرض عموم به نمایش گذاشتهاست در تاریخ اردیبهشت سینما لاله شهر خمین که متعلق به شهرداری خمین میباشد افتتاح شدهاست پیش تر فعالیت این سینما به مدت سال به علت قدیمی بودن تجهیزات متوقف شده بود ظرفیت این سینما نفر است از جمله گردشگاههای خمین میتوان به تیمچه بازار خمین مسجد جامع خمین و قلعه سالار محتشم باغ شهابیه و امامزاده ریحان اشاره کرد از جمله تفرجگاههای شهر کوه بوجه است که البته مکان مناسبی برای کوهنوردی و ورزشهای صبحگاهی است آب مصرفی شرب صنعتی کشاورزی مورد نیاز شهرهای خوانسار گلپایگان خمین محلات نیم ور سلفچگان و قم از سرچشمههای دز در شهرستان الیگودرز تأمین میشود به گفته فتاح وزیر وقت نیرو این آب یکی از بهترین آبهای دنیا است با وجود آنکه انتقال آب از شهرستان الیگودرز به شهرهای ذکر شده باعث اعتراض مردم الیگودرز شدهاست سرانجام در تاریخ بهمن این طرح بهطور رسمی با حضور وزیر نیرو و مدیران استانی به بهرهبرداری رسید و آب شهر خمین که تا مدتها مشکل داشت از سرچشمههای رود دز تأمین شد سهم خمین از این طرح لیتر بر ثانیه است داده یا دِیتا بهطور کلی میتوان همهٔ دانستهها آگاهیها داشتهها آمارها شناسهها پیشینهها و پنداشتهها داده محسوب میشوند انسان برای ثبت و درک مشترک هر واقعیت و پدیده از نشانههای ویژهٔ آن بهره گرفتهاست انسان برای نمایاندن دادهها نخست از نگاره و در ادامهٔ سیر تکاملی آن از حروف شمارهها و نشانهها کمک گرفت برای باز نمودن دادهها از این موارد کمکی یا ترکیبی از آنها استفاده میشود برای نمونه به اعداد حروف و علائم که جهت درک و فهم مشترک از انسانها یا رایانه سرچشمه میگیرند داده میگویند دادهها معمولاً از سوی انسانها به صورت حروف اعداد علائم و در رایانه به صورت نمادهایی همان رمزهای صفر و یک قراردادی ارائه میشوند اصطلاح داده یک عبارت نسبی است یعنی اگر موجب درک و فهم لازم و کامل در این مرحله شدهاست به عنوان آگاهی یا اطلاعات از آن نام میبرند و چنانچه موجب درک و فهم کامل نگردد به عنوان همان داده بهشمار میآیند و چون هدف نهایی آگاهی و اطلاعات است باید از سوی دستاندرکاران انسان یا رایانه دستکاری یا پردازش شوند منظور از دستکاری یا پردازش دادهها انجام عملیاتی از قبیل جمع تفریق ضرب تقسیم مقایسه وغیرهاست دادهها مجموعهای از نمادها برای انسان حروف اعداد علائم و برای رایانه رمزهای صفر و یک هستند که حقایق را نشان میدهند و برای انسان از طریق رسانههای وی بینایی شنوایی چشایی بویایی بساوایی و برای رایانه از طریق لوازم ویژه صفحه کلید موس و غیره به دست میآیند دادهها امروزه فقط از سوی انسان یا رایانه پردازش میشوند یعنی کارهایی روی آنها صورت میگیرد در پردازش دادهها دادهپردازی در رایانه ابتدا دادهها به رایانه وارد میشوند این دادهها درابتدا ذخیره شده و روی آنها عملیاتی جمع تفریق ضرب تقسیم و صورت میگیرد پس از این که این عملیات پردازش صورت گرفت معمولاً دادهها به یک رایانه دیگر یا دوباره به انسانها منتقل میشود در اغلب گزارشها و یادداشتهای سازمانی دادهها به چشم میخورند برای نمونه تاریخ و مقدار یک صورتحساب یا چک جزئیات فهرست حقوق تعداد وسایل نقلیهای که از نقطهٔ خاصی در کنار جاده گذشتهاند نمونههایی از دادهها هستند اینترنت صوت اینترانت نمونه هایی از دیتا هستند مقالهٔ اصلی دادههای زمانی در بسیاری از کاربردهای مبتنی بر دادهها و اطلاعات ذخیرهسازی و بازیافت حالات و وضعیتهای سامانه در طی زمان اهمیت مییابد گروه موسیقی یا بند به دستهای از موسیقیدانان گفته میشود که برای اجرای قطعات راک و پاپ گرد هم آمدهاند در این نوع موسیقیها گروههای چهارنفره مرسوم است پیش از توسعه کیبورد الکترونیک این گروهها از دو نوازنده گیتار یکی گیتار لید و دیگری ریتم که یکی خواننده اصلی نیز هست یک گیتار بیس و یک درامر تشکیل میشده است گروههایی چون کیس اونجد سونفولد و فرانز فردیناند چنینند تقسیمبندی دیگر این گروهها به این صورت است که خواننده سازی نمینوازد یک گیتار الکتریک یک گیتار بیس و یک درامر گروه را تشکیل میدهند مانند گروههای د هو مانکیز لد زپلین کوئین و یوتو و گازاروک ساتراپ شکل یونانیشدهٔ واژهٔ خشتر پاون به پارسی باستان است که در زمان هخامنشیان به فرماندار یا استاندار یکی از بخشهای شاهنشاهی گفته میشد مثلا ساتراپ ایلامی که به قوم بنی لام که از ایل لام برگرفته شده است اشاره کرد و گویش عربی در خوزستان امروزی و جنوب عراق استقرار دارند واژهٔ خشترپاون از پارسی باستان در پهلوی به شکل شَهرَب و در زبان پارسی نو نیز شَهرَب به معنی شهربان درآمدهاست شهرب به چم معنی استاندار به کار میرفتهاست این واژه در زبان یونانی به ساتراپ تبدیل شدهاست اسکندر و سلوکوس پیش از میلاد جانشین او نیز سرزمینهای خود را به شهربانیهای فراوانی بخش کرده بودند سرزمینهای سلوکوس بخش و برای هر کدام یک شهربان برگمارد ولی شهربانیهای او کوچکتر از شهربانیهای هخامنشی و اسکندر بوده است از سال تا پیش از میلاد شماری از ایرانیان توسط اسکندر به عنوان ساتراپ گمارده میشوند و برخی از فرماندهان ایرانی در ارتش اسکندر مشغول به کار میگردند به این ساتراپها فَرَتَرَکه گفته میشد علوم رایانه یا علوم کامپیوتر به مجموعهٔ مطالعاتی گفته میشود که به زیربناهای نظری روشهای طراحی و ساخت و چگونگی استفاده از رایانه میپردازند علوم کامپیوتر رویکردی علمی و عملی به محاسبات و کاربردهای آن است این علم به بررسی سیستماتیک امکانپذیری ساختار پیادهسازی و مکانیزمِ محاسبههای روشمند یا الگوریتم میپردازد که مبنای آن کسب نمایش پردازش ذخیرهسازی ارتباط و دسترسی به اطلاعات است بنا به نظر پیتر جی دنینگ پرسش اساسی در علوم رایانه این است که چه چیزی میتواند به نحوی کارآمد خودکار انجام شود رشته علوم کامپیوتر را میتوان به زیررشتههای نظری و عملی بسیاری تقسیم کرد بعضی از این زیررشتهها نظیر نظریه پیچیدگی محاسباتی که خواص اساسی مشکلات محاسباتی و قابل حل بودن آنها را بررسی میکند بسیار انتزاعی هستند این در حالی است که زیررشتههای دیگر مانند گرافیک کامپیوتری به بررسی کاربردهای قابل لمس تر در دنیای واقعی تأکید دارند اکثر زیررشتههای علوم کامپیوتر بر چالشهای موجود در اجرای محاسبات تمرکز دارند اگرچه آغاز ساخت رایانههای رقمی الکترونیک را میشود از اواخر دههٔ میلادی دانست ریشهها مبادی و سرچشمههای دانش رایانه را باید در روشهای محاسباتی کهن با تاریخ و سوابق هزاران ساله نشانه گرفت در بسیاری از روشهای محاسباتی بابلیان الگوریتمهایی به کار میرفتهاند که هماکنون نیز رایجند بهطور نمونه کتاب الجبر و المقابله خوارزمی پر از روشهای محاسباتی الگوریتمی است و بیدلیل نیست که نام الگوریتم از نام الخوارزمی و خوارزمی گرفته شدهاست که اشاره به روشها و راهکارهای متفاوت حل یک مسئله دارد چنانکه حتی وی برای حل مسائل جبری از هندسه نیز استفاده میکردهاست برای اولین بار در سال علوم رایانه به صورت یک رشتهٔ تحصیلی مستقل به وجود آمد و آن را با مدارک معتبر در دانشگاهها ارائه نمودند از زمانی که رایانهها در دسترس عموم قرار گرفتند برنامههای کاربردی مختلف ارائه شده برای آنها زمینههای جداگانه برای مطالعه گشتهاند با وجود عمر کم این شاخه از علوم به عنوان یک رشتهٔ دانشگاهی علم رایانه کمکهای اساسی به دانش و اجتماع نمودهاست که شامل موارد زیر است کاربردها در علم رایانه کاربردها خارج از علم رایانه علم رایانه موضوعات متنوعی از مطالعات نظری روی الگوریتمها و محدودیت محاسبات گرفته تا مسائل کاربردی از جمله ساخت سختافزار و نرمافزار رایانهها را شامل میشود هیئت اعتبارگذاری علم رایانه متشکل از انجمن محاسبات ماشینی انجمن ماشینهای محاسب جامعه علوم کامپیوتر مسسه مهندسین برق و الکترونیک و انجمن سیستمهای اطلاعاتی چهار عرصه خطیر برای علم رایانه معرفی کردهاست نظریه محاسبات الگوریتمها و ساختمان داده زبانهای برنامه سازی و معماری رایانه علاوه بر اینها این هیئت موضوعاتی نظیر مهندسی نرمافزار هوش مصنوعی شبکههای کامپیوتری سیستمهای پایگاه داده پردازش موازی ارتباط انسان و کامپیوتر گرافیک کامپیوتری سیستمهای عامل و محاسبات عددی را نیز موضوعاتی مهم در این علم قلمداد کردهاست موضوع وسیع علم نظری رایانه علاوه بر نظریات کلاسیک محاسبات شامل طیف وسیعی از موضوعات دیگری میشود که بیشتر بر روی جنبههای منطقی و ریاضیاتی پردازش و محاسبه تمرکز دارند مسئله مشهور یکی مسائل حل نشده نظریه محاسبات است فهرست زیر موضوعاتی است که هم از جنبه نظری و هم عملی به آنها پرداخته میشود علیرغم نام آن علم رایانه بیشتر در زمینههایی غیر از رایانه به بررسی میپردازد بدین دلیل نامهای جایگزین دیگری برای آن پیشنهاد شدهاست دانشمند دانمارکی پیتر ناور عبارت دادهشناسی را پیشنهاد نمود تا این حقیقت را که این رشته علمی بیشتر به دادهها و پردازش آنها توجه دارد نه لزوماً رایانهها روشن سازد اولین مسسهٔ علمی که عبارت دادهشناسی را بکار برد گروه دادهشناسی در دانشگاه کپنهاگ بودهاست که توسط پیتر ناور در سال به عنوان اولین گروه دادهشناسی بنا گذاشته شد این عبارت بیشتر در کشور اسکاندیناوی مورد استفاده قرار گرفتهاست در اولین روزهای این علم در ارتباطات نامهای دیگری نیز برای دانشمندان این زمینه پیشنهاد شده بود مانند و و و و سه ماه بعد در این مجله عبارت پیشنهاد شد و سال بعد عبارت اخیراً عبارت نیز پیشنهاد شدهاست عبارت زیر از دانشمند معروف علم رایانه ادسخر دیکسترا نقل قول شدهاست علم رایانه به همان اندازه در مورد رایانه است که نجوم در مورد تلسکوپ طراحی و بهکارگیری رایانه و سیستمهای رایانهای معمولاً در محل بهکارگیری رشتههای دیگر است برای مثال سختافزار رایانه توسط مهندسین رایانه مورد بررسی قرار میگیرد و مطالعهٔ سیستمهای رایانهای تجاری و بهکارگیری آنها در رشته فناوری اطلاعات و سیستمهای اطلاعاتی است گاهی علوم رایانه را به دلیل این که به اندازه کافی علمی نیست مورد انتقاد قرار میدهند که در این عبارت بیان شدهاست دانش به علم رایانه مانند هیدرودینامیک است به لولهکشی این عبارت توسط استن کلی بوتل و دیگران بیان شدهاست مطالعات در علم رایانه به سایر رشتهها نیز وارد شدهاست مانند هوش مصنوعی زبان انگلیسی به عنوان زبان پیشفرض در سیستم عاملها زبانهای برنامه نویسی موتورهای بازیسازی نرمافزارها و سختافزارها است و اکثر منابع بروز نیز به زبان انگلیسی انتشار میابند و بعد وارد زبانهای دیگر میشوند همچنین اکثر کارآفرینان و برنامه نویسان مطرح جهان از کشورهای آنگلوسفر بوده یا بعنوان زبان دوم به زبان انگلیسی مسلط اند اکثر شرکتهای مهم علوم رایانه در کشور ایالات متحده هستند و مبنای زبان آنها انگلیسی است حتی شرکتهایی در کشورهای غیرانگلیسی زبان نیز برند تجاری و محصول خود را به زبان انگلیسی ارائه میدهند همچنین اکثر دورهها وبگاههای آموزشی و تالارهای گفتگو قدرتمند در زمینه آموزش علوم مختلف رایانه به زبان انگلیسی اند منابع آموزشی فارسی حجم بسیار کمی نسبت به زبان انگلیسی دارند در بسیاری از کشورهای پیشرو در زمینهٔ علوم کامپیوتر مثل ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپایی رشتهٔ علوم کامپیوتر رشتهٔ اصلی در زمینهٔ علوم و مهندسی کامپیوتر و سیستمهای اطلاعاتی است در کنار این رشته رشتههایی مانند مهندسی کامپیوتر که بسیار مرتبط با مهندسی برق است و سیستمهای اطلاعاتی برای علاقهمندان وجود دارد در این کشورها معمولاً مهندسی نرمافزار زمینهای در علوم کامپیوتر است حال آنکه مهندسی کامپیوتر که راجع به سختافزار و معماری کامپیوتر است بهصورت مستقل و معمولاً در دانشکدههایی در کنار مهندسی برق ارائه میشوند اما در ایران رشتهٔ اصلی کامپیوتر رشتهٔ مهندسی کامپیوتر است که شامل رشتههای مهندسی نرمافزار مهندسی سختافزار و فناوری اطلاعات است در کنار آن علوم کامپیوتر که متأسفانه آشنایی کمی با آن وجود دارد بیشتر روی مسائل نظری متمرکز است و در واقع چیزی شبیه علوم کامپیوتر نظری در کشورهایی نظیر ایالات متحده است در رتبهبندی شانگهای دانشگاههای تهران صنعتی امیرکبیر و شریف هر کدام برای مدت یک سال در بین دانشگاه برتر جهان در زمینهٔ علوم کامپیوتر بودهاند که این ردهبندی بیشتر بر اساس میزان مقالههای منتشر شده در این زمینه میباشد اِستیوِن ویلیام هاوکینگ یا استفن هاوکینگ زادهٔ ژانویهٔ درگذشته مارس فیزیکدان نظری کیهانشناس و نویسندهٔ انگلستانی و مدیر تحقیقات مرکز کیهانشناسی نظری در دانشگاه کمبریج بود که بیش از چهل سال سابقه فعالیت علمی داشت کتابها و همایشهایش او را به یک چهرهٔ محبوب تبدیل کرده بود او عضو جامعهٔ سلطنتی هنر و نیز عضو ثابت جامعهٔ اسقفان دانشمند بود و در سال مدال آزادی ریاست جمهوری آمریکا را گرفت هاوکینگ سی سال از تا یکم اکتبر دارندهٔ کرسی ریاضیات لوکاس بود وی به خاطر فعالیت در کیهانشناسی و گرانش کوانتومی به ویژه دربارهٔ سیاهچاله شناخته شدهاست کتاب تاریخچه زمان او که با رکوردی هفتهای پرفروشترین کتاب در بریتانیا باقیماند باعث شهرتش شد همچنین کتاب طرح بزرگ او که در اواخر سال به چاپ رسید پس از چند روز به یکی از پرفروشترین کتابهای آمازون تبدیل شد هاوکینگ دچار بیماری اسکلروز جانبی آمیوتروفیک بود و از هر گونه حرکت ناتوان بود نه میتوانست بنشیند نه برخیزد و نه راه رود حتی قادر نبود دست و پایش را تکان بدهد یا بدنش را خم و راست کند و حتی توانایی سخن گفتن نیز نداشت وی با وجود تواناییهای فراوان در کیهانشناسی جایزه نوبل نگرفت در شهر دانشگاهی آکسفورد از فرانک و ایزابل هاوکینگ زاده شد استیون در روزهای جنگ جهانی دوم به دنیا آمد خانهٔ والدین وی در هایگیت در شمال لندن واقع بود فرانک و ایزابل هاوکینگ برای اطمینان یافتن از تولد بدون خطر و سالم نخستین فرزندشان تصمیم گرفتند پیش از به دنیا آمدن او موقتاً به آکسفورد بروند ایزابل در آکسفورد پسرش را به سلامت به دنیا آورد این روز مصادف بود با سالروز مرگ گالیله که دقیقاً سیصد سال پیش از آن در اتفاق افتاده بود بنابر تصادفی دیگر نیوتون حدود همان روزها در همان سال به دنیا آمده بود وی از همان زمان به علم ریاضیات علاقه داشت و آرزوی دانشمند شدن را در سر میپروراند اما در مدرسه یک شاگرد خودسر و به خصوص بدخط شناخته میشد او هرگز خود را در محدوده کتابهای درسی مقید نمیکرد بلکه چون با مطالعات آزاد سطح معلوماتش از کلاس بالاتر بود همیشه سعی داشت در کتابهای درسی اشتباهاتی را یافته و با معلمان به جروبحث بپردازد پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند و زندگی ساده در خانهای شلوغ و فرسوده اما مملو از کتاب عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقویت میکرد فرانک پدر خانواده پزشک متخصص در بیماریهای مناطق گرمسیری بود و به همین جهت نیمی از سال را به سفرهای پژوهشی در مناطق آفریقایی میگذراند این غیبتهای متوالی برای بچهها چنان عادی شده بود که تصور میکردند همه پدرها چنین وضعی دارند در عین حال غیبتهای پدر نوعی استقلال عمل و اتکا به نفس در بچهها ایجاد میکرد در سن هشت سالگی هاوکینگ و خانوادهاش به شهر سنت آلبنز شهری در کیلومتری شمال لندن رفتند استیون در آنجا به بهترین مدرسهٔ محلی رفت و از همان آغاز نبوغ خود را نشان داد استیون به علوم طبیعی علاقهمند شد و حتی یک آزمایشگاه علمی در خانه دایر کرد استعداد پنهان وی به یک تکان و ضربه نیاز داشت تا خود را آشکار کند این اتفاق در شانزده سالگی او افتاد که در حال آماده شدن برای امتحانات اِی لِوِل بود در سال پدر هاوکینگ به یک سمت تحقیقاتی در هند گمارده شد و خانواده تصمیم گرفت دست به ماجراجویی بزند و تا هند با اتومبیل خود برود اما یک اتفاق نومیدکنندهٔ بزرگ رخ نمود همهٔ اعضای خانواده نمیتوانستند در این سفر شرکت کنند و باید استیون را باقی میگذاشتند تا امتحانهای اِی لِوِل خود را بدهد و نزد خانوادهٔ همفری که از دوستان نزدیکشان بودند ماند جاگذاشته شدن هاوکینگ از سوی خانوادهاش ممکن است هر تأثیری بر او نهاده باشد اما باعث شد نفوذ نیروی خرد وی در زندگیاش برانگیخته و تحریک شود پدرش از وی خواسته بود به مطالعهٔ زیستشناسی بپردازد تا حرفهٔ او را از حوزهٔ پزشکی تعقیب کند استیون بیشتر به ریاضیات گرایش و علاقه داشت که در این درس از همه بهتر بود اما پدرش ریاضی خواندن را راه پیمودن به سوی بنبست میدانست که فقط به تدریس ختم میشود سرانجام آنان به سازش رسیدند قرار شد استیون ریاضیات فیزیک و شیمی را مطالعه کند وی تمام تلاش و دقت خود را وقف درسهایش برای امتحان اِی لِوِل کرد یک امتحان اولیه هم برای آزمون ورودی آکسفورد در پیش داشت که هدف آن شرکت در آزمون واقعی سال بعد بود در اتفاقی نامنتظره استیون از پس امتحان آکسفورد چندان خوب برآمد که یک کمک هزینهٔ تحصیلی به او اعطا شد استیون هاوکینگ در هفده سالگی به کالج دانشگاه آکسفورد وارد شد تا در آن جا به تحصیل علوم طبیعی با تأکید بر فیزیک بپردازد او از همان زمان به اخترفیزیک و کیهانشناسی علاقهمند شد زیرا در خود کنجکاوی شدیدی مییافت که به رمز و راز ستارگان و آغاز و انجام کیهان پی ببرد سالهای دهه عصر طلایی کشف فضا پرتاب اولین ماهوارهها و سفر فضانوردان به کره ماه بود و بازتاب این وقایع تاریخی در رسانهها جوانان را مجذوب میکرد بهعلاوه استیون از کودکی عاشق رمانهای علمیتخیلی بود و مطالعه آنها نیز بر اشتیاق او به کسب معلومات بیشتر در فیزیک نجوم و علوم دیگر میافزود بسیاری از دانشجویان سال اول حدود یک سال و نیم از استیون هفده ساله بزرگتر بودند و کسانی هم تا سه سال مسنتر و دو سال خدمت سربازی خود را هم طی کرده بودند وی قسمت عمدهٔ وقت خود را در سال اول در اتاقش میگذرانید علائق هاوکینگ متوجه دنیای بزرگتر پیرامونش بود و این حوزه را به دقت و مشتاقانه مطالعه میکرد حتی تا انجام رصدهای شبانه هم پیش میرفت وی در آستانهٔ امتحانات نهایی یک شب را تا صبح نخوابید و در نتیجه پاسخ تعدادی از سالها را به هر ترتیبی که شده داد نمرههای نهاییاش در مرز بین اول و دوم قرار گرفت مطابق معمول در این مورد برای مصاحبه فراخوانده شد تا در مورد سرنوشتش تصمیم بگیرند در این هنگام اعتماد به نفس ویژهٔ وی برگشته بود وقتی دربارهٔ برنامههایش از او پرسیدند پاسخ داد به قول برمن هاوکینگ شاگرد اول شد و در پاییز سال در بیست سالگی به ترینیتی هال کمبریج وارد شد ورودش به آکسفورد خیلی ناخوشایند بود ورودش به کمبریج بسی بدتر اتفاق افتاد در همان ابتدا پی برد که با همهٔ اینها فرد هویل تصمیم گرفته او را به عنوان دانشجوی خود نپذیرد دستیار هویل به عنوان استاد راهنمای وی برگزیده شد به غرور هاوکینگ ضربهٔ سختی وارد آمد این بیاعتنایی و تحقیر را هرگز فراموش نکرد در دورهٔ فوقلیسانس کمبریج هاوکینگ دیگر آن دانشجوی درخشان دورهٔ لیسانس نبود در سال آخر تحصیل هاوکینگ در آکسفورد در پاگرد پلهها زمینخورده و سرش به زمین اصابت کرده بود در نتیجه اندکی حافظهاش را از دست داده بود دوستانش گمان میکردند که این اتفاق ناشی از مستی او بودهاست اما این تنها باری نبود که او از پلهها افتاده بود و گاهی هم گره زدن بند کفشهایش برایش دشوار شده بود هاوکینگ دررفتن از پلهها مواظب خودش بود اما آن دشواری بستن بند کفش کماکان باقی بود وقتی در پایان نخستین نیمسال تحصیلی یعنی در ژانویه در آغاز بیست و یک سالگی در کمبریج به خانه رفت پدرش تصمیم گرفت او را برای معاینه به بیمارستان ببرد نتیجه فراتر از بدترین کابوسهایی بود که ممکن بود به سراغ کسی بیاید آزمایشهایی که روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمانناپذیری به نام را نشان داد این بیماری بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار میدهد و به تدریج اعصاب حرکتی بدن را از بین میبرد و با تضعیف ماهیچهها فلج عمومی ایجاد میکند بهطوریکه به مرور توانایی هر گونه حرکتی از شخص سلب میشود معمولاً مبتلایان به این بیماری بیدرمان مدت زیادی زنده نمیمانند و این مدت برای استیون بین دو تا سه سال پیشبینی شدهبود هاوکینگ به کمبریج بازگشت به حالت افسردگی سیاه و هراسناکی فرورفت چندین ماه به ندرت خانهٔ اجارهای خود را ترک کرد تمام چیزی که از این اتاق به بیرون راه مییافت نوایی بود که از صفحههای موسیقی واگنر گسیل و بطریهای خالی ودکا که بیرون گذاشته میشد نومیدی و اندوه عمیقی استیون را دربرگرفت ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید دوره دکترا ریای دانشمند شدن کشف رمز و راز کیهان همگی به صورت کاریکاتورهایی درآمدند که در حال دورشدن از او بودند به جای همه آن خیالپردازی حالا کاری به جز این از دستش برنمیآمد که در گوشهای بنشیند و دقیقهها را بشمارد تا دو سال بعد با فلج عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد به اتاقی که در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفکر و بیحرکت ماند خودش بعدها تعریف کردهاست که آن شب دچار کابوسی شد و در خواب دید که محکوم به اعدام شدهاست و او را برای اجرای حکم میبرند و در آن موقعیت حس کرد که هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است بعد از بیداری به یاد آورد که در بیمارستان با یک جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هماتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی میکشید پس خود را قانع کرد که اگر به بیماری بدون درمان مبتلا است اما لااقل درد نمیکشد به علاوه طبع لجوج و نقادش که هیچ چیز را به آسانی نمیپذیرفت هشدار داد که از کجا معلوم پیشبینی پزشکان درست باشد و چه بسا که از نوع اشتباههای کتب درسی باشد آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با ناامیدی و بدبینی داد آشناییاش در همان ایام با دختری به نام جین وایلد بود دختری که در مهمانی سال نو با او دیدار کرده بود در کمبریج به دیدنش رفت او فقط هیجده سال داشت وی درسهای اِی لِوِل را در دبیرستان سنآلبانز نزد خود میخواند و قصد داشت سال بعد به دانشگاه لندن برود جین دختری کمرو و خجالتی بود وقتی هاوکینگ نخستین بار به او گفته بود که دارد کیهانشناسی میخواند او بعداً ناگزیر به فرهنگ لغات مراجعه کرد تا بفهمد کیهانشناسی به چه معناست جین به خداوند اعتقاد داشت و طبعاً خوشبین بود وی معتقد بود که هر چیزی برای هدف و منظوری به وجود آمده و در واقع آفریده شدهاست و مهم نیست که رویدادهای نامناسب و نامطلوب چگونه جلوه میکنند ممکن است چیز خوب و مطلوبی از دل آنها به وجود آید و رخ بنماید هاوکینگ از دیرباز اعتقاد به خدا را وانهاده بود اما نگرش جین به نظرش آشنا آمد و در دلش نشست او یکدنده و لجوج بود و همیشه یکدنده بودهاست همین امر راز کامیابی و توفیق او بودهاست چرا حالا باید دگرگون و متحول میشد او طی دو سال با اشتیاق و پشتکار این برنامه را عملی کرد در حالی که رشد بیماری را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به کمک یک عصا و سپس دو عصا راه میرفت ازدواجش با جین در سال صورت گرفت از نظر هاوکینگ این اتفاق همه چیز را تغییر داد وی اکنون چیزی داشت که به خاطرش زندگی کند اما اگر قرار بود ازدواج کند پس باید شغل و پیشهای میداشت و اگر باید به کاری مشغول میشد به درجهٔ دکتری نیاز داشت هاوکینگ بار دیگر اعتماد به نفس خود را به دست آورد و دست به کار اندیشیدن دربارهٔ موضوع مناسبی برای پایاننامهٔ دکتری خود شد خود را خوشبخت میدانست هاوکینگ در در بیست و سه سالگی کار را برای دریافت دکتری تخصصی آغاز کرد و در ژوئیهٔ همان سال ازدواج کرد در پاییز جین برای گذراندن واپسین سال دانشگاهش به لندن رفت که در روزهای آخر هفته به کمبریج برمیگشت هاوکینگ به خانهای از یک ردیف خانههای هم شکل و کنار یکدیگر به فاصلهٔ حدود هزار متری از بخش ریاضیات کاربردی و فیزیک نظری اسبابکشی کرد و مقداری از پول مراسم عروسی را بابت خرید یک خودرو سهچرخه پرداخت کرد تا بتواند با آن تا رصدخانهای که در حومهٔ شهر واقع بود رفتوآمد کند ارادهٔ مصمم هاوکینگ برانگیخته شد و نیروی مغزش را بهطور کامل بدون کمترین پریشانی حواس متمرکز کرد و باید هم این شرایط فراهم میآمد زیرا مسائلی که وی اینک متوجه آنها شده بود از جملهٔ پیچیدهترین و بلندپروازانهترین مسائل در کل حوزهٔ کیهانشناسی بهشمار میآمدند از اواخر دهه برای نقل مکان مجبور به استفاده از صندلی چرخدار شد زیرا قدرت تحرک از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شدهبود او با این دو انگشت میتوانست دکمههای رایانه بسیار پیشرفتهای را فشار دهد که اختصاصاً برای او ساخته بودند که به جایش حرف میزد و رابطهاش را با دنیای خارج برقرار میکرد زیرا استیون از سال قدرت گویایی خود را هم از دست داده بود هاوکینگ صبح روز چهاردهم مارس اسفند در سالگی در منزلش واقع در کمبریج درگذشت فرزندانش جهت بزرگداشت او بیانیهای منتشر کردند خاکستر وی در کلیسای وستمینستر لندن و در نزدیکی آرامگاه آیزاک نیوتن و چارلز داروین به خاک سپرده شد بر روی سنگ قبر وی به وصیت خودش معادله تابش هاوکینگ که مهمترین دستاورد علمی او بود حک شدهاست رساله دکترای استیون هاوکینگ با عنوان خواص جهانهای در حال بسط در سال نوشته شدهاست و در دسترس عموم قرار دارد وی میگوید تفاوت میان گذشته و آینده از کجا ناشی میشود قوانین علم میان گذشته و آینده تمایزی قایل نمیشود با این حال در زندگی عادی تفاوتی عظیم میان گذشته و آینده وجود دارد ممکن است ببینید یک فنجان از روی میز به زمین بیفتد و تکهتکه شود اما هرگز شاهد آن نخواهید بود که فنجان تکههای خود را جمع کند و به بالا بپرد و بر روی میز برگردد افزایش بینظمی یا به اصطلاح آن آنتروپی چیزی است که گذشته را از آینده متمایز میکند و به زمان جهت میدهد هاوکینگ زمانی عقیده داشت که گسترش جهان هستی متوقف و جهان دوباره جمع میشود او بعدها گفت که اشتباه میکردهاست وی گفتهاست تلاشها برای آفریدن هوش مصنوعی تهدیدی برای وجود بشر است توسعه کامل تکنولوژی هوش مصنوعی میتواند پایان نژاد بشر باشد هشدار این دانشمند در دربارهٔ تکنولوژیای است که خود او نمونهای ساده از آن را برای برقراری ارتباط سخن گفتن استفاده میکند هاوکینگ میگوید نسخههای ابتدایی هوش مصنوعی که تاکنون ابداع شدهاند مفید بودهاند با وجود این از تبعات آفرینش تکنولوژی ای که بتواند با انسان برابری کند یا از او پیشی بگیرد ابراز نگرانی کردهاست چنین موجودی میتواند روی پای خودش بایستد هر بار با شتابی بیشتر خود را از نو طراحی کند بشر که به دلیل محدودیتهای بیولوژیک سرعت کمتری دارد بدون توانایی رقابت عقب خواهد ماند او از قول مدیر ستاد ارتباطات دولت بریتانیا دربارهٔ این که اینترنت مرکز مشترک تروریستها شدهاست هشدار میدهد و میگوید شرکتهای اینترنتی باید برای مقابله با این تهدیدها بیشتر تلاش کنند اما مشکل آنجاست که بدون فدا کردن حریم خصوصی و آزادی بتوان این کار را عملی کرد وی اعلام کرده که یک سیاهچاله کوچک به اندازه یک کوه پرتو ایکس و پرتو گاما از خود به اندازه میلیون مگاوات ساطع میکند که برای تأمین برق تمام جهان کافی است هاوکینگ خودش هشدار داده که احتمالاً بسیار سخت خواهد بود که بدون آنکه این انرژی به انسانها آسیب بزند و تمدن بشری را نابود کند بتوان از آن استفاده کرد و سیاهچاله را به اصطلاح تحت کنترل خود درآورد یک راهکار این است که سیاهچاله در مدار زمین و فاصله مناسب از ما قرار بگیرد تا بتوان از انرژی ساطع شدهاستفاده کرد هنوز اما کسی در دنیا نتوانستهاست سیاهچاله کوچک را پیدا کند هاوکینگ خود را یک خداناباور میدانست و علاوه بر رد وجود خدا اعتقاد به جهان آخرت و زندگی پس از مرگ را هم داستانهای کودکانه میشمارد هاوکینگ دربارهٔ وجود خدا میگوید پیش از آنکه ما علم را بفهمیم طبیعی بود که به خلقت جهان توسط خدا باور داشته باشیم اما امروز علم توضیح متقاعدکننده تری ارائه میکند هاوکینگ که در کتاب پرفروش تاریخچه مختصر زمان به بازخوانی ذهن خدا اشاره کرده بود اگر ما بتوانیم فرضیههای لازم برای توضیح هر پدیده و مادهٔ موجود در هستی را کشف کنیم این کشف یک پیروزی نهایی برای خرد انسانی است بدین معنی که ما میتوانیم فکر خدا را بخوانیم بعداً در پاسخ به این پرسش که اگر به وجود خدا باور ندارد دلیل اشاره اش به بازخوانی ذهن خدا چه بوده توضیح میدهد منظور من از بازخوانی ذهن خدا این بود که ما هر چیزی را که خدا میتوانست بداند میدانستیم اگر خدایی وجود داشت اما خدایی وجود ندارد من یک خداناباور هستم در کتاب طرح عظیم نیز به این موضوع اشاره میکند که برای توضیح عالم هستی نیازی به یک آفریدگار نیست همچنین وی به صراحت عنوان کردهاست که اعتقاد به وجود بهشت یا حیاتِ پس از مرگ در حقیقت افسانهای است برای مردمانی که از مرگ میهراسند او با صراحت میگوید که پس از آخرین فعالیت مغز انسان دیگر حیاتی برای آن وجود ندارد هاوکینگ در مصاحبهای در سال با نشریه الموندو بهطور قطع وجود خدا را انکار کرده و میگوید ال موندو به معنای جهان در اسپانیایی حاصل پدیدههای علمی قابل توضیح است و طبیعی است که پیش از درک دانش به خلق هستی به دست یک خداوندگار باور داشته باشیم اما اکنون و در این عصر دانش توضیحی مجابکنندهتر در اختیار ما قرار میدهد سپس خبرنگار ال موندو بازهم از نظریه پیشینِ هاوکینگ در کتاب تاریخچه مختصر زمان مبنی بر کمک دانش به درک اندیشه خداوندگار توسط بشر پرسیدهاست هاوکینگ در پاسخ توضیح داد منظور من در آنجا این بود که اگر بر همه چیز عالم شویم به درک اندیشه خداوند نیز نائل خواهیم آمد با این قید که اساساً خدایی وجود داشته باشد که این چنین نیست من خداناباور هستم هاوکینگ در سال در کنار طارق علی و ونسا ردگریو در تظاهرات علیه جنگ ویتنام در لندن شرکت کرد هاوکینگ در مهٔ با تصمیم به عدم شرکت در همایش سالانه فردای پیش رو که هر ساله به میزبانی شیمون پرز در اورشلیم برگزار میشود به جمع کمپین تحریمکنندگان علمی اسرائیل پیوست وی در سال خواستار پایان دادن به جنگ داخلی سوریه شد ما باید از هوش انسانیمان برای پایان دادن به این جنگ بهره ببریم منِ پدر وقتی رنج کشیدن بچههای سوری را میبینم با خود میگویم دیگر بس است وی در می گفت دونالد ترامپ نامزد نهایی جمهوریخواهان یک عوام فریب است که همیشه به فکر منافع خودش است او گفت هیچ استدلالی برای موفقیتهای وی ندارد وی از رایدهندگان انگلیسی خواست تا در همهپرسی ژوئن برای ابقای کشورشان در اتحادیه اروپا رأی دهند وی اهمیت ماندن انگلیس در اتحادیه اروپا را به دلایل امنیتی و اقتصادی محدود نکرد و تأکید کرد که این امر برای پیشبرد پژوهشهای علمی انگلیس اهمیت بسیاری دارد وی افزود روزهایی که میتوانستیم روی پای خودمان و در برابر دنیا بایستیم به اتمام رسیدهاست باید برای امنیت و تجارتمان جزء اتحادیه گروهی از ملتها باشیم استیون هاوکینگ در رابطه با حق پایان دادن داوطلبانه به زندگی برای بیماران لاعلاج معتقد است البته او اضافه میکند که باید شرایطی وجود داشته باشد که تضمین شود زندگی کسی برخلاف خواستهٔ خودش گرفته نشود همچنین بنگرید به جدول تناوبی عنصرهای شیمیایی یا جدول مندلیف نمایش جدولی عنصرهای شیمیایی بر پایهٔ عدد اتمی آرایش الکترونی و ویژگیهای شیمیایی آنها است ترتیب جایگیری عنصرها در این جدول از عدد اتمی شمار پروتونهای کمتر به سوی عدد اتمی بالاتر است شکل استاندارد این جدول است عنصرهای اصلی در بالا و دو ردیف کوچکتر از عنصرها در پایین جای دارد میتوان این جدول را به چهار مستطیل شکست این چهار بلوک مستطیلی عبارتند از بلوک اس در سمت چپ بلوک پی در راست بلوک دی فلزات واسطه در وسط و بلوک اف فلزات واسطهٔ داخلی در پایین ردیفهای این جدول دوره و ستونهای آن گروههای جدول تناوبی نام دارند همچنین گاهی برخی از این گروهها نامهای ویژهای دارند برای نمونه گروه هالوژنها و گازهای نجیب از آن جملهاند هدف از ساخت جدول تناوبی چه به شکل مستطیلی و چه به شکلهای دیگر بررسی بهتر ویژگیهای شیمیایی عنصرها بودهاست این جدول کاربرد زیادی در دانش شیمی و پردازش رفتار عنصرها دارد جدول تناوبی با نام دیمیتری مندلیف شناخته شدهاست با اینکه پیشروان دیگری پیش از او وجود داشتهاند او این جدول را در سال منتشر کرد این نخستین جدولی بود که به این گستردگی مرتب شده بود مندلیف این جدول را تهیه کرد تا ویژگیهای دورهای آنچه که بعدها عنصر نام گرفت را بهتر نشان دهد وی توانسته بود برخی ویژگیهای عنصرهایی که هنوز کشف نشده بود را پیشبینی کند و جای آنها را خالی گذاشته بود کمکم با پیشرفت دانش عنصرهای تازهای شناسایی شد و جای خالی عنصرها در جدول پُر شد با شناسایی عنصرهای نو و گسترش شبیهسازیهای نظری دربارهٔ رفتار شیمیایی مواد جدول آن روز مندلیف بسیار گستردهتر شدهاست همهٔ عنصرهای شیمیایی از عدد اتمی هیدروژن تا اوگانسون شناسایی یا ساخته شدهاند دانشمندان هنوز به دنبال ساخت عنصرهای پس از اوگانسون هستند و البته این پرسش را پیش رو دارند که عنصرهای تازهتر چگونه جدول را اصلاح خواهند کرد همچنین ایزوتوپهای پرتوزای بسیاری هم در آزمایشگاه ساخته شدهاست همهٔ نسخههای جدول تناوبی تنها دربردارندهٔ عنصرهای شیمیایی هستند و مخلوط ترکیب یا ذرهٔ زیراتمی در آنها جایی ندارد هر عنصر شیمیایی یک عدد اتمی یکتا دارد و این عدد برابر با شمار پروتونها در هستهٔ اتم آن عنصر است اتمهای گوناگون یک عنصر میتوانند شمار نوترونهای متفاوتی داشته باشند در این حالت به آنها ایزوتوپ گفته میشود برای نمونه کربن سه ایزوتوپ طبیعی دارد همهٔ ایزوتوپهای کربن پروتون و بیشتر آنها نوترون دارند اما یک درصد آنها نوترون و شمار بسیار کمتری از آنها نوترون دارند ایزوتوپها در جدول تناوبی به صورت جداگانه نمایش داده نمیشوند بلکه میانگین آنها به عنوان جرم اتمی در زیر عنصر درج میشود برای عنصرهایی که هیچ ایزوتوپ پایداری ندارند جرم اتمی پایدارترین یا متداولترین ایزوتوپ آنها درون پرانتز نوشته میشود در جدول تناوبی استاندارد عنصرها به ترتیب عدد اتمی شمار پروتونها در هسته به صورت صعودی مرتب شدهاند هر ردیف تازه در جدول که یک دوره یا تناوب نامیده میشود با افزوده شدن نخستین الکترون به یک لایهٔ الکترونی تازه آغاز میشود عنصرهایی که در یک ستون جدول گروه جای گرفتهاند همگی در لایهٔ آخر الکترونی خود دارای تعداد الکترونهای برابر هستند به عبارت دیگر آرایش الکترونی لایهٔ آخر آنها یکسان است مانند اکسیژن و سلنیم که هر دو در یک ستون هستند و هر دو چهار الکترون در لایهٔ بیرونی آرایش الکترونی خود یعنی تراز دارند عنصرهایی که ویژگیهای شیمیایی مشابه دارند معمولاً در یک گروه از جدول قرار میگیرند اما در بلوک عنصرهایی که در یک دوره هستند نیز ویژگیهای مشابهی را نشان میدهند در نتیجه به آسانی میتوان ویژگیهای شیمیایی یک عنصر را با آگاهی از عنصرهای پیرامونیاش پیشبینی کرد تا سال جدول تناوبی عنصر داشتهاست که عنصر به صورت رسمی از سوی اتحادیه بینالمللی شیمی محض و کاربردی پذیرفته و نامگذاری شدهاند عنصر از مجموع عنصر در طبیعت یافت میشوند و از آن میان مورد عنصرهای پایدار یا دارای نیمعمر بیش از سن زمین هستند در حالی که عنصر باقیمانده نیمعمر کوتاهی دارند یا به عبارت دیگر پرتوزا هستند در حال حاضر این عنصرها تنها بر اثر انجام واکنش هستهای در عنصرهای دیگر به وجود میآیند و فراوانی ناچیزی دارند تمام عنصرهای با عدد اتمی تا که مابین اینشتینیم و کوپرنیسیم قرار دارند و نیز دو عنصر فلروویوم و لیورموریوم در طبیعت پدید نیامدهاند بلکه در آزمایشگاه ساخته شدهاند سپس آیوپاک آنها را بهطور رسمی پذیرفتهاست گزارش شده که عنصرهای و هم در آزمایشگاه ساخته شدهاند اما هنوز آیوپاک آنها را تأیید نکردهاست برای همین این عنصرها هنوز بر پایهٔ عدد اتمیشان شناخته میشوند تاکنون عنصری سنگینتر از کالیفرنیم عنصر در طبیعت به صورت خالص در اندازهٔ قابل مشاهده پیدا نشدهاست تا سال هنوز عنصری با عدد اتمی بزرگتر از ساخته نشدهاست عنصرها در جدول تناوبی به صورت افقی چپ به راست در دورههای تا و به صورت عمودی بالا به پایین در گروههای تا دستهبندی میشوند همچنین دستهبندی دیگری بر اساس لایهٔ الکترونی در حال پر شدن وجود دارد که بر اساس آن عنصرها در بلوکهای و و و قرار میگیرند یک گروه یا خانواده یک ستون عمودی از جدول تناوبی است عنصرهای یک گروه معمولاً ویژگیهای نزدیک به هم بیشتری نسبت به عنصرهای یک دوره یا بلوک دارند دانش مکانیک کوانتوم که دربارهٔ ساختار اتمی پژوهش میکند نشان میدهد که چون عنصرهای موجود در یک گروه همگی از آرایش الکترونی یکسانی در لایهٔ آخر الکترونی برخوردارند بنابراین ویژگیهای شیمیایی مشابهی از خود نشان میدهند و هرچه عدد اتمی آنها بالاتر میرود این مشابهتها افزایش پیدا میکند با این حال گاهی در بلوک و همانندیهای عنصرهای یک دوره به اندازهٔ همانندیها در یک گروه مهم هستند به همانندی شباهت در یک دوره همانندی افقی و در یک گروه همانندی عمودی گفته میشود بر اساس یک قرارداد جهانی گروهها از تا شمارهگذاری شدهاند که گروه شمارهٔ یک را نخستین گروه از چپ فلزهای قلیایی و آخرین گروه را گروه نخست از راست گازهای نجیب در نظر گرفتهاند در گذشته شمارهٔ گروهها را با عددهای رومی نشان میدادند همچنین در آمریکا برای گروههای بلوک اس و پی یک حرف و برای عنصرهای بلوک دی یک حرف در کنار شمارهٔ رومی گروه میگذاشتند برای نمونه گروه چهار به صورت و گروه چهاردهم یا عنصرهای گروه کربن به صورت نمایش داده میشد در اروپا هم همین روش به کار میرفت با این تفاوت که حرف برای گروههای پیش از گروه و حرف برای عنصرهای گروه و گروههای پس از آن بکار میرفت در سال آیوپاک سامانهٔ نامگذاری تازهای را پیشنهاد کرد و روشهای پیشین همگی فراموش شد ویژگیهای عنصرهای یک گروه مانند شعاع اتمی انرژی یونش و الکتروندوستی مشابه یکدیگر هستند از بالا به پایین شعاع اتمی عنصرها افزایش مییابد در نتیجه الکترونهای لایهٔ آخر در فاصلهٔ دورتری از هسته جای میگیرند چون ترازهای انرژی بیشتری پُر شدهاند از بالا به پایین انرژی یونش کاهش مییابد چون الکترونها کمتر به هسته پیوند خوردهاند و آسانتر میتوان آنها را جدا کرد با تحلیل مشابه از بالا به پایین الکتروندوستی عنصرها کاهش مییابد چون فاصلهٔ میان الکترونهای لایهٔ آخر و هسته افزایش مییابد البته در این میان استثناهایی هم وجود دارد برای نمونه در گروه الکتروندوستی از بالا به پایین افزایش مییابد یک دوره در جدول تناوبی یک ردیف افقی از این جدول است با اینکه عنصرها در یک گروه همانندیهای بسیاری دارند اما بخشهایی از دورهها هستند که از اهمیتی بیش از گروهها برخوردارند مانند بلوک جایی که لانتانیدها و آکتینیدها دو مجموعهٔ افقی از عنصرهای جدول را میسازند عنصرها در یک دوره همانندیهایی از لحاظ شعاع اتمی انرژی یونش الکتروندوستی و الکترونخواهی مقدار انرژی آزاد شده هنگامی که یک الکترون به یک مولکول یا اتم خنثی افزوده میشود از خود نشان میدهند در یک دوره از چپ به راست شعاع اتمی کاهش مییابد این پدیده به این دلیل است که با افزایش عدد اتمی در یک دوره شمار لایههای الکترونی ثابت است اما شمار پروتونها افزایش مییابد برای همین الکترونها بیشتر به سوی هسته کشیده میشوند کاهش شعاع اتمی باعث افزایش انرژی یونش میشود از چپ به راست هرچه پیوندها در یک عنصر محکمتر باشد انرژی بیشتری هم برای جداسازی یک الکترون نیاز است الکتروندوستی مانند انرژی یونش رفتار میکند و از چپ به راست افزایش مییابد چون کشش هسته بر روی الکترونها افزایش مییابد همچنین مقدار الکترونخواهی هم در طول یک دوره اندکی تغییر میکند فلزها عنصرهای سمت چپ دوره معمولاً نسبت به نافلزها سمت راست دوره الکترونخواهی پایینتری دارند این قانون برای گازهای نجیب برقرار نیست چون لایهٔ آخر الکترونی از اهمیت ویژهای برخوردار است جدول تناوبی به بخشهایی وابسته به این لایههای الکترونی تقسیم شدهاست به هر یک از این بخشها یک بلوک میگویند بلوک اس دربردارندهٔ دو گروه نخست جدول فلزهای قلیایی و قلیایی خاکی و دو عنصر هیدروژن و هلیم است بلوک پی دربردارندهٔ شش گروه آخر جدول گروههای تا آیوپاک تا در نامگذاری آمریکایی است همهٔ شبهفلزات و نافلزها در این بلوک جای میگیرند بلوک دی دربردارندهٔ گروههای تا آیوپاک تا در نامگذاری آمریکایی و همهٔ فلزات واسطه است بلوک اف که بیشتر در پایین بدنهٔ اصلی جدول جای میگیرد دربردارندهٔ لانتانیدها و اکتینیدها است در نمایش جدول تناوبی لانتانیدها و اکتینیدها بیشتر به صورت دو ردیف اضافی در زیر بدنهٔ اصلی جدول گذاشته میشوند همچنین در این نمایش دو تکخانه از بدنهٔ اصلی جدول به یکی از عنصرهای این دو مجموعه اختصاص داده میشود برای نمونه یکی از عنصرهای لانتانیوم یا لوتسیم برای لانتانیدها و اکتینیم یا لارنسیم برای اکتینیدها را برمیگزینند و آنها را به ترتیب در یک تکخانه میان باریم و هافنیم و رادیم و رادرفوردیم میگذارند در دیگر جدولها دو مجموعهٔ لانتانیدها و اکتینیدها به صورت دو ردیف دوره در میانهٔ بدنهٔ اصلی جدول جای داده میشود در برخی جدولها یک خط جداکنندهٔ فلزها از نافلزها هم گنجانده میشود همچنین ممکن است در یک جدول دستههای گوناگونی از عنصرها به صورت برجستهتری نمایان شوند برای نمونه میتوان به فلزهای واسطه فلزات پس واسطه و شبهفلزها اشاره کرد همچنین بسته به کاربرد جدول ممکن است گروههای ویژهای از عنصرها مانند فلزهای دیرگداز و فلزهای کمیاب که خود زیرگروه فلزهای واسطه هستند به صورت پررنگتر نمایش داده شوند آرایش الکترونی عنصرهای جدول الگویی تکرار شونده دارند الکترونها در هر عنصر مجموعهای از لایههای الکترونی را پُر میکند هر لایهٔ الکترونی از یک یا چند زیرلایه ساخته شدهاست که به آنها لایههای و و و و گفته میشود هر چه عدد اتمی یک عنصر افزایش یابد لایهها و زیرلایههای الکترونی بیشتری در آن عنصر پُر میشود این لایهها بر پایهٔ اصل آفبا یا قانون تراز انرژی پر میشوند همانند نموداری که کشیده شدهاست برای نمونه آرایش الکترونی نئون با عدد اتمی عبارت است از که دو الکترون در لایهٔ نخست و هشت الکترون در لایهٔ دوم دو تا در زیرلایهٔ و شش تا در زیرلایهٔ جای میگیرد برای نمونه فلزهای قلیایی و عنصر هیدروژن همگی تنها یک الکترون در لایهٔ اس دارند ویژگیهای یک عنصر بیشتر به آرایش الکترونی آن عنصر وابسته است در نتیجه چون آرایش الکترونی عنصرها در جدول از نظم روشنی پیروی میکند میتوان برخی رفتارهای فیزیکی و شیمیایی عنصرها در جدول را پیشبینی کرد در نمودار سمت راست به برخی از این رفتارها اشاره شدهاست پیش از آنکه نیلز بور نظریه خود پیرامون آرایش الکترونی را مطرح کند از روی این ویژگی پلهکانی عنصرها جای برخی از عنصرها در جدول پیشبینی شده بود اندازهگیری شعاع اتمی یک اتم به صورت مجزا امکانپذیر نیست ولی میتوان با اندازهگیری فاصلهٔ میان هستههای دو اتم که با هم پیوند دارند شعاع اتمی آنها را به دست آورد برای نمونه هنگامی که دو اتم یک عنصر با یکدیگر پیوند دارند شعاع اتمی هر یک از آنها نصف طول پیوند دو اتم است هرچند که این مقدار در پیوندهای مختلف اندکی متفاوت است ولی میتوان یک میانگین را برای شعاع اتمی در نظر گرفت بهطور کلی با حرکت به سمت چپ و پایین جدول تناوبی شعاع اتمی افزایش مییابد این تغییر شعاع اتمی و در کنار آن تغییر در ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی عنصرها را میتوان با کمک نظریههای اتمی دربارهٔ لایههای الکترونی توضیح داد این تغییرها شاهدی بر درستی نظریهٔ کوانتوم است عنصرهای واسطه از الگوی کلی تغییرات شعاع اتمی پیروی نمیکنند در آغاز پر شدن لایهٔ شعاع اتمی کاهش مییابد که نرخ آن از نرخ کاهش عنصرهای گروه نسبت به گروه بسیار کمتر است ولی در اتمهای انتهایی روند افزایشی وجود دارد نخستین انرژی یونش انرژی لازم برای جدا کردن سستترین الکترون از یک اتم خنثی در حالت گازی است دومین انرژی یونش انرژی مورد نیاز برای جدا کردن دومین الکترون از یک اتم است انرژیهای یونش مراتب بالاتر نیز به همین ترتیب تعریف میشوند برای یک اتم مشخص با افزایش درجهٔ یونش انرژیهای یونش متعاقب هم افزایش مییابند بر الکترونهای لایههای نزدیکتر به هسته نیروی جاذبهٔ الکترواستاتیک بیشتری اعمال میشود بنابراین انرژی مورد نیاز برای جداسازی آنها نیز بیشتر است انرژی یونش با حرکت به سمت بالا و راست جدول تناوبی افزایش مییابد در هر دورهٔ جدول دو پرش بزرگ دیده میشود یک پرش در گذر از گاز نجیب به فلز قلیایی بعدی است پرش دوم که کوچکتر است پیش از گروه رخ میدهد در هر دو حالت ابتدا آخرین لایهٔ آرایش الکترونی پر شده و سپس الکترون بعدی در لایهٔ جدید قرار میگیرد بنابراین انرژی مورد نیاز برای جدا کردن آن بسیار کمتر خواهد بود چنین رخدادی در انرژیهای یونش متوالی یک عنصر نیز مشاهده میشود هنگامی که همهٔ الکترونهای یک لایه جدا شوند انرژی یونش بعدی به شدت افزایش مییابد الکترونگاتیوی تمایل یک اتم به جذب الکترون است که به دو عامل عدد اتمی و فاصلهٔ الکترونهای لایهٔ آخر آن اتم با هسته وابسته است این ویژگی در سال توسط لینوس پاولینگ پیشنهاد شد الکترونگاتیوی با حرکت به سمت بالا و راست جدول تناوبی افزایش مییابد فلوئور بیشترین و سزیم کمترین میزان الکترونگاتیوی را در میان عنصرهایی که در طبیعت یافت میشوند دارا هستند استثناهایی در تغییرات تناوبی الکترونگاتیوی مشاهده میشوند الکترونگاتیوی عنصرهای گروه و در دورهٔ چهارم بیشتر از دورهٔ سوم است که دلیل آن پر شدن لایهٔ که درونیتر است و کمتر شدن شعاع اتمی است استثنای دیگر بالا بودن غیرعادی الکترونگاتیوی سرب در مقایسه با عنصرهای پیرامونش است که به نظر میرسد به دلیل اشکال در تحلیل دادهها باشد روشهای محاسباتی دیگر متفاوت با آنچه مورد استفاده پاولینگ بوده نشان میدهند که این عنصرها دارای رفتار دورهای طبیعی هستند تفاوت الکترونگاتیوی میان دو اتم که پیوندی را تشکیل میدهند میزان خصلت یونی آن پیوند را نشان میدهد هرچه این تفاوت بیشتر باشد پیوند دو اتم قطبیتر است برای نمونه در پیوند میان نافلزها که تفاوت الکترونگاتیوی اندک است پیوند کووالانسی با قطبیت کم یا غیر قطبی است ولی پیوند میان یک فلز و یک نافلز به دلیل تفاوت قابل توجه الکترونگاتیوی دو اتم از نوع پیوند یونی است معیار الکترونگاتیوی چندان دقیق نیست زیرا دو اتم ممکن است به شکلهای گوناگونی با یکدیگر پیوند داشتهباشند برای نمونه الکترونگاتیوی فسفر در دو ترکیب و با یکدیگر متفاوت است الکترونخواهی انرژی واکنش افزوده شدن یک الکترون به یک اتم در حالت گازی و تبدیل اتم خنثی به یون منفی است برای بیشتر عنصرها این فرایند با آزاد شدن انرژی همراه است و در نتیجه مقدار الکترونخواهی برای نخستین الکترون مقداری منفی است تنها الکترونخواهی فلزات قلیایی خاکی گروه گروههای و و گازهای نجیب گروه مثبت است در واقع برای این عنصرها مقدار تجربی الکترونخواهی اندازهگیری نشدهاست دلیل این رخداد پر بودن مانند گروه و یا نیمهپر بودن آخرین لایهٔ آرایش الکترونی این عنصرها مانند گروه است الکترونخواهی عنصرهای گروه نیز به دلیل نیمهپر بودن لایهٔ کمتر از گروههای مجاور است در هر دوره بیشترین الکترونخواهی منفی مربوط به گروه هالوژنها است کلر بیشترین مقدار الکترونخواهی را در میان عنصرهای جدول تناوبی دارد در سال آنتوان لاووازیه فهرستی از عنصر شیمیایی را منتشر کرد او این عنصرها را زیر نامهای گازی فلزی نافلزی و خاکی دستهبندی کرده بود سپس در دههٔ یرمیا بنیامین ریشتر جدول وزن معادل را تهیه کرد به این منظور مقدار وزنی اسیدهایی که با یک مقدار مشخص باز ترکیب میشدند و نیز مقدار فلزهایی که با مقدار مشخصی اسید ترکیب میشدند را اندازهگیری کرد در سال یوهان ولفگنگ دوبرآینر دریافت که بسیاری از عنصرها را میتوان بسته به ویژگیهای شیمیایی آنها در دستههای سهتایی بخشبندی کرد برای نمونه لیتیم سدیم و پتاسیم را با هم در دستهٔ فلزهای واکنشپذیر نرم گذاشت همچنین او متوجه شد که وقتی عنصرها را به ترتیب وزن اتمی دستهبندی میکند وزن عنصر دوم میانی تقریباً برابر است با میانگین وزن عنصر پیش و پس از خود عنصر اول و سوم این پدیده به نام قانون سهتایی یا سهتایی دوبرآینر شناخته شد شیمیدان آلمانی لئوپولد گملین با همین روش ادامه داد و تا سال توانست ده دستهٔ سهتایی سه دستهٔ چهارتایی و یک دستهٔ پنجتایی را شناسایی کند در سال ژان باتیست آندره دوما توانست ارتباطهایی میان دستههای گوناگون فلزها به دست آورد تا این دوره شیمیدانان گوناگون توانسته بودند ارتباطهای گوناگونی میان دستههای کوچک عنصرها به دست آورند اما هیچیک جدول کلی ارائه نکردهبودند در شیمیدان آلمانی فریدریش آگوست ککوله مشاهده کرد که کربن همواره با چهار اتم پیرامون خود پیوند برقرار میکند برای نمونه در متان یک کربن با چهار هیدروژن پیرامون خود پیوند خوردهاست این مفهوم کمکم با نام والانس یا الکترونهای ظرفیت شناخته شد منظور از والانس یک اتم تعداد اتمهایی است که با آن اتم پیوند میخورند در یک زمینشناس فرانسوی به نام الکساندر امیل بگویه دو شانکورتوآ یک نمای اولیه از جدول تناوبی را منتشر کرد و نام آن را مارپیچ خاکی یا مارپیچ گذاشت او نخستین کسی بود که متوجه ویژگیهای تناوبی عنصرها شد و آنها را به ترتیب عدد اتمی از کمتر به بیشتر در یک استوانهٔ مارپیچ مرتب کرد همچنین او نشان داد که عنصرهایی که ویژگیهای مانند هم دارند در فاصلهای ثابت از هم قرار دارند شمار عنصرهای میان آنها همیشه ثابت است جدول او برخی یونها و ترکیبها را هم دربرداشت مقالهای که او دربارهٔ جدول خود منتشر کرد بیش از دانش شیمی به مطالب مربوط به زمینشناسی پرداخته بود برای همین تا پیش از جدول دیمیتری مندلیف توجه کمی را به خود جلب کرد در شیمیدان آلمانی جولیوس لوتار میر جدولی ساختهشده از عنصر را بر پایهٔ الکترونهای لایهٔ ظرفیت والانس ارائه کرد این جدول نشان میداد که عنصرهایی که ویژگیهای مانند هم دارند معمولاً الکترونهای ظرفیت برابر هم دارند همزمان شیمیدان انگلیسی ویلیام آدلینگ هم جدولی ساختهشده از عنصر منتشر کرد جدول آدلینگ بر پایهٔ وزن اتمی بود که چندین جای خالی و نکتهٔ غیرمعمول در آن دیده میشد او متوجه مفهوم تناوبی بودن جرم اتمی در میان عنصرها و مسئلهٔ گروهبندی عنصرها در جدول شده بود اما هرگز پیگیر ادامهٔ آن نشد او در عنصرها را برپایهٔ الکترونهای لایهٔ ظرفیت والانس مرتب کرد و به عنوان جدول پیشنهادی خود ارائه کرد شیمیدان انگلیسی جان نیولندز از سال تا مجموعه مقالاتی را منتشر کرد او در این مقالهها توضیح میداد که هنگامی که عنصرها به ترتیب از عدد اتمی کمتر به بیشتر مرتب شوند در دستههای هشتتایی ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی مشابهی را تکرار میکنند او این تناوب و تکرار هشتتایی را به هشتگانهای موسیقی همانند کرد قانون هشتگانهای نیولندز از سوی همکارانش احمقانه دانسته شد و جامعهٔ شیمی حاضر به انتشار کار او نشد برخلاف این برخورد نیولندز دادههای جدول هشتایی خود را جمعآوری کرد و از آن برای پیشبینی عنصرهای ناشناخته مانند ژرمانیم بهره برد جامعهٔ شیمی پنج سال پس از آنکه جدول تناوبی مندلیف به جهان معرفی شد به کار نیولندز بها داد در سال یک شیمیدان زادهٔ دانمارک به نام گوستاووس هینریشس یک جدول تناوبی مارپیچ پیشنهاد کرد این جدول برپایهٔ طیف اتمی وزن و شباهتهای شیمیایی بود جدول او به عنوان کاری منحصربهفرد درخور توجه و البته تودرتو و پیچیده دانسته شد چنین توصیفاتی مانع از شناسایی و پذیرش عمومی جدول او شد استاد روس شیمی دیمیتری مندلیف و شیمیدان آلمانی ژولیوس لوتار میر هر یک به صورت مستقل جدولی را به ترتیب در سالهای و منتشر کردند جدول مندلیف نخستین نسخه از کار او بود درحالی که جدولی که میر منتشر کرد نسخهٔ گسترش یافتهٔ جدول پیشین او بود که در سال منتشر کرده بود هر دو نفر عنصرها را در ردیفها و ستونها به ترتیب وزن اتمی فهرست کرده بودند در هر دو جدول در آغاز یک ستون یا ردیف ویژگیهای عنصرها به صورت مرتب تکرار میشد مندلیف در این جدول دو انتخاب مهم انجام داده بود که باعث شد تا جدول او مورد پذیرش عمومی قرار گیرد نخست اینکه جای عنصرهایی را که هنوز شناسایی نشده بود خالی گذاشته بود مندلیف نخستین شیمیدانی نبود که چنین کرده بود اما نخستین کسی بود که با توجه به ردپایی که از جدول داشت جای عنصرها را پیشبینی کرده بود عنصرهایی مانند گالیم و ژرمانیم عنصرهایی بودند که بعداً شناسایی شدند انتخاب دوم مندلیف در جایگذاری و دستهبندی عنصرها بود او گاهی ویژگی وزن اتمی را نادیده گرفته بود و به جای آن عنصرها را با توجه به ویژگیهای شیمیایی جایگذاری کرده بود عنصرهایی مانند تلوریم و ید از این دست بودند بعدها با پیشرفت علم معلوم شد که مندلیف نادانسته عنصرها را به ترتیب افزایش عدد اتمی و بار هسته مرتب کرده بود اهمیت عدد اتمی در جایگذاری عنصرها در جدول تناوبی نادیده گرفته میشد تا اینکه وجود و ویژگیهای پروتون و نوترون در هسته شناسایی شد مندلیف در سال جدول خود را به روز کرد و جزئیات بیشتری از عنصرهایی که جای آنها را پیشبینی میکرد ارائه داد او باور داشت که این عنصرها وجود دارند اما هنوز شناسایی نشدهاند با گذر زمان و شناسایی عنصرهایی که به صورت طبیعی یافت میشوند جاهای خالی کمکم پر شد باور عمومی چنین است که آخرین عنصر شناسایی شدهای که به صورت طبیعی پدید میآید فرانسیم است که در سال شناسایی شد مندلیف این عنصر را اکا سزیم اکا به معنی همانند نامیده بود پس از آن در سال عنصر پلوتونیم به صورت آزمایشگاهی تولید شد اما در سال دانشمندان به این نتیجه رسیدند که این عنصر به صورت طبیعی ساخته میشود جدول تناوبی پرکاربرد امروزی که به نام جدول تناوبی استاندارد یا جدول تناوبی متداول نیز شناخته میشود جدولی است که به شیمیدان آمریکایی هوراس گرووز دمینگ نسبت داده میشود دمینگ در دو نسخهٔ کوتاه نسخهٔ مندلیفی و ستونی جدول تناوبی را منتشر کرد بعدها در سال نسخهٔ ستونی جدول دمینگ به صورت گسترده در دسترس مدرسههای آمریکا قرار گرفت تا دههٔ جدول دمینگ در بسیاری از کتابها و دانشنامههای شیمی در دسترس بود همچنین برای سالها توسط انتشارات علمی سرجنت ولچ منتشر میشد با پیشرفت دانش مکانیک کوانتوم و افزایش دانش دربارهٔ الکترونها و نقش آنها در اتم روشن شد که جایگیری عنصرها در هر دوره ردیف از جدول تناوبی با پر شدن یکی از لایههای الکترونی همسنگ است اتمهای بزرگتر الکترونها و در نتیجه زیرلایههای بیشتری دارند پس با افزایش شمارهٔ دوره طول دورههای جدول بیشتر میشود در دانشمند آمریکایی گلن سیبورگ گفت که الکترونها در اکتینیدها مانند لانتانیدها بلوک اف از لایههای الکترونی را پر میکنند چرا که پیش از آن فرض میشد که الکترونهای لایهٔ آخر این عنصرها در بلوک دی جای میگیرند همکار سیبورگ به او توصیه کرد که چنین مطلبی را منتشر نکند و آیندهٔ کاری خود را به خطر نیندازد با این حال او پیشنهاد خود را ارائه داد که از سوی جامعهٔ علمی درست دانسته شد سیبورگ به تلاش خود ادامه داد و در سال توانست جایزهٔ نوبل شیمی را به خاطر کار بر روی اکتینیدها از آن خود کند غیر از جدول تناوبی استاندارد جدولهای تناوبی گوناگونی تاکنون ساخته شدهاست با گذشت سال از معرفی جدول از سوی مندلیف در سال نزدیک به نسخهٔ گوناگون از جدول تناوبی معرفی و منتشر شد غیر از قالب معمول که به شکل مستطیلی بود قالبهایی دیگری مانند دایرهای مکعبی استوانهای هرمی مارپیچ کروی مربعی حلزونی منشور هشت وجهی به صورت تو در تو مانند نماد بینهایت و حتی جدا جدا هم ساخته شد هدف از پیشنهاد چنین قالبهایی بیشتر تأکید بر روی یک ویژگی فیزیکی یا شیمیایی ویژه از عنصرها است که در جدول تناوبی سنتی به خوبی دیده نمیشود یکی از قالبهای جایگزین و شناخته شدهٔ جدول نسخهای است که به تئودور بنفی نسبت میدهند در جدول بنفی عنصرها به صورت یک مارپیچ پیوسته در کنار هم جای گرفتهاند به گونهای که هیدروژن در مرکز مارپیچ و عنصرهای واسطه لانتانیدها و اکتینیدها به صورت بیرونزدگی در کنار جای گرفتهاند مانند شکل بیشتر جدولهای تناوبی دو بُعدی هستند با این حال پیش از آنکه مندلیف جدولش را معرفی کند در سال جدول سه بعدی هم پیشنهاد شده بود جدولهای تازهتر مانند دستهبندی کورتین نظام لامینای رینگلی جدول حلزونی گیگر درخت تناوبی دوفور و جدول تناوبی استاو همگی به صورت چهاربعدی توصیف شدهاند به این صورت که سه بُعد آن بعدهای فضایی و یک بُعد رنگ آن در نظر گرفته شدهاست با وجود آنکه عنصرهای جدول تا اوگانسون شناسایی شدهاند اما تنها تا عنصرهای هاسیم عنصر و کوپرنیسیم عنصر ویژگیهای شیمیایی شناخته شده دارند در حالی که دیگر عنصرها رفتاری متفاوت از آنچه برایشان از راه برونیابی پیشبینی میشود از خود نشان میدهند برای نمونه برخی پژوهشها میگوید که با اینکه عنصر فلروویوم در گروه کربن جای دارد اما باید رفتاری همانند گاز بیاثر رادون از خود نشان دهد البته آزمایشهای تازهتر همانندیهایی در رفتار شیمیایی فلروویوم و عنصر سرب پیدا کردهاند که این با جدول تناوبی همخوانی بیشتری دارد هنوز روشن نیست که آیا عنصرهای تازهتر که در آینده شناسایی میشوند در ردیف هشتم دورهٔ هشتم جای میگیرند یا به کلی نظم جدول را به هم میریزند گلن سیبورگ بر این باور بود که دورهٔ هشتم جدول به گونهای است که دو عنصر و از بلوک اس عنصر از بلوک جدید جی و عنصر از بلوکهای اف دی و پی را دربر میگیرد برخی فیزیکدانان معاصر مانند پکا پیکو به صورت نظری به این نتیجه رسیدهاند که این عنصرهای تازهتر از اصل آفبا که توضیحدهندهٔ چگونگی پُر شدن لایههای الکترونی است پیروی نخواهند کرد به این ترتیب با شناسایی عنصرهای تازهتر ظاهر جدول تناوبی دچار دگرگونی خواهد شد بالاترین عدد اتمی ممکن هنوز روشن نیست نخستین بار الیوت آدامز در با توجه بهشمار عنصرهای جای گرفته در هر ردیف به این نتیجه رسیده بود که وزن اتمی بالاتر از یعنی عنصرهای و امروز ناممکن است و وجود ندارد پس از آن گفته شد که جدول تناوبی به زودی پس از جزیرهٔ پایداری به پایان خواهد رسید بر پایهٔ این پیشبینی باید نزدیک به عنصر ام جدول به پایان میرسید پس از آن جان امزلی و ریچارد فاینمن هر یک به ترتیب پیشبینی کردند که عنصر ام و ام آخرین عنصرهای جدول اند و در نهایت آلبرت خزان گفت که عنصر ام عنصر آخر است همچنین مدل بور داشتن عدد اتمی بالاتر از را ناممکن میداند چون در این صورت باید الکترونهای با سرعتی بیشتر از سرعت نور حرکت کند بنابراین مدل غیر نسبیتی بور در این کاربرد دقیق نیست هیدروژن و هلیم گاهی در جایی گذاشته میشوند که مطابق آرایش الکترونی شان نیست برای نمونه برپایهٔ شمار الکترونها معمولاً هیدروژن بالای لیتیم جای میگیرد اما چون گاهی رفتاری همانند فلوئور یا کربن از خود نشان میدهد بالای این دو عنصر هم گذاشته میشود در حالتهایی که رفتار هیدروژن مانند هیچ عنصری دانسته نمیشود برایش یک گروه تعریف میکنند و آن را در گروه خودش میگذارند اما هلیم تقریباً همیشه در بالای نئون جای میگیرد چون رفتار شیمیایی بسیار همانندی دارند با این حال دیده شده که آن را بالای بریلیم هم بگذارند چون آرایش الکترونی نزدیک به هم دارند هلیم برلیم گروه سه جدول از چهار عنصر ساخته شدهاست که دو عنصر نخست یعنی اسکاندیم و ایتریم مورد پذیرش همه است اما بر سر دو عنصر بعدی اختلاف است برخی میگویند دو عنصر بعدی لانتان و اکتینیم هستند و برخی دیگر اعتقاد دارند دو عنصر باید لوتتیم و لارنسیم باشند بر سر ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی این عنصرها در نظم جدول بحث است که هنوز همگان را قانع نکردهاست بهطور سنتی لانتان و اکتینیم به عنوان دو عضو بعدی گروه در نظر گرفته میشدند به نظر میرسد که این انتخاب از دههٔ میلادی با ظهور جدولهای تناوبی که وابسته به آرایش الکترونی بودند آغاز شدهاست آرایش الکترونی سزیم باریم و لانتان به صورت و و است آخرین الکترون لانتان در لایهٔ قرار میگیرد که آن را به عنوان نخستین عنصر بلوک دورهٔ ششم در گروه قرار میدهد دو عنصر دیگر گروه یعنی اسکاندیم و ایتریم نیز چنین آرایش الکترونی را در لایهٔ آخر خود دارند از سوی دیگر آرایش الکترونی لوتتیم به صورت است و آخرین الکترون آن در لایهٔ قرار میگیرد بنابراین لوتتیم آخرین عنصر بلوک در دورهٔ ششم است در جدولهای دیگر لوتتیم و لارنسیم به عنوان دو عضو دیگر گروه نشان داده میشوند از اوایل سدهٔ بیستم شباهت میان ویژگیهای شیمیایی اسکاندیم و ایتریم با لوتتیم و سایر عنصرهای کمیاب خاکی شناخته شدهبود به همین دلیل برخی از شیمیدانان در دههٔ و لوتتیم را به جای لانتان در گروه قرار دادند مطالعات طیفبینی در سالهای بعد نشان داد که آرایش الکترونی ایتربیم به صورت است در نتیجه آخرین الکترون لوتتیم در لایهٔ قرار میگیرد به این ترتیب لوتتیم نیز مانند لانتان واجد شرایط قرار گرفتن در گروه است برخی از فیزیکدانان در دهههای و لوتتیم را به جای لانتان برای قرار گرفتن در گروه برگزیدند در این ساختار لانتان در بلوک قرار میگیرد در حالی که هیچ الکترونی در لایهٔ ندارد هرچند که گفته میشود چنین انتخابی مشکلی ایجاد نمیکند زیرا توریم نیز هیچ الکترونی در لایهٔ خود ندارد در حالی که عضوی از بلوک است بر پایه تعریف آیوپاک فلز واسطه به عنصری گویند که زیرلایه آن پر نشدهاست یا با ناقص بودن زیرلایه خود میتواند کاتیونها را افزایش دهد با این تعریف همه عنصرهای گروه تا در گروه فلزهای واسطه قرار میگیرند ولی عنصرهای گروه شامل روی کادمیوم و جیوه جزء فلزهای واسطه نیستند بعضی شیمیدانان عقیده دارند که همه عنصرهای بلوک از جمله گروه در دسته فلزات واسطه هستند در این حالت عنصرهای گروه به عنوان حالت خاصی از عنصرهای واسطه در نظر گرفته میشوند که الکترونهای زیرلایه آنها در پیوند شیمیایی شرکت نمیکنند کشف تازه مبنی بر آن که جیوه میتواند از الکترونهای زیرلایه خود در تشکیل جیوه فلوئورید استفاده کند بعضی مفسران را بر آن داشته که پیشنهاد دهند جیوه میتواند در گروه عنصرهای واسطه قرار گیرد ولی بعضی دیگر معتقد هستند که امکان ساختهشدن این ماده تنها در شرایط بسیار غیرمعمول وجود دارد بنابراین با هیچ تفسیری نمیتوان جیوه را جزء فلزهای واسطه قرار داد بعضی دیگر از شیمیدانان عنصرهای گروه را از تعریف فلزهای واسطه خارج میکنند دلیل آنان این است که این عنصرها هیچ یونی با زیرلایه ناقص ایجاد نمیکنند و ویژگیهای شیمیایی فلزهای واسطه را ندارند در این حالت تنها عنصرهای گروه تا به عنوان فلز واسطه در نظر گرفته میشوند در حال حاضر شکلهای گوناگونی از جدول تناوبی وجود دارند و دانشمندان نمیدانند که شکل بهینه یا قطعی جدول تناوبی چیست به نظر میرسد که پاسخ این پرسش بستگی به این دارد که آیا تناوب شیمیایی میان عنصرها یک حقیقت بنیادی است که در تمام جهان وجود دارد یا چنین تناوبی محصول تفسیر ذهنی انسان باورها شرایط و علاقهٔ ناظران انسانی است یک مبنای عینی برای تناوبهای شیمیایی میتواند پرسشهایی از جمله مکان هیدروژن هلیم و عنصرهای گروه را پاسخ دهد تصور میشود که چنین حقیقت اساسی در صورت وجود هنوز کشف نشدهاست در نبود آن شکلهای گوناگون جدول تناوبی را میتوان به عنوان نسخههای گوناگون تناوب شیمیایی در نظر گرفت هر شکلی جنبهها ویژگیها و رابطههای مختلفی میان عنصرها را بررسی میکند و مد نظر قرار میدهد در جریان آخرین اکتشافهای علمی و به تأیید سازمان جهانی شیمی که نظارت بر جدول تناوبی را به عهده دارد عنصر جدید به این جدول افزوده شدند که بهاینترتیب هفتمین ردیف آن کامل میشود بر اساس اعلام اتحادیه بینالمللی شیمی محض و کاربردی عنصرهای شمارهٔ و با کسب معیارهای لازم بهعنوان عنصرهایی با خواص شیمیایی منحصربهفرد شرایط لازم برای معرفی بهعنوان عنصر مستقل را پیدا کردند و بهاینترتیب اولین سری از عنصرهایی لقب گرفتند که بعد از سال به جدول تناوبی اضافه میشوند آیوپاک نام و نماد شیمیایی این عنصرها را به این ترتیب اعلام کرد عنصر نیهونیوم عنصر مسکوویم عنصر تِنِسین و عنصر اوگانِسون در سومین همایش بینالمللی عنصرهای فوق سنگین در سال در لهستان هیدِتو انیو مدیر مسسه تحقیقاتی ریکن ژاپن اعلام کرد که در دسامبر تلاش برای ساخت عنصر جدول تناوبی را آغاز خواهند کرد آنها امیدوارند در مدت زمان پنج سال عنصر و نیز عنصر را بسازند برای این هدف آنها عنصر کوریوم را با یونهای وانادیم بمباران خواهد کرد از سوی دیگر یوری اوگانسیان از مسسه مشترک پژوهشهای هستهای دوبنا در روسیه نیز در این همایش اعلام کرد که آنان نیز کار ساخت این عنصر را در اوائل سال آغاز خواهند کرد آنان برای این کار از روشی متفاوت استفاده خواهند کرد و عنصر برکلیوم را با یونهای تیتانیوم بمباران خواهند کرد در صورت موفقیت عنصر نخستین عنصر ردیف هشتم جدول تناوبی خواهد بود سال به دلیل ساله شدن ایجاد جدول تناوبی توسط سازمان ملل سال سال جهانی جدول تناوبی عناصر شیمیایی نامگذاری شد عنصر یا اِلِمان شیمیایی در دانش شیمی به مادهای گفته میشود که اتمهای آن از تعداد پروتونهای برابری در هستهٔ خود برخوردار باشند این عدد تعداد پروتونها که با نماد نشان داده میشود عدد اتمی آن عنصر نام دارد همهٔ اتمهایی که دارای تعداد پروتونهای برابر عدد اتمی برابر باشند ویژگیهای شیمیایی یکسانی دارند اما اتمهای یک عنصر میتوانند دارای تعداد متفاوتی نوترون باشند که ایزوتوپ های آن عنصر نامیده میشوند گاهی نیز برای سادگی به عنصر شیمیایی صرفاً عنصر گفته میشود ویژگیهای شیمیایی اتمهای یک عنصر که توسط ساختار الکترونی آنها تعیین میشود که آن نیز به تعداد پروتونهای هسته آن اتم وابسته است در بیان کلی مفهوم عنصر به ویژگی یک اتم گفته میشود که آن را از سایر ویژگیهایی که اتمهای دیگر دارند متمایز میکند منظور از ویژگی در حالت کلی به تعداد پروتنهای یک اتم در هستهٔ خود گفته میشود که ویژگی آن را شکل میدهد این همان ویژگی است که بهطور مثال اتم مس را از طلا متمایز میکند تمام عناصر شیمیایی از باریون ساخته شدهاند با این وجود کیهان شناسان بر این باورند که باریون تنها مواد قابل مشاهده در کیهان را تشکیل میدهند بنابراین باقیماندهٔ مواد موجود در کیهان مادهٔ تاریک است که ماهیت آن شناخته شده نیست ولی از عناصری که ما میشناسیم تشکیل نشدهاست از بین تمام عناصر دو عنصر هیدروژن و هلیم که در بدو مه بانگ بیگ بنگ تشکیل شدهاند فراوانترین عناصر موجود در کائنات هستند عناصر شیمیایی میتوانند در هنگام واکنش شیمیایی با یکدیگر ترکیب شده و تعداد بیشماری ماد شیمیایی بهوجود آورند مثلاً آب نتیجهٔ واکنش عنصرهای هیدروژن و اکسیژن است در این حالت دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن به هم متصل میشوند و مولکولی با فرمول شیمیایی میسازند همین دو عنصر در شرایط متفاوت میتوانند مادهٔ دیگری را به نام هیدروژن پراکسید آب اکسیژنه بسازند که دارای مولکولهای است به همین شکل همه ترکیبهای شیمیایی میتوانند به عناصر سازنده خود تجزیه شوند به عنوان مثال میتوان آب را به کمک برقکافت به عناصر هیدروژن و اکسیژن تبدیل کرد یک مادهٔ خالص که تنها از اتمهای یک عنصر تشکیل شده باشد مادهٔ ساده نامیده میشود چنین مادهای را نمیتوان به ماده دیگری تجزیه کرد از این دیدگاه مادهٔ ساده در برابر مادهٔ مرکب قرار میگیرد به عنوان مثال اکسیژن یک عنصر است اما مادهای را که ما در طبیعت به عنوان گاز اکسیژن شناختهایم در حقیقت یک ماده ساده دو اتمی از این عنصر است که دی اکسیژن یا اکسیژن مولکولی نامیده میشود اوزون شکل دیگری از عنصر اکسیژن است که در طبیعت با فرمول یافت میشود رابطه بین دی اکسیژن و اوزون رابطهای است که به آن دگرشکلی آلوتروپی میگویند به زبان دیگر دی اکسیژن و اوزون دگرشکلهای عنصر اکسیژن هستند الماس و گرافیت نیز دو آلوتروپ برای عنصر کربن هستند عناصر دیگر مانند گوگرد و فسفر هم دارای آلوتروپهای شناختهشدهٔ پرکاربردی هستند از بین عناصر شناخته شده تعداد کمی به صورت ساده یا خالص در طبیعت یافت میشوند که از بین آنها میتوان به مس طلا نقره کربن و گوگرد اشاره کرد به جز چند عنصر بقیه عناصر از جمله گازهای نجیب گازهای بی اثر و فلزات نجیب معمولاً به صورت ترکیب یافته بر روی زمین کشف میشوند و نه به صورت خالص عناصر شیمیایی را نمیتوان به کمک واکنشهای شیمیایی معمولی به یکدیگر تبدیل کرد تنها واکنشی که میتوان با استفاده از آن تعداد پروتونهای هسته اتمهای یک عنصر را تغییر داد و یک عنصر را به عنصر دیگری تبدیل کرد یک واکنش هستهای است که آن را واکنش تبدیل هستهای مینامند تا کنون عنصر کشف یا ساخته شدهاند از این تعداد عنصر در طبیعت یافت میشوند و بقیه بهطور مصنوعی و به کمک واکنشهای هستهای در آزمایشگاه ساخته شدهاند از میان همه عناصر عنصر دارای حداقل یک ایزوتوپ پایدار میباشند که به جز عنصر شماره تکنسیم و عنصر شماره پرومتیم همگی دارای عدد اتمی برابر یا پایینتر از هستند به زبان دیگر در جدول تناوبی تنها عناصری که از عنصر بیسموت سبکتر بوده و دارای ایزوتوپ پایدار نمیباشند تکنسیم و پرومتیم هستند به جز عنصر مذکور بقیه ایزوتوپ پرتوزا رادیو نوکلئید بوده که در طول زمان و در پی واپاشی هسته ای به عناصر دیگر تبدیل میشوند فلاسفهٔ یونان باستان بر این باور بودند که کل ماده موجود در جهان از مقداری مواد ساده پدید آمدهاست که عنصر نام دارند این واژه برای اولین بار توسط افلاطون در کتاب تیمائوس به کار گرفته شد وی باور داشت این مواد که یک قرن پیش از وی توسط امپدوکلس معرفی شده بودند چندوجهی های منتظم کوچکی میباشند که سازنده مواد جهان هستند و ماهیت آنها عبارت است از آتش هوا خاک و آب سپس ارسطو عنصر جدید به نام اتر را به این چهار عنصر اضافه کرد که به نظرش سازنده اجرام آسمانی یا بهشت بود این عنصر بعداً به نام نامیده شد که در زبان لاتین به معنی عنصر پنجم است اون عنصر را جسمی تعریف کرد که قابل تقسیم به اجزا کوچک تر نیست رابرت بویل در سال در کتاب کیمیاگر شیمیدان شکاک مفاهیم جدیدی را برای عنصر ارائه کرد به نظر او عناصر موادی بودند که از ترکیب هیچ ماده دیگری ساخته نشدهباشند بلکه خود در ترکیب با یکدیگر اجسام تازهای را شکل دهند وی بر این عقیده بود که تشخیص عناصر تنها با آزمایش شیمیایی ممکن است بعدها آنتوان لاووازیه پدر شیمی مدرن همین مفهوم را گستردهتر کرد و مادهای را عنصر نامید که به مواد سادهتری تجزیه نشود هر چند او نور و گرما را هم به همراه چند ماده مرکب از جمله آب به اشتباه در فهرست عناصر خود وارد کردهبود ولی توانست عنصر را به درستی از هم تفکیک و معرفی کند لاووازیه موادی را که از پیوستن چند عنصر حاصل میشوند مواد مرکب نامید عدد اتمی یک عنصر که با نشان داده میشود برابر با تعداد پروتونهایی است که در هسته اتمهای آن عنصر یافت میشود برای مثال تمام اتمهای هیدروژن تنها یک پروتون در هسته خود دارند به همین دلیل عدد اتمی هیدروژن برابر با یک است اما ممکن است که هسته اتمهای یک عنصر دارای تعداد نوترونهای متفاوت باشند که هر کدام نشانگر ایزوتوپهای متفاوت آن عنصر هستند اتمهای یک عنصر از دیدگاه الکتریکی خنثی هستند زیرا تعداد الکترونهای آن که دارای بار منفی هستند با تعداد پروتونهای آن که دارای بار مثبت هستند برابر است به همین دلیل عدد اتمی اتمهای یک عنصر هم نشان دهنده تعداد پروتونها و هم الکترونهای آن است ویژگیهای شیمیایی یک عنصر بیش از هر چیز با آرایش الکترونی آن تعیین میشود میتوان گفت که شناخت عدد اتمی یک عنصر به شناخت ماهیت آن عنصر کمک میکند عدد اتمی یک عنصر را در گوشه سمت چپ و پایین نماد آن عنصر به صورت مینویسند گاهی اصطلاح سبک یا سنگین به صورت غیررسمی برای اشاره به عدد اتمی نسبی عنصر و نه چگالی آن استفاده میشود مثلاً عناصر سبکتر از کربن یا عناصر سنگینتر از سرب هر چند وزن یا جرم اتمهای یک عنصر همانند عدد اتمی آن از یک روند افزایشی با آهنگ ثابت برخوردار نیست عدد جرمی یک عنصر که با نشان داده میشود برابر است با مجموع تعداد نوکلئونها پروتون و نوترون در داخل هسته اتمهای آن عنصر عدد جرمی معمولاً در کنار نماد عنصر نشان داده نمیشود مگر این که بخواهیم به تفاوت ایزوتوپهای آن عنصر اشاره کنیم برای نشان دادن عدد جرمی در کنار نماد شیمیایی عنصر باید آن را در گوشه سمت چپ و بالای آن به صورت نوشت اگرچه تعداد پروتونهای اتمهای یک عنصر همواره برابر است ولی اتمهای یک عنصر میتوانند دارای تعداد نوترونهای متفاوت و در نتیجه عدد جرمی متفاوت ایزوتوپهای متفاوت باشند برای مثال هیدروژن دارای سه ایزوتوپ اصلی است که عبارتند از تغییر عدد جرمی تأثیری بر روی آرایش الکترونی اتمهای یک عنصر ندارد پس انتظار داریم ایزوتوپهای یک عنصر خواص شیمیایی یکسانی داشته باشند که معمولاً همینطور است اما اثرات ایزوتوپیک تغییرات عدد جرمی میتوانند در اتمهای سبک لیتیم هیدروژن و هلیم به راحتی مشاهده شوند زیرا اضافه یا کم شدن یک نوترون در هسته این اتمها منجر به تغییرات نسبتاً مشهود در جرم اتم میشود که بر روی سینتیک واکنشهای شیمیایی و استواری پیوندهای شیمیایی تأثیرگذار است عدد جرمی برای عنصر دیگر اثر چندانی بر روی خواص شیمیایی عنصر ندارد جرم اتمی هر اتم عددی است حقیقی که برابر است با جرم هر ایزوتوپ خاص از اتم یک عنصر که با واحد یکای جرم اتمی نشان داده میشود به دلیل برابر واحد نبودن جرم پروتون و نوترون بیشتر بودن تعداد نوترونها از پروتونها و ناچیز بودن جرم الکترونها و همچنین به خاطر وجود انرژی بستگی هستهای عدد جرمی با جرم اتمی متفاوت است به عنوان مثال جرم اتمی کلر تا پنج رقم معنیدار برابر با و وزن اتمی کلر برابر با میباشد جرم اتمی یک ایزوتوپ خالص یک عنصر بر حسب بسیار به عدد جرمی آن نزدیک میباشد تنها استثنا در مورد جرم اتمی ایزوتوپی از یک عنصر که از لحاظ ریاضی یک عدد حقیقی نیست ایزوتوپ کربن است که مقدار آن بر حسب تعریف دقیقاً برابر با دوازده میباشد زیرا یکای جرم اتمی به صورت یک دوازدهم جرم ایزوتوپ آزاد و بدون بار کربن در حالت پایه تعریف میشود جرم اتمی نسبی یا همان وزن اتمی اصطلاح مشهور و تاریخی برای جرم اتمی نسبی هر عنصر در واقع میانگین جرمهای اتمی تمام ایزوتوپهای آن عنصر با توجه به درصد فراوانی آنها است برای مثال جرم اتمی نسبی کلر برابر با است که اختلاف معنیداری با عدد طبیعی منظور شده برای کلر دارد علت آن وجود دو ایزوتوپ با درصدهای فراوانی متفاوت در طبیعت است کلر با درصد فراوانی و کلر با درصد فراوانی ایزوتوپهای یک عنصر اتمهایی با تعداد پروتونهای برابر و تعداد نوترونهای متفاوت میباشند برای مثال عنصر کربن سه ایزوتوپ اصلی دارد تمام اتمهای کربن دارای شش پروتون در درون هسته خود هستند ولی میتوانند دارای شش هفت یا هشت نوترون باشند بنابراین سه ایزوتوپ کربن به ترتیب دارای عدد جرمی و بوده و کربن کربن و کربن نام دارند به جز هیدروژن که ایزوتوپهای آن دارای جرم نسبی بسیار متفاوت با یکدیگر و در نتیجه اثرات شیمیایی متفاوت میباشند ایزوتوپهای دیگر عناصر به راحتی از هم قابل شناسایی نیستند تمام عناصر دارای تعدادی ایزوتوپ رادیواکتیو یا رادیوایزوتوپ میباشند هر چند تمام این رادیوایزوتوپها طبیعی نیستند رادیوایزوتوپها معمولاً با تابش پرتو آلفا یا پرتو بتا به عناصر دیگری تبدیل میشوند ایزوتوپهای غیر رادیو اکتیو از هر عنصر ایزوتوپ پایدار نام دارند تمام ایزوتوپهای پایدار شناخته شده به صورت طبیعی یافت میشوند بیشتر عناصری که در طبیعت یافت میشوند بیش از یک ایزوتوپ پایدار دارند بسیاری از رادیوایزوتوپها که در طبیعت یافت نمیشوند پس از سنتز مصنوعی توصیف و معرفی میشوند برخی عناصر نیز دارای هیچ ایزوتوپ پایداری نیستند که عنصر پایدار نامیده میشوند و به عکس برخی تنها دارای ایزوتوپهای رادیواکتیو میباشند تمام عناصری که دارای عدد اتمی بیشتر از باشند در این دسته قرار دارند اتمهای عناصر خالص میتوانند با یکدیگر بیش از یک نوع پیوند ایجاد کرده و در نتیجه با چندین ساختار متفاوت مشاهده شوند به این اشکال مختلف آلوتروپ میگویند آلوتروپها در خواص شیمیایی با یکدیگر متفاوت هستند برای مثال کربن میتواند به شکل الماس با ساختار چهاروجهی در اطراف هر اتم کربن به شکل گرافیت با ساختار لایهلایه و شش وجهی به شکل گرافین که تشکیل شده از یک لایه گرافیت و بسیار مستحکم است یا به شکل فولرن با ساختار کروی یافت شود ریزلولههای کربن نیز یکی دیگر از آلوتروپهای کربن هستند که از لولههایی با ساختار شش وجهی تشکیل شدهاند که حتی در خواص الکتریکی نیز میتوانند با یکدیگر متفاوت باشند توانایی یک عنصر برای وجود داشتن به اشکال مختلف آلوتروپی نامیده میشود حالت استاندارد یک عنصر شیمیایی شکلی از آن عنصر است که آنتالپی استاندارد تشکیل آن در شرایط طبیعی کمینه باشد طبق قرارداد کمترین آنتالپی استاندارد تشکیل را در محاسبات برابر با صفر در نظر میگیرند برای مثال حالت استاندارد کربن گرافیت است زیرا پایدارترین آلوتروپ در بین همه ساختارهای کربن میباشد خلوص شیمیایی با خلوص ایزوتوپیک متفاوت است عنصر خالص ماده ای است که اتمهای آن دارای عدد اتمی یکسان و یا تعداد پروتونهای یکسان باشند در حالیکه از دیدگاه ایزوتوپیک عنصر خالص عنصری است که تنها دارای یک ایزوتوپ پایدار باشد برای مثال اگر اتمهای یک سیم مسی از اتمهای مسی که همگی دارای پروتون باشند تشکیل شده باشد از دیدگاه شیمیایی خالص است اما مس از دیدگاه ایزوتوپیک خالص نیست زیرا مس معمولی از دو ایزوتوپ پایدار به میزان و به میزان با تعداد نوترونهای متفاوت تشکیل شدهاست برخی عناصر مانند طلای خالص هم از دیدگاه ایزوتوپیک و هم شیمیایی خالص هستند زیرا طلای معمولی تنها دارای یک ایزوتوپ میباشد چندین اصطلاح معمولاً برای توصیف خواص فیزیکی و شیمیایی عناصر شیمیایی استفاده میشوند نخستین وجه تمایز بین فلزات و غیر فلزات توانایی آنها در رسانایی الکتریکی است عناصری که توانایی هدایت جریان الکتریسیته را دارند در گروه فلزات تقسیمبندی میشوند و عناصری که رسانایی الکتریکی آنها بسیار پایین است غیر فلزات را تشکیل میدهند در این میان گروه دیگری از عناصر به نام شبه فلز نیز وجود دارند که خواصی حد واسط بین فلزات و غیر فلزات را نشان داده و به صورت نیمرسانا عمل میکنند معمولاً چنین تمایزاتی را در جدول تناوبی به تفاوت رنگها نشان می دهند به جز تقسیم بندی بر اساس توانایی هدایت جریان الکتریکی اکتینیدها فلزهای قلیایی فلزهای قلیایی خاکی هالوژن ها لانتانید ها فلزهای واسطه فلزهای پسا واسطه و گازهای نجیب نیز در جدول تناوبی حضور دارند معیار دیگر برای متمایز کردن عناصر از یکدیگر حالت ماده یا فاز ماده است در دما و فشار استاندارد فازهای متصور برای یک عنصر عبارتند از جامد مایع و گاز بیشتر عناصر در دمای مرسوم و فشار اتمسفر جامد هستند در حالی که برخی گاز بوده و تنها عناصر مایع در دمای صفر درجه سلسیوس سی و دو درجه فارنهایت برم و جیوه هستند گالیم و سزیم نیز در این دما جامد هستند اما به ترتیب در دماهای سلسیوس و سلسیوس تبدیل به مایع میشوند دمای جوش و دمای ذوب را که معمولاً در مقیاس سلسیوس در فشار یک اتمسفر ذکر میشوند میتوان به عنوان معیاری برای تشخیص عناصر از یکدیگر مورد استفاده قرار داد این دو معیار برای بسیاری از عناصر محاسبه شدهاند اما دمای ذوب و جوش برای بسیاری از عناصر مصنوعی و برخی عناصر پرتوزای بسیار کمیاب شناخته شده نیست هلیم در صفر مطلق نیز مایع باقی میماند بنابراین برای این عنصر نقطه ذوب تعریف نمیشود و تنها نقطه جوش برای آن معنیدار است چگالی در دما و فشار استاندارد برای توصیف و تشخیص عناصر از یکدیگر مورد استفاده قرار میگیرد چگالی معمولاً با واحد بیان میشود از آنجاییکه تعداد زیادی از عناصر به شکل گاز یافت میشوند چگالی آنها نیز برای حالت گازی مایع یا شکل جامد آنها به صورت جداگانه بیان میشود برای عناصری که آلوتروپهای متفاوت و در نتیجه چگالیهای متفاوت دارند معمولاً چگالی یک آلوتروپ به عنوان نماینده چگالیهای متفاوت آن عنصر عنوان میشود هر چند در صورت نیاز به جزئیات بیشتر میتوان چگالی هر آلوتروپ را به صورت جداگانه عنوان کرد مثلاً چگالی سه آلوتروپ معروف کربن یعنی کربن آمورفی گرافیت و الماس به ترتیب و میباشد عناصری که تاکنون به عنوان نمونه عناصر جامد مطالعه شدهاند هشت نوع حالت بلور را نشان میدهند مکعبی مکعبی مرکز پر مکعبی وجه پر شش وجهی مونو کلینیک اورتورومیک و چهار وجهی برای برخی عناصر مصنوعی پس از اورانیوم بلورهایی موجود است که از فرط کوچکی نمیتوان برای آنها ساختار بلوری تعیین نمود از بین عنصری که به صورت طبیعی بر روی زمین قرار دارند عنصر پایدار بوده یا خاصیت پرتوزایی ضعیفی داشته و در دسته عناصر نخستین جای دارند عنصر باقی مانده نیمه عمری آنقدر کوتاه دارند که نمی توانستهاند در ابتدای پیدایش سامانه خورشیدی وجود داشته باشند و بنابراین جزو فلزات واسطه هستند از بین این عنصر عنصر پولونیوم رادون رادیوم اکتینیوم و پروتاکتینیوم نسبتاً کمیاب و محصول مشترک رادیوم و توریوم هستند عنصر دیگر یعنی تکنتیوم پرومتیوم استاتین فرانسیوم نپتونیوم و پلوتونیوم که به ندرت یافت میشوند محصول واپاشیهای کم یاب و یا فرایند واکنش هسته ای اورانیوم یا فلزهای سنگین دیگرند تمام عناصر دارای عدد اتمی تا پایدارند عناصر دارای اعداد اتمی تا به جز تکنتیوم و پرومتیوم متااستیبل میباشند که نیم عمر آنها به اندازه ای بلند است حداقل میلیون برابر بیش از سن تخمین زده شده کیهان که ردیابی واپاشی هسته ای آنها هنور به شکل تجربی امکانپذیر است عناصر با عدد اتمی تا به شکلی ناپایدارند که واپاشی آنها قابل ردیابی است سه عنصر از این عناصر یعنی بیسموت عنصر توریوم عنصر و اورانیوم عنصر دارای یک یا بیش از یک ایزوتوپ با نیم عمری به اندازه ای بلند هستند که از فرایند هسته زایی ستاره ای که به نوبه خود عناصر سنگین را پیش از پدید آمدن سامانه خورشیدی تولید نموده است باقی ماندهاند عنصر باقی مانده از پلوتونیوم به بعد عناصر سنگین دارای نیم عمر پایینی هستند که به صورت طبیعی یافت نمیشوند ویژگیهای عناصر شیمیایی در جدول تناوبی خلاصه میشوند در این جدول عناصر به ترتیب عدد اتمی در سطرها و ستونهایی جای گرفتهاند به هر سطر یک تناوب و به هر ستون یک گروه میگویند هر چند پیش از مندلیف کسانی سعی کرده بودند که این جدول را شکل دهند اما افتخار تهیه آن به نام دیمتری مندلیف شیمیدان روس به سال ثبت شدهاست هدف مندلیف در ابتدا نشان دادن خواص تناوبی عناصر بود با گذشت زمان و به موازات کشف عناصر تازه جدول بارها دستخوش تغییر و پالایش شد و مدلهای نظری نوین برای توضیح رفتار شیمیایی عناصر ارائه شد امروزه استفاده از جدول تناوبی در محیطهای آموزشی به امری روزمره تبدیل شدهاست نامگذاری مواد مختلف که امروزه به نام عنصر شناخته میشوند پیش از ارائه نظریه اتمی آغاز شده بود بسیاری از فلزات ترکیبها و آلیاژهایی که در آن زمان از سوی شیمیدانان به عنوان عنصر شناخته نمیشدند با توجه به ویژگیهای زبانی و فرهنگی خاص هر منطقه دارای نامهای محلی بودند حتی پس از شناخته شدن مفهوم عنصر نامهای موجود برای عناصر شناخته شده قدیمی مانند جیوه طلا نقره آهن و در بیشتر کشورهای دنیا حفظ شدند به منظور برقراری ارتباط سادهتر در بین محافل آکادمیک و نیز به منظور تسهیل اهداف تجاری نام عناصر قدیمی و همینطور عناصری که اخیراً کشف شدهاند توسط آیوپاک اتحادیه بینالمللی شیمی کاربردی و شیمی محض و بیشتر با نگاهی مثبت نسبت به زبان انگلیسی به عنوان یک زبان بینالمللی انتخاب میشود مثلاً پذیرش نام طلا گلد به جای به عنوان نام عنصر در حالی که نماد آن یعنی از زبان لاتین وام گرفته شدهاست حاصل این رویکرد است در نیمه دوم قرن بیستم آزمایشگاههای فیزیک قادر به ساخت هسته عناصر با نیمعمر بسیار کوتاه و در کمیتیهایی شدند که در هر بازه زمانی بتوان آنها را ردیابی کرد این عناصر هم توسط آیوپاک معمولاً با پیشنهاد کاشفان آنها نامگذاری میشوند البته در مورد برخی عناصر با عدد اتمی بزرگتر از تا مدتها بحث بر سر این بود که کدام گروه زودتر عناصر مذکور را سنتز کردهاند و بنابراین نامگذاری آنها تا مدتها به تعویق افتاد عناصر شیمیایی طبق قرارداد با نمادهای شیمیایی نشان داده میشوند که از یک یا دو حرف ابتدایی از نام انگلیسی مانند سدیم آلمانی مانند تنگستن لاتین مانند مس آن عنصر تشکیل شده است جدول روبرو نشان دهنده نماد و نام برخی عناصر است که ریشه لاتین دارند هر چند عناصر بسیاری هستند که نامهای متفاوتی در زبانهای مختلف دارند اما نماد هر عنصر در همه زبانها یکسان است به جز نمادهای عناصر نمادهای دیگری نیز هستند که در شیمی به صورت تک حرفی و با مفاهیم مشخص استفاده میشوند مثلاً برای اشاره به عناصر گروه هفتم یعنی هالوژنها برای اشاره به رادیکالها یعنی مواد مرکب مانند زنجیرههای هیدروکربنی برای نشان دادن گرما در واکنشهای شیمیایی برای اشاره به لیگاندها در شیمی معدنی و شیمی فلزی آلی و به صورت عمومی برای نشان دادن فلزات به کار میروند نیز یک نماد دو حرفی است که برای اشاره به لانتانیدها استفاده میشود عنصر تا سهماهه اول سال توسط شیمیدانان مشاهده شدند مشاهده به این معناست که حداقل یک اتم از عنصر مورد نظر را بتوان در شرایط معتبر و قابل اطمینان ردیابی کرد برای نمونه تا امروز تنها سه اتم از عنصر ردیابی شدهاست از این میان آیوپاک تنها عنصر ابتدایی به همراه عناصر شماره و را به رسمیت شناختهاست از میان نود و چهار عنصری که در طبیعت یافت میشوند شش عنصر یعنی عناصر تکنسیم پرومتیم استاتین پلوتونیم فرانسیم و نپتونیم تنها به صورت رادیوایزوتوپ طبیعی در مقادیر بسیار ناچیز یافت میشوند تمام این شش عنصر به علاوه عنصری بنام کالیفرنیم در فضا نیز ردیابی شدهاند عنصر دیگر که نه بر روی زمین و نه در فضا یافت نمیشوند بهطور مصنوعی از عناصر سبکتر و به روش همجوشی هستهای ساخته میشوند همانطور که اشاره شد تنها مواد موجود در کیهان از اتم و یون تشکیل شده و به عنوان عنصر قابل شناسایی هستند بقیه ماده موجود در کائنات که مواد موجود را تشکیل میدهد ماده تاریک است که ماهیت آن بر ما شناخته شده نیست اما می دانیم که از اتمهای عناصر شیمیایی تشکیل نشدهاند زیرا حاوی پروتون نوترون و الکترون نیستند بر اساس مدل استاندارد کیهانشناسی فراوانی نسبی ایزوتوپهای عنصر در جهان هستی حاصل چهار پدیده است هیدروژن فراوانترین عنصر موجود در همه جهان است پس از آن هلیم اکسیژن و کربن بیشترین فراوانی را در جهان دارند فراوانترین عنصر در کره زمین و اتمسفر آن اکسیژن با درصد جرمی درصد است اما فراوانترین عنصر در لایههای مختلف کره زمین هسته پوسته و گوشته آهن با درصد جرمی درصد است مهندسی مکانیک شاخهای از مهندسی است که فیزیک مهندسی و ریاضیات را با دانش مواد تلفیق نموده و با طراحی آنالیز ساخت و نگهداری سیستمهای مکانیکی سروکار دارد این رشته یکی از کهنترین و گستردهترین رشتههای مهندسی میباشد و به مادر علوم مهندسیها شهرت دارد مهندسی مکانیک نیازمند درک مفاهیمی همانند مکانیک دینامیک ترمودینامیک دانش مواد آنالیز سازهها و الکتریسیته است علاوه بر مفاهیم اصلی فوق مهندسین مکانیک ابزاری چون طراحی به کمک رایانه تولید به کمک رایانه مدیریت چرخه عمر محصول را برای طراحی و آنالیز کارخانجات و ماشین آلات سیستمهای گرمایش و خنککننده ترابری هواپیما شناورها رباتیک تجهیزات پزشکی جنگافزار و غیره بکار میگیرند مهندسی مکانیک نخست در طی انقلاب صنعتی در اروپا در قرن میلادی به عنوان یک شاخهٔ مجزا شناخته شد لکن توسعه آن در دنیا طی چندین هزار سال طول کشیدهاست دانش مهندسی مکانیک در قرن میلادی در نتیجهٔ پیشرفتهای فیزیک نشأت گرفت این شاخه به طور پیوستهای تکامل یافته تا پیشرفتهای فناوری را بهکار گیرد و امروزه مهندسان مکانیک به دنبال گسترش دانش در رشتههایی مانند مواد مرکب مکاترونیک و نانوتکنولوژی هستند مهندسی مکانیک به میزان زیادی همپوشانیهایی با مهندسی هوافضا مهندسی خودرو مهندسی مکاترونیک مهندسی برق مهندسی پزشکی بیومکانیک مهندسی شیمی مهندسی عمران مهندسی متالورژی مهندسی دریا مهندسی راهآهن مهندسی رباتیک مهندسی صنایع مهندسی معدن مهندسی نفت و مهندسی هستهای دارد چند تن از مهندسان مکانیک معروف که پیش از این میزیستهاند عبارتاند از کاربرد مهندسی مکانیک را میتوان در آرشیوهای جوامع مختلف قدیمی و قرون وسطی مشاهده نمود در دوران کهن در خاور نزدیک شش ماشین ساده شناخته شده بودند گُوِه و سطح شیب دار هر دو از ازمنه پیش از تاریخ شناخته شده بودند چرخ و سازوکار چرخ و محور در هزارهٔ پنجم ق م در بینالنهرین عراق کنونی اختراع گردید در حدود هزار سال پیش سازوکار اهرم در خاور نزدیک برای کاربری در ترازوی ساده و در مصر برای حرکت دادن اشیاء حجیم بهوجود آمد همچنین در حدود سال ق م در بینالنهرین اهرم در نخستین جرثقیل به نام شادوف که برای بالا کشیدن آب بکار برده میشد مورد استفاده قرار گرفت قدیمیترین مدارک در مورد قرقره ها به اوایل هزاره دوم قبل از میلاد در بینالنهرین برمیگردد نخستین ماشینهای کاربردی که با نیروی آب کار میکردند یعنی چرخ آبی و آسیاب آبی در سده ق م در امپراتوری ایران در ایران و عراق امروزی ظاهر شدند در سنت غرب علم مکانیک تحت نفوذ کارهای ارشمیدس ق م در یونان کهن قرار گرفتهاست در زمان تسلط رومیان بر مصر نخستین دستگاهی که با نیروی بخار کار میکرد بنام آیولیپایل توسط هرون اسکندرانی حدود م ساخته شد در چین م طرحی پیشرفته تر از ساعت آبی ارائه داده لرزه سنج را اختراع نمود و ما جون م ارابه ای با چرخ دندههای دیفرانسیل اختراع نمود ستارهشناس و مهندس چینی سو سانگ م در قرون وسطی و دو سده قبل از کاربری چرخ دنگ در ساعتهای اروپائی یک سازوکار چرخ دنگ را در ساختمان برج ساعت نجومی خود بکار گرفت وی همچنین مخترع نخستین چرخ زنجیر دورانی برای انتقال نیرو میباشد در دوران طلایی تمدن اسلامی سدههای تا میلادی مخترعین اسلامی تأثیر شایانی بر فن آوری مکانیک گزاردند یکی از آنان بنام بدیع الزمان ابوالعز بن اسماعیل بن رزازجَزَری کتاب معروف خود را با عنوان مبانی نظری و عملی مهندسی مکانیک در تمدن اسلامی در سال نگاشته و طرحهای مکانیکی فراوانی را ارائه داد جَزَری همچنین بعنوان نخستین طراح ابزاری همچون میل لنگ و میل بادامک که امروزه اساس سازوکارهای فراوانی میباشند شناخته میشود سده میلادی شاهد پیشرفتهای مهمی در اصول اساسی مهندسی مکانیک در انگلستان بود در این سدهآیزاک نیوتن قوانین حرکت نیوتن را ارائه داده حساب دیفرانسیل و انتگرال را بعنوان اساس ریاضیِ علم فیزیک ابداع نمود در بدو امر نیوتن در چاپ و انتشار کارهای خود مردد بود لکن بالاخره چند تن از همکارانش همچون ادموند هالی او را متقاعد به چاپ آثارش نمودند تا جامعه بشری از این آثار بهرهمند گردد گوتفرید ویلهلم لایبنیتس نیز بعنوان مبتکر حساب دیفرانسیل و انتگرال در این عصر شناخته شدهاست در اوائل انقلاب صنعتی در سده ساخت ماشین ابزار در کشورهای انگلستان آلمان و اسکاتلند توسعه یافت این امر باعث شناخته شدن مهندسی مکانیک به عنوان رشتهٔ مجزایی در مهندسی گردید در پی آمد این گسترش ماشینهای ساخت و تولید و انواع موتورها جهت نیرو دادن به این ماشینها بهوجود آمدند نخستین انجمن مهندسان مکانیک بنام در در انگلستان تشکیل گردید متعاقباً سی سال بعد نخستین انجمن حرفه ای همانند بنام توسط مهندسان عمران تشکیل گردید در قاره اروپا یوهان فون زیمرمن نخستین کارخانه ساخت ماشینهای تراش را در سال در شهر کمنیتس آلمان برپا نمود در ایالات متحده آمریکا پس از تأسیس انجمن مهندسان عمران آمریکا در سال و در سال انجمن مهندسان مکانیک آمریکا بعنوان سومین انجمن مهندسی آمریکا در سال تشکیل گردید نخستین دانشگاه هائی که در این کشور دورههای مهندسی ارائه دادند عبارت بودند از آکادمی نظامی ایالات متحده آمریکا در سال دانشگاه نورویچ در سال و مسسه پلی تکنیک رنسلر در سال مهندسی مکانیک رشته ای دانشگاهی است که به بررسی تاثیر نیرو بر وضعیت حالت های مختلف ماده می پردازد اگر ماده از نوع جامد باشد اعمال نیرو می تواند سبب حرکت جسم شود و یا سبب تغییر شکل جسم شود علمی که به بررسی ارتباط نیرو با حرکت می پردازد دینامیک نام دارد و علمی که به بررسی ارتباط نیرو و تغییر شکل می پردازد مقاومت مصالح نام دارد بنابراین هدف دسته ای از مهندسان مکانیک این است که با استفاده از اصول دینامیک به طراحی تحلیل و ساخت مکانیزم های مکانیکی ربات ها و همچنین تحلیل سینماتیکی و دینامیکی انواع ماشین ها بپردازند بررسی سینماتیک ماشین ها نظیر محاسبه موقعیت شتاب و سرعت مکانیزم های مختلف و دینامیک ماشین ها نظیر محاسبه نیروهای دینامیکی وجود نابالانسی و روش های بالانس کردن از دیگر اهداف مهندسان مکانیک است هدف دیگری که در مهندسی مکانیک دنبال می شود این است که با استفاده از اصول علم مقاومت مصالح دریابد که یک سازه یا ماشین تحت نیروهای اعمال شده چه طور تغییر شکل می یابد و یا به این سال جواب دهد که آیا این جسم تحت نیروهای اعمال شده می شکند یا خیر اصولا از آنجا که تحلیل شکست در مواد به خواص درونی آن ها ارتباط دارد هدف دیگر مهندسان مکانیک فراگیری علم مواد و استفاده از اصول آن برای تحلیل خواص فیزیکی و مکانیکی مواد و تاثیر آن ها در تحمل نیروهای مختلف و همچنین چگونگی فرایندهای ساخت و چگونگی تشکیل آلیاژهای مختلف مواد است هدف دیگر مهندسان مکانیک تحلیل تاثیر نیرو بر حالت های غیر جامد مواد یا سیالات است به علمی که به تحلیل سینماتیکی و دینامیکی جریان های سیال می پردازد مکانیک سیالات می گویند مکانیک سیالات کاربردهای بسیاری دارد از سیستم های میکروبیولوژی در بدن انسان خون خود یک سیال است و قلب به مانند یک پمپ عمل می کند تا نیروی پیشرانش فضاپیماها به این علم مرتبط می شود هدف مهندسان مکانیک از تحلیل سیالات این است که بتوانند جریان های داخلی مانند جریان در لوله های انتقال آب جریان خون در رگ ها جریان های خارجی مانند جریان هوا در هواپیما که باعث تعادل آن می شود جریان های پتانسیل مانند جریان هوای مکیده شده توسط جارو برقی جریان کانال باز مانند جریان سیال در رودخانه ها و کانال های انتقال آب جریان مافوق صوت مانند جریان سیال در هواپیماهای مافوق صوت سیال در حالت ایستا مانند جریان سیال پشت سدها و در نهایت ماشین های آبی یا توربوماشین ها پمپ ها توربین ها کمپرسورها و فن ها را تحلیل کنند هدف دیگر مهندسان مکانیک بررسی ارتباط تغییرات دما با خواص سیالات است که به علم ترمودینامیک مرتبط می شود علم ترمودینامیک یکی از بنیادی ترین قوانین حاکم بر طبیعت است با استفاده از قوانین اول و دوم ترمودینامیک می توان بسیاری از سیستم ها رو تحلیل نمود و حتی برای بیشترین کاری که می توان از سیستم گرفت کران مشخص نمود هدف مهندسان مکانیک از فراگیری علم ترمودینامیک فراگیری چرخه های گازی به مانند چرخه های استفاده شده در هواپیماها چرخه های بخار که در نیروگاه های بخار برای تولید برق کاربرد دارند چرخه های تبرید به مانند یخچال ها و فریزرها تحلیل فریند ترکیب گازها موتورهای احتراق داخلی و تهویه مطبوع که اصول کار وسایل خنک کننده مانند کولرهای آبی و گازی و وسایل گرم کننده مانند بخاری ها و همچنین محاسبه بار سرمایش و گرمایش ساختمان را توضیح می دهد است هدف دیگر مهندسان مکانیک بررسی فرایندهای انتقال حرارت است فرایندهای انتقال حرارت عمدتا به سه دسته رسانش همرفت و تابش تقسیم می شوند هدف اصلی مهندسان مکانیک از فراگیری این علم طراحی مبدل های حرارتی که برای خنک سازی استفاده می شوند طراحی عایق حراراتی طراحی پره های انتقال حرارت با توجه به مکانیزم های اصلی انتقال حرارت است علم انتقال حرارت در تهویه مطبوع تحلیل و بهره برداری از انرژی خورشیدی و مهندسی پزشکی کاربرد بسیاری دارد معادلات حاکم بر انتقال حرارت رسانش در حالت پایدار یک بعدی دو بعدی سه بعدی و حالت گذرا شبیه سازی مسائل انتقال حرارت با مقاومت های حرارتی روش های عددی برای حل معادله انتقال حرارت رسانایی دوبعدی پایدار انتقال حرارت رسانش گذرا و روش های عددی برای حل معادلات حاکم بر آن انتقال حرارت همرفت اجباری در جریان های داخلی و خارجی انتقال حرارت همرفت آزاد در جریان های خارجی جوشش و چگالش انتقال حرارت تشعشعی از مفاهیمی هستند که مهندسان مکانیک در این علم فرا می گیرند عموما هنگامی که سیستم های مکانیکی در حالت تعادل قرار نداشته باشند می توانند حول نقطه تعادل ارتعاش کنند یکی از اهداف اصلی دیگر مهندسان مکانیک تحلیل ارتعاشات سیستم های مکانیکی است ارتعاشات عمدتا پدیده ای نامطلوب است مثلا هنگامی که در ماشین نشسته اید ارتعاشات زیاد ماشین سبب ناخرسندی و عدم آسایش شما می شود بنابراین وظیفه سیستم تعلیق اتومبیل این است که ارتعاشات را تا حد ممکن نرم کند بنابراین یکی از اهداف اصلی مهندسان مکانیک این است که این ارتعاشات را تحلیل کند و به علمی که این ارتعاش را تحلیل می کند ارتعاشات مکانیکی می گویند هدف اصلی مهندسان مکانیک از فراگیری این علم این است که ارتعاشات را تا حد ممکن با توجه به منبع اصلی آن نرم کنند همچنین بسیاری از سیستم های مکانیکی در صورتی که نیروی تحریک کننده با فرکانس مشخصی به آن وارد شود دامنه ارتعاشات بسیار بزرگی خواهند داشت و عملا نابود می شوند به این فرکانس فرکانس طبیعی می گویند بنابراین یکی دیگر از اهداف علم ارتعاشات این است که ماشین های مکانیکی طوری طراحی شوند که فرکانس نیروی تحریک فاصله زیادی از فرکانس طبیعی داشته باشد این موضوع در طراحی پل ها زیردریایی ها هواپیماها تیرها و بسیاری از ماشین ها مهم است روش های مختلف محاسبه فرکانس های طبیعی سیستم های یک درجه آزادی ارتعاشات آزاد با میرایی مدل سازی ارتعاشاتی سیستم ها ارتعاشات اجباری سیستم های یک درجه آزادی ارتعاشات گذرای سیستم های یک درجه آزادی و مفهوم ضربه و شاک ارتعاشات سیستم های چند درجه آزادی ارتعاشات سیستم های پیوسته معادلات لاگرانژ برای سیستم های چند درجه آزادی خواص ارتعاشاتی سیستم های خطی از مفاهیم اصلی این علم است هدف دیگر مهندسان مکانیک این است که بتوانند متغیرهای حالت اصلی سیستم خود را به صورت اتوماتیک دلخواه تغییر دهند و یا سیستم را در هر وضعیتی به حالت تعادل خود بازگردانند مثلا یک آونگ به علمی که این موارد را بررسی می کند علم کنترل اتوماتیک می گویند علم کنترل نه تنها در مهندسی مکانیک مهم است بلکه در بسیاری دیگر از شاخه های مهندسی نظیر برق هوافضا شیمی نیز دارای اهمیت است بررسی پاسخ زمانی سیستم با اعمال کنترلر محاسبه پایداری سیستم محاسبه خطای حالت ماندگار بررسی پاسخ فرکانسی سیستم و طراحی کنترلر از مباحث اصلی این علم است علم کنترل در طراحی و ساخت ربات ها حرکت ربات ها حفظ تعادل در ربات ها خودروهای خودران هدایت و ناوبری اینترنت اشیاء کاربرد دارد تحلیل و طراحی مدارهای الکتریکی آنالوگ نیز علم دیگری است که به مهندسان مکانیک این توانایی را می دهد که بتوانند مدارهای تک حلقه چند حلقه سه فاز القاکنایی متقابل مدارهای ترانزیستوری و دیودی را تحلیل کنند هدف مهندسان مکانیک از فراگیری این علم این است که بتوانند کنترلر های مناسبی را با استفاده از مدارهای الکتریکی بسازند عموما انرژی الکتریکی و مکانیکی دوگونه انرژی متداول در زندگی بشر هستند و ماشین الکتریکی وسیله ای است که می تواند این انرژی ها را به یکدیگر تبدیل کند بنابراین یکی از اهداف مهندسان مکانیک طراحی موتورهای الکتریکی ژنراتورها و ترانسفورماتورها است و علمی که به مهندسان مکانیک امکان فراگیری اصول تبدیل انرژی های الکتریکی و مکانیکی را فراهم می کند ماشین های الکتریکی نام دارد از دیگر اهداف مهندسان مکانیک این است که اجزای مکانیکی ماشین ها را طراحی کنند و علم طراحی اجزاء ماشین علمی است که به طراحی پیچ ها فنرها جوش ها یاتاقان های غلتشی و لغزشی اجزاء انعطاف پذیر نظیر تسمه ها و زنجیرها ترمزها و کلاچ ها چرخ طیارها بادامک و پیرو کوپلینگ ها و چرخ دنده ها می پردازد در شروع آموزش مهندسی در ایران رشته مکانیک با برق یکی بود و الکترومکانیک نامیده میشد اما این دو رشته حدود سال پیش از هم جدا شدند و به مرور رشتههای دیگری مانند مهندسی شیمی و مواد نیز از مهندسی مکانیک جدا شد ولی با پیشرفت صنعت و نیاز صنایع به تخصصهای مختلف در این زمینه از مهندسی مکانیک عمومی دو گرایش طراحی جامدات و حرارت و سیالات و بعد از آن ساخت و تولید بیرون آمد این رشته در به کاربردن علوم و تکنولوژی مربوط جهت طرح و محاسبه اجزاء سیستمهایی که اساس کار آنها مبتنی بر تبدیل انرژی انتقال حرارت و جرم است به متخصصان کارایی لازم را میدهد و آنها را جهت فعالیت در صنایع مختلف مهندسی مکانیک در رشته حرارت و سیالات نظیر مولدهای حرارتی انتقال سیال نیروگاههای آبی موتورهای احتراقی و آماده میسازد فارغالتحصیلان این دوره قادر به طراحی و محاسبه اجزا و سیستمها در بخشهای عمدهای از صنایع نظیر صنایع خودروسازی نیروگاههای حرارتی و آبی صنایع غذایی نفت ذوب فلزات و غیره هستند فارغالتحصیلان مهندسی مکانیک گرایش حرارت و سیالات میتوانند تا مقطع کارشناسی ارشد و دکتری در داخل یا خارج از کشور ادامه تحصیل دهند داوطلبان این رشته باید در دروس ریاضی و فیزیک تسلط داشته و با یک زبان خارجی آشنا باشند دروس این رشته شامل مطالبی در زمینههای حرارت و سیالات میباشد هدف از این گرایش مهندسی مکانیک متخصصانی است که بتوانند در مراکز تولید و کارخانهها اجزاء و مکانیزم ماشینآلات مختلف را طراحی کنند دروس این گرایش شامل دروس نظری آزمایشگاهی کارگاه و پروژه و کارآموزی است فارغالتحصیلان مهندسی مکانیک گرایش جامدات میتوانند در کارخانجات مختلف نظیر خودروسازی صنایع نفت ذوب فلزات قطع سازیها صنایع غذایی و غیره مشغول شوند و برای این گرایش امکان ادامه تحصیل تا سطح کارشناسی ارشد و دکتری در داخل یا خارج از کشور وجود دارد موفقیت داوطلبان به آگاهی آنها در دروس جبر و مثلثات هندسه جبر خطی معادلات دیفرانسیل تحلیل عددی فیزیک و مکانیک همچنین آشنایی و تسلط آنان به زبان خارجی بستگی فراوان دارد از جمله دروس این دوره میتوان دروس ریاضیات مهندسی محاسبات عددی مقاومت مصالح طراحی و دینامیک و کنترل و ارتعاشات و دینامیک ماشین و استاتیک طراحی اجزا طراحی قالب و هیدرولیک را نام برد در این رشته زمینه اشتغال و بازارکار خوب وجود دارد و مطالب ارائه شده در طول تحصیل برای دانشجویان محسوس و قابل لمس است و نیاز به توانایی حل مسئله و کار به کمک نرم افزای کامپیوتری دارد هدف تربیت کارشناسانی است که با به کاربردن تکنولوژی مربوط به ابزارسازی ریختهگری جوشکاری فرم دادن فلزات طرح کارگاه یا کارخانههای تولیدی آماده کار در زمینه ساخت و تولید ماشینآلات صنایع کشاورزی نظامی ماشینسازی ابزارسازی خودروسازی و باشند فارغالتحصیلان مهندسی مکانیک گرایش ساخت و تولید قادر خواهند بود در صنایعی مانند ماشینسازی ابزارسازی خودروسازی صنایع کشاورزی صنایع هوایی و تسلیحاتی به ساخت و تولیدی ماشینآلات طراحی کارگاه یا کارخانه تولیدی بپردازند و نظارت و بهرهبرداری و اجرای صحیح طرحها را عهدهدار شوند داوطلبان این گرایش باید در دروس ریاضی فیزیک و مکانیک از آگاهی کافی برخوردار باشند دروس مهندسی مکانیک گرایش ساخت وتولید شامل مطالبی در مورد نحوه تولید طراحی قالبهای پرس طراحی قید و بندها کار و برنامهریزی با ماشینهای اتوماتیک اصول کلی و نحوه کار با ماشینهای دستی و تعمیر و نصب تمام سرویسهای صنعتی میباشد و درصد نسبتاً بالایی از آنها به صورت عملی ارائه میگردد داوطلب باید سالم باشد تا بتواند کارهای کارگاهی را به خوبی انجام دهد و استعداد کارهای فنی را داشته باشد با توجه به خودکفایی صنایع کشور این رشته دارای بازار کار خوبی است زمینههای فعالیت مهندسی مکانیک بهطور جامعتر عبارتاند از در زمینهٔ طراحی در زمینهٔ تحلیل در زمینهٔ آزمایش در زمینه فرایندهای ساخت و تولید زمینههای نوین چشمانداز شغلی مهندسان مکانیک امیدبخش و با استحکام است برای مثال در ایالات متحد آمریکا رشد شغلها و حرفههای مربوط به مهندسی مکانیک هر سال حدود هزار شغل است و انتظار میرود این آهنگ رشد تا سالهای آینده حفظ شود مهندسان مکانیک از روزگاران گذشته تا به امروز اغلب در بخشهای صنعتی زیر نقش عمدهای ایفا میکنند هوا فضا خودروسازی واحدهای شیمیایی فناوری نانو رایانه و الکترونیک ساختمانسازی انواع فراوردههای مصرفی انرژی رباتیک مشاوره مهندسی و بخشهای دولتی همچنین صنعت پزشکی و داروسازی فرصتهای شغلی هیجانانگیزی را برای مهندسان مکانیک به وجود آوردهاند تا نیروها و دانشهای زیستی را در هم بیامیزند همچنین فرصت شغلی این رشته در ایران نسبت به رشتههای دیگر بسیار مناسب است مبحثها و موضوعهای اساسی مهندسی مکانیک عبارتاند از شهر بلخ یا شهر باکترا که بنام زری اسپه نیز شناخته می شود از شهر های مهم خراسان قدیم و از قدیمی ترین شهر های افقانشتان این شهر باستانی بیشتر به عنوان مرکز و پایتخت باکتریا یا تخارستان شناخته میشد مارکو پولو بلخ را به عنوان شهری باشکوه و بزرگ توصیف کردهاست اکنون از بلخ جز انبوهی از ویرانهها در حدود کق تاریخ جهان بعد از شوش است که پیشینهٔ آن به هزاران سال قبل از میلاد برمیگردد و یکی از شهرهای مهم امپراتوری ایران بود بلخ نخستین شهری است که قبایل هند و ایرانی از بین سالهای تا قبل از میلاد از شمال آمو دریا به آن نقل مکان کردند عربها به دلیل قدمت این شهر آن را امالبلاد یا مادر شهرها خوانده اند این شهر بهطور سنتی مرکز زرتشتیان بود نام زریاسپا که یا یک نام جایگزین برای بلخ یا بخشی از شهر است ممکن است از آتشکده مهم زرتشتیان آذر آسپ گرفته شده باشد بلخ به عنوان مکانی که زرتشت برای نخستین بار دین خود را موعظه میکرد و همچنین مکانی که درگذشت قلمداد میشد از آنجا که هندوایرانیها اولین پادشاهی خود را در بلخ بنا کردند باکتریا داکسیا بوخدی برخی از محققان بر این باورند که از این منطقه بود که موجهای مختلف هندو ایرانیان به شمال شرقی ایران و منطقه سیستان پخش شدند جایی که آنها تبدیل به ایرانیان تاجیکها پشتونها و بلوچهای امروزی شدند تغییرات آب و هوایی منجر شد که این منطقه که در زمان باستان بسیار حاصلخیز بود به بیابان تبدیل شود در افسانهها تأسیس این شهر به کیومرث اولین پادشاه جهان در افسانههای فارسی نسبت داده شدهاست و حداقل مسلم است که در اوایل رقیب اکباتانا نینوا و بابل بود شهر بلخ بخاطر دو راهب بزرگ بودایی افغانستان تروپوسا و بهالیکا در کشورهای بودایی مشهور است دو استوپا بر فراز مقبره آنها وجود دارد طبق یک افسانه بوداییسم توسط بالیکا شاگرد بودا در بلخ معرفی شد و این شهر نام خود را از او گرفتهاست وی یک بازرگان منطقه بود و از بوده گایا آمده بود در ادبیات بلخ به عنوان یا نام برده شدهاست اولین ویهارا در بلخ پس از بازگشت بالیکا بعد از راهب شدن برای وی ساخته شد هنگامی که شوانزانگ در سال از بلخ بازدید کرد آنجا یک مرکز شکوفای هینایانا بودیسم بود طبق خاطرات شوانزانگ در زمان بازدید وی در قرن هفتم میلادی حدود صد صومعه بودایی در این شهر یا مجاورت آن وجود داشتهاست راهب و تعداد زیادی استوپا و سایر بناهای مذهبی وجود داشتند همانطور که مورخ عرب المقریزی ثبت کردهاست یک جامعه یهودی باستان در بلخ وجود داشتهاست این جامعه با انتقال یهودیان به بلخ توسط پادشاه آشور سناخریب تأسیس شدهاست جغرافیدانان عرب به وجود بابالیهود دروازه یهودیان و الیهودیه شهر یهودی در بلخ گواهی کردهاند روایات اسلامی بیان میکنند که پیامبر ارمیا به بلخ گریخت و حزقیال در آنجا دفن شد این اجتماع یهودی در قرن یازدهم مورد توجه قرار گرفت زیرا یهودیان این شهر مجبور شدند باغی را برای سلطان محمود غزنی تگهداری کنند که برای آن مالیات درهم پرداخت کردند طبق تاریخ شفاهی یهودیان تیمور یک چهارم شهر را به یهودیان بلخ با یک دروازه برای بستن آن داد جامعه یهودیان در بلخ تا اواخر قرن نوزدهم گزارش میشد در حالی که یهودیان هنوز در یک محله ویژه شهر سکونت داشتند اولین حملهٔ مسلمانان به بلخ در سال م ه ق به سرکردگی احنف بن قیس بود در سال ه ق دوباره بتصرف مسلمانان درآمد ولی در زمان قتیب بن مسلم متوفی بسال ه ق بود که کاملاً مغلوب آنان شد در دورهٔ اعراب یعنی در قرون وسطی بلخ همراه با هرات نیشابور و مرو یکی از چهار قسمت چهار ربع خراسان بود در سال ه ق اسدبن عبدالله قسری پایتخت خراسان را از مرو به بلخ انتقال داد و شهر رونق یافت در سال ه ق این شهر بتصرف یعقوب لیث صفاری درآمد در سال ه ق عمرو لیث صفاری نزدیک بلخ مغلوب اسماعیل سامانی شد و به قتل رسید و بلخ تحت حکومت سامانی درآمد در سال ه ق سلجوقیان تصرفش کردند و در سال ه ق بدست ترکان غز افتاد در سال ه ق با وجود اینکه بلخ تسلیم چنگیز مغول شد مغولان همه مردم شهر از زن و مرد و کودک را از شهر بیرون آورده و همه را کشتند بهطوری که تا مدتها حیوانات وحشی از گوشت آنها تغذیه میکردند و سپس شهر را آتش زده و کاملاً تخریب نمودند در دورهٔ تیموریان ه ق تا اندازهای شکوه گذشته را بازیافت ولی پس از بنای مزارشریف در بیست کیلومتری آن بلخ رو به انحطاط گذاشت خرابههای بلخ قدیم اکنون ناحیهٔ وسیعی را اشغال کردهاست در منابع تاریخی به خاطر موقعیت فرهنگی و تمدنی بلخ از آن به نامهای مختلف یاد شدهاست مثلاً بلخ گزین بلخ الحسنا امالبلاد امالقرا بلخ بامی قبه الاسلام دارالفقاهه دارالاجتهاد جهانگردان اروپایی و فارسیزبان بلخ را انبار مهمی برای کالاهای عبوری در آسیای میانه در نخستین سالهای سدهٔ م بهشمار آوردهاند این شهر در مرز میان بیابانهای بیدرخت و زمینهای سرسبز در شمال هندوکش و جنوب آمودریا زمانی بسیار آبادان بود و آب شهر از طریق شبکهای مرکب از جوی پخش میشد که درههای شهر را به هم پیوند میداد بلخ در برخوردگاه جادههای کاروانی واقع بود که از جنوب به هند از غرب به ایران و از شرق به چین کشیده میشد کاروانهای بیشماری از طریق این شهر که به عنوان بازاری در آسیای برای خرید و فروش اسب شهرت داشت رفتوآمد میکردند بلخ همواره کانون علم و هنر و فرهنگ بوده علماء و فضلای بزرگی را در دامان خویش پرورانیدهاست در فهرست زیر نامهای تعدادی از این بزرگان که در بلخ زاده شده یا زیستهاند آمدهاست اسکندر سوم مقدونیه یا ژوئیهٔ ق م در پلا یا ژوئن ق م در بابل معروف به اسکندر بزرگ یا اسکندر کبیر به یونانی الکساندروس هو مگاس پادشاه بخش مقدونیه در یونان باستان بود او در سال ق م در شهر پلا متولد شد و تا سن سالگی تحت تعلیم ارسطو قرار داشت اسکندر توانست تا پیش از رسیدن به سن سی سالگی یکی از بزرگترین امپراتوریهای دنیای باستان را شکل دهد که از دریای یونان تا هیمالیا گسترده بود او در جنگها شکستناپذیر مینمود از اسکندر بهعنوان یکی از ده فاتح بزرگ در سرتاسر تاریخ یاد میشود در سال قبل از میلاد اسکندر در پی دستیابی به انتهای دنیا و دریای بزرگ بیرونی به هند حمله کرد اما بنا بر تقاضای سربازانش سرانجام مجبور شد ناکام بازگردد اسکندر در نظر داشت تا رشته نبردهایی را ترتیب دهد که با هجوم به عربستان آغاز میشد اما پیش از عملیکردن این رشته نبردها در سال ق م در بابل درگذشت پس از مرگ اسکندر وقوع جنگ داخلی میان بازماندگانش منجر به ازهمگسیختگی امپراتوری پهناور او و ظهور حکومتهایی شد که توسط سرداران و وارثانش موسوم به دیادوخوی اداره میشدند کشورگشاییهای اسکندر موجب بروز پراکنش فرهنگی در دنیای آن روزها شد او بیست شهر جدید بنیان گذاشت که نام اسکندر را بر خود داشتند و مشهورترینشان اسکندریه در مصر است اسکندر با اسکاندادن مهاجران یونانی در جای جای متصرفات خود و به تبع آن با اشاعهٔ فرهنگ یونانی در شرق باعث پدیدآمدن تمدن هلنیستی نوینی شد که وجهههایی از آن حتی در رسوم و سنن امپراتوری روم شرقی در اواسط سدهٔ پانزدهم میلادی نیز مشهود بودند اسکندر بهسرعت به قهرمانی افسانهای در همان ریخت و هیئت آشیل مبدل شد و در تاریخ و اساطیر فرهنگهای یونانی و غیر یونانی نقش عمده و برجستهای را بازی کرد او به معیاری مبدل شد که سایر فرماندهان نظامی خود را در قیاس با او محک میزدند مدارس نظامی در سرتاسر جهان همچنان تاکتیکهای نظامی او را آموزش میدهند اسکندر پس از تسخیر تخت جمشید هفت سال بر ایران حکومت نمود از سال تا پیش از میلاد اسکندر به هندوستان حمله کرد در سال پیش از میلاد اسکندر به بابل بازگشت و همان جا بیمار شده و نهایتاً در سن سالگی از دنیا رفت اسکندر در روز ششم از ماه باستانی یونانی هکاتومبایون که احتمالاً متناظر با ژوئیهٔ سال ق م است در شهر پلا پایتخت پادشاهی یونانی مقدونیهٔ باستان زاده شد پدر او فیلیپ دوم پادشاه مقدونیه بود و مادرش المپیاس دختر نئوپتولموس یکم پادشاه اپیروس المپیاس چهارمین همسر فیلیپ بود و با وجود آنکه فیلیپ هفت یا هشت همسر دیگر نیز داشت المپیاس برای مدتی همسر اصلی او محسوب میشد احتمالاً به این دلیل که اسکندر را به دنیا آورده بود دربارهٔ تولد و کودکی اسکندر چندین افسانه نقل کردهاند بنا به گفتهٔ پلوتارک زندگینامهنویس یونان باستان المپیاس در شب زفافش خواب میبیند که صاعقهای به رحمش اصابت میکند و شعلهای را میافروزد که زبانههایش دور و نزدیک را در بر میگیرند و سپس خاموش میشود گفته میشود که فیلیپ نیز چندی پس از ازدواج با المپیاس خواب میبیند که رحم همسرش را با مهری که تصویر یک شیر بر آن نقش بستهاست مهر و موم میکند پلوتارک تفسیرهای گوناگونی برای این ریاها ذکر کردهاست از جمله آنکه المپیاس پیش از همبستری با فیلیپ باردار بودهاست و این امر از مهر و موم کردن رحم او فهمیده میشود یا اینکه زئوس پدر اسکندر بودهاست مفسران باستان دربارهٔ اینکه آیا المپیاس جاهطلب داستان اصل و نسب اُلوهی اسکندر را ترویج دادهاست متفقالقول نیستند برخی بر این باورند که او موضوع را به اسکندر گفتهاست و برخی دیگر نیز بر این عقیدهاند که او اعلام این موضوع را بیعفتی میدانسته و سکوت اختیار کردهاست در روز تولد اسکندر فیلیپ در حال مهیا شدن برای محاصرهٔ شهر پوتیدایا در شبهجزیرهٔ خالکیدیکه بود در همان روز فیلیپ اخباری دریافت کرد مبنی بر اینکه سردارش پارمنیون سپاهیان مختلط ایلیریا و پئونیا را شکست داده و اسبهایش در بازیهای المپیک پیروز شدهاند همچنین گفته میشد که در این روز معبد آرتمیس در اِفِسوس یکی از عجایت هفتگانهٔ جهان باستان آتش گرفته و به تلی از خاک مبدل شدهاست هگسیاس در این باره گفته که معبد آرتمیس خاکستر شدهاست زیرا که آرتمیس به قصد مراقبت از زادهشدن اسکندر معبد را ترک کرده بود ممکن است چنین افسانههایی در هنگامی که اسکندر به قدرت رسیده بود و احتمالاً به دستور خود او رواج پیدا کرده باشند تا اثباتی باشند بر قدرت مافوق بشری اسکندر و سرنوشت مقدر او برای سروری بر جهانیان از همان لحظهای که نطفهاش بسته شد اسکندر را پرستاری به نام لانیکه بزرگ کرد لانیکه خواهر کلیتوس سیاه یکی از سرداران اسکندر در سالهای آتی بود لئونیداس سختگیر که از خویشاوندان مادر اسکندر بود و لوسیماخوس که از سرداران فیلیپ بود مربیان خصوصی اسکندر شدند اسکندر به شیوهٔ نجیبزادگان مقدونی تربیت شد و خواندن و نوشتن نواختن چنگ سوارکاری جنگیدن و شکار را آموخت وقتی که اسکندر ساله بود تاجری از تسالی اسبی برای فیلیپ آورد و قیمت گزافی معادل تالان به ازای آن خواست فیلیپ خواست که سوار آن شود ولی اسب تمرد کرد و فیلیپ دستور داد تا اسب را از او دور کنند اسکندر که پی برده بود اسب از سایهٔ خودش میترسد فرصت خواست تا اسب را رام کند و سرانجام نیز موفق به انجام این کار شد پلوتارک اظهار میکند که فیلیپ سرمست از نمایش شجاعانه و جاهطلبانهٔ پسرش با چشمانی پر از اشک شوق او را میبوسد و میگوید پسرم تو باید قلمرو وسیعی داشته باشی که کفاف بلندپروازیهایت را بدهد مقدونیه برای تو خیلی کوچک است و اسب را برای او میخرد اسکندر نام بوکفالوس را بر اسب میگذارد که به معنای گاوسر است بوکفالوس اسکندر را تا پاکستان امروزی حمل کرد و زمانی که بر اثر پیری در سن سی سالگی مرد اسکندر شهر بوکفالا را به یاد او نامگذاری کرد اسکندر که سیزده ساله شد فیلیپ به دنبال یک مربی خصوصی برای او گشت و فرهیختگانی چون ایسوکراتس و اسپئوسیپوس را مد نظر گرفت و حتی اسپئوسیپوس پیشنهاد داد تا برای بر عهده گرفتن آموزش اسکندر از ریاست آکادمی کنارهگیری کند فیلیپ در نهایت ارسطو را انتخاب کرد و معبد نیمفها در میزا را به محل تشکیل کلاسهای آنان اختصاص داد در ازای آموزش اسکندر فیلیپ متعهد شد که شهر استاگیرا زادگاه ارسطو را که روزگاری خودش ویران کرده بود از نو بسازد و شهروندان سابق آن را که بردگی گرفته شده بودند آزاد کند یا بخرد و آنان را دوباره در زادگاهشان اسکان دهد و نیز کسانی را که در تبعید به سر میبردند عفو کند میزا برای اسکندر و فرزندان نجیبزادگان مقدونیه همچون بطلمیوس هفستیون و کاساندر همانند یک مدرسهٔ شبانهروزی بود بسیاری از دانشآموزان میزا در آینده به دوستان و سرداران اسکندر مبدل شدند و اغلب از آنان با نام ملازمان اسکندر یاد میشود ارسطو به اسکندر و ملازمانش علم طب فلسفه اخلاقیات دین منطق و هنر آموزش داد اسکندر تحت تربیت ارسطو به آثار هومر و بهویژه ایلیاد علاقهمند شد ارسطو نسخهای حاشیهنویسیشده از ایلیاد را به اسکندر داد و اسکندر در لشکرکشیهایش این کتاب را همواره به همراه داشت آموزش اسکندر توسط ارسطو تا شانزده سالگی او طول کشید فیلیپ درگیر جنگی علیه بیزانتیوم شد و به هنگام ترک مقدونیه اسکندر را نایبالسلطنه و ولیعهد خویش قرار داد در نبود فیلیپ قبیلهٔ تراکیانی مایدی سر به شورش برداشتند اسکندر بهسرعت واکنش نشان داد و شورشیان را از قلمروشان بیرون راند و به جایشان یونانیان را در آنجا اسکان داد و شهری به نام الکساندروپولیس بنیان نهاد فیلیپ که بازگشت برای سرکوب شورشها در تراکیهٔ جنوبی اسکندر را در معیت سپاه کوچکی به منطقه اعزام کرد گفته میشود اسکندر با دست زدن به عملیات نظامی علیه شهر یونانی پرینتهوس جان پدرش را نجات دادهاست در همین گیرودار اهالی شهر آمفیسا زمینهایی در نزدیکی دلفی را که نزد آپولون مقدس بهشمار میآمدند آمادهٔ کشت کردند و این هتک حرمت این فرصت را به فیلیپ داد تا در امور یونان بیش از پیش دخالت کند فیلیپ که همچنان در تراکیه به سر میبرد به اسکندر فرمان داد تا سپاهی جمعآوری کند و به عملیات نظامی در یونان دست بزند اسکندر که نگران مداخلهٔ سایر دولتشهرهای یونانی بود طوری وانمود کرد که گویی در حال مهیا شدن برای لشکرکشی به ایلیریا است در این آشفته بازار ایلیریانیها به مقدونیه هجوم آوردند اما اسکندر یورش آنان را دفع نمود در سال ق م فیلیپ و سربازانش به سپاهیان اسکندر پیوستند تا از طریق ترموپیل به سمت جنوب پیشروی کنند آنان پس از در هم شکستن مقاومت سرسختانهٔ پادگان تبی ترموپیل توانستند آن شهر را تسخیر کنند فیلیپ و اسکندر به قصد اشغال شهر الاتیا به پیشرویشان ادامه دادند شهر الاتیا به فاصلهٔ تنها چند روز پیادهنظام از هر دو شهر تب و آتن قرار داشت اهالی آتن به رهبری دموستن به برقراری اتحاد با تب علیه مقدونیه رأی دادند آتن از یک سو و فیلیپ از سویی دیگر نمایندگانی به تب فرستادند تا حمایت آن شهر را علیه دیگری جلب کنند تبیها پیشنهاد فیلیپ را رد کردند و پیشنهاد آتنیها را پذیرفتند فیلیپ به آمفیسا رفت و مزدورانی را که دموستن در آنجا اجیر کرده بود اسیر کرد و آمفیسا تسلیم شد سپس فیلیپ به الاتیا بازگشت و آخرین پیشنهاد صلح را به آتن و تب ارائه داد اما هر دو این پیشنهاد را رد کردند همانطور که فیلیپ به سوی جنوب پیشروی میکرد دشمنان او در خایرونیا بئوسی راهش را سد کردند در نبرد خایرونیا فیلیپ فرماندهی جناح راست سپاه را در دست داشت و اسکندر به همراه گروهی از سرداران معتمد فیلیپ جناح چپ را فرماندهی میکرد بنا بر منابع تاریخی هر دو طرف برای مدتی بهسختی با یکدیگر جنگیدند فیلیپ عامدانه به سربازانش دستور عقبنشینی داد تا سربازان آتنی آنان را دنبال کنند و در نتیجه خطوط سپاه دشمن از هم بپاشد در جناح چپ اسکندر زودتر از سرداران کارآزمودهٔ فیلیپ توانست خطوط سپاه تبیها را در هم بشکند با از بین رفتن پیوستگی سپاه دشمن فیلیپ به سربازانش فرمان داد که جلو بکشند و بدین ترتیب بهسرعت دشمن را تار و مار کرد با شکست خوردن آتنیها تبیها تنها ماندند و محاصره شدند و در نهایت آنان نیز مغلوب شدند فیلیپ و اسکندر پس از پیروزی در نبرد خایرونیا بیدردسر در پلوپونز پیشروی کردند و مورد استقبال تمامی شهرها قرار گرفتند اگرچه وقتی به اسپارت رسیدند مورد بیمهری قرار گرفتند ولی به جنگ نیز متوسل نشدند فیلیپ در کورنت بین اکثر دولتشهرهای یونانی بهجز اسپارت یک اتحادیهٔ هلنی برقرار کرد و خود را هژمون فرمانده اعظم این اتحادیه نامید و طرحهایش برای حمله به امپراتوری هخامنشیان را علنی کرد فیلیپ که به پلا بازگشت عاشق کلئوپاترا ائورودیکه برادرزادهٔ یکی از سردارانش به نام آتالوس شد و با او ازدواج کرد این وصلت موقعیت اسکندر را به عنوان وارث تخت و تاج متزلزل میساخت زیرا که پسر کلئوپاترا ائورودیکه یک مقدونیهای با خون پاک و اصیل در نظر گرفته میشد حال آنکه اسکندر نیمه مقدونی بود مادر اسکندر یونانی بود در مراسم عروسی آتالوس در حالی که سیاهمست بود با صدای بلند از درگاه خدایان خواست که حاصل این وصلت وارثی مشروع برای سلطنت باشد اسکندر همراه مادرش از مقدونیه گریخت مادرش را نزد داییاش دایی اسکندر الکساندر یکم اپیروس در دودونا برد و خودش به ایلیریا رفت و از پادشاه آنجا پناه خواست با وجود آنکه اسکندر چند سال پیش پادشاه ایلیریا را طی نبردی مغلوب کرده بود اما به او پناه دادند و همچون یک مهمان از او پذیرایی کردند اما فیلیپ هرگز نمیخواست که پسرش را که آن همه تعلیم نظامی و سیاسی دیده بود به همین سادگی از دست بدهد این چنین بود که با تلاشهای یکی از دوستان خانوادگیشان به نام دماراتوس میان فیلیپ و اسکندر وساطت کردند و اسکندر پس از شش ماه دوری دوباره به مقدونیه بازگشت سال بعد پیکسوداروس ساتراپ ایرانی کاریا پیشنهاد کرد که بزرگترین دخترش را به عقد برادر ناتنی اسکندر فیلیپ آریدایوس درآورد المپیاس و چند تن از دوستان اسکندر به او تلقین کردند که این موضوع حاکی از قصد فیلیپ برای وارث قرار دادن آریدایوس به جای اوست اسکندر بازیگری به نام تسالوس از اهالی کورنت را به نزد پیکسوداروس فرستاد تا به او بگوید که او نباید دخترش را به عقد پسر نامشروع فیلیپ درآورد و به جایش اسکندر را انتخاب کند فیلیپ که از موضوع باخبر شد مذاکرات را متوقف کرد و اسکندر را به خاطر تمایلش برای ازدواج با دختر یک کاریایی مورد شماتت قرار داد و اظهار کرد که عروس بهتری را برای او در نظر داشتهاست فیلیپ چهار تن از دوستان اسکندر به نامهای هارپالوس نئارخوس بطلمیوس و اریگیوس را تبعید کرد و به اهالی کورنت دستور داد تا تسالوس را در غل و زنجیر کنند و به او تحویل دهند در سال ق م در مراسم عروسی کلئوپاترا دختر المپیاس و فیلیپ با برادر المپیاس الکساندر یکم اپیروس در آیگای فیلیپ توسط سردستهٔ محافظانش به نام پاوسانیاس کشته شد پاوسانیاس به هنگام فرار پایش به یک گیاه پیچکی گیر کرد و زمینخورد و تعقیبکنندگانش او را کشتند دو تن از ملازمان اسکندر به نامهای پردیکاس و لئوناتوس نیز در میان تعقیبکنندگان پاوسانیاس بودند اشراف و فرماندهان نظامی اسکندر را در حالی که بیست سال بیشتر نداشت شاه جدید مقدونیه خواندند اسکندر سلطنتش را با از میان برداشتن رقبای بالقوهاش در راه دستیابی به تخت و تاج آغاز کرد اسکندر دستور داد که پسرعمویش آمونتاس چهارم را اعدام کنند او همچنین دو تن از شاهزادگان مقدونی از منطقهٔ لونکستیس را کشت اما شاهزادهٔ سوم الکساندر لونکستیس را امان داد المپیاس نیز دستور داد کلئوپاترا ائورودیکه همسر فیلیپ و دخترش ائوروپا دختر فیلیپ و کلئوپاترا ائوریدیکه را زنده زنده بسوزانند اسکندر که از این موضوع باخبر شد بسیار عصبانی شد اسکندر نیز دستور قتل آتالوس فرمانده گارد پیشروی ارتش در آسیای صغیر و عموی کلئوپاترا را صادر کرد آتالوس در آن زمان دربارهٔ احتمال پشت کردن به مقدونیه و پیوستن به آتن با دموستن نامهنگاری میکرد همچنین آتالوس پیشتر در جریان مراسم عروسی فیلیپ با کلئوپاترا شدیداً به اسکندر توهین کرده بود و پس از ماجرای زنده زنده سوزاندن کلئوپاترا اسکندر زنده ماندن آتالوس را بسیار خطرناک میپنداشت اسکندر از خون برادر ناتنیاش آریدایوس گذشت بنا بر تمامی روایتهای تاریخی آریدایوس در آن زمان از نظر ذهنی معلول شده بود علت معلولیت او احتمالاً زهری بوده که المپیاس به او خورانده بود با شنیدن خبر مرگ فیلیپ بسیاری از دولتشهرها سر به شورش برداشتند تب آتن تسالی و قبائل تراکیایی شمال مقدونیه در میان شورشیان بودند خبر این شورشها که به اسکندر رسید بهسرعت واکنش نشان داد اگرچه به اسکندر توصیه کرده بودند که راه دیپلماسی را در پیش گیرد اما او سوارهنظامی متشکل از سه هزار مرد جنگی جمعآوری کرد و به جنوب به سوی تسالی لشکر کشید اسکندر پی برد که ارتش تسالی گذرگاه بین کوه المپ و کوه اوسا را اشغال کردهاست لذا به سربازانش دستور داد که از روی کوه اوسا بگذرند روز بعد که سپاهیان تسالی از خواب برخاستند اسکندر و سوارهنظامش را در عقب خود دیدند بیدرنگ تسلیم شدند و سوارهنظامشان را در اختیار اسکندر قرار دادند اسکندر برای سرکوب سایر شورشها همچنان به حرکتش به سوی جنوب ادامه داد و این بار به سمت پلوپونز حرکت کرد اسکندر در ترموپیل توقف کرد و در آنجا خود را به عنوان رهبر اتحادیهٔ آمفیکتوئونی مورد تأیید قرار داد و سپس به سمت کورنت حرکت کرد آتن تقاضای صلح کرد و اسکندر شورشیان را مورد عفو قرار داد دیدار مشهور اسکندر با دیوژن کلبی در مدت اقامت او در کورنت رخ داد وقتی اسکندر به دیوژن گفت که هرچه میخواهی از من بخواه دیوژن فیلسوف با لحن تحقیرکنندهای از اسکندر خواست که اندکی کنار برود و جلو نور خورشید را نگیرد اسکندر از پاسخ دیوژن محظوظ شد و گفته میشود که جواب دادهاست براستی که اگر اسکندر نبودم دوست داشتم دیوژن باشم در کورنت اسکندر به لقب هژمون رهبر مفتخر شد و همانند پدرش فیلیپ به عنوان فرمانده جنگ قریبالوقوع با هخامنشیان انتخاب شد همچنین در کورنت بود که خبر شورش تراکیاییها به او رسید پیش از لشکرکشی به آسیا اسکندر میخواست مرزهای شمالیاش را ایمن کند تا از این بابت آسودهخاطر باشد در بهار سال ق م به طرف شمال رفت تا چندین شورش شکلگرفته را سرکوب کند او از آمفیپولیس شروع کرد و سپس به سمت شرق و به کشور مستقل تراکیاییها رفت در کوههای هایموس ارتش مقدونیه به نیروهای تراکیان که در پشت ارتفاعات مستقر شده بودند حمله کرد و شکستشان داد مقدونیان به درون قلمرو تریبالی پیشروی کردند و ارتش آنان را در نزدیکی رود لوگینوس مغلوب ساختند سپس به طرف رود دانوب حرکت کردند و با قبیلهٔ گتای که در آنسوی رود مستقر شده بودند روبهرو شدند اسکندر با عبور دادن سپاهیانش از عرض رودخانه در شب دشمن را غافلگیر کرد و پس از بروز اولین زدوخورد مابین سوارهنظامها دشمن مجبور به عقبنشینی شد پس از آن اسکندر باخبر شد که کلیتوس پادشاه ایلیریا و گلاوکیاس پادشاه تاولانتی ضد او علم مخالف برکشیدهاند اسکندر سپاهش را به سمت غرب به حرکت درآورد و هر دو فرمانروا را مجبور کرد که به همراه سربازانشان بگریزند و بدین ترتیب هر دو شورش را خواباند اسکندر با نایل شدن به این پیروزیها مرزهای شمالی قلمروش را مستحکم و ایمن ساخت وقتی اسکندر به شمال لشکر کشیده بود تبیها و آتنیها بار دیگر دست به شورش زدند اسکندر بدون فوت وقت به جنوب رفت با وجود آنکه سایر شهرها نسبت به جنگ با اسکندر مردد بودند تبیها تصمیم به جنگ گرفتند مقاومت تبیها دوام نیاورد و اسکندر شهر تب را با خاک یکسان کرد و قلمروش را مابین سایر شهرهای بئوسیایی تقسیم کرد فرجام تب آتنیها را ترساند و از جنگ منصرفشان کرد بدین ترتیب موقتاً در یونان صلح برقرار شد و اسکندر با انتخاب آنتیپاتر به عنوان نایبالسلطنهٔ خود برای جهانگشایی عازم آسیا شد در سال پ م اسکندر با ارتشی مشتمل بر حدوداً سرباز پیاده سوار و کشتی جنگی با خدمه از تنگهٔ داردانل گذشت برخی از سربازان از اهالی مقدونیه و دولتشهرهای یونانی بودند برخی مزدور بودند و اجیر شده بودند برخی نیز رعایایی بودند که از مزارع اربابان تراکیه پایونیا و ایلیریا جمعآوری شده بودند اسکندر با پرتاب یک نیزه به خاک آسیا و بیان این مطلب که او آسیا را به عنوان هدیهای از جانب خدایان قبول کردهاست نیتش برای تسخیر سرتاسر شاهنشاهی هخامنشیان را آشکار کرد همچنین این امر اشتیاق اسکندر به جنگ را در قیاس با ترجیح پدرش به دیپلماسی بهخوبی نمایان میساخت اسکندر پس از کسب اولین پیروزی در برابر ایرانیان در نبرد گرانیک تسلیم شهر سارد و خزانهٔ آن را پذیرفت و به حرکتش در امتداد ساحل ایونیا ادامه داد اسکندر شهر هالیکارناس واقع در کاریا را با موفقیت محاصره کرد و سرانجام توانست دشمنانش کاپیتان ممنون رودسی و ساتراپ ایرانی کاریا به نام اورونتوباتس را مجبور به عقبنشینی از راه دریا کند اسکندر حکمرانی بر کاریا را به آدا که اسکندر را به فرزندخواندگی پذیرفته بود واگذار کرد اسکندر حرکتش را از هالیکارناس به سوی سرزمین کوهستانی لیکیه و دشت پامفیلیه ادامه داد او بر در دست داشتن کنترل تمامی شهرهای ساحلی اصرار میورزید تا از پهلو گرفتن ناوگان دریایی ایرانیان جلوگیری کند از پامفیلیه به سوی ساحل هیچ بندر مهمی وجود نداشت لذا اسکندر به سوی نواحی داخلی و بدور از ساحل حرکت کرد در حالی که از یورش بردن به ترمسوس با تمام قوا و به صورت غافلگیرانه اجتناب ورزید اما در آن شهر توانست دشمنش را بهآسانی از پای درآورد اسکندر در گردیوم پایتخت فریگیهٔ باستان گره گوردی را که تا آن زمان ناگشودنی مینمود گشود شاهکاری که گفته میشد تنها از دست پادشاه آتی آسیا بر میآید بنا بر افسانهها اسکندر اعلام کرد که نحوهٔ گشودن گره اهمیت ندارد فلذا آن را با یک ضربهٔ شمشیر برید سپاهیان اسکندر پس از سپری کردن زمستان در سال ق م از دروازههای کیلیکیه گذشتند و در ماه نوامبر با سپاه اصلی ایران تحت فرماندهی داریوش سوم شاهنشاه ایران مصاف دادند اسکندر در نبرد ایسوس شکست سختی را به داریوش تحمیل کرد و داریوش بهناچار از میدان جنگ گریخت و همسرش دخترانش مادرش سیسیگامبیس و خزانهای افسانهای را پشت سرش رها کرد با گریختن داریوش از میدان جنگ سپاه ایران نیز از هم پاشید داریوش با ارائهٔ پیشنهاد باج هزار تالانی برای آزادسازی خانوادهاش و نیز بخشیدن تمام سرزمینهایی که اسکندر تا آن زمان به دست آورده بود خواستار انعقاد پیمان صلح شد اسکندر پاسخ داد از آنجا که اکنون او شاه آسیاست تصمیمگیری دربارهٔ تقسیمات ارضی تنها بر عهدهٔ اوست اسکندر برای در دست گرفتن کنترل سوریه و اکثر نواحی ساحلی شام به لشکرکشیهایش ادامه داد او سال بعد مجبور شد که به صور حمله کند و پس از یک محاصرهٔ طولانی و طاقتفرسا سرانجام توانست آن شهر را نیز تسخیر کند اسکندر مردانی را که به سن جنگ رسیده بودند از دم تیغ گذراند و زنان و کودکان را نیز به بردگی فروخت پس از آنکه اسکندر صور را ویران کرد اکثر شهرهایی که بر سر راه مصر قرار داشتند بیدرنگ تسلیم شدند بهجز غزه دژ غزه بر روی یک تپه ساخته شده و بهخوبی مستحکم و مسلح شده بود بنابراین تصرف آن مستلزم محاصرهٔ آن بود پس از سه بار دفع حمله سرانجام دژ تاب مقاومت نیاورد و سقوط کرد اما این امر تنها زمانی میسر شد که شانهٔ اسکندر بهشدت زخم برداشته بود همچون صور در غزه نیز مردانی را که به سن جنگ رسیده بودند قتلعام کردند و زنان و کودکان را به بردگی فروختند در عوض اورشلیم به نشانهٔ تسلیم دروازههایش را به روی سپاهیان اسکندر گشود و بنا بر یوسفوس پیشگویی کتاب دانیال احتمالاً فصل هشتم را به او نشان دادند که به توصیف تسخیر شاهنشاهی ایران به دست یک شاه مقتدر یونانی میپردازد اسکندر از خون اهالی اورشلیم گذشت و به جنوب و به سوی مصر حرکت کرد اسکندر در سال ق م در مصر پیشروی کرد و در آنجا به عنوان یک ناجی مورد استقبال قرار گرفت او را در واحهٔ سیوا واقع در صحرای لیبی ارباب جدید عالم و پسر آمون خواندند از این زمان به بعد اسکندر اغلب از زئوس آمون به عنوان پدر حقیقی خود یاد میکرد و سکههایی که متعاقباً ضرب شدند اسکندر را با شاخهای قوچ که نشانهٔ الوهیت بود به تصویر کشیدند در مدت اقامتش در مصر شهر اسکندریه را بنیان نهاد که در آینده به پایتخت باشکوه دودمان بطالسه مبدل شد اسکندر در سال ق م مصر را ترک و به سمت بینالنهرین حرکت کرد و در نبرد گوگمل بار دیگر داریوش را شکست داد داریوش بار دیگر از میدان جنگ گریخت و اسکندر او را تا اربیل تعقیب کرد نبرد گوگمل آخرین و سرنوشتسازترین رویارویی بین اسکندر و داریوش بود داریوش از راه کوهستان به هگمتانه فرار کرد و اسکندر بابل را تسخیر کرد اسکندر از بابل به شوش که یکی از پایتختهای هخامنشیان بهشمار میآمد رفت و ثروت افسانهای آن شهر را از آن خود کرد او قسمت اعظم سپاه خود را از طریق راه شاهی به پایتخت تشریفاتی ایرانیان تخت جمشید فرستاد و خود با سربازانی دستچینشده از مسیر مستقیم رهسپار آن شهر شد از آنجا که گذرگاه دربند پارس توسط آریوبرزن و سپاهیانش مسدود شده بود اسکندر ناچار شد به آن گذرگاه یورش ببرد اسکندر با در هم شکستن مقاومت آریوبرزن با عجله خود را به تخت جمشید رساند تا مبادا سربازان ایرانی مستقر در آن شهر خزانهاش را غارت کنند اسکندر با ورود به تخت جمشید به سپاهیانش اجازه داد تا چندین روز به غارت شهر بپردازند او پنج ماه در تخت جمشید اقامت کرد و در این هنگام بود که قسمت شرقی کاخ خشایارشا آتش گرفت و به باقی نقاط شهر گسترش یافت دلایل مختلفی از جمله بدمستی یا انتقام عمدی آتشسوزی آکروپولیس در جنگ دوم یونانیان با ایرانیان را عامل بروز این حادثه دانستهاند اسکندر در تعقیب داریوش ابتدا به ماد و سپس پارت رفت سرنوشت شاهنشاه ایران دیگر دست خودش نبود و توسط بسوس ساتراپ ایرانی باختر دستگیر شد با نزدیک شدن اسکندر بسوس دستور داد تا شاهنشاه ایران را به ضرب چاقو از پای درآورند و آنگاه خود را اردشیر پنجم جانشین داریوش خواند سپس به آسیای مرکزی عقب کشید تا جنگی چریکی علیه اسکندر به راه بیندازد اسکندر بقایای داریوش را طی مراسمی شاهانه و شکوهمند در نزدیکی مقبرهٔ نیاکانش به خاک سپرد اسکندر همچنین مدعی شد که داریوش در لحظهٔ جان سپردن او را به عنوان جانشینش برگزیدهاست اما معمولاً مورخان مرگ داریوش را پایان کار شاهنشاهی هخامنشیان قلمداد میکنند اسکندر بسوس را غاصب میپنداشت و عزم کرد که او شکست دهد این لشکرکشی که در ابتدا به منظور شکست بسوس انجام گرفت به سیاحتی عظیم در آسیای مرکزی مبدل گشت اسکندر رشتهای از شهرهای جدید تأسیس کرد که همگی اسکندریه نامیده شدند از جمله قندهار امروزی در افغانستان و اسکندریه اسخاته در تاجیکستان امروزی اسکندر در طول این لشکرکشی از ماد پارت هریوا غرب افغانستان زرنگ رخج جنوب و مرکز افغانستان باختر شمال و مرکز افغانستان و سکائستان گذر کرد اسپنتمان که سمتی نامعلوم در ساتراپی سغد داشت در سال ق م به بسوس خیانت کرد و او را به بطلمیوس از ملازمان معتمد اسکندر لو داد و بسوس اعدام شد با وجود این بعدها وقتی اسکندر در سیردریا مشغول رسیدگی به تاخت و تاز یک ارتش ایلیاتی سواره بود اسپنتمان اهالی سغد را به شورش برانگیخت اسکندر شخصاً سغدیان را در نبرد سیردریا مقهور ساخت و بلافاصله به عملیاتی علیه اسپنتمان دست زد و در نبردی موسوم به گابای او را شکست داد پس از این شکست اسپنتمان را افراد خودش به قتل رساندند و سپس درخواست صلح کردند در این هنگام اسکندر خود را به لقب شاهنشاه مفتخر نموده و برخی از نمودهای پوششی و رسوم ایرانی را در دربارش به کار گرفته بود بهویژه رسم پروسکونسیس یا بوسیدن نمادین دست یا به خاک افتادن و سجده کردن که ایرانیان در مقابل مقامات مافوق خود انجام میدادند یونانیان این نوع رفتار را تنها در مقابل خدایان جایز میشمردند و معتقد بودند که اسکندر با الزامیکردن این گونه رفتارها در مقابل خود خود را خدا پنداشتهاست این امر به قیمت روی برگرداندن بسیاری از مقدونیان از او تمام شد اما مآلاً اسکندر از این گونه رفتارها دست شست توطئهای برای گرفتن جان اسکندر برملا شد و یکی از افسرانش فیلوتاس به خاطر اینکه نتوانسته بود اسکندر را از این خطر آگاه کند کشته شد مرگ پسر مستلزم مرگ پدر بود و در نتیجه پارمنیون که مسئول حفاظت از خرانه در هگمتانه بود به قتل رسید تا جلو هرگونه تلاش برای انتقام گرفته شود اما شرمآورتر از همه اینکه اسکندر شخصاً مردی را کشت که جانش را در نبرد گرانیک نجات داده بود این امر در حین مشاجرهای شدید و در حال مستی در ماراکاندا سمرقند امروزی در ازبکستان روی داد و در آن کلیتوس سیاه اسکندر را به ارتکاب چند اشتباه متهم کرد که مهمترینشان از یاد بردن راه و روش مقدونیایی زندگی و اتخاذ شیوهٔ فاسد زندگی شرقی بود بعداً و در هنگام لشکرکشی به آسیای میانه توطئهای دیگر ضد جان اسکندر برملا شد که به تحریک پیشخدمتان خود او صورت گرفته بود پای تاریخنگار رسمی او کالیستنس اهل اولونتوس نیز به میان کشیده شد با این همه مورخان هنوز دربارهٔ دخیل بودن یا نبودن او به اجماع نرسیدهاند کالیستنس با رهبری کردن مخالفان رسم پروسکونسیس از چشم اسکندر افتاده بود اسکندر عزم آسیا که کرد آنتیپاتر را که سرداری کارآزموده و رهبری سیاسی و از اعضای گارد سلطنتی فیلیپ بود مسئول حفاظت از مقدونیه کرد چپاول تب از سوی اسکندر او را مطمئن ساخت که در نبودش یونان آرام خواهد نشست تنها استثناء زمانی روی داد که شاه آگیس سوم در سال ق م فراخوان جنگ داد اما آنتیپاتر او را در نبرد مگالوپولیس به سال ق م شکست داد و کشت آنتیپاتر مجازات اسپارتیان را به اتحادیهٔ کورنت سپرد و آن نیز تعیین مجازات را به عهدهٔ اسکندر گذاشت و اسکندر آنان را بخشید همچنین تنش چشمگیری مابین آنتیپاتر و المپیاس وجود داشت و هر کدام از دیگری به اسکندر شکایت میکرد در کل یونان مدت زمان لشکرکشی اسکندر به آسیا را با صلح و بهروزی و رونق اقتصادی گذراند اسکندر مقدار معتنابهی غنیمت از سرزمینهای مفتوح به یونان میفرستاد که چرخ اقتصاد را به گردش درمیآورد و تجارت را در سرتاسر امپراتوریاش رونق میداد با این همه نیاز دائمی او به سربازان تازهنفس و مهاجرت مقدونیان به سرتاسر امپراتوری او مقدونیه را از نیروی انسانی مرد خالی کرده بود این امر باعث شد که مقدونیه پس از عصر اسکندر رو به ضعف نهد و سرانجام تحت انقیاد روم در بیاید پس از مرگ اسپنتمان و ازدواج با روشنک که به منظور تحکیم روابط با ساتراپهای جدیدش انجام گرفت توجه اسکندر به سوی شبه قارهٔ هند معطوف شد او رسای قبایل ساتراپی گنداره واقع در شمال پاکستان امروزی را دعوت کرد که پیش او بیایند و از او اطاعت کنند اومفیس فرماندار تاکسیلا که قلمروش از رود سند تا جهلم گسترده بود از اسکندر تبعیت کرد اما رسای برخی قبایل منجمله بخشهای آسپاسیوی و آساکنوی از کمبوجه حاضر به متابعت نشدند در زمستان سال ق م اسکندر شخصاً به سوی قبائل آسپاسیوی در دره کونار گوراینها در درهٔ گورایوس و آساکنوی در درههای سوات و بونیر لشکر کشید نبردی سهمگین ضد آسپاسیوی درگرفت و زوبینی شانهٔ اسکندر را زخمیکرد اما سرانجام آسپاسیوی شکست خورد سپس نوبت آساکنوی رسید که در استحکامات ماساگا اورا و آئورنوس پناه گرفته و میجنگیدند دژ ماساگا بالاخره پس از چندین روز نبرد خونین سقوط کرد و در کوران همین نبردها بود که قوزک پای اسکندر بهشدت مجروح شد بنا به گفتهٔ کوینت کورس اسکندر نه تنها همهٔ اهالی ماساگا را قتلعام کرد بلکه ساختمانهای را نیز به تلی از خاک مبدل ساخت کشتاری مشابه در او را روی داد پس از کشتارهای ماساگا و اورا بسیاری از آساکنیها به دژهای آئورنوس گریختند اسکندر به تعقیب آنان پرداخت و آن دژ استراتژیک را پس از چهار روز نبرد خونبار تسخیر کرد پس از آئورنوس اسکندر از رود سند گذشت و در نبردی حماسی علیه شاه پور جنگید و پیروز شد شاه پور بر منطقهای در منطقه پنجاب فرمان میراند این نبرد در سال ق م روی داد و به نبرد هوداسپس موسوم گشت اسکندر تحت تأثیر شجاعت و دلاوری شاه پور قرار گرفت و با او پیمان اتحاد بست او پور را به مقام ساتراپ برگماشت و قلمروی بیش از قلمرو پیشینش بدو بخشید انتخاب یک فرد محلی او را در مدیریت و کنترل مناطقی اینچنین دور از یونان یاری میرساند اسکندر دو شهر جدید در دو طرف رود جهلم تأسیس کرد یکی را به افتخار اسبش که در همین حوالی و در همین دورهٔ زمانی مرده بود بوکفالا نام نهاد دیگری نیکایا نام داشت که در موقعیت امروزی شهر مونگ قرار گرفته بود شرق قلمرو پور در نزدیکی رود گنگ امپراتوری ناندا از ماگادها قرار گرفته بود و در ماورای آن امپراتوری گانگاریدای از بنگال ارتش اسکندر که از رویارویی با سایر ارتشهای بزرگ دشمن به واهمه افتاده بود و در نتیجهٔ سالها نبرد رمقی برایش نمانده بود در گذر از رود هوفاسیس از فرمان اسکندر سرپیچی و از رفتن به سوی شرق امتناع کرد لذا این رود کرانهٔ شرقی فتوحات اسکندر بهشمار میآید و اما مقدونیان نزاع با پور شجاعتشان را فرو کشانده و پیشرویشان به هند را متوقف ساخته بود زیرا که هر چه را در توان داشتند گذاشته بودند تا دشمنی را که تنها از بیست هزار پیاده و دو هزار سوار تشکیل شده بود پس زنند آنها وقتی که اسکندر بر گذر از رود گنگ پافشاری کرد قویاً به مخالفت با او برخاستند همچنین آنطور که آنها دریافته بودند عرض رود و عمق آن متر بود و سواحل آنطرف رود مملو از مردان مسلح و مردان سوار و فیلها بود زیرا که به آنها گفته شده بود که شاهان گاندریتس و پرایسیای با هشتاد هزار مرد سوار دویست هزار مرد پیاده هشت هزار ارابه و شش هزار فیل به انتظار آنان نشستهاند اسکندر کوشید تا سپاهیانش را متقاعد کند به سوی شرق پیش روند اما سردارش کوینوس از او تقاضا کرد تا تجدید نظر کند و بازگردد او گفت مردان سخت مشتاقند که دوباره والدینشان همسرانشان و بچههایشان و وطنشان را ببینند سرانجام اسکندر موافقت کرد و به سوی جنوب و در امتداد رود سند رفت در میانهٔ راه ارتش اسکندر قبائل مالهی امروزه مولتان و سایر قبائل هندی را شکست داد اسکندر اکثر سپاهیانش را در معیت سردار کراتروس به کارمانیا فرستاد و ناوگانی را به سرپرستی دریاسالار نئارخوس مأموریت داد تا به اکتشاف سواحل خلیج فارس بپردازند و خود مابقی سربازان را از طریق مسیر جنوبی صعبالعبورتری که از صحرای گدروزی و مکران میگذشت به ایران بازگرداند اسکندر در سال ق م به شوش رسید اما مردان زیادی به دلیل عبور از بیابانهای سوزان هلاک شدند اسکندر دریافت که بسیاری از ساتراپها و فرماندهان نظامیاش در غیاب او با مردم بدرفتاری کردهاند لذا در راه بازگشت به شوش چندین تن از آنان را اعدام کرد تا حساب کار دست سایرین بیاید او به نشانهٔ قدردانی بدهیهای سربازان را بدانها بخشید و اعلام کرد که کهنهسربازان مسن و علیل را تحت فرماندهی کراتروس به مقدونیه خواهد فرستاد سپاهیانش منظور او را درست نفهمیدند و در شهر اوپیس یاغیگری کردند آنان با فرستاده شدن به مقدونیه مخالفت کرده از خو گرفتن اسکندر به آداب و سنن ایرانی و پوشیدن جامهٔ ایرانی و افزودن افسران و سربازان ایرانی به یگانهای ارتش مقدونیه انتقاد کردند سه روز گذشت و اسکندر نتوانست مردانش را متقاعد کند که کوتاه بیایند در نتیجه به ایرانیان جایگاه فرماندهی در ارتش را داد و به مقدونیان سمتهای نظامی فرماندهی بر یگانهای ایرانی را اعطا کرد مقدونیان بهسرعت تقاضای عفو نمودند و اسکندر آنان را بخشید و ضیافتی ترتیب داد که چندین هزار نفر از سپاهیانش در آن شرکت داشتند اسکندر در تلاش برای برقراری هماهنگی ماندگار میان رعایای مقدونی و ایرانیاش ازدواجی دستهجمعی ترتیب داد که در آن مقامات ارشد سپاهش با ایرانیان و دیگر نجیبزادگان در شوش ازدواج کردند اما به نظر میرسد تنها اندکی از آن ازدواجها فراتر از یک سال دوام آورده باشند پس از آنکه اسکندر به هگمتانه رفت تا قسمت اعظم خزانهٔ ایران را بردارد دوست صمیمی و معشوق احتمالیاش هفستیون بر اثر بیماری یا مسمومیت درگذشت مرگ هفستیون اسکندر را در بهت فرو برد او دستور داد تا تل بزرگی از هیزم در بابل فراهم آورند و همچنین فرمان عزاداری عمومی صادر کرد اسکندر در بابل رشتهای از لشکرکشیهای جدید را برنامهریزی کرد که با تهاجم به عربستان آغاز میگشت اما اجل مهلت نداد و نتوانست آنها را به تحقق برساند یا ژوئن ق م بود که اسکندر در سن سالگی در کاخ بختنصر در بابل درگذشت جزئیات مرگ او اندکی متفاوت نقل شدهاست طبق روایت پلوتارک اسکندر تقریباً روز پیش از مرگش از دریاسالار نئارخوس پذیرایی کرد و شب و روز بعد را به همراه مدیوس لاریسایی به بادهگساری گذراندند اسکندر تب کرد و حالش وخیمتر شد تا اینکه توان حرف زدن را از کف داد سربازان معمولی که از وضعیت سلامتی او نگران بودند از مقابل او به صف عبور میکردند و اسکندر در سکوت مطلق برای آنها دست تکان میداد از دیودور نقل است که اسکندر پس از سرکشیدن کاسهٔ بزرگی از شراب خالص به افتخار هراکلس دچار درد شد و پس از تحمل رنج و الم درگذشت آریان نیز همین روایت را به عنوان شق ثانی مطرح میکند اما پلوتارک صریحاً منکر این روایت میشود با توجه به گرایش اشراف و نجبای مقدونی به قتل اسکندر جنایت و نارو زدن در روایتهای متعددی از مرگ او تبلور یافتهاست دیودور پلوتارک آریان و یوستین همگی به نظریهٔ مسموم شدن اسکندر اشاره میکنند پلوتارک این روایت را جعلی میشمارد و دیودور و آریان به بیان خود تنها به سبب حفظ جامعیت به آن اشاره میکنند با وجود این روایتها تقریباً متفقالقولند که آنتیپاتر که به تازگی از سمت نایبالسلطنه خلع شده بود و با المپیاس اختلاف داشت توطئهٔ ادعاشده را رهبری کردهاست شاید او احضاریهاش به بابل را نشانهٔ مجازات مرگ دانسته و با توجه به سرنوشت پارمنیون و فیلوتاس علیالظاهر مسمومیت اسکندر را توسط پسرش یولاس که ساقی اسکندر بود ترتیب دادهاست بنا به اقوالی ممکن است ارسطو نیز در این توطئهچینی شرکت کرده باشد مهمترین استدلال در رد نظریهٔ مسمومیت این است که دوازده روز از شروع بیماری تا مرگ اسکندر فاصله افتاد احتمالاً آن موقع چنین زهرهای دیرعملکنی در دسترس نبودهاست اگرچه در سال نظریهٔ جدیدی مدعی شد که شرایط مرگ اسکندر منطبق با مسمومیت به وسیلهٔ آب رودخانهٔ استوکس ماورونری بودهاست آب این رودخانه شامل کالیکامیسین بوده که مادهٔ مرکب خطرناکی است که توسط باکتریها ایجاد میشود چندین عامل طبیعی بیماری را نیز دلیل مرگ اسکندر دانستهاند از جمله مالاریا و حصبه مقالهای در سال در ژورنال پزشکی نیو انگلند منتشر شد که حصبه را عامل مرگ اسکندر دانسته و البته به گفتهٔ این مقاله سوراخشدگی روده و فلج بالارونده نیز مشکل را بغرنجتر نمودهاست تحلیل تازهٔ دیگری اسپوندیلیت چرکی یا مننژیت را عامل مرگ اسکندر دانستهاست التهاب حاد لوزالمعده و ویروس نیل غربی نیز از جمله بیماریهایی میباشند که علائمی شبیه علائم بیماری اسکندر دارند نظریههای مبتنی بر عوامل طبیعی مایلاند تأکید کنند که ممکن است سلامت اسکندر پس از سالها میگساری و برداشتن زخمهای کاری رفته رفته تنزل یافته باشد عذاب روحیای که اسکندر پس از مرگ هفستیون کشیدهاست نیز ممکن است در تنزل وضعیت سلامتی او دخیل بوده باشد عامل احتمالی دیگر مصرف بیش از حد مجاز داروهای محتوی خربق بودهاست که مصرف بیش از حد آن میتواند مرگآور باشد در ژانویه برخی از دانشمندان نیوزلندی اعلام کردند که علت مرگ اسکند سندرم گیلن باره یا است سندرم گیلن باره یک اختلال نادری است که سیستم ایمنی بدن به اعصاب محیطی حمله میکند این اختلال در ابتدا باعث فلج و در نهایت مرگ بیمار میشود جسد اسکندر را درون یک تابوتدان طلایی انساننما قرار دادند و آن را درون تابوتی طلایی گذاشتند بنا به گفتهٔ آیلیان پیشگویی به نام آریستاندر پیشبینی کرد که زمینی که اسکندر را در آن دفن کنند تا ابد شادمان و شکستناپذیر خواهد ماند محتملتر آن است که جانشینان تملک جسد اسکندر را نماد مشروعیت دانستهاند زیرا که دفن شاه پیشین امتیازی ویژه محسوب میشد وقتی که تشییعکنندگان در حال انتقال جسد اسکندر به مقدونیه بودند بطلمیوس آن را دزدید و به ممفیس برد جانشینش بطلمیوس دوم فیلادلفوس تابوتدان را به اسکندریه منتقل کرد و حداقل تا دوران باستان متأخر در آنجا ماند بطلمیوس چهارم لاتوروس از آخرین جانشینان بطلمیوس تابوتدان طلایی اسکندر را با تابوتدانی شیشهای عوض کرد تا از طلای تابوتدان اصلی برای ضرب سکه استفاده کند پومپه ژولیوس سزار و آگوستوس همگی از آرامگاه اسکندر در اسکندریه بازدید کردند گفته میشود آگوستوس بهطور اتفاقی بینی جسد را کند همچنین گفته میشود کالیگولا سینهٔ زره اسکندر را از آرامگاهش برای خودش برداشت امپراتور سپتیموس سوروس در سال پس از میلاد آرامگاه اسکندر را بر روی مردم بست پسر و جانشینش کاراکالا از ستایندگان اسکندر در دورهٔ سلطنت خویش از آرامگاه بازدید کرد پس از این زمان جزئیات سرنوشت آرامگاه مبهم ماندهاست وجه تسمیه آن بهاصطلاح تابوتدان اسکندر که در نزدیکی صیدا پیدا شدهاست و هماکنون در موزهٔ باستانشناسی استانبول نگهداری میشود به خاطر آن نیست که تصور میشده حاوی بقایای اسکندر است بلکه از آن روست که نقشبرجستههای آن اسکندر و ملازمانش را در حال جنگ با ایرانیان و شکار به تصویر کشیدهاست ابتدا تصور میشد که این تابوتدان متعلق به آبدالونوموس شاه صیدا که بلافاصله پس از نبرد ایسوس به سال ق م به توسط اسکندر به این مقام گماشته شد بوده باشد اما جدیداً این نظر قوت یافتهاست که قدمت این تابوتدان به پیش از مرگ آبدالونوموس بازمیگردد مرگ اسکندر چنان ناگهانی رخ داد که وقتی خبرش به یونان رسید مردم باورش نمیکردند اسکندر وارث مشخص یا مشروعی نداشت پسرش از روشنک اسکندر چهارم پس از مرگ او به دنیا میآمد بنا به گفتهٔ دیودور ملازمان اسکندر در بستر مرگ از او پرسیدند که امپراتوریاش را برای چه کسی به میراث گذاشتهاست پاسخ کوتاه او برای قویترین بود آریان و پلوتارک مدعی شدهاند که اسکندر در این زمان لال شده بود که بیان از این دارد که این داستان ساختگی است دیودور کوینت کورس و یوستین روایت منطقیتری از آنچه رخ دادهاست نقل کردهاند اسکندر انگشتر مهردارش را در حضور شاهدان به پردیکاس از محافظان و رهبر ملازمان سوار دادهاست فلذا او را به عنوان جانشین برگزیدهاست پردیکاس در ابتدا داعیهٔ قدرت نداشت بلکه حتی پیشنهاد کرد نوزاد روشنک اگر پسر باشد شاه خواهد بود و خودش کراتروس لئوناتوس و آنتیپاتر محافظان او خواهند بود اما پیادهنظام تحت رهبری ملئاگر این پیشنهاد را نپذیرفت زیرا که آنان در قدرت سهیم نشده بودند در عوض آنان از برادر ناتنی اسکندر فیلیپ آریدایوس پشتیبانی کردند سرانجام دو طرف مصالحه کردند و پس از تولد اسکندر چهارم او و فیلیپ سوم مشترکاً شاه نامیده شدند اگرچه تنها در اسم با این وجود مقدونیان بهزودی دچار نفاق و خصومت شدند ساتراپیهای که در تجزیهٔ بابل توسط پردیکاس توزیع شدند به پایگاههای قدرتی مبدل شدند که هر سردار با استفاده از آنها برای کسب قدرت بیشتر میکوشید پس از قتل پردیکاس در ق م وحدت مقدونیان از هم گسیخت و چهل سال جنگ مابین جانشینان دیادوخوی آغاز گشت سپس در جهان هلنیستی چهار بلوک پایدار قدرت پدید آمدند سلطنت بطالسه در مصر امپراتوری سلوکیه در شرق سلطنت پرگامون در آسیای صغیر و مقدونیه در این میان اسکندر چهارم و فیلیپ سوم نیز به قتل رسیدند از دیودور نقل است که اسکندر چندی پیش از مرگش دستورالعملهای مکتوب مفصلی را به کراتروس دادهاست کراتروس خواست که دستورهای اسکندر را انجام دهد اما جانشینان به دلیل غیرعملی و پرخرج بودن آنها از اجرایشان منصرف شدند با این همه پردیکاس وصیتنامهٔ اسکندر را برای سربازانش خواند وصیتنامه خواستار توسعهٔ نظامی در جنوب و غرب مدیترانه احداث سازههای یادبود و ممزوج کردن جماعت شرقی با غربی بود وصیتنامهٔ اسکندر شامل موارد زیر بود اسکندر لقب کبیر را به خاطر موفقیت بیمانندش در کسوت یک فرمانده نظامی به دست آورد او هرگز در هیچ نبردی شکست نخورد اگرچه سپاه او معمولاً از نظر شمار کمتر از دشمن بود این امر حاصل استفاده از تاکتیکهای زمینی فالانکس و سوارهنظام بهکارگیری راهبردهای جسورانه و وفاداری شدید سربازانش بود فالانکس مقدونی مسلح به ساریسا یا نیزهٔ متری توسط فیلیپ دوم از راه تمرینهای سفت و سخت پرورش یافته و ورزیده شده بودند و اسکندر از سرعت و قابلیت مانور آن علیه نیروهای بزرگتر اما ناهمگون ایرانی نهایت استفاده را برد اسکندر از احتمال بروز نفاق در سپاه گونهگونش که از زبانها و سلاحهای متفاوتی بهره میبردند باخبر بود او شخصاً و در هیئت یک پادشاه مقدونی در نبردها شرکت میجست و از این راه بر مشکل گونهگونی سپاهش غالب میآمد اسکندر در نخستین نبردش در آسیا نبرد گرانیک تنها از بخش کوچکی از سپاهش شاید پیاده و سوار در برابر سپاه بسیار بزرگتر ایران مشتمل بر سرباز استفاده کرد اسکندر فالانکس را در مرکز سپاه و سوارهنظام و کمانداران را در جناحین چید تا خط مقدم او برابر با طول خط سوارهنظام ایران حدود کیلومتر شود در مقابل پیادهنظام ایران پشت سوارهنظام قرار گرفت این امر اسکندر را خاطرجمع کرد که دشمن سپاه او را دور نخواهد زد و از پشت مورد هجوم قرار نخواهد گرفت و در عین حال فالانکس او مسلح به نیزههای طویل مزیت قابل ملاحظهای نسبت به شمشیرها و نیزههای کوتاه ایرانیان داشت تلفات مقدونیان در قیاس با ایرانیان قابل اغماض بود او در نبرد ایسوس در نخستین رویارویی با داریوش از همان آرایش نظام استفاده کرد و دوباره فالانکس مرکزی موجبات موفقیت او را فراهم آورد اسکندر شخصاً از وسط یورش را هدایت و سپاه دشمن را منهزم کرد در نبرد سرنوشتساز گوگمل داریوش بر چرخهای ارابههایش داس نصب کرده بود تا فالانکس را متفرق کند و سوارهنظامش را به نیزههای طویل مسلح نموده بود اسکندر فالانکس را دوتکه کرد به نحوی که وسط آن با زاویهای مشخص پیش رود و هرگاه به ارابههای مهاجم رسید دو پاره شود و پس از عبور از آنها مجدداً به آرایش اولیه بازگردد پیشروی موفقیتآمیز بود و مرکز سپاه داریوش را در هم شکست و سپاه داریوش دوباره به هزیمت رفت اسکندر در هنگام مواجهه با دشمنانی که از فنون جنگی ناشناخته استفاده میکردند مثلاً در آسیای میانه یا هند نیروهایش را به شیوهٔ دشمن وفق میداد فلذا در باختر و سغد اسکندر با موفقیت از نیزهاندازان و کماندارانش استفاده کرد تا از تحرکات دشمن برای دور زدن سپاه جلوگیری کند و همزمان سوارانش را در مرکز جمع کرد در هند در هنگام مواجهه با سپاه فیل شاه پور مقدونیان صف خود را باز میکردند تا فیلها را احاطه کرده و با استفاده از نیزههای طویل به سمت بالا ضربه وارد کرده و فیلران را به پایین بیندازند پلوتارک زندگینامهنویس یونانی ظاهر اسکندر را اینچنین توصیف میکند آریان مورخ یونانی اسکندر را چنین توصیف میکند یکی از رمانسهای نیمهافسانهای اسکندر نیز به این مطلب اشاره دارد که اسکندر دچار ناهمرنگی عنبیه بودهاست یک چشمش تیره بودهاست و دیگری روشن پیتر گرین مورخ بریتانیایی بر پایهٔ بررسی مجسمهها و برخی اسناد کهن توصیف زیر را از ظاهر اسکندر ارائه دادهاست نویسندگان باستان نقل کردهاند که اسکندر چنان از شمایلی که لوسیپوس از او میآفرید خرسند بودهاست که دیگر مجسمهسازان را از آفرینش تصاویر او منع کرده بود لوسیپوس از حالت مجسمهسازی کونتراپوستو برای چهرهپردازی از اسکندر و دیگر شخصیتها نظیر آپوکسوئومنوس هرمس و اروس استفاده کردهاست مجسمهٔ لوسیپوس که به خاطر طبیعتگراییاش مشهور است نه به خاطر ژست ایستاتر و خشکترش وفادارترین تصویرپردازی از اسکندر محسوب میشود برخی از خصلتهای بارز شخصیتی اسکندر در واکنش به رفتار والدینش شکل گرفت مادرش بسیار جاهطلب بود و او را ترغیب میکرد که باور کند او مقدر به فتح شاهنشاهی هخامنشیان بودهاست تأثیرات المپیاس به او حس تقدیر را تلقین کرد و پلوتارک به ما میگوید که جاهطلبی او روحیهاش را طی سالهای پیش رو مصمم و منیع نگه داشته بود با وجود این پدرش نقش نزدیکترین و تأثیرگذارترین الگو را برای او بازی میکرد زیرا که اسکندر جوان میدید فیلیپ عملاً هر سال به جنگ میرود پشت سر هم پیروزی به دست میآورد و همزمان زخمهای کاریاش را نادیده میگیرد رابطهٔ اسکندر با پدرش جنبهٔ رقابتجویی شخصیتش را شکل داد او نیاز داشت از پدرش پیشی بگیرد که این امر از رفتارهای بیپروای او در میدانهای رزم مشهود است در حالی که اسکندر نگران بود که پدرش هیچ دستاورد مهم یا طراز اولی را برای او باقی نگذارد تا در مقابل جهانیان خودنمایی کند همزمان دستاوردهای پدرش را در نزد ملازمانش کوچک میشمرد بنا بر گفتههای پلوتارک از جمله خصلتهای اسکندر تندخویی و عجولی و تبعیت از امیال آنی بود که تا حدی در تصمیماتش نمود پیدا میکرد اگرچه اسکندر لجوج بود و بهخوبی به فرامین پدر گوش نمیسپرد نسبت به بحثهای مستدل روی خوش نشان میداد او جنبهٔ آرامتری نیز داشت تیزهوش منطقی و حسابگر بود میل وافری به دانش داشت عاشق فلسفه بود و خورهٔ کتاب بیشک اینها تا قسمتی به خاطر تدریس خصوصی ارسطو بود اسکندر باهوش بود و درس را زود فرا میگرفت ذکاوت و عقلانیت او از توانایی و موفقیت او در کسوت یک سرلشکر بهخوبی آشکار میشود او در خوشی دادن به بدن قید و بند زیادی داشت اما در مقابل نمیتوانست در برابر الکل مقاومت کند اسکندر فاضل بود و از هنر و علم حمایت میکرد اما بر خلاف پدرش علاقهٔ کمی به ورزش یا بازیهای المپیک نشان میداد و تنها در جستجوی آرمانهای هومری عزت و افتخار بود او جذبه و ابهت فراوانی داشت شاخصههایی که از او رهبری بزرگ میساخت تواناییهای منحصر به فرد او وقتی به خوبی آشکار میشود که بدانیم هیچیک از سرداران اسکندر نتوانست مقدونیه را متحد سازد و امپراتوری پهناور او را پس از مرگش حفظ کند تنها اسکندر چنین توانایی و قدرتی داشت در آخرین سالهای زندگیاش بهویژه پس از مرگ هفستیون نشانههای مبنی بر جنون خودبزرگبینی و پارانویا در او بروز کرد غرور ناشی از دستاوردهای چشمگیرش به همراه اعتقاد وصفناپذیرش به تقدیر و چاپلوسیهای ملازمانش احتمالاً در بروز این امراض مثر بودهاند هذیانهای خودبزرگانگاری او بهسادگی در وصیتنامهاش و نیز میلش به فتح جهان مشهود است به نظر میرسد او خود باور کرده بود که خداست یا دستکم به دنبال الوهیت بخشیدن به خود بود المپیاس همواره نزد اسکندر پافشاری میکرد که او فرزند زئوس است فرضیهای که ظاهراً توسط غیبگوی آمون در واحهٔ سیوا برای اسکندر تأیید شد از آن پس او شروع کرد که خود را فرزند زئوس آمون بشناساند اسکندر در دربارش رگههایی از نحوهٔ لباس پوشیدن ایرانیان و دیگر سنن ایشان را اتخاذ کرد بالاخص رسم پروسکونسیس که در میان مقدونیان مقبولیت نیافت و از انجام آن اکراه داشتند این رفتار موجبات ناخشنودی و نارضایتی بسیاری از هموطنان او را فراهم آورد با وجود این اسکندر فرمانروایی عملگرا بود که از مشکلات فرمانروایی بر مردمانی ناهمگون از نظر فرهنگی باخبر بود مردمانی که بسیاری از آنها در کشورهایی زندگی میکردند که پادشاه چون خدا پرستیده میشد بنابراین افزون بر جنون خودبزرگبینی ممکن است این دست رفتارهای او تنها تلاشی برای استحکام بخشیدن به امپراتوریاش و متحد نگه داشتن مردمانش باشد اسکندر دو بار ازدواج کرد با روشنک دختر وخشارد نجیبزادهٔ باختری منتها بدون عشق و با استاتیرای دوم شاهزادهٔ ایرانی و دختر داریوش سوم به دلایل سیاسی او ظاهراً دو پسر داشت اسکندر چهارم مقدونیه از روشنک و احتمالاً هراکلس مقدونی از رفیقهاش بارسینه او فرزند دیگری نیز از روشنک در راه داشت اما در بابل سقط جنین شد همچنین اسکندر رابطهای نزدیک با دوست سردار و محافظش هفستیون داشت هفستیون پسر نجیبزادهای مقدونی بود مرگ هفستیون اسکندر را ویران کرد این حادثه ممکن است در تنزل وضعیت سلامت جسمانی و روانی اسکندر در ماههای آخر زندگیاش نقش مهمی ایفا کرده باشد دربارهٔ گرایش جنسی اسکندر گمانهزنیها شده و این امر به موضوعی جنجالی مبدل شدهاست در هیچیک از منابع باستان نیامده که اسکندر رابطه همجنسگرایانه داشته یا رابطهٔ او با هفستیون جنسی بودهاست با این وجود آیلیان دربارهٔ بازدید اسکندر از تروا مینویسد که اسکندر مقبرهٔ آشیل و هفستیون مقبرهٔ پاتروکل را با تاج گل آراستند دومی عزیزکردهٔ اسکندر بود درست همانطور که پاتروکل عزیزکردهٔ آشیل بود قابل توجه است که از واژهٔ یونانی باستان به معنی عزیزکرده لزوماً مفهوم جنسی مستفاد نمیگردد ممکن است اسکندر دوجنسگرا بوده باشد که در زمان او موضوعی جنجالبرانگیز نبودهاست گرین استدلال میکند که شواهد کمی دربارهٔ علاقهٔ جسمانی اسکندر به زنان در منابع باستانی وجود دارد او تا اواخر عمرش نایبالسلطنهای نداشت اما به هنگام مرگ نسبتاً جوان بود و اوگدن بیان میدارد که سابقهٔ زناشویی اسکندر نسبت به پدرش در همان سن و سال پربارتر و جالب توجهتر است اسکندر به جز همسر چندین و چند رفیقه داشت اسکندر حرمی به سبک و سیاق شاهان هخامنشی برای خود گرد آورد اما در استفاده از آن جانب امتساک را میگرفت و در خوشی دادن به بدن نفسش را کنترل میکرد با این وجود پلوتارک از شیفتگی و دلباختگی اسکندر نسبت به روشنک میگوید و اسکندر را به خاطر تحمیل نکردن خود بر آن زن تحسین میکند به عقیدهٔ گرین با توجه به دورهٔ زمانی اسکندر او دوستی نسبتاً عمیقی با زنان برقرار میکرد از جمله آدای کاریهای که اسکندر را به فرزندخواندگی پذیرفت و حتی مادر داریوش سیسیگامبیس که گفته میشود در اثر حزن و اندوه پیشآمده پس از شنیدن خبر مرگ اسکندر درگذشت میراث اسکندر تنها به فتوحاتش محدود نمیشود لشکرکشیهای او ارتباط و تجارت را بین شرق و غرب بهشدت افزایش داد و مناطق پهناوری از شرق در معرض تمدن و فرهنگ یونانی قرار گرفتند برخی از شهرهایی که او بنا کرد به مراکز مهم فرهنگی مبدل شدند و بسیاری از آنها تاکنون به حیات خود ادامه دادهاند وقایعنگاران او اطلاعات ذیقیمتی را دربارهٔ مسیرهای لشکرکشی او ثبت کردند و همزمان یونانیان حس کردند به دنیای عظیمتری تعلق دارند اکنون وسعت دید به فراسوی مدیترانه میرسید عاجلترین میراث اسکندر انضمام قطعههای بزرگی از خاک آسیا به قلمرو مقدونیه بود در هنگام مرگ اسکندر امپراتوریاش کیلومتر مربع مساحت داشت و بزرگترین دولت وقت به حساب میآمد بسیاری از این مناطق تا الی سال آینده در دستان مقدونیان یا تحت نفوذ فرهنگ یونانی باقی ماندند دولتهای جانشینی که پس از مرگ اسکندر سر برآوردند حداقل در ابتدا قدرت غالب منطقه بودند و از این سال غالباً با عنوان عصر هلنیستی یاد میشود مرزهای شرقی امپراتوری اسکندر حتی در زمان حیات خود او در حال فروپاشی بود خلأ قدرتی که او در شمال غربی شبهقارهٔ هندوستان بر جای گذاشت به ظهور یکی از قدرتمندترین دودمانهای هندی در تاریخ انجامید چاندراگوپتا مائوریا با استفاده از خلأ قدرت پیشآمده بر پنجاب مسلط شد و از این پایگاه قدرت بر امپراتوری ناندا تاخت و موفق به فتح آن شد اسکندر در مسیر لشکرکشیاش در حدود بیست شهر جدید بنا کرد که نام اسکندر را بر خود داشتند و اکثرشان در شرق دجله بودند نخستین و مهمترین آنان اسکندریه در مصر بود که در آینده به یکی از مهمترین شهرهای مدیترانه مبدل گشت شهرها در مسیر راههای بازرگانی و نیز موقعیتهای دفاعی واقع شده بودند قاعدتاً در ابتدا شهرهای تازه تأسیس برای زندگی نامساعد بودهاند و شرایط تنها اندکی از پادگانهای دفاعی بهتر بودهاست پس از مرگ اسکندر بسیاری از یونانیان ساکن در شهرهای تازه تأسیس تلاش کردند به یونان بازگردند وانگهی تقریباً یک سده پس از مرگ اسکندر بسیاری از اسکندریهها شکوفا شدند و زندگی در آنها رونق گرفت ساختمانهای عمومی مجللی در آنجاها ساخته شد و جماعت فراوانی اعم از یونانی و بومی در آنها ساکن شدند اصطلاح یونانیسازی را ابتدا یوهان گوستاف درویزن برای دلالت بر گسترش زبان فرهنگ و جماعت یونانی در قلمرو پیشین شاهنشاهی هخامنشی پس از تسخیر آن به توسط اسکندر به کار برد در وقوع این صدور فرهنگی جای هیچ شکی باقی نیست و در شهرهای بزرگ هلنیستی چون اسکندریه انطاکیه و سلوکیه بهخوبی مشهود است اسکندر در پی آن بود که رگههایی از فرهنگ یونانی را به آنِ ایرانی وارد کند و کوشید فرهنگ یونانی و ایرانی را به هم بیامیزد او آرزو داشت تا جماعت آسیا و اروپا را همگون کند اما جانشینانش چنین سیاستهایی را صراحتاً رد کردند با این وجود در سرتاسر منطقه یونانیسازی به وقوع پیوست و همزمان روند مخالف و مجزای شرقیسازی در دول جانشینان صورت گرفت هستهٔ فرهنگ هلنیستی اساساً آتنی بود سپاهیان اسکندر از گوشه و کنار یونان به دور هم جمع شده بودند معاشرت و مصاحبت آنان با یکدیگر منجر به پیدایش لهجهٔ جدید کوینه یا یونانی عامی شد که عمدتاً مبتنی بر گویش آتیک بود کوینه در سرتاسر جهان هلنیستی اشاعه یافت و به عنوان زبان میانجی در آن سرزمینها به کار گرفته شد و در نهایت نیای زبان یونانی جدید گشت افزون بر این طراحی شهری آموزش حکومتداری محلی و جریان هنری در عصر هلنیستی همگی در آرمانهای یونان کلاسیک ریشه داشتند و بهتدریج به اشکال کاملاً جدیدی فرگشت یافته در زمرهٔ هلنیستی جای گرفتند حتی وجهههای از فرهنگ هلنیستی در سنن و رسوم امپراتوری بیزانس در اواسط قرن پانزدهم میلادی مشهود است برخی از عجیبترین آثار یونانیسازی در هند در موطن پادشاهیهای نسبتاً دیر ظهور هندی یونانی قابل مشاهده است در آن سرزمینهای دور از اروپا ظاهراً فرهنگ یونانی با آنِ هندی بهویژه بودایی در هم آمیختهاست اولین تصویرپردازی واقعی از بودا در این زمان به تقلید از مجسمههای یونانی آپولون شکل گرفت برخی از رسوم بودایی احتمالاً تحت تأثیر دین یونان باستان قرار گرفتهاست مفهوم بوداسف یادآور قهرمانان الوهی یونان است و برخی از مناسک عبادی مهایانه سوزاندن عود اهدای گل گذاشتن غذا بر مذبح مشابه همین مناسک در یونان باستان میباشند احتمالاً شاهی یونانی به نام مناندر یکم به کیش بوداییان وارد شده و در متون بودایی تحت نام میلیندا جاودانه شدهاست فرایند یونانیسازی به حیطهٔ علم نیز تسری یافته بود به گونهای که نظریات اخترشناسی یونان به هند رسیده و اخترشناسی آنان را طی سدههای نخستین میلادی عمیقاً متأثر نموده بود به عنوان مثال ابزارهای اخترشناسی یونانی متعلق به قرن سوم قبل از میلاد در شهر یونانی باختری آیخانم در افغانستان و امروزی پیدا شدهاست این ابزارها مربوط به دورهٔ زمانیای بودهاند که دیدگاه یونانیان مبنی بر کروی بودن زمین و احاطه شدن آن به وسیلهٔ سیارات کروی در هند مورد پذیرش قرار گرفت و نهایتاً جایگزین دیدگاه دیرینهٔ هندیان مبنی بر مسطح و دایرهوار بودن زمین گشت رومیان بسیاری بالاخص سرداران اسکندر و دلاوریهایش را تحسین کردند آنها میخواستند خود را به نحوی به دستاوردهای اسکندر مربوط سازند پولوبیوس کتابش تواریخ را با متذکر شدن دستاوردهای اسکندر به رومیان آغاز کرد و بنابراین رهبران روم او را به مثابه الگوی خویش دیدند پومپه لقب مگنوس به معنی کبیر را بر خود نهاد و حتی از مدل موی اسکندر تقلید کرد و سرزمینهای فتحشدهٔ شرق را جست تا ردای سالهٔ او را بیابد و آن را به نشانهٔ بزرگی به تن کرد ژولیوس سزار از سواردیس برنزی اسکندر ساختهٔ لوسیپوس در محل اجتماعات شهر پردهبرداری کرد اما سر خود را به جای سر اسکندر گذاشت اوکتاویان از مقبرهٔ اسکندر در اسکندریه بازدید کرد و موقتاً تصویر مهرش را از ابوالهول به چهرهٔ اسکندر تغییر داد تراژان نرون و کاراکالا اسکندر را تحسین کردند خاندان ماکریانی خاندانی رومی که به توسط ماکرینوس برای مدتی کوتاه به قدرت رسید تصاویر اسکندر را همواره همراه خود داشتند یا بر روی جواهراتشان یا به صورت گلدوزیشده بر روی لباسهایشان از سوی دیگر برخی از نویسندگان رومی بهویژه شخصیتهای جمهوریخواه از داستان اسکندر به عنوان حکایتی عبرتانگیز برای تبیین این موضوع که چگونه میتوان یکهسالاری را با ارزشهای جمهوریخواهی تعدیل کرد استفاده کردهاند این نویسندگان از اسکندر به عنوان مثالی از یک حکمران با فضایلی چون دوستی و رأفت و رذایلی چون خشم و تمایل بیش از حد به عزت و افتخار استفاده کردهاند روایتهای افسانهای فراوانی پیرامون زندگی اسکندر وجود دارد که بسیاری از آنها ریشه در زمان حیات خود او دارند و احتمالاً به توسط خودش ترویج شدهاند کالیستنس تاریخنگار درباری اسکندر دریای کیلیکیه را به گونهای ترسیم کرد که در حال انجام پروسکونسیس از اسکندر پس میکشد اونسیکریتوس چند صباحی پس از مرگ اسکندر قراری عاشقانه بین او و تالستریس ملکهٔ اسطورهای آمازونها از خود سر هم کرد و وقتی داستان را برای لوسیماخوس سردار اسکندر و پادشاه آتی مقدونیه خواند گفته میشود لوسیماخوس به شوخی گفتهاست متعجبم که من آن موقع کجا بودم در نخستین سدههای پس از مرگ اسکندر احتمالاً در اسکندریه چندین داستان افسانهای مختلف در هم آمیخته شدند و متن واحدی را به نام رمانس اسکندر شکل دادند رمانس اسکندر بعدها بهاشتباه به کالیستنس نسبت داده شد و از این رو به کالیستنس نما معروف است این متن که در دوران باستان و قرون وسطی چندین مرتبه مورد بسط و بازنگری قرار گرفت حاوی داستانهای مشکوک فراوانی است و به چندین زبان ترجمه شدهاست موفقیتها و میراث اسکندر در بسیاری از جوامع و فرهنگها توصیف و تشریح شدهاست نام او در فرهنگ عوام و خواص از عصر خودش تا به امروز مطرح بودهاست رمانس اسکندر بهطور خاص تأثیر قابل توجهی بر تصویرپردازیها از اسکندر در جوامع آتی از ایران گرفته تا اروپای قرون وسطی تا یونان امروزی گذاشتهاست اسکندر در فولکلور یونان امروزی بیش از هر شخصیت باستانی دیگر به نحو بارزی برجسته است شکل محاورهای نام او در زبان یونانی نوین او مگالکساندروس نامی بسیار رایج است و او تنها قهرمان باستانی است که در سایهبازی کاراگیوزیس ایفای نقش میکند قصهای مشهور بین دریانوردان یونانی وجود دارد که در آن یک پری دریایی گوشهگیر در حین طوفان سینهٔ کشتی را در چنگ میگیرد و میپرسد آیا شاه اسکندر زنده است جواب صحیح او زنده و سرحال است و بر جهان فرمان میراند است و دادن پاسخ صحیح منجر به ناپدید شدن پری دریایی و آرام گرفتن دریا میشود هر جواب دیگری داده شود پری دریایی به یک گورگون وحشتناک تبدیل میشود و کشتی را به اعماق دریا میکشاند و غرق میکند در ادبیات فارسی میانه پیش از اسلام از اسکندر با لقب گجستک به معنی ملعون یاد شدهاست و او متهم به ویران کردن معابد و سوزاندن متون مقدس زرتشتیان است در ایران پس از اسلام تحت تأثیر اسکندرنامه چهرهای خوشبینانهتر از اسکندر شکل میگیرد اسکندرنامهٔ فردوسی اسکندر را در خط شاهان مشروع ایران جای میدهد و از او چهرهای اسطورهای ترسیم میکند که در طلب آب حیات دورادور جهان را جست بعدها نویسندگان ایرانی اسکندر را به فلسفه مربوط میسازند و او را همنشین اشخاصی چون سقراط و افلاطون و ارسطو در جستجوی جاودانگی به تصویر میکشند نسخهٔ سوری رمانس اسکندر او را در هیئت کشورگشایی مسیحی و آرمانی به تصویر میکشد که به درگاه خدای احد و راستین دعا کرد در مصر اسکندر به عنوان پسر نکنتانبوی دوم آخرین فرعون پیش از استیلای ایرانیان به تصویر کشیده شد پیروزی او بر داریوش رستگاری مصر دانسته شد و ثابت کرد که همچنان یک مصری بر مصر فرمانروایی خواهد کرد برخی از محققین عقیده دارند شخصیت ذوالقرنین که در قرآن ذکر آن رفتهاست همان اسکندر کبیر میباشد و دلیل آن را وجود قرائنی در رمانس اسکندر ذکر کردهاند ذوالقرنین قهرمانی است که سدی بنا میکند تا گروهی مستضعف را در برابر ستم قوم یأجوج و مأجوج یاری رساند سپس در دنیای شناختهشدهٔ آن روز لشکر میکشد تا آب حیات و جاودانگی را بیابد و در نهایت پیامبر میشود در هند و پاکستان بهطور دقیقتر در پنجاب نام سکندر که از زبان فارسی برگرفته شدهاست بیانگر جوان مستعد نوخاسته است در اروپای قرون وسطی اسکندر از اعضای نه دلاور بهشمار میآمد نه دلاور گروهی از قهرمانان بودند که همهٔ خصوصیتهای آرمانی شوالیهگری را داشتند دانشنامه کتابخانه و دانش اطلاعات زبی بلال اسماعیل تاریخدان مینویسد به جز چند کتیبه و قطعهٔ بازمانده نوشتههای کسانی که اسکندر را از نزدیک میشناختند یا از خادمان او اطلاعاتی را جمعآوری کرده بودند همه از میان رفتهاست کالیستنس تاریخنگار اسکندر بطلمیوس و نئارخوس سرداران اسکندر آریستوبولوس افسر جزء سپاه اسکندر و اونسیکریتوس سکاندار ارشد اسکندر از جمله همعصران اسکندر بودند که شرح حال او را نوشتند این آثار همه از بین رفتهاند اما آثار بعدی که بر پایهٔ آن آثار اولیه نوشته شدهاند باقی ماندهاند قدیمیترین آنها دیودور سیسیلی قرن اول ق م است بعد از آن کوئینتوس کورتیوس روفوس اواسط تا اواخر قرن اول میلادی است و بعدی آریان قرن اول تا دوم میلادی و بعدی پلوتارک قرن اول تا دوم میلادی و در نهایت یوستین است که آثار او متعلق به قرن چهارم میلادی میباشد از میان این آثار آریان را موثقترین دانستهاند زیرا که او از آثار بطلمیوس و آریستوبولوس به عنوان منبع بهره بردهاست اثر دیودور از لحاظ توثیق در ردهٔ دوم قرار میگیرد تصویر اسکندر در تاریخ روایی ایران شامل دو چهرهٔ کاملاً متفاوت است که هردوی آنها احتمالاً توسط زرتشتیها نقل شدهاند و در نتیجه میتوان به آنها برچسب زرتشتی زد یکی از این داستانها اسکندر را با دیدی مثبت بهتصویر میکشد و در قالب اسکندر افسانهای در متون فارسی تداوم مییابد و به نظر میرسد که این سنت دستکم تا حدی دارای منشأ غیرایرانی باشد اما روشن است که کاملاً با سنت داستانسرایی زرتشتیان ساسانی ادغام شدهاست دومین داستان دربارهٔ اسکندر او را بهعنوان چهرهای ملعون گُجَستَک و مخرب دین زرتشی توصیف میکند در متونی از جمله ارداویرافنامه بندهشن دینکرد زند وهمن یسن نامهٔ تنسر و روایتهای پهلوی آذرفرنبغ و فرنبغ سروش از اسکندر بهعنوان کسی که اوستا را سوزاند و در دین زرتشتی گسست و خلل ایجاد کرد یاد میشود این پرسش که تصویرهای ذکرشده در بالا تا چه اندازه بر واقعیتهای عینی استوارند و تا چه مقدار نقش فرهنگی مذهبی و ملاحظات سیاسی دوران بعدی در شکلگیری آنها مثر بودهاست به شیوههای گوناگونی توسط پژوهشگران پاسخ داده شدهاست بهرام آنکلِساریا و گراردو نیولی داستان تخریب متون مقدس زرتشتی توسط اسکندر را حقیقتی تاریخی میدانند حال آنکه اکثر پژوهشگران دیگر در این زمینه تردید دارند و زمان روزگار زندگی زرتشت و نوشتن اوستا بر هزار پوست گاو را بهعنوان افسانه رد میکنند در زند وهمن یسن از اسکندر با لقب بدکار مسیحی یاد میشود که نشاندهندهٔ اختلافات دینی اواخر عصر ساسانی و منازعات زرتشتیان و مسیحیان است هیدروژن یا آبزا با نماد شیمیایی نام یک عنصر شیمیایی در جدول تناوبی با عدد اتمی است جرم اتمی این عنصر است هیدروژن سبکترین عنصر در جهان است و بیش از دیگر عنصرها میتوان آن را به صورت آزاد در طبیعت پیدا کرد میتوان گفت نزدیک به از جرم جهان از هیدروژن ساخته شدهاست برخی جرمهای آسمانی مانند کوتولهٔ سفید یا ستارههای نوترونی از حالت پلاسمای هیدروژن ساخته شدهاند ولی در طبیعت روی زمین به سختی میتوان تک اتم هیدروژن را پیدا کرد ایزوتوپی از هیدروژن که بیشتر دیده میشود پروتیوم نام دارد بیشتر از نماد آن یاد میشود تا نام آن این ایزوتوپ یک پروتون دارد و نوترون ندارد و در ترکیبهای یونی میتواند بار منفی آنیون هیدرید با نماد به خود بگیرد همچنین بار مثبت آن نیز به صورت یافت میشود که در این صورت تنها از یک پروتون ساده ساخته شدهاست البته در حقیقت بدست آوردن کاتیون هیدروژن در ترکیبهای پیچیده تری ممکن میشود عنصر هیدروژن با بیشتر عنصرها میتواند ترکیب شود و میتوان آن را در آب تمامی ترکیبهای آلی و موجودات زنده پیدا کرد این عنصر در واکنشهای اسید و قلیایی در بسیاری واکنشها با داد و ستد پروتون میان مادهٔ حل شدنی و حلال نقش مهمی از خود نشان میدهد هیدروژن به عنوان سادهترین عنصر شناخته شده در دانش نظری بسیار کمککار بودهاست برای نمونه از آن در حل معادلهٔ شرودینگر یا در مطالعهٔ انرژی و پیوند و در نهایت پیشرفت دانش مکانیک کوانتوم نقش کلیدی داشتهاست گاز هیدروژن با نماد نخستین بار در سدهٔ میلادی به صورت آزمایشگاهی از واکنش اسیدهای قوی با فلزهایی مانند روی بدست آمد تا هنری کاوندیش نخستین کسی بود که دریافت گاز هیدروژن برای خود یک مادهٔ جداگانهاست و از سوختن آن آب پدید میآید دلیل نامگذاری هیدروژن هم همین ویژگی آن است به معنی آبساز در زبان یونانی در شرایط استاندارد دما و فشار هیدروژن عنصری است بیرنگ بیبو بیمزه نافلز غیرسمی یک ظرفیتی گازی دو اتمی بسیار آتشگیر و با فرمول شیمیایی در صنعت برای تولید هیدروژن از گاز طبیعی بهره میبرند و کمتر به الکترولیز آب روی میآورند بیشتر هیدروژن تولیدی در نزدیکی محل تولید در فرایند سوخت سنگوارهای مانند کراکینگ و تولید آمونیاک برای ساخت کود شیمیایی مورد بهرهبرداری قرار میگیرد امروزه دانشمندان در تلاش اند تا جلبکهای سبز را در تولید هیدروژن بکار ببندند در دانش فلزشناسی تردی هیدروژنی بسیاری فلزها مورد بررسی است تا با کمک آن در طراحی لولهها و مخزنها دگرگونیهایی پدیدآورند گاز هیدروژن دیهیدروژن یا مولکول هیدروژن بسیار آتشگیر است و میتواند در هوا و در بازهٔ گستردهای از غلظت میان تا حجمی بسوزد آنتالپی استاندارد سوختن برای هیدروژن کیلوژول بر مول است اگر هیدروژن با هوا آمیخته شود و غلظت آن میان تا درصد باشد یا آمیزهای از هیدروژن و کلر با درصد تا درصد میتواند مادهای انفجاری را پدیدآورد این آمیزههای گازی با یک جرقه کمی گرما یا نور خورشید بیدرنگ منفجر میشود دمای خودآتشگیری هیدروژن دمایی که هیدروژن در آن خود به خود در هوا آتش میگیرد درجهٔ سانتیگراد یا فارنهایت است از شعلهٔ سوختن هیدروژن اکسیژن خالص پرتوهای فرابنفش تابیده میشود که برای چشم ناپیدایند مانند شعلهای که در موتور اصلی شاتل فضایی در اثر سوختن هیدروژن اکسیژن پدید میآید برای ردیابی نشتی در هیدروژن در حال سوختن نیاز به ابزارهای ردیابی شعله داریم چنین نشتیهایی میتوانند بسیار خطرناک باشند فاجعهٔ آتشگیری کشتی هوایی هیندنبرگ و سقوط آن یک نمونهٔ مصیبتبار از سوختن هیدروژن است دلیل این آتشسوزی مورد بررسی است اما شعله و آتشی که از بیرون دیده شد به دلیل سوختن دیگر مواد روی این کشتی هوایی بود چون هیدروژن سبک است و در هوا شناور میشود شعلهٔ آتش هیدروژن خیلی زود بالا رفت و نسبت به سوختهای هیدروکربنی خرابی کمتری به بار آورد دو سوم سرنشینان این فضاپیما از آتشسوزی جان سالم به در بردند بیشتر کشتهها به دلیل سقوط یا آتشگیری سوخت دیزل بود میتواند با هر عنصر اکسید شدهای وارد واکنش شود همچنین میتواند در دمای اتاق به صورت خود به خودی و البته خطرآفرین با کلر و فلوئور واکنش دهد و هالیدهای هیدروژن هیدروژن کلرید و هیدروژن فلوئورید را پدیدآورد این هالیدها خود اسیدهای خطرناکیاند تراز انرژی الکترون در اتم هیدروژن در پایینترین سطح خود یا حالت صفر الکترونولت است که برابر است با یک فوتون فرابنفش با طول موجی نزدیک به نانومتر تراز انرژی هیدروژن را میتوان با کمک مدل اتمی بور نزدیک به دقیق بدست آورد در مدل بور فرض بر این است که الکترونها در اتم مانند زمین که به گِرد خورشید میگردد به گِرد پروتون هستهٔ اتم میچرخند البته نیروی الکترومغناطیسی میان الکترونها و پروتونها ربایش پدیدمیآورد مانند سیارهها که به خاطر نیروی گرانش سوی ستارهها رباییده میشوند در دوران آغازین مکانیک کوانتوم چنین انگار شده بود که تکانهٔ زاویهای کمیتی گسستهاست در نتیجه الکترون در مدل بور اجازه داشت در فاصلههای مشخصی از پروتون جای گیرد و در نتیجه انرژی آن هم با مقدارهای مشخصی برابر میشد برای دریافت توضیح دقیق تری دربارهٔ اتم هیدروژن باید به رفتار آن در مکانیک کوانتوم نگاه کرد با توجه به معادلهٔ شرودینگر و فرمول انتگرالی فاینمن میتوان رفتار احتمالاتی الکترون به گِرد پروتون را محاسبه کرد برپایهٔ مکانیک کوانتوم الکترون در یک اتم هیدروژن در حالت تراز صفر هیچگونه تکانهٔ زاویهای ندارد تفاوت میان همانندسازی گردش الکترونها به منظومهٔ خورشیدی و آنچه در عمل رخ میدهد اینجا است دو اسپین متفاوت برای همپارهای مولکول دو اتمی هیدروژن وجود دارد که در آن تفاوت در اسپین هستهها نسبت به یکدیگر است در ساختار راستهیدروژن اورتوهیدروژن اسپین دو پروتون همسو است و با عدد کوانتومی اسپین مولکول یک حالت سهگانه میسازد در پاراهیدروژن اسپینها ناهمسو است در نتیجه با عدد کوانتومی اسپین یک یگانه را میسازد در دما و فشار استاندارد ساختار از گاز هیدروژن به صورت پارا و آن به صورت راست یا اورتو است که به آن ساختار معمولی هم گفته میشود نسبت تعادلی هیدروژن پارا به راست اورتو به دمای آن بستگی دارد اما چون ساختار راست یک حالت برانگیخته است و تراز انرژی بالاتری نسبت به پارا دارد ناپایدار است و نمیتوان آن را پالایید در دمای بسیار پایین میتوان گفت حالت تعادل تنها از پارا ساخته شدهاست ویژگیهای گرمایی پاراهیدروژن پالاییده در حالتهای گازی و مایع با ساختار معمولی بسیار متفاوت است و این از آنجا است که ظرفیت گرمایی گردشی آنها متفاوت است تفاوتهای پارا و راست در مولکولهای دیگری که هیدروژن دارند یا در گروههای عاملی نیز دیده میشود برای نمونه آب و متیلن چنین اند اما این تفاوت در ویژگیهای گرمایی آنها بسیار ناچیز است برای نمونه نقطهٔ ذوب و جوش پاراهیدروژن کلوین از هیدروژن راست اورتو پایینتر است با افزایش دما تغییر ویژگیهای هیدروژن از پارا به راست اورتو افزایش مییابد و پس از اندکی فشرده سرشار از ساختار پُرانرژی اورتو میشود ساختاری که با کندی بسیار به ساختار پارا بازمیگردد نسبت اورتو پارا در هیدروژن فشرده نکتهٔ کلیدی در آمادهسازی و ذخیرهٔ هیدروژن مایع است که باید آن را در نظر داشت فرایند دگرگونی هیدروژن از راست اورتو به پارا گرمازا است و آنقدر گرما تولید میکند که باعث بخار شدن بخشی از هیدروژن مایع شود در این فرایند از آسانگرهایی مانند زغال فعال اکسید آهن آزبست پلاتینی برخی فلزهای کمیاب ترکیبهای اورانیوم اکسید کروم و برخی ترکیبهای نیکل کمک گرفته میشود این آسانگرها هنگام خنکسازی هیدروژن افزوده میشوند هیدروژن در فاز فلزی یک ماده تباهیده است در این فاز هیدروژن به شکل یک رسانای الکتریکی رفتار میکند این فاز به صورت نظری در سال پیشبینی شد اما هنوز به روشنی دیده نشدهاست و همچنان این احتمال وجود دارد که فازهای جدیدی از هیدروژن جامد در شرایط استاتیک پیدا شود هیدروژن از سبکترین گازها است و میتواند با بیشتر عنصرها وارد واکنش شود در حالی که در حالت مولکولی در شرایط استاندارد چندان واکنش پذیر نیست هیدروژن الکترونگاتیوی دارد و میتواند با عنصرهایی که الکترونگاتیوی بیشتری دارند مانند هالوژنها مانند و یا اکسیژن وارد واکنش شود در تمامی این واکنشها هیدروژن بار مثبت به خود میگیرد هیدروژن در ترکیب با فلوئور اکسیژن یا نیتروژن پیوندی غیرکووالانسی با توانمندی میانگین به نام پیوند هیدروژنی برقرار میکند این پیوند در پایداری بسیاری از مولکولهای زیستی نقش اساسی دارد همچنین هیدروژن این توان را دارد که با عنصرهایی با الکترونگاتیوی کمتر مانند فلزها و شبهفلزها وارد واکنش شود در این صورت هیدروژن بار منفی به خود میگیرد این گونه ترکیبها بیشتر با نام هیدرید شناخته میشوند هیدروژن میتواند رشتههای ترکیبهای گستردهای را با کربن پدیدآورد این ترکیبها هیدروکربن نام دارند بیش از این رشته ترکیبهای هیدروژن با ناجوراتمها هم وجود دارد که از هیدروکربنها هم گستردهتر است و به دلیل ارتباطی که میان آنها و اندامهای زنده وجود دارد به آنها ترکیبهای آلی گفته میشود و دانش بررسی ویژگیهای چنین ترکیبهایی شیمی آلی نام دارد و چنانکه این بررسی در زمینهٔ سازوکار اندامکهای زنده باشد زیستشیمی خوانده میشود البته تعریف دیگری هم وجود دارد برخی بر این باور اند که هر ترکیبی که کربن داشته باشد ترکیب آلی نام دارد هرچند بیشتر این ترکیبهای کربنی دارای هیدروژناند امروزه میلیونها هیدروکربن در جهان شناخته شدهاست که برای ساخت بسیاری از آنها از فرایندهای پیچیدهای بهره برده شدهاست بیشتر ترکیبهای هیدروژن هیدرید نام دارند عبارت هیدرید نشان میدهد که در آن ترکیب اتم هیدروژن بار منفی یا آنیون به خود گرفته و به صورت نمایش داده میشود این حالت زمانی پیش میآید که هیدروژن با عنصرهایی که دوست دارند الکترون از دست دهند ترکیب شود این مطلب نخستین بار توسط گیلبرت لوویس در سال برای هیدریدهای گروه یک و دو پیشنهاد شد پس از آن مورئر در سال با کمک الکترولیز لیتیم هیدرید مذاب درستی این پدیده را نشان داد همچنین مقدار هیدروژن در آنُد با کمک معادلات استوکیومتری قابل شمارش بود برای هیدرید عنصرهایی غیر از فلزهای گروه یک و دو با در نظر گرفتن الکتروندوستی پایین هیدروژن وضعیت کمی متفاوت است همچنین ترکیب در گروه دو یک پلیمری و استثنا است در لیتیم آلومینیوم هیدرید آنیون مرکزهای هیدریدی را با خود میبرد در حالی که به سختی با در پیونداند هیدریدها تقریباً با همهٔ عنصرهای گروه اصلی ساخته میشوند ولی شمار و آمیزش آنها متفاوت است برای نمونه بیش از هیدرید بور دوتایی شناخته شدهاست درحالی که تنها یک هیدرید آلومینیم دوتایی داریم و هیدرید ایندیم دوتایی هنوز شناخته نشدهاست هرچند که ترکیبهای پیچیدهتر وجود دارند در شیمی معدنی هیدریدها به عنوان یک پل لیگاندی یا لیگاند واسطه هم کاربرد دارند به این ترتیب که میان دو مرکز فلزی در ترکیبهای کمپلس ارتباط برقرار میکنند این کاربرد هیبرید بیشتر در میان عنصرهای گروه به ویژه در هیدریدهای بور کمپلکسهای آلومینیم و کربورانهای خوشهدار دیده میشود هیدروژن با اکسید شدن الکترون خود را از دست میدهد در نتیجه بدست میآید که تنها دارای یک هستهاست که خود آن هسته تنها یک پروتون دارد به همین دلیل را پروتون نیز مینامند این ویژگی در بحث واکنشهای اسیدها در خور توجهاست برپایهٔ نظریهٔ اسید و باز برونستد لاری اسیدها دهندهٔ پروتون و قلیاها گیرندهٔ پروتوناند پروتون یا را نمیتوان به صورت تکی در یک محلول یا بلور یونی پیدا کرد این به دلیل ربایش بسیار بالای آن به الکترون اتمها یا مولکولهای دیگر است مگر در دماهای بسیار بالای مرتبط با حالت پلاسما چنین پروتونهایی را نمیتوان از ابر الکترونی اتم یا مولکول جدا کرد بلکه چسبیده به آنها باقی میماند البته گاهی از عبارت پروتون برای اشاره به هیدروژن با بار مثبت یا کاتیون که در پیوند با دیگر مواد است هم استفاده میشود پروتیوم معمولیترین ایزوتوپ هیدروژن فاقد نوترون است گرچه دو ایزوتوپ دیگر به نام دوتریوم دارای یک نوترون و تریتیوم رادیو اکتیو دارای دو نوترون وجود دارند دو ایزوتوپ پایدار هیدروژن پروتیوم و دیتریوم هستند دیتریوم شامل درصد کل هیدروژن است آیوپاک نسبتهای دیتریوم به پروتیوم با توجه به استاندارد مرجع آب اعلام میگردد تریتیوم یا یک ایزوتوپ پرتوزا رادیواکتیو دارای یک پرتون و دو نوترون است هیدروژن تنها عنصری است که ایزوتوپهای آن اسمی مختلفی دارند در سال رابرت بویل دریافت و توضیح داد که از واکنش میان آهن و یک اسید رقیق باعث تولید گاز هیدروژن میشود پس از او در سال هنری کاوندیش نخستین کسی بود که گاز هیدروژن را به عنوان یک مادهٔ جداگانه شناخت مادهای که نتیجهٔ واکنش شیمیایی میان فلز و اسید بوده و البته آتشگیر نیز بودهاست برای همین وی نام هوای آتشگیر را بر آن نهاد او گمان برد هوای آتشگیر در حقیقت همان مادهٔ افسانهای آتشدوست یا است آزمایشهای پس از آن در سال نشان داد که از سوختن این گاز آب پدید میآید کاوندیش به عنوان کسی که برای نخستین بار هیدروژن را به عنوان یک عنصر دانست شناخته میشود در سال لاوازیه و لاپلاس هنگامی که یافتههای کاوندیش را آزمودند و دیدند که از سوختن این گاز آب پدید میآید به پیشنهاد لاوازیه نام هیدروژن را برای آن برگزیدند هیدروژن به معنی سازندهٔ آب یا آبزا از واژهٔ یونانی یا به معنی آب و یا به معنی سازنده ساخته شدهاست لاوازیه در آزمایشهای سرشناس خود دربارهٔ بقای ماده از واکنش میان بخار آب با فلز آهنی که در آتش به شدت داغ و دچار تابش شده بود به تولید هیدروژن دست یافت اکسید کردن آهن در یک فرایند بدون هوا با کمک پروتونهای آب در دمای بسیار بالا از واکنشهای زیر پیروی میکند زیرکونیم و بسیاری دیگر از فلزها اگر همین فرایند را با آب داشته باشند باز به تولید هیدروژن میرسند نخستین بار در سال جیمز دیوئر توانست هیدروژن را در فرایند سرمایش بازیابی و با کمک چندی از ابتکارهای خودش مانند فلاسک خلاء مایع کند او یک سال بعد توانست هیدروژن را جامد کند در دسامبر هارولد یوری توانست دوتریوم و پس از او در ارنست رادرفورد مارک اولیفانت و پاول هارتک توانستند تریتیوم را بدست آورند در ادامه آب سنگین که به جای هیدروژن معمولی از دوتریوم ساخته شده را گروه هارولد یوری در بدست آوردند در سال فرانسوآ ایزاک دو ریواز نخستین ماشین درونسوز با سوخت آمیزهای از هیدروژن و اکسیژن را ساخت و ادوارد دانیل کلارک لولههای دم دهندهٔ هیدروژن را در سال درست کرد روشنایی کلسیم و لامپ دوبراینر هم نخستین بار در سال درست شدند نخستین بادکنک هیدروژنی را ژاک شارل در پدیدآورد اما آنری ژیفار نخستین کسی بود که توانست از این بادکنکهای هیدروژنی یک وسیلهٔ جابجایی در آسمان بسازد و به اندازهٔ کافی در هوا بالا رود او در سال به این کامیابی دست یافت پس از آن فردیناند زپلین آلمانی پیشنهاد ساخت یک کشتی پرنده را داد و در سال نخستین زپلین در آسمان به پرواز درآمد با آمدن این ابزار مسافرتهای هوایی ممکن شد تا آنجا که از سال تا که جنگ جهانی اول آغاز شد مسافر بدون هیچ حادثهٔ جدی در آسمان جابجا شدند در طول جنگ هم این ابزار به عنوان دیدهبان یا بمب افکن کاربرد داشت کشتیهای هوایی بریتانیایی آر که در سال ساخته شد میتوانست عرض اقیانوس اطلس را بدون توقف طی کند پس از آن در دههٔ پروازهای مرتب برای مسافرین فراهم شد با شناسایی گاز هلیم توسط آمریکاییها امید آن بود که این مسافرتها از امنیت بیشتری برخوردار شوند اما دولت آمریکا نپذیرفت که هلیوم را برای این هدف بفروشد برای همین به ناچار این کشتیهای فضایی همچنان با هیدروژن کار میکردند کشتی هوایی هیندنبورگ که در مه در آسمان نیوجرسی آتش گرفت هم با گاز پرواز میکرد این رویداد به صورت زنده از رادیو پخش میشد و از آن فیلم گرفته میشد گمان آن میرفت که آتشسوزی به دلیل نشت گاز هیدروژن رخ دادهاست اما چندی بعد بررسیها نشان داد که از جرقهٔ میان تارهای آلومینیمی در اثر الکتریسیتهٔ ساکن آتشسوزی روی دادهاست اما هر چه بود این رویداد باعث از بین رفتن اعتماد عمومی نسبت به ابزارهای پروازی به کمک گاز هیدروژن شد در سال برای نخستین بار از پیلهای نیکلهیدروژن در سامانهٔ ردیابی ماهوارهای نیروی دریایی بهره برده شد برای نمونه در ایستگاه فضایی بینالمللی اودیسهٔ مریخ و نقشهبردار سراسر مریخ پیلهای نیکلهیدروژن بکار رفتهاست تلسکوپ فضایی هابل هم در بخشهایی از گردشش که فضا تاریک است از نیرو پیلهای نیکلهیدروژن بهره میبرد اما این پیلها در مه سال جایگزین شدند ساختار اتمی نسبتاً سادهٔ هیدروژن یعنی اینکه تنها دارای یک پروتون و یک الکترون بود و افزون بر آن طیف نوری که از هیدروژن تابیده میشد یا توسط هیدروژن دریافت میشد همگی در گسترش نظریهٔ ساختار اتم بسیار کمککار بودند سادگی ساختار مولکول هیدروژن و کاتیون کمک کرد تا شناخت بهتری از پیوندهای شیمیایی بدست آید این دستاورد اندکی پس از بیان نظریهٔ رفتار مکانیک کوانتوم اتم هیدروژن در میانهٔ دههٔ بدست آمد یکی از اثرها و ویژگیهای کوانتومی که به خوبی دیده شد اما در آن هنگامه فهمیده نشد مشاهدات ماکسول در زمینهٔ هیدروژن بود که نیم قرن پیش از رسیدن به نظریهٔ مکانیک کوانتوم روی داد ماکسول مشاهده کرد که ظرفیت گرمایی در دماهای زیر دمای اتاق به سرعت از انرژی گرمایی گازهای دو اتمی دور و به تک اتمیها نزدیک میشود برپایهٔ نظریهٔ کوانتوم این رفتار به فاصلهٔ میان ترازهای انرژی دورانی بازمیگردد که به ویژه در به دلیل جرم کوچک آن با هم فاصلهٔ زیادی دارند این ترازهای بافاصله از پخش شدن یکنواخت انرژی گرمایی در حرکت دورانی هیدروژن در دمای پایین پیشگیری میکند گازهای دو اتمی که از اتمهای سنگین تری ساخته شدهاند دارای چنین ترازهای با فاصلهٔ انرژی نیستند و نمیتوانند چنین رفتاری را از خود نشان دهند هیدروژن فراوانترین عنصر در جهان است تا آنجا که جرم مواد طبیعی از این عنصر ساخته شده و بیش از اتمهای سازندهٔ آنها اتم هیدروژن است و البته گمان آن میرود که جرمهای ناشناخته مانند مادهٔ تاریک و انرژی تاریک هم چنین ساختاری داشته باشند هیدروژن و ایزوتوپهای آن به فراوانی در ستارهها و سیارههای غولهای گازی یافت میشوند هیدروژن از راه واکنشهای پروتون پروتون و چرخهٔ سیاناو در همجوشی هستهای نقشی کلیدی در زاییده شدن درخشان شدن و پُرتوان شدن یک ستاره بازی میکند چون ابرهای مولکول هیدروژن رابطهای مستقیم با زایش یک ستاره دارند در سراسر کیهان هیدروژن بیشتر در حالت اتمی یا پلاسمایی دیده میشود در حالت پلاسما ویژگیهای ماده کاملاً متفاوت از ویژگیهای آن در حالت مولکولی است چرا که در این وضعیت الکترون و پروتون دیگر در بند یکدیگر نیستند در نتیجه رسانش الکتریکی و تابش بسیار بالایی در ماده رخ میدهد نوری که از خورشید و دیگر ستارگان تابیده میشود و ذرههای باردار به شدت زیر تأثیر میدانهای مغناطیسی و الکتریکی قرار دارند برای نمونه بادهای خورشیدی که با مغناطکرهٔ زمین در اندرکنش قرار میگیرد و باعث بهوجود آمدن شفق قطبی و جریانهای بیرکلند در زمین میشوند چنیناند برخلاف فراوانی زیاد هیدروژن در کیهان غلظت این عنصر در هواکرهٔ زمین بسیار کم است برحسب حجم و این بیشتر به دلیل سبکی این گاز نسبت به دیگر گازها است که میتواند آسانتر از میدان گرانش زمین بگریزد هیدروژن گازی هم که در زمین یافت میشود بیشتر به صورت مولکول دو اتمی دیده میشود با وجود تمام این توضیحها از دیدگاه فراوانی هیدروژن سومین عنصر فراوان در سطح زمین است و این به دلیل حضور آن در بیشتر ترکیبهای شیمیایی مانند هیدروکربنها و آب است آب در دسترسترین سرچشمهٔ هیدروژن در زمین است که از دو بخش هیدروژن و یک بخش اکسیژن ساخته شدهاست همچنین هیدروژن در بیشتر گونههای مواد آلی که در اندامهای زنده کاربرد دارند پیدا میشود زغال سوخت فسیلی و گاز طبیعی متان که یکی از محصولات فرعی فساد ترکیبات آلی است همگی دارای هیدروژناند گاز هیدروژن توسط باکتریها و جلبکها ساخته میشود و البته یکی از سازندگان طبیعی باد شکم است هیدروژن از راههای گوناگون بدست میآید گذر بخار از روی کربن داغ تجزیه هیدروکربن بوسیلهٔ حرارت واکنش هیدروکسید سدیم یا پتاسیم بر آلومینیوم الکترولیز آب یا از جابجایی آن در اسیدها توسط فلزات خاص در آزمایشگاههای زیستشناسی و شیمی میتوان گاز هیدروژن را تولید کرد این گاز معمولاً محصول کناری دیگر واکنشها است در آزمایشگاه با کمک دستگاه کیپ میتوان از واکنش اسیدها با فلزهایی مانند روی هیدروژن بدست آورد از واکنش آلومینیم با قلیاها هم میتوان به نتیجه رسید الکترولیز آب هم یک روش آسان برای تولید هیدروژن است با گذر یک جریان کم ولتاژ از آب میتوان گاز اکسیژن را در آنُد و گاز هیدروژن را در کاتُد جمع کرد برای جمعآوری هیدروژن معمولاً کاتد از پلاتین یا یک فلز واسطهٔ دیگر برگزیده میشود البته چون امکان آتش گرفتن وجود دارد و اکسیژن هم به این سوختن کمک میکند برای همین فلز کاتد و آند هر دو واسطه در نظر گرفته میشود آهن اکسید میشود و مقدار اکسیژن بدست آمده را کاهش میدهد بیشترین بازده نظری این واکنش یعنی نسبت جریان الکتریسیته به هیدروژن تولیدی میان تا درصد است شیمیدانان در سال دریافتند که اگر آلیاژی از گالیم و آلومینیم را به صورت گلولهای درآورند و در آب بیندازند میتواند هیدروژن تولید کند همچنین این فرایند آلومینا هم پدیدمیآورد در این میان گالیم نمیگذارد که لایهای از اکسیژن بر روی گلوله ساخته شود و البته گالیم پس از واکنش دوباره قابل استفادهاست و این به دلیل گرانی این فلز نکتهٔ مهمی است این روش از نظر کاهش هزینه هم درخور توجهاست چرا که هیدروژن در همانجا تولید میشود و دیگر نیازی به جابجایی ندارد راههای گوناگونی برای تولید صنعتی هیدروژن پیدا شدهاست اما بهترین آنها از نظر اقتصادی برداشتن هیدروژن از هیدروکربنها است در این روش بخار آب در دمای بالا با سوختهای سنگوارهای مانند متان موجود در گاز طبیعی واکنش میدهد و مخلوط مونوکسید کربن و پدیدمیآورد که به آن گاز آب یا گاز سنتز میگویند منظور از دمای بالا در این واکنش تا کلوین تا سانتیگراد تا فارنهایت است تمایل بر این است که این واکنش در فشار پایین انجام گیرد ولی چنین نمیشود و در فشارهای بالا مگاپاسکال اتمسفر یا اینچ جیوه رخ میدهد چون هیدروژن با فشار بالا کالای تجاری تری است و فرایند پالایش آن و جداسازی اش از دیگر گازها در فشار بالا بهتر صورت میگیرد مخلوط گاز سنتز جهت تولید متانول و ترکیبهای مرتبط دیگر بکار میرود جدای از متان هیدروکربنهای پیچیدهتر هم میتوانند در تولید گاز سنتز بکار روند تنها نسبت محصولات تولیدی متفاوت است یکی از بزرگترین پیچیدگیها در این فرایندهای بهینهسازی پدیداری کُک یا کربن است برای پالایش گاز هیدروژن از بخار آب زیادی که در آغاز واکنش افزودیم از مونوکسید کربن استفاده میشود و اکسید آهن در این میان نقش آسانگر را بازی میکند این واکنش از واکنشهای مهم صنعتی در تولید کربن دیاکسید است یک روش صنعتی و مهم دیگر در تولید هیدروژن اکسید کردن جزئی هیدروکربنها است و البته واکنش زغال سنگ که به عنوان پیشدرآمدی بر واکنش بالایی است هیدروژن مورد نیاز در فرایند هابر برای تولید آمونیاک هم از گاز طبیعی بدست میآید برقکافت آبنمک هم علاوه بر تولید سدیم هیدروکسید و آزادسازی کلر هیدروژن نیز آزاد میکند به علت خورندگی و اشتعالپذیری گاز هیدروژن جابجایی آن با دشواری روبروست از این رو در بسیاری از این فرایندهای صنعتی هیدروژن تولید شده در همانجا مصرف میشود بدون آنکه پالایش یا جداسازی انجام گیرد بیش از چرخهٔ گرماشیمی ترموشی برای شکستن مولکول آب به اتمهای سازنده اش وجود دارد دانشمندان بر روی نزدیک به دو جین از این چرخهها مانند چرخهٔ اکسید آهن چرخهٔ اکسید سریم اکسید سریم چرخهٔ روی اکسید روی چرخهٔ گوگرد ید چرخهٔ مس کلر چرخهٔ هیبرید گوگرد پژوهش و آزمایش میکنند و در تلاش اند تا از آب و گرما به هیدروژن و اکسیژن برسند بدون اینکه از جریان برق کمک بگیرند شماری از آزمایشگاهها از جمله در فرانسه آلمان یونان ژاپن و آمریکا در حال گسترش روشهای ترموشیمی یا گرماشیمی اند تا بتوانند با کمک انرژی خورشیدی و آب هیدروژن تولید کنند در شرایط بدون هوا آهن و فولاد به آرامی با پروتونهای آب اکسید میشوند و مولکول هیدروژن آزاد میشود در این فرایند نخستین چیزی که ساخته میشود هیدروکسید آهن زنگارهای سبز است و واکنش آن به صورت زیر است در شرایط بی هوا هیدروکسید آهن آزاد شده میتواند با پروتونهای آب اکسید شود و مگنتیت و هیدروژن را پدیدمیآورد فرایندی که توضیح داده شد واکنش شیکور نام دارد بلور مگنتیت اگر به خوبی ساخته شده باشد از دید ترمودینامیکی پایدارتر از هیدروکسید آهن است آنچه گفته شد فرایند خوردگی بدون هوای آهن و فولاد است که در آبهای زیرزمینی بدون اکسیژن یا در خاکهای کاهندهٔ زیر سفرههای آب روی میدهد در نبود اکسیژن هوا در شرایط ویژهٔ درون زمین و در فاصلهای بسیار دور از هواکره در فرایندی به نام سرپانتینی کردن گاز هیدروژن یا پدید میآید در این فرایند اکسیدکردن بدون هوا توسط پروتونهای آب موجود در یون آهن سیلیکات در شبکهٔ بلوری فایالیت الیوین سرشار از آهن دیده میشود در پایان این واکنش به ساخت مگنتیت کوارتز و هیدروژن میرسد این واکنش به واکنش شیکور که در خوردگی بدون هوا گفته شد بسیار نزدیک است هیدروژن یا به فراوانی در صنایع شیمیایی و پتروشیمی کاربرد دارد بزرگترین کاربرد آن در فراوری سوختهای سنگوارهای و تولید آمونیاک است مصرفکنندگان کلیدی در کارخانههای پتروشیمی عبارتند از هیدرودآلکیلاسیون هیدرودسولفوریزاسیون و کراکینگ البته هیدروژن چندین کاربرد مهم دیگر هم دارد هیدروژن در هیدروژنه کردن به ویژه در افزایش سطح اشباع چربیهای غیر اشباع و تولید روغن جامد دانههای روغنی و تولید متانول کاربرد دارد کاربرد دیگر آن به عنوان منبع هیدروژن در تولید هیدروکلریک اسید است همچنین هیدروژن به عنوان عامل کاهنده در احیای سنگ معدنهای فلزی کار میکند هیدروژن به خوبی در بسیاری از عنصرهای خاکی کمیاب و فلزهای واسطه حل میشود همچنین در فلزهای آمورفی و بلورهای نانو حل شدنی است جدا از واکنشهای شیمیایی که هیدروژن میتواند در آنها شرکت کند این ماده کاربرد فراوانی در مهندسی و فیزیک دارد برای نمونه به عنوان گاز پوششی محافظ در روشهای گوناگون جوشکاری مانند جوشکاری اتمی هیدروژن مورد نیاز است کاربرد دیگر هیدروژن در خنک کردن مولد الکتریکی نیروگاههای برق است این کاربرد به این دلیل است که هیدروژن دارای بالاترین رسانش گرمایی در میان گازها است در پژوهشهای سرماشناسی مانند مطالعهٔ ابررسانایی هم بر روی هیدروژن مایع کار میشود چگالی گاز هیدروژن نزدیک به هوا است به همین دلیل در گذشته به عنوان گاز بالابر در بالونها و کشتیهای هوایی کاربرد داشت به تازگی از هیدروژن خالص یا آمیختهای از هیدروژن و نیتروژن برای شناسایی نشتیهای ریز و سوراخهای بسیار کوچک در نیروگاهها صنعتهای شیمیایی هوافضا خودروسازی و مخابرات بهره برده میشود هیدروژن یک افزودنی مجاز به مواد خوراکی است با کمک آن میتوان بستهبندی مواد خوراکی را از نظر نشتی و سوراخ آزمود همچنین از اکسید شدن مواد خوراکی هم پیشگیری میکند دمای هیدروژن در نقطهٔ سهگانه اش به عنوان یکی از نقطههای ثابت در مقیاس بینالمللی دما در نشانهگذاری شده که برابر با کلوین است هیدروژن به خودی خود یک منبع انرژی نیست مگر آنکه با کمک واکنشهای همجوشی هستهای در دوتریوم یا تریتیوم برای نیروگاهها انرژی تولید کند که البته این فناوری بسیار پیشرفتهاست انرژی خورشید هم از همجوشی هستهای هیدروژن گرفته شدهاست اما بر روی زمین به سختی میتوان به صورت کنترل شده به این فرایند دست یافت هیدروژن بدست آمده از خورشید فرایندهای زیستی یا الکتریکی انرژی مورد نیاز برای تولیدش بیشتر از انرژی بدست آمده از سوختنش است به همین دلیل در این موقعیتها با هیدروژن به عنوان یک حامل انرژی برخورد میشود مانند یک باتری هیدروژن را میتوان از سوختهای سنگوارهای مانند متان بدست آورد اما این گونه منبعها همیشگی و پایدار نیستند چگالی انرژی در یکای حجم هم برای هیدروژن مایع و هم برای گاز فشردهٔ هیدروژن در هر فشاری که بتوان با آن کار کرد آشکارا از چگالی انرژی سوختهای سنگوارهای سنتی پایینتر است همچنین چگالی انرژی در یکای جرم هم برای سوختهای سنگوارهای بالاتر است اما همچنان پژوهشها بر سر این است که در آینده به گستردگی از هیدروژن عنوان یک حامل انرژی بهره برده شود برای نمونه میتوان فرایند جداسازی کربن از هواکره و ذخیرهسازی آن را برای هیدروژن هم همانند کرد و از سوختهای سنگوارهای هیدروژن بدست آورد اگر بتوان از هیدروژن به عنوان سوخت در ترابری بهره برد این سوخت به نسبت دیگر سوختها پاک میسوزد اندکی تولید میکند اما به هر حال بدون پدیدآوردن کربن میسوزد نباید فراموش کرد که هزینههای مربوط به دگرگونی کامل سامانه به اقتصاد هیدروژنی درخور نگرش است از هیدروژن در نیروگاههای برق به عنوان خنککنندهٔ ژنراتورها بهره برده میشود این به دلیل ظرفیت گرمایی بسیار بالای این گاز است که از همهٔ گازها بالاتر است هیدروژن برای اشباع پیوندهای شکستهٔ سیلیسیم آمورف و کربن آمورف کاربرد دارد و کمک میکند تا ویژگیهای ماده پایدار شود همچنین در بسیاری از اکسیدهای مواد به عنوان دهندهٔ الکترون کار میکند چند مورد از این اکسیدها عبارتند از و به مقدار بسیار زیادی هیدروژن در فرایند هابر نقش دارد دیگر کاربردهای هیدروژن عبارتاند از هیدروژن میتواند در موتورهای درونسوز سوخته شود یا در پیلهای هیدروژنی انرژی الکتریکی تولید کند تاکنون چند خودروی آزمایشی توسط چند شرکت خودروسازی از جمله موتور گرمایی و بنز تویوتا اپل و پیل هیدروژنی تولید شدهاست پیلهای سوختی هیدروژنی بهعنوان راه کاری برای تولید توان بالقوهٔ ارزان و بدون آلودگی مورد توجه قرار گرفتهاست محصول برخی از واکنشهای بدون هوا است که توسط چندین گونه میکروب درست میشود این واکنشها معمولاً با کمک آهن یا نیکل موجود در آنزیمهایی به نام هیدروژناس آسان میشوند این آنزیمها به عنوان آسانگر در واکنشهای برگشتپذیر اکسایش و کاهش میان و اجزایش دو پروتون و دو الکترون کار میکنند گاز هیدروژن هنگام انتقال تعادلهای کاهشی بهوجود آمده در اثر تخمیر اسید پیرویک با آب پدید میآید همه روزه شکستن مولکول آب به اجزای سازنده اش پروتونها الکترونها و اکسیژن در واکنش نورساخت در اندامهای زنده روی میدهد برخی از اندامها مانند سیانوباکتر و جلبک کلامیدوموناز رینهارتی یک گام دوم را هم وارد واکنش میکنند که مربوط به واکنشهای در تاریکی است و در آن پروتونها و الکترونها کاهیده میشوند و با کمک آنزیمهای ویژهای که در کلروپلاست وجود دارد گاز را درست میکنند تلاش شده تا آنزیمهای سیانوباکتری را به صورت ژنی تصحیح کنند و با کمک آنها حتی در حضور اکسیژن هم گاز هیدروژن تولید کنند همچنین تلاش شده تا ژنهای جلبک یک واکنش دهندهٔ زیستی را هم اصلاح کنند هنگام کار با هیدروژن باید بسیار هشیار بود این به دلیل توان آتشگیری و انفجار آن است به ویژه هنگامی که با هوا آمیخته میشود و هنگامی که خالص یا بدون اکسیژن باشد هم فرد را دچار خفگی میکند هیدروژن مایع توان سردکنندگی بسیار بالایی دارد و مانند دیگر مایعات بسیار سرد میتواند آسیبهایی همچون یخزدگی را به بار آورد هیدروژن در بسیاری از فلزها حل میشود گاهی این توانایی دلخواه ما نیست مانند امکان نشت به بیرون و پدیدهٔ تردی هیدروژنی که در صورت ادامه باعث ترک خوردگی یا انفجار میشود نشت هیدروژن در هوای آزاد باعث شعلهور شدن آن میشود افزون بر این سوختن هیدروژن هنگامی که بسیار داغ باشد تقریباً پدیدهای ناپیدا نامرئی است و میتواند باعث رویدادهای ناگواری شود دادههای مربوط به هیدروژن از جمله دادههای مربوط به امنیت آن به دستهای از پدیدهها بستگی دارد بسیاری از ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی هیدروژن به نسبت اورتوهیدروژن و پاراهیدروژن گاز وابستهاست که معمولاً روزها و گاهی هفتهها طول میکشد تا در یک دمای مشخص به تعادل برسد و چون دادههای امنیت مربوط به حالت تعادل است کمی کار دشوار میشود همچنین پارامترهای انفجار مانند فشار و دمای بحرانی به شدت به هندسهٔ ظرف دربردارنده هم بستگی دارد زندیق معرب واژههای زندیک یا زندیکیه است به معنی مفسر زند این واژه توسط مسلمانان در خصوص افرادی که تصور میشود نظرات یا عملکردهایی دارند که با نظرات بنیادی اسلام در تعارض است به کار میرود مسلمانان شروع به خواندن مانویان زرتشتیان مرتدان و کفار و معارضین اسلام با عنوان زندیق نمودند عنوانی که مجازات آن مرگ بود از اواخر قرن هشتم میلادی قرن دوم هجری خلفای عباسی شروع به شکار و قلع و قمع زندیقها در مقیاس وسیع نموده و هر کس را که ظن زندیق بودن به وی میرفت از دم تیغ میگذراندند در دوران جدید گاهی این لغت برای اشاره به پیروان مذاهب و فرقههایی که در جامعه اسلامی ریشه گرفته اما توسط مسلمین سنتی کفرآمیز یا دگرکیشی محسوب میشود به کار میرود علی بن حسین مسعودی که در سال خورشیدی درگذشت در مروج الذهب در سخن از شاپور یکم از پدید آمدن مانی یادکرده مینویسد اسم زندقه با مانی پدید آمد و از کلمه زند که تفسیر اوستاست درآمدهاست پیروان مانی را زندی گفتند برای اینکه دلبخواه خود اوستا را تأویل کنند کلمهٔ زند به معنی تفسیر اوستاست زنتی در خود اوستا به معنی شرح و تفسیر یا گزارش بسیار بکار رفته و مشتق است از مصدر زن که به معنی دانستن و شناخت است زنتی یا آزنتی در گزارش پهلوی اوستا به زند گردانیده شدهاست بسیاری از نویسندگان زنادقه را از پیروان مانی دانسته و خود مانی را زندیق خواندهاند در تاریخ طبری و ترجمهٔ فارسی آن تاریخ بلعمی چنین آمدهاست مانی زندیق در زمان شاپور یکم بود و بیرون آمد و زندقه آشکار کرد قرنها پیش از این نویسندگان مورخ ارمنی ازنیک که از معاصرین ساسانیان است از زندیکها سخن میدارد ازنیک کتاب خود را در میان سالهای تا میلادی تألیف کرده و از عقاید دینی فرق زرتشتی زمان خود بحث میکند و از زندیکها یعنی پیروان آیین مانی نام بردهاست بنابراین کلمه پهلوی زندیک در روزگار خود در ساسانیان به مانویان اطلاق میشد در قرون اولیه اسلام زندیق به مانوی و به همهٔ کسانی که دینناباور و دهری یا مخالف اسلام بودند اطلاق میگردید روزبه دادویه معروف به ابن مقفع در سال هجری خورشیدی به گناه زندقه یعنی پیروی از آیین مانی در بصره به فرمان ابوجعفر منصور دومین خلیفه عباسی در تنور سوزانیدهشد البته پیروان مکتب خلافت از این عنوان برای مبارزه و سرکوب مخالفین خود بسیار استفاده میکردند آنها از مناقشه و نقد حدیث به شدت جلوگیری میکردند هرچند مخالف عقل وجدان و تاریخ قطعی باشد زیرا نقد حدیث به نقد مناقشه و تشکیک در امور مهمتر و حساس تری میانجامید چنانکه برخی مزدوران و جیره خواران از رسول خدانقل کردندکه بین موسی و آدم محاجه ای روی داد در این محاجه آدم موسی را محکوم کرد یکی از حاضران پرسید چه وقت آدم و موسی به هم رسیدند خلیفه شخصاً دخالت کرد و دستور داد بساط چرم و شمشیری حاضر کنند و معترض را که در صدد فهم مطلب بود با این حجت که زندیقی است که حدیث رسول خدا را تکذیب کرده بکشند اتهام به زندیقی گری آسانترین وسیله ممکن برای خلاصی از کسی بود که نماز پشت سر خلیفه ستمگر را جائز نمیدانست کریستُف کُلُمب کریستوبال کُلُن زاده اکتبر درگذشته مه یک سوداگر و دریانورد اهل جنُوا در ایتالیا بود که بر حسب اتفاق قاره آمریکا را کشف کرد او که از طرف پادشاهی کاستیل بخشی از اسپانیا مأموریت داشت تا راهی از سمت غرب به سوی هندوستان بیابد در سال با سه کشتی از عرض اقیانوس اطلس گذشت اما به جای آسیا به آمریکا رسید کلمب هرگز ندانست که قارهای ناشناخته را کشف کردهاست سفرنامه کریستف کلمب به آمریکا در قالب سفر اکتشافی صورت گرفت کریستف کلمب از چهرههای بحثبرانگیز تاریخ است برخی از جمله اکثر سرخپوستان آمریکا او را مسئول مستقیم یا غیرمستقیم کشتار دهها میلیون نفر از مردم بومی و عامل استثمار آمریکا از سوی اروپا میدانند در حالیکه دیگران وی را به خاطر نقش مثری که در گسترش فرهنگ و تمدن غرب ایفا کرد میستایند بنا به گفتهٔ دیوید ایکورن نام حقیقی وی جان کولون بود که نام خود را به کریستفر کولومبوس اسپانیولی تغییر داد مادر وی سوزانا فونتهروسا نام داشت و پدر بزرگ مادری او نیز یعقوبو فونتهروسا بود نام پدرجد وی آبراهام فونتهروسا بود در مورد زادگاه واقعی کلمب روایتهای مختلفی مطرح شده و دربارهٔ سالهای نخست زندگانی او اطلاعات اندکی موجود است اکثر تاریخ نگاران وی را اهل جنوا در ایتالیا میدانند اما برخی نیز او را اسپانیایی دانستهاند کریستف کلمب در روزی بین اوت تا اکتبر سال زاده شد پدرش دومنیکو کلمبو تاجر پشم و مادرش سوزانا فونتاناروسا دختر یک بازرگان پشم بود کلمب سه برادر کوچکتر به نامهای بارتولومئو جیووانی په لگرینو و جیاکامو و خواهری به نام بیانچینتا داشت در خانوادهاش برای کار به ساوانو کوچ کردند جایی که کریستف و برادرش بارتولومئو توانستند در کنار پیشه خانوادگی نقشهنگاری نیز بیاموزند کلمب تحصیلات رسمی نداشت و تا حدود بیست و چهار سالگی خواندن و نوشتن نمیدانست اما چون آرزو داشت که ناخدای کشتی شود در این دوره و بعد از آن کوشید تا با مطالعهٔ فراوان نزد خود این کمبود علمی را جبران کند در سال کلمب در شمار کارکنان کشتی گروه سرمایهداران اسپنولا که از مشتریان جنوایی پدرش بودند درآمد پس از آن یک سالی را روی یک کشتی در حوالی آبهای جزیرهٔ خیوس واقع در دریای اژه خدمت کرد کلمب پس از دیداری کوتاه از خانه دوباره رهسپار خیوس شد و یک سال دیگر را آنجا گذراند در همراهی با یک هیئت بازرگانی این فرصت را نصیب کلمب کرد تا برای نخستین بار به اقیانوس اطلس سفر کند ولی در حوالی خلیج سنت وینسنت دزدان دریایی فرانسوی به ناوگان حملهور شدند و آن را به آتش کشیدند و کلمب که جان بدر برده بود به ناچار شش مایل کیلومتر شنا کرد تا خود را به ساحل برساند در کلمب مقیم پرتغال شد که در آن زمان قطب بازرگانی دریایی اروپا بود و کشتیهای زیادی از آنجا به مقصد انگلستان ایرلند ایسلند جزیرهٔ مادئیرا مجمعالجزایر آزور و آفریقا رهسپار میشدند کریستف و بارتولومئو کار خود را در لیسبون پایتخت پرتغال با نقشهکشی آغاز کردند پس از مدتی کلمب به عنوان بازرگانِ ملوان به یک ناوگان پرتغالی پیوست و طی دو سال برای خرید شکر به مادئیرا و از طریق ایرلند به ایسلند سفر کرد او پس از سفری به سواحل غرب آفریقا به مقام نمایندگی تجاری پرتغال در کرانهٔ گینه گمارده شد عواملی چون تبلیغ دینی و گسترش مسیحیت شور ضداسلام در آن روزگار قدرت کاستیل و آراگون بیم از خطر کشور پرتغال اشتیاق به یافتن طلا ماجراجویی و امید به فتح سرزمینهای جدید نیاز اروپا به تهیه ادویه و گیاهان معطر و دارویی انگیزه نخستین سفر کلمب به هند شد در عصر کلمب اروپاییها برای سفر به هند منظور از هند آسیای جنوبی و شرقی بود راهی نداشتند جز حرکت به سمت جنوب دور زدن قارهٔ آفریقا از کنار دماغهٔ امید نیک و رفتن به طرف شرق در طول اقیانوس هند در دههٔ میلادی کلمب نیز خیال سفر به هند را در سر داشت ولی نه از طریق معمول او میخواست با حرکت مستقیم از اروپا به سوی غرب و عبور از دریای محیط اقیانوس اطلس به آسیا برسد از نظر دیگران نقشهٔ جسورانهٔ کلمب نپذیرفتنی و بیفایده بود و او ناچار شد برای یافتن پشتیبان در میان قدرتمندان و افراد صاحب نفوذ کوشش زیادی به کار برد برخی معتقدند که علت این استقبال سرد اعتقاد اروپاییها به تخت بودن کرهٔ زمین بود در شب سوم اوت سال کلمب با کشتی از پالس دو لا فرونترا خارج شد که بزرگترین آنها یک کشتی کرک بود با نام سانتاماریا و دو کشتی دیگر از نوع کوچکتر کاراول بودند نام یکی از کشتیها امروزه مشخص نیست و تنها با نام مستعار پینتا شناخته میشود نام یکی دیگر از کشتیها نینا بود که نام به استعاره گرفته شده از نام مالک آن یعنی خوان نینای موگر بود کریستف کلمب یکسال پس از کشف قاره جدید آمریکا در سال نامهای هشت صفحهای را برای ایزابل و فرناندو ملکه و پادشاه اسپانیا نوشت و در آن برداشت خود از مردمان گیاهان و جانوران سرزمین جدید را توضیح داد در سپتامبر کلمب با ناوگانی از هفده کشتی مجهز با همراهی یک گروه نفری جهت استعمار و سرکوب بومیان عازم آمریکا شد او این بار نسبت به سفر اول مسیر جنوبیتری را برگزید و پس از روز به جزیرهٔ بزرگ دومینیکا آمریکای مرکزی رسید سپس راه شمال را در پیش گرفت و به ترتیب جزایر آنتیل کوچک شامل گوادلوپ مونتسرات آنتیگوا و نویس و جزایر ویرجین و پورتوریکو را کشف و همه را جزئی از قلمرو اسپانیا اعلام کرد سپس به هیسپانیولا رفت و به جستجوی یاران پیشین برآمد اما مهاجرنشین را خالی از سکنه یافت اروپاییهای ساکن جزیره همه در جنگ با بومیان کشته شده بودند وی در مدت اقامت کوتاهش یک قلعهٔ کوچک در داخل و یک شهرک در کرانههای شمالی جزیره بنا نهاد کلمب در ادامهٔ مأموریت اکتشافی بیشتر کرانههای جنوبی کوبا را از شرق تا غرب پیمود اما پیش از رسیدن به انتهای آن به این پندار که به جای جزیره با شبهجزیرهای روبروست تغییر مسیر داد و جامائیکا را کشف کرد کلمب پس از سپردن امور به دست برادرانش در مارس هیسپانیولا را به مقصد اروپا ترک کرد سفر دوم او هم به پایان رسید در سال کلمب برای سومین بار به آمریکا رفت او در این سفر پیش از رسیدن به هیسپانیولا جزیرهٔ ترینیداد را کشف کرد ژانویه و بخشهایی از ریزشگاه رودخانهٔ اورینوکو در خاک اصلی آمریکای جنوبی را پویید اول اوت اوضاع در مهاجرنشین اسپانیایی ناآرام بود مهاجرانی که وعدههای کلمب را شنیده و به طمع ثروتهای بیپایان دنیای نو راهی آمریکا شده بودند اینک ناخشنود از وضعیت خود برکناری وی را میخواستند کلمب که درگیر سرکوب بومیان بود برای مقابله با این فتنهٔ جدید از خود شدت عمل نشان داد و چند تن از افرادش را به جرم نافرمانی اعدام کرد شماری از ناراضیان پس از بازگشت به میهن از کلمب به دربار اسپانیا شکایت بردند و او را به سوءمدیریت و بیکفایتی متهم کردند شاه و ملکه یک بازرس سلطنتی به نام فرانسیسکو دبوبادیلا را مأمور رسیدگی به این شکایات کردند او نیز پس از ورود به آمریکا میلادی بیدرنگ کلمب و برادرانش را از مناصبشان برکنار کرده و همه را تحتالحفظ به اسپانیا فرستاد هرچند کلمب پس از مدت کوتاهی آزادیش را به دست آورد ولی مقام فرمانداری دیگر به او داده نشد در مه کلمب برای چهارمین و آخرین بار به آمریکا رفت با این هدف جسورانه که برای نخستین بار کرهٔ زمین را دور بزند او و پسر کوچکترش فردیناند برای یافتن راه عبوری به سوی غرب سراسر کرانههای آمریکای مرکزی را از بلیز تا پاناما جستجو کردند ولی حادثهٔ تصادف با یک کشتی بازرگانی بومی آنان را از ادامهٔ سفر بازداشت تا رسیدن نیروی کمکی از هیسپانیولا کلمب به ناچار یک سال را در جامائیکا به سر برد و سرانجام در نوامبر میلادی توانست به اسپانیا بازگردد در سالهای آخر عمر کلمب طبق توافقات اولیه با دربار خواستار دریافت ده درصد کل سودهای بدستآمده از سرزمینهای جدید شد ولی دولت به این بهانه که وی دیگر به عنوان فرماندار انجام وظیفه نمیکند قراردادهای پیشین را معتبر ندانست و درخواستهایش را رد کرد کریستف کلمب در مه در اسپانیا درگذشت آرامگاه او در کلیسای جامع سویل یا به روایتی در کلیسای جامع سانتا دومینگو است کریستف کلمب وصیت کرده بود که در آمریکا دفن شود ولی در آن زمان در سال کلیسای مناسبی در آمریکا برای این کار یافت نشد از این رو وی را در شهر والادولید اسپانیا دفن کردند و سپس به صومعهای در سویل منتقل شد با این حال جسد او را در سال از خاک خارج و به هیسپانیولا منتقل کرده و در سانتو دومینگو پایتخت جمهوری دومینیکن دفن کردند در پایان قرن هفدهم اسپانیا قسمت غربی هیسپانیولا را به فرانسه واگذار کرد و جسد کلمب به کوبا منتقل شد بعدها هنگامی که کوبا به استقلال دست یافت در سال جسد برای آخرین بار از اقیانوس اطلس گذشت و در کلیسای جامع سبیا اسپانیا دفن شد با این حال در بنای یادبود کلمب در پایتخت جمهوری دومینیکن جعبهای حاوی استخوانهایی وجود دارد که روی آن نوشته شده کریستف کلمب محققینی که از جسد موجود در این تابوت نمونه برداری دیانای کردهاند میگویند که نتیجه با دیانای برادرش دیگو که او هم در نزدیکی سویل دفن شده همخوان است افغانستان اگرچه بهعنوان یک کشور و یک ملت دارای تاریخی جدید است اما این سرزمین از لحاظ قدمت تاریخی یکی از کهنترین کشورهای جهان بهشمار میرود افغانستان به دلیل قرارگرفتن در مسیر جاده ابریشم پیوندگاه تمدنهای بزرگ جهان بوده و یکی از مهمترین مراکز بازرگانی عصر باستان بهشمار میرفتهاست این موقعیت مهم و حساس ژئواستراتژیکی و ژئوپولیتیکی افغانستان در شکلدادن موزائیکی غنی از فرهنگها و تمدنهای بزرگ همچون ایرانی یونانی بینالنهرینی و هندی در این کشور نقش مهمی داشتهاست از عصر پارینهسنگی و طی دورههای تاریخی مردم افغانستان به دلیل پیوند با ایرانیان باستان جایگاه عمدهای در معرفی و گسترش ادیان جهانی و نقش مهمی در بازرگانی و دادوستد داشته و گهگاه کانون مسلط سیاسی و فرهنگی در آسیا بودهاند از این رو افغانستان در طول تاریخ گلوگاه یورش مهاجمان و جهانگشایان بوده که ردپای آنها هنوز در گوشه و کنار این سرزمین دیده میشود همانطور که از میانرودان بینالنهرین عراق امروزی بهسبب تمدنهای کهن و باستانیاش بهعنوان گهوارهٔ تمدن و از مصر باستان بهسبب اهرام باستانیاش بهعنوان عجایب دنیای باستان خوانده میشود از افغانستان نیز بهسبب موقعیت مهم و حساس ژئواستراتژیکی و ژئوپولیتیکیاش و حضور موزائیکی غنی از فرهنگها و تمدنهای بزرگ و در رابطه با تاریخ هزاران سالهٔ سرزمین ایران یا پرشیا بهعنوان چهارراهِ فرهنگهای باستان یاد میشود در این نوشتار دوران تاریخی پیش از اسلام افغانستان به دو دوره تقسیم میشود دوران پیشاتاریخ یا دوران پیش از تاریخ یا ماقبل تاریخ از پیدایش انسان آغاز میشود و به پیدایش خط و کتابت منتهی میگردد در آن دوران تجربهها و دستاوردهای مردم به سرعت از بین میرفت و دانش انتقال پیدا نمیکرد دوران پارینهسنگی یا عصر حجر سنگ کهن نخستین ابتداییترین و طولانیترین مرحله زندگی انسان است از دو میلیون و پانصد هزار تا دورهٔ نوسنگی عصر حجر نو زمانی که انسان با کشاورزی آشنا شد در حدود دوازده هزار سال پیش را در بر میگیرد این دوران خود به سه زیر دوره تقسیم میگردد فاصلهٔ زمانی زیاد دیدگاهمان را راجع به پیدایش نخستین مردمان در افغانستان که در تراسهای رودخانهها و غارهای زیستگردار و پناهگاههای صخرهای در شمال و شرق این کشور امروزی میزیستند تار میکند صدها ابزار سنگی در ساحههای متعدد در دشت و صحرا پراکنده شدهاند ابزاری چون ابزار کوارتزی متعلق به دورهٔ پارینهسنگی زیرین تبرهای دستی چاقوهای دستهدار و تراشهها با قدمتی بیش از ساله گواهی است بر موجودیت فعالیتهای منظم انسان در ابتداییترین بُرهههای تاریخی اسکلت انسان نِئاندِرتال در طی اواسط دههٔ هفتاد میلادی در درهٔ کور در بدخشان و همچنین استخوان گیجگاهی بزرگی یافت شدهاند که به عقیدهٔ دانشمندان میبایست متعلق به انسان امروزی با ویژگیهای نئاندرتالی باشد لوئی دوپری باستانشناس دانشگاه پنسیلوانیا راجع به کشف درهٔ کور میگوید اما با حملهٔ شوروی به افغانستان در میلادی کاوشهای باستانشناسی را که احتمالاً میتوانست این فرضیهٔ شگفتانگیز را تأیید کند متوقف ساخت در شمال افغانستان از بلخ تا سرحد پاکستان شواهدی روشن بر فرهنگهای عصر حجر عصر نوسنگی و عصر بُرُنز اولیه موجود است در یک پناهگاه صخرهای در قَرهکَمَر در مایلی شمال سمنگان ابزاری متعلق به عصر حجر با قدمتی حدود پیش از میلاد بدست آمدهاند نگارهٔ بیشتر از ابزار سنگی بدستآمده از آقکُپرُک در ولایت بلخ آنچنان ماهرانه ساخته شدهاند که باستانشناسان اغلب از سازندگان این ابزار در آقکُپرُک به عنوان میکلآنجلوهای دورهٔ پارینهسنگی فوقانی یاد میکنند آثار بدستآمده از آقکُپرُک متعلق به یک دورهٔ فرهنگی است که سال از حدود تا سال پیش طول کشید در دورهای که هنرمندی ناشناس چهرهٔ یک مرد یا یک زن بر روی سنگ آهک کوچکی تراشیده و یکی از نخستین ترسیمهای چهرهٔ انسان ساخت دست است که به ما رسیدهاست نگارهٔ اگرچه ترسیمهایی دیگر از استخوان و سفال در چکسلواکیا و فرانسه در دورهای مشابه ساخته شدهاند اما بقایای حجاریهای آقکُپرُک هنوز یکی از قدیمیترین ترسیمهای شناختهشده از چهرهٔ انسان است که تا به کنون کشف شدهاست اما چرا این کندهکاری صورت گرفته شاید پاسخ این پرسش را هرگز نیابیم دورهٔ پارینهسنگی زیرین افغانستان ابزارهای مربوط به دورهٔ پارینهسنگی زیرین با قدمت بیش از هزار سال پیش در دشت ناوُر در غرب غزنی پیدا شدهاست این ابزار شامل تعدادی ابزار سنگی ساخته شده از کوارتز است که شامل تراشه ساطور رنده تیشه و تبر ابزار هستند این آثار نخستین شواهد بدستآمده از دورهٔ پارینهسنگی زیرین در افغانستان هستند دورهٔ پارینهسنگی میانی افغانستان پیش از میلاد آثار بدستآمده از درهٔ کور کُر در غرب بدخشان نخستین شواهد آشکار زیستگاههای انسان را در افغانستان نشان میدهد طی کاوشهایی در درهٔ کور در سال توسط لوئی دوپری و همکارانش ابزارهای موسترین و جمجمهٔ انسان نئاندرتال بهدست آمده که مربوط به دورهٔ میانسنگی بوده و عمر آن را هزار سال پیش تخمین زدهاند از دیگر پایگاههای باستانشناسی مربوط به این دوره میتوان از درهٔ چخماخ در ولایت بلخ درهٔ دادِل در ولایت بلخ دشت ناوُر در ولایت غزنی غارِ مُردهگوسفند در ولایت فاریاب حَیرَتان در ولایت سمنگان قَرَهکَمَر در ولایت سمنگان کِشم در ولایت بدخشان سَرِ نمک در ولایت سمنگان و زَمبوکَن در ولایت بلخ نام برد دورهٔ پارینهسنگی فوقانی افغانستان پیش از میلاد آثار بدست آمده از این دوره در آقکُپرُک در ولایت بلخ درهٔ کلان در ولایت سمنگان حَیرَتان در ولایت سمنگان اسلامپنجه در ولایت جوزجان کِلِفت در ولایت بلخ کوکجَر در ولایت سمنگان و سَرِ نمک در ولایت سمنگان یافت شدهاند دورهٔ فراپارینهسنگی افغانستان پیش از میلاد آثار بدست آمده از این دوره در آقکُپرُک در ولایت بلخ باد آسیا در ولایت بدخشان بهارک در ولایت بدخشان برخَنِ زادیان در ولایت بلخ درهٔ کلان در ولایت سمنگان هزارسُم در ولایت سمنگان قَرَهکَمَر در ولایت سمنگان لَنگارکیش در ولایت بدخشان رحمانگُل در ولایت بدخشان سَندوکتی در ولایت جوزجان شاهتپه در ولایت سمنگان سیاهریگان در ولایت سمنگان تاشگُذر در ولایت فاریاب تاشقورغان در ولایت سمنگان و اوچتپه در ولایت بلخ یافت شدهاند پیش از میلاد دورهٔ نوسنگی واپسین مرحلهٔ عصر حجر است و قبل از عصر فلزات یعنی عصر مس عصر بُرُنز پیش از میلاد و عصر آهن پیش از میلاد آغاز میگردد در دورهٔ نوسنگی در برخی نواحی خاور میانه انسان در حدود هزار سال پیش از مرحله جمعآوری و شکار به مرحله کشت و اهلی کردن برخ س نو مومن نتقال یافت به این خاطر دورهٔ نوسنگی را عصر کشاورزی نیز دانستهاند در سال دکتر لوئی دوپری در نتیجه کاوشهای خود در آقکُپرُک در جنوب مزار شریف و کنار بلخآب آثاری را به دست آورد که براساس شواهد اهلیساختن حیوانات در این دوره متعلق به دورهٔ نوسنگی است از دیگر پایگاههای باستانشناسی مربوط به دورهٔ نوسنگی میتوان از چاشبابا در ولایت جوزجان چیلیکِ قُل در ولایت جوزجان چیلیکِ یَلدَش در ولایت جوزجان چیلیکِ یاسخان در ولایت جوزجان گورزیوان در ولایت فاریاب هزارسُم در ولایت سمنگان جَرقودوق در ولایت جوزجان کَوک در ولایت جوزجان خواجه دوکوه در ولایت فاریاب خواجه دوکوه نو در ولایت فاریاب کیلیفت در ولایت بلخ لَیرو در ولایت زابل قاق در ولایت فاریاب قاقِ نظارآغا در ولایت فاریاب قرهقُل در ولایت جوزجان قَرهتپه در ولایت سمنگان قورقودوق در ولایت جوزجان سَفَروال در ولایت جوزجان و سیدآباد در ولایت جوزجان نام برد زمینهای کشاورزی با قدمتی پیش از میلاد که در هزار سُم و در کوهپایههای هندوکش یافت شدهاند این واقعیت را تأیید میکنند که شمال افغانستان یکی از نخستین جایگاههای حیوانات و گیاهان خانگی بودهاست و بعدها روستاهای زراعی با قدمتی سال پیش از میلاد در نزدیکی تپهٔ دِهمُراسی پشتو دِهمُراسی غوندَی در ولایت قندهار دورهٔ تحول انسان را نشان میدهد که روستاهایی با زمینهای کشاورزی پدیدار شده و جایش را به شهرهای کوچک دادهاست در این دوران شواهدی از فرهنگ عصر بُرُنز به وفور پدیدار میشود در این دوره در حدود سال پیش از میلاد دهقانان و چوپانانی در جلگههای حاصلخیز پیرامون هندوکُش زندگی میکردند این مردمان صنعت ابتدائی خانهسازی با خشت خام و سفالگری را با خود به همراه آوردند و بعدها در عصر مس از فروش لاجورد که در سواحل و بستر رودخانهها مییافتند و تجارت آن به کشورهای اولیه باختری از طریق فلات ایران و میانرودان ثروتمند میشدند عصر برنز ق م عصر آهن ق م فرهنگ عصر بُرُنز عصر مِفرَغ اولیه در شمال و شرق افغانستان پدید آمد در عصر برنز سه تمدن باختر مرو که گاه تمدن آمودریا نامیده میشود درهٔ سِند و جیرُفت تمدنی نیاعیلامی در افغانستان تأثیرگذار بودند نقشهٔ ذیل را ببینید نخستین شواهد واقعی شهریسازی در تپهٔ دِهمُراسی پشتو دِهمُراسی غوندَی و مندیگَک در نزدیکی قندهار امروزی پدیدار گشت که پایتختهای محلی تمدن دره سند بودند اقتصاد بر اساس گندم جو دامداری و معدنکاری استوار بود سنگ لاجوَرد که در گورهای پادشاهان اور در جنوب عراق پیرامون پیش از میلاد بکار رفته بود از بدخشان در شمالشرق افغانستان در همان دوره استخراج شده بود همچنین شبکهٔ راه زمینی بازرگانی دوربردی با میانرودان بینالنهرین و مصر ایجاد شده بود با اینکه بسیاری از آثار ساحههای چون دشت دَشلی به غارت رفته آثار بسیار زیاد دیگری نیز کشف شده و آثار بیشتری انتظار میرود در این ساحهها پیدا شوند در طی جستجوهای باستانشناسان برای یافتن تمدن آنها در مُندیگک در نزدیکی قندهار امروزی شواهدی از یک شهر واقعی پیدا کردند و شواهدی از بناها و اشیائی که شهرهای واقعی برجای میمانند بناهای مذهبی و آثار هنری حجاریشده و نقاشی شده در مندیگک باستانشناسان بنای ستوندار بزرگی متعلق به هزارهٔ سوم پیش از میلاد کشف کردند که درگاهش با خط سرخ ترسیم شده بود و احتمالاً برای اهداف مذهبی بنا شده بود در تپهٔ دِهمُراسی باستانشناسان مجموعهای از یک زیارتگاه را پیدا کردند که حاوی اشیایی بود متعلق به مراسم مذهبی همچون شاخهای بُز یک کاسه مُهر مِسی لولهٔ مسی توخالی جام کوچکی از سنگ مرمر و یک تندیس سفالگریشده و کندهکاریشده از یک ایزدبانوی مادر نگارهٔ و تندیسی که نشانهٔ فراوانی بوده و مشابه تندیسهایی بود که در مندیگک نیز یافت شده بودند عاقبت تپهٔ دِهمُراسی در حدود پیش از میلاد متروکه شد شاید به دلیل تغییر مسیر رودخانه بهسوی غرب که تپهٔ دِهمُراسی آنجا بنا شده بود مندیگک برای سال دیگر نیز دوام پیدا کرد دو هجوم پیاپی قومی کوچنشین از سوی شمال باشندگان این ساحهها را بعد از سال زیست مداومشان در این شهر مجبور به ترک آن شدند زمانیکه باستانشناسان در افغانستان تمدنهای باستانی را در مندیگک و دِهمُراسی کاوش میکردند نزدیک به سه هزار کیلومتر آنطرفتر در غرب در شهر باستانی اور در جنوب عراق یک تیم دیگر از باستانشناسان زمانی که جواهر و آثار کشفشدهٔ دیگر یافتشده از مقبرههای شاهی حدود پیش از میلاد را مطالعه میکردند به آثار چشمگیر دیگری برخوردند بیش از بیست هزار مُهرههای ساختهشده از سنگ لاجوَرد از مقبرههای شاهی بیرون کشیده شده بودند که همگی دقیقاً ترکیب معدنی یکسانی داشتند بدین معنا که همگی از یک معدن استخراج شده بودند در واقع پس از بررسیهای گسترده به این نتیجه رسیدند که تقریباً هر یک از این لاجوردهای بکاررفته در جواهرات شاهانِ خاور نزدیک باستان نگارهٔ که هزاران کیلو سنگ لاجوَرد بود همگی از یک رشتهکوه آمده بودند معدن سرِ سنگ در اعماق هندوکش افغانستان انتقال این همه سنگ لاجورد از افغانستان تا میانرودان بینالنهرین و حتی تا مصر جایی که این سنگ آبیرنگ به عنوان اوج مُد انگاشته میشد و حمل اجناس قیمتی از آنطرف همچون طلا مس سنگهای قیمتی چوب و حیوانات غیر بومی بدون تدارکات لجستیکی پیشرفته و مجموعهای از امکانات و تأسیسات بین راهی امکان نداشت همانطور که شواهد باستانشناسی نشان میدهد تمدن دوران هزارهٔ چهارم و سوم پیش از میلاد هیچ خلأئی را در پهناوری دنیای ارتباطی و تجاری که میانرودان را با هند و چین وصل میکرده باقی نگذاشتهاست در پیش از میلاد شکلهای اولیه از زندگی شهری با فرهنگهای خاص در بازههای زمانی منظم رونق پیدا کرد که نمونهٔ آن جاپاهای سنگی در سرتاسر آسیای میانه است بنابراین لاجوَردی که از معادن سرِ سنگ در افغانستان به شهرهای بزرگی چون اور در پیش از میلاد میرسید و در امتداد راههای تجاری حمل میشد مبادلهٔ آن هزاران سال پیش از آن فعال بودهاست برعکس تمدنهای میانرودان مصر یا درهٔ سند در تمدنهای آسیای میانه رودهای برتری برای تمرکز دادنِ مردم منابع و مبادلات در مسیر کوه تا اقیانوس وجود نداشت با این وجود آمیزشی بزرگ از مردمان متنوع و جوامع مستقل در این سرزمینهای دورافتاده برخاستند یک شهرنشینی ناپیوسته که در آن کمبود آب و شرایط اقلیمی سخت معمول بودهاست آثار بدست آمده از عصر بُرُنز در افغانستان پیش از میلاد در اکرمقلعه در ولایت هلمند علیآباد در ولایت کُندوز آقکُپرُک در ولایت بلخ اَرَنجی در ولایت جوزجان اَیَتانتپه در ولایت سمنگان باد سهغوندَی در ولایت قندهار باغِ پولغوندی در ولایت قندهار بَرَگتوت در ولایت فراه باسیز در ولایت کُندوز بوئینهقره در ولایت بلخ چادُرتپه در ولایت بلخ چارسنگتپه در ولایت قندهار چولِ آبدان در ولایت کُندوز دَم در ولایت نیمروز درهٔ کور در ولایت بدخشان دَشلی در ولایت جوزجان دشلی در ولایت جوزجان دشلی شرقی در ولایت جوزجان دشلی جنوبی در ولایت جوزجان تپهٔ دِهمُراسی در ولایت قندهار ده نو در ولایت سمنگان فرخآباد در ولایت بلخ گردانریگ در ولایت نیمروز هیردایتپه در ولایت فاریاب قندهار خوشبای در ولایت تخار خوشتپه تپه فُلول در ولایت بغلان کهنه قلعه طالقان در ولایت تخار لَیرو در ولایت زابل مُندیگَک در ولایت قندهار مُندیحصار در ولایت قندهار قونسای در ولایت کُندوز قورغانتپه در ولایت تخار سعید قلعهتپه در ولایت قندهار سسماق در ولایت تخار شهر صفا در ولایت زابل شیرآباد در ولایت سمنگان شورتوغَی در ولایت تخار سیاهریگان در ولایت سمنگان اِسپیروَن در ولایت قندهار تیکَر در ولایت فاریاب و اورتهبُز در ولایت تخار یافت شدهاند نقشهٔ بالا را ببینید عصر برنز جدید و عصر آهن مهاجرت آریاییها و تمدن باختر مَرو بعد از پیش از میلاد رشد جوامع شهرنشین در آسیای میانه بهشدت به چالش کشیده شد در طی یک مدتزمان ساله هیچکدام از مراکز عمدهای که در نیمهٔ اول هزارهٔ سوم پیش از میلاد به وجود آمده بودند دیگر دارای سکنه نبودند دلایل دقیق برای این فروپاشی مدنی همچنان یک راز ماندهاست با اینحال در اواخر هزارهٔ سوم پیش از میلاد در شمال افغانستان و جنوب ترکمنستان و ازبکستان مجموعهای از وقایع منجر به ظهور شهرها و زیستگاههایی شد که از آن پس میرفت تا تأثیر عمدهای برجای بگذارد شمار زیادی از مهاجمان و مهاجران کوچنشین مردمان دامدار بدون شهر که سوار بر اسب یا با ارابه سفر میکردند و از قبل بنام آریاییها برگرفته از واژهٔ سانسکریت به معنای مردمان نجیب و شریف شناخته میشدند از منطقهٔ دریای مازندران بهسوی جنوب مهاجرت کرده و از آمودریا گذشته و طی اوایل هزارهٔ دوم حدود پیش از میلاد وارد افغانستان امروزی شدند نگارهٔ هیچ گونه آثار همعصر با سفر آریاییها یافت نشدهاست اما نظر به افسانهها آریاییها همزمان با مهاجرتشان سرودههایی سرودهاند که دهان به دهان از یک نسل از موبدان روحانیون به نسلی دیگر منتقل میشده تا اینکه در حدود پیش از میلاد زمانی که این سرودهها در مجموعهای چند جلدی جمعآوری شد که بنام ریگوِدا ق م مشهور است این نوشتهها راجع به قومی هستند که قرنها پیش از آن از هندوکش برخاسته و در پیش از میلاد از رود کوبها یا رود کابل گذشتند نگارهٔ و بدینترتیب تقریباً میتوان سفر این کوچنشینان را که وسعت آسیای میانه را پشت سر میگذاشتند تجسم کرد اقوام آریایی از آسیای میانه مهاجرت آریاییها به شمال و غرب افغانستان رسیدند برخی از آنها در این مناطق مستقر شدند و بقیه بطرف شرق بسوی شمال هند و غرب بسوی فلات ایران رهسپار شدند شواهد نخستین زیستگاه کوچنشینان عصر آهن در آقکُپرُک یافت شدهاست مردمان آریایی به شکل قبیلههای کوچک در مناطق شرقی فلات ایران شامل افغانستان امروزی در مغرب فلات پامیر و در شمال کوههای هندوکش میزیستند اینان زبان و آداب و رسوم مشترکی داشتند در دوران باستان اقوام هندی و ایرانی آنان که به زبانهای هندوایرانی سخن میگفتند خود را آریایی مینامیدند نمونهٔ این اشارهها را میتوان در اوستا سنگنبشتههای هخامنشی و متنهای کهن هندو مانند ریگودا دید با رشد و رونق کشتزارها و روستاها مردمان ساکن جلگههای حاصلخیز پیرامون هندوکُش بهتدریج شیوههای ابتدائی آبیاری را ابداع کردند که به آنها اجازه میداد تا به کشت غلات در دشتهای شمالی افغانستان روی آورند این مناطق شمالی همان سرزمین باختر است که بعدها در نوشتههای غربی بنام باکتریا یاد میشود در سرزمین باختر مجموعهای از واحههای مصنوعی دلتامانند توسط سیستمهای گسترده آبیاری در سال پیش پدید آمد باشندگان این آبادیها زیستگاهایشان را در برابر مهاجمان مستحکم میکردند شیوهٔ معماری که امروزه هنوز در شمال افغانستان مورد استفادهاست مینماید که فرهنگ این مردمان باشنده در واحهها با فرهنگ همسایگان میانرودانیشان بینالنهرین مشترکاتی داشته از قبیل صنعتگری هنرمندانه وجود طبقهٔ نخبگان و رسوم همگانی پیچیده با این وجود به دلیل فقدان خط و نوشتار در این تمدن نام بومی تمدن آنها مشخص نیست محققان امروزه این تمدن گمنام را مجموعهٔ باستانشناسیِ بلخ مرو یا تمدن آمودریا مینامند مدرک علمی بر موجودیت تمدنی پیشرفته در شمال افغانستان با قدمتی در حدود پیش از میلاد از حفریات در بیشتر از دوازده ساحهٔ باستانشناسی در طی دههٔ هفتاد میلادی در بدست آمد گنجینهٔ تپه فُلول در شمال افغانستان آثار به جای مانده از این تمدن است و نشان میدهد که مردم افغانستان در عصر بُرُنز در تجارت جهانی آن زمان سهیم بودند تمدن آمودریا در فاصله زمانی پیش از میلاد تا پیش از میلاد به سرزمینهای شرقی گسترش مییابد و به کرانههای غربی رود سند رسیده و تمدن دره سند آنجا را منقرض میکند گمان میرود با افزایش تعداد اعضا این مردمان ناچار به مهاجرت شدند و به نواحی شرق و غرب و جنوب سرزمین اصلی خود کوچ کردند دلیل اصلی مهاجرت آنها مشخص نیست اما به نظر میرسد دشوار شدن شرایط آب و هوایی و کمبود چراگاهها از دلایل آن باشد پیرامون پیش از میلاد ریگوِدا یکی از کهنترین متون شناختهشده به یک زبان هندواروپایی در دوره ودایی که ایرانیان و هندیان با هم میزیستند در سَپته سِندو سرزمین هفت رود که احتمالاً پنجاب یا درهٔ کابل باشد نگاشته شد پیرامون پیش از میلاد مهاجرت دستههایی از اقوام ایرانی از مجموعهٔ باستانشناسیِ بلخ مرو بهسوی فلات ایران و غرب ایران پیرامون پیش از میلاد زرتشت یک آیین یکتاپرستی مَزدَیَسنا را در بلخ معرفی میکند که در سرتاسر فلات ایران منتشر میشود از دیدگاه افسانوی که در شاهنامه فردوسی در حدود سال میلادی آمده زرتشت در بلخ بدست یک تورانی بقتل میرسد تورانیان یکی از چندین اقوام کوچنشینی هستند که بین سالهای و پیش از میلاد به شمال افغانستان یورش آوردند یا در آنجا ماندند یا از آنجا گذر کردند تاریخ زرتشت مورد بحث است و از حدود تا حدود پیش از میلاد تخمین زده میشود قراری که از روی اوستا معلوم میشود باشندگان بومی افغانستان و سرزمینهای مجاور که خود را آریایی مینامیدند بخاطر سرما و کمبود چراگاهها مجبور به مهاجرت به سرزمینهای دیگر در گوشه و کنار افغانستان و سرزمینهای مجاور میشوند نسکهای وَندیداد و یَشت از اوستا به محدودهٔ جغرافیایی اشاره دارد که نخستین منزلگاههای آریاییان را تشکیل میدادند و حدود آن سرزمینهای شرقی فلات ایران تا سرحد ایران باستان و هند باستان بودهاست در این میان فَرگَرد یکم وندیداد به فهرستی از شانزده سرزمین آفریدهٔ اهوره مزدا اشاره دارد که انگرهمَینیو دربرابر آفرینش اهوره مزدا دست به آفرینش مخرب میزند این فهرست عبارت است از اگر ما بخش نخست وندیداد را با اشارههای یَشتها به جغرافیای زیستگاه مردم اوستایی مقایسه کنیم خواهیم دید که رشتهکوه هندوکش در مرکز جغرافیای اوستا قرار میگیرد حدود غربی جغرافیای اوستا را سرزمینهای مرو هرات و زرنگ و حدود شرقی آن را مناطق سرحدی مانند گنداره بونیر و سرزمین هفت رود تشکیل میدهند سُغد و احتمالاً خوارزم حدود شمالی آن و سرزمینهای سیستان و بلوچستان حدود جنوبی آن را تعیین میکنند بدین ترتیب افغانستان امروزی قلب جغرافیای اوستا را تشکیل میدادهاست گفتنی است که برخی از مورخان یونان باستان همچون اراتُستِن و استرابون از مجموعه سرزمینهایی بنام آریانِه یونانی به لاتین آریانا یاد کردهاند که مابین سرزمینهای پارس باستان و هند باستان بودهاست و کشور افغانستان امروزی را در بر میگرفتهاست حدود اوائل سدهٔ هفتم تا پیش از میلاد حول و حوش این دوره تمدن آمو در آسیای میانه شمال افغانستان جنوب ترکمنستان جنوب ازبکستان بدنباله فروپاشی عصر برنز سقوط میکند و دو قوم بزرگ ایرانی مادها و پارسها بهطور ناگهانی در سنگنوشتههای میخی میانرودان بینالنهرین ظهور میکنند از این دو قوم مادها قوم مهمتر و بزرگتر بودند نخستین شواهد نوشتهشده از شاهنشاهی ماد از هرودوت به جای مانده که وی از قومی در میانرودان در حدود پیش از میلاد یاد کرده که به شَلمانِسِر سوم پادشاه آشوری خراج میدادند آنها خود را آریایی یونانی لاتین مینامیدند و دیگران آنها را ماد باشندگان سرزمین ماد سرزمینی در شمالغربی ایران امروزی میخواندند با پیروزی مادها در نبرد با آشور رهبر یکی از قبایل مادی بنام دَیااُکو یونانی فرمانروایی ق م دولتی را در نیمهٔ دوم سدهٔ هفتم پیش از میلاد تشکیل میدهد جانشین دیاکو فَرَوَرتیش یونانی فرمانروایی ق م اقوام ایرانی بشمول پارسها را متحد ساخته و آنها را به اطاعت کشید آنگاه وارد جنگ با دولت آشور شد ولی در برابر آشوریها شکست خورد و کشته شد پس از وی پسرش خَشتَریته یونانی فرمانروایی ق م به فرمانروایی رسید در سال پیش از میلاد مادها به فرمانروایی خَشتَریته امپراتوریشان را وسعت میبخشند که قلمرو آنها از سواحل جنوبی دریای سیاه تا افغانستان امروزی میرسید بر سر اینکه مادها بر سرزمینهای شرقی فرمان راندهاند بین محققان اختلاف نظر وجود دارد ارنست هرتسفلد باستانشناس و ایرانشناس آلمانی برین باور است که قلمرو امپراتوری مقتدر ماد از شمال میانرودان تا بلخ و هند باستان گسترده بودهاست از سوی دیگر هلین سانسیسی ویردنبورگ تاریخدان هلندی و متخصص در تاریخ یونان باستان و هخامنشیان عقیده دارد که هیچ سند واقعی مبنی بر حتی وجود امپراتوری ماد موجود نبوده و ماد یک ساختار حکومتی متزلزل بودهاست ح پیش از میلاد پادشاهان این دودمان از قوم قدرتمند پارس بودند و تبار خود را به هخامنش میرساندند که سرکردهٔ خاندان پاسارگاد از خاندانهای پارسیان بودهاست هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با متحد ساختن اقوام فلات ایران تحت یک لوا کوروش بزرگ شاه خوشنام و مقتدر هخامنشی شکستی بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد فرو ساخته و سپس با گرفتن لیدیه بابل و دیگر سرزمینها پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی ق م شد که قلمرو خود را در اوج قدرت بر سه قاره گسترانیده بود از نظر وسعت زمین شاهنشاهی هخامنشیان پهناورترین امپراتوری بود که دنیای باستان تا پیش از میلاد شناخته بود یعنی زمانیکه این امپراتوری بدست اسکندر مقدونی در طی لشکرگشاییهایش از مدیترانه بسوی شرق و از طریق افغانستان تا هند فرو میپاشد شهر اصلی و پایگاه قدرت هخامنشیان درپارس در جنوبغرب فلات ایران بود که براستی یکی از کهنترین شهرها و تمدنهای آن منطقه محسوب میشود باختر بلخ به احتمالی زادگاه فیلسوف و عارفی بنام زرتشت است اما محل زادگاه وی به درستی مشخص نیست برخی مورخان زادگاه زرتشت را در استان آذربایجاندر ایران میدانند آیین مزدیسنا زَرتُشتی است یکی از کهنترین آیینهای یکتاپرستی روزگار که هنوز پیروانی دارد و برای بیش از دوازده قرن از دوران هخامنشیان تا آمدن اسلام یکی از آیینهای مهم شمرده میشد اینکه هخامنشیان چگونه افغانستان و سرزمینهای شرقی دیگر را فتح کردند نامعلوم است بگفتهٔ پلینی در دانشنامهٔ تاریخ طبیعی در کتاب ششم فصل در سدهٔ ششم پیش از میلاد کوروش بزرگ قلمروی فرمانروایش را به سرزمینهای شرقی گستراند وی از مسیر پاروپامیز به سوی باختر پیش میرود و در سر راهش کاپیسا شهری باستانی در شمال کابل را ویران میکند کاپیسا دوباره بدست داریوش بزرگ آباد شد سپس گنداره سانسکریت گندهارا را تسخیر و از آنجا رهسپار سرزمین زرنگ سیستان شده و مردم آریاسپ آنجا را زیر فرمان خود درمیآورد بگفتهٔ هرودوت تاریخنگار یونانی تسخیر سرزمینهای آسیای میانه به دست کورش بعد از شکست سرزمین لیدی در پیش از میلاد و قبل از لشکرکشی به آشور در پیش از میلاد روی دادهاست هخامنشیان شاهنشاهی خود را به چند بخش تقسیم کرده و هر کدام را بیک خَشثرَپاون واژهای پارسی باستانی یونانی ساتراپ والی یا شهربان میسپردند و برای هر قسمت یک مالیات جنسی و نقدی مقرر میداشتند مالیات سالانهای که این ساتراپها به شاهنشاه هخامنشی میپرداختند در حجاریهای پِلِکان زینه رو به مشرق کاخ آپادانا در تخت جمشید پارسی باستان پارسه یونانی پِرسِپولیس واقع در جنوب ایران که در اوایل سدهٔ ششم پیش از میلاد کندهکاری شدهاند ترسیم شدهاست نگارههای زیر را ببینید بر روی این پلکان باستانی مجموعهای باشکوه از تصویرهای کندهکاریشده که در حال پرداخت مالیات به شاهنشاه هخامنشی هستند به ما درک مفصل بهتری از مردمان آن روزگار نوع چهرههای آنها پوشاک آنها تجهیزات آنها و جزئیات دیگر میدهند و در درک ما از مناطق مختلف شاهنشاهی هخامنشی کمک میکنند هر ساتراپ سالانه میبایست به تخت جمشید سفر میکرد تا این مالیات را همراه با هدایایی که مختص به صنعت همان منطقه بود به شاهنشاه پرداخت کند نقش پنج ساتراپ از افغانستان با ویژگیهای فردی و پویایی در میان این ساتراپها ترسیم شدهاست این نقوش حجاریشده یکی از کهنترین نقوش بجایمانده از افغانهاست رجوع شود به سه نگارهٔ زیر داریوش بزرگ در سنگنبشتهٔ بیستون نام چند سرزمین تابع هخامنشیان پارسی باستان خَشثرَپاوه یونانی ساتراپی شَهرَب استان یا ولایت را آورده که افغانستان امروزی را شامل میشدند از میان این ساتراپیها باختریش و هَرَهُوَتیش ساتراپیهای اصلی را تشکیل میدادند و ساتراپ باختریش بایست یک مقام مهم بوده باشد ظاهراً تعداد زیاد آنها پسران شاه یا جانشینانشان مثیشته بودهاست بگفتهٔ هرودوت تاریخنگار یونانی در نبردهای سالامیس و ترموپیل بین سپاهیان هخامنشی و یونانی در سپاهیان ایرانیان علاوه بر پارسیها و مادها باختریها هرویها گنداریها و سکاها نیز شرکت داشتهاند یکی دیگر از مزایای فرمانروایی هخامنشیان بر افغانستان احداث جادهٔ شاهی است یک راه تجاری که از تخت جمشید پارسه یا پرسپولیس بسوی شرق از طریق هرات تا قندهار که در سال پیش از میلاد جای مُندیگک را گرفته بود و آنطرفتر بسوی شرق و از طریق گذرگاه خیبر بسوی هند کشیده شده بود این جادهٔ شاهی یکی از مجموعه جادههایی را شکل میداد که بعدها جاده ابریشم نام گرفت ساتراپیهای شرقی در سر راه آسیای میانه میانرودان و هند قرار داشتند این سرزمینها همواره از سوی اقوام کوچنشین شمال خود تهدید میشدند این هجومها دولت مرکزی را تضعیف میکرد و گاه دولت مرکزی جای خود را به دولتهای محلی میداد شاهنشاهی هخامنشی در پیش از میلاد به دست اسکندر مقدونی برافتاد آثار برجسته از دوران هخامنشیان در شمال افغانستان در گنجینه آمودریا در میلادی که بعقیدهٔ موزیم بریتانیا از تخت کُواد در شمال آمودریا در تاجیکستان و در چند قدمی سرحد با افغانستان بدست آمده در تخت سنگین در نزدیکی تخت کُواد در کابل مسکوکات چمن حضوری در سال و در میرزَکَه در ولایت پکتیا در سال بدست آمدهاند گفتنی است که از میرزکه در حدود تُن سکه و حدود تا کیلوگرم آثار طلایی و نقرهای و ظروف ارزندهای بدست آمدهاست که در جریان جنگهای داخلی افغانستان بین سالهای میلادی غارت شد و در پاکستان به نرخ بسیار نازل فروخته شد که حدود درصد آن توسط یک سرمایهدار جاپانی ژاپنی خریداری شد که وی برای این گنجینه توسط یک مهندس امریکایی در شهر کیوتو جاپان ژاپن موزیمی ساخت که بنام موزیم میهو مشهور است در آلتینتپه در نزدیکی مجموعه ساحات باستانی دشت دشلی به فاصلهٔ کمی از شمال بلخ باستانشناسان بقایای شهری متعلق به دورهٔ هخامنشیان را یافتند که در آنجا محل اداری بزرگ و یک محلهٔ مسکونی شامل یک حیاط با چند سرستون و یک حوض آب همراه با فواره قرار داشت و احتمالاً قرارگاه ساتراپ محلی باختر بسوس بودهاست شواهد روبنای سوختهٔ ساحهٔ آلتین نشان میدهد که آتشسوزی عظیمی در آنجا رُخ داده که با استفاده از شیوهٔ تاریخیابی با کربن این آتشسوزی در سال یا پیش از میلاد رخ داده که با تاریخ بدام افتادن بسوس بدست اسکندر مقدونی در نزدیکی بلخ در تابستان سال پیش از میلاد مطابق است پیش از میلاد اسکندر مقدونی فرزند فیلیپ مقدونی بود وی در هنگام مرگ پدر سال بیش نداشت اسکندر در طی دوران نوجوانی تحت نظر دانشمندان عصر خود از جمله ارسطو پرورش یافت و به تدریج ضمن فراگیری علوم و فلسفه رایج در مسائل جنگی و نظامی و کشورداری تبحر یافت او پس از استیلای بر یونان با فکر جهانی کردن فرهنگ یونانی به تدارک ارتشی وسیع پرداخت تا به آسیا حملهور شود با شکست داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی در جنگ با یونانیها و سقوط تخت جمشید بدست اسکندر ق م امپراتوری هخامنشی نیز در هم شکسته شد و خزاین هخامنشی در شوش تخت جمشید پاسارگاد هگمتانه و سایر شهرهای هخامنشیان به تسخیر اسکندر درآمد بعد از شکست قطعی داریوش در سال پیش از میلاد و فرار او بسوی مشرق در حدود دامغان بسوس ساتراپ والی باختر و از خویشاوندان داریوش که از آمدن اسکندر مطلع شده بود شاه را به قصد کشتن زخم مهلکی زد و به سوی باختر گریخت و خود را اردشیر چهارم شاه خواند اسکندر پس از تسخیر گرگان از پایتخت آن زادراکرته حرکت کرده در شهر سوسیا یکی از شهرهای ساتراپی هرات رسید ساتیبرزن ساتراپ آن به استقبال اسکندر آمد و اعلام اطاعت و وفاداری کرد اسکندر نیز او را بحکمرانی ساتراپی ولایت هرات که در دورهٔ سابق داشت مجدداً منصوب کرد و اسکندر آناکسیپ را با چهل کماندار سواره مأمور کرد که این ولایت را از آزار قشون مقدونی در موقع عبورش از اینجاها حفظ کند اسکندر مقدونی بر روی این سکهٔ طلا بدستآمده از گنجینهٔ میرزکه در سال در ولایت پکتیا یکی از تنها دو سکهٔ موجود در دنیاست که در دوران زندگی اسکندر ضرب شدهاست سکهٔ دیگر در آرامگاه زادگاهش در وِرگینا شهری کوچک در شمال یونان کشف شده بود غارت و چپاول میرزکه در سالهای و که گنجینهای عظیم مشتمل بر چهار تُن کیلوگرم سکه و در حدود پوند حدود کیلوگرم اشیاء طلا و نقره بود بقدری گسترده و جبرانناپذیر بوده که به یک رویداد افسانوی میماند این سکهٔ اسکندر را که در تصویر بالا میبینید بسرعت سر از لندن درآورد و فعلاً در همین شهر در کلکسیون شخصی یک نفر جای گرفتهاست صاحب این سکه تنها رسامی از این سکه را اجازه داده تا از کاپی شدن آن جلوگیری شود آثار باستانی دیگر از میرزکه در موزیم میهو در جاپان ژاپن موجود است بقیهٔ این گنجینه در سطح دنیا پراکنده شده و به کلکسیونرها در اقصا نقاط دنیا فروخته شدهاست پس از شنیدن خبر اعلان پادشاهی بسوس اسکندر تمام قشون خود را جمع کرده و برای سرکوبی بسوس بسوی باختر راند بعد به اسکندر خبر رسید که ساتیبرزن آناکسیپ و دستهٔ او را کشته و هراتیها را شورانیده و آنها در پایتختشان آرتاکوانا گرد آمدهاند اسکندر که نزدیک بود به بسوس برسد تصمیم گرفت اول کار ساتی برزن را یکسره کند قسمتی از لشکرش را در محل گذاشت و خود با پیادهنظام و سوارهنظام سبک اسلحه تمام شب را به سوی هرات راند و به آرتاکوانا رسید ساتیبرزن از سرعت حرکت اسکندر بوحشت افتاد دو هزار سوار برداشت و به باختر در پناه بسوس گریخت و باقی سپاهیان او در شهر آرتاکوانا که مستحکم شده بود آمادهٔ جنگ ایستادند اسکندر آن شهر را گشود و آن را ویران کرد وی سپس در نزدیکی ارتاکوانا شهری آباد کرد و نامش را اسکندریه آریانا نهاد که همان هرات امروزی است اسکندر در آنجا دژی برای نظامیان خود ساخت که بقایای آن هنوز باقی است هدف از ساختن این دژ حفظ نظامیان از شورش احتمالی مردم شهر بود وی آرزاسِس را به جای ساتیبرزن والی هرات کرد پس از آن اسکندر بسوی سیستان شتافت و سپس به طرف مردم اِوِرگِت معروف به آریماسپ یا آگریاسپ که در جنوب شرقی سیستان میزیستند راند مردم با آغوش باز او را پذیرفتند و او هدایای فراوان به آنها داد اهالی گدروزی بلوچستان کنونی که در همسایگی مردم آریماسپ سکنی داشتند نیز اسکندر را خوب پذیرفتند اسکندر از آنجا به سرزمین رُخج عازم شد و قبل از حرکت آمِنید را که دبیر داریوش بود والی اورگتها کرد رُخجیها را به اطاعت درآورده و کاپیشهکانیش پایتخت رُخَج را به نامش اسکندریه تغییرنام داد که همان قندهار امروزی است اسکندر این ولایت را به مِمنُن داد بعد شنید که ساتیبرزن با دو هزار سوار به هرات آمدهاست بر اثر این خبر سپاهی مرکب از شش هزار پیادهٔ یونانی و سوار به سرداری اریگیوس و ارتهباذ بدانجا فرستاد و با وجود دلیریهای ایرانیان اریگیوس موفق به سرکوب ساتیبرزن در ق م شد اسکندر با وجود برفهای بسیار و نبودن آذوقه و خستگیها هندیهای سرحدی را مطیع کرد و رهسپار کوههای هندوکش که تاریخنویسان یونانی آن را پاراپامیز یا یا قفقاز هند گفتهاند شد و در آنجا به سرزمینی رسید که حتی همسایگانشان آنها را نمیشناختند زیرا مردم مزبور از هرگونه روابطی با مردمان دیگر دوری میجستند این قوم پاراپامیز نام داشت اسکندر با وجود سختی آب و هوای این سرزمین بدرون آن راند و لشکر مقدونی دچار قحطی و سرمای سخت و درد و رنج بسیار گردید و عدهٔ زیادی از سرما تلف شدند اسکندر خود را به کابل و از آنجا به پروان رسانید و زمستان را در آنجا به سربرد او در نزدیکی مدخل درهٔ سالنگ دژی را به نام خود ساخت اسکندر این شهر را برای پاسداری از شهر کاپیسی کاپیسا در نخستین شیبهای جبلالسراج کنونی پروان کهن برپا نمود که به نام اسکندریهٔ قفقاز شناخته شد که همان بگرام امروزی میباشد تعداد زیادی از مقدونیها و یونانیهای لشکر اسکندر در آنجا ماندند هدف از بنای شهر استقرار قرارگاهی برای عملیات آتی در آنسوی کوههای هندوکش بود بسوس در باختر همچنان خود را اردشیر مینامید و شاه میخواند سپاهیان بسوس در ابتدا تصور میکردند که بخاطر آب و هوای سخت باختر اسکندر به آن سرزمین نخواهد رفت و راه هند را پیش خواهد گرفت ولی بعد که شنیدند اسکندر دارد نزدیک میشود از دور بسوس بپراکندند در این احوال بسوس با مشتی از سپاهیان وفادار خویش از آمودریا بقصد سغد گذشت و پس از عبور از رود مزبور تمام کشتیها را بسوخت تا بدست اسکندر نیفتد پس از آن اسکندر از کوههای پاراپامیز هندوکش گذشت و بسوی سرزمین باختر راند در این راه فقدان غله باعث گرسنگی گردید زیرا بومیها در انبارهای زیرزمین آذوقهشان را پنهان کرده و آنها را چنان ساخته بودند که کسی جز سازندگان نمیدانست این انبارها کجاست کوینت کورس تاریخنگار رومی باختر آن زمان را چنین وصف کرده قلعهٔ اختیارالدین اگرچه ساخت این ارگ در سال میلادی صورت گرفته اما مسکنگزینی در اینجا به دوران باستان برمیگردد قرنها پیش از رسیدن اسکندر مقدونی که گفته میشود دژ او هم در زیر این پُشته آرامیدهاست از جمله اقدامات مهم و اساسی اسکندر در کشورهای تحت استیلا و تسلط خود شهرسازی بود و در دوران کشورگشای او در افغانستان هفت شهر بدست وی یا جانشینانش تهدابگذاری شده که به نام اسکندریه معروف هستند اسکندریه آریانا یکی از این شهرهاست که همان هرات امروزی است قلعهٔ اختیارالدین در طول تاریخ چندین بار ویران شده تیمور نیز در حمله به هرات آن را ویران کرد اما شاهرخ پسر او آن را بازسازی کرد اسکندر با وجود برف عمیق و اشکالات حرکتِ بار و بنه راه خود را دنبال کرد و بسوس به سغد عقبنشینی کرد پس از آن اسکندر بسوی شهر باکترا و آاُرن روانه شد و در یورش اول این دو شهر عمده را گرفت باقی سرزمین باختر پس از آن مطیع گشت بعد اسکندر ساخلوی در اینجا به فرماندهی آرخهلائوس گذاشته ارتهباذ را والی کرد بسوس نیز گرفتار شد و اسکندر سردار خائن را بی پاداش نگذاشت بدین ترتیب که فرمان داد تا اعضای وی را به شاخههای چند درخت که به نیرو بهم نزدیک ساخته بودند بستند و آنها را ناگهان رها کردند بدینسان هر شاخهٔ درختی عضوی از اعضای خائن را با خود برد و بنا بروایتی وی را در اکباتان همدان به دار آویختند در باختر اسکندر عاشق شاهدخت باختری به اسم رُخسانه به باختری روشنک گشت و با وی ازدواج کرد اسکندر به مدت یک سال در دشتهای آسیای میانه سرگردان بود و با تاختوتاز جنگجویان این سامانها روبرو میگشت و شماری از سپاهیانش را نیز به علت سرما و کمبود خواربار از دست داد سپس اسکندر برای لشکرکشی به هند به باختر بازگشت وی تدارک سفر هند را دید و در بهار ق م با تمام قوا عازم هند شد و پس از عبور از کوههای پاراپامیز هندوکش به شهر اسکندریه رسید و پس از تسخیر مناطقی از سند عبور کرده به تاکسیلا وارد شد و نهایتاً قسمتی از هند را فتح کرد اسکندر پس از فتح هند به علت کمی قشون به پارس بازگشت و به فکر تسخیر عربستان افتاد بنابراین به سمت بابل حرکت کرد ولی در آنجا به علت تبی که از باتلاقهای بابل بر او مستولی شده بود در سن سالگی درگذشت از جمله اقدامات مهم و اساسی اسکندر در کشورهای تحت استیلا و تسلط خود میتوان به موضوع دِژسازی اشاره کرد مقدونیها در قوسی بزرگ از هرات در غرب تا قندهار در جنوب و تا آمودریا یونانی در شمال و آنطرفتر در قزاقستان و تاجیکستان امروزی دژهایی تحت عنوان اسکندریه برپاساخت دژهایی اسکندر که تا امروز میشناسیم عبارتند از ح ق م در حوزهٔ سیستان ق م در بقیه نقاط کشور پس از مرگ اسکندر مقدونی در پیش از میلاد اغتشاشی بزرگ سراسر کشور را فرا گرفت و مهاجرنشینان و سربازان پیشین یونانی کنترل باختر را بدست گرفتند جنرالهای اسکندر یونانی یا جانشینان بر سر تقسیم متصرفات اسکندر با یکدیگر به نبرد پرداختند بدینترتیب چهار جنگ دیادوخوی ق م روی داد سرانجام سه حکومت مقدونیه در اروپا یونانی در مصر و سلوکی در آسیا را بنا نهادند بدین ترتیب متصرفات مشرقزمین به سلوکوس رسید و این سرزمینها جزء قلمرو سلوکیان درآمدند که از بابل اداره میشد سلوکوس بدنبال ادامهٔ سیاستهای اسکندر با اپامه دختر اسپیتامن یکی از دشمنان اسکندر در سرزمین باختر ازدواج کرد تا سلسلهای را بنیان نهد که آمیزهای از نژاد ایرانی و مقدونی باشد او جهت ایجاد وحدت در قلمرو خود به احداث شهرهای یونانینشین پرداخت پیش از میلاد سلوکوس یکم ملقب به نیکاتور افسر سوارهنظام اسکندر سرزمینهای مشرقزمین از سوریه و عراق در غرب تا هند در شرق را تصرف میکند و به زیر فرمان خود درمیآورد پیش از میلاد سلوکوس برای استحکام بخشیدن به امپراتوری سلوکی تازهتأسیس خود در شرق به هند یورش میآورد و به قشون چندراگوپتا مائوریا برمیخورد آنگاه سلوکوس با مائوریاها صلح میکند و جنوب افغانستان را به ازای فیل جنگی به آنها واگذار میکند وجود امکانات سیاسی بازرگانی و هنری سبب گردید تا قشرها مختلف مردم یونان به شهرهای تازه احداث شده مهاجرت کرده و در کنار ساکنین بومی سکنی گزینند و به این ترتیب زمینهٔ ترویج فرهنگ و هنر یونانی و پشتیبانی از حکومت یونانی فراهم گردید آنتیوخوس فرزند و جانشین سلوکوس سلسلهای را که پدر بنا نهاده بود استحکام بخشید سلوکیها توانستند حکومت خود را در فلات ایران و سرزمین میانرودان بینالنهرین تا اواسط قرن دوم ق م تثبیت نمایند پیش از میلاد تنها در حوزههای جلالآباد غزنی قندهار و بُست حدود سال پیش از میلاد زمانی که جانشینان اسکندر بر سر تقسیم متصرفات او در منطقهٔ مدیترانه با یکدیگر در نبرد بودند دولتی مقتدر در هند به رهبری چندراگوپتا مائوریا تأسیس شد که قلمرو فرمانرواییش بسوی غرب تا سرزمینهای جنوب هندوکش افغانستان امروزی میرسید مقتدرترین فرمانروای آن آشوکا بود دین بودا در عهد این پادشاه مقتدر از حدود شبهقارهٔ هند تجاوز و توسط مبلغین از شمال غربی تا کشمیر و قندهار و کابل نفوذ کرد و متدرجاً به سواحل آمودریا رسید و در کناز آیین زرتشتی آیینی مهم شد اما در سرزمینهای باختر و فلات ایران بازایستاد وسعت قلمرو هخامنشیان و لزوم برقراری امنیت و ادارهٔ آن ساختن راههای شوسه و وسائل حمل و نقل را ایجاب میکرد هخامنشیان راه شاهی را وسعت داده بودند که کابل امروزی را به شهرهای مختلف در پنجاب و دشت گَنگ متصل میکرد بدینترتیب بازرگانی هنر و معماری رونق پیدا کرد و بخصوص بناها با معماری بودایی و استوپههایی که هنوز در شرق افغانستان بچشم میخورند پیش از میلاد مائوریاها بر جنوب هندوکش افغانستان فرمانروایی میکنند یونانیها در سرزمین باختر در بلخ امروزی حکمرانی میکنند پیش از میلاد آشوکای بزرگ فرمانروایی ق م فرزند چندراگوپتا شبهقاره هند را پس از نبردی خونین به اطاعت میکشد به آیین بودایی میگراید و این آیین را با گشودن استوپهها در سرتاسر قلمرو فرمانروایی خود میگستراند فرمانهای بودا را منتشر میکند و ستونهای آشوکاً را با سنگنوشتههایی بقلم امپراتور فرمانهای آشوکا میافرازد فرمانهای بودا و سنگنوشتههای روی ستونها در سرتاسر شاهنشاهی مائوریا از هند تا افغانستان منتشر میشوند سنگنوشتههای دوزبانهٔ یونانی و آرامی زبان آرامی زبان رسمی هخامنشیان بوده کشفشده در قندهار و لغمان به دوران فرمانروایی آشوکا برمیگردد ح ق م در حوزههای بلخ و بدخشان ق م در حوزههای هرات بادغیس و کابل ق م در بقیهٔ نقاط کشور خاورترین منطقه از دنیای هِلِنی یونانی سرزمین باختر یونانی در شمال افغانستان و سرزمینهای شمالی آن که در عصر باستان بنام سُغد در تاجیکستان ازبکستان و ترکمنستان امروزی شناخته میشد یکی از پیامدهای یورش اسکندر مقدونی به آسیا و گذر وی از افغانستان امروزی بود که در طی این یورش لشکر وی دژهایی بنا کرده و سپاهیان یونانی و مقدونی و همه گونه کارکنان پشتیبانی از معماران و پزشکان گرفته تا مدیران هنرمندان بازرگانان و حتی روسپیان در سرزمین باختر برجای گذاشتند تا در این سرزمین برای مستقر شدن و ماندن در اواخر سدهٔ چهارم پیش از میلاد زمانیکه اسکندر بهسوی شرق و هند لشکرکشی میکرد آماده شوند در دو سده پیش از یورش اسکندر در سال پیش از میلاد سرزمین باختر یکی از ساتراپیهای پارسی باستان خَشثَرپاوه استان مهم امپراتوری هخامنشیان ق م و پیش از آن بخشی از امپراتوری ماد ق م بود در دوران باستان دشتهای وسیع حاصلخیز باختر که از سرازیریهای شمالی هندوکُش تا آمودریا یونانی گسترده بودند و مراکز مهم بازرگانی جاده ابریشم بوده و ذخایری غنی از طلا نقره و لاجورد را در کوهستانهای مجاور جای داده بودند این سرزمین را یکی از ساتراپیهای مهم و پُرارزش هخامنشیان تبدیل کرده بودند در میان هیئتهای خراجدهندگان در سنگنگارههای کاخ آپادانا در تخت جمشید یونانی در اوایل سدهٔ پنجم ق م هیئت باختریها در حال ارائه جامهای طلایی به عنوان خراج به شاهنشاه هستند این با هیئتهای دیگر از ساتراپیهای دیگر بسیار متفاوت است که هدایایی چون پوست جانوران ظروف سفالی و دام را هدیه میدهند از آنجا که اسیران یونانی که در نبردهای هخامنشیان و یونانیان در سدههای پنجم و چهارم پیش از میلاد به اسارت گرفته میشدند به سرزمین باختر تبعید میشدند جمعیت بومی این سرزمین از قبل شمار زیادی از یونانیان را پیش از رسیدن اسکندر به آنجا در پیش از میلاد در خود جای دادهبود این یونانیانِ باختری که در نبرد سخت شده بودند اغلب توسط هخامنشیان در نبردهای بزرگ استفاده میشدند و توسط اسکندر در لشکرکشیهایش در مشرقزمین بهخدمت گرفته میشدند ستون اصلی نیرویی را تشکیل میدادند که بر سرزمین خاور در اواسط سده سوم تا نیمهٔ دوم سدهٔ دوم پیش از میلاد چیره شد یونانیانِ باختر تحت رهبری سربازان پیشین اسکندر و بازماندگان آنها یک دولت پادشاهی الهامگرفتهشدهٔ هِلِنی یونانی در قلب آسیای میانه تأسیس کردند در بلخ یونانی پایتخت یونانیان دژهای بجایمانده از عهد سلوکیان و بناهای سبک هِلِنی زیادی وجود داشت سرستونهای کُرینتی که برای تزئین قصرهای چند ستونه بکار برده میشدند و در بلخ کشف شدهاند مربوط به همین دوران اولیه هستند یونانیانِ باختر از ضعف سلوکیان حاکم بر باختر که برای دفاع از سرزمینهایشان در مشرقزمین در مصر مصروف نبرد بودند فرصت را غنیمت شمرده و تحت رهبری دیودوت یونانی ساتراپ شَهرَب یا والی باختر اعلان استقلال کردند دیودوت در سال پیش از میلاد آنتیوخوس دوم امپراتور سلوکی را کنار گذاشته و پس از شنیدن اعلان استقلال متحد خود آندروگوراس در سرزمین پارت خود را پادشاه خواند اما بزودی آندروگوراس توسط اَرَشک رهبر قوم پارت سرنگون شده و ارشک امپراتوری اشکانیان را در ایران بنیانگذاری کرد که بدینصورت کنترل باختریها را بر تجارت زمینی در امتداد جاده ابریشم تضعیف میکرد و عملاً ارتباط یونانیان در باختر را با دنیای هِلِنی در مدیترانه قطع میکرد دیودوت دوم جانشین پدرش شد و او هم بدست اوتیدموس فرمانروایی ق م برافتاد طبق منابع تاریخی اوتیدِموس پس از دستیافتن به تاج و تخت دولت یونانیِ باختر سپاهی متشکل از سوارکار را گرد آورده و با سپاه نیرومند سلوکی در شمالغرب افغانستان درگیر شد اوتیدِموس با عقبنشینی به دژ خود در باختر از محاصرهای سه ساله ق م توسط آنتیوخوس سوم جان سالم بدر برد این دشمنی سرانجام با امضای معاهدهٔ صلح که استقلال دولت یونانیِ باختر را به رسمیت میشناخت خاتمه یافت اواخر فرمانروایی اوتیدِموس در حدود ق م تقریباً با حملهٔ باختر به هند در دورهٔ پادشاهی فرزند و جانشینش دِمِتریوس یکم مصادف است هند که پس از مرگ آشوکای بزرگ فرمانروایی ق م در هرج و مرج بهسر میبرد پاداشی بزرگ برای یونانیانِ باختر بود دمتریوس نخستین پادشاه یونانیِ باختر بود که به هندوکُش دست یافت کوههایی که مدتها همانند یک دیوار باختریها را در شمال و فرمانروایان مائوریایِ هند را در جنوب از هم جدا میکرد وی در حدود پیش از میلاد از هندوکش عبور کرده از راه کابل و قندهار رهسپار جنوب شد و در پاکستان امروزی جاییکه وی پایتختی در تاکسیلا تأسیس کرده و در آنجا سکههای فراوانی از وی یافت شده با مائوریاهای جنگید و سپس بسوی هند تاخت طبق سنگنوشتهٔ هاتیگومفا غار فیل در اودایاگیری هند که گفته میشود در حدود پیش از میلاد کندهکاری شده پادشاه یاوانائی یونانی بنام دِمِتریوس سپاهیانش را عازم شرق هند و احتمالاً تا شهر راجاگریها کرد پیش از آنکه بهسوی غرب عقبنشینی کند دِمِتریوس که در نبرد شکست نخورده بود پس از مرگش عنوان آنیکِتوس شکستناپذیر را بر روی سکههای ضربشده توسط آگاتوکولِس یکی از بازماندگان دولت یونانی هند خویش کسب کرد دمتریوس در این پیشروی یونانیِ هند را در خاورترین کرانههای دنیای هِلِنی تأسیس کرد و در آن یونانیان برای دوصد سال آینده فرمانروایی کردند حضور یونانیانِ هند در شمالغرب هند شمال پاکستان و شرق افغانستان تا سقوط آخرین امیرنشینانِ کوچک توسط کوچنشینان سکائی در حدود پیش از میلاد دوام کرد دِمِتریوس که قادر نبود بر تمامی سرزمینهایی که تصرف کرده بود فرمانروایی کند متصرفاتش را در دره کابل و منطقهٔ قندهار شامل شهرهایی چون دِمِتریاپولیس و اَلِکساندروپولیس که احتمالاً قندهار امروزی باشد به برادرش آنتیماخوس یکم داد انتیماخوس در حدود پیش از میلاد در طی یک کودتا بدست فرمانروایی ستمگر بنام اوکراتید فرمانروایی ق م سرنگون شد اوکراتید پس از رسیدن به تاج و تخت خود را آنطور که بر روی سکههایش نوشته شده مِگاس بزرگ خواند سکههای اوکراتید یکی از بزرگترین سکههای ضربشده در عصر باستان هستند اوکراتید که به باختر کفایت نمیکرد بهسوی خاور و به هند لشکر کشید و برای کسب قدرتی در قلمرو دولت یونانیِ هند با این فرمانروایان یونانیِ هند درگیر شد آپولودوتوس یکم آنتیماخوس دوم و مِناندِر یکم پیشرویهای اوکراتید در هند بر روی سکههای بیشمار دوزبانه حک شده به یونانی و پالی دیده میشود بگفتهٔ ژوستین وقایعنگار رومی در سدهٔ سوم میلادی اوکراتید بدست فرزندش یا اوکراتید دوم یا هِلیوکلِس یکم بقتل رسید که به نقل از ژوستین با ارابه از روی خون پدرش گذشت این قتل جنگهای داخلی را دامن زد که به تضعیف فرمانروایی یونانیانِ باختر منجر شد بازماندگان اوکراتید اوکراتید دوم و لیوکلِس یکم ق م آخرین پادشاهان یونانیِ باختر بودند که نتوانستند از پیشرفت قبایل یوئهژی از سوی شمال جلوگیری کنند آیخانم نامی است اُزبکی ماهبانو احتمالاً همان شهر باستانی اسکندریه بر روی آمودریا و بعدها اوکراتیدیه شاید یکی از بزرگترین شهرهای هزار شهر باختر که ما تا امروز میشناسیم آیخانم باشد که در محل پیوندگاه رودهای آمو و کوکچه در نزدیکی مرز تاجیکستان در شمال افغانستان بنا شدهاست در ابتدا ساحهٔ یک دژ بنام اسکندریه بر روی آمودریا در پیش از میلاد توسط سپاهیان اسکندر مقدونی بنا شد این ساحه بعدها مستعمرهای یونانی شد که در آنجا سربازان و بخشی از شمار زیاد همراهان اسکندر ماندند و مادامیکه اسکندر به لشکرکشیهایش در هند ادامه میداد آنان در دشتهای آسیای میانه دولتی یونانی بنیانگذاردند در سال بعدی این دژ بهتدریج وسعت پیدا کرد تا اینکه ردیف بناهایی در امتداد سواحل جنوبی آمودریا در آن افزوده شد نقشهٔ ساختمانی آیخانم شامل یک قصر شاهی گنجخانه حوضهای آببازی استخرها و فوارهها پیشدروازه سازههایی بهصورت راهرویی ستوندار و سرپوشیده متشکل از سرستون کُرینتی که بهعنوان دروازهٔ آغازین برای ورود به مکانهای مقدس در یونان باستان ساخته میشد یک کتابخانهٔ شاهی یک ورزشگاه که وقف هراکلس نام یونانی نام رومی نام قهرمان اسطورهای یونان و روم باستان فرزند خدای زئوس و آلکمنه انبارخانههایی برای جایدادن طلاها و سنگهای قیمتی که از کوههای مجاور استخراج میکردند اجناس نفیس که از طریق تجارت و غنایم جنگی بدست میآوردند و همچنین گورستانی برای تدفین مُردگانشان ردیف بناهای ساختهشده در امتداد ساحل آمودریا از روی سبک یونانی آکروپولیس به یونانی قدیم بلندشهر یا دژشهر و تئاتر بزرگ یونانی بزرگترین نوع آن در مشرقزمین حتی بزرگتر از همتای بابلیاش بنا شدهبودند در آنجا یک شهر زیرین بود که با دیوارهای دفاعی هراسانگیزی که باروی آن بیش از متر ارتفاع و تا متر ضخامت دارد محافظت میشد و محلهٔ مسکونی برای نُخبگان با یا بیشتر خانهٔ مجلل با سبکی یونانی و سنگفرشی از معرقکاری و تسهیلات رفاهی شامل سامانههای گرمکنندهٔ آب خانهها که به احتمال زیاد یونانیان را در برخی مناطق از غیر یونانیان جدا میکرده در جنوب دامنهٔ تپه پراکنده شدهبودند و برای اسکان دادن هزاران باشنده سرباز مدیر هنرمند و هر پیشه و حرفهٔ دیگری که معمولاً در شهری پُررونق در خود یونان یافت میشد بنا شده بودند آیخانم خاوریترین شهر یونانی در دنیای هِلِنی بود که احتمالاً در دورهٔ فرمانروایی اوکراتید اوکراتیدیه نامیده میشد راهرو اصلی که از برج و باروی آیخانم میگذشت بر روی خیابانی بزرگ به درازای شهر زیرین باز میشد در جانب چپ تئاتر یونانی تماشاگر را بر ردیف جای میداد در فوارههای نزدیک به تئاتر درونمایههای الهامگرفتهشده از هنر تئاتر همچون ماسکهای آبپران از آنها در حوضهای آب بهعنوان فواره استفاده میشده موجود بودند در کتابخانه باستانشناسان بقایای نوشتههای سوفوکل یکی از تراژدینویسان یونان باستان را یافتند که از یونان وارد شدهبودند آنطرفتر در پایین خیابان اصلی سربازخانهای بزرگ که میتوانست هزاران سرباز نیروی حراستی برای محافظت ار سرحدات وسیع باختر را در خود جای دهد تختِ سنگین در سمت شمال آمودریا چند کیلومتر در شمال سرحد تاجیکستان و افغانستان در غرب آیخانم باستانشناسان ساحهای کوچکتر بجایمانده از دورهٔ هِلِنی متعلق به سدههای سوم و دوم پیش از میلاد که به همان اندازهٔ آیخانم دارای اهمیت است کشف کردهاند نیایشگاهی که در بین مردمان محلی آنجا بنام تخت سنگین مشهور است این ساحه ترکیبی از معبدی یونانی و آتشکدهٔ زرتشتی بوده که نمایانگر این واقعیت است که در باختر دورهٔ هِلِنی یونانی دو رسم و سنت وجود داشتهاست در تختِ سنگین شمار زیادی سکه هدایای اهداشده به معبد و تندیسها و سردیسهای رئالیستی چشمگیری کشف شدهاند سردیسهای رنگآمیزیشده ساختِ محلی از مردان و موبدان تندیسهای مرمرین ساختِ محلیِ مردی شبیه به اسکندر مقدونی با کلاهخودی با نقشی از شیر و تندیس یونانی مارسواس در اسطورههای یونان نوازنده فلوت است که احتمالاً مقصود از یک آیین محلی بوده در داخل معبد پیدا شدهاست پیش از میلاد دیودوت یکم والی سلوکی باختر اعلان استقلال میکند در آن زمان باختر به یک سرزمین شهرنشین مدنیت عمده تبدیل شده بود که در نوشتههای باستانی به عنوان سرزمین هزاران شهر آمده و یکی از ثروتمندترین شاهنشاهیهای آسیا بهشمار میرود پیش از میلاد در فلات ایران اَرَشک رهبر اشکانی ساتراپ سلوکی را شکست میدهد استقلال بدست میآورد و بدینترتیب ارتباط یونانیان باختر را با سرزمین مادریشان یونان قطع میکند پیش از میلاد دیودوت دوم جانشین دیودوت یکم توسط اوتیدِموس ساتراپ یونانی سُغد عهد سلوکیان از اریکهٔ قدرت پایین کشیده میشود پیش از میلاد آنتیوخوس سوم فرمانروای سلوکی به بلخ حمله میبرد محاصرهٔ سه ساله پی میگیرد اوتیدِموس جانِ سالم بدر میبرد پیش از میلاد آنتیوخوس استقلال باختر را به رسمیت میشناسد پیش از میلاد دمتریوس یکم فرزند و جانشین اوتیدِموس قلمرو فرمانروایی را از شرق ایران تا هند میگستراند یونانیِ هندیونانیِ هند در قلب آسیای میانه ظهور میکند پیش از میلاد اوکراتید یکم پادشاه یونانیِ باختر سلسلهٔ اوتیدِموس را برهم میچیند و با هند علیه ظهور یونانیِ هند اعلان جنگ میکند و در این راه منابع باختری را تا آخر مصرف میکند اوکراتید عمدتاً بر روی سکههای پُر زرق و برق که در پایتختش اوکراتیدیه آیخانم ضرب میشد ترسیم شدهاست پیش از میلاد پس از مرگ اوکراتید یونانیانِ باختر بخاطر حملهٔ کوچنشینان آسیای میانه یوئهژیها تُخاریها و سکاها تضعیف میشوند بهتدریج بسوی جنوب هندوکُش و شرق بسوی پاکستان امروزی و هند مهاجرت میکنند و دولت هندویونانیشان را در آنجا مستحکم میکنند پیش از میلاد فرمانروایی یونانیان در باختر توسط هِلیوکلِس یکم منقرض میشود ح ق م تنها در حوزههای کابل جلالآباد و غزنی حملهٔ دمتریوس یکم به هند در سال پیش از میلاد سبب پیدایش دولت هندویونانی شد که مناطق شمالغربی و شمالی شبهقاره هند و سرزمین باستانی گنداره را در برمیگرفت و پایتخت آن تاکسیلا و سگالا بود در زمان سلطنت مِناندِر یکم بین ق م فرمانروایی آنها در آنجا وسعت یافت و تا حدود نیم قرن پس از سقوط دولت یونانیِ باختر دوام یافت در این دوران و در دورهٔ کوشانیان سدهٔ اول پیش از میلاد تا سدهٔ سوم پس از میلاد هنر گندهارا که تلفیقی از هنر یونانی و بودایی بود به اوج شکوفایی خود رسید و نمونه آن در پایگاه باستانشناسی هَده در جنوب جلالآباد گندهارای عصر بودایی قابل مشاهدهاست پیش از میلاد مِناندِر یکم فرمانروای یونانیِ هند بعد از دفع حملهٔ اوکراتید یکم قلمرو فرمانروایش را تا عمق هند تا شهر پَتنا میگستراند او که نخستین فرمانروای یونانی است که به آیین بودایی گراییده در سرزمینهای غربی به نشر این آیین و تلفیق زبان و فرهنگ یونانی و هندی آرمانهای بودایی و نگارگری یونانی و گرایشهای هندی تا افغانستان از طریق گندهارا و تا آسیای میانه و قرنها بعد در چین سرعت میبخشد پیش از میلاد فرمانروایی یونانیِ هند در شرق بهدنبال حملهٔ یوئهژیها سکاها و کوشانیان سقوط میکند ح ق م م در حوزههای هرات و بادغیس ق م م در حوزهٔ سیستان و ق م در حوزههای قندهار و بُست پس از مادها سدههای هشتم تا هفتم ق م و هخامنشیان ششم تا چهارم ق م اشکانیان اواخر سدهٔ سوم ق م تا دوم م سومین دودمان بزرگ نظامی بودند که در ایران امروزی به فرمانروایی رسیدند و توانستند امپراتوری واقعی برای قریب به سال تشکیل دهند اشکانیان که از تیرهٔ ایرانی پارتی و شاخهای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سَکاهای حدود باختر بودند از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی در ایران بود برخاستند نام سرزمین پارت در کتیبههای داریوش بزرگ پَرثَوَه آمدهاست که به زبان پارتی پهلوی میشود چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز میتوان خواند اَرَشک اَشک در سالهای پیش از میلاد و در زمان پادشاهی سلوکوس دوم کالینیکوس به پارت یورش برد و بر آندراگوراس پیروز شد سپس بر هیرکانی گرگان تاخت و آنجا را تسخیر نمود و شالودههای دستگاه اشکانی و پادشاهی پارتها را پی ریزی نمود پارتها که سوارکاران زبَردستی بودند و میتوانستند مسافتهای طولانی را طی کرده و با دریافت فرمان در دَم یورش برند از فرصت استفاده کرده و دولت سلوکی را برانداختند و امپراتوری تشکیل دادند که از اواخر سدهٔ سوم پیش از میلاد تا سدهٔ یکم پس از میلاد دوام کرد و در دوران اوج خود از دریای مازندران در شمال تا سوریه در غرب خلیج فارس در جنوب و نیمهٔ غربی افغانستان در شرق گسترده بود و پس از امپراتوری روم دومین امپراتوری بزرگ از نظر وسعت و قدرت اقتصادی در زمان خود بود اشکانیان به جای نبرد با سلوکیان صلح با آنان را ترجیح دادند و با آزاد ساختن آنتیوخوس سوم فرمانروای سلوکی وی را برای حمله به بلخ آماده ساختند برای مدت سه سال ق م هزاران سرباز سلوکی و جنگجویان اشکانی به همراه صدها فیل جنگی برای به پایین کشیدن اوتیدموس یکم فرمانروایی ق م فرمانروای یونانیِ باختر شهر مستحکم شده بلخ را بدون هیچ پیروزی به محاصره کشیدند این محاصره با امضای معاهدهای که استقلال دولت یونانی باختر را تضمین میکرد به پایان رسید در حدود سال پیش از میلاد مِهرداد یکم فرمانروایی ق م فرزند اَرَشک اَشک یکم مناطق شرقی سرزمین بابل را گرفت و بیشتر مناطق غربی و جنوبی افغانستان را بشمول هرات مرکز بازرگانی جاده ابریشم را ضمیمهٔ امپراتوری کرد با تصرف هرات مهرداد یکم نهتنها ارتباط یونانیانِ باختر را با سرزمین یونان قطع کرد بلکه بر کنترل جریان تجارت کالاها از مدیترانه و خاور میانه به چین و هند نیز تسلط یافت چیزی که به فروپاشی دولت یونانیِ باختر مقتدر انجامید در طی اواسط تا اواخر سدهٔ دوم پیش از میلاد سکاها زیر فشار تُخاریها در شمال باختر و قوم یوئهژی به جنوبغربی به سرزمینهای اشکانیان ریختند یوئهژیها نیز زیر فشار جنگجویان چینی از سرزمین بومیشان در دشت تاریم منتهیالیه غرب چین به سمت جنوب ریخته بودند فشار از سوی سکاها دردسر عمده برای اشکانیان بود بهطوریکه دو پادشاه اشکانی فرهاد دوم فرمانروایی ق م و جانشینش اَردَوان دوم فرمانروایی ق م در نبرد با سکاها بهقتل رسیدند بان چائو فرمانروایی چینی از قوم هان برای محافظت از جادهٔ ابریشم در سال پیش از میلاد با اشکانیان اتحاد نظامی برقرار کرد که در نتیجهٔ آن دو امپراتوری سوارهنظام نفری تشکیل دادند تا از کاروانها حفاظت کرده و با سکاها تُخاریها و یوئیژیها بجنگند فشار سکاها بر روی پارت با به قدرت رسیدن سیناتروک فرمانروایی ق م پادشاه سکایی بر تخت سلطنت اشکانی به اوج خود رسید و از آن پس اشکانیان و سکاها تعادل قدرت برقرار کرده و در نهایت به تشکیل زیرفرمانروایی اشکانی انجامید که در سرتاسر جنوبغربی افغانستان تا پاکستان امروزی و شمال هند گسترده بود این زیرفرمانروایی نزد تاریخدانان بنام دولت هندوپارتی معروف است حملهٔ یوئهژیها یوئهژیها اتحادیهای از اقوام کوچنشین آریایی بودند که خاستگاه آنها در دشت تاریم در غرب چین بود آنها که زیر فشار جنگجویان چینی از سرزمینشان بیرون رانده شده بودند با دیگر اقوام کوچنشین تُخاریها و سکاها متحد شدند و بهسوی جنوب به فلات ایران ریختند با پارتهای اشکانی درگیر شدند ق م و سپس به باختر یورش آوردند و یونانیان حاکم بر آن سرزمین را به جنوب بهسوی درهٔ کابل و شرق بهسوی پاکستان و هند کنونی راندند پیش از میلاد شهر یونانیباختری اوکراتیدیه که امروزه آیخانم نامیده میشود پس از حملههای پیاپی یوئهژیها متروکه میشود ح ق م م تنها در حوزههای کابل جلالآباد غزنی قندهار و بُست هندوسکاها زیردستهای از مجموعه بسیار بزرگترِ اقوام کوچنشین ایرانیِ سکاها بودند هندوسکاها بین اواسط سدهٔ دوم پیش از میلاد و سدهٔ چهارم میلادی از آسیای میانه از طریق آمودریا به باختر رُخَج گندهارا در افغانستان امروزی و سپس بسوی پنجاب و کشمیر در هند و پاکستان امروزی و همچنین به گُجرات و راجِستان در غرب و مرکز هند تاختند یورش هندوسکاها تنها یکی از رویدادها و پیامدهایی است که از یورشِ یوئهژیها موجب شد یورشی که چشمانداز باختر درهٔ کابل و هند را برای همیشه تغییر داد و حتی دورترین نقاط چون روم نیز از پیامد از یورشها مصون نماندند لشکرکشی هونها به روم همین مهاجرت سکاها به منطقهٔ سیستان از جلگهٔ رود هلمند تا جلگهٔ هامون و تشکیل دولت هندوسکایی در آنجا بود که از آن پس سرزمین زرنگ آنطور که در سنگنوشتههای هخامنشی آمده سَکَستان در صدر اسلام سَجِستان و امروز سیستان نامیده شد ماوئِس این پادشاه سکائی در طی فرمانروایی کوتاهمدتش ق م به سرزمینهای هندویونانیان در پاکستان امروزی حمله برده و سیرکاپ در نزدیکی تاکسیلا را پایتخت خود برگزید و دولتی بنیانگذارد که بیشتر تمایل به آمیزش و سازش با فرهنگ یونانی داشت تا از بین بردن آن برخی پژوهشگران برین باورند که ماوئِس که لقب پارسیِ شاهنشاه را برگزید احتمالاً جنرال سکائی بوده که توسط هند و یونانیها بکار گمارده شده باشد به هر روی برخلاف یوئهژیها ماوئس سیاستمدارا و سازش را با جوامع محلی یونانی و هندی برگزید سیاستی که جانشینانش نیز آن را دنبالهروی کردند آزِس یکم و آزِس دوم آزس یکم احتمال فرمانروایی ق م تازش بر هندویونانیان را آغاز کرد و آزِس دوم فرمانروایی در حدود ق م کار را تمام کرده و دولت هندویونانیان را در شمال هند برانداخت با این وجود فرمانروایی آزس نیز با بهقدرترسیدن کوشانیان سقوط کرد کوشانیان یکی از پنج قبایل یوئهژی بودند که پس از گرفتن باختر در یک قرن پیشتر اکنون بهسوی هند پیشروی میکردند اشکانیان پارتیان به مدت کوتاهی از سوی غرب یورش آوردند رهبر آنان گُندُفَر موقتاً کوشانیان را جابجا کرد و دولت هندوپارتی را در سرتاسر شمالشرق افغانستان تا شمال هند بنیانگذارد اما فرمانروایی وی کمتر از یک عُمر بطول انجامید و دولت وی نیز در اواسط سدهٔ نخست میلادی برافتاد پیش از میلاد تا حدود میلادی سکاها در این دوره از طریق حمله به کاروانها در جاده ابریشم ثروت هنگفتی را جمعآوری میکنند که گنجینهٔ طلاتپه بدستآمده از شش گور در شمال افغانستان از همین دورهٔ سکاهاست و مشتمل بر آرایههای طلایی و غیره میشود ظرف طلاکاری شدهٔ بیماران در طی یکی از نخستین کاوشهای غیرحرفهای در افغانستان در سالهای میلادی چارلز مسون جهانگرد بریتانیایی در پایگاهی که بنام استوپه شمارهٔ در بیماران شناخته میشود در نزدیکی جلالآباد در شرق افغانستان یک ظرف زرین کوچک را کشف کرد که حاوی بقایای بودایی مرواریدهای سوخته مُهرههایی که از سنگهای گرانبها و نیمهگرانبها و سکههای ضربشده توسط آزِس دوم پادشاه سکایی بود این ظرف کوچک زرین که سه سانتیمتر ارتفاع دارد و بر روی جدارهٔ آن سنگهای قیمتی کار شده و احتمالاً هنر دوران هندویونانی است به عنوان شاهکار هنر یونانی بودایی از گندهارا است اینکه پادشاهان هندویونانی هنرمندان و صنعتکاران هندویونانی را بکار میگرفتند چیز تعجبآوری نیست نمایش بودای ایستاده بگونهٔ هِلِنی که به صورت رئالیستی و با ژست ملایم کُنتروپُستو اجرا میشود که در پهلوی وی برَهما و شَکرا دو ایزد هندی که هر دو جواهراتی پوشیده و نشاندهندهٔ آن است که آنان جلوهای از بوداسف هستند دستهایشان در حالت انجالی مودرا ژست عبادتگونه است بر روی دیوارهٔ ظرف قاب گرفته شده و این اقتباسی است از معماری یونانی رومی از سکههایی که در داخل ظرف پیدا شده پیداست که پیشینهٔ آن به تاریخی نه زودتر از دوران فرمانروایی آزِس دوم ق م برمیگردد تحقیقات بیشتر نشان داده که این ظرف احتمالاً بعدها باز شده و دوبارهٔ در آنجا قرار داد شده و براساس سبک و هنر بکاررفته در این ظرف این اتفاق احتمالاً در زمانی در حدود سدهٔ دوم میلادی رخ دادهاست در این اواخر که این ظرف کشف شد در صندوقچهای ساختهشده از استیتایت قرار گرفته بود و بر روی آن نوشتهای نقش شده بود سقوط هندوسکاها در شرق به پارتها این امکان را داد تا به رهبری گُندُفَر از غرب حمله کرده و کوشانیان را موقتاً به عقب رانند فرمانروایی دولت تازه تأسیسیافتهٔ هندوپارتی تا اواسط سدهٔ نخست میلادی بطول انجامید و پس از آن کوشانیان دوباره قدرت را بدست گرفته و برای دو قرن آینده بر منطقه فرمان راندند گنجینهٔ طلای باختری در طلاتپه در سالهای میلادی یک تیم از باستانشناسان شوروی سابق به سرپرستی ویکتور ساریانیدی شش گور سکائی را در طلاتپه در نزدیکی شهر شِبِرغان در غرب بلخ در آستانهٔ حملهٔ شوروی به افغانستان کشف کردند کمتر از نیم کیلومتر از شهر مستحکم شدهٔ باستانی یمشیتپه این تیم شش گور دستنخورده را پیدا کردند که بقایای پنج زن و یک مرد را در خود جای داده بود و پیشینهٔ آن به سدهٔ نخست میلادی میرسید در پنج تا از این گورها پارچهٔ طلا و ابزار دیگر جواهرات کمربندها سرپوش کلاه اسلحهٔ سنتی و هزاران اشیای شخصی دیگر جای گرفتهبودند این اشیاء که کاملاً سالم و دستنخورده باقیمانده بودند و به ترتیب دقیقی که بازماندگان و فامیل این مُردگان قرار داده بودند و از پنج گور در طلاتپه بیرون کشیده شده بودند به باستانشناسان این امکان را داد تا پوشاک و جواهرات این رفتگان در جزئیات دقیق آن بازسازی کنند نگارهٔ زیر را ببینید تاریخگذاری این گورها با مطالعهٔ سکههایی که در دستان و جیبهای این مردگان قرار داده شده بودند امکانپذیر بود یک نمونه که اخیراً تاریخگذاری شده سکهٔ زرینی متعلق به تیبریوس امپراتور رومی است که در شهر لوگدونوم در گال در کشور امروزی فرانسه بین سالهای و میلادی ضرب شدهبود با نظر داشت سالیانی که این سکه میبایستی از گال به شمال افغانستان در دوران باستان پیموده باشد مینماید که پیشینهٔ گورهای طلاتپه میبایستی متعلق به رُبع دوم از سدهٔ نخست میلادی باشد ح م در حوزههای قندهار بُست و سیستان م در حوزههای کابل جلالآباد و غزنی میلادی گُندُفَر که متعلق به پارتهای اشکانی است از امپراتوری اشکانی اعلان استقلال میکند و دولت پارتی هند را در مناطقی تأسیس میکند که از طریق نبرد با مهاجمان آسیای میانه سکاها و شاهنشاهی کوشان که در عهد شاهنشاهی کوجوله کادفیزَس در حال گستردن قلمرو خود بود در جنوب افغانستان امروزی رُخَج شرق افغانستان و و جنوب و غرب پاکستان گندهارا و شمال هند به مرکزیت تاکسیلا در جنوب پاکستان بدست آمده بودند میلادی بخشهای دولت پارتی هند در عهد فرمانروایی گُندُفَر شکل میگیرد میلادی لشکرکشیهای کوشانیان در هند باعث راندهشدن پارتیانِ هند به جنوب افغانستان میشود پایتخت آنها به کابل انتقال داده میشود میلادی سه نسل بعد میلادی دولت پارتیِ هند منقرض میشود یکی از پنج قبیلهٔ اتحادیهٔ کوچنشینان یوئهژی کوشانیها بودند که قبایل یوئهژی را متحد ساختند و امپراتوری را تأسیس کردند که در اوج قدرت از ترکمنستان تا غرب چین تا مناطق مرکزی هند وسعت داشت استراتژی یورشگری کوشانیان و مرکزیت فرمانرواییشان در امتداد جاده ابریشم آنها را قادر ساخت تا سومین ابرقدرت عصر باستان بین چین و روم شوند بدینسان آنها که زمانی قومی کوچنشین بودند پس از یکجانشینی و شهرنشینی تبدیل به یک دولتشهر ثروتمند شدهبودند نخستین حکمران خودخوانده کوشانی هرایوس فرمانروایی م بود که در یک قدمی ریاست قبیلهٔ کوشانی قرار داشت اما بزودی قدرت بدست کوجوله کادفیز فرمانروایی م افتاد و او شاهنشاه واقعی کوشان شد و قبایل متفرق و ستیزهجوی یوئهژی را زیر لوای کوشانیان در سدهٔ نخست میلادی متحد ساخت کوجوله کادفیز پس از گرفتن باختر از سکاها و هندوپارتیان قلمرو فرمانروایی کوشان را به سرزمین گندهارا در شمالشرقی افغانستان و شمال پاکستان گستراند و شهر تاکسیلا در شمالغرب پاکستان را پایتخت مهم خود و شهر بگرام که در دوران باستان زیر کاپیسا نامیده میشد در نزدیکی پایگاه هوایی بگرام را بهعنوان پایتخت تابستانی خود برگزید که این شهر مرکز عمدهٔ بازرگانی نیز بود از این دو پایتخت و چند مرکز مسکونی و بازرگانی دیگر در شمال کوشانیان بزودی فعالترین بازرگانان شده و الفبای یونانی را برگزیدند و سکههای طلائی خود را ضرب کردند که در آن چهرههای شاهنشاهان کوشانی شعارهای و نمادهای یونانی و تأثیرپذیرفته از مسکوکات رومی نقش میشد و از این سکهها برای داد و ستد از کاروانهای جاده ابریشم استفاده میشد در سال میلادی کوجوله کادفیز از هندوکش عبور کرد و در دره کابل با هِرمایوس واپسین پادشاه یونانی آن منطقه متحد شد تا سکاها دولت هندوسکایی را در شمال هند شکست داده و امپراتوری را بنیانگذارد که بازماندگان کوشانی پس از او آن را از رود گَنگ در شرق تا صحرای گُبی در شمال وسعت بخشیدند فرمانروایی کانیشکا سومین امپراتور کوشان که از اواخر سدهٔ اول تا اوایل اواسط سدهٔ دوم میلادی بطول انجامید از دو پایتخت اداره میشد پوروشاپوره شهر امروزی پیشاور و مجموعهٔ پایتخت تابستانی در بگرام کاپیسا که با قصرهای خوشگذرانی امپراتورهای روم و دودمان هان در چین رقابت میکرد کوشانیان در عهد فرمانروایی کانیشکا بر آسیای میانه فرمان میراندند و از طریق فعالیتهای گستردهٔ بازرگانی ثروتی بزرگ جمعآوری کردند و در این دوره شهرها رونق بسیار پیدا کرده و تندیسگری بودایی و بنای معابد شکوفا شد یکجانشینی تحول بزرگی در زندگی این کوچنشینان بهوجود آورد آنها که تجربهای در هنر و معماری نداشتند هر هنری را که در مسیر راهشان میدیدند و با ویژگیهای آنها تناسب داشت اقتباس میکردند این منجر به زایش یک هنر بومیِ درخشان شد که از همآمیزی تفکرات غربیِ یونانی باختری با تفکرات شرقی هندی و تعبیری از ویژگی مثر پرشور و پویای آسیای میانه تأثیر میپذیرفت منطقهٔ گندهارا قلب شاهنشاهی کوشان و زادبوم یک جامعهٔ چند قومی و مدارا با گوناگونیهای مذهبی بود موقعیت مطلوب استراتژیک سوقالجیشی گندهارا و دسترسی مستقیم آن به راههای تجاری زمینی جاده ابریشم و پیوند آن با بنادر در دریای عرب این منطقه را در طول تاریخ طولانی آن آماج لشکرگشاییهای متعدد چون هخامنشیان اسکندر مقدونی ق م مائوریاهای هند سلوکیان شاهان یونانی باختری و بازماندگان هندویونانی آنان سدههای سوم تا دوم ق م سکاها و اشکانیان سدههای دوم تا یکم ق م ساخت ادغام نژادها باورها و مهارتهایی که در غرب و شرق رشد یافته بودند فرهنگی دستچین و التقاطی پدید آورد که بهطور روشن در هنرهای تصویری دورهٔ کوشانی دیده میشود درونمایههای تِمها برگرفته از اساطیر یونانی و رومی با نمادها و ظرافتهای بودایی درآمیخته و نخستین ترسیم بودا در شکل یک انسان و ابتداییترین نگارههای شخصیتهای مهم بودایی چون بوداسف را در عصر کوشانیان خلق کرد کوشانیان صرفاً گِردآورندگان هنر نبودند بلکه حامیان و مشوقان اصلی هنر نیز بودند کوشانیان در سفارش دادن آثار هنری دستور میدادند تا چهرهها و پوشاک آنان در کنار بودا و همراهان وی قرار داده شوند این خوداستواری جدید سبکی بینظیر از هنر گندهارا را پدید آورد که در آن هنر یونانی و رومی و دورنمایههای تأثیرپذیرفته از تفکرات هندی بدون کموکاستی توسط هزاران هنرمند مشغول خدمت آیین در حال گسترش بودایی بکار برده میشد در نوشتههای بودایی از کانیشکا شاهنشاه کوشانی حدود م او که هیچکس دیگری چون او پشتیبانیِ نیکخواهش آیین بودایی را حمایت کرده تجلیل شدهاست سُرخکوتَل وجود نمادهای ایرانی در فرهنگ کوشانی از همه بیشتر در ویرانههای بجایمانده از مجموعه نیایشگاه زرتشتی سُرخکوتَل با پلکان راهزینه پیشرفته واقع در شمال هندوکش در نزدیکی شهر پُلِ خُمری مرکز ولایت بغلان دیده میشود کاوشهای سرخکوتل بین سالهای و همزیستی آیین خالص بومی زرتشتی بدون هیچگونه تأثیرپذیری از بوداگرایی را در این منطقه نشان میداد به نظر میرسد کانیشکا از هر دو آیین بودایی و آیین ایرانی میتراییسم استقبال میکرده قطعاتی از تندیس کانیشکا در سرخکوتل پیدا شده که از آثار نفیس باستانی موزیم ملی افغانستان در کابل بهشمار میروند گنجینهٔ بگرام در شصت کیلومتری شمالغرب کابل در نزدیکی شهر امروزی چاریکار در محل پیوندگاه غوربند و دره پنجشیر پایتخت تابستانی شاهنشاهی کوشانیان بنا شد در جایی بنام کاپیسا که بعدها بگرام نام گرفت و نباید با پایگاه هوایی بگرام امروزی اشتباه شود بگرام که در یک نقطهٔ گذرگاه کلیدی در امتداد جاده ابریشم بین کابل و بامیان واقع بود زمانی توسط کوروش بزرگ شاهنشاه هخامنشی ویران شد و بعد از مدت کوتاهی توسط جانشینش داریوش بزرگ ترمیم شد و بعدها توسط اسکندر مقدونی از نو بنا شده و در آن دژی برپاشد و بنام اسکندریه قفقاز مسمی گردید و این شهر را به یک پایگاه دفاعی برای یونانیان باختر تبدیل کرد در اطراف جادهٔ اصلی در بگرام که توسط دیوار خشتی آجری بلند با برج و باروهایی در چهار گوشهٔ آن مستحکم شده بود و قصر تابستانی کوشانی واقع در این شهر کارگاهها و دکانهایی واقع بودند عاجهای نفیس از هند جعبههای لاکی از چین ظروف شیشهای و بُرُنزی از مصر و روم برجستهکاریهای گچی تزئینی و دیگر اشیاء از جاده ابریشم نمایش و داد و ستد میشدند و احتمالاً در صورت کالاها نگهداری میشدند تا از روی آنها کپیبرداری شود علیرغم افتادن کاپیسا بگرام بدست ساسانیان در حدود سال میلادی دو انبارخانه مملو از کالاهای جاده ابریشم که برای جلوگیری از شناسایی آنها مُهر و موم شده بودند تا مدت قریب به هفده قرن در داخل قصر در امان مانده بودند تا اینکه در سالهای دههٔ میلادی توسط باستانشناسان فرانسوی کشف شدند هر یک از این آثار نفیس گنجینهٔ بگرام گواهی است بر رونق بازرگانی در عصر کوشانی و احتمال وجود بازارهای مشابه در امتداد جاده ابریشم در سرتاسر جهان متمدن آن دوران این کشفیات شیفتگی ما را با دستساختهای ماهرانه و شهروندی بسیار فرهیخته و بافرهنگ در عصر کوشانیان تجدید میکند مجموعه معابد بودایی در هَده هده که یک پایگاه ساحهٔ باستانشناسی یونانی بودایی واقع در سرزمین باستانی گندهارا در شش مایلی ده کیلومتری جنوب شهر جلالآباد در شرق افغانستان است یکی از بزرگترین معابد و مجموعه زیارتگاههای بودایی در جهان طی سدههای نخست تا سوم میلادی بودهاست هده با موقعیت کلیدیش در مسیر دو هزار مایلی سفر زائران و مبلغان بودایی از هند به چین مرکزی فعال برای ترجمه و تکثیر نسخهبرداری نوشتههای بودایی و همچنین هنر تندیسگری شمرده میشد بیش از پیکرههای یونانی بودایی ساختهشده از خاک رُس و گچ تزئینات معماری و سردیسها و تندیسهایی که مردان زنان کودکان دیوهای گوناگون سالخوردگان با حالات و پوشاک قابل تصور از هر طبقه و مقامی از هر گونه چهرهای از هر گوشهٔ دنیا را نشان میداد حتی چهرههای بیشتر از آنچه که برای بازآفرینی تمام یک شهر بودایی ضرورت باشد در سلسله کاوشهای باستانشناسی در هده بین دهههای و کشف شد پیکرههای بدستآمده از هده عناصری از فرهنگ بودایی و هِلِنی یونانی را در سبکی کامل و بینظیر قابل شناسایی از هِلِنی تلفیق باهمدرآمیختن میکنند اگرچه بهعقیدهٔ کارشناسان خود سبک متعلق به هِلِنی واپسین متاخر در سدههای دوم و اول پیش از میلاد است اما پیکرههای بدستآمده از هده احتمالاً متعلق به سدهٔ اول پس از میلاد و پس از آن هستند با توجه به تاریخ کهن کیفیت عالی ظرافت کار گوناگونی و کیفیت حیرتانگیز پیکرهها هده میبایست یک شهر کارخانهای بوده باشد که در آن هنرمندان یونانی و کارآموزان آنها آشنا با تمام جنبههای تندیسگری هِلِنی زندگی و کار میکردند بهطوریکه جان بُردمَن دانشمند هده را مَهدِ تندیسگری آغازین بودایی به سبک هندویونانی تعبیر کردهاست ترانسفرانس انتقال قهرمانان یونانی به بودایی بطور مثال از هِراکلِس که در بوداسفِ بودایی الهام گرفته شدهاست بهطور روشن در هده دیده میشود افزون بر این هده یکی از کهنترین نسخههای بودایی بجایمانده در دنیا را ارائه میدهد که احتمالاً یکی از کهنترین نسخههای هندی بجایمانده مجموعه قوانین فرقهٔ سَروَستیوادا که مدتها گُم بوده و زمانی در تمام سرزمین گندهارا رایج بوده و در نشر آیین بودایی از هند به چین کارساز بودهاست این نوشتههای بودایی که احتمالاً متعلق به حدود سدهٔ نخست میلادی است و در طی سالهای میلادی از هده غارت شده و به پاکستان قاچاق شده بر پوست درخت توس غان به زبان گندهاری نوشته شدهاند این نوشتهها در درون ظرف سفالی که بر روی آن نوشتهای به همان زبان برنوشته شدهبود کشف شدند و سرانجام سر از کتابخانه بریتانیا در لندن و دانشگاه واشینگتن در سیاتل واشینگتن آوردند صاحب قانونی این نوشتهها هنوز مورد بحث است بیش از مجموعه پیکرهها در هده در طی سالهای دهههای و کشف شدند و به موزیم ملی افغانستان در کابل و موزیم گیمه در پاریس منتقل شدند معابد و استوپههای بودایی هده به صورت موزیمی آزاد تبدیل شدهاند که امروزه در معرض خطر جدی قرار دارند در زمان جنگ شوروی در افغانستان شمار زیادی از پیکرههای هده به غارت رفت و بهسرعت سر از بازارهای بینالمللی آثار عتیقه درآوردند بسیاری از این معابد هده در جریان نبردهای تانک بین سربازان شوروی و چزیکهای افغان که به این منطقه کشیده شدهبودند تخریب شدند آنچه که پس از خروج نیروهای شوروی از افغانستان بجایمانده بود در طی جنگهای داخلی افغانستان بین سالهای میلادی تا سرحد نابودی به غارت رفتند این پایگاه افسانهای که زمانی تاج جواهرنشان عصر کوشانی بود اینک به ویرانهای تبدیل شدهاست میلادی کوجوله کادفیز فرمانروای کوشانی از طریق فرارود ماوراءالنهر شمال آمودریا یونانی گندهارا را فتح کرده بر هندوپارتیان یورش میآورد و آنها را از هند بهسوی درهٔ کابل رانده و به انقراض آنها سرعت میبخشد میلادی ویما کادفیز جانشین کوجوله قلمرو کوشانیان را تا جنوب و مرکز افغانستان میگستراند میلادی کانیشکا یکم شاهنشاهی کوشان را با برگزیدن پایتخت در پیشاور و بگرام استحکام میبخشد جامعهٔ کاسموپولیتنی جهانشهری یا بینالمللی شکل میگیرد این دوران به سبب بدستآوردن ثروت کلان از راه تجارت جاده ابریشم و تبادل فرهنگی بین شرق و غرب دوران طلایی آسیای میانه بهشمار میرود خلق آثار هنری بینظیر و تبادل فرهنگی در عهد شاهنشاهی کانیشکا ح تا م به اوج خود میرسد تشویق کوشانیان به آیینهای بوداگرایی در شرق افغانستان در نیایشگاهها و زیارتگاههایی چون هَده و زرتشتی در غرب در بین آنانی که از تبار پارسها هستند در پایگاههایی چون سرخکوتَل و ارجحیتدادن آنها به سبک نگارگری رئالیسم یونانی موجب ظهور دورهای برجسته و باروَر از بروز هنری میشود بهطور مثال نخستین تندیسگریها و ترسیم شناختهشده از بودا به صورت انسان در یک سکهٔ کوشانی از سدهٔ اول میلادی ظهور میکند شواهد هنردوستی و تبادل فرهنگی کوشانیان در هَده در نزدیکی جلالآباد سُرخکوتَل در ولایت بغلان در شمال افغانستان و بگرام شمال کابل و دیگر پایگاههای باستانشناسی در پاکستان و هند یافت شدهاست میلادی پارچه پارچه شدن در عهد فرمانروایی هوویشکا م حکومت کوشانیان رو به ضعف مینهد ساسانیان در اواخر سلطنت واسودِوا یکم م سرزمینهای کوشانیان در افغانستان را میگیرند میلادی تاریخ احتمالی دستیابی ساسانیان بر بگرام امپراتوری کوشانی که زمانی ابرقدرتی توانگر بود از میان میرود و به دولتهای خُرد و چندتکهٔ کوشانیساسانیان و کوشانشاهان هندو تقسیم میشود اردشیر بابکان را در حال شکارِ یک گراز نشان میدهد سبک شهرستانی ساسانیان اواخر سدهٔ چهارم یا اوایل سدهٔ پنجم کشفشده در افغانستان کوشانشاهان که به کوشانیساسانیان یا ساسانیانِ هند هم معروف هستند شاخهای از امپراتوری ساسانی بودند که در سدههای سوم و چهارم میلادی خلاء قدرت را که از سقوط کوشانیان به جای مانده بود پُر کردند کوشانشاهان قلمرو خود را بر بخشی از سرزمین گندهارای قدیم شمالغرب هند در شرق تا درهٔ کابل در غرب گستراندند کوشانشاهان در حدود سال میلادی توسط هفتالیان رانده شدهبودند پس از شکست یفتلیان بدست ساسانیان در سال میلادی دوباره حکومتشان را تأسیس کردند اما فرمانروایی آنها سرانجام با حملهٔ تازیان عربها در اواسط سدهٔ هفتم میلادی سقوط کرد کالاهای تجاری از قبیل ظروف نقرهای و پارچههای بجامانده از این دوره شاهنشاهان ساسانی را در حال شکار یا اجرای عدالت نشان میدهند بنابراین پیداست که فرهنگ کوشانیساسانیان پذیرای بوداگرایی و همچنین هنرهای سکولار دیگر بودهاست هنر کوشانییان ساسانی قرنها در افغانستان و شمالغرب هند پُرنفوذ بودهاست کتاب شهرستانهای ایرانشهر که یکی از نادرترین منابع جغرافیای تاریخی ایران عصر شاهنشاهی ساسانی است و اصل سه برگی آن به پهلوی از بین رفته و تنها ترجمهٔ آن بوسیلهٔ دانشمند ارمنی عصر ساسانی یعنی موسس خورناتسی زادهٔ سال م بدست آمده ناحیه های تحت فرمان شاهنشاهی ساسانی را نشان میدهد نواحی تحت فرمان شاهنشاهی کوشانی مطابق معمول آن دوران در چهار جهت جغرافیائی یا به چهار ناحیهٔ شمالشرق جنوبغرب جنوبشرق و شمالغرب تقسیم کردهاست و هر ناحیه را کوست مینامد آنها هر کوست را به یک سپاهبد جنرال میسپاردند این چهار کوست عبارتند از کوست خُراسان رُبعِ شمالشرق کوست خاوران رُبعِ جنوبغرب کوست نیمروز رُبعِ جنوبشرق کوست آدوربادَگان رُبعِ شمالغرب که کوست خراسان و کوست نیمروز افغانستان امروزی را دربرمیگرفتند آدوربادگان کوست خاوران کوست نیمروز شهرستانهای ایرانشهر برگرفته از توجه برای مشاهدهٔ موقعیت صحیح این پایگاهها از تفکیکپذیری ابعاد در و زوم در صفحهٔ نمایشگر خود استفاده کنید حدود میلادی همچنان که شاهنشاهی کوشان به حکومتهای خُرد و کوچک تکهتکه میشود ساسانیان در عهد شاهنشاهی شاپور یکم فرمانروایی م بیشتر منطقه را در سال میلادی ضمیمهٔ شاهنشاهی ساسانی میکنند بااینحال ساسانیان همواره از سوی اقوام آسیای میانه مورد تهدید قرار میگیرند قرنهای متمادی ناامنی و جنگ پی میگیرد ح م در بلخ بدخشان کابل و جلالآباد پایان فرمانروایی کوشانیساسانیان خلاء قدرتی را در اواخر سدهٔ چهارم میلادی به وجود آورد که بزودی توسط نخستین قبیلهٔ هونها پُر شد خاستگاه آنها در آسیای میانه یا منطقهٔ دریای سیاه بود و به کیداریان معروف بودند کیداریها در طی دههٔ بیست از سدهٔ پنجم میلادی سالهای در شمال افغانستان و قبل از تازش بهسوی شرق و فتح پیشاور بهقدرت رسیدند آنها سپس بهسوی شمال تاختند تا قسمتهایی از شمالغرب هند و آنطرفتر در شمال سُغد را در طی سالهای تسخیر کنند آنطور که از سکههای بجایمانده از دوران آنها پیداست حکومتهای کوجک متعددی از کیداریها در این دوره ظهور کردند نوشتههای موجود بر روی برخی از این سکهها نشان میدهد که کیداریها بازماندگان شاهنشاهی کوشان که دو سده پیش از آمدن کیداریها ناپدید شدهبودند هستند به هر حال در مورد این قوم هنوز نمیتوان بهطور مشخص سخن گفت پیروز یکم و یزدگرد دوم دو شاه ساسانی بودند که با کیداریان جنگیدند کیداریان از سال میلادی به بعد علیه ساسانیان جنگیدند پریسکی پونی نوشتهاست که رومیان تعهد کردند که اگر دولت ساسانی علیه هونها و کیداریان محاربه نماید کمک پولی خواهند رسانید زیرا مقابلهٔ آنها باعث میشد که این اقوام وارد سرزمین روم نشوند پیروز یکم فرمانروایی تا میلادی پادشاه ساسانی توانست بهطور قطعی کیداریها را مغلوب کند و آنان به هدایت شاه کیداره هجرت کردند و در قندهار ساکن شدند اما قوم کوچنشین دیگری موسوم به هفتالیان هیاطله به نواحی تخارستان که تازه کیداریها از آنجا رفته بودند هجوم آوردند پیروز با آنها شروع به جنگ کرد فرمانروایی صدسالهٔ کیداریها در دوران اوج اقتدار خود از آمودریا تا دریاچه آرال گسترده بوده و پایتخت آنها در فرارود ماوراءالنهر در منطقهای که متون تاریخی آن را جنوب هونوک سرخ مکان نامعلوم نامیدهاند واقع بوده و در سدهٔ پنجم میلادی بهسوی غربِ کیوَهٔ سفید مکان نامعلوم منتقل شدهبود در این منطقه کیداریها در سالهای میلادی با یورش قوم کوچنشین جدیدی بنام هفتالیان مواجه میشوند ح م در بلخ و بدخشان م در حوزههای کابل جلالآباد غزنی و قندهار و م در حوزهٔ بادغیس هفتالیان یونانی اعراب آنان را هیاطله و هندیها آنها را مینامیدند همچنین به هونهای سفید یا خیونها معروف هستند کنفدراسیونی اتحادیه از اقوام کوچنشین آسیای میانه بودند که خاستگاه دقیق آنها نامعلوم است آنها از خود شهر یا رسمالخطی نداشتند در خیمههای نَمَدی زندگی میکردند و در بین آنها دگردیسی جمجمه برای نشان دادن رتبه و مقام در اجتماع و چندشوهری حالتی از چندهمسری است که در آن زن بهطور همزمان بیش از یک شوهر داشته باشد رواج داشت هفتالیان از سوی آسیای میانه بهسوی جنوب تاختند و سُغد را در میلادی گرفتند و به شاهنشاهی ساسانیان حمله بردند طبق روایت بعضی از مآخذ هفتالیان در شهر باستانی بیابانی گیاورقلعه در نزدیکی دژ نظامی دورهٔ سلوکی مرو ساسانیان را مغلوب ساخته و شیرازهٔ قدرت نظامی و نخبگان سیاسی ساسانیان را نابود ساخته و داخل مملکت آنها شدند و چندین ایالت را با شهرهای مرو و هرات تصرف کردند و خراجی سالیانه بر ساسانیان تحمیل کردند حدود میلادی تا اینکه یک نسل بعد هفتالیان در طی چند جنگ حدود میلادی بیرون رانده شدند و سرانجام توسط خسرو یکم انوشیروان شاهنشاه ساسانی در ایرانشهر شکست میخورند اگرچه هفتالیان بعد از آمدنشان در حدود سال میلادی برای مدت قریب به دوصد سال بر بخشهای بزرگی از افغانستان فرمان راندند اما از خود در افغانستان بجز چند بنا آثاری زیادی به جای نماندهاند دژهای سنگی و گِلی و بالاحصار کابل و دیوارهای شهر بر روی تپهٔ شیردروازه متعلق به سدهٔ پنجم میلادی تومولی کورگانها و گورهای سنگی و گِلی در خارج از قندوز در فلات شاختپه متعلق به عصر هفتالیان هستند اگرچه منابع تاریخی از تخریب پایگاههای بودایی بدست هفتالیان خبر میدهند اما به بامیان آسیبی زیادی نرسیده در جاییکه دو تندیس بزرگ بودا به احتمال زیاد در اواخر حکومت هفتالیان بنا شده باشند نخستین نقاشیهایی دنیا هستند که در آن از رنگ روغنی بهکار رفتهاست نسخههای خطی که بین دهههای هشتاد تا اواخر نود میلادی از دوران هفتالیان و کوشانشاهان در افغانستان بدست آمدهاند که هماکنون در کلکسیون دکتر دیوید خلیلی در لندن موجود هستند نشان میدهند که هفتالیان زبان باختری بلخی را به خط یونانی که از دوران کوشانیان بهطور سنتی به عنوان خط اداری در این منطقه بکار میرفته مینوشتند در اسناد تازهکشفشده چندین لقب تُرکی از قبیل خاقان آمده که نشان میدهد که ترکهای آسیای میانه احتمالاً در مقامهای حکومتی هفتالیان حضور داشتند از اسناد و سکهها و شواهد بجایمانده از دورهٔ هفتالیان پیداست که آنها در سال میلادی بدست ائتلافی از تُرکهای غربی و ساسانیان سقوط کردهاند اشارههای گرانبهایی به دوران پُر هرج و مرج بعد از هفتالیان از هُوانتسَنگ زائر چینی که بین سالهای تا به این منطقه سفر کردهبود به جای ماندهاست هوانتسنگ در سفر خود به کابل در زمستان سال میلادی این شهر را اینچنین توصیف کرده از این شواهد پیداست که آیین بودایی تا سدهٔ هفتم میلادی در بامیان کابل جلالآباد و گندهارا رواج داشته و احتمالاً بعد از اشاعهٔ اسلام و حملههای نخست تازیان اعراب تا سدههای هشتم و نُهم دوام پیدا کردهاست حدود میلادی هفتالیان هونهای سفید از آسیای میانه بهسوی جنوب میتازند و شاهنشاهی ساسانیان و کوشانیساسانیان را درهم میشکنند فرهنگ بودایی و هنر تندیسگری در بامیان شُتُرک و دیگر پایگاهها علیرغم سقوط کوشانیان و نبردهای پیاپی دوام پیدا میکند ستیز بین هفتالیان ساسانیان و کوشانیساسانیان تا حدود میلادی ادامه مییابد در این زمان هفتالیان بدست گکتُرکانِ آسیای میانه در شمال آمودریا و ساسانیان در افغانستان که دوباره یورش آورده بودند شکست میخورند شورشهای قبیلهای داخلی ادامه پیدا میکند بامیان دو تندیس بزرگ از بودا در بامیان به بلندای متر و متر تا قبل از آنکه توسط گروه بنیادگرای طالبان در سال تخریب شوند بزرگترین تندیسهای بودا و بلندترین مجسمههای سنگی در جهان بهشمار میآمدند و برای زمانی طولانی از جاذبههای اصلی گردشگری در افغانستان بودند اطراف تندیسها صدها مغاره وجود دارد که گفته میشود قبل از اسلام راهبان بودایی در آنها مشغول عبادت و آموزش آموزههای بودایی بودهاند شماری از این مغارهها پر از نقاشیهای مذهبی بوده و در بیشتر این نقاشیها تصویر زنان و مردان نقاشی شدهاست برخی از این نقاشیها مربوط به لحظاتی از زندگی بودا میشود گفتنی است بامیان در عهد باستان مرکز مهم بوداگرایی بوده و با قرارگرفتن در قلب جاده ابریشم استراحتگاهی برای کاروانها بوده و راهبان بودایی را از سرتاسر منطقه جذب مینمودهاست معابد صخرهای متعددی در درهٔ بامیان در قلب رشتهکوههای هندوکُش در مسیری صعبالعبور واقع هستند که سرزمینهای باستانی کاپیسا و باختر را به یکدیگر متصل میکرده در بامیان معابد بودایی وجود دارند که در آن پیکرههای گِلی رنگآمیزیشده موجود بوده و احتمالاً در سدهٔ سوم میلادی بنا شده و هنوز تا سدههای هفتم و هشتم میلادی فعال بودهاند این معابد از هنر ساسانیان ایران و بعدها از فرهنگ هندی گندهارا و پُست گوپتا تأثیر پذیرفته بودند گمان میرود این نمادها توسط کیداریها بازماندگان کوشانیان یا حتی هفتالیان ترویج داده شده باشند و بهگفتهٔ زائران چینی همچون هوانتسنگ اینها بودائیانی زاهد و پارسا بودند بر روی تپهای مشرف به جنوب دو فرورفتگی کندهکاریشده تندیسهای بودا را دربرمیگیرند داخل این فرورفتگیها را نقشهای مذهبی با هالههای نوری رنگین فراگرفتهبود در زیر تاق قوسی حافظ تندیس متری بودا ایزد بزرگ خورشید یا احتمالاً همان میترا جامهای از خفتان و ردایی آویخته بر تن دارد که در قسمت سقف آن دو ردیف از شاهان اهداکنندهٔ خیرات دیده میشود در فرورفتگیهای دیگر پیکرههای بوداسف با لُنگهایی بر تن و شالهایی آویخته بر سر دیده میشوند ساختار سقف تاقها مشابه همتاهای آن در آسیای میانه است درحالیکه قوسها تقلیدی از معماری ایرانی است تزئینات پایگاههای مجاور در کَکراک و فولادی مشابه همتاهای خور در دوران واپسین بامیان هستند فُندُقِستان معبدی کوچک در مسیر بامیان است که تندیسهای زیبای آن از گِل نپختهٔ رنگآمیزیشده با قدمت سدهٔ هشتم میلادی با ویژگی تأثیرپذیری از سبکهای همزیستگونهٔ متعدد ایرانی هندی و آسیای میانهاست در این تندیسها با سبکی ویژه از رئالیزم و خمشی فنورانه دوشیزهٔ هندی دلربا دستش را بر دست یک شاهزادهٔ محلی گذاشته که جامهای تُرکمانند بر تن دارد نقاشیهای بوداهای متین و بوداسفهای سبک باروک با چهره و پوشاک عجیب که بیشتر برای پُر کردن پانتئون معبد رومی مساعد بودند معبد دیگر بودایی در غزنی در تپهسردار واقع است که قدمت آن به سدههای سوم تا هشتم میلادی برمیگردد یک هیئت ایتالیایی آثاری را کاوش کردند که نشاندهندهٔ تأثیر سبکها و فرهنگهای گوناگون ذکرشده بوده و بک مقایسهٔ دقیق درونمایهها کمک میکند خشتهای نپخته و گچی و تندیسهای رنگآمیزیشده و زراندودشده طلاییرنگ نمایانگر هنر تندیسنگاری هستند که به مطالعهٔ تحول فرهنگ و گرایشهای مذهبی طولانیمدت و گذر احیای بوداگرایی مهایانای اولیه و برهمنگرایی یاری میرساند تُرکشاهان ح م در حوزههای کابل جلالآباد غزنی و قندهار م در حوزهٔ بُست دودمانهای کابلشاهان در بخشهایی از درهٔ کابل در شرق افغانستان و ولایت قدیم گندهارا شمالشرقی افغانستان شمال پاکستان و شمالغربی هند فرمانروایی میکردند پایتخت آنها در شهر کاپیسا و کابل بود کاربرد واژهٔ شاهی لقب سلطنتی متداول در این منطقه بوده که در زمانهای مختلف توسط هخامنشیان باختریان سکاها کوشانیان و هونها هفتالیان و همچنین بین سدههای ششم تا هشتم میلادی توسط شاهیهای کابل و کاپیسا کاربرد میشدهاست تاریخدانان دورهٔ فرمانروایی شاهیهای کابل و گندهارا را به دو دوره تقسیم میکنند با اینکه منابع شاهیها را بازماندگان کوشانیان یا بازماندگان تُرکان میخوانند اما فرمانروایان شاهیِ کابل و کاپیسا بهطور قطع از بازماندگان طبقهٔ جنگجوی اَشواکاها بعقیدهٔ برخی از محققان واژهٔ افغان از این واژه برگرفته شدهاست هستند اَشوَکاها سالیان دراز تحت عنوان کمبوجهها در مناطق شمال و جنوب هندوکش میزیستند حدود میلادی در گردیز و کابل کابلشاهان بر تکههایی از جوامع بودایی هندو و زرتشتی فرمانروایی میکنند شاهیها چند فرهنگی و پُرمُدارا با تمام عقاید گوناگون هستند و تنها وقتیکه از سوی تازیان عربها از سوی ایران میلادی و ترکان مسلمان از سوی آسیای میانه سدهٔ هشتم میلادی تهدید میشوند به نبرد و دفاع از خود میپردازند زمانیکه درهم شکسته میشوند بهسوی گندهارا و پنجاب عقبنشینی میکنند م در سیستان و م در هرات حملهٔ تازیان اعراب مسلمان به افغانستان بفاصلهٔ کوتاهی پس از رحلت محمد م در دورهٔ خلافت خلفای راشدین م صورت گرفت سپاهیان عرب پس از شکست دادن ساسانیان در جنگ قادسیه م و جنگ نهاوند م بسوی شرق تاختند تازیان که شکستناپذیر بنظر میرسیدند سرسختانه بسوی سرزمین ناهموار و سنگلاخی افغانستان که به اعراب بیابانگرد تازگی داشت به پیش رفتند و با مقاومت قبایل سرسخت این سرزمین مواجه شدند مقاومت مردمان سرسخت بومی این سرزمین مانع جدی برای اعراب بیابانگرد بود بدین ترتیب پیشرفت سریع و طوفانگونهٔ اسلام در این سرزمین که از طریق قندهار و غزنی به سوی قلب افغانستان پیش میرفت به پیشرفتی کُند و سخت تبدیل شد بهطوریکه هر فرسخ پیشروی آنان بهشدت با مقاومت مردمام بومی مواجه میشد و نبرد پشت نبردِ تازیان دفع میشد و شهرهایی هم که فتح شدهبودند دوباره علیه تجاوز و حملهٔ تازیان بیابانگرد شورش میکردند کابلشاهان رَتبیلشاهان یا هندوشاهان در کابل رهبری مقاومت را بر عهده داشتند اهمیت شهر کابل در عهد فرمانروایی این دودمان از کاپیسا پیشی گرفته بود رتبیلشاهان و مردم بومی کابل آنچنان قهرمانانه در مقابل حملهٔ تازیان دفاع کردند که استثمار آنان جوهرهٔ داستانهای قهرمانی در ادبیات اسلامی شد در این میان ایستادگی چندین شبانه روزهٔ جوانی بنام رستمداد کابلی در برابر محاصرهٔ تازیان حائز اهمیت است سرانجام کابل پس از محاصرهٔ یک ساله در سال میلادی توسط متجاوزین عرب فتح شد نافرمانی سرسختانه کابلیها تازیان را به واکنش متقابل وامیداشت و بدینترتیب در شهر چندین درگیری رخ داد کابل تنها پس از محاصرهشدنهای طولانی و بدبیاریهایی چون افتادن یک فیل زخمی در مابین دروازهٔ شهر که مانع بستن آن میشد تسلیم شد سرانجام تازیان خشمگین سپاهی را آماده نمودند که به دلیل تجهیزات باشکوهش سپاه طاووس جیش الطواویس نامیده شد رتبیل شاهان در گردنهای بین کابل و غزنی با سپاهیان عرب به سختی جنگیدند و در نهایت شکست درین جنگ نصیب اعراب گردید ابوریحان بیرونی تاریخدان عهد غزنویان در گزارشی از سفرش به هند در کتاب تحقیق ماللهند از ایستادگی کابلشاهان با دیدهٔ حرمت نگریسته این شاهزادگان نجیب برای دوصد سال ایستادگی کردند در این مدت مسلمانان سرزمینهای مجاور یعنی هرات سمرقند و کاشغر را در شمال و سیستان را در جنوبغرب فتح کرده بودند و حکمرانان عرب در اواخر سدهٔ هشتم میلادی فرمان میراندند کابل هم مناطق وسیعی از قلمروش را به هرات باخته بود و در کابل یک مأمور عرب به باجهای پرداخته شده به خلفای بغداد رسیدگی میکرد بدینترتیب شاهزادگان کابل با پرداخت باج که همیشه هم صورت نمیگرفت توانستند سرزمین خویش تا آمدن یعقوب لیث صفاری از چنگال تازیان محافظت کنند میلادی تازیان اعراب ابتدا هرات پوشنگ و بادغیس را تصرف کرده و سپس به سوی قلب هندوکش پیشروی میکنند اما با مقاومت شدید قبایل مواجه میشوند بُخارا پنجمین شهر بزرگ ازبکستان و مرکز ولایت بخارا است شهر بخارا در جلگهٔ واقع در مسیر پایینی رود زرافشان و کنار کانال شاهرود شهر رود واقع است جمعیت این شهر براساس برآورد سال حدود نفر بودهاست بخارا همراه با سمرقند یکی از دو شهر بزرگ تاجیکنشین و فارسیزبان ازبکستان است مردم بخارا تا امروز نیز به زبان فارسی با گویش ویژ آسیای مرکزی که امروزه به زبان فارسی تاجیکی معروف شده سخن میگویند که برخی منابع میزان فارسیزبانان این شهر را هم یاد کردهاند ازبکها و یهودیان بخارایی هم در بخارا زندگی میکنند بخارا از کهنترین شهرهای فرارود است که خود شهر بیش از سال پیشینه دارد ولی پیشین ماندن انسانها در محلی که این شهر بر آن بنا شده به هزار دوم پیش از میلاد میرسد بخارا در کنار جادهٔ ابریشم قرار گرفته و کاملترین نمون یک شهر در سدههای میانی در منطق آسیای مرکزی بهشمار میرود که نمای تاریخی باستانی آن تا انداز زیادی دستنخورده ماندهاست از مهمترین بناهای تاریخی واقع در آن آرامگاه امیر اسماعیل سامانی که از شاهکارهای معماری مسلمانان در سد دهم میلادی بهشمار میرود و شمار زیادی مدرسه متعلق به سد هفدهم میلادی است هست تاریخی مرکزی بخارا در فهرست میراث تاریخی جهانی بشر یونسکو به ثبت رسیدهاست پنبه و آلو از مهمترین دستاوردهای کشاورزی بخارا بهشمار میآیند چنانکه آلوبخارا در ایران به گون کامل شناخته شدهاست دربارهٔ نام بخارا نظرها متفاوت است بعضی برآنند که بخارا به معنای پرستشگاه است که در زبان سانسکریت به صورت ویهارا آمدهاست جوینی بخارا را مجمع بزرگان هر دین نامیده و بخارا را مشتق از بخار دانستهاست در باور وی این واژه به واژهٔ بتپرستان اویغور و ختای نزدیک است که معابد ایشان را بخار گویند و در زمان گذشته نام شهر بُمجِکَث بودهاست به گفتهٔ فرای شهری به نام بُخار در ایالت بیهار هند وجود داشت که ریشهٔ هر دو نام را ویهارا گفتهاند که بر معابد بودایی اطلاق میشود احتمال دیگر آن است که نام بخارا برگرفته از بخارک سغدی باشد چینیان از سدهٔ پنجم آن را نومی نوشتهاند که با نام نومیجکت مشهور در دوره اسلامی همخوانی دارد بخارا که نام چینی آن را بوخو نوشتهاند نخستینبار به احتمال در نوشتهٔ هسیوآن تسانگ جهانگرد بودایی چینی که در م از بخارا دیدن کرده آمدهاست مقدسی بنابر گفتهای ریشهٔ نام بخارا را کوه خوران نوشته که گویا ه و و را برای تخفیف انداختهاند که کخارا شد سپس ک را به ب بدل کردند تا ریشهاش از مردم پنهان ماند بر سکههای مسین بخارا این نام به گونه پوخار آمدهاست رویداد نامهٔ مسیحی سغدی عنوان پارسی خواتو را در مورد بخارا به کار برده که به معنای خدا و بزرگ است و حالت جمع آن در متون بودایی به گونه گودائوته قوقائوته آمدهاست عنوان فرمانروایان بخارا بخار خدات سغدی بوکارکودات بود که بخار خدات را متأثر از زبان عربی و اصل آن را بخار خدا دانستهاست عنوان سغدی گَو قو از کهنترین عنوانهای آسیای مرکزی است که پیش از سدهٔ چهارم بر سکههای ساخته شده در بخارا دیده شدهاست بر سکههای مسین بخارا نخست واژهٔ پوخار و در سمت چپ آن عنوان گَو نوشته شدهاست واژهٔ پوخار را میتوان برآمده از واژهٔ سغدی فوخار به معنای نیکبخت دانست گرشویچ و هنینگ آن را گونهای از واژهٔ فرخ در پارسی میانه دانستهاند در متنهای سغدی مسیحی فوخار به معنای فرخ صورت دیگری از واژهٔ یاد شده در پارسی میانهاست بخارای شریف از لقبهای بخارا است که به دلیل وجود مراکز فقهی و فرهنگی فراوان و حضور بزرگان دینی بسیار در آن این عنوان بدان گفته میشود یافتههای باستانشناسی و وجود اشیایی از دوره مفرغ نشانهای بر وجود زیستگاههایی در بخارا طی هزارهٔ دوم پیش از میلاد است در عهد باستان ایرانیان در اطراف رود زرافشان جایگاهها و شهرهایی داشتند در واقع بخارا یکی از آبادیهای بیشماری بوده که در دهانه رود زرافشان واقع شده بودند مدرکی وجود ندارد که در آن دوران رود زرافشان به آمودریا رسیده باشد در نتیجه میتوان تصور کرد که در هزاره نخست پیش از میلاد با استفاده از تکنیکهای آبیاری آن زمان جمعیت در حال افزایشی در این منطقه سکونت داشتهاند که از آب زرافشان برای گسترش زمینهای قابل کشت این آبادیها استفاده میکردند همزمان با ظهور اسلام در فرارود در بخارا زنی حکومت میکردهاست که نام او در تاریخنامهها نماندهاست به نوشته تاریخ بخارا هنگامی که بخارا خداه فرمانروای بخارا که بیدون نام داشت درگذشت از وی پسری شیرخواره ماند نام او طغشاده بههمین دلیل مادر طغشاده که زنی بسیار نیرومند بود به جانشینی از فرزندش زمام امور بخارا را به دست گرفت در سال ه ق عبیدالله بن زیاد از سوی معاویه والی خراسان شد ملکه بخارا در سال قمری یعنی در آن هنگام که عبیدالله بن زیاد برای گرفتن شهر بخارا آماده میشد از ترکان ساکن در پیرامون قلمرو خویش کمک خواست وی در حالیکه در انتظار نیروی کمکی ترکان به سر میبرد با شگردی مناسب حمله عبیدالله بن زیاد را به مدت دو هفته به درنگ انداخت خاتون بخارا و حامیان ترک او جنگهای بسیاری با مسلمانان به رهبری عبیدالله بن زیاد داشتند ولی سرانجام کاری از پیش نبردند و ملکه بخارا پس از پراکندگی سپاهیان به ارگ شهر بازگشت در میان غنایم بسیاری که در این نبرد به دست مسلمانان افتاد جورابی زرین و مرصع به جواهر از آن ملکه بخارا بود که دویست هزار درهم ارزش داشت با آنکه مسلمانان در نبرد با سپاهیان فرمانروای بخارا پیروزیهای مهمی به دست آوردند شهر بخارا همچنان در برابر سپاه عبیدالله بن زیاد ایستادگی میکرد سرانجام ملکه بخارا با فرستادن نمایندگان خویش به نزد عبیدالله بن زیاد امان خواست و براساس مفاد پیمان دوستی میان طرفین مقرر گردید که خاتون بخارا سالیانه یک میلیون درهم به عنوان هزینه آشتی به عبیدالله بن زیاد بپردازد بخارا از بزرگترین شهرهای فرارود و یکی از کانونهای دانش و ادب ایران پس از اسلام است از م تا م پایتخت سامانیان بود در سلجوقیان آن را تصرف نمودند در توسط چنگیز فتح و ویران شد و در در تصرف تیمور لنگ درآمد بعد در در تصرف ازبکان که از نوادگان تیمور بودند شیبانیان و به عنوان پایتخت خانات بخارا درآمد نادرشاه افشار در میلادی این منطقه را به تصرف خود درآورد ولی با مرگ او حکومت دوباره به ازبکان شیبانی رسید و در نیمههای سده نوزدهم میلادی روسها با غلبه بر خان بخارا آن را پیوست امپراتوری خود کردند پس از آن اگرچه خان بخارا حاکم تشریفاتی این شهر بود ولی در حقیقت جزئی از خاک روسیه بهشمار میرفت نخستین روزنامهٔ فارسی آسیای میانه با نام بخارای شریف در سال خورشیدی در بخارا منتشر شد دیگر روزنامههای نخستین بخارا که به فارسی تاجیکی بود سمرقند آیینه صدای فرغانه و صدای ترکستان بودند همچنین در ابتدای سده بیستم در قلمرو بخارا به دنبال تلاشهای معارف پروران نهضت تجدد گرایان ظهور کرد که با نامهای بخاراییان جوان و جدیدها مشهور شد با انقلاب اکتبر در روسیه سوسیالیستها در آسیای میانه به قدرت رسیده و جمهوری شوروی خلق بخارا را تأسیس کردند که بیشتر بخشهای ازبکستان و تاجیکستان کنونی را در قلمرو خود داشت آکادمیسین محمد جان شکوری در کتاب فتنهٔ انقلاب در بخارا با استناد به دادههای تاریخی و دانستههای خود میگوید که آنچه روز سپتامبر در بخارا اتفاق افتاد انقلاب نبود بلکه تعرض روسیه همراه با بلوای بلشویکهای پانترکیست بود که کمر فرهنگ ایرانی منطقه را شکست در سال میلادی تقسیمات کشوری آسیای میانه تغییر گرد و بخارا جزئی از جمهوری شوروی ازبکستان اعلام شد هرچند تاجیکها به این تقسیمبندی معترض بوده و خواهان پیوستن بخارا و سمرقند به جمهوری تاجیکستان شده بودند دولت ازبکستان با سیاست فارسیستیزی خود همچنان محدودیتهای آموزشی و رسانهای سختی ضد زبان فارسی پیاده کردهاست بخارا زمستانهای بسیار سرد و تابستانهای بسیار گرمی دارد میانگین بارش سالانه شهر بسیار پایین است دمای هوا در مرداد ماه به اوج خود نزدیک درجه سلسیوس میرسد ساکنان اصلی بخارا تاجیکان هستند تا آغاز سده بیستم بخارا محل سکونت یهودیان بخارایی بود که از دورههای کهن ساکن این شهر بودند بیشتر این یهودیان بین سالهای تا میلادی به اسرائیل و ایالات متحده کوچ کردند پس از کوچ اجباری اهالی مرو به امیرنشین بخارا در هجری توسط شاه مرادخان حاکم منغیت بخارا به ایشان اجازه ورود به شهر بخارا داده نشد ایرانیان بیرون از دروازههای بخارا سکونت گزیدند و کوچه خاص ایرانیها را بنیاد نهادند با گذشت سالها همین مردم وارد بخارا شدند این مردم که در بخارا به ایرانیان مشهورند در عین حفظ ارتباطشان با تاجیکان فرهنگ خود را نیز حفظ کردهاند به گونهای که در فیلارمونی بخارا گروه ویژه موسیقی خود موسیقی مروگی را دارند در بعضی نوشتههای اساطیری کهن بخارا دیه و جایگاه پادشاهان بوده که گویا افراسیاب آن را بنا کردهاست پس از آن به صورت شهر درآمد و پادشاهان در فصل زمستان بدین شهر میآمدند مغان گفتهاند که در بخارا آتشکدهای برپا بود و گویا گور افراسیاب به دروازهٔ آتشکده بر در شهر بخارا بودهاست اسطوره پیر شالیار نیز با بخارا پیوند دارد گفته میشود دختر حاکم بخارا که بیمار شده و زبانش بند آمده بود چون حکایت پیر شالیار را میشنود به سوی هورامان میرود و در نزدیکی آن جا از کرامات پیر شفا مییابد در واقع مراسم پیر شالیار که امروزه در هورامان برگزار میشود سال روز عروسی دختر حاکم بخارا با پیر شالیار است سامانیان که میخواستند امپراتوری ساسانی را زنده کنند در اندیشه تبدیل بخارا به تیسفونی دیگر بودند از این رو بود که به پیشگامی اسماعیل سامانی کوشیدند تا بخارا را پایگاه زبان هنر فرهنگ و تمدن ایرانی سازند بخارای سامانیان رفته رفته در فرهنگ با بغداد به رقابت پرداخت در این باره بیتی منسوب به رودکی است امروز به هر حالی بغداد بخاراست کجا میر خراسان است پیروزی آنجاست مولوی ز دی بگذر سبک برپر که نی جان بهاری تو بخارای جهان جان که معدنگاه علم آن است ابوسعید ابوالخیر باد که از سوی بخارا به من آید با بوی گل و مشک و نسیم سمن آید حافظ اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را نقش بخارا در فرهنگ فارسیزبانان تنها به دوران کهن محدود نمیشود در دوران معاصر نیز میتوان این نقش پررنگ را مشاهده کرد بخارا محل انتشار یکی از نخستین روزنامههای فارسیزبان با نام بخارای شریف است اهمیت این روزنامه به اندازهای است که صدرالدین عینی پس از بنیادگذاریش نوشته بود که تاجیکان در روز مارس صاحب زبان خود شدهاند صدرالدین عینی شاعر نوگرای اهل بخارا یکی از نخستین سرایندگان شعر نو فارسی است پنج سال پیش از آنکه نیما افسانه که مبدأ شعر نو فارسی شناخته میشود را بسراید عینی در همان وزن شعری سروده به نام مارش حریت هم چنین از سال دو ماهنامهای به نام بخارا به سرپرستی علی دهباشی در تهران منتشر میشود که به ادبیات و هنر ایران و جهان میپردازد با فروپاشی مکتب نگارگری هرات در بخارا شیبانیان روی کار آمدند اینان با الگوبرداری از تیموریان به تشویق هنرمندان پرداختند و شماری از هنرمندان آموزشگاه هرات را به کار گرفتند این هنرمندان به تصویرپردازی و نویسندگی کتابهای گوناگون پرداختند و کمکم آموزشگاه بخارا را بنیان گذاشتند در سدههای دوم و سوم هجری و میلادی بغداد بزرگترین حوزهٔ علمی مسلمانان و تنها مرکز علوم عقلی در محدودهٔ ممالک اسلامی بهشمار میرفت پس از بغداد حوزههای دیگری در جهان اسلام پدید آمدند که ماوراءالنهر یکی از آنها بود و بخارا به گونهای یکی از مراکز علمی ماوراءالنهر درآمد در فهرست زیر نام برخی از بزرگان و مشاهیر اسلامی که در بخارا زاده شده یا زیستهاند آمدهاست بخارا شهر و سرزمین موزهها و در واقع موزهای است در فضای باز که آن را مرواریدی بر تارک آسیای مرکزی نامیدهاند در فهرست زیر نام برخی از اماکن و ابنیه تاریخی بخارا آمدهاست مکانیک کوشار در فارسی باستان و علم الحیل عرب یکی از شاخههای فیزیک است که به مطالعه حرکات ماده و نیروهایی که باعث آن حرکات میشود اقدام میکند دانش مکانیک که بر مبانی متعددی همچون زمان مکان نیرو انرژی و ماده بنا گردیده است در مطالعه تمامی شاخهها و شعبههای فیزیک شیمی زیستشناسی و مهندسی به کار گرفته میشود مکانیک مجموعه گستردهای از دانش است که سابقه آن از تاریخ مدون بشری فراتر میرود دانش مکانیک به دو زمینه اصلی مکانیک کلاسیک و مکانیک کوانتومی بخش میشود مقالهٔ اصلی مکانیک کلاسیک مکانیک یا مکانیک نیوتنی بیان ریاضی حرکت و نیرو در پدیدههای ماکروسکپی طبیعت است کارهای دانشمندانی مانند تیکو براهه و کپلر و گالیله و بهویژه نیوتن این دانش را برپایههای نظری قرارداد بعدها نیز دانشمندانی مانند دالامبرت لاگرانژ همیلتون و ژاکوبی فرمولبندیهای جدیدی از این مبحث ارائه دادند مکانیک کلاسیک به دو شاخه استاتیک و دینامیک تقسیم میشود که استاتیک بررسی نیروهای اجسام ایستاده است و دینامیک که حرکت ذرات را بررسی میکند در حالت کلی حرکت یک ذره از دو دیدگاه مختلف میتواند مورد بررسی قرار گیرد به بیان دیگر میتوان گفت بطور کلی دینامیک که در آن حرکت اجسام مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد شامل دو قسمت سینماتیک و سینتیک است در بخش سینماتیک از علت حرکت بحثی به میان نمیآید و حرکت بدون توجه به عامل ایجادکننده آن بررسی میشود و حرکت بحث بیشتر جنبه هندسی دارد در بخش سینتیک دلایل حرکت اجسام که همان نیروهای وارد بر جسم پویاست بررسی میشود مقالهٔ اصلی مکانیک کوانتومی با آنکه مکانیک کلاسیک توصیف دقیقی از پدیدههای ماکروسکپی در سرعتهای بسیار کمتر از سرعت نور بهدست میدهد و در پدیدههای روزمره وسیله اصلی کار مهندسان و فیزیکدانان است در توضیح پدیدههای مربوط به سرعتهای زیاد نزدیک به سرعت نور و پدیدههای میکروسکپی بهکار نمیآید در قرن بیستم برای رفع این اشکالات رشته مکانیک کوانتومی بهوجود آمد پدیده سرعتهای زیاد را اینشتین با نظریه نسبیت خود توجیه کرد ولی برای حل مشکلات پدیدههای میکروسکوپی به قوانین و نظریههای کاملاً جدیدی احتیاج داریم که در مجموع مکانیک کوانتومی را تشکیل میدهند قسمت عمدهای از پارسیزبانان ازبکستان در دو شهر سمرقند و بخارا و ولایت سرخاندریا سکونت دارند در دوران شوروی سابق و به ویژه پس از فروپاشی شوروی سیاستهای ازبکستان تلاش در بیگانهسازی اهالی این شهرها از فرهنگ و زبانشان بودهاست در زمان حکومت شوروی و زمامداری شرف رشیدف عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست و دبیر اول حزب کمونیست در ازبکستان هرگاه کسی در شهرهای سمرقند و بخارا در مراکز و اماکن و ادارههای دولتی به زبان پارسی حرف میزد باید مبلغ پنج روبل شوروی را به خزانهٔ دولت به عنوان جریمه پرداخت میکرد در دورهٔ رشیداف با تمام زبانها میشد حرف زد به جز پارسی برای همین پارسیزبانان سمرقند و بخارا زبان روسی را بر زبان ازبکی ترجیح میدادند بسیاری اهالی سمرقند و بخارا تاجیکاند ولی در ادارههای دولتی بر حسب سیاست به نام ازبک ثبت گردیدهاند بچهها باید مدرسه را به زبان ازبکی بخوانند در صورتیکه زبان ازبکی برایشان بیگانهتر از زبان روسی است مسسات آموزشی از جمله دانشگاه سمرقند که قدیمیترین دانشگاه آسیای مرکزی است و به فرمان لنین نخستین رهبر حکومت شوروی پایهگذاری شد به زبان پارسی بود که پس از فروپاشی شوروی و به قدرت رسیدن اسلام کریموف رئیسجمهوری پیشین ازبکستان آموزش در این دانشگاه به زبان ازبکی شد بر اساس آمار رسمی ازبکستان تاجیکها جمعیت کل این کشور را شامل میشوند اما آمارهای غیررسمی تعداد تاجیکهای این کشور را بین تا میلیون تخمین میزنند ولایتهای سمرقند بخارا سرخاندریا قشقهدریا نمنگان فرغانه و سیردریا از مناطق تاجیکنشین این کشور هستند برخلاف آمار رسمی پارسیزبانان ازبکستان تاجیکها تا درصد برآورد شدهاند نمایههای رسمی سرشماری کشور ازبکستان شمار تاجیکان این کشور را پیرامون درصد کل جمعیت اعلام کردهاند و این نمایهها به همین شکل بدون چون و چرا از سوی بیشتر غربیهای دانشگاهی روزنامهنگار و نویسندگان راهنماهای مسافرتی تکرار شدهاند در همین حال تاجیکها در سراسر ازبکستان بر این پافشاری دارند که این نمایه بیشتر به تا درصد نزدیک است و بر اینکه تاجیکها درصد باشندگان جمعیت سمرقند پایتخت پیشین و دومین شهر بزرگ ازبکستان و بیش از درصد مردم بخارا را تشکیل میدهند تأکید میکنند بیشتر مردم منطقهٔ کوهستانی شمالشرقی تاشکند آنسوی سد چورووک تاجیکاند همچنین مردم بخشهایی از درهٔ فرغانه ولایت جیزَخ سرخاندریا و قشقهدریا استادان دانشگاه دولتی سمرقند کل جمعیت تاجیک ازبکستان را تا میلیون نفر برآورد میکنند این شمار هماندازهٔ جمعیت تاجیکان در جمهوری تاجیکستان است زبان اُزبکی یکی از زبانهای ترکیتبار است ازبکی زبان رسمی کشور ازبکستان است و حدود میلیون نفر گویشور دارد زبانهای پارسی عربی و روسی تأثیرات خارجی محسوسی بر زبان ازبکی داشتهاند واژگان جملهسازی و تلفظ زبان ازبکی از راه ریشههای تاریخی به شدت تحت تأثیر زبان پارسی قرار گرفتهاست پان ترکیسم از اواخر قرن نوزدهم یکی از عناصر اصلی در جعل جمهوری بخارا بود در تمام نقاطی که ساکنانش پارسیزبان تاجیک بودند مدارس به زبان ترکی جغتایی ایجاد شد و دانشآموزان تاجیک به اجبار به این مدارس میرفتند ازبکستان فارسی افغانستان اوزبیکستان به سیریلیک با نام رسمی جمهوری ازبکستان کشوری محصور در خشکی واقع در آسیای مرکزی است این کشور از شمال با قزاقستان از غرب با تاجیکستان و قرقیزستان و از جنوب با افغانستان و ترکمنستان دارای مرز مشترک است مساحت این کشور کیلومتر مربع است پنجاه و ششمین کشور از نظر وسعت و جمعیت آن نزدیک به میلیون نفر برآورد میشود ازبکستان پرجمعیتترین کشور در میان کشورهای آسیای مرکزی است پایتخت و بزرگترین شهر این کشور تاشکَند است زبان رسمی این کشور ازبکی است که با خط لاتین و خط سیریلیک نوشته میشود واحد پول این کشور سوم ازبکستان نام دارد پایتخت این کشور شهر تاشکند است مسلمانان درصد از جمعیت ازبکستان را تشکیل میدهند درصد از جمعیت این کشور نیز پیروی مسیحیت ارتدکس روسی میباشند درصد نیز پیرو دیگر ادیان یا بیدین هستند نظام حکومتی این کشور سکولار است زبان روسی همچنان استفاده زیادی در این کشور دارد و رایجترین زبان آموزشی در مدارس این کشور است در برخی مناطق جنوبی این کشور که اغلب اقوام تاجیک در آنجا زندگی می کنند نیز زبان فارسی رایج است ازبکستان در آسیای مرکزی و در کنار جاده ابریشم شامل شهرهای باستانی و تاریخی زیادی است و سمرقند بخارا خیوه ترمذ و شهرسبز از مهمترین و قدیمیترین شهرهای این سرزمین هستند منطقه کنونی ازبکستان از مناطق باستانی ایرانیزبان بود که بعدها با کوچ فزاینده ترکتباران زبانهای ترکی در آن رایج شد دو شهر بزرگ سمرقند و بخارا در این کشور همچنان فارسی زبانند آمارهای اعلامشده رسمی این کشور درصد تاجیکان فارسیزبان ازبکستان را حدود درصد اعلام میکند آماری که در محافل پژوهشی با شک و تردید روبهرو شدهاست تاجیکهای سراسر ازبکستان بر این پافشاری دارند که این نمایه بیشتر به تا درصد نزدیک است و بر این تأکید دارند که تاجیکها درصد جمعیت سمرقند پایتخت پیشین و دومین شهر بزرگ ازبکستان و بیش از درصد مردم بخارا را تشکیل میدهند جمعیت امروزی ازبکها نشان دهنده درجات مختلفی از تنوع ناشی از ترافیک بالای مسیرهای هجوم از طریق آسیای مرکزی میباشند هنگامی که جمعیت موجود در آسیای مرکزی توسط قبایل ایرانی و سایر مردم هندواروپایی و همینطور چندین حمله شدید از ناحیه مغولها تحت تأثیر قرار گرفت بر اساس مطالعات اخیر ژنشناسی دانشگاه آکسفورد ژن ازبکها ترکیبی از مردمان ایرانی و مغولها است ازبکستان از تولیدکنندگان عمده پنبه در جهان است بزرگترین معدن طلای روباز جهان نیز در این کشور مورد بهرهبرداری قرار دارد شوکت میرضیایف رئیسجمهور دوم این کشور از زمان استقلال دگرگونیهای عمدهای را باعث شده و از جمله بردهداری در کشتزارهای پنبه و کار کودکان را ممنوع کردهاست او همچنین اصلاحات مالیاتی انجام داده و چهار منطقه آزاد اقتصادی در کشور ایجاد کردهاست بخشودن بسیاری از زندانیان سیاسی و بهبود روابط با کشورهای تاجیکستان قرقیزستان و افغانستان از دیگر اقدامات اوست به ویژه روابط سرد چندین ساله دوشنبه و تاشکند پس از مرگ اسلام کریماف رئیس جمهور سابق ازبکستان رو به بهبود است انرژیهای تجدیدپذیر بیش از درصد از بخشهای انرژی ازبکستان را تشکیل میدهند از این میزان درصد آن مربوط به نیروی برقآبی و دو درصد دیگر مربوط به انرژی خورشیدی است واژه ازبکستان از دو بخش ازبک و ستان تشکیل شده که به معنای سرزمین ازبکها است مردمان ایرانیتبار ساکنان اولیه منطقه ازبکستان را تشکیل میدادند زبانهای قدیمی رایج در این منطقه زبانهای ایرانی سغدی خوارزمی و پارسی میانه بود نخستین مردمانی که در آسیای میانه مسکن گزیدند سکاهای ایرانیتبار بودند که در هزاره نخست پیش از میلاد از دشتهای شمالی منطقه کنونی ازبکستان و دیگر مناطق اطراف وارد شده بودند این کوچنشینان پس از یکجانشینی در این مناطق سامانه آبیاری گستردهای را پیرامون رودهای آسیای مرکزی بنا کردند در این زمان شهرهایی چون بخارا و سمرقند به عنوان مراکز حکومتی و فرهنگی ایجاد شدند در سده پنجم پیش از میلاد مملکتهایی از اقوام ایرانیتبار باختری و سغدی و همچنین قوم هندواروپایی تخاری بر کلیه این مناطق تسلط داشتند پس از آنکه چین آغاز به گسترش راه ابریشم به سمت غرب نمود شهرهای ایرانی نیز از این فرصت بازرگانی سود جسته تبدیل به مراکز تجاری شدند به ویژه بازرگانان سغدی با استفاده از شبکه شهرها و سکونتگاههای ماوراءالنهر و مناطق تخارینشین ترکستان امروزی چین سینکیانگ به سود فراوانی دست یافتند بازرگانان سغدی رفته رفته تبدیل به متمولترین بازرگانان ایرانی شدند و در نتیجه آن شهرهای بخارا و سمرقند نیز تبدیل به شهرهای بسیار ثروتمند شده و بدین طریق فرارود تبدیل یکی از نیرومندترین و پرنفوذترین ایالتهای ایران در دوران باستان شد در سال پیش از میلاد اسکندر مقدونی شاهنشاهی ایران را تصرف کرد ایالتهای سغد و باختر ازبکستان امروزی نیز جزئی از آنها بود که به تصرف اسکندر درآمد به گزارش تاریخدانان ایستادگی مردم این نواحی در برابر لشکر اسکندر بسیار شدید بود و باعث شد که نیروی او در این مناطق همواره درگیر و گرفتار بماند در دوران پیش و پس از آن منطقه ازبکستان همواره برای سدههای پیاپی بخشی از شاهنشاهی ایران یعنی در قلمرو پارتیان ساسانیان و غیره بود هپتالیها و گوکترکها نیز در دورههایی به بخشی از این مناطق دست یافتند اتسویوکی اکابه پژوهشگر آسیای میانه مینویسد در دوران باستان مردم آبادینشین آسیای میانه ایرانی بودند از سده ششم میلادی به بعد چند موج از گروههای ترکتبار بهآبادیهای منطقه کوچ کردند و از جمله در وادی فرغانه سکنی گزیدند که در پی آن برخی از ایرانیان ویژگیهای ترکی کسب کردند ترکتباران در روستاها و شهرها ماندگار شدند علیرغم روند تاریخی ترکسازی منطقه شمار زیادی از مردم در محلهای مختلف ایرانی باقیماندند و تا به سده بیستم میلادی رسیدند در سده هشتم میلادی عربها به ماوراءالنهر وارد شدند وباعلومی که داشتند منطقه به مرور اسلام را در آسیای مرکزی رواج دادند با گذشت زمان و آموزش زبان عربی در این منطقه زبان فارسی ماوراءالنهر نیز با خط عربی نگاشته شد و میزان سواد در این منطقه بالاتر رفته دانشمندان معتبری چون ابن سینا و فارابی بخاطر اهمیت علم در اسلام از این نواحی سر برآوردند که کتابهای خود را به زبانهای عربی و فارسی مینوشتند در سده دهم میلادی منطقه کنونی ازبکستان جزئی از قلمرو سامانیان بود در زمان سامانیان نخستین شاعران پارسیزبان ادب فارسی را در شهرهایی چون سمرقند و بخارا پایهگذاری کردند یکی دیگر از نقاط عطف فرارود شکلگیری و گسترش طریقههای گوناگون تصوف در آن زمان است منطقه کنونی ازبکستان بعدها به ترتیب جزئی از حکومتهای غزنویان سلجوقیان خوارزمشاهیان ایلخانان تیموریان و ازبک شد تا میانه قرن نوزدهم سه خانات فرغانه بخارا جنوب ازبکستان و خیوه غرب و شمال ازبکستان بهطور مستقل دارای حمکرانیهای مستقل بودند پس از حمله امپراتوری روسیه به آسیای مرکزی در این خانات به زیر حکومت استعماری روسیه کشیده شدند پس از انقلاب روسیه بلشویکهای به قدرت رسیده قرار بر تقسیم آسیای مرکزی را بر بنیاد هویتهای قومی زبانی نهادند اما در این تقسیمبندی گاه مصلحتهای سیاسی اقتصادی و حتی نظامی هم در نظر گرفته میشد بنابراین در سال دولت بلشوویک برای جلوگیری از بروز کشمکشهای دیرپای تاریخی هر سه این خانات را در جمهوری سوسیالیستی ازبکستان جمع کرد در آغاز حکومتداری اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی نشانههای فراوان از کشمکش تباری و ولایتی بین بخشهای شرق و غرب و مرکز ازبکستان میتوان یافت هر قومی و هر ولایتی سهم بیشتری از قدرت میطلبید در فرایند استحکام پایههای حکومتداری شوروی اما هر چند توان قدرتجویی اقوام و ولایات به هم ریخت اما این قدرت جویی قومی ولایتی در شکلهای گوناگون تا پایان حکومت شوروی همچنان ادامه یافت پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ازبکستان به استقلال دست یافت در این دوران اسلام کریموف با استفاده از این کشمکشهای قومی و ایجاد تنش میان ولایات به تضعیف جایگاه آنها دست زد در این میان به دلیل عقب ماندن وادی فرغانه گرایش زیادی در میان مردم این منطقه به بنیادگرایی اسلامی ایجاد شدهاست ازبکستان با افغانستان تاجیکستان قرقیزستان ترکمنستان و قزاقستان همسایه است ازبکستان کیلومترمربع مساحت و تن جمعیت دارد که از این لحاظ امین کشور بزرگ جهان و امین کشور پرجمعیت جهان به حساب میآید در میان کشورهای مستقل همسود از نظر پهناوری پنجمین و از لحاظ جمعیت سوم است پایتخت آن تاشکند و از شهرهای مهم آن سمرقند و بخارا و ترمذ است این کشور کیلومتر از شرق به غرب و کیلومتر از شمال به جنوب کشیده شدهاست در این کشور هم یک جمهوری خودمختار به نام قرهقالپاقستان قرار دارد ازبکستان کشوری خشک و محصور در خشکی است از آنجایی که دریاچه آرال دریایی درونبوم است و به اقیانوسها راه ندارد ازبکستان یکی از دو کشور محصور دوگانه در خشکی در جهان است یعنی همه همسایگان آن هم به دریاهای آزاد راه ندارند تنها کشور دیگری که چنین وضعیتی دارد لیختناشتاین است هیچیک از رودخانههای ازبکستان نیز به دریا نمیریزند ازبکستان کشوری خشک است و تنها کمتر از درصد پهنه آن را کشتزارهای آبیاری شده تشکیل میدهند که در دره رودخانهها و وادیها قرار گرفتهاند بقیه کشور از بیابانی وسوم به قزلقوم شن سرخ و کوهستان تشکیل شدهاست بلندترین نقطه ازبکستان حضرت سلطان نام دارد که قلهای است با متر ارتفاع این قله در بخش جنوبی کوهستان حصار در استان سرخاندریا در مرز با تاجیکستان و در محلی در شمال غربی شهر دوشنبه واقع شدهاست آب و هوای ازبکستان قارهای و میانگین بارش سالانه آن بین تا میلیمتر است میانگین دمای تابستان نیز حدود درجه سانتیگراد است در حالیکه میانگین دما در زمستان منفی درجه سانتیگراد میباشد ازبکستان در اصل محیط زیست طبیعی غنی و گوناگونی دارند اما چندین دهه سیاست زیانبار شوروی برای تولید هر چه بیشتر پنبه از این منطقه سناریوهای فاجعهباری را برای محیط زیست این کشور رقم زده و آلودگی و نابودی منابع آبی و خاکی و وخامت کیفیت هوای این کشور را به دنبال داشتهاست دریاچه آرال که با خشکی روبرو شده پیش از این چهارمین دریاچه داخل خشکی روی زمین بود و اهمیت بسزایی برای معتدل کردن رطوبت هوا و کیفیت خاک اطراف داشت زمینهای هموار بیابانی تقریباً درصد پهنه ازبکستان را پوشاندهاند در بخش جنوب شرقی کشور تپهماهورهای کوهستان تیانشان قرار دارد که در کشورهای همسایه یعنی قرقیزستان و تاجیکستان ارتفاع میگیرد و مرزی طبیعی را بین آسیای مرکزی و چین به وجود میآورد بیابان وسیع قزلقوم که بخش بزرگی از آن نیز در قزاقستان قرار دارد زمینهای پست شمال ازبکستان را دربر گرفتهاست حاصلخیزترین بخش ازبکستان دره فَرغانه است یعنی مساحتی در حدود هزار و کیلومتر مربع که درست در شرق قزلقوم واقع شده و از سوی شمال جنوب و شرق کوهها آن را محصور کردهاند انتهای غربی دره فرغانه به رود سیردریا محدود میشود کشور ازبکستان دارای استان ولایت شهر تاشکند و یک جمهوری خودمختار است که عبارت اند از رئیس حکومت در این کشور رئیسجمهور است در ازبکستان رئیس دولت نخستوزیر است که رئیسجمهور او را انتخاب میکند بر اساس قانون اساسی ازبکستان رئیسجمهور باید با رای مردم برای دورهای هفت ساله قابل تمدید برای دور دوم انتخاب شود شورای عالی قانونگذاری در این کشور کرسی دارد که نماینده آن با رای مردم و نماینده به انتخاب رئیسجمهور برای دورهای پنج ساله انتخاب میشوند مجلس ملی این کشور کرسی دارد که نمایندگانش با رای مردم برای دورهای پنج ساله تعیین میشوند اسلام کریموف رئیسجمهور پیشین ازبکستان که در تاریخ سپتامبر فوت کرد بیش از سال مقام ریاست جمهوری کشور را در دست داشت اسلام کریماف در سال با رای شورای جماهیر انتخاب شد او از ژوئن یعنی دو سال قبل از فروپاشی شوروی زمانی که بهعنوان دبیر اول حزب کمونیست انتخاب شد زمام امور ازبکستان را در دست گرفته بود اما او توانست در دسامبر بهعنوان اولین رئیسجمهوری ازبکستان پس از استقلال نام خود را در تاریخ این کشور ثبت کند با آنکه قرار بود پنج سال پس از آن برای بار دوم در انتخابات شرکت کند تحت شرایطی ویژه تصمیم گرفت با برگزاری همهپرسی در مارس مدت ریاستجمهوری خود را تا سال تمدید کند کریماف در ژانویه مجدداً برای دومین بار در انتخابات پیروز شد اما اینبار هم تنها پس از دو سال با اصلاح قانون اساسی در سال دوره ریاستجمهوری را از سال به هفت سال افزایش داد او در انتخابات نیز بار دیگر توانست رهبری ازبکها را در دست بگیرد پس از مرگ کریماف از میان تاتیانا کریموا همسر اسلام کریموف شوکت میرضیایف پس از انتخاباتی که در دسامبر برگزار شد با حفظ سمت نخستوزیری به ریاستجمهوری ازبکستان رسید گلناره کریموا که یکی از دو دختر رئیسجمهور ازبکستان است تا مدتها به عنوان جانشین احتمالی پدرش شناخته میشد او مدتی سفیر ازبکستان در سازمان ملل متحد و مدتی نیز سفیر این کشور در اسپانیا بود اما از اواخر سال به سبب قانونشکنیهای نامحتاطانه او و اطرافیانش در کارهای بینالمللی تجاری مانند چندین رسوایی مالی از طرف پدرش دستور حبس خانگی او صادر شد که بر این اساس دیگر احتمالی برای جانشینی وی نیست بر اساس توافقی که ماه سپتامبر سال بعد از درگذشت اسلام کریماف نخستین رئیسجمهوری ازبکستان در عرصه سیاسی تاشکند حاصل شد قدرت در این کشور بین سه نفر شامل شوکت میرضیایف نخستوزیر که به مقام رئیسجمهوری رسید رستم عظیماف معاون نخستوزیر و ژنرال رستم عنایتاف رئیس سازمان امنیت ملی تقسیم شده بود در حالی که میرضیایف و عظیماف به اصلاحات اقتصادی از جمله بالا رفتن ارزش پول ملی سوم و بهبود روابط با کشورهای همسایه اصرار میورزید ژنرال عنایتاف مخالف چنین اصلاحات و همچنین مخالف ازسرگیری پرواز هواپیماها بین ازبکستان و تاجیکستان بود پس از مدتی شوکت میرضیایف در موضوع تقسیم قدرت رستم عظیماف معاون نخستوزیر را که یکی از رقیبانش محسوب میشود از صحنه کنار زد و در قله قدرت در تاشکند تنها میرضیایف و رستم عنایتاف رئیس امنیت ملی این کشور باقی ماندند ازبکستان که همسایه افغانستان است از اهمیتی ژئوپولتیکی در منطقه برخوردار است از زمان روی کار آمدن شوکت میرضیایف دولت ازبکستان گامهایی جدی برای بهبود روابط با همسایگان از جمله تاجیکستان برداشتهاست از جمله پرواز هواپیماها میان تاشکند و دوشنبه بعد از سال وقفه از سر گرفته شده و حجم تبادلات میان دو کشور نسبت به دو سال پیش از آن تا برابر افزایش یافتهاست روز دسامبر سال میلادی که شوکت میرضیایف به عنوان رئیسجمهور ازبکستان انتخاب شد در این کشور تغییراتی پدید آمد رئیسجمهور جدید که طی سال پیش از آن به عنوان نخستوزیر فعالیت میکرد مشغول حل و فصل مسائلی مانند مشکلات مرزی و آبی با کشورهای همسایه تبدیل ارز ملی برقراری همکاریها با رسانههای غربی و سازمانهای غیردولتی شد ممنوعیت کار اجباری در مزارع پنبه برای آموزگاران و کارمندان بهداشت را میتوان از جمله تغییرات مهم داخلی در ازبکستان عنوان کرد رئیسجمهور ازبکستان فروش اجباری درصد از درآمد صادرکنندگان ازبک به ارز خارجی را لغو کرد و مردم این کشور امروز میتوانند ارز خارجی را در بانکها تبدیل کنند تاشکند حتی موافقت کرد در ساخت نیروگاه برق آبی بر روی رودخانه نارین در قرقیزستان کمک کند در ماه آوریل سال میلادی در پایان گفتگوهای میرضیایف و ولادیمیر پوتین در روسیه کرملین متعهد شد در ازبکستان میلیارد دلار سرمایهگذاری کند و قراردادهای تجاری به ارزش میلیارد و میلیون دلار امضا کرد ازبکستان کشوری میلیونی با اکثریت جمعیت مسلمان میباشد کشورهای غربی و گروههای حقوق بشری برای مدتها سابقه تاشکند در رابطه با دمکراسی و حقوق بشر را مورد انتقاد قرار دادهاند در سپتامبر ازبکستان اسامی نفر را از لیست سیاه امنیتی که حاوی اسامی امنیتی از افراد بالقوه مسلمان مذهبی افراطی بود حذف کرد این اقدام بخشی از تلاشها برای پیگیری سیاستهای لیبرال تر در این کشور که یکی از جمهوری سابق شوروی بوده میباشد شوکت میرضیایف رئیسجمهور ازبکستان در تلویزیون دولتی گفت بیش از نفر با تمایلات مذهبی افراطی در این لیست قرار داشتند بعد از اینکه ما مجدد با آنها صحبت کردیم اسامی نفر را از لیست افراد مذهبی افراطی حذف کردیم ازبکستان دارای چهارمین ذخیره بزرگ طلا در جهان است این کشور سالانه تن طلا از معادن استخراج میکند که در دنیا هفتم است ذخایر مس ازبکستان در جهان دهم و ذخایر اورانیوم آن دوازدهم است تولید اورانیوم این کشور در دنیا هفتم است ازبکنفتهگاز شرکت ملی گاز ازبکستان با تولید سالانه گاز طبیعی در دنیا یازدهم است این کشور دارای ذخایر قابل توجه استخراج نشده نفت و گاز است ذخیره هیدروکربوری از جمله ذخیره گاز طبیعی و میعانات گازی در ازبکستان وجود دارد ازبکستان دارای برابری قدرت خرید معادل است تولید اقتصادی بر کالاها متمرکز است در سال ازبکستان هفتمین تولیدکننده بزرگ و پنجمین صادرکننده بزرگ پنبه و هفتمین تولیدکننده بزرگ طلا در جهان بود کشاورزی ازبکستان از نیروی کار را استخدام کرده و از تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص میدهد فراوردههای صادراتی این کشور شامل پنبه طلا انرژی کودهای معدنی فلزات آهنی و غیرآهنی منسوجات محصولات غذایی ماشینآلات و اتوموبیل است که به کشورهای روسیه لهستان چین ترکیه قزاقستان اوکراین و بنگلادش صادر میشود جمعیت جمهوری ازبکستان حدود میلیون نفر است تراکم جمعیت تقریباً نفر در یک کیلومتر مربع است ترکیب جمعیتی ازبکستان شامل ازبک روس تا تاجیک طبق آمارهای دولت ازبکستان قزاق قره قالپاق تاتار و نیز از سایر اقوام تشکیل میدهند برخلاف آمار رسمی فارسی زبانان ازبکستان تاجیکها تا درصد برآورد شدهاند نمایههای رسمی سرشماری کشور ازبکستان شمار تاجیکان این کشور را پیرامون درصد کل جمعیت اعلام کردهاند و این نمایهها به همین شکل بدون چون و چرا از سوی بیشتر غربیان دانشگاهی روزنامهنگار و نویسندگان راهنماهای مسافرتی تکرار شدهاند در همین حال تاجیکها در سراسر ازبکستان بر این پافشاری دارند که این نمایه بیشتر به تا درصد نزدیک است و بر اینکه تاجیکها درصد باشندگان جمعیت سمرقند پایتخت پیشین و دومین شهر بزرگ ازبکستان و بیش از درصد مردم بخارا را تشکیل میدهند تأکید میکنند بیشتر مردم منطقه کوهستانی شمال خاوری تاشکند آنسوی سد چورووک تاجیکند همچنین مردم بخشهایی از دره فرغانه استان جیزَخ سرخان دریا و کشکهدریا استادان دانشگاه دولتی سمرقند کل جمعیت تاجیک ازبکستان را تا میلیون نفر برآورد میکنند این شمار دو برابر یا بیش از دو برابر جمعیت تاجیکان در جمهوری تاجیکستان است برخی از اقوامی که امروز ترک نامیده میشوند در اصل ترک نیستند بلکه ترکزبان شدهاند برای نمونه میتوان کشورهای عربزبان مانند مصر و الجزایر را نام برد یعنی عربیزه شدهاند نه این که از نظر تباری عرب باشند اویغورها و ازبکها از نظر نژادی اقوامی به صورت کامل ترک نیستند و به نظر میرسد حدود درصد از ازبکها تاجیکهای ازبک شدهای هستند که در صد سال اخیر ترکیزه و ترکزبان شدهاند در این خصوص خیلی از بزرگان مانند هرمان وامبری نوشتهاند روند ترکسازی تاجیکها از قرن میلادی شروع شد و همچنان ادامه دارد غذای ملی ازبکستان آشپلو نام دارد برطبق قانون ازدواج ازبکستان سن ازدواج برای پسران سال و برای دختران سال تعیین شدهاست در ازبکستان در بیشتر موارد عروس را مادر و پدر داماد و در موارد کمتر خود پسر انتخاب میکند سپس مراسم نصف کردن یک نان محلی صورت میگیرد که برطبق این مراسم نفر از نزدیکان داماد با نان نان فطیر حلوا و دیگر شیرینیجات به خانه عروس میروند در این مراسم با حضور نمایندگان طرف نانهای روی هم قرار گرفته از وسط نصف میشود و به هر طرف بهطور برابر حلوا و شیرینی داده میشود پس از این مرحله مراسم اعزام فاتحه کوچک و بزرگ برپا میشود که در این آئین نفر از نزدیکان داماد به خانه عروس میروند عقد عروس و داماد توسط داملا روحانی خوانده میشود حین و پس از ازدواج در ازبکستان انجام آیینهای مختلفی رسم است بدین ترتیب مراسم پایانداز مراسم اعزام عروسی به طرف عروس مراسم ضیافت دختر مراسم کویا و نوکر داماد و دوستانش آئین نهار آشی و نگاه کردن به آیینه در چیمیلدیق چیمیلدیق گوشهای مختص برای عروس و داماد در اتاق است که با پارچهای دیوار کشیده شدهاست در پایان نیز مراسم عروس سلام و مراسم چارلار دعوت کردن یا آشنایی خانوادگی برگزار میشود انواع مسسات آموزش پیشدبستانی و ابتدایی در ازبکستان بدین شرح است یسلی کودکستان برای سنین سال باغچه برای سنین سال و آموزش ابتدایی در سنین سال که در مراکز دولتی یا غیردولتی ثبت نام صورت میگیرد در مدارس راهنمایی ازبکستان آموزش به هفت زبان از جمله به زبانهای ازبکی قرهقالپاقی روسی فارسی تاجیکی ترکمنی قزاقی و قرقیزی تدریس میشود آموزش عالی در ازبکستان پس از استقلال رونق پیدا کرد در حالی که قبل از استقلال فقط مسسه آموزش عالی وجود داشته که از این تعداد دانشگاه تاشکند سمرقند و جمهوری خودمختار قرهقالپاقستان انستیتوی زبانهای خارجی دانشکده مهندسی انستیتوی کشاورزی دانشکده پزشکی و داروسازی انستیتوی فرهنگ هنر و موسیقی یک دانشکده اقتصاد ملی یک انستیتوی تعاونی و یک انستیتوی تربیت بدنی بودهاست در سال توسط دانشگاه تاشکند اکنون دانشگاه ملی ازبکستان و دانشگاه فناوری تاشکند طرح نوینسازی روش آموزشی دانشگاه تدوین شد و در ماه فوریه سال مجموعه برنامههای آموزشی نوین تهیه شد که در آن آموزش در سطح لیسانس چهار سال تحصیل در انستیتو و دانشگاهها گام مهمی محسوب میشد افزایش مهارت حرفهای کادرها و بازآموزی آنها در انستیتو دانشکده و مرکز وابسته به وزارتخانهها و ادارات انجام میشود کیومرث صابریِ فومنی شهریور اردیبهشت خورشیدی ناموَر به گُلآقا پایهگذارِ مسسهٔ گُلآقا نویسنده طنزنویس و معلم ایرانی بود او با کار خود میزان تحمل مسئولان حکومتی ایرانِ پس از انقلاب را تا حدی بالا برد بهگونهای که اگر طنزِ او فقط گزنده بود تا این اندازه تأثیرگذار نمیبود وی در صومعهسرا که در آن زمان یکی از روستاهای بخش کسما و از توابع شهرستان فومن بهشمار میرفت در شمال ایران به دنیا آمد تولد وی همزمان با هجوم نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به ایران در خلال جنگ جهانی دوم بود پدرش که اصالتاً اهل رشت و کارمند وزارت دارایی بود در سال خورشیدی از ادارهٔ دارایی صومعهسرا به اداره داراییِ فومن منتقل شد و چند ماه بعد در همان شهر درگذشت او از دانشگاه تهران فوق لیسانس ادبیات تطبیقی داشت و به معلمی زبان و ادبیات فارسی در دبیرستانهای تهران از جمله دبیرستان صفوی و دبیرستان دکتر هشترودی مشغول بود همزمان در مجله توفیق فعالیت میکرد و معاونت سردبیری این مجله را بر عهده داشت که با توقیف شدن توفیق فعالیت وی نیز در آن نشریه به پایان رسید صابری پس از انقلاب در دولت موقت مهندس مهدی بازرگان به عنوان مدیر کل بازرگانی وزارت آموزش و پرورش مشغول به کار شد و با تشکیل اولین دولت به عنوان مشاور فرهنگی نخستوزیر محمد علی رجایی به کار مشغول شد پس از گذشت شش سال از نوشتن یادداشتهای دو کلمه حرف حساب صابری تصمیم گرفت که اولین هفتهنامهٔ طنز پس از انقلاب را منتشر سازد وی با هدف تیراژ صد هزار نسخه در آبان سال اولین نسخهٔ هفتهنامهٔ گلآقا را به قیمت تومان منتشر کرد که با نایاب شدن نسخههای اولیه مجبور به تجدید چاپ شد از همکاران او در روزهای نخست میتوان از محمد حاجی حسینی مرتضی فرجیان مرتضی ناطقیان معتضدی سید ابراهیم نبوی محمدرفیع ضیایی احمد عربانی ناصر پاکشیر نیکآهنگ کوثر منوچهر احترامی ابوالفضل زرویی نصرآباد رضا رفیع و بزرگمهر حسینپور نام برد هفتهنامه گلآقا به مدیریت کیومرث صابری فومنی سرآمد نشریاتی بود که طی دهههای و با زبان طنز و کاریکاتور به نقد فضای سیاسی و اجتماعی کشور میپرداخت این نشریه پرطرفدار با این شعار منتشر میشد هفتهنامه گلآقا مدیران دولتهای هاشمی رفسنجانی و در اواخر دورهٔ فعالیت خود دولت خاتمی را به عنوان سوژههایی همیشگی در طنزهای تصویری روی جلدش مد نظر داشت طنزهایی که با زبانی ساده نقدهایی جدی را به سیاستهای داخلی و خارجی دولت مطرح میکرد آنچنان که به دل نقدشونده هم مینشست فعالیتهای گلآقا منحصر به هفتهنامه باقی نماند ماهنامهٔ گلآقا سالنامهٔ گلآقا هفتهنامهٔ بچهها گلآقا انتشارات گلآقا برای انتشار کتب طنز و کاریکاتور و سرانجام خانهٔ طنز ایران جهت پرورش طنزنویسان جوان از دیگر فعالیتهای کیومرث صابری بود در آبان سال و در دوازدهمین سالگرد انتشار هفتهنامهٔ گلآقا همزمان با چاپ مین شماره گلآقا تصمیم به تعطیلی هفتهنامه به دلایلی نامعلوم گرفت و با چاپ سرمقالهٔ شماره که این بار در آن نه شاغلام و غضنفری بود و نه گلآقایی با نام صابری از تصمیم خود برای پایان کار هفتهنامه خبر داد گلآقا به دلیل چاپ نشریهای درست در مورد بیکاری بسته شد از موسسات بنیانگذاری شده توسط صابری است که با نشر هفته نامهٔ بچهها گلآقا ماهنامه و سالنامه گلآقا و نشر کتبی دربارهٔ طنز به کار خود ادامه میداد در تاریخ دی دختر وی پوپک صابری فومنی مدیر مسئول هفتهنامه گلآقا اعلام کرد که این هفتهنامه تا اطلاع ثانوی دیگر منتشر نخواهد شد و مسسه نیمهتعطیل است فعالیتهای مسسه گلآقا محدود به تولید انیمیشن و همچنین بهروزرسانی وبگاه گلآقا میباشد کیومرث صابری فومنی پس از دورهای از تحمل بیماری سرطان خون در صبح اردیبهشت سال در بیمارستان مهر تهران درگذشت در حالی که به اصرار خودش جز سه چهار نفر کسی از بیماریاش خبر نداشت گفته میشود به این دلیل که دلی آزرده نشود و خاطری اندوهگین نگردد سید ابراهیم نبوی دربارهٔ صابری فومنی مینویسد نوشتههای صابری جز اینکه بر افکار عمومی اثر میگذاشت مستقیماً بر مسئولان کشور اثر میکرد و برخی رفتارهای نادرست را اصلاح میکرد در آن دوران صابری توانست مستقیماً با افکار عمومی و بهخصوص طبقه متوسط ارتباط برقرار کند همچنین به نوشته روزنامه همشهری اولین دو کلمه حرف حساب گلآقا بیست و سوم دی ماه در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید طنز سیاسی که تقریباً از سال به این سو تعطیل شده بود با شکلگیری این ستون طنز دوباره به بار نشست و جان تازهای گرفت عاطفه تلقانی با تولید مستند راز گلآقا طی سالهای تا به واکاوی زندگی حرفهای کیومرث صابری فومنی پرداخت در این فیلم مستند کاریکاتوریست های مجله گل آقا از جمله احمد عربانی خالق کاراکتر معروف شاغلام همچنین جلال رفیع برادر ارشد رضا رفیع و احمدمسجد جامعی وزیر دولت اصلاحات به بیان خاطرات خود پرداخته اند در این مستند یکی از اشعار رضا رفیع آخرین سردبیر مجله گلآقا که در سوگ وی سروده بود به ترانه درآمدهاست مستند راز گلآقا شنبه فروردین در تالار وحدت اکران شد خانواده صابری و نیز مسسه گلآقا به ساخت این مستند اعتراض کردند پوپک فرزند صابری این مستند را جناحی دانست و گفت این مستند معرف گلآقا که نیست هیچ راز گلآقا که قطعاً نیست آقای صابری طنزنویس سیاسی بود و نمیتوان این دو را از هم تفکیک کرد که بگوییم طنزنویس بود و سیاسی نبود این دو مسئله در تمام سالهای انتشار گلآقا با هم گره خورده بود و اکنون نمیتوان اینها را از هم جدا کرد یا تکهای از آن را که مدنظرمان است جدا و نمایان کنیم نمیتوانیم پیشینه آقای صابری را برش بزنیم و آن بخشی را که نیاز داریم بگذاریم و بقیهاش را رها کنیم اواخر سال عاطفه تلقانی به سفارش شبکه هفت سیما شبکه آموزش صدا و سیما مستندی با نام پرونده سازی گل آقا برای پخش در شب سال نو تهیه و تولید کرد در این مستند وزرای وقت دولت های سازندگی و اصلاحات که روزگاری شخصیتهای کاریکاتورهای مجله گلآقا بودند نقطه نظرات خود را درباره مجله گل آقا و شخصیت کیومرث صابری بازگو کرده اند علوم کتابداری و اطلاعرسانی نام قدیم علم اطلاعات و دانششناسی است که به مطالعه و بررسی شیوههای گوناگون تولید دانش گردآوری منابع اطلاعاتی کتاب مجله لوح فشرده بانکهای اطلاعاتی پایگاه اطلاعاتی اینترنت و وب سازماندهی بازیابی و اشاعهٔ این منابع و محملهای اطلاعاتی میپردازد و در این راستا تلاش مینماید که در وقت خواننده یا کاربر صرفهجویی نماید این دانش در واقع آمیزهای است از دانش های داده اطلاعات دانش مدیریت فناوری ارتباطات اسناد سیبرنتیک کتابداری و فلسفه است واژه کتابداری به عنوان برابر واژه انگلیسی انتخاب شدهاست دانشمند بزرگ شیالی رانگاناتان زمانی که در دههٔ از انگلیس به هندوستان بازگشت و درصدد راهاندازی این دانش نوین در هند برآمد جامعه هند در فهم این واژه مشکل داشتند و در نتیجه ایشان واژه جدید یعنی علم کتابداری را جایگزین آن واژه نمود امروزه در آمریکا این واژه بیشتر بکار گرفته میشود در دههٔ با اختراع ریزرایانهها و در سال با اختراع وب و ورود این فناوریهای نوین اطلاعاتی به پهنه کتابخانه های جهان این دانش نیز دستخوش دگرگونیهای گستردهای شد در نتیجه پژوهشگران و استادان این رشته درصدد تغییر نام آن برآمدند و واژه یعنی اطلاعات یا اطلاعرسانی نیز به نام این دانش اضافه شد و امروز از آن به عنوان یعنی علوم کتابداری و اطلاعرسانی یاد میشود اگرچه در انگلستان و برخی کشورهای دیگر با عناوین دیگری از جمله و نیز از آن یاد میشود کتابداری افرادی را تربیت میکنند برای کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی کار فارغ التحصیلان این رشته دانش و مهارتهایی است که اطلاعات به شکل مضبوط چاپی و الکترونیکی ثبت و ضبط میکنند گرد آوری میکنند سازماندهی میکنند و اشاعه میدهند در واقع محل فعالیت فارغ التحصیلان این رشته کتابخانهها آرشیوها و مراکز اطلاعرسانی است در ایران از حدود سال پیش این رشته با مقطع فوق لیسانس در دانشگاه تهران آغاز و هماکنون حدود گروه در دانشگاه ایران فعالیت دارند و پنج دانشگاه شهید چمران فردوسی مشهد علامه طباطبایی و دانشگاه تهران و واحد علوم تحقیقات تهران واحد شمال در مقطع دکترا فعالیت دارند با ظهور منابع الکترونیکی و ورود کامپیوتر به کتابخانهها ماهیت این رشته هم دگرگون شده و فارغ التحصیلان متناسب با تحولاتی که در این رشته رخ دادهاست با مهارتهای مختلف کامپیوتری و اینترنت آشنایی پیدا میکنند در سال گذشته با توجه به تحولاتی که در این رشته رخ داده عنوان کتابداری به علم اطلاعات دانششناسی تغییر یافتهاست امروزه این دانش در ایران نیز گسترش یافته و زیرشاخههای تازهای از جمله اطلاعشناسی و وبشناسی را هم در بر میگیرد در اصل یک کتابدار در زمینههای سازماندهی بازیابی و اشاعه اطلاعات در قالبهای گوناگونی اعم از کتاب مجله پایگاههای اطلاعاتی و اینترنت تخصص دارد همانطور که همه میدانید اگر جامعهای بخواهد پیشرفت کند و توسعه یابد باید مردم آن جامعه از نظر سواد رشد بالایی داشته باشند و اطلاعات خود را به روز سازند کتابخانهها برای این امر در تمام جوامع بشری به وجود آمدهاست اگر کتابخانه بخواهد افراد بشری را به روز سازد خود باید پویا باشد امروزه کتابخانهها به صورت الکترونیکی درآمدهاند تا هر کس نیاز اطلاعاتی خود را در آن بر طرف سازد کارکنان کتابخانهها که به کتابدار شهرت دارند مسئول خدماترسانی و اطلاعرسانی به تمام افراد مراجعهکننده هستند کتابدار باید از کار خود لذت ببرد و با مراجعهکننده با تبسم و خشنودی برخورد نماید بهطوریکه افراد جذب کتابخانهها شوند کتابدار باید از خود مایه بگذارد و نگذارد که مراجعهکننده بدون اینکه نیازش بر طرف شود از کتابخانه بیرون آید امروزه اینترنت که دنیای اطلاعات است در دسترس همگان قرار دارد و هر کس میتواند خود جویای مطالب باشد ولی کتابدار به عنوان واسطه باید به این افراد کمک کند زیرا بعضی مطالب از صحت و اعتبار کافی برخوردار نیستند و تنها کتابدار میتواند این مشکل را برطرف سازد کتابداری چیست کتابداری یعنی اطلاعرسانی برطرف کردن نیازهای اطلاعاتی به روز ساختن اطلاعات افراد و کسی که اینها را ارائه دهد کتابدار است در ضمن برای اینکه یک کتابدار شویم باید در مراکز عالی و دانشگاهها درس خواند و مهارت لازم برای این رشته را کسب نماییم میتوان گفت از جمله عوامل پیشرفت مسلمانان در سالهای اول در زمینههای علمی و فرهنگی به توجه آنان به کتاب و کتابخانه ارتباط داشتهاست چرا که همواره جمعآوری کتابهای سودمند و مفید و به عبارت دیگر کتابخانههای عظیم نشانه پیشرفت یک ملت و جلوه واقعی توجه آنها به علم و دانش است امروزه با وجود آن که ما در عصر ارتباطات و خانواده جهانی به سر میبریم توجه لازم به کتابخانهها که مرکز اصلی اطلاعرسانی هستند نمیشود و نقش مهم و با ارزش کتابخانه را در حد مخزن کتاب و کتابدار را در حد امانت دهنده کتاب پایین آوردهایم هدف رشته کتابداری این است که کتابخانهها جایگاه واقعی خود را به دست آورده و باعث رشد فرهنگی جامعه شوند گفتنی است که رشته کتابداری در مقطع کارشناسی دارای سه گرایش علوم انسانی علومپایهوعلوم پزشکی است که دانشجویان گرایش علوم انسانی درسهایی در زمینه مبانی علم حقوق جغرافیای شهری اقتصاد تاریخ دینها و مدیریت مطالعه میکنند و دانشجویان گرایش علوم پایه در زمینه ریاضیات فیزیک شیمی آمار زمینشناسی و فیزیولوژی اطلاعات پایه را به دست میآورند و دانشجویان گرایش علوم پزشکی در زمینه زیستشناسی آناتومی بیوشیمی روانشناسی داروشناسی و کلیه علوم اطلاعات پایه را کسب مینمایند شیالی رانگاناتان پدر علم کتابداری هند است که قوانین پنجگانه او سرلوحه کار کتابداران است این پنج قانون از قوانین معروف در علم کتابداری و اطلاعرسانی میباشد رشته دانشگاهی مرتبط در ایران با عنوان علم اطلاعات و دانششناسی است که در جلسه شورای عالی برنامهریزی توسط اعضای کمیته برنامهریزی در تاریخ شهریور از عنوان علوم کتابداری و اطلاعرسانی به این عنوان تغییر یافت همانند هر فن حرفهای انجام یک مصاحبه مثر به مهارتهای ویژهای نیاز دارد مهارتهای بالنسبه ملموس هستندو میتوان آنها را آموزش داد فرا گرفت و به کار برد به هر حال مصاحبه گر متبحر عوامل ناملموسی را به کار خواهد گرفت تا این گفت و شنود کنترل شده را قرین موفقیت سازد قبل از توجه به مهارتهای ویژه کتابدار باید نظری کلی از مصاحبه به دست آورد و از تعدادی عوامل ناملموس آگاهی یابد عوامل ناملموس شامل سبک جداسازی مصاحبه و موفقیت است عوامل ملموس شامل مهارتهای غیرکلامی و مهارتهای کلامی است این مهارتها عبارتند از این مهارتها عبارتند از حرکات حرکات به تار و پود زندگی روزمره ما تنیده شدهاند اشاره و استفاده از دست هنگام صحبت کردن یا بیان کردن با حرکات اغلب بدون تفکرانجام میگیرد با این حال مفهوم حرکات و اشارات میتواند در سراسر فرهنگها و مناطق متفاوت باشد بنابراین این مهم است برای جلوگیری از سوء تعبیر مراقب حرکات و رفتارهای خود هنگام صحبت کردن باشید لمس کردن انجام یک معامله بزرگ در ارتباط از طریق لمس کردن است در مورد پیامهای ارسال شده در این مورد به شرح زیر میباشد دست دادن در آغوش گرفتن نوازش کردن تکیه کردن به کسی و فضا آیا تا به حال شده که شما در ارتباط با فرد دیگر فضای فیزیکی لازم را برای ارتباط نداشته باشید و بیش از اندازه به هم نزدیک باشید هر چند که این نوع نیازبسته به نوع فرهنگ شرایط و نزدیکی رابطه متفاوت است شما میتوانید از فضای فیزیکی برای برقراری ارتباط با بسیاری از پیامهای غیرشفاهی مختلف از جمله سیگنالهایی مملو از صمیمیت پرخاشگری تسلط یا محبت استفاده کنید صدا هنگامی که ما صحبت میکنیم افراد دیگر علاوه بر گوش دادن به حرف ما صدای ما را نیز مورد توجه قرار میدهند چیزهایی که بیشتر مورد توجه قرار میگیرد شامل توجه به زمان و سرعت صحبت کردن نوع بلندی وتن صدا لحن و انعطافپذیری و صداهایی که انتقال دهنده تفاهم میباشد مانند اه و اوهو در مورد چگونگی لحن صدای به عنوان مثال نشان دادن طعنه خشم محبت یا اعتماد به نفس میباشد دکتر عباس علوی شاد کتاب و کتاب خوانی مجله تحقیقات بنیادی ص حسن بن محمد میکالی شناخته شده به حسنک وزیر آخرین وزیر سلطان محمود غزنوی بود که به دستور مسعود غزنوی و به فتوای خلیفهٔ بغداد تحت عنوان قرمطی یا اسماعیلی در روز بهمن سال خورشیدی به دار آویخته شد امیر حسنک از آل میکال از خاندان دیواشتیج شاهزادهٔ سغدی بود سلطان محمود او را به خاطر دانش و تجربهاش به وزارت حکومت خویش منصوب کرد حسنک در زمان حیات محمود به حج رفت و در هنگام بازگشت به دلیل ناامنی راهها از مسیر مصر به غزنی برگشت در مصر خلعت خلیفهٔ فاطمی مصر را که شیعهٔ اسماعیلی بود قبول کرده و در غزنی تسلیم سلطان محمود کرد خلیفهٔ عباسی حسنک را در واقع بخاطر قبول خلعت فاطمیان و به خدمت نرسیدن وی ولی در ظاهر و با بهانه کردن قرمطیگری ساختگی او از محمود خواست وی را تسلیم کند سلطان محمود که به وزیرش اعتماد داشت و مطمئن بود که وی قرمطی نیست به خواست خلیفه جواب رد داد ابوالفضل بیهقی میگوید که سلطان محمود نسبت به پافشاری خلیفه بر اعدام حسنک وزیر به خشم آمد و گفت پس از مرگ محمود غزنوی حسنک وزیر از جمله کسانی بود که در به سلطنت رساندن محمد پسر محمود و برادر مسعود تلاش فراوان کرد زمانی که محمد شکست خورد و مسعود غزنوی زمام امور را در دست گرفت قرمطیگری وزیر پدرش را بهانه گرفته و به درخواست خلیفهٔ بغداد و با پافشاری بوسهل زوزنی او را به دار آویخت صحنه به دار آویختن حسنک که در تاریخ بیهقی آمدهاست بی شک یکی از شاهکارهای نثر قرن فارسی است در تاریخ بیهقی آمدهاست و حسنک را سوی دار بردند و بجایگاه رسانیدند بر مرکبی که هرگزننشسته بود نشانیدند و جلادش استوار ببست و رسنها فرود آورد و آواز دادند که سنگ زنید هیچکس دست بسنگ نمیکرد و همه زار میگریستند خاصه نشاپوریان پس مشتی رند را زر دادند که سنگ زنند و مرد خود مرده بود که جلادش رسن بگلو افکنده بود و خبه کرده اینست حسنک و روزگارش و گفتارش رحمه الله علیه این بود که خود بزندگی گاه گفتی که مرا دعای نشاپوریان بسازد و نساخت و اگر زمین و آب مسلمانان بغصب بستدند نه زمین ماند بدو و نه آب و چندان غلام و ضیاع و اسباب و زر و سیم و نعمت هیچ سودش نداشت او رفت و آن قوم که این مکر ساخته بودند نیز برفتند احمق مردی که دل درین جهان بندد که نعمتی بدهد و زشت بازستاند چون ازین فارغ شدند بوسهل و قوم از پای دار بازگشتند و حسنک تنها ماند چنانکه تنها آمده بود از شکم مادر حسنک قریب هفت سال بر دار بماند چنانکه پایهایش همه فرو تراشیده و خشک شد چنانکه اثری نماند تا بدستوری فرود گرفتند و دفن کردند چنانکه کس ندانست که سرش کجاست و تن کجاست و مادرحسنک زنی بود سخت جگرآور چنان شنیدم که دو سه ماه ازو این حدیث پنهان داشتند و چون بشنید جزعی نکرد چنانکه زنان کنند بلکه بگریست بدرد چنانکه حاضران از درد وی خون گریستند پس گفت بزرگا مردا که این پسرم بود که پادشاهی چون محمود این جهان بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان و ماتم پسر سخت نیکو بداشت شش قصیده در مدح وی از فرخی سیستانی در دیوان فرخی موجود است طاهریان تا میلادی نخستین حکومت ایرانیتبار و مستقل ایران بعد از حملهٔ اعراب بودند آنان از تبار دهقانان خراسان بودند در اوایل قرن سوم طاهر بن حسین یکی از سرداران مأمون عباسی از طرف او امیر خراسان شد و به دلیل آن که عدم اطاعت خود را از مأمون اعلام کرد اولین حکومت مستقل ایرانی بعد از اسلام در ایران تشکیل شد و حکومت او به طاهریان معروف شد در زمان طاهریان بلخ به پایتختی برگزیده شد طاهریان در جنگ با خوارج در شرق ایران به پیروزی دست یافتند و سرزمینهای دیگری مانند سیستان و قسمتی از فرارود را به تصرف درآوردند و نظم و امنیت را در مرزها بر قرار کردند گفته میشود که در زمان حکومت طاهریان به جهت اهمیت دادن آنان به کشاورزی و عمران و آبادی کشاورزان به آسودگی زندگی میکردند خلفای عباسی همچنین مناصب و حکومت بعضی از نواحی را نیز به اعضای خاندان طاهری واگذار کرد از جملهٔ این اقدامات آنکه ادارهٔ حرمین شریفین یا امارت شهر مکه را بر مناصب محمد بن عبدالله در بغداد افزود و امارت مرو سرخس و خوارزم را به منصور بن طلحه امارت هرات را به حسین بن عبدالله امارت طبرستان را به سلیمان بن عبدالله و امارت جوزجان و طالقان را به پسر عمش واگذار کرد در زمان طاهریان قیامهای بابک و مازیار که به ترتیب در آذربایجان و طَبَرستان مازندران رخ داد باعث شد که آنها را از توجه به شرق ایران بازدارد به همین دلیل خوارج دست به شورش زدند آخرین امیر طاهری محمد بن طاهر نیز فردی مقتدر نبود در نتیجه حکومت طاهریان رو به ضعف نهاد و سرانجام در میانههای سده سوم هجری به دست یعقوب لیث سرنگون شد امیران خانواده طاهریان عبارت اند از طاهریان از خاندان امیران و سرداران ناحیهای در نزدیکی هرات به نام پوشَنگ یا فوشَنج بودند و در مبارزات ابومسلم برای روی کار آوردن بنیعباس شرکت داشتند در اختلاف بین پسران هارون الرشید امین و مأمون طاهر پسر حسین جانب مأمون را گرفت و در جنگی که علی بن عیسی بن ماهان سردار امین در ری برضد مأمون کرد طاهر بن حسین او را شکست داد و کشت هنگامی که مأمون به خلافت رسید به پاس این خدمات طاهر را برای پاسداری از امنیت شهر شُرطه بغداد کرد و چند سال بعد حکومت خراسان را به او داد نوشتهاند که طاهر پس از فتح بغداد هنگامی که میخواست با علی ابن موسی الرضا ولیعهد مأمون بیعت کند با دست چپ با او بیعت کرد و گفت چون مأمون این گفته را شنید گفت از این جهت به طاهر لقب ذوالیمینین داد یعنی کسی که دارای دو دستِ راست است بازگفتهاند که طاهر با هر دو دست شمشیر میزد و لقب ذوالیمینین به این مناسبت بدو داده شدهاست درسال ه م هنگامی که طاهر حکومت خراسان را داشت روزی در مسجد جامع مرو نام خلیفه را از خطبه انداخت اگرچه فردای آن روز او را مرده یافتند و گمان میرود که به وسیله جاسوسان خلیفه مسموم شده باشد اما این تاریخ را آغاز تلاش برای تشکیل حکومتهای ملی ایرانی شمردهاند پس از طاهر ذوالیمینین جانشینان او سال حکومت خراسان را داشتند و در بغداد نیز با نفوذ بسیار چندی در مقام شُرطه بودند معروفترین امیر طاهریان پس از طاهر ذوالیمینین عبدالله بن طاهر است که مردی دانا و دادگر بود و با آن که نام خلیفه را در خطبه نماز جمعه میآورد و هر ساله بخشی از خراج خراسان را به دربار خلافت میفرستاد اما به خلیفه اجازه دخالت درامور داخلی خراسان را نمیداد این امیر دانشمند در آبادانی نیشابور بسیار کوشید به کشاورزی توجهی خاص داشت و از همین رو به فرمان او کتابی دربارهٔ راه نگهداری از قناتها نوشته شد دربارِ او محل رفتوآمد دانشمندان و شاعران و نویسندگان پارسیزبان بود آخرین امیر طاهریان محمد بن طاهر به دست یعقوب لِیث صفار زندانی شد وی پس از مرگ یعقوب آزاد گردید و دوباره به مقام ریاست شهربانی بغداد رسید اما دیگر نتوانست حکومت خراسان را به دست آورد طاهریان نخستین سلسله ایرانی هستند که از سوی حکمای عباسی بر بخشهای مهمی از ایران یعنی خراسان هندوستان کرمان و گرگان و برخی از مناطق طبرستان ری و همدان حکومت کردند قبل از این در زمان خلافت امویان حکمرانان عرب بر ایران حکومت میکردند دولت طاهریان در حدود سال توانست حاکمیتی یکپارچه تشکیل دهد مجموعه روایاتی پیرامون نسب طاهر بن حسین پدربزرگ طاهر بیان شدهاست که به کمک آن میتوانیم از پیشینه و نسب طاهر نیز اطلاع یابیم بر اساس این روایات نسب طاهر به یکی از دو شکل ذیل است طاهر بن حسین بن مصعب بن رزیق بن ماهان یا طاهر بن حسین بن مصعب بن زریق بن اسعد بن زادان طاهریان دارایتبار ایرانی بودند و لقب خزاعی را به سبب این که از موالی قبیلهٔ خزاعه بودند به دست آوردهاند البته به همین سبب نسب خود را به قبیلهٔ خزاعه که در دوران دعوت پیامبر از قبایل بزرگ مکه بودند میرساندند عدهای از راویان و مورخان از یک سو و طاهریان نیز از سمتی دیگر خاندان طاهری را منسوب به رستم پهلوان ایرانی و منوچهر پادشاه ایرانی میدانستند مورخان بر این عقیدهاند که علت این نسب سازیها اهمیت نسب و ریشه هر خاندان در آن دوره بودهاست که طاهریان و بهطور ویژه طاهر با تلاشهای هوادارانشان توانستند از این راه حمایت و دوستی خاندانهای محلی را جلب کرده و از این طریق نفوذ و قدرت خویش را افزایش دهند بر اساس روایاتی که مطرح شدهاست رزیق جد طاهر از موالی طلحه بن عبدالله خزاعی معروف به طلحه الطلحات بوده که این شخص امارت سیستان را در اواخر سدهٔ اول هجری هفتم میلادی یا اوایل حکومت عباسیان بر عهده داشتهاست مصعب نیای طاهر نیز در آغاز جنبش عباسیان به آنان پیوست و به عنوان دبیر در خدمت یکی از داعیان عباسی به نام سلیمان بن کثیر خزاعی درآمدهاست پس از پیروزی عباسیان مصعب به پاداش خدمات خود و خاندانش از سوی عباسیان امارت هرات و پوشنگ را عهدهدار گردید در سال هجری میلادی که مصادف با خلافت مهدی عباسی بود در نواحی تحت حکومت مصعب شورشی به رهبری یوسف بن ابراهیم ثقفی صورت گرفت که به سبب آن مصعب از قلمرو خود رانده شد اما در دورهٔ هارون الرشید و به فرمان او حکومت پوشنگ به حسین پدر طاهر واگذار گردید پس از پدر نیز طاهر عهدهدار این سمت گشت پس از مرگ هارون الرشید و نمودار شدن اختلاف و درگیری میان مأمون و امین بر سر خلافت طاهر عهدهدار وظایف سنگین تری از سمت مأمون گشت و به کنشگری فعال و عنصری مهم در روند تصاحب قدرت توسط مأمون تبدیل گشت به روایتی علی بن عیسی در همدان از طاهر شکست یافت طاهر پس از این پیروزی در نبرد ری به مقابله با لشکرهایی که به صورت پیاپی از سمت امین گسیل میگشتند پرداخت طاهر و هرثمه به وسیلهٔ لشکریانی که در اختیار داشتند در سال هجری میلادی به محاصرهٔ اطراف بغداد مشغول گشتند و با شدت بخشیدن به این محاصره فشار را بر لشکریان امین افزون کردند محاصرهٔ بغداد تا سال هجری میلادی به صورت فرسایشی به درازا کشید تا در محرم همین سال طاهر بر شدت حملات خود افزود و محلات را یکی پس از دیگری فتح کرد و به لشکر دستور داد که برای فتح نهایی بغداد حمله را آغاز نمایند و سرانجام بغداد در همین زمان فتح گردید سرانجام به علت تمایل مأمون برای واگذاری خراسان به طاهر و همچنین تلاش بیوقفهٔ طاهر و اطرافیانش به خصوص وزیر مأمون احمد بن ابیخالد احول حکومت خراسان بزرگ و ایالات شرقی در سال هجری میلادی به طاهر واگذار شد طاهر که مترصد فرصتی مناسب برای اعلام استقلال بود تنش موجود را دستاویزی قرار داد و یک سال و شش ماه پس از حکومت خود بر خراسان در سال هجری میلادی با حذف نام خلیفه از خطبهٔ نماز جمعه استقلال حکومت خود را اعلام کرد طاهر در همان شبی که نام مأمون را از خطبه حذف کرد یا مدت کوتاهی پس از آن در سال هجری میلادی درگذشت هارون الرشید در دوران حکومت خویش و به منظور تحکیم قدرت خلافت و پیشگیری از هرگونه مشکلات احتمالی در روند انتقال قدرت سلسله تمهیداتی را در نظر گرفته و بر اساس آن سیستم جانشینی پیچیدهای طراحی کرد بدین ترتیب امین به عنوان جانشین هارون پس از وی به خلافت میرسید و مأمون نیز به عنوان جانشین امین منصوب گشت و قاسم فرزند دیگر هارون جانشین مأمون شد تمام این تصمیمات تبدیل به عهدنامهای گشت که بر کعبه آویخته شد و به ایالات فرستاده شد اما پس از مرگ هارون امین با سلسله اقداماتی مأمون را تحت فشار قرار داد و مدتی پس از عزل قاسم مأمون را از جانشینی عزل کرد و فرزند خود موسی را با لقب الناطق بالحق به عنوان جانشین خویش اعلام کرد که نامش را در خطبه جایگزین نام مأمون ساختند مأمون نیز در اقدامی متقابل هرگونه ارتباط با بغداد را قطع کرد و از فرامین امین سرپیچی کرد و به ستیزی آشکار با وی پرداخت که نتیجهٔ آن درگیری نظامی میان دو برادر بود پس از مرگ هارون الرشید و پدیدار شدن اختلاف و درگیری میان مأمون و امین بر سر خلافت طاهر عهدهدار وظایف سنگین تری از سمت مأمون گشت و به کنشگری فعال و عنصری مهم در روند تصاحب قدرت توسط مأمون تبدیل گشت امین در سال هجری علی بن عیسی را در راس سپاهی به جنگ با مأمون و دستگیری او گسیل کرد مأمون نیز پس از مشورت با فضل بن سهل وزیر خود طاهر را به فرماندهی لشکر خود منصوب کرد و او را به جنگ با علی بن عیسی فرستاد پس از گفتارها و اعمال معمول قبل از جنگ نبرد میان دو لشکر آغاز شد و به زودی شدت گرفت طاهر در اثنای نبرد نیز به تهییج سپاهیان خویش میپرداخت و آنان را در جهت شکست دشمن راهنمایی میکرد روایت است جنگ ادامه داشت تا زمانی که علی بن عیسی در جریان جنگ بر اثر تیر یا ضربت داوود سیاه از اسب سرنگون گشته و کشته شد و با مرگ او سپاهیان امین همگی راه فرار در پیش گرفتند البته به روایتی علی بن عیسی در همدان از طاهر شکست یافت عدهٔ زیادی از لشکریان امین تسلیم طاهر گشتند و غنایم و ثروت بسیاری از جمله هفتصد کیسه هزار درهمی به چنگ طاهر افتاد طاهر پس از این پیروزی در نبرد ری به مقابله با لشکرهایی که به صورت پیاپی از سمت امین گسیل میگشتند پرداخت و به پیشروی به سمت عراق ادامه داد وی در همدان با یکی از سرداران امین به نام عبدالرحمن بن جبله ابناوی روبرو گشت و پس از جنگی سخت با آنان و محاصره چند ماهه همدان وی را از پای درآورد و لشکرش را وادار به هزیمت کرد پس از این واقعه طاهر شهرها را یکی پس از دیگری با جنگهای پراکنده یا روشهای دیگر فتح کرد طاهر و هرثمه به وسیلهٔ لشکریانی که در اختیار داشتند در سال هجری میلادی به محاصرهٔ اطراف بغداد مشغول گشتند و با شدت بخشیدن به این محاصره فشار را بر لشکریان امین افزون کردند محاصرهٔ بغداد تا سال هجری میلادی به صورت فرسایشی به درازا کشید تا در محرم همین سال طاهر بر شدت حملات خود افزود و محلات را یکی پس از دیگری فتح کرد و به لشکر دستور داد که برای فتح نهایی بغداد حمله را آغاز نمایند و سرانجام بغداد در همین زمان فتح گردید امین پس از ناامیدی از جانب طاهر به هرثمه بن اعین روی آورد در نظر امین هرثمه بهترین شخص برای تسلیم گشتن بود او هرثمه را از موالی و خدمتگزاران خود و پدرش میدانست و به وفاداریاش نیز اطمینان داشت و در اثر شرایط پیش آمده شناخت و اعتمادش نسبت به او فزونی یافته بود بنابراین در نامهای از هرثمه درخواست کمک و امان کرد پنج شب مانده از محرم سال هجری میلادی امین با وجود اخطار هرثمه به او دربارهٔ تأمین امنیتش و توصیه به تسلیم گشتنش در روز بعد برای محافظت از جانش به علت جایز ندانستن هرگونه تعلل و تأخیر از کاخ خود بیرون آمده و به اخطار هرثمه بیتوجهی کرد امین بر قایقی که برای او در کنار دجله آماده کردهبودند و هرثمه خود با آن به استقبال امین آمده بود سوار شد هرثمه در مواجهه با امین اظهار اطاعت و بندگی کرد مسیری طی نشده بود که سپاهیان طاهر از کمینگاه خویش خارج گشته و به سوی قایق سنگ و تیر پرتاب کردند در ادامه افرادی به زیر قایق رفته و آن را واژگون ساختند یکی از یاران هرثمه او را نجات داد و امین نیز با شنا خود را به کنار آب رساند روایت است که پیش از اسارت امین یکی از یارانش که احمد بن سلام نام داشت را اسیر کردند که پس از پرسش از او دربارهٔ امین وی اظهار بیاطلاعی کرد سرانجام امین اسیر گشت و توسط محمد بن حمید طاهری شناسایی گشته و این خبر به اطلاع طاهر رسید که او نیز بلافاصله دستور قتل امین را به قریش دندانی حاجب خویش ابلاغ کرد بدین ترتیب امین در اسارت کشته شد بدن امین در باغ مونسه دفن گردیده و سرش به همراه فتحنامهای توسط قاصدی به نزد مأمون در مرو فرستاده شد سرانجام به علت تمایل مأمون برای واگذاری خراسان به طاهر و همچنین تلاش بیوقفهٔ طاهر و اطرافیانش به خصوص وزیر مأمون احمد بن ابیخالد احول حکومت خراسان بزرگ و ایالات شرقی در سال هجری میلادی به طاهر واگذار شد مسئلهٔ خوارج و عدم کامیابی کامل طاهر در کنترل و سرکوب تحرکات آنان یا امری دیگر موجب ایجاد تنش میان او و مأمون گردید منقول است که مأمون طبق نگرانی خاطری که از زمان بخشیدن حکومت خراسان نسبت به طاهر داشت و همچنین در اثر سعایت دشمنان طاهر در نزد وی پس از بروز مجدد تنش در روابطش با او اقدام به بخشیدن کنیزکی به وی به قصد مسموم کردنش کرد اما با اطلاع طاهر از این موضوع و ارسال پیامی حاوی ابراز وفاداری و عدم پیمانشکنی به مأمون خاطر وی از جانب طاهر آسوده گشت طاهر که مترصد فرصتی مناسب برای اعلام استقلال بود تنش موجود را دستاویزی قرار داد و یک سال و شش ماه پس از حکومت خود بر خراسان در سال هجری میلادی با حذف نام خلیفه از خطبهٔ نماز جمعه استقلال حکومت خود را اعلام کرد از دیگر علائم اعلام استقلال نیز حذف نام خلیفه از سکههایی که ذوالیمینین نیز بر روی آنان ضرب گشته بود هجری میلادی در دورهٔ طاهر میدانند اقدامات سیاسی طاهر در اواخر دورهٔ حیاتش و نتایج این اقدامات پس از مرگ او منجر به ایجاد تحولی عظیم و بدیع در شرق خلافت اسلامی گردید که حاصل آن همچون یادگاری از طاهر بن حسین برجای ماند و در قالب حکومت نیمه مستقل طاهریان در خراسان و قلمرو شرقی خلافت سر برآورد اما پس از طاهر تمامی فرزندان و نوادگانش به علت عدم دارا بودن تمام توانایی و ظرفیتهای او در حکومت و سیاست نسبت به خلیفه مطیع و وفادار ماندند و بر طبق سیاستهای بغداد حرکت کردند و فقط میتوان گفت به سبب موروثی ماندن حکومت خراسان در بینشان و آزادی عمل قابل توجه در امور حکومت خراسان نیمهمستقل نامیده شدند که آن نیز به سبب همکاری آنان با خلفا و مدارای بغداد و حتی روابط صمیمی و دوستانه به علل متفاوت با آنان بود نمود آن نیز نفوذ خاندان طاهری در مناصب مهم در مرکز خلافت یعنی بغداد و تداوم آن حتی تا مدتها پس از سقوط حکومتشان در خراسان مشهود بود خلفای بغداد در طی نیم قرن تسلط طاهریان بر خراسان آنان را تأیید و ابقا کردند که دلایل آن بدین شرح است قدرت بعضی از طاهریان همچون عبدالله بن طاهر که فرماندهی لشکری قدرتمند در غرب را بر عهده داشت و مشغول سرکوب شورشی در آن ناحیه بود هم به علت واهمه از عکسالعمل او در برابر اقدامی علیه طاهریان و هم به سبب خدمتی که بدان مشغول بود مورد تأیید بود در قدم بعدی خلفای مستقر در بغداد بر این امر واقف بودند که امکان مدیریت و تسلط کامل بر سرزمینهای وسیع شرقی از طریق نظارت مرکز ممکن نیست و ارسال پیاپی لشکر بدانجا نیز علاوه بر بیفایده بودن موجب فشاری بر خلافت میگردید که به همین علت حکومت طاهریان را بر نواحی شرقی تأیید میکردند زیرا آنان از نفوذ و محبوبیت محلی برخوردار بودند و توانایی اعادهٔ قدرت و امنیت بر آن نواحی را داشتند و علاوه بر آن بیش از دیگران مورد وثوق و اعتماد بودند و وفاداری خود را به دفعات و در طی شورشها و حوادث متعدد ثابت کرده بودند علیالخصوص شورش سپاهیان و همچنین برادر طاهر حسن پس از وفات طاهر موجب گشت که مأمون با وجود عصیان شخص طاهر حکومت فرزند وی را تأیید کند و حتی احمد بن ابی خالد را برای کمک به او و ایجاد ثبات در آن ناحیه گسیل دارد که مأمون به علت نفوذ خاندان طاهری و واهمه از وقوع ناآرامیهای بعدی حسن را عفو کرد و پس از آن نیز همواره میان آنان و خلفا روابط دوستانه برقرار باشد علاوه بر آن در همان زمان و در شرق خلافت مانند آذربایجان کسانی همچون بابک فعالیت داشتند و آن نواحی وضعیت خوبی نداشت و حمزه نیز همچنان به تاخت و تاز در نواحی شرقی میپرداخت که این امر خلیفه را قانع میساخت که با ستیز با طاهریان آرامش پایداری که آنان در حوزهٔ حکومتشان برقرار ساخته بودند را دچار دگرگونی و اختلال ننماید بهطور کلی میتوان گفت که استقلال به صورت کامل فقط در پایان عمر طاهر دارای معنا بود و آن هم به علت شخصیت او و پشتوانههایش بود و پس از آن میان نوادگان او و خلفا روابطی متأثر از احساس محبت احترام ترس و نیاز برقرار بود که در قالب خادم و مخدوم میتوان آن را بیان کرد و در چارچوب نیازهای هریک از دوطرف به یکدیگر در گذر زمان به شرح و تفسیرش پرداخت به هر صورت پس از مرگ طاهر مأمون با وجود طغیان او حکومت نواحی شرقی را به پسران وی واگذار کرد زیرا قصد داشت تا شورش سپاهیان طاهر که بر اثر مرگ وی شکل گرفته بود را آرام نماید و همچنین به نفوذ خاندان ایشان در آن نواحی واقف بود و به تجربه دریافته بود که فقط ایرانیان توانایی ادارهٔ ایالات مختلف و حل مسائل داخلی ایران را دارند و به سبب اطلاع از شایستگی افراد این خاندان در ادارهٔ امور آن نواحی حکومتشان را بر مناطق شرقی تأیید کرد و این واقعه آغازگر حکومت سالهٔ طاهریان به عنوان نخستین حکومت نیمه مستقل ایرانی گشت مرگ طاهر به هر شکلی انجام پذیرفته بود راهی مناسبتر از واگذاری قدرت به طلحه در برابر مأمون قرار نداشت طلحه نیز پس از اقدام کلثوم بن ثابت صاحب برید خراسان در گزارش طغیان طاهر به فرمان خود او و سپس مرگ زودهنگام طاهر از وی خواست که مرگ طاهر را در کنار پرداختن طلحه به امور سپاه برای مأمون گزارش کند و به او پانصد هزار درهم یا پنج هزار دینار به همراه دویست جامه اهدا کرد که دو گزارش با فاصلهٔ اندکی از یکدیگر به بغداد رسیدند پیرامون انتخاب عبدالله یا طلحه به حکومت خراسان دو گروه گزارش از منابع برجای ماندهاست بر اساس نخستین گروه از گزارشها و بنابر نقل ابن اثیر مأمون تمامی کارها و مسئولیتهای طاهر را بر عهدهٔ عبدالله فرزندش قرار داد که او طلحه را به جانشینی خود در خراسان منصوب کرد اما طلحه به نام خود با مأمون مکاتبه میکرد و نام عبدالله را نمیبرد اما طبق گروه دوم از گزارشها طلحه برای جانشینی طاهر برگزیده شد زیرا مأمون در راستای سرکوب شورش نصر بن شبث و آرام کردن بحرانهای غرب به شخصیت عبدالله بن طاهر نیاز داشت و علاوه بر آن با توجه به مشکلات و پیشامدهای خراسان و لزوم اتخاذ تصمیمی سریع برای امارت آن ناحیه حضور سریع عبدالله در خراسان میسر نبود در نتیجه مأمون در جواب گزارشی که فرماندهی سپاه توسط طلحه را پس از مرگ طاهر بیان میکرد پس از مشورت با احمد بن ابی خالد در این زمینه شخصی را شایستهتر از طلحه برای تسلط بر اوضاع منطقه در آن برهه ندید و در نتیجه طلحه بن طاهر در سال هجری میلادی به حکومت خراسان منصوب شد بررسی سراسر دوران حکومت طلحه بر خراسان نمایانگر نبردهای پیاپی او با خوارج و رهبر آنان حمزه بن آذرک است طلحه در ایام امارت خود بر خراسان در صدد جلوگیری از حملات خوارج و همچنین دفع آنان در سیستان بود و سعی داشت تا از این طریق از هجوم و تاخت و تاز آنان در خراسان جلوگیری به عمل آورد وی به سبب تجربیاتی که در زمان پدرش طاهر بن حسین در ستیز با خوارج به دست آورده بود مهمترین فعالیت دوران حکمرانی خود را به این نبردها اختصاص داد و گزارش ابن طیفور از زخمی شدن وی در نبرد با خوارج بیانگر تلاش وافر و جدی او در جهت سرکوب این فرقه بود و روایات گردیزی در باب جنگهای بسیار میان طلحه و حمزه نیز نشان از تعقیب و جنگ مداوم او با خوارج دارد طلحه مدتی پس از مرگ حمزه آذرک سه روز مانده از ربیعالاول سال هجری مه میلادی بهطور ناگهانی در بلخ وفات یافت و در همان شهر نیز به خاک سپرده شد روایتی نیز وفات او را اندکی پیش از مرگ حمزه آذرک بیان میدارد عبدالله بن طاهر در سال هجری قمری میلادی متولد گشت عبدالله در اولین مأموریت مهم خویش به دستور مأمون مامور به دفع شورش نصر بن شبث در رقه شد بنابر نقلی دیگر طاهر عبدالله را مأمور به این کار کرد عبدالله پس از مدتی با کسب مأموریتی از جانب مأمون مبنی بر سرکوب شورش ابن سری و آرام کردن اوضاع مصر در سال ه ق یا ه ق عازم آن ناحیه شد عبدالله پس از بهبود اوضاع مصر و نصب عیسی بن یزید جلودی به عنوان نایب خویش در آنجا پس از یک سال و پنج ماه اقامت در مصر راه عراق را در پیش گرفت و در اواسط سال ه ق م داخل بغداد شد به اعتقاد ثعالبی فرمان حکومت عبدالله بر جبال و آذربایجان همزمان با برگزیدن معتصم به حکومت مصر بودهاست که پذیرش آن غیرممکن مینماید چرا که کشته شدن محمد بن حمید طوسی فرماندهٔ سپاهیان خلیفه در نبرد با بابک خرمدین چارهای برای مأمون جز گسیل عبدالله به دینور برای مقابله با بابک باقی نماند و این امر در سال ه ق م صورت پذیرفت محمد بن حمید طوسی و پیروزیهای بابک مأمون مجاب به گسیل عبدالله به دینور شد مدتی کوتاهی پس از اقامت عبدالله در آن ناحیه اسحاق بن ابراهیم و یحیی بن اکثم از سوی مأمون به نزد عبدالله آمدند و پیغام مأمون مبنی بر اختیار عبدالله در برگزیدن حکومت خراسان و آذربایجان یا جنگ با بابک را به وی اعلام داشتند و عبدالله نیز در پاسخ حکومت خراسان را پذیرفت اگرچه عبدالله با حرکت به سمت دینور و برگزیدن علی بن طاهر به جای خویشتن برای حکومت خراسان عدم تمایل خود به حکومت خراسان را به نمایش گذاشته بود اما شرایط به گونهای ضرورت حضور او در خراسان و عدم اختیار عبدالله در برگزیدن یکی از پیشنهادها مأمون را به تصویر میکشید چرا که بر اساس گزارش ابن اثیر علی بن طاهر در نبرد با خوارج کشته شد و محمد بن حمید طاهری در مقابل آنان کاری از پیش نبرد و شابشتی نیز حملهٔ خوارج به روستای حمرا و قتل بسیاری از زنان و کودکان را ذکر میکند که این اتفاقات موجب آشفتگی مأمون شد و اسحاق بن ابراهیم و یحیی بن اکثم را به نزد عبدالله روانه کرد تا وی را برای حکومت خراسان قسم دهند چرا که این ناحیه پس از دارالخلافه مهمترین بخش خلافت بودهاست ورود عبدالله بن طاهر به خراسان مقارن با تاختوتاز خوارج در آن ناحیه بود چنانکه در سراسر این سرزمین پراکنده بودند و در نیشابور و پیرامون آن حضور داشتند عبدالله پس از انتقال مرکز حکومت خویش از مرو به نیشابور و همجواری با این گروه نبردهای پیاپی را علیه آنان در پیش گرفت و با قتل بسیاری از آنان نظم و آرامش را بر خراسان حاکم گرداند یکی از اقدامات مهم عبدالله در خراسان به منظور برقراری آرامش در آن ناحیه خاموش کردن طغیان یکی از نوادگان حسین بن علی به نام محمد بن قاسم بن علی بود مدتی بعد مازیار با اطمینان خاطر از پشتیبانی افشین در سال ه ق م علیه طاهریان و خلیفه آشکارا طغیان نمود معتصم عبدالله بن طاهر را مأمور سرکوب مازیار کرد زیرا طغیان او را تنها معطوف به عبدالله بن طاهر نمیدانست بلکه خود و اسلام را نیز هدف این جنبش بهشمار میآورد سرانجام مازیار به واسطهٔ خیانت و نقشهٔ کوهیار برادرش که در جریان ارتباط با طاهریان موفق به اخذ نوشتهای از عبدالله بن طاهر مبنی بر حکومت بخشی از طبرستان شده بود به اسارت سپاهیان عبدالله بن طاهر درآمد سرانجام عبدالله بن طاهر در روز چهارشنبه که مصادف با ربیعالثانی سال ه ق و دسامبر م بود پس از چهل و هشت سال زندگانی به علت بیماری وفات یافت و در مقبرهٔ خانوادگی خویش که در نیشابور قرار داشت دفن شد بنابر نقلی دیگر او در ربیعالاول سال ه ق وفات یافت خرم دینان در واقع فرقهای بودند که پس از قتل ابومسلم خراسانی ضد عباسیان برخاستند خرمیه در واقع نهضتی در جهت اصلاح آیین مزدک بود که عبدالله بن طاهر با آنها جنگید ولی نتیجه ای حاصل نشد در زمان طاهریان قیامهایی علیه آنها صورت گرفت از جمله قیام محمد بن قاسم علوی ضد طاهریان و عباسیان بود قاسم که از نوادگان امام چهارم شیعیان بود در نواحی خراسان قیام کرد و به دلیل اخلاق نیکویی که داشت در بین مردم بسیار مورد اعتماد بود و به راحتی مردم را قانع میکرد زمانی که در مسجد پیامبر ملازم بود تعدادی از مردم خراسان با او بیعت کردند ولی در جنگ با عبدالله شکست خورد و سپس عبدالله او را به بغداد فرستاد اما توسط یارانش از زندان فرار کرد و دیگر هیچکسی نتوانست او را پیدا کند اما قیام دوم قیام مازیار بود که حوادث خاصی داشت مازیار در کل با طاهریان روابط خوبی نداشت و خراج را مستقیماً به بغداد میداد همین کینهتوزیهای بین مازیار و عبدالله با دخالت افشین که یکی از سرداران معتصم بود شدت گرفت و سر انجام با کمک روستاییان و شهرنشینان در منطقه طبرستان شورش کردند ابتدا مازیار توانست بر قسمتهایی از ساری و آمل مسلط شود اما با فرستادن نیروهای بسیار زیادی از ری و بغداد از سوی معتصم مازیار محاصره شد و سرانجام دستگیر و به بغداد فرستاده شد و معتصم که از حیلهگری افشین آگاه شده بود او را با افشین در بغداد روبرو کرد و پس از اقرار مازیار بر کمک افشین به او مازیار به ضربه شلاق محکوم شد که پس از تحمل شلاق مرد اما به همین صورت افشین به زندان محکوم شد و در همان زندان چند سال بعد مرد عبدالله بن طاهر پس از گذشت سال و حکومت بر مناطق مهم ایران سر انجام در نیشابور در گذشت پس از عبدالله پسر او طاهر بن عبدالله با میانجیگری قاضی القضات دواد به جای پدر نشست در زمان طاهر اتفاقات و بلایای طبیعی به شدت در ایران اوج گرفت مانند باد سردی که از سمت ترکستان میوزید و باعث کشته شدن تعداد زیادی از مردم به وسیله بیماری زکام شد بعد از زلزلهای بسیار مهیب رخ داد و حدود شصت هزار نفر زیر آوارها جان خود را از دست دادند و در این دوران به شدت بر مردم ایران سخت گذشت بعد از طاهر حکومت به دست محمد بن طاهر افتاد و این فرد با خود سریها و اقدامات ساده خود باعث کوچک شدن سلسله طاهریان شد در زمان او علوان بر طبرستان آمل ساری و ری مسلط شدند اما پس از چند سال با فشارهای خارجی محمد بن طاهر با نیروهای بیشماری بر بسیاری از مناطق طبرستان مسلط شدند در همین زمان بود که یعقوب لیث صفار به هرات لشکر کشید و در جنگی سخت موفق به شکست آنها شد بعد از آن بود که یعقوب بر مناطق کرمان فارس و بلخ چیره شد و دودمان طاهریان را از این ولایات برچید پایتخت طاهریان در ابتدا شهر مرو بود که امروزه به نام ترکمنستان است اما عبدالله بن طاهر آن را به نیشابور برد طاهریان امیرانی بخشنده بودند و خواستههای مردم را شخصاً رسیدگی میکردند با افرادشان بسیار مهربان بودند در یکی از این موارد فضل بن محمد مسئول رابط بین مردم و امیر در هنگام انجام وظیفه خود اندکی تأخیر میکند عبدالله از او میپرسد چرا دیر کردی گفت کاری شخصی داشتم مانده بودم کارم را انجام دهم یا به پیش شما بیایم و کار مردم را رسیدگی کنم در همین زمان بود که عبدالله به او دستور میدهد تو برو و من نیز کار دارم الان وقت انجام دادن این کار را ندارم بعد از این که فضل ناراحت از این که نه کار خودش را انجام داده و نه کار مردم را بیرون میآید مردم به سمت او میروند و با عجله نامههای خود را بیرون میآورند و همه نامهها را امضا شده میبینند یا در مورد دیگر عبدالله بن طاهر که به علت فتوحات و جنگهای زیادی که انجام میداد معمولاً کمتر در خراسان بود به همین دلیل یک نایبی در خراسان منصوب میکند اما این حاکم ظالم با مالیاتهای مردم کاخی مجلل برای خود میسازد و مزارع مردم را تصرف میکند تا این که روزی عبدالله به خراسان میآید و از مردم دربارهٔ حاکم سال میکند اما مردم سکوت میکنند در همین زمان بود که عبدالله میفهمد و دستور میدهد کاخ او را خراب و او را از مقامش برکنار و زمینهای مردم را به همراه خسارتهایشان به آنها بازمیگرداند در زمان طاهریان شکار شطرنج و چوگان ورزش مورد علاقه آنها بود و آنها برای گذراندن اوقات بیکاری خود معمولاً چوگان بازی میکردند اما در زمان طاهریان دستگاههای اداری و لشکری به دست کارداران و دبیران ایرانی اداره میگردد از این راه شیوههای کشور داری و آیینهای کهن ایرانی هم مانند میراث ساسانیان به آنها منتقل شد اسلام در این زمان در عمق جان مردم ریشه گرفت و زبان عربی زبان سیاست و علم بود اما زبان فارسی هم چنان در بین مردم جای داشت در زمان طاهریان امور اداری توسط سازمانهایی به نام دیوان اداره میشد اما یکی از کارهای شگفتانگیز که توسط طاهر اتفاق افتاد گماشتن افرادی بود که در آن دیوان تجربهای نداشتند اما همین افراد توانستند در دیوانهایی مانند خراج وزارت دارایی دیوان خاتم دبیر خانه شاهی و دیوانهای دیگر تسلط کامل پیدا کنند طاهر چند سال بعد در این باره میگویید من این افراد را برگزیدم تا مردان سیاست فکر نکنند افراد دیگر حق دخالت در امور مملکتی را ندارند تعلیم و تعلم در زمان طاهریان بسیار اهمیت داشت و طاهر در عهدنامه خویش به فرزندش سفارش کرد که فقیهان و حاملان دین و عاملان به کتاب خدا را برگزینید و در کارها با آنها مشورت کنید طاهریان به آداب و حکمتهای ایرانی توجه و گرایش خاصی داشتند و همواره چه در بغداد و چه در خراسان آیینهای کهن ایرانی را به دیگر افراد میآموختند البته این نکته نیز قابل ذکر است که بخش مهمی از کتابهای ایران در پایتخت ایران یعنی مرو نگهداری میشدهاست اما در مورد مذهب باید گفت طاهریان روابط بسیار نزدیکی با شیعیان داشتند چنانکه محمد بن ابی العاس برادر زن طاهر فردی شیعی مذهب بود و بر سر شیعه با برخی عالمان و ادبیان دربار مأمون بحث میکند و آنها را در این مباحثه محکوم میکند که باعث ناراحتی و عصبانیت مأمون میشود که طاهر میانجیگری میکند در زمان طاهریان نهادهای اصلی کشور دبیری شرطه برید قضا و سپاه نام داشت که هرکدام کار مخصوص به خود را انجام میدانند در زمان طاهریان به قیامهای علویان طبرستان عراق قاطعانه ایستادند و به این وسیله حمایت خود را از عباسیان اعلام کردند در ضمن در آن زمان با خوارج که مردمانی شورش گر و مفسد شده بودند به شدت برخورد کرد و آنها را نابود کرد زوال طاهریان نیز به دست یعقوب لیث صفار اتفاق افتاد که در متن به آن کاملاً اشاره شد ساختار حکومت طاهری به نوعی بود که از آغاز حکمرانی این دودمان همواره مشکلاتی همراه آنها بود شورشهای داخلی و گستردگی قلمرو طاهری از همان ابتدا باعث شده بود مشکلاتی در ادارهٔ قلمرو به وجود آید طبرستان به خاطر موقعیت اقلیمی که داشت باعث شده بود تسلط اعراب بر آن با مشکل مواجه شود و همچنان حکمرانان محلی قدرت و نفوذ اصلی را در دست داشته باشند قیام طرفداران حسین بن زید و مازیار طاهریان را برای مدت مدیدی در این منطقه مشغول ساخته بود سیستان از زمان حمزه خارجی یکی از محلهای اصلی آشوب بود سیاستها و فعالیتهای طاهریان هم در برقراری صلح در این منطقه تأثیرگذار نبود تا اینکه حکومت طاهریان توسط یعقوب برچیده شد طاهریان در انتخاب افراد لایق برای حکومت شهرها دقت کافی نداشتند و میتوان گفت مهمترین ضعف آنها همین مورد بودهاست انتخاب افراد نالایق از زمان طاهر بن حسین تا زمان محمد بن طاهر مثلاً در دوران عبدالله بن طاهر مردم هنگامی که وی وارد نیشابور شد برای شکایت از حاکم طاهری کرمان و نیشابور نزد او رفتند اما خود عبدالله بن طاهر هم افراد ماهر و توانایی برای ادارهٔ حکومت انتخاب نکرده بود در دوران حکمرانی طاهر بن عبدالله و فرزند وی محمد بن طاهر ستم حکمرانان طاهری افزایش یافت و این موضوع باعث خشم و نفرت مردم شد محمد بن اوس بلخی حاکم طبرستان بود و رفتار بد و ناشایستی که او در طبرستان داشت باعث شورش در این منطقه شد همکاری و همراهی حکمرانان طاهری سیستان با خوارج نیز باعث تقویت قدرت یعقوب شد اگر این عوامل را در نظر داشته باشیم علت نامههایی که بزرگان خراسان به یعقوب نوشتند و خواستار حضور او در نیشابور شدند را متوجه خواهیم شد البته آنها منافع خود را نیز در نظر میگرفتند رفتار محمد بن طاهر این فروپاشی را سرعت بخشید شرب شبانگاه خواب صباح و تفویض منصبهای عالی به افراد نالایق همه در سرعت بخشیدن برکناری آنها از قدرت تأثیر داشت و به همین خاطر محمد بن طاهر را عامل اصلی سقوط طاهریان میدانند خلفای بغداد هم حمایت و توجه خاصی به طاهریان نداشتند پس از معتصم نفوذ ترکان در حکومت بسیار زیاد شد تا حدی که زندگی خلیفه به آنها بستگی داشت ضعف دستگاه خلافت باعث شد آنها توان لشکرکشی برای دفاع از طاهریان را نداشته باشند و طرفداری لفظی آنها هم دیگر سودی نداشت صفاریان و سامانیان قدرتهای جدید بودند که اجازهٔ بروز و ظهور دوباره به طاهریان را ندادند هرچند تعدای از سرداران در مرو پیرو حسین بن طاهر بودند و قصد داشتند طاهریان را بازگردانند اما آنها هم بیشتر به فکر خود موقعیت و منافعشان بودند پس نتیجهای در برنداشت حسین بن طاهر برای به دست آوردن غنیمت و قلمرو به سمت بخارا لشکرکشی کرد و موفق شد شهر را تصرف کند اما مدت زیادی طول نکشید که امیر اسماعیل او را شکست داد و مجبور شد از بخارا فرار کند طاهریان برای مدت طولانی از طریق همان ثروت اندوخته شده در بغداد زندگی خود را گذراندند آنها در غرب دجله کاخهای زیبایی داشتند که به حریم طاهری معروف بود پایان امیران طاهری به این صورت است تیمور گورکانی ه خ ه ق م فاتح تُرکی مغولی نخستین امیر گورکانی تیموری و پایهگذار این دودمان شاهی است که در بیشتر سرزمینهای آسیای مرکزی و غربی فرمان راند امپراتوری تیموری یا امپراتوری گورکانی دودمانی ترکتبار با فرهنگی ایرانی بود تیمور در زبان جغتایی به معنای آهن است و از او با القاب امیر تیمور تیمور لنگ تیمور گورکانی و صاحبقران یاد شدهاست عمدتاً از وی به خاطر فتوحات بی رحمانه از هند و روسیه تا دریای مدیترانه و برای دستاوردهای فرهنگی امپراتوری گورکانی یاد میشود تیمور پسر تراغای از ملاکین شهر کَش فرارود بود او در شعبان ه ق ه خ در شهر کش به دنیا آمد طایفهاش از شاخهٔ برلاس فرارود بود تیمور ادعا میکرد که نسبش به چنگیز خان میرسد به گفتهٔ ابن عربشاه تاریخنگار آن زمان تیمور در زمان جنگ زخم برداشت و لنگ شد بنا بر روایات دیگر او در سال ه ق ه خ بنا به استمداد امیر سیستان به کمک او شتافت و در جنگ با مخالفانش زخمی شد ولی پایش بعد از بهبود زخم همچنان میلنگید شهرت تیمور از فتح خوارزم در سال ه ق ه خ آغاز شد تیمور در سال ه ق خراسان را تسخیر کرد و در سال ه ق ه خ گرگان مازندران سیستان و هرات را گشود و آل کرت را به تصرف درآورد در سال تیمور سرزمین فارس بخشی از عراق و آذربایجان را گرفت و سلسلهٔ جلایریان را نیز منقرض کرد آنگاه رو به خزر نهاد و اهالی برخی از شهرهای آن را به قتل رساند در سال ه ق بعد از انقراض مظفریان متوجه آسیای کوچک شد در سال ه خ هند را فتح کرد و دهلی را به تصرف درآورد با عثمانیان نیز جنگها کرد و در سال ه خ بایزید عثمانی را به اسارت بگرفت تیمور در سال ه خ به سمرقند پایتخت خویش برگشت عزم تسخیر چین را نمود ولی اجل مهلتش نداد و در سال ه خ در سالگی در قزاقستان درگذشت پس از مرگ تیمور فرزندان او به وصیتی که کرده بود مبنی بر اینکه پیرمحمد جهانگیر جانشینش شود عمل نکردند و بین فرزندان و نوادگان اختلاف افتاد این اختلافات باعث این شد روز به روز قدرت تیموریان کمتر شود و زمینه انحطاط آنان را فراهم آورد در نهایت حکومت تیموریان توسط شیبانیان از میان رفت تیمور در ابتدای جوانی هیچ نقش جدی و مهمی در تاریخ تحولات منطقهٔ خود نداشت بسیاری رخدادها در منطقه پدید آمد اما او هیچ واکنشی نشان نداد بهویژه شواهد بسیار زیادی وجود دارد که بهدقت به تحولات داخلی ایران مینگریست و مواظب اختلافات موجود میان شاهان و سردستگان ایرانی و مغول بود او منتظر فرصتی مناسب بود و بهدقت برنامههایش را تنظیم میکرد تنها در حدود پنجاه سالگی است که ناگاه بخش بزرگی از آسیای مرکزی و غربی را فتح میکند و به خاک و خون میکشد تیمور در خانوادهای از قبایل برلاس یک قبیله ترک با اصالت مغول در فرارود ماوراءالنهر و در شهر کش از توابع سمرقند در ترکستان آسیای مرکزی و ازبکستان فعلی در ه ق م متولد گردید و خیلی زود در سوارکاری و تیراندازی مهارت یافت پدرش تراغای از ملاکین متوسط شهر کش بود در ه ق م فردی به نام تغلق تیمور از نوادگان جغتای از ترکستان به ماوراءالنهر لشکر کشید حاجی برلاس که دفاع از شهر کش بعدها شهر سبز خوانده شد را در مقابل این مهاجم دشوار یافت دفاع از ولایت را به پسر تراغای تیمور گورکان سپرد تیمور که در چنین آشوبی قدم به صحنه حوادث گذاشت در آن هنگام سال داشت او از همان آغاز کار توانست با زیرکی و سیاست و با اظهار اطاعت نسبت به مهاجمان شهر کش را از قتل و غارت نجات دهد سپس با امیر حسین نوادهٔ قزغن در کابل بنای دوستی گذاشت و بالاخره خواهر او اولجای ترکان را به عقد ازدواج خود درآورد تیمور به سبب همین خویشاوندی در خانوادهٔ امیر حسین به گورکان به معنای داماد مشهور شد با این حال دوستی تیمور با امیر حسین دیری نپایید و با مرگ اولجای ترکان جنگ بین این دو امیر اجتنابناپذیر شد در آخرین نبرد قلعهٔ هندوان نزدیک بلخ به محاصرهٔ سپاه تیمور درآمد و امیر حسین مغلوب شد و به قتل رسید با این پیروزی تیمور در بلخ به فرمانروایی مستقل رسید رمضان ه ق آوریل م و خود را صاحبقران خواند چهار تن از زنان امیر حسین را نیز به ازدواج خود درآورد و باقی را به سرداران بخشید پس از آن به ماوراءالنهر رفت و سمرقند را پایتخت خویش ساخت پس از قدرت یافتن یا شاید در زمان جانشینانش نسب او را به چنگیز خان مغول میرساندند این بدان جهت بود که میخواستند خود را جانشینان چنگیز قلمداد کنند ابنعربشاه لنگ شدن تیمور را در اثر ضربهای میداند که چوپانی در سیستان بر ران تیمور وارد کرد در حالیکه گوسفندی را از آن چوپان ربوده بود کلاویخو فرستاده مخصوص هانری سوم پادشاهاسپانیادر دربارتیمورنیز لنگ شدن تیمور را در اثر حمله اهالی سیستان به او و یارانش میداند به گفته او مهاجمین تیمور را از اسب انداختند و پای راست او را زخم زدند تیمور که فرد هوشیار و فرصتطلبی بود توانست بهزودی با شکست امیر حسین از نوادگان قزغن در کابل که مدعی منصب اجدادی خود بود بلخ را تسخیر کند و به این ترتیب حکومت مستقلی تشکیل دهد رمضان ه ق آوریل م او سپس خود را حافظ قرآن خواند پس از آن تیمور طی پنج سال از تا ه ق تا م سه بار به خوارزم و پنج بار به قلمرو خانان جَثَه در آن سوی سیحون لشکر کشید با این حال فتح خوارزم ده سال پس از آغاز سلطنتش ممکن شد و عاقبت آنجا را ویران کرد تیمور دشت قبچاق و مغولستان را فتح کرد و در سال ه ق فرزند دهساله خود میران شاه را با سپاهی مأمور تسخیر خراسان کرد و خود نیز به آنها پیوست تیمور نیشابور و هرات را تصرف کرد و در هرات از سرهای مردم منارهها ساخت سپس مازندران را که تا سال ه ق در تصرف باوندیان بود و این زمان مرعشیان بر آن حکومت میکردند تسخیر کرد در یورشی سه ساله که از تا ه ق طول کشید آذربایجان ارمنستان گرجستان و شروان را نیز تصرف کرد و در سال ه ق مردم خوارزم را قتلعام کرد حملهٔ پنجساله او میان سالهای تا ه ق صورت گرفت و پس از آن حکومت هر شهر را به یکی از فرزندان یا خویشاوندان خود سپرد سپس مسکو را گشود و عازم هندوستان شد در سال ه ق آن جا را تصرف کرد و صدهزار نفر را به قتل رساند پس از تقسیم شهرها و نواحی تصرفشده به سمرقند بازگشت تیمور در پاییز سال میلادی آخرین و طولانیترین سفر جنگی خویش با نام یورش هفتساله را به جانب نواحی غربی آغاز کرد حملات تیمور منجر به شکست سلطان مملوک مصر و سلطان عثمانی شد وی هنگام رهسپار شدن به این سفر جنگی ادارهٔ سمرقند را به محمد سلطان پسر بزرگ جهانگیر و اندیجان را نیز به اسکندر پسر عمر شیخ واگذاشت لشکرکشی تیمور به ایروان از سال تا هجری قمری تا میلادی طول کشید تیمور در طول این لشکرکشیها شهرهای حلب دمشق و بغداد را نیز تصرف کرد تیمور در اواخر سال ه ق میلادی پیش از حمله به جانب سیواس همسران و تعدادی از شاهزادگان را تحت سرپرستی عمر بهادر پسر میران شاه به سمرقند فرستاد تیمور در ژوئیه میلادی در نبرد آنقره سلطان معروف عثمانی مشهور به ایلدروم بایزید به معنای صاعقه را مغلوب و اسیر کرد تیمور پس از لشکرکشی به آناتولی در ژوئن م ه ق به پادشاهی متحد گرجستان حمله کرد و زمانی به فتوحات در آن سرزمین مشغول بود پس از آن قصد فتح چین کرد و رهسپار آن جا شد او با سپاهیانش تا کنار رود سیردریا نیز رفت ولی در اُترار شهری در کنارهٔ شرقی این رود بیمار شد و در رمضان سال ه ق فوریه میلادی در سالگی درگذشت تیمور در مقبرهای در سمرقند به سال میلادی دفن شد که خودش قبلاً دستور داده بود به صورت بنایی مجلل بسازند و مادر او بیبی خانم در آن دفن شده بود پس از او عدهٔ دیگری از خاندان تیموری نیز در آن به خاک سپرده شدند وقتی تیمور در آن جا مدفون شد این مکان به گور امیر معروف شد تیمور پس از سال سلطنت و بر جا گذاشتن قلمروی گسترده از خود پسر نوه نبیره و نبیرهزاده باقی گذاشت تیمور از ه ق م تا هنگام مرگش در ه ق م به مدت سال جهانی را با تهاجمات و یورشهای مکرر و با خشونتی وصفناپذیر در هم کوبید و بنیان تیموریان ایران را گذاشت که بلافاصله پس از مرگش انحطاط و زوال و تجزیهٔ آن آغاز شد بدین ترتیب فتوحات تیمور که به قیمت خونریزیهای دهشتبار و ویرانیهای بسیار به دست آمد دیری نپایید قلمرو تیمور با ظهور دو طایفهٔ ترکمان قراقویونلو و آق قویونلو تجزیه و بعدها توسط دولت صفوی یکپارچه و متمرکز شد هر چند به واسطهٔ ظهیرالدین محمد بابر از نوادگان تیمور دودمان شاهی گورکانیان هند یا امپراتوری مغول هند در سرزمین هندوستان بنا گذاشته شد که سرنوشت گورکانیان در هند بسیار متفاوت بود موارد بسیار زیادی از قتلعامها و خشونتهای تیمور را در منابع تاریخی آوردهاند اما تیمور علاوه بر آن بسیاری از هنرمندان و دانشمندان شهرهای فتحشده را به پایتخت خود یعنی سمرقند میآورد تیمور بسیاری از نقاشان برجسته و استادان معماری فقیهان و نظایر آنها را به سمرقند آورد که ایشان نقش بزرگی در تحولات بزرگ هنری و فرهنگی در عصر پس از تیمور داشتند تیمور مردی دوستدار دانش و هنر بود و به عالمان و هنرمندان احترام بسیار میگذاشت و حتی هنگام قتلعام یک شهر دستور میداد که از کشتن دانشمندان و فقیهان و هنرمندان خودداری کنند وی با حافظ و خواجه علی سیاهپوش صفوی ملاقات دوستانهای داشتهاست و به درخواست خواجه علی قبایل ترک بسیاری را که از آسیای کوچک اسیر کرده بود آزاد کرد که این قبایل بعداً قزلباشان را تشکیل دادند او طی سه حمله سرتاسر ایران را تسخیر کرد ادوارد براون در تاریخ ادبیات خود وقتی از دورهٔ تیموریان صحبت میکند از اعمال خشن او چند فقره را ذکر میکند که از آن جمله است در دهلی هزار اسیر هندی را سر برید ه دسامبر همچنین برپا کردن بیست کلهمناره در همان سال نزدیکی دمشق و همینطور قتلعام مردم اصفهان در ه ق اوت م و مانند اینها که اندکی از بسیار حوادث خونینی است که در آن بیاعتنایی تیمور به جان آدمیان را میتوان دید تمام تاریخدانان و سفرنامهنویسان هارولد لمب و کلاویخو و دیگران در این نکته همرای اند که تیمور همه جا را فتح میکرد تا بتواند سمرقند را چون شهری ریایی بسازد گفته میشود ثروت امیر تیمور از طلا و نقره و سنگهای قیمتی و جواهرات آن قدر زیاد بود که میتوانستند سطح زمین را با سکهٔ طلا فرش کنند و هر روز هزار مثقال طلا خرج آشپزخانه و شربتخانهٔ خصوصی او بود بیرحمتر از این مرد در جهان یافت نمیشد و اگر مقابل چشم او صدهزار مرد و زن و کودک را سر میبریدند کوچکترین تأثیری در او نمیکرد او خیلی به دینداری اهمیت میداد و در جامعهٔ اسلامی مورد توجه مردم و علما قرار گرفت تیمور به رسم ایلیاتی درون چادر یا اگر هم در قصر سلطنتی بود روی زمین غذا میخورد چون از نسل صحراگردان آسیای مرکزی بود غذای او اغلب کباب گوشت کره اسب بود پیرو یکی از مذاهب اهل تسنن بود و به گفتهٔ خودش از چهلسالگی حتی یکوقت از پنج وقت نمازش قضا نمیشد مگر در هنگام جنگ او برای ساختن سمرقند و قصرها و مساجد آن از تمام شهرهای ایران هنرمندان و صنعتگران را به آن جا برد وقتی میخواست شهر زادگاه خویش کَش را تجدید بنا کند دو تن از معماران به او قول داده بودند که در موقع معینی ساختمانی را تمام خواهند کرد اما موفق نشدند تیمور آن دو را گردن زد در ادارهٔ کشور و انتصاب فرماندهان ویژگیهایی داشت که به خوبی جدیت او را نمایان میساخت کسی را به فرماندهی سپاه انتخاب میکرد که از نظر منش و شخصیت سنگدلتر دیندارتر و بیرحمتر باشد در سخن گفتن از لغات فارسی ترکی و عربی استفاده میکرد کسانی را که به او خیانت میکردند سخت سرکوب میکرد و دستور میداد پوستشان را زندهزنده بکَنند از مورخان دورهٔ تیموری شرفالدین علی یزدی میگوید مقصود او بلندی نام و فتح کشور بود و به جهت تحصیل اسباب این دو مطلب پروا نداشت که مُلکی با خاک یکسان شود یا خلقی با تیغ بیجان شود حیات و عافیت جمیع افراد بشر را در مقابل ترقی و استیفای خواهش خود فدا میکرد وقتی که لرستان را در م ه ق فتح کرد جنگجویانی را که در خرمآباد در برابر او پایداری کرده بودند زنده از پرتگاههای بلند به درون درهها پرتاب کرد در م همزمان با حملهٔ هیتلر به شوروی که نزد روسها به جنگ میهنی مشهور شد خاورشناسان شوروی قبر تیمور را شکافتند تا بتوانند از روی شکل جمجمهاش مجسمهٔ او را بسازند بعد از سال اسکلت او سالم بود و پای چپش کوتاهتر از پای راستش بود و روی جمجمهاش هنوز مقداری از ریش او که حنایی رنگ بود وجود داشت در ه ق اوت میلادی تیمور گورکان اصفهان را فتح کرد ولی به سبب آن که عدهای از مردم اصفهان به رهبری علی کچهپا بر او شوریدند و مأموران وصول باج را کشتند به قتلعام مردم فرمود مورخان نوشتهاند که هفتاد هزار نفر از مردم کشته شدند و از سرهای شان منارههای زیادی ساخت تیمور تا نوامبر میلادی آذرماه به مدت سه ماه در اصفهان باقی ماند و سپس در دسامبر م به سمت شیراز رهسپار شد تا سلسلهٔ آل مظفر را از میان بردارد شهر اصفهان از نظر آبادی و صنعت و هنر در مرکز فلات ایران برای کلیهٔ کسانی که به ایران هجوم میآوردند مورد توجه بود تیمور زمانی که در خراسان بود دچار نوعی بیماری شد که پزشکان تشخیص دادند که این بیماری ناشی از گرمی مزاج است و تنها آبلیموی شیراز است که رفع این بیماری میکند تیمور از این جهت نامهای به شاه منصور از آل مظفر فرستاد و از او خواست که چندین ظرف بزرگ آبلیموی شیراز بهسرعت به خراسان بفرستد شاه منصور در جواب تیمور نوشت من دکان عطاری ندارم که تو مرا تحقیر میکنی و خیال میکنی که از نسل چنگیز هستی و من برای تو آب لیمو بفرستم این کار خیال باطلی است اگر هم آبلیموفروش بودم برای تو نمیفرستادم در آن زمان آل مظفر بر کرمان شیراز اصفهان و خوزستان فرمانروا بودند و مرکز حکومت آنان شیراز بود حاکم اصفهان عموی سلطان زینالعابدین پادشاه مظفر بود و نظر داشت که اگر تیمور به اصفهان حمله کند ما باید دروازههای شهر را روی او باز کنیم ولی شاه منصور مظفری اعتقاد داشت که باید در مقابل تیمور ایستادگی کرد در آن موقع اصفهان دارای دیوار و برج و باروی محکمی بود که قطر آن آن قدر پهن بود که یک گاری میتوانست روی دیوار شهر حرکت کند تیمور لنگ از راه همدان و گلپایگان خود را به سِدهٔ اصفهان خمینی شهر کنونی شهری نزدیک اصفهان رسانید و در آنجا پس از کسب اطلاعات وسیعی از وضعیت اصفهان شهر را از بهار سال ه ق محاصره کرد علمای شهر به اتفاق حاکم شهر توافق کردند که از تیمور امان بخواهند و در عوض به او باج و خراج بدهند تا شهر دچار قتل و کشتار نشود در این موقع امیرمنصور مظفری برای جمعآوری سپاه از طریق شیراز به خوزستان بهویژه دزفول رفت امیر حملهٔ خود را آغاز کرد و حدود هفتاد هزار نفر را کشت و بچههای یتیم زیادی در شهر به جا ماندند تیمور ابتدا مردم باقیمانده را وادار کرد که کشتهشدگان تاتار را دفن کنند در نزدیک مسجد جامع اصفهان در یک منطقهٔ مرتفع تمام بچههای کشتهشدگان توسط یکی از بزرگان شهر جمعآوری شدند امیرتیمور وقتی که به سمت کودکان نظر کرد پرسید که این نگونبختان خاکنشین کیستند آن مرد بزرگ گفت کودکان بینوا هستند که پدر و مادرشان به تیغ سربازان تو هلاک شدهاند تیمور چیزی نگفت و به آن سویی راند و چنان نمود که ایشان را ندیدهاست پس از این قتلعام تیمور با سپاهیان خود به سمت شیراز حرکت کرد اهالی شهر دروازهها را گشودند در حالی که ملک منصور از آل مظفر در دزفول بود او بعد از آن که هر کس از آل مظفر را که در شیراز اسیر نموده بود کشت به مردم صدمهای وارد نکرد و شاعر بزرگ شیراز یعنی حافظ را خواست و به او گفت که من قسمت بزرگی از جهان را به ضرب شمشیر گشودم و هزاران شهر را ویران کردم تا پایتختهای خود را آباد و زیبا کنم و تو آن را که سمرقند باشد به خال هندویی میبخشی خواجه فیالبداهه جواب داد ای سلطان این بخششهای بیجا بود که مرا به این روزگار فلاکت بار انداخت تیمور از این جواب حافظ خوشش آمد و او را بخشید و انعامی به او داد همزمان با یورش تیمور به ایران اتابک عزالدین بر لرستان حکومت میکرد تیمور طی حملات متعدد که به یورش های سه ساله و پنج ساله و هفت ساله شهرت دارند دو بار لرستان را آماج تاخت وتاز خود ساخت و بسیاری از شهرها روستاها و مردم این ناحیه را نیست و نابود گردانید تیمور در یورش سه ساله ه ق پس از آنکه بیشتر نواحی شرقی ایران را ویران کرد رو به جانب غرب ایران و لرستان نهاد به نوشته صاحب روضه الصفا پیش از این یورش به تیمور خبر رسیده بود که عزالدین حاکم لر کوچک قافله حجاز را که از لرستان عبور می کردهاند اموال ایشان برده و در خاطر تیمور رسوخ یافته بود که به وقت فرصت انتقام حجاج را از او بگیرد تیمور لنگ در سال ه ق به لرستان یورش آورد و ملک عزالدین را در قلعه ای نزدیک بروجرد موسوم به قلعه رومیان دستگیر کرد به ادعای ابنعربشاه تیمور گرداگرد آن قلعه را گرفت و نائبش را به حصار افکند صاحب قلعه را مرد و اسباب نبرد مهیا نبود و کمک افزاری نداشت چون مرد متوکل نشسته و بلا از جایی که گمان نداشت فرا رسیده راه تدبیرش بسته بود ناگزیر سر به اطاعت فرو آورد و امان خواست و تسلیم شد تیمور پس از گشودن فیروزکوه و بیهق به سوی ری سرازیر شد آن شهر را برای همیشه ویران کرد پس از آن به سوی قم حرکت کرد و دژ گیو را تسخیر نمود سپس به سوی بروجرد حرکت کرد و در ربیع الاخر سال ه ق به پشت دروازه های بروجرد رسید عزالدین که با فرمانروایان عراق هم پیمان و نیرویی داشت راضی نشد که فرمانبردار امیر ترک شود عزالدین را با همه قوا از داخل لرستان بیرون کشیده و در بروجرد مستقر شد در نزدیکی شهر نزاع سختی درگرفت که نهایتا شکست بر لران افتاد و عزالدین با جنگ و گریز به سوی خرم آباد عقب نشینی کرد تیمور هم بر شدت حمله افزود و راه او را به خرم آباد بست وی از روی ناچاری از جنوب رودِ سیلاخور خود را به قلعه رومیان رسانید تیمور هم قلعه را محاصره کرد سرانجام با دادن امان عزالدین را با فرزندش سیدی احمد از قلعه بیرون کشید عزالدین را به سمرقند و سیدی احمد را به اندکان تحت نظر روانه نمود آنگاه به شهر بروجرد سرازیر شد اما مردم تسلیم نشدند و پس از مدتی مقاومت شهر گشوده شد و تیمور دستور قتل عام صادر کرد پس از فتح و قتل عام شهر تیمور مردی به نام سیف الدین قلدانش را حاکم و خود به سوی خرم آباد حرکت کرد تیمور پس از رسیدن به خرم آباد حکم کرد تا آتش نهب و غارت در آن حوالی زدند و قلعه خرم آباد فلک الافلاک را مسخر ساخته ویران گردانیدند و اکثر لران را به دست آورده از پای درآوردند تیمور در این یورش خرم آباد را غمکده گردانید تیمور در یورش دوم خود موسوم به یورش پنج ساله ه ق مجددا برای خواباندن طغیان هایی که در ایران برخاسته بود به این سرزمین رهسپار شد وی چون شنیده بود که عزالدین دوباره عاصی شده سر به اطاعت فرو نمی آورد مجددا به لرستان لشکرکشی کرد تیمور پس از آنکه بروجرد را تسخیر کرد به طرف خرم آباد مرکز حکمرانی گ عزالدین روانه شد عزالدین چون توان مقابله با لشکریان تیمور را در خود نمی دید ناچار رو به گریز نهاد تیمور شب را نزدیک خرم آباد اردو زد و فردای آن روز گروهی از سپاه خود را برای تصرف خرم آباد تعیین کرد دسته هایی نیز برای سرکوب یاغیان به اطراف و جوانب گسیل داشت و پسرش میرانشاه را به تعقیب عزالدین فرستاد و خود به سوی شوشتر عزیمت کرد و در طول راه کشتار و خرابی بسیار کرد میرانشاه نیز که به دنبال عزالدین رفته بود چون شنیده بود عزالدین به قلعه منگره یکی از قلاع صعب العبور بالاگریوه پناه جسته بدان سو روانه شد ولی در آنجا اثری از وی مشاهده نکرد پس به ناچار به سوی تیمور بازگشت و در نزدیکی رودخانه زال به او پیوست پس از گذشت این طوفان سهمناک و تصرف فارس و بغداد و آذربایجان به دست تیمور به نظر می آید عزالدین که دیگر دریافته بود تمامی سرزمین ایران به تصرف تیمور درآمده و متحدانش را نیز از دست داده است ناگزیر سر به انقیاد تیمور فرود آورد و پذیرفت که سالیانه مالیات قلمرو خود را بطور کامل بپردازد عزالدین حتی در لشکرکشی تیمور بر ضد بایزید عثمانی شرکت کرد ولی پسرش سیدی احمد تحت هیچ شرایطی حاضر به تمکین و فرمانبرداری از تیمور و عمال و کارگزارانش نبود و یاغی در کوه ها به سر برد و مانع از رسیدن مالیات لرستان به دیوان تیمور می شد این عمل خشم محصل مالیاتی تیمور باسقاق را که عزالدین همچون حاکمی پوشالی بی اختیار در دست وی قرار داشت برانگیخت و نسبت به عزالدین به سبب رفتارهای پسرش بی حرمتی های زیادی روا داشت سرانجام خشم محصل مالیاتی تیمور به اوج رسید تا آنجا که دستور داد پوست عزالدین را کنده و پر از کاه سازند و به نزد تیمور که در سلطانیه اقامت داشت بفرستند به دستور تیمور پوست پر از کاه عزالدین را برای درس عبرت دیگران به مدت یک هفته در بازار شهر سلطانیه به دار آویختند تیمور فاتح بزرگی بود و تقریباً هیچگاه شکست نخورد و همهٔ جهان پیرامونش را فتح کرد حتی سرزمینهای دوردستی مثل هند و بخشهایی از سوریه و مناطق شرقی ترکیه کنونی و مسکو پایتخت روسیه کنونی از هجوم تیمور در امان نماندند فتوحات پیدرپی تیمور خود نشانگر آگاهی عمیق او از امور رزمی و دقت زیاد او به امور تدارکاتی جنگ هستند شیوهٔ تیمور در سرکوب حاکمان مناطق بر تسلیم و ابقا استوار بود حاکمی که تسلیم میشد به عنوان حاکم دستنشانده در منصب خویش ابقا میگردید و اگر سرکشی میکرد به شدت سرکوب و تنبیه میشد مثلاً هنگامی که امیر ولی که بر حکومت گرگان و استرآباد ابقا شده بود سرکشی کرد تیمور به آن نواحی لشکر کشید و او را سرکوب کرد پس از مرگ تیمور تمام سرزمینهایی که او فتح کرده بود به استثنای خراسان بزرگ که شامل ماوراءالنهر و بخش بزرگی از افغانستان فعلی و تمامی خراسان کنونی و بخشی از سیستان میشد بهسرعت از تصرف جانشینان تیمور خارج شد این نامه از قدیمیترین نامههای مهردار فرمانروایان ایران است که در آسیای صغیر و روز پس از شکست تاریخی عثمانیها و اسارت سلطان بایزید ایلدرم نگاشته شدهاست نامه لحنی دوستانه دارد ولی پر از غلطهای نوشتاری است نامه توسط اسقف سلطانیه نگارش شدهاست و اصل آن به شمارهٔ در خزانهٔ اسناد رسمی در پاریس بایگانی و مورخ به تاریخ سهشنبه مرداد ه خ غرهٔ محرم سنهٔ هجری برابر ماه اوت مسیحی میباشد نامهٔ تیمور توسط فری جوآن مارحسیا مطران معروف به جان دوم کشیش بزرگ منطقهای که سلطانیه در مرکز آن قرار داشت و اصالتاً از مردم ایتالیا و فرقهٔ فرانسیسکن بود فرستاده شد وی در ژوئن به پاریس رسید از پسران وی عمر شیخ و جهانگیر که پسران اول بودند در زمان حیات تیمور درگذشتند و میرانشاه و شاهرخ نیز چون مورد توجه پدر نبودند برای جانشینی انتخاب نشدند و تیمور پیرمحمد جهانگیر را که در آن زمان والی کابل بود به جانشینی شهرهای خود برگزید سیاست تیمور در ادارهٔ شهرهای تسخیر شده واگذاری حکومت هر ولایت به یکی از اعضای خاندانش یا حکامِ محلیِ مورد اعتماد و قرار گرفتن خودش در رأس همهٔ امور بود با اعلام خبر مرگ تیمور این امیرزادگان و مدعیانِ سلطنت بر سر جانشینی او به کشمکش پرداختند و به این ترتیب اندکی بعد از مرگش منازعات طولانی خانوادگی و درونی بین بازماندگان او آغاز شد در آغاز همراهان تیمور مرگ صاحبقران لقبی برای پادشاهی با سی سال سلطنت را پنهان داشتند و بهعلاوه طرح حمله به چین را بی آن که لغو نمایند متوقف کردند همچنین چون نوهٔ تیمور که بنا به وصیتش جانشین او میشد یعنی پیرمحمد فرزند میرزا جهانگیر در آن هنگام دور از پایتخت و در حدود غزنین بود موقتاً شخص دیگری را به نیابت از او جانشین تیمور نمودند این شخص خلیل سلطان پسر دیگر تیمور بود و در آن هنگام با لشکر تیمور همراه و حاضر شده بود البته این اقدام هم فایدهای نبخشید و به زودی با مخالفت بازماندگان مواجه شد بهتدریج این اختلافات طولانی شد و دامنه پیدا کرد چنانکه در اندک مدتی این توطئهها و تحریکات میراث عظیم تیمور را به حکومتهای مستقل و متخاصم تبدیل کرد بر خلاف چنگیزخان که پسرانش بلافاصله بعد از او با ولیعهدی که او برگزیده بود کنار آمدند و با حفظ اتحاد از فروپاشی امپراتوری جلوگیری کردند بازماندگان تیمور به درگیری با هم پرداختند بازماندگان تیمور که بیشتر نوادگان او بودند پس از مرگش به مخالفت با یکدیگر پرداختند و قلمرو وسیعی را که او با وجود آن همه جنگ و شقاوت به هم پیوند داده بود تجزیه نمودند نظریهٔ کوئیر مجموعهای از عقاید بر پایهٔ این امر است که هویتها ثابت نیستند و نمیتوانند مشخصکنندهٔ خصوصیات یک انسان باشند طبق این نظریه بهطور کلی صحبت کردن در مورد گروهی تحت عنوان زنان همجنسگرایان و غیره بی مفهوم است چرا که هر هویتی متشکل از تعداد زیادی عناصر مختلف است و پیشفرض این که بتوان انسانها را بر پایهٔ یک هویت مشترک طبقهبندی کرد بسیار اشتباه است این نظریه پیشنهاد میکند که انسانها مفاهیم مربوط به هویتهای ثابت را به گونههای مختلف و مبتکرانه زیر سال ببرند نظریهٔ کوئیر تا حدودی بر پایه اثر جودیت باتلر تحت عنوان آشفتگی جنسیتی و آثار میشل فوکو است باید توجه داشت که نظریهٔ کوئیر نام دیگری برای نظریات دگرباشی نیست بلکه با کمک نظریه کوئیر میتوان پیشفرضهای مربوط به جنسیت جنس گونگی و همجنسگرایی را مورد سال قرار داد واژهٔ کوئیر به افرادی اطلاق میشود که از نظر گرایش جنسی متفاوت هستند از قبیل همجنسگرایان زن و مرد دوجنسگرایان و دگرجنس شدگان کلمهٔ در اصل در زبان انگلیسی به معنای غیرعادی و عجیب بود که در عین حال لفظی تحقیرآمیز بهشمار میآمد این واژه در اواخر قرن میلادی در مورد همجنسگرایان مرد به کار برده میشد اما در دههٔ میلادی در جریان مبارزات همجنسگرایان در آمریکا بعضی مبارزان و گروههای همجنسگرا به خصوص گروه کوئیر نِیشِن شروع به استفاده از این واژه به جای واژههای رایج گی و لزبین برای بیان هویت خود کردند این گذار نشانگر تغییر و تحول هویت و موقعیت اجتماعی سیاسی فرهنگی همجنسگرایان در آمریکا و بعضی کشورهای غربی بود از نظر آنها گی و لزبین بیانگر هویتهایی محدود و ناقص بودند بهعلاوه لفظ فراهنجار نشانگر خواست عصیانگرانهٔ این افراد به متفاوت بودن و عدم نیاز آنها به پذیرفتهشدن از طرف باقی افراد جامعه بود فلسفه از و مطالعه پرسشهای عمومی و اساسی است مانند پرسشهای مربوط به عقل وجودیت دانش ارزشها ذهن و زبان چنین سوالاتی اغلب به عنوان مشکلاتی مطرح میشوند که باید مورد مطالعه قرار گیرند یا حل شوند این اصطلاح احتمالاً توسط فیثاغورس حدود قبل از میلاد ابداع شدهاست روشهای فلسفی شامل پرسش بحث انتقادی استدلال عقلی و ارائه منظم است از نظر تاریخی فلسفه همه دانش را در بر میگرفت و یک پزشک به عنوان یک فیلسوف شناخته میشد از زمان فیلسوف یونان باستان ارسطو تا قرن نوزدهم فلسفه طبیعی نجوم پزشکی و فیزیک را هم دربر گرفت به عنوان مثال اصول ریاضیات فلسفه طبیعی نیوتن در سال که بعداً به عنوان یک کتاب فیزیک طبقهبندی شد در قرن نوزدهم رشد دانشگاههای تحقیقاتی مدرن فلسفه دانشگاهی و سایر رشتهها را به سمت حرفهای سازی و تخصص سوق داد از آن زمان حوزههای مختلف تحقیق که بهطور سنتی بخشی از فلسفه بودند مانند روانشناسی جامعهشناسی زبانشناسی و اقتصاد به رشتههای دانشگاهی جداگانهای تبدیل میشوند امروزه زیرشاخههای اصلی فلسفه دانشگاهی شامل متافیزیک است که مربوط به ماهیت اساسی هستی و واقعیت است معرفتشناسی که ماهیت دانش و باور را بررسی میکند فلسفه اخلاق که مربوط به ارزش اخلاقی است و منطق که قواعد استنتاج را مطالعه میکند که به فرد اجازه میدهد از مقدمات واقعی نتیجهگیری کند زیرشاخههای برجسته دیگر شامل فلسفه علم فلسفه سیاسی زیباییشناسی فلسفه زبان و فلسفه ذهن هستند در ابتدا این اصطلاح به هر مجموعهٔ دانش اطلاق میشد از این نظر فلسفه با دین ریاضیات علوم طبیعی آموزش و سیاست ارتباط نزدیک دارد اگرچه آن زمان به عنوان کتاب فیزیک طبقهبندی شدهاست اما اصول ریاضیات نیوتن از اصطلاح فلسفه طبیعی همانطور که در آن زمان فهمیده میشد استفاده میکند شامل رشتههایی مانند نجوم پزشکی و فیزیک است که بعداً با علم مرتبط شدند در بخش سیزده از زندگی و نظرات فلاسفه برجسته قدیمیترین تاریخ فلسفه برجای مانده متعلق به سده میلادی دیوژنس لارتیوس تقسیمبندی سه بخشی از تحقیق فلسفی یونان باستان را ارائه میدهد واژهٔ فلسفه شکل عربی شده واژهٔ یونانی فیلوسوفیا به معنای دانشدوستی است که سپس به عربی و فارسی راه یافتهاست نخستینبار فیثاغورس این واژه را به کار بردهاست تعریفهای گوناگونی از فیلسوفان برای فلسفه وجود دارد از جمله آنها میتوان به فلسفه به دوره جزئی و دوره کلی تقسیم میشود دوره اصلی شامل اَشکال ابتداییِ تفکر فلسفی باستان بیشتر براساس کیهانشناسی اساطیری شمرده میشود بهطور کلی فلسفه به وجود آمده شرایط و اتفاقات و حوادث زمانه و بهطور فلسفه در سطوح جهانی به قسمت تقسیم میشود هستیشناسی معرفتشناسی منطق فلسفه سیاست سیاسی زیباییشناسی و فلسفه اخلاق اما در چند دههٔ اخیر در ایران معرفتشناسی و هستیشناسی با عنوان شاخههای اصلی فلسفه و منطق بهعنوان کمک کننده و همهٔ شاخههای دیگر که ترکیبی از فلسفه و علم دیگری هستند مضاف اطلاق میشود متافیزیک مطالعهٔ ویژگیهای عمومی واقعیت همانند وجود زمان رابطهٔ بین ذهن و بدن اشیاء و خواص آنها کل و اجزای آن وقایع فرایندها و علت و معلول است معرفتشناسی در پیوند با چیستی اعتبار و دامنه دانش است همانند روابط بین حقیقت باور و نظریههای توجیه معرفتشناسی به بررسی روشهای کسب دانش بررسی نظریههای کسب دانش در طول تاریخ و سنجش اعتبار هر کدام از طرق کسب دانش میپردازد منطق مطالعه اصول استدلال درست است فلسفههای خاص یا فلسفههای مضاف به شاخههایی از فلسفه گفته میشود که یک حوزه یا پدیده خاص را بهطور تخصصی از دیدگاه فلسفی مورد مطالعه قرار میدهند از جمله فلسفههای خاص میتوان به فلسفهٔ کنش زیستشناسی شیمی آموزش اقتصاد مهندسی زیستبوم فیلم جغرافیا اطلاعات بهداشت تاریخ طبیعت انسان شادی زبان حقوق ادبیات ریاضیات ذهن موسیقی وجود فرهنگ فلسفه فیزیک سیاست روانشناسی دین علم جامعهشناسی فناوری جنگ و جنسیت اشاره کرد سه فلسفهٔ مضافِ اخلاق سیاست و زیباییشناسی نیز مهمترین فلسفههای مضاف هستند مسائل بنیادی فلسفهٔ اخلاق شامل درستی و نادرستی امور شناخت امور خیر و شر و بازشناسی فضایل است زیباییشناسی به زیبایی هنر لذت ارزشهای حسی عاطفی ادراک و مسائل مربوط به ذوق و احساسات میپردازد فلسفه سیاسی به مطالعه دولت و رابطه افراد یا خانواده و قبیله با جوامع و از جمله دولت میپردازد فلسفه سیاسی به موضوعات و پرسشهای مهمی همچون عدالت آزادی دموکراسی شهروندی قانون حاکمیت برابری و میپردازد جواد طباطبایی دربارهٔ اصطلاح فلسفه مضاف میگوید در ده بیست سال گذشته رایج شده که فلسفههایی را جزو فلسفههای مضاف میدانند همچنین در سالهای اخیر واژگان و ترکیبهای زشت و نابهنجار بسیاری کشف و جعل کردند و به کار میبرند که این هم یکی از آنهاست فلسفههای مضاف در هیچ جای دنیا معنا ندارد جز در میان بخشی از جماعت ظاهراً فلسفی ایران معلوم نیست که فلسفه مضاف یعنی چه این را از آب مضاف قیاس گرفتند اگر کتابی به این اسم دیدید حتماً نخرید و اگر هم این اصطلاح را تا حالا به کار میبردید دیگر به کار نبرید فلسفه مضاف نداریم بلکه یک فلسفه داریم وقتی به یونان بر میگردیم در سالهای سقراطی و افلاطونی یک فلسفه بیشتر وجود ندارد و آنها این تقسیمبندی اینگونهای را انجام ندادند ایدئالیسم آلمانی نام جنبشی در فلسفه آلمان است که در دهه هشتاد قرن هجدهم میلادی آغاز و در دهه چهل قرن نوزدهم پایان یافت مشهورترین نمایندگان این جنبش کانت فیشته فریدریش ویلهلم یوزف شلینگ و هگل هستند عملگرایی یا پراگماتیسم به معنی فلسفه اصالت عمل است ولی در سیاست بیشتر واقعگرایی و مصلحتگرایی معنی میدهد پدیدارشناسی یا پدیدهشناسی یا نمودشناسی فلسفه مطالعهٔ ساختارِ تجربه یا آگاهی است این جنبش فلسفی در ابتدای سدهٔ بیستم میلادی توسط ادموند هوسرل پایهگذاری شد و سپس توسط حلقهای از متأثرینش در دانشگاه گوتینگن و دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ در آلمان گسترش یافت اگزیستانسیالیسم یا هستیگرایی یا اصالت وجود برتر بودن وجود از ماهیت مبدأ شناخت این فلسفه انسانِ خودآگاه است برایناساس انسانِ خودآگاه شالودهٔ اگزیستانسیالیسم است ساختارگرایی که به وسیلهٔ زبانشناس سوئیسی فردینان دوسوسور بنیانگذاری شده در پی روشن کردن نظامهای نشانهای از طریق تحلیل کردن گفتمانها میباشد و پساساختارگرایی به مجموعهای از افکار روشنفکرانه فیلسوفان اروپای غربی و جامعهشناسانی گفته میشود که با گرایش فرانسوی مطلب نوشتهاند به عنوان یک مکتب فلسفی که تأکید بر وضوح و دقت در استدلال استفادهٔ متداول از منطق صوری تجزیهٔ مفهومی و همچنین توجه به ریاضیات و علوم طبیعی از ویژگیهای آن هستند در سده ششم پیشازایشی که فلسفه در یونان باستان رویش گرفت به همه بررسیهای اندیشگی فلسفه میگفتند و فیلسوفان نخستین در زمینههایی کاوش میکردند که اکنون باید آنها را زمینههای دانش بهشمار آورد ولی دانشهای گوناگون که به برایندهایی رسیدند که دربارهشان همرایی پدید آمد از فلسفه جدا شدند و به رشتهای جداگانه تبدیل گردیدند نشدنی نیست که دانشهای دیگری از فلسفه جدا شوند برای نمونه منطق در راهی گام برمیدارد که به شاخهای جدا از فلسفه جایگزین گردد از همین روست که فلسفه را مادر دانشها نامیدهاند گفتگوی فلسفی بیشتر رویکرد به اندیشه ناب است انگیزه این گفتگو در ریشه آن است که نادرستیها نابود گردد و دشواریها و پیچیدگیها از میان برداشته شود آنگاه که از این خویشکاری آسودگی بدست آید آنچه برای فلسفه به جا میماند پیامدهای برآیند نیست که از میان رفتن چیزهایی است که پیش از آن دشواری و پرسمان شمرده میشدهاست فلسفه بررسی راستینه است ولی نه آن سویهای از راستینه که دانشهای گوناگون بدان پرداختهاند برای نمونه دانش گیتیشناسی فیزیک دربارهٔ پیکرههای مادی از آن سویه که جنبش و ایستایی دارند و دانش زیستشناسی دربارهٔ هستارها از آن رو که زندگی دارند به پژوهش و بررسی میپردازد ولی در فلسفه فراگیرترین چیزی که بتوان با آن سر و کار داشت یا همان هستی زمینه اندیشه جای میگیرد به گفتار دیگر در فلسفه بن هستی به گونه بیکران و دور از هر گونه بند و پیشوند و پسوندی بمیان میآید از همین رو ارسطو در شناسه فلسفه میگوید فلسفه آگاهی به چگونگی هستارها است از آن رو که هستی دارند بهگونه چکیده فلسفه گروه برآیندها نیست که بیشتر راه و روش اندیشیدن است از همین روست که فلاسفه آزمونگرا کارکردهای فلسفه را در سه زمینه منطقی زبانشناختی و کاربردی فلسفه دانش منش کشورداری و دانستهاند تاریخ فلسفه به سان تاریخ دانشها افزونهٔ شاخه ایِ زمینه بنیادی نیست که خود هم زمینه است مانند اینکه دانستن تاریخ زیستشناسی پایه دانستن زیستشناسی نوین نیست زیستشناسی شاخهای از دانش است تاریخ زیستشناسی روشنگری چگونگی دست یافتن به این دانش است و این دو زمینههایی جداگانهاند ولی بررسی فلسفه بیشتر بررسی روند داد و ستد اندیشهها دربارهٔ پرسشهای فلسفی است و همین داد و ستد اندیشههاست که تاریخ فلسفه را ساختهاست دانشمند از دانشش بازدههای منشی و فرجام گرایانه نمیگیرد داوری نمیکند که کار جهان درست است یا تباه با آن که یکی از کارهای آیینی فلسفه که در آن دودلی نکردهاند رهنمود دادن است رهنمود در این باره که چگونه باید زیست و این خویشکاری زمینه دانش نیست به دشواری میتوان انگاشت که رشته دیگری گرچه به جز دین بتواند آن دگرگونی ژرفی را که فلسفه در دیدگاه دانشپژوه پدیدار میکند پدیدآورد فیزیکدانی بزرگ شما را میخواند تا انگارههایی را که دربارهٔ روش پیدایش کهکشانها دارید دگرگون کنید ولی فیلسوفی بزرگ براستی شما را فرا میخواند تا زندگیتان را دگرگون سازید دانش پیش انگاشتههایی دارد که پیشتر در فلسفه بررسی شدهاند گزارههایی مانند اینکه طبیعت مادی راستین است جهان دارای قانونهای پایدار علت و معلولی انگیزه و انگیخته است جهان دریافتنی و از سرچشمههای شناخت مردم است دانشی نیستند که پیش زمینه پرداخت به دانش میباشند درست است که برای نمونه دانشمندان علوم لزوماً از دلالتهای فلسفه علم بر کارشان آگاهی ندارند و فلسفه قادر بر تحت تأثیر قرار دادن نحوه کارشان نیست اما بیتردید فلسفه علاوه بر آنکه میتواند تفکر دانشمندان را نسبت به آنچه انجام میدهند تغییر دهد بلکه پیشفرض هرگونه علم ورزی است در دین معرفت متکی بر وحی است و حقایق نهایی در پرتوی وحی فهمیده میشوند اما در فلسفه وحی نیز باید به محک منطق و استدلال آزموده شود البته در منابع شیعی دو حجت برای انسان مطرح شده یکی وحی و دیگری عقل گرچه معمولاً حضور مردان در بحثهای فلسفی غالب است اما زنان هم در طول تاریخ فلسفه حضور داشتهاند از فیلسوفان زن دوران باستان میتوان به هیپارچیا فیلسوف در حدود سال قبل از میلاد و آرت سیرن فیلسوف قرن و قبل از میلاد اشاره کرد زنان در طول دورههای باستانی قرون وسطی و مدرن حضور داشته و پذیرفته شدهاند اما هیچ فیلسوف زنی تا قرن بیست و یکم به کانون غرب راه نیافتهاست هرچند برخی منابع به این که سوزان لانگر هانا آرنت و سیمون دو بوار وارد کانون شدهاند اشاره دارند در اوایل دهه برخی از کالجها و دانشگاههای انگلیس و ایالات متحده آمریکا زنان را پذیرفتند و تعداد زنان دانشگاهی افزایش یافت با این وجود وزارت آموزش و پرورش ایالات متحده از دهه گزارش داده که تعداد کمی از زنان تحصیلات خود را در فلسفه به پایان رساندهاند و فلسفه یکی از ملفههای متناسب با جنسیت در علوم انسانی است در سال اینساید هایر ادیوکیشن فلسفه را تاریخچه طولانی از زاد و ولد و آزار و اذیت جنسی نسبت به دانش آموزان و استادان زن فلسفه توصیف کرد در اوایل دهه انجمن فلسفی کانادایی عدم تعادل جنسیتی و تعصب جنسیتی را در زمینه علم فلسفه ذکر کرد و در ژوئن یک استاد جامعهشناسی ایالات متحده اظهار داشت که از تمامی نویسندگان نشریات فلسفه فقط درصد را زنان تشکیل میدهند همه اینها در حالی است که سایر حوزههای انسانی تا حدودی جنسیتی هستند ولی فلسفه عمدتاً مردانه است و حتی گفته میشود فلسفه از ریاضیات هم مردانهتر است فلسفه گرچه نسبت بسیار نزدیکی با نقد دارد اما هرگز خود کاملاً مصون از نقد نبودهاست دیکتاتورها معمولاً یکی از بزرگترین دشمنان فلسفه و فیلسوفان بودهاند به گواه تاریخ برخی از دینباوران نیز بهطور کلی با فلسفه پیوند خوبی نداشتهاند گروهی دیگر گرچه از فلسفه به عنوان یک علم پشتیبانی میکنند اما نسبت به آسیبهای آن هشدار میدهند رنه دکارت بر این باور است که هر چقدر یک فیلسوف بزرگتر باشد امکان خطای او بیشتر است سیستمعامل گنو در سال با هدف ایجاد یک سیستمعامل کامل و آزاد شبه یونیکس بهوسیله ریچارد استالمن پایهگذاری شد مخفف بازگشتی است پروژه گنو در سال با هدف پشتیبانی و تولید نرمافزار آزاد برای سیستمعامل گنو تأسیس شد بنیاد نرمافزار آزاد در سال با هدف حمایت از جنبش نرمافزار آزاد و به ویژه پروژهٔ گنو شروع به کار کرد امروزه مهمترین و رایجترین سیستمعاملی که از نرمافزارهای پروژه گنو و پروانه استفاده میکند لینوکس است که از کرنل لینوکس استفاده میکند و به شکل توزیع لینوکس عرضه میشود که بعضی اشخاص به آن گنو لینوکس میگویند بحث نامگذاری لینوکس کرنل اصلی سیستمعامل گنو گنو هرد است که هنوز در حال توسعه تا رسیدن به سطح پایدار است و کاربر و کاربرد زیادی ندارد در دههٔ و اوایل دههٔ برنامهنویسان رایانه تمامی کدهایی را که مینوشتند با دیگران به اشتراک میگذاشتند هر شخصی متن برنامهٔ خود را در اختیار دیگر برنامهنویسان میگذاشت و به اشتراکگذاری نرمافزار امری عادی بود اما در اوایل دههٔ همه چیز به آرامی دگرگون شد شرکتهای نرمافزاری دیگر متن برنامههای خود را در اختیار دیگران قرار نمیدادند برنامهنویسان نمیتوانستند برنامههای دیگران را تغییر داده و آن را بهبود بخشند از این پس به اشتراک گذاریِ نرمافزار جرم محسوب میشد در همین سالها ریچارد استالمن در آزمایشگاه هوش مصنوعیِ مسسهٔ تکنولوژیِ ماساچوست امآیتی مشغول به کار بود او معتقد بود که نرمافزار باید همواره آزاد بوده و همگان اجازهٔ ویرایش آن را داشته باشند به عبارت دیگر نرمافزار باید آزاد باشد نخستین گام برای داشتن یک رایانهٔ آزاد وجود یک سیستمعامل آزاد و نرمافزارهای آزاد بر روی آن بود بنابراین ریچارد استالمن پروژه گنو را آغاز کرد در طی سالهای تا او کامپایلر جیسیسی و ویرایشگر متن ایمکس را نوشت و منتشر کرد به این ترتیب ابزارهای نخستین مورد نیاز برای طراحی و ساخت یک سیستمعامل فراهم شد در سال بنیاد نرمافزارهای آزاد پایهگذاری شد مفهوم کپیلفت به وجود آمد و اجازهنامهٔ جامع و عمومی گنو جیپیال برای حمایت نرمافزارهای آزاد و تضمین آزادی کابران نوشته شد از آن زمان تاکنون افراد بسیاری به صورت داوطلبانه برای توسعه بخشهای مختلف این سیستمعامل همکاری کرده و بخشهای مختلف آن را توسعه دادند تا سال تمامی اجزای یک سیستمعامل به غیر از هسته آن آماده بود در سال لینوس توروالدز هستهای با نام لینوکس را پدیدآورد ترکیب نرمافزارهای گنو با لینوکس یک سیستمعامل کامل شد هر چند لینوکس کاملاً آزاد است اما میتوان اجزای غیر آزاد را نیز بر روی آن اجرا کرد به این ترتیب توزیعهای لینوکسی پدیدآمدهاند که کاملاً آزاد نیستند البته بنیاد نرمافزارهای آزاد تهیه کردهاست هدف اصلی در پروژه گنو ایجاد مجموعهای از نرمافزارها شامل کرنل ابزارهای مدیریتی ابزارهای توسعهٔ نرمافزارها همانند مجموعهٔ همگردانهای جیسیسی و است که به کاربران آزادی کامل را برای اجرا مطالعه ویرایش و به اشتراکگذاریِ نرمافزارها اعطا کند در حقیقت هدف اصلی پروژه تنها تأمین یک سیستمعامل پایدار و ایمن نیست بلکه تأمین آزادی کاربران و دفاع از آن است گنو یک مخفف بازگشتی است و از نخستین حرف کلمات به معنای گنو یونیکس نیست گرفته شدهاست ریچارد استالمن این نام را روشی خلاقانه برای ادای دین به سیستمعامل یونیکس میداند زیرا استفاده از نام یونیکس به دلیل علامت تجاری بودن در یک محصول دیگر بدون اجازه ممکن نیست همچنین گنو نام گونهای گاو وحشی است که در آفریقا زندگی میکند نشان گنو با طرحی از سر گاو وحشی توسط طراحی شدهاست و در وبسایت گنو یا مقالههای بنیاد نرمافزارهای آزاد به کار میرود اقیانوس منجمد شمالی یا اقیانوس شمالگان کوچکترین اقیانوس جهان است که مساحت آن کیلومترمربع میباشد عمق میانگین این اقیانوس متر برآورد شدهاست این اقیانوس در پیرامون قطب شمال و در ناحیهٔ شمالگان واقع شده و در ضمن کوچکترین و کمعمقترین اقیانوس جهان بهشمار میرود سازمان بینالمللی آبنگاری آن را به عنوان یک اقیانوس به رسمیت میشناسد ولی برخی از اقیانوسنگاران آن را دریای منجمد شمالی نام نهادهاند از نگاهی دیگر این اقیانوس را میتوان شمالیترین بخش اقیانوس جهانی دانست دریاهای پیرامون یا مربوط به آن عبارتاند از دانشمندان دریافتهاند که باد و جریانهای دریایی دست به دست هم داده و کوههای یخی دریایی را از تمامی مناطق شمالگان به سوی کرانههای شمالی گرینلند و مجمعالجزایر شمالگانی کانادا هدایت میکنند بنا بر این دادهها دانشمندان معتقدند که با گذر زمان و ادامهٔ گرمایش زمین منطقه یادشده تنها بخش از اقیانوس منجمد شمالی خواهد بود که همچنان در آن دریای یخبسته دیده خواهد شد این منطقه نسبتاً آرام دریایی چشماندازهای زیبا و بیش از هزار جزیره دارد که شامل جزیرهٔ الزمیر و جزیرهٔ بافین هستند برخی از یخپهنههای آنجا قدمتی چند دههای دارند و ضخامتشان بیش از متر است پزشکی یک دانش کاربردی است هدف آن حفظ و ارتقاء تندرستی درمان بیماریها و بازتوانی آسیبدیدگان است این منظور با شناخت بیماریها تشخیص درمان و جلوگیری از بروز آنها به انجام میرسد دانش پزشکی بر روی طیف وسیعی از رشتهها شامل از فیزیک و زیستشناسی تا علوم اجتماعی مهندسی و علوم انسانی بنا شدهاست امروزه هدف دانش پزشکی استفاده از فناوریهای دانشمبنا و استدلال قیاسی برای رسیدن به راهحل مشکلات بالینی است اکتشافات در باب ماهیت ژنها و سلولها دریچهای برای تعریف فیزیولوژی بر مبنای سیستمهای مولکولی فراهم کردهاست این بصیرت فیزیولوژیکی راه را برای درک بهتر فرایندهای پیچیده بیماریها و رویکردهای نو درمانی فراهم کردهاست تلاش بشر برای درمان بیماریها و آسیبها از دوران پیش از باستان وجود داشتهاست و در دوران باستان نیز در کنار مذهب و گاه به عنوان بخشی از آن وجود داشتهاست در یونان باستان پزشکانی چون بقراط پزشکی را به عنوان دانش و فنی مجزا مطرح کردند و بنیانگذاران راهی بودند که بعدها توسط پزشکانی همچون ابنسینا و رازی طی شد در رنسانس با بهرهگیری از روش علمی پزشکی پیشرفتهای قابل توجهی کرد از قرن آنچه به عنوان پزشکی مدرن شناخته میشود بنیان گذاشته شد در اواخر قرن بیستم و دوران معاصر دانش ژنتیک رویکرد نسبت به درمان و بیماریها را دچار تحولی جدی کرد بهطوریکه ژنتیک پزشکی را دارای نقشی متحولکننده برای پزشکی از درمان محور بودن به حفظ سلامتی دانستهاند اهمیت سلامتی در بهرهوری اجتماع و کیفیت زندگی منجر به تأسیس موسسات و قوانین شدهاست تا مسایلی همچون تحصیل و مجوزدهی به پزشکان تا نحوه استفاده از بودجههای درمانی در کشورها قانونمند و تنظیم شوند لذا سازمانهای پزشکی در کشورهای مختلف برای سازمان دهی و قانونمندسازی فعالیتهای پزشکی تأسیس شدهاند در حرفه پزشکی پزشکان با استفاده از قضاوت بالینی بیمار را جهت تشخیص درمان و پیشگیری از بیماری ارزیابی میکنند در عملکرد بالینی معمولاً مراحل شرح حال معاینه فیزیکی تهیه فهرست مشکلات مشخص کردن تشخیصهای افتراقی بررسیها شامل آزمایش و تصویربرداری و رسیدن به تشخیص و در آخر درمان انجام میشود امروزه پیشرفتهای روزمره علم و گسترش قابل توجه دامنه دانش پزشکی و شناخت بشر از بیماریها منجر به تخصصی شدن پزشکی و تقسیم آن به رشتههای مختلف شدهاست با این حال کماکان ارائه خدمات پزشکی در بیشتر جوامع از سطح مراقبتهای اولیه بهداشتی با تمرکز روی عملکرد پزشکان عمومی و پزشکان خانواده شروع میشود و بسته به نیاز در سیستم ارجاع بیماران به سطوح دوم و سوم که خدمات پزشکی تخصصیتر را ارائه میدهند ارجاع میشوند پزشکی مدرن با انتقاداتی هم مواجه است از جمله عدم دسترسی مناطق محروم و طبقه کم درآمد بعضی جوامع به خدمات پزشکی گرانقیمت که در این راه سازمانهایی همچون سازمان جهانی بهداشت با تعیین سیاستهای جهانی و ایجاد مسئولیت در کشورها و سیاستمداران نسبت به سلامت سعی در رفع این نقیصه را دارند واژه فارسی پزشک از پارسی میانهٔ است در اوستایی به صورت آمدهاست که با سانسکریت همریشه است که همگی به معنی پزشک هستند این واژه در فارسی به صورت بجشک بچشک و بزشک هم آمدهاست پیدایش پزشکی را به دوران ماقبل تاریخ نسبت میدهند دورانی پیش از اختراع خط و از آنجا که زمان اختراع خط در فرهنگهای مختلف متفاوت است پزشکی ماقبل تاریخ دورههای زمانی گستردهای را میتواند دربر گیرد پزشکی در مصر باستان وجود داشت اطلاعات پزشکی در پاپیروس ادوین اسمیت یافت شده که متعلق به پیش از میلاد است اولین جراحی احتمالاً در پیش از میلاد در مصر انجام شدهاست در پاپیروس ژاینکولوژی کاهون اطلاعاتی در مورد درمان بیماریهای زنان و باروری وجود دارد اولین پزشک شناخته شده هم احتمالاً هسی رع رئیس پزشکان و دندانپزشکان پادشاه جوزر در قرن پیش از میلاد است در کنار مصریها بابلیها هم به تشخیص معاینه و درمان بیماریها میپرداختند کتاب راهنمای تشخیصی آنها روشهای درمان و سببشناسی اتیولوژی را معرفی کرد در تمدن هایی چون شهر سوخته ایلام تپه سیلک و داده هایی باستانی از مغان زرتشتی نشان می دهد سیستم های پزشکی متفاوتی با دیگر سیستم ها و بسیار پیشرفته وجود داشته است بسیاری از منابع بقراط را پدر پزشکی میدانند او پایههای رویکرد منطقی به پزشکی را بنا نهاد بقراط ایجادکننده سوگندنامه بقراط برای پزشکان است که هنوز مورد استفاده است او اولین کسی بود که بیماریها را به حاد و مزمن اندمیک و اپیدمیک تقسیمبندی کرد و کلماتی همچون راجعه بهبود بحران پاروکسیسم اوج و تشنج را در پزشکی استفاده کرد در مطالعه فیزیولوژی و کالبدشناسی دو اسکندریهای به نامهای هروفیلوس از کالسدون و اراسیستراتوس از سئوس نقش داشتند پزشک یونانی گالن نیز یکی از بزرگترین جراحان دوران باستان بود و جراحیهای بی پروایانهای شامل مغز و چشم انجام داد کتابهای او بعدها مورد استفاده در قرون وسطی قرار میگرفت در دوران رکود علم و پزشکی در دنیای غرب در قرون وسطی مسلمانان و ایرانیان شروع به ترجمه آثار پزشکی یونان باستان از جمله آثار بقراط و گالن به عربی کردند از طرفی با بهرهگیری از میراث علمی پزشکی ایرانیان در جندی شاپور پزشکی در دنیای اسلام شکوفا شد ابن سینا از مشاهیر برجسته پزشکی در این دوران بود که توسط برخی منابع در کنار بقراط به عنوان پدر علم پزشکی شناخته میشود او کتاب قانون در پزشکی را نگاشت که از مشهورترین کتابهای تاریخ پزشکی محسوب میشود از سایر مشاهیر میتوان از زهراوی ابن زهر ابن نفیس و ابن رشد نام برد محمد زکریای رازی یکی از اولین دانشمندانی بود که نظریه یونانی اخلاط چهارگانه را مورد تردید قرار داد بهطوریکه در الحاوی که بزرگترین دائرالمعارف طبی اسلامی خوانده میشود هیچ نامی از اخلاط و طبایع و مزاجها نبردهاست با این وجود تا مدتها این نظریه در پزشکی غربی قرون وسطی و پزشکی اسلامی مثر باقی ماند بیمارستانها در دنیای اسلام که از بیمارستان جندی شاپور ایران الگو گرفته بودند از اولین نمونههای بیمارستانهای عمومی در جهان بودند در اواخر قرون وسطی پزشکی دوباره در اروپا رونق گرفت اندرو واسالیوس یکی از تأثیر گذارترین کتابها در کالبدشناسی را نوشت باکتری و میکروارگانیسمها اولین بار توسط میکروسکوپ آنتونی وان لوونهوک در مشاهده شد مایکل سروانتس بهطور مستقل از ابن نفیس جریان خون ریوی را دوباره کشف کرد ولی این کشف منتشر نشد بعدها این کشف توسط رنالدوس کولومبوس و آندره سزالپینو توصیف شد بر مبنای کارهای کولومبوس بعدها ویلیام هاروی پزشک انگلیسی دستگاه گردش خون را توصیف کرد حرفه پزشکی در قرن نوزدهم در پی پیشرفتهای سریع علم و رویکردهای نوین پزشکان دستخوش تغییر شد پزشکان بیمارستانها شروع به آنالیز سیستماتیک تر علایم بیماریها در تشخیص کردند از جدیدترین تکنیکها استفاده از بیهوشی و بهکارگیری تکنیک آسپتیک در اتاق عمل بود در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم آماردانان انگلیسی به رهبری فرانسیس گالتون کارل پیرسون و رونالد فیشر ابزارهای آماری برای مرتبطسازی و آزمودن فرضیهها ابداع کردند که امکان آنالیزهای پیچیدهتر اطلاعات را فراهم میکرد در قرن بیستم جنگهای بزرگ همراه با حضور پزشکان و بیمارستانهای سیار بودند در طی جنگ جهانی اولین تکنیک اشعه ایکس در تشخیص گسترش یافت و استفاده از مواد ضدعفونیکننده برای پیشگیری از قانقاریای زخمها فراگیر شد پاندمی آنفلوآنزای در سطح جهان میلیون نفر تلفات داد و منشأ تحقیقات اپیدمیولوژیک شد در جنگ جهانی دوم مراقبت از بیماران و زخمیها با بهکارگیری تکنیکهای جدیدی همچون واکسیناسیون فعال علیه کزاز داروهای سولفونامید و پنی سیلین متحول شد از جنگ جهانی دوم استفاده از دِدِت در مقابله با پشه حامل مالاریا که در بیشتر مناطق حاره شایع بود شروع شد در همین دوره درمانهای آلوپاتیک مبتنی بر مداخلات خارجی شامل دارو و جراحی از درمانهای مبتنی بر فیزیولوژی فیزیوتراپی از یک دیگر جدا شد که قشر جدا شده بعد از سال میلادی در آمریکا فیزیوتراپیست نامیده شد در عملکرد بالینی پزشکان با استفاده از قضاوت بالینی بیمار را جهت تشخیص درمان و پیشگیری از بیماری ارزیابی میکنند در عملکرد بالینی ترتیب خاصی از فعالیتها وجود دارد که معمولاً رعایت میشود شامل شرح حال معاینه فیزیکی تهیه فهرست مشکلات مشخص کردن تشخیصهای افتراقی بررسیها شامل آزمایشها و تصویربرداری و رسیدن به تشخیص و در آخر درمان رابطه پزشک و بیمار با بررسی سابقه و شرح حال پزشکی بیمار شروع شده و به دنبال آن مصاحبه پزشکی و معاینه پزشکی بیمار صورت میگیرد ابزارهای اولیه تشخیص همچون گوشی پزشکی و آبسلانگ معمولاً استفاده میشوند بعد از معاینه برای علائم و مصاحبه برای نشانههای بیماری پزشک ممکن است آزمایشهای پزشکی تست به عنوان مثال آزمایش خون درخواست دهد نمونهگیری بیوپسی کند یا دارو و سایر درمانها را تجویز کند در این راه تنظیم فهرستی از تشخیصهای افتراقی کمک میکند که بیماریهای مشابه بر اساس اطلاعات به دست آمده رد شوند در طی ویزیت آگاهسازی مناسب بیمار از همه حقایق بخش مهمی از رابطه پزشک و بیمار است و به اعتمادسازی کمک میکند ویزیت پزشکی سپس در سابقه پزشکی مستندسازی میشود که این یک سند قانونی در بسیاری از منابع قضایی محسوب میشود ممکن است ویزیتهای بعدی کوتاهتر باشند اما همین رویه کلی صورت میگیرد مصاحبه و ویزیت پزشکی شامل این اجزا است معاینه فیزیکی معاینه بیمار به دنبال یافتن علایم بیماری است که در آن نشانهها را بیمار بیان میکند و علایم توسط پزشک پیدا میشوند پزشک از حواس بینایی شنوایی لامسه و گاه بویایی برای نمونه در عفونتها اورمی کتواسیدوز دیابتی استفاده میکند استفاده از حس چشایی با وجود روشهای تشخیص مدرن به کار نمیرود ولی قدیم در نبود آزمایش قند خون در تشخیص دیابت شیرین به کار میرفت در معاینه چهار عمل به عنوان بخشهای اصلی معاینه شناخته میشوند مشاهده لمس دَق و سمع این ترتیب ممکن است بسته به موضع معاینه تغییر کند برای نمونه یک مفصل را با مشاهده لمس و حرکت معاینه میکنند وجود این ترتیب تنظیم شده یک ابراز آموزشی هم هست که پزشکان را به برخورد سیستماتیک با بیمار و پرهیز از استفاده از ابزارهای پزشکی همچون گوشی پزشکی قبل از استفاده از این روشها تشویق میشوند معاینه بالینی شامل بررسی این موارد نیز است در صورت لزوم ممکن است از نتیجه آزمایشهای پزشکی تست و تصویربرداری پزشکی هم استفاده شود روند تصمیمگیری پزشکی شامل آنالیز و ایجاد دادههای فوق برای رسیدن به یک فهرست از تشخیصهای افتراقی است در طی این روند پزشک با فکر کردن به آنچه لازم است تا یک تشخیص قطعی به دست آید مسیر درست را انتخاب میکند معمولاً پزشک برای رسیدن به تشخیص این مراحل را در استدلال بالینی در ذهن خود طی میکند در نهایت نقشه درمانی ممکن است شامل درخواست آزمایشها و بررسیهای آزمایشگاهی بیشتر شروع درمان ارجاع به متخصص یا مشاهده هوشیارانه روند بیماری باشد ویزیتهای بعدی ممکن است لازم باشد در پزشکی برای انتخاب بهترین آزمایش یا روش تصویربرداری معیارهایی وجود دارد این اصول کلی شامل قابل اعتماد بود اعتبار حساسیت خصوصیت و ارزش پیشگویی آن تست میشود این روند معمولاً توسط ارائهکنندگان اصلی خدمات درمانی و همچنین متخصصها به کار میرود ممکن است در صورت ساده و مشخص بودن مشکل تنها چند دقیقه طول بکشد برعکس ممکن است هفتهها در بیماری که با نشانههای غیرمعمول و چند سیستمی درگیر است به طول انجامد و چندین متخصص درگیر این روند شوند در ویزیتهای بعدی مشابه این روند در فرم خلاصه شدهاش تکرار میشود تا شرح حال نشانهها یافتههای معاینه و نتیجه آزمایشها و تصویربرداریها یا نتیجه مشاوره با متخصص به دست آید رشد روزافزون صنایع ارتباطی مخابراتی و انفورماتیکی هر روز دنیا را با انقلابی جدید مواجه میکند انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات در کلیه بخشهای اقتصادی اجتماعی سیاسی و امنیتی کشورها تأثیراتی قابل توجه بر جای گذاشتهاست با توسعه این فناوری در بخش پزشکی به دنبال تحول عظیمی در نظام ارائه خدمات بهداشتی و درمانی میباشیم و یکی از مهمترین حوزههای کاربرد فناوری اطلاعات حوز بهداشت و درمانی میباشد فناوری اطلاعات از روشهای متعددی میتواند به این حوزه کمک نماید سیستمهای ذخیره اطلاعات بیمار سیستمهای اطلاعات دارویی سیستمهای درمانی و جراحی سیستمهای پیگیری درمان سیستمهای درمان از راه دور سیستمهای راهبری پرستار رباتهای جراح و سیستمهای پذیرش بیمار و بسیاری دیگر که در پس پرده طراحی تمام اینها یک هدف مشترک وجود دارد و آن تسهیل در کار درمان است با استفاده از این سیستمها بیمار در کمترین زمان بهترین خدمات را دریافت میکند پزشک تمام وقت از هر جای دنیا که بخواهد به بیماران خود دسترسی دارد و اطلاعات بیماران در همه جا بهطور کامل در دسترس است دسترسی همگانی به اطلاعات پزشکی در بستر شبکههای الکترونیکی یک ریا نیست آن را به وضوح میتوان در سازمانهای درمانی که به این سیستمها نزدیک شدهاند مشاهده کرد سامانههایی مانند ذخیره الکترونیکی اطلاعات سلامت که میتواند اطلاعات بهداشتی درمانی و سلامتی فرد را پیش از تولد یعنی زمانی که فرد دوران جنینی را طی میکند تا پس از مرگ یعنی وقتی دیگر در قید حیات نیست را به صورت اطلاعات جامعی در یک فایل الکترونیکی ذخیرهسازی کرده و آن را در یک شبکه اختصاصی در دسترسی افراد مشخصی قرار دهد به عنوان نمونه بارزی از کارکردهای فناوری اطلاعات در امر سلامت بهشمار میرود پزشکی معاصر بهطور کلی در یک سامانه مراقبتهای بهداشتی عمل میشود چارچوبهای حقوقی صدور گواهینامه و بودجهدهی را دولتها و گاهی در کنارشان سازمانهای بینالمللی همچون خیریهها و موسسات مذهبی برقرار میکنند خصوصیات هر سیستم درمانی تأثیر قابل توجهی در چگونه ارائه خدمات پزشکی دارد از دوران قدیم ادیان در ارائه خدمات عامالمنفعه نقش داشتهاند و این منجر به ایجاد ساختارهای پرستاری و بیمارستانی شد کشورهای پیشرفته صنعتی به جز ایالات متحده آمریکا در بسیاری از کشورهای در حال توسعه خدمات درمانی از طریق سامانههای سراسری بهداشتی ارائه میدهند که هدف آنها ارائه این خدمات از طریق پرداخت یکباره دولتی یا بیمههای خصوصی و مشارکتی اجباری است این منجر به دسترسی تمامی جمعیت کشور به خدمات درمانی بر مبنای نیاز و نه توان پرداخت میشود ارائه خدمات ممکن است توسط ارائهکنندگان خصوصی یا بیمارستانها و درمانگاههای دولتی یا موسسات خیریه یا ترکیبی از این سه صورت گیرد بیشتر جوامع قبیلهای و ایالات متحده آمریکا هیچ تضمینی برای ارائه خدمات به کل جمعیت ندارند در این جوامع خدمات درمانی تنها برای کسانی که توان مالی کافی را دارند یا خوشان را بیمه کردهاند یا توسط کمک مالی مستقیم دولت یا قبیله ارائه میشود شفافیت اطلاعات معیار دیگری است که ارائه خدمات درمانی را تعریف میکند دسترسی به اطلاعات در مورد بیماریها درمانها و کیفیت و قیمتگذاری این خدمات تأثیر زیادی روی انتخاب بیماران مصرفکنندگان و در نتیجه متخصصان پزشکی میشود در حالیکه در سیستم درمانی آمریکا به خاطر نبود چنین شفافیتی انتقادات زیادی وجود دارد قوانین جدید شفافیت بیشتری را تشویق میکند از طرف دیگر میان میزان شفافیت و نگرانیهایی همچون محرمانه بودن اطلاعات بیماران و امکان بهرهبرداری تجاری از این اطلاعات وجود دارد ارائه خدمات پزشکی به سه رده اولیه ثانویه و ثالثیه تقسیم میشود خدمات بهداشتی اولیه به عنوان اولین مرحله روند درمانی طبقهبندی میشوند طبق سازمان بهداشت جهانی در کنفرانس آلما آتا در مراقبتهای بهداشتی اولیه عبارتند از مراقبتهای ضروری در زمینه سلامت که برای همه افراد و خانوادهها قابل دسترسی باشد بر طبق سازمان جهانی بهداشت خدمات بهداشتی اولیه لازم است پوشش همگانی برای همه مردم داشته باشند مردم محور باشند و به نیازهای مردم تحت پوشش بپردازند به فاکتورهای خارج از بحثهای بیولوژیکی که بر سلامت مثرند توجه کند و شامل مشارکت تمامی اجزاء جامعه باشد در بسیاری کشورها رکن اصلی ارائه این خدمات پزشکان خانواده هستند که در بیشتر کشورها پزشکان با طی دورههای آموزشی خاص مخصوص پزشکی خانواده برای این منظور آماده میشوند این خدمات در خانههای بهداشت مطب پزشکان درمانگاهها آسایشگاهها مدارس ویزیتهای خانگی و سایر محلهای نزدیک به بیمار ارائه میشوند خدمات اولیه درمانی خود در سه سطح متفاوت مطرح میشود سطح اول به دنبال پیشگیری و کاهش احتمال بروز بیماری یا کاهش سلامتی است سطح دوم شامل خدمات غربالگری جهت شناسایی زودهنگام افراد بیمار است و در سطح سوم درمان و کنترل عوارض بیماریها مطرح است در صورت وجود سیستم ارجاع در کشور خدمات مراقبتی ثانویه یا سطح دو در سیستم ارجاع توسط متخصصین پزشکی در مطب یا درمانگاه یا در بیمارستانهای محلی برای بیماران ارجاع شده از خدمت دهنده اولیه صورت میگیرد ارجاع در صورت نیاز به تخصص یا فرایندی تخصصی به متخصص صورت میگیرد این شامل خدمات سرپایی و بستری بخش اورژانس مراقبتهای ویژه جراحیها فیزیوتراپی زایمان واحد آندوسکوپی آزمایشگاه تشخیص پزشکی و خدمات تصویربرداری پزشکی مراکز هاسپایس و غیره است بعضی از ارائه دهندگان خدمات اولیه درمانی ممکن است به درمان در بیمارستانها و زایمان نوزادان در یک سیستم درمانی ثانویه نیز مشغول باشند خدمات پزشکی ثالثیه سطح سوم در سیستم ارجاع نوعی از خدمات مشاورهای تخصصی است که توسط متخصصین بیمارستانی و مراکز ناحیهای مجهز به امکانات تشخیصی و درمانی که در بیمارستانهای محلی معمولاً در دسترس نیست ارائه میشود این خدمات شامل مراکز مصدومیتها مراکز سوختگی بخشهای پیشرفته نوزادان پیوند اعضاء زایمان با ریسک بالا پرتودرمانی بخشهای سرطان جراحی اعصاب و سایر مداخلات پیچیده جراحی و پزشکی میشود گاه از خدمات سطح چهار هم نام برده میشود که در واقع اشاره به خدمات تخصصی تر منشعب از مراکز سطح سه است که معمولاً دسترسی محدودتری دارند این خدمات شامل روشهای آزمایشی و تحقیقاتی و بعضی روشهای ناشایع جراحی و تشخیصی هستند خدمات پزشکی مدرن همچنین وابسته به اطلاعاتی است که هنوز در بسیاری از مراکز بر مبنای کاغذ است و هر روز بیشتر به صورت الکترونیکی صورت میگیرد سازمان بهداشت جهانی یکی از آژانسهای تخصصی سازمان ملل متحد است که در تابستان در ژنو واقع در سوییس آغاز به کار کرد اولویتهای اولیه این سازمان مالاریا سل بیماریهای جنسی سلامت مادر و کودک مهندسی بهداشتی و تغذیه بود سازمان جهانی بهداشت جهت دهی و هماهنگسازی مراجع سلامت در ساختار سازمان ملل متحد را عهدهدار است این سازمان هدایت امور مربوط به سلامت در سطح جهان شکلدادن به برنامههای تحقیقاتی تعیین استانداردها تبیین سیاستگذاری شاهد مبنا ارائه حمایت فنی به کشورها و نظارت و ارزیابی رویکردهای سلامتی را عهدهدار است به دنبال تغییرات جهانی در زمینه سلامت و بحرانهایی که این سازمان در اواخر قرن بیستم با آنها روبرو بود این سازمان امروزه به دنبال بازیابی موقعیت در معرض خطر خود به عنوان هماهنگکننده و رهبری سلامت در جهان با در پیشگیری رویکرد سلامت جهانی به جای سلامت بینالمللی است در ایران تدوین و ارائه سیاستها تعیین خط مشیها و برنامهریزی برای فعالیتهای مربوط به تربیت نیروی انسانی گروه پزشکی پژوهشی خدمات بهداشتی درمانی دارویی بهزیستی و تأمین اجتماعی بر عهده وزارت بهداشت است همچنین این وزارتخانه ایجاد نظام هماهنگ بهداشت درمان و آموزش پزشکی و گسترش شبکه تلفیقی بهداشت و درمان را بر عهده دارد تعیین رشتهها و مقاطع تحصیلی مورد نیاز ایران و اجرای برنامههای تربیت نیروی انسانی گروه پزشکی از دیگر وظایف قانونی این وزارتخانه است در ایران افراد برای پزشکی یا اخذ یکی از تخصصهای پزشکی لازم است پس از اخذ دیپلم یا مدرک پیش دانشگاهی در ابتدا دوره هفت ساله دکتری حرفهای را بگذرانند شامل سه دوره علوم پایه کارآموزی و کارورزی که در نهایت به عنوان پزشک عمومی شناخته میشوند هر پزشک عمومی پس از چند سال تحصیل در یکی از رشتههای تخصصی به عنوان متخصص آن رشته پزشکی شناخته میشود هر متخصص یکی از رشتههای تخصصی پزشکی پس از گذراندن دو تا سه سال دیگر به عنوان فوقتخصص یک رشته زیرگروه آن رشته تخصصی شناخته میشود سایر دورههای آموزشی برای پزشکان متخصص که طول دوره آنها کمتر از دو سال است دورههای فلوشیپی یا تکمیل تخصص گفته میشوند و این دورهها منجر به اخذ مدرک نشده و به عنوان فوق تخصص تلقی نمیگردد از آنجایی که درمان بیماران فرآیندی تیمی و گروهی به عبارتی چند تخصصی می باشد در حوزه تقسم بندی جایگاه کادر درمانی بهداشت روان با توجه به حساسیت و نیاز به تخصص دقیق جهت مداخله و درمان علمی بیماران است در ایران اکثر تخصصهای پزشکی جهانی وجود دارد و تدریس میشود طب داخلی یک تخصص پزشکی مجزا است که به خصوص با تشخیص کنترل و درمان غیر جراحی بیماریهای غیرمعمول یا وخیم سروکار دارد چه مربوط به یک دستگاه بدن یا چندین دستگاه بهطور کلی تأکید خاص این زمینه پزشکی روی ارگانهای داخلی بدن است از آنجا که معمولاً بیماران این متخصصین وضعیت وخیمی دارند کار این متخصصان بیشتر در بیمارستانها است قبلاً این تخصص زیر شاخه فوق تخصص نداشت و این متخصصین عمومی همه نوع بیماری را ویزیت میکردند اما امروزه این شیوه کمتر به کار میرود و بیشتر متخصصین داخلی در فوق تخصص خاصی فعالیت میکنند به عنوان مثال متخصصین گوارش فقط به بیماریهای دستگاه گوارش میپردازند یا متخصصین کلیه فقط درمان بیماریهای کلیوی را عهدهدار میشوند فوق تخصصهای زیادی در پزشکی داخلی وجود دارد برخی زیر تخصصهای میان رشتهای پزشکی عبارتند از در برنامههای آموزشی پزشکی هنوز هم شیوه خاصی از آموزش مرکزیت دارد که به مکتب اوسلری معروف است ویلیام آسلر که پزشک و آموزگار برجستهای بود نوشتهاست این یک قانون ایمن است که هیچ آموزش کتابی بدون بیمار انجام نشود چرا که همیشه بهترین آموزش آن است که توسط خود مریض صورت گیرد این مکتب به دلیل آنکه در عمل مثر بوده همچنین ادامه یافته و از پایههای اصلی برنامههای آموزشی پزشکی محسوب میشود تمامی اشکال آموزش پزشکی به دنبال آماده کردن دانشجویان برای طبابت مسوولانه هستند لذا این دانشجویان لازم است مقادیر قابل توجهی تئوری و دانش را فراگیرند و در نهایت آنچه تواناییشان را محک میزند نه دانش آنها بلکه عملکردشان است هدف از آموزش پزشکی انتقال دانش انتقال مهارتها و ارزشهای این حرفه به شکلی مناسب و هماهنگ است ساختار کلی آموزش پزشکی در جهان با تفاوتهایی همسان است برنامه دوره دکتری عمومی پزشکی در ایران شامل چندین مرحله است که در تمامی دانشگاههای علوم پزشکی کشور به یک شکل اجرا میشود بخش اول آموزش نظری و عملی که در مرحله اول آن دروس عمومی و علوم پایه تدریس میشود در پایان این مرحله امتحان جامع علوم پایه برگزار میشود و قبولی در این امتحان شرط ورود به مرحله بعدی است در مرحله دوم نشانهشناسی و فیزیوپاتولوژی مورد تدریس قرار میگیرد دانشجویان پزشکی پس از این دوره میتوانند وارد بخش دوم آموزش بالینی شوند که شامل دو مرحله کارآموزی بالینی و در نهایت کارورزی بالینی اینترنی است که زیر نظارت مستقیم پزشکان باتجربه میتوانند به تشخیص و درمان بیماران بپردازند آموزش نظری عملی و آموزش بالینی هرکدام سه سال و نیم به طول می انجامد طبق قوانین ایران حداقل سنوات تحصیلی مجاز جهت تحصیل در دوره دکتری عمومی پزشکی سال و حداکثر سال است اخلاق پزشکی شاخهای از اخلاق است که آموزههایش در راه تعالی حرفه پزشکی به کار میرود پزشکان اخلاق را به عنوان چارچوبی فراتر از قانون و به اراده خود به کار گرفته و به آن عمل میکنند اخلاق پزشکی بحثی در حوزه اخلاق هنجاری کاربردی است و هدف آن حل مشکلات خاصی است که در عمل به پزشکی و تحقیقات زیستی به وجود میآید اخلاق پزشکی به عنوان مبحثی جداگانه از اخلاق اولین بار در مطرح شد مرکز اخلاق و حیات مرکز هاستینگز مسسه کندی مرکز اخلاق زیستی دانشگاه جرج تاون و مجلاتی همچون فلسفه و پزشکی و پزشکی نظری و اخلاق پزشکی طلایه داران آن بودند اخلاق پزشکی به موضوعاتی همچون رابطه میان پزشک از یک سو و بیماران و همراهان از سوی دیگر تعاملات پزشک با دیگر پزشکان روابط تیم پزشکی و پرسنل بیمارستانی با یکدیگر میپردازد در اخلاق پزشکی بحثهایی همچون خودمختاری بیمار رضایت بیمار منفعت بیمار عدالت در حق بیماران و موضوعات پرچالشی همچون اتانازی ژنتیک و کلونینگ انسان لقاح مصنوعی باروری آزمایشگاهی مطرح است همیشه این بحث در میان پزشکان وجود داشته که تنها یک شخص از درون این حرفه با همان میزان تجربه و آموزش میتواند در مورد دیگری قضاوت کند اما پزشکان خود بخشی از مجموعه بزرگتری سیستم مراقبتهای سلامتی در جامعه هستند هر سیستم درمانی محیط قانونگذاری مخصوص خود را دارد که خود وابسته به سیستمهای گستردهتر اجتماعی و سیاسی است بنابراین برای اینکه کنترل قانونی پزشکی مثر باشد لازم است بر مبنا و تکمیلکننده ارکان قانونی موجود در سیستم سلامت و آموزش باشد مراجع قانونی در پزشکی معمولاً سه عملکرد اصلی را تحت پوشش قرار میدهند تعیین استاندارها که در زمینه آموزش رفتار اخلاقی صلاحیت کارایی و رفتار قراردادی صورت میگیرد دوم نظرات بر عمل به این استانداردها و در آخر مداخله برای اطمینان از برقرار بودن یا نبودن آنها صورت میگیرد در ایران صدور پروانه طبابت و سایر تخصصهای بهداشتی از وظایف وزارت بهداشت است از طرف دیگر رسیدگی به شکایتهای مربوط به امور پزشکی در ایران بسته به نوع شکایت طبق قانون اصلاح مقررات امور پزشکی و دارویی فروردین میتواند در صلاحیت دادگاههای عمومی یا دادگاههای انقلاب اسلامی باشد اما رسیدگی به بیشتر شکایت در صلاحیت سازمان تعزیرات حکومتی است از دیدگاه حقوقی خطاهای پزشکی با قصور در پزشکی تفاوت دارند خطاهای پزشکی یک عمل ناخواسته است که به نتیجه مطلوب در امر طبابت منجر نمیشود از طرفی خطای جزایی پزشکی یا قصور به آن دسته از خطاهایی اطلاق میشود که اولاً باید موجب ایجاد عارضه و آسیبی شده باشد و ثانیاً این عارضه ناشی از قصور یا تقصیری از ناحیه کادر درمان باشد از بزرگترین مشکلات پزشکی مدرن عدم دسترسی به آن در مناطق محروم و قشرها کم درآمد است میان فقرا و ثروتمندان یک فاصله درآمدی وجود دارد که به ویژه در درمانهای پرهزینهای چون درمان ایدز و سل آشکار میشود اکثریت منابع پزشکی و درمانها در کشورهای ثروتمند و با شیوع پایین بیماریها به خصوص نیمکره غربی متمرکز شدهاند از سوی دیگر کشورهای در حال توسعه و عقبافتاده دنیا شیوع بالایی از ایدز دارند ولی فاقد منابع کافی برای درمان آن هستند خطاهای پزشکی و تجویز زیاد از حد دارو و سایر بیماریهای ناشی از درمان هم از مشکلات دیگر مورد توجه هستند متخصصین مهندسی فاکتور انسانی عقیده دارند که پزشکی میتواند با اتخاذ ایدههای مورد استفاده در ایمنی هوانوردی که از خطرات قرار دادن مسوولیت زیاد روی دوش یک ابرانسان و انتظار از او برای خطا نکردن فایده ببرد سیستمهای گزارش دهی و سازوکارهای وارسی هر روزه بیشتر در تشخیص منبع خطاها و بهبود عملکرد به کار میروند روشهای تشخیصی بالینی در برابر روشهای آماری و الگوریتمی قبلاً در تشخیص روانپزشکی به کار برده شدهاند و برتری روشهای آماری مشخص شدهاست در یک متا آنالیز در سال که این روشها در پزشکی و روانشناسی مورد مقایسه قرار گرفتند بهطور کلی روشهای مکانیکی و آماری در بیشتر موارد و نه همه موارد برتری داشتند نابرابری در کیفیت خدمات در جمعیتها نیز یکی دیگر از موضوعات مورد مناقشه است به عنوان مثال در مطالعهای مشخص شد که افراد پیر دچار مشکلات روانی از مراقبتهای ضعیفتری در طی بستری برخوردار بودند بزرگترین و پرافتخارترین جایزه جهانی در زمینه پزشکی جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی است که سومین جایزهای است که آلفرد نوبل در وصیتنامهاش از آن نام برد اولین جایزه نوبل در پزشکی و فیزیولوژی به امیل فون براون به علت درمان با سرم اهدا شد در سالهای بعد هم بسیاری از اکتشافات بزرگ در زمینه پزشکی همچون کشف پنیسیلین مهندسی ژنتیک و گروههای خونی به دریافت جایزه نوبل منجر شدهاست 
